سنگسار انسانیت

کارتون
سنگسار انسلنیت

سنگسار انسانیت

زن درادوارمختلف تاریخ، کشورهای مختلف وادیان مختلف از ویژه گی های خاص برخورد داربوده اند. صدسال قبل زنان قهرمان اروپا که با ایثار وفدارکارتوانستند در مقابل  بی عدالتی ها صدای شان را بلند نمایند و” کلارا زتکین” زن مبارز المانی روز هشت مارچ را بیاد مبارزین قهرمان وآغازین مبارزه عدالت وبرابری حقوق زن درجوامع بشری، رسماٌ تجلیل ومهر تائید بگذارد. اما متاسفانه درکشورما این مبارزه سیرصعودی را پیموده است، زیرا افغانستان نظر به موقعیت جغرافیایی خویش همیشه مورد توجه ابر قدرت جهانی قرار داشته ولشکرکشی های زیاد را پیش سر گذرانده است و حکومات مزدورهیچگاه درتشویق وترغیب آموزش  علم درکشور نبوده ومردم را زیرنام های  سنن پسنیده ، سوٌ استفاده ازمسایل مذهب از آگاهی علمی کنار برده اند بناٌ مرد و زن جامعه وبخصوص زنان چانس مبارزه برای اعاده حقوق خویش را نداشته اند. مخصوصاٌ درطی سه دهه جنگ اخیر زنان کشور ما نه تنها برای بدست آورد حقوق شان که تازه روند دموکراسی زنان بار ور میشد، چانس  مبارزه را از دست داده اند، بلکه به بردگی وپرده نشنی محکوم شدند. اکنون کشورهای غربی وحامیان حقوق بشردر افغانستان سیل آسا سرازیر شده اند، نقض حقوق بشر، تجاوزات جنسی ، قیودات درقفس چادری، ظلم وشنکجه مردان، سنگسار، دره زدن، اعدام های دسته جمعی  وغیره مصائیب را تماشاه میدارند. مرد سالاری در وطن ما پیشنه دیرین دارد، اما در شرایط صلح امیز مردان منور برای دختران، خواهران وهمسران شان اجازه تحصیل و آزادیهای  مناسب را اعاده کرده اند . اما ازانجایکه اکثریت مردم ما تحیت  تاثیر عنعات سنتی بسر میبرند و مساسل عنعنوی را بامسایل مذهبی  بدون تشخیص علمی ادغام مینمانید وحقوق حقه زنان را که تفاهم  ازدواج، کسب تحصیل، اعاده حیثیت زن یامادر بودنش میباشد، نیزفراموش کرده اند. درعصرحاضر بشریت در پله های نهایی علم وفضلیت قراردارد، بدبختانه وضع زنان کشورما تاسف انگیزوحتا وحشت آوراست. زن عشق ومحبت است، نغمه وسرود زندگانیست، زن شریک غمهاوشادیهای همسرزندگانیست. نباید حضور زن را در زندگی  فراموش کرد. متاسفانه ازعدم توجه دولت زبون، عدم امنیت سرتاسری، مردم تحت افسون جناح مخالف دولت قرارگرفته و هرنوع  جهالت واعمال وحشیانه را به مذهب ارتباط میدهند وزنان “فرشته گان ” صلح را بی رحمانه در کودکی بامردان بزرگ سن عقد میبندند، بفروش میرسانند، ستم دوراز انستانیت با زنان روا میدارند، گوش وبینی بریدن های زنان بخاطرایجاد وحشت، مغرورانه به مدُ روزمبدل میسازند که هیچ نوع ضغیه مذهبی ندارد. ملت مظلوم درزیرسنگ آسیاب دوگانه دولت وظلم طالبانی خورد وخمیرمیشوند. زنان وجوانان وروشنفکران راست وچپ کشته میشوند، کجاست عدالت وانصاف جمهوری اسلامی تاخون آنها مورد بازپرسی قراردهد. هرگاه یک زن ویا مردغیر عادلانه درکشورهایکه فعلاٌ درافغانستان بخاطر منافع سیاسی شان مصروف اند، محکوم قرارگیرید، سر وصدا رسانه های جمعی، کمیسون های حقوق بشر گوش جهان راکر میسازند. اما خون ملت افغانستان برای شان بها ندارد، اعدام پانزده جوان هموطن ارزش بازپرسی را نداشت، زیرا جناب ریس جهموری اسلامی افغانستان بااخذ پول هنگفت ازجناب احمدی نژاد ریس جهموری اسلامی” آخندی” ایران، باید تماشاه گراعدام پانزده جوان هموطنش باشد چون قبلاٌ خون بهای جوانان مظلوم رااخذ ودرتلویزیونها اقرارکرده است، زبانی برای پرسش ازدولت آخندی ایران دردهان ندارد.    .                 هشت مارچ روزهمبستگی زنان در کشوریکه 47 مملکت غربی برای تامین امنیت ونظارت حقوق بشر درآنجا مصروفیت دارند وامنیت هم وجود ندارد، قابل تجلیل نیست. درتجلیل ازهشت  مارچ باید خون آبه چشمان مادرانیکه فرزندان، دلبند شان درایران اعدام گردیدند، زنان وکودکانیکه دربم های انتحاری جام شهادت نوشیدند، زنان ومردانیکه درجایگاه انیانیت سنگسار شدند، باسیل اشک به تماشاه بنشنیم.    خواهران ومادران هموطن !                                                                       زیرنام هشت مارچ نباید با چند جلسه نمایشی که از طرف سازمان های دولتی  برای  اغفال  مردم در تلویزیون های افغانی نشرمیگردد، خویش تن را فریب دهیم. زیرا جهان دراین روز از پیسرفت وخلاقیت، اخترعات علمی، تمدن وحقوق مساوی زنان سخن میگویند، یاد آن کارگر زنان قهرمان را که درامریکا واروپا بخاطرحقوق اقتصادی، اجتماعی شان به پاایستادند، به نیکویی تجلیل میدارند. مگرزنان وطن ما مظلومانه درزیرسنگسارجان میدهند، دختران هموطن ما درسن چهارساله بفروش میرسند ودردوازده ساله درمقابل کمره ازشوهرش استدعا طلاق مینماید. آن طفل دوازده ساله باید برای اندختن علم بمکتب برود اما بدبختانه دخت معصوم افغان ازطلاقش حرف میزند ونام طلاق برای مسما وآموزش علم نا مسماست ویا دختران بیگناه لیسه نازو انای  ولایت کندهار بخاطرکسب علم ودانش برصورت شان بجای میکپ، تیزاب پاشی میگردد. زنان درخانه خود مصوونیت ندارند ودسته جمعی توسط کارمندان امنیتی مورد تجاوز قرارمیگیرند. هموطنان ما شاهد ماجرای تجاوز برعفت فوزیه خواهرهراتی ما ازطریق رسانه های افغانی بودند. اما همین شیطانها عشق درآن سنگسارمینمایند. تجاوزحرام قطعی راعمل میکنند. درحالیکه ایجاب وقبول حکم “شرعی” میباشد. نویسندگان وژورنالیست ونطاقان، خدمتگذاران واقعی مردم با زهرمرمی استقبال میگردند. بیاید دراین روز همبستگی زنان بنام صدیقه ها ، نادیا انجمن ها، صفیه عمه جان ها، ناهید ها، ذکیه ذکی ها، شکیبا سانگه اماج ها، شیما رضیاییها، آمنه بدخشی و معلمین اناث ولایت کنرها وصدها قربانی دیگر که هنوز افشا نشدند با فرستاد درود ودعا بروح پاک شان، سوگوارانه هشت مارچ را تجلیل نمایم. بیائید این ننگ انسانیت را نفرین نمایم که زنان وطن ما بخاطرحق گفتن جان میدهند. بزرگترین شرم ننگین دولت فعلی را با یاران غربی وشرقی که امنیت یک کشورسی میلونی را تامین کرده نمیتوانند، نفرین نمایم.  بیاید برای تیزاب پاشان جاهل که دختران معصوم را خلاف شرعیت اسلام مانع آموختن علم میشوند، نویسندگان راازنوشتن واقعیتها مانع وتیزاب میپاشند، نفرین بداریم زیرا مابرای تجلیل ازهشت مارچ چیزندارم که بدان ببالیم. جزآنکه به شجاعت شیرزنان که درقرن 21 هنوزهم درستم مرد سالاری نفس میکشند، گوش وبینی شان راازدست میدهند اما از گفتن حق نمی هراسند، ببالیم. آنانیکه به حیات انسان احترام قائل نیستند، اصلاٌ به دین ومذهب خویش نیزمتعقد نیستند ویا علماٌ مذهب را نشناخته اند. زیرا درهیچ مذهب کشتن انسان مجاز قانونی ندارد، عشق مقدس است ودرهرمذهب پذیرفته شده میباشد، آیا عشق صدیقه وخیام مقدس نبود؟ آن جفت مظلوم درسرزمین ستمگران که اناسینت را سنگسار مینمایند، خلق شده بودند. انسانیت مقدس است، رویش انسانی وانسان دوستی مقدس است. آیا حیات انسان برای دولت زبون افغانستان اهمیت دارد؟.

سنگسار انسانیت
اعدام پانزده جوان افغان هموطن عزیز!!!! . هرکجا میرویم غم ودرد توباماست صدای ناله هایت درمویه کردن ازدست دادن عزیزانت صدای فریاد دختران مصموم وطن گوشهای ما را چکش میزند. ناچار درهشت مارج روز همبستگی زنان زانوی غم دربغل گیریم و ناله هایت را استمعاع کنیم وبروح قربانیان فتواها بمهای انتحاری درود نثار کنیم

هم وطنان عزیز !  تاریخ این جنایت نا بخشنودی را در حریم همسایگی ما فراموش نخواهد کرد.  شمار فربانیان ملت اواره افغان در جهان بشریت ثبت گردیده است این  اندوه بزرگ  چطور کرسی  نشنان را که از خون ملت دست های  شان را حنا بسته اند تکان وجدان نمیدهد. آنانکه دیروز از خون مجاهدین و مردم بیگناه که در زیر باران راکتهای  مرگبار شان جان دادند، به القاب  گونان ملکی ، نطامی  ومذهبی  نایل  آمدند، امروز بازهم از خون ملت بینوا تجارت میدارند ، باید خموش باشند زیرا ابروی  برای  عاملین همچون جنایت باقی نمانده است.خموشی  شان مهر تائید در سهم گیری  جنایات میباشد و گرنه در کشوری  های  اسلامی  چنین جنایت مجاز نخواهد بود. فوتو ذیل از استاد حمیده برمک که با جهار فرزند وهمسرش قربانی  جنایت بشر در قرن 21 شد ، میباشد.

سنگسار انسانیت
استاد حمیده برمک


ویدیوها را تماشاه و استماع نماید.

QKWrTRw8fSE

watch afghan woman

نوت : کارتون و تصویر  اعدام پانزده جوان از سایت “همایون ”  وفوتوی استاد برمک از سایت فردا کاپی شده است

یا ذکر منایع ، استفاده از مطالب  مجاز است



کمپاین 50% زنان افغانستان

فرستنده : ج ، پلوشه

بیانیه مشترک کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان و کمپاین 50% زنان افغانستان در مورد شلاق زدن یک دختر در ولایت بادغیس

«جرگه ها و شوراهای عرفی در مغایرت با قانون اساسی و تعهدات بین المللی دولت افغانستان عمل می­کنند»

2 حوت 1389 برابر با 21 فبروری 2011

طالبان یک دختر نوجوان را به دلیل مخالفت با ازدواج اجباری در ولایت بادغیس افغانستان دُره و شلاق زده اند )طلوع نیوز 17 فبروری 2011 / 28 دلو1389(. این واقعه ماه گذشته در قریه منگان واقع در ناحیه بالامرغاب این ولایت اتفاق افتاده است. این دختر به دلیل مخالفت با ازدواج با یک پیرمرد در انظار عمومی دُره زده شده است. بنا به گزارشهای موجود، دستور شلاق زدن به این دختر توسط یکی از قوماندانان طالبان پاکستانی در این ولایت صادر شده بود. تصاویر منتشره نشان می دهد در حالی که این دختر بر روی زمین درازکشیده است، دو طالب دستان او را محکم گرفته و مردی دیگر او را شلاق می زند. در همین حال، رییس شورای علمای زون غرب کشور، مولوی خداداد صالح، نه تنها این عمل را غیر انسانی خوانده بلکه گفته است: “انجام چنین اعمالی تعمداً و برای ضربه زدن به اسلام صورت می گیرد. این اعمال غیرقابل قبول و مخالف اسلام است”. هنوز هیچ فردی در این رابطه دستگیر نشده است و والی بادغیس نیز از وقوع چنین حادثه ای اظهار بی خبری می­کند.

واقعات اخیر چون موارد متعدد سنگسار، به شلاق بستن زنان در ملاعام، تجاوز به زنان و قتل های ناموسی همه و همه تکان دهنده، تلخ و نشان دهنده عدم حاکمیت سراسری قانون و کارکرد ضعیف نهادهای سه گانه کشور است. اظهار بی اطلاعی بالاترین مقام اجرایی در ولایت بادغیس نیز نمونه دیگری از عدم مسئولیت پذیری و پاسخ دهی مسئولین است. ما زنان کمیته مشارکت سیاسی و کمپاین 50% نه تنها این اعمال جنایتکارانه نسبت به زنان را محکوم می کنیم بلکه از دولت می خواهیم تا:

1.   طبق نص صریح قانون اساسی کشور، امنیت جانی و مالی تمام مردم کشور را تامین نموده و از تکرار چنین اعمال وحشتناک و ضد بشری جلو گیری کند.

2.   از رسمیت بخشیدن به قوانین عرفی که مشروعیت قانون اساسی  و تعهدات بین اللملی دولت افغانستان را زیر سوال برده و سبب ترویج عدالت سنتی که – حقوق زنان نخستین قربانی آن است- جلوگیری کنید.

3.   اعمال غیرانسانی اخیر علیه زنان این کشور نشان دهنده وضعیت شکننده و آسیب پذیری نیمی از نفوس جامعه است، بنابراین دولت باید تمام کوشش خود را برای حفظ حقوق و حمایت از آنان به کار برده و تامین حقوق انسانی کامل و مساوی زنان را مبنای هر گونه مذاکره و تفاهم با گروه های سیاسی و به ویژه طالبان قرار بدهد.

4.   نه تنها عاملان و آمران جنایات اخیر باید شناسایی و مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند بلکه مسئولین دولتی که در حوزه صلاحیت های آنها چنین واقعاتی روی می دهد، باید مورد بازپرسی و پیگیرد قانونی قرار بگیرند.

5.   مجلس نمایندگان جدید افغانستان باید با زدودن قوانین تبعیض آمیز و تصویب قوانین عادلانه و برابر، حمایت های قانونی از زنان را گسترده تر نموده و با نظارت دقیق بر عملکرد نهادهای دولتی، تطبیق قوانین را در سراسر افغانستان تامین نماید.

کمیته مشارکت سیاسی و کمپاین 50% زنان افغانستان

کابل، افغانستان

تماس: womenspoliticalparticipation.c@gmail.com

Campaign50darsad@gmail.com

نگاه کنید:Campaign50darsad.blogfa.com

کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان در ماه ثور 1389 برابر با ماه می سال 2004 بنابر نیازمندی زنان در عرصه سیاسی ایجاد گردید. کمیته از بدو تاسیس به مثابه اهرم فشار بر نهادهای دولتی عمل نموده است. آگاهی دهی سیاسی برای زنان، تشویق زنان جهت اشتراک در انتخابات به عنوان کاندیدا و رای دهنده، حمایت از حضور زنان در کابینه و شورای عالی قضا، برگزاری کنفرانس ها و تظاهرات به مناسبت های مختلف، نظارت بر عملکرد پارلمان و حکومت در قبال مساله زنان از فعالیت های کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان است.

کمپاین 50% زنان افغانستان به ابتکار جمعی از فعالین حقوق زنان، حقوق بشر و شهروندی کشور افغانستان در ماه ثور 1388 برابر با ماه می سال 2009 تشکیل شد. این گروه متشکل از فعالین و مدافعین حقوق زنان در عرصه های مختلف صنفی، مطبوعاتی، سازمان های غیردولتی، احزاب و نهادهای اجتماعی و سیاسی است که طی سالیان گذشته در راستای  تحقق خواسته ها و مطالبات زنان فعالیت نموده اند. هدف این گروه طرح و پیگیری مطالبات اساسی و زیربنایی زنان در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان افغانستان است.

سپاسگذاری ؛ آغاز همکاری خانم رجنی پران کمار

دوستان  عزیز!

سایت  ماریا دارو  بر روی  تمام  هموطنان گرامی  باز است ، دوستان میتوانند  با همکاری همه جانبه شان به  رنگینی  سایت  بآفزایند.  در این راستا  از آغاز همکاری،  دوست عزیز بانو” رجنی  پران کمار ” که با ارسالی  مطالب، دکلمه شعر واهنگ های مقبول  با ما دست  همکار  داده اند، سپاسگذاریم . شمارا به شیندن دکلمه شعر “بسیار پریشانم در گوشه تنهایی ” و در اخیر به شیندن آن آهنگ زیبا به اواز  مرحوم “پران ناته غمنیت” جلب  میداریم.

سپاسگذاری
رجنی پران کمار

watch شعر بسیار پریشانم به آواز رجنی پران

watch

آهنگ بسیار مقبول از مرحوم پران ناته

استفاده  از مطالب  سایت با نشانی  منبع  مجاز است

Lara Logan لارا لوگن راپورتر امریکایی

تجاوز راپورتر امریکایی
لارا لوگن

sday, February 15, 2011
CBS News’ Lara Logan sexually assaulted during Egypt protest

CBS News:
On Friday, Feb. 11, the day Egyptian President Hosni Mubarak stepped down, CBS chief foreign correspondent Lara Logan was covering the jubilation in Tahrir Square for a “60 Minutes” story when she and her team and their security were surrounded by a dangerous element amidst the celebration. It was a mob of more than 200 people whipped into frenzy.
In the crush of the mob, she was separated from her crew. She was surrounded and suffered a brutal and sustained sexual assault and beating before being saved by a group of women and an estimated 20 Egyptian soldiers. She reconnected with the CBS team, returned to her hotel and returned to the United States on the first flight the next morning. She is currently in the hospital recovering.
There will be no further comment from CBS News and correspondent Logan and her family respectfully request privacy at this time.

تجاوز؛ لت وکوب راپورترامریکایی ” لارا- لوگن ”

تجاوز راپورتر
لارا گولن

روز جمعه گذشته “لارا ” یک راپورتر امریکایی توسط گروپ “200” ازمردان خشمگین ازمحل تظاهرات به زور وتهدید کنارکشیده شده ومورد تجاوز ولت وکوب قرارگرفته است. بعداٌ یک تعداد زنان مصری به کمک عساکرمصری او نجات دادند. رسانه های جمعی سرتا سری امریکا ، جراید وزورنامه ها دراولین دقایق ازحادثه اطلاع حاصل نمودند، مردم سرتا سر امریکا بدفاع ازژورنالیست خویش در تلویزیونها ،رادیو وروزنامه وجراید صدای شان را بلند نمودند. خانم { لارا – لوگن } مادردوفرزند میباشد. وی درتمام جنگهای عراق ،افغافغستان، مصر درداغ ترین محل حادثه جهت انجام وظیفه حاضربوده است . این زن با شهامت درتلویزونهای امریکا از پرابلم های عساکر امریکا یی ومناسبات سیاست مداران امیرکایی با دول جهان با صراحت لهجه انتقاد و صحبت نموده است ومردم را متوجه اشتباهات سیاست مدارن امریکایی در مورد سایت خارجی ساخته است. زمانیکه ازطرف رسانه های امریکایی مستحق جایزه شناخته شد درمحفل برگذاری جوایز برصراحت ازمشلات تمام ارپوتران وعساکر امریکایی یاد آوری نمود ه وگفت عساکرامریکایی مستحق چپنین ستایش میباشند. سیاست خارجی امریکا مورد پسند هیچ کس وحتا مردم امریکا نمیباشد، ازهموطنان شان درهرحال دفاع مینمانید. دررابطه با مردم دوستی شان خط مرزوجود ندارد که ” لارا” شامل کدام گروپ سیاسی میباشد . هموطنان گرامی! حوادث را در میهن ما برعکس است ژورنالیستان گردن زده میشوند، نویسندگان تیزاب پاشی میشوند. مردم از ترس زورمندان خموش اند، دولت فعلی آنقدرعرق اعمال نامشروع ونا بخشنودی میباشند که ازشنیندن واقعیتها بخود میلرزند. دوستان محترم یگانه راه جلوگیری ازخیانت، قتل واختلاس افشای مطالب بنفع مردم میباشد وبس . روی لینک های ذیل کلیک نماید و بشنوید که “لارا ” روابط امریکا وجناب کرزی را افشا مینماید.
watch logan

watch # i

روز عشاق برهمه مبارک باد happy valentines day

عشق ومحبت
گل بهترین تحفه طبعیت

عشق  ویا  محبت

امروزچهاردهم فبوری  در دنیای غرب به روز عشاق مسما میباشد وازعشق درهرجاه سخن  گفته میشود، جوانان ، بانوان و آقایان برای  همدیگر احساس  قلب شان را هدیه میدارند.   عشق ومحبت برای لذت بردن زندگی هر انسان لازم است اما نباید عشق را به بازی  گرفت  و محبت  خانواده روی  مادیات سنجید. یکتعداد انسانها درچنین روز نه  تنها که به تجلیل این روز خجسته نمیپردازند بلکه  از این روز اگاهی ندارد ویا قادر به تنجلیل نیستند. تجلیل ازاین روز نیازی به پول ندارد. درک  احساس قلب  همدیگر خود تحفه خیلی قیمت بهاء میباشد که ازاعماق قلب انسان سرچشمه میگیرد. بدبختانه دربعضی کشورها که ستمگران حاکم میباشند،عشق را سنگسار مینمانید درحالیکه زندگی  بدون عشق سایه مرگ است. دردنیای  پیشرفته این روز را به شکل مجلل تجلیل مینمایند. عشاق همدیگر با تقدیم تحایف آغوش میکشند،  درکنارهم به  خور ونوش میپردازند. اما در عشق ورزیدن  تنها حرف بالا صدق نمیکند، زندگی درحال غربت و تنگدستی ،  معیوبی  ودر هرحال که باعشق آمیخته باشد هم عشق  است و بهترین عشق شمرده میشود.  چنین زندگی  محبت  خانواده را صد چند میسازد با این تذکرمختصر روز عاشقان وعارفان را خدمت  همه  خانم ها ، آقایان و جوانان جهان تبریک وتهنیت عرض میدارم وزندگی خوش وباسعادت  برای همه آرزو میکنم.  بخاطر تصدیق  جملات فوق که انسانها در حالت  فقر و تنگ دستی با همدیگر چه نوع  عشق  میورزند وچه  چیز برای  همدیگر  تحفه  میدهند، شما را به تماشای  فیلم  کوتاه  اززندگی بامحیت یک خانواده  افغان دعوت میدارم. برای تماشای ویدیو کلپ  روی  لینک کلیک  نماید.

عشق ومحبت
گل سرخ هدیه به عشاق

lief-en-leed-in-afghanistan

پاسخ بر ادعای باطل وبی اساس خانم پروین قاریزاده

هموطنان گرامی!

بتاریخ  نهم فبوری  2011 از برنامه  تلویزیونی شهرآشنا مطلب نادرست وغلط  به گویندگی خانم نبیله فتاح یعقوب بنشررسید، گویا خانم پروین قاریزاده ادعا کرده اند که مضمونی تحت عنوان “خورشید همیشه فروزان” نوشته ماریا دارو باید بنام خانم پروین قاریزاده طبع ونشرمیگردید.

جریان قضیه ازاین قرارمیباشد: درنیمه ماه دسمبرسال 2010 میلادی خانم پروین قاریرزاده برایم تلفیون کردند واز بنده تقاضا نمودند تا برای محفل یاد وبود پدرمرحوم شان “ضیا قاریزاده ” مطلبی نوشته نمایم، تا خانم پروین درحضورداشت مهمانان گرامی درمحفل قرائت بدارند.  پاکت بزرگی ازطریق پست کانادا مواصت نمود ودرپاکت مذکورفوتوکاپی اوراق مختلف و پراکنده ، از سالهای قبل که دوستان گرامی ونویسندگان معززکشور درگرامی داشت مرحوم قاریزاده نوشته بودند ودرمجلات وجراید وسایت های انترنتی اقبال چاپ یافته بود، باهفت ورق نوشته خوشنویس بقلم خانم پروین قاریزاده با کمبود بعض ورقهایش ، بود. بنده ازمعلومات ارسالی که خانم پروین که دراختیارم قراردادند، یک بیانیه سه ورقه ای نوشتم وبا یک جلد کتابم  که دراخیرسال 2010 میلادی  بنام{ پابرهنه باز گشت}  اقبال طبع یافته بود، طورتحفه برای خانم  قاریزاده  به ادرس شان  پست نمودم.  ایشان بعد از اخذ کتاب ومضمون که درخواست کرده بودند، دوباره برایم تلفون کردند وتقلا نمودند که درباره  پدر مرحوم شان درمجله وسایت های انترنتی نیز مطالبی بنشربسپارم. بنا بدرخواست ایشان درمجله  “نشریه زن” که به مسوولیت خانم شفیقه نورزی درشهر ونکورکانادا ازچندین سال نشرمیشود وبنده مدت هفت سال میشود که سعادت همکاری آن مجله دارم، وهمچنان درسایت انترنی فردا داد ارگ وسایت ماریا دارو داد کام مطلبی تحت عنوان{ خورشید همیشه فروزان}نوشته ومنتشرنموده ام. یقین دارم دوستان وهموطنان گرامی آن مطلب  را مطالعه ومشاهده  نموده اند. ناگفته نباید گذاشت که بنده مطالب مختلف  در سایت های { فردا، مشعل، ژواک، روزنه، کابل  ناته ، ماریا دارو، وبلاک همایون، خاوران، آریایی} وغیره جراید ومجلات طی چندین سال همکاری قلمی داشته  و دوستان وهموطنان ارجمند با شیوه نوشتاربنده اشنایی کامل دارند.

شما هموطنان گرامی را بمطالعه اوراق  ارسالی  خانم قاریزاده ونوشته قلمی خودشان ومضمونی تحت عنوان “خورشید فروزان”  بنده که درسایت قبلاٌ منتشر شده است ودر آریشف  سایت ماریا دارو و فعلا در سایت فردا موجود است، دعوت  مینمایم  وقضاوت را بشمامیسپارم.

زخانم نبیله فتاح جداٌ تقاضا دارم که ازمطالب نا درست که به ادرس من ومجله “نشریه زن” دربرنامه قبلی شان انتشار داده اند، معذرت بخواهند تا دوستان که برنامه قبلی رااستماع کرده اند به صحت قضیه آگاهی حاصل بدارند. خانم فتاح یعقوب  با درک مسوولیت های  ژورنالیزم خودرا آگاهی بیشتربدهند واز نشرمطالب تفتین آمیز بدون تتبوع وتحقیق اصل قضیه، درتلویریون  بین المللی جداٌاجتناب نمایند.                                                                                                                                    ازخانم پروین قاریزاده تقاضا دارم تا منعبد ازمحبت وهمکاری هموطنان شان سواستفاده نکرده وخودکه نوسینده عالی مقام  میباشند، ازدیگران تقاضای همکاری ننمایند. مطالب ارسالی از این قرارمیباشد.

1 – دو ورق  نوشته  جناب  محترم  ظاهر عزیز منتسر شده  مجله آشیان  جدی سال  1387 خورشیدی

2 – دو ورق  نوشته جناب  محترم رازق روئین  منتشره  سایت  خاوران  سال 2008 میلادی

3 – دو ورق  فوتوی کاپی سایت بی بی سی فارسی جنوری  2009 میلادی

4 – دو ورق  نوشته  جناب  عیدالرحیم رحیم  منتشره سایت اصالت جنوری  2008 میلادی

5 – دو ورق  نوشته  جناب  محترم نادر نادرپورمنتشره  مجله  آشیان جنوری  2009 میلادی

6 – هفت  ورق  بقلم  توانای  خانم پروین  قاریزاده

هموطنان گرامی  برای  مطالعه  اسناد متذکره  بالای  لینک  کلیک نموده  ومطالعه فرمائید.

فراخوان بیک کمپاین ملی، مدنی وتاریخی

نجیبه آرش

پاسخ به ” فراخوان به یک کمپاین ملی، مدنی وتاریخی” طرح محترم سلیمان کبیر نوری

سلام و سپاس به دستانیکه برای این امر ملی، مدنی و تاریخی افغانستان بلند شده است!

در چنین موقعیت حساس تاریخی، دینِ تک تک از وطن داران با احساس و وطنپرست ما اعم از زنان و مردانی میباشد، تا با این امر سترگ انسان دوستانه و واقعا تاریخی؛ با تمام نیرو و انرژی، امکانات مادی و معنوی خود به این کمپاین بپیوندند!!

صدا و حضور زنان افغان، چه در داخل وخارج کشور، صدا وحضور آرمان واحدی است که در تمام فراز و فرود تاریخ پر افتخار کشور مان، حامی و پشتیبان وطنپرستان ، عناصر ملی – مترقی، دادخواه و وطنپرست، بوده است.
به وضاحت دیده شده که سه دهه جنګ تحمیلی و صادر شده به نوکری و همدستی پاکستان ، ایران و سایر کشور های مرتجع و بنیاد گرای منطقه، و با مداخله و حمایت صریح و بیدریغ ابر قدرت های جهانی چون اتحاد شوروی وقت و کشور امریکا صدمات وآسیب های جدی‌‌ به تمام داشته ها و ارزش های انسانی، مادی ، معنوی و فرهنگی میهن مان وارد نموده است۰ بخصوص بعد از ناکام ساختن پلان صلح ملل متحد و سقوط دولت ملی و مترقی به همکاری و همیاری این دو ابر قدرت( امریکا – شوروی)، با«خط مشی مصالحه ملی»؛ در سال ۱۹۹۲؛ و رفت و برگشت نماینده های حکام اجیر شده پاکستا ن وایران چون جهادی ها و بنیاد گرایان مزدور – سیه اندیش طالبان ، انتخاب نا بجای کنفراس( بن) توسط یکعده از تکنوکرات های غرب و جهادی ها ، یک حکومت نا کاره، مفسد، تاریک اندیش و قوماندانسالار ، دست پروردگان سازمان جهنمی “آی ۰اس۰ آی” پاکستان را بر سرنوشت ما حاکم ساخت؛ که در نتیجه بعداز فاجعه ی حملات و آتشسوزی بر دو برج مرکز تجارتی امریکا توسالط القاعده!!!؟ در سپتمبر سال ۲۰۰۱، زمینه مداخله و لشکر کشی جامعه جهانی ، شورای امنیت و ناتو، در کشور ما مساعد و فراهم گردید. تقریبا ۴۴ کشور با تمام ساز و برګ جنگی مدرن و مخارج میلیارد ها دالر ګویا !؟ بقصد نابودی تروریزم، نجات مردم افغانستان از تروریزم و بنیادگرایی و بازسازی افغانستان به کشور ما لشکر کشی نمودند۰ که متاسفانه این امر همسایګان مارا تحریک نمود و جنګ در سر زمین ما شدت پیدا کرد۰ طالبان دوباره احیا و جان تازه ګرفته ،با سلاح ها ی جدید اکمال شدند. کشت وزرع خاشخاش و استحصال آن وسعت پیدا کرد و با صدور تروریستان انتحاری توسط آ ی۰ اس ۰آی پاکستان ، امنیت کشور ما شکننده شد۰
نبود امنیت، قانونیت ،کنترول، و بازپرس، بلند رفتن سرسام اورقیمت ها ، فقر،ګرسنګی ، بیکاری تنګدستی در بین اقشار تهی دست جامعه ما بطور بی سابقه ګسترش یافت وتعداد زیادی از زنان و کودکان که نان اوران خانواده ای خود بودند بنابر جبر اقتصادی به بازار های گدایی و درویزه ګی کشانیده شدند . تعداد زیاد مکاتب بویژه مکاتب دخترانه بسته ویا سوختانده شد. تعداد زیاد مردم به اردوی بیکاران و بی سوادان افزوده و بمثابه بهترین سلاح بدست دشمن قرار گرفتند۰ متاسفانه تاریخ تکرار شد۰ در وقت شاه امان اله غازی همین مردم بیچاره و بیسواد به تحریک یک عده ملا ها آله دست انګلیس ها قرار ګرفته بر علیه ریفورم های مترقی شاه و ملکه جوان بغاوت نمودند و شاه مجبور به ترک وطن شد۰شوربختانه که ازان تاریخ به بعد، یک دوره سیاه و تاریک، سال ها دامنگیر مردم و کشور ما شد ۰ کشور ما از ترقی و پیشرفت باز ماند ، حقوق و ازادی زنان سلب شد چادری این سمبول اسارت زنان افغان تا سالیان زیادی بر زنان شهری اجباری گردید ۰

در سال ۱۳۳۸ زنان شهری از قید چادری تحمیلی وغیر افغانی نجات یافتند و استعداد های سر شاریکه در وجود آن ها نهفته بود به سرعت راه ترقی را در پیش گرفتند. چنانکه در دهه هشتاد تا اوایل سال های نود سهم زنان در تمام عرصه های اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنګی از هر لحا ظ برجسته شد. بخصوص در عرصه اموزشی از ۶۰ الی ۷۰ فیصد کادر های اموزشی مکاتب و ادارات فرهنګی را زنان تشکیل مید اد که متاسفانه امروز در اثر توجه حکومت جهادی اکثریت مکاتب دخترانه را از شهر ها تا قصبات ملا امامان مساجد مدیریت میکنند ۰ وای از ین بدبختی!

میگویند بهترین آموزګار زن است. زن نیمی از پیکره ی جامعه را تشکل میدهد، و نیم دیګر را میسازد. چنانکه گفته اند مادر با یک دست گهواره را میجنباند و با دست دیګر دنیا را تکان میدهد۰ مادر است که با شیر خود احساس وطنپرستی، آزادی، صداقت، محبت و دوستی را در نهاد کودک خود پرورش میدهد ۰ بیجا نیست که دشمنان آزادی و استقلال میهن ما بسختی با زنان کشور در ستیز هستند ۰ مکاتب ، مراجع کار زنان را آتش میزنند و از کسب علم و دانش آنهارا محروم میسازند۰ لت و کوب، توهین، تحقیر، تجاوز، قطع اعضای بدن زنان ( گوش و بینی بریدن ) پاشیدن تیزاب بر سر و روی دختران و زنان، مسموم کردن دختران مکاتب ، مجازات ضرب وشتم دره در محضر عام ،ترور ، اعدام و سنګسار، اختطاف دختران و پسران خورد سال و استفاده های جنسی از آنان، عروسی های اجباری و تحمیلی ، دست زدن به انفجارات انتحاری که هزاران تن را به کام مرګ فرستاده است۰ این همه پدیده های ننگین دوران حکومت آقای حامد کرزی در زیر چتر امنیتی جامعه بین المللی و نهاد های حقوق بشر افغانستان بوده که پیوسته از طریق رسانه های ملی و بین المللی به نمایش ګذاشته میشود۰ اخیرا نشر ویدو کلیپ سنګسار دو جوان عاشق(صدیقه و خیام) که پنج ماه پیش توسط طالبان وحشی در ولسوالی دشت ارچی ولایت قندوز که زیر چتر امنیتی نیرو های کشور آلمان قرار دارد، افتضاح بزرګ ملی و بین المللی را به بار آورده است۰ من از « انگیل مر کل » صدر اعظم کشور آلمان که خود یک زن است، میپرسم: که آیا با دیدن این کلیپ از مقامات مسول خود در افغا نستان چګونه استجواب نموده اند؟ آیا کدام مقام عالی رتبه خودرا در افغانستان بخاطر وقوع حادثه دلخراش ضد انسانی و ضد بشری تروریست های بنیاد گرا مجازات نموده اند، یا نه؟ و اګر جواب نه باشد !! متاسف هستم۰اما برای دولت بیکفایت و بی مسولیت ما چون آبی است که دگر از سر ګذشته است؛ بخاطریکه تا کنون هیچ متخلف و متجاوز به پنجه قانون سپرده نشده و مجازات نگردیده، و هرگاه دستگیر و زندانی شده اند، به اسرع وقت در بدل پرداخت رشوه، رها شده اند۰
خود سوزی زنان و دختران جوان پدیده ای وحشتناک دیگریست که با آمدن تنظیم های جهادی، این مردان با دیانت خدا وشریعت!؟! مرد سالاران و قوماندان سالاران بخصوص در میان دختران و زنان جوان ولایت باستانی هرات؛ زمینه سازی گسترده ای پیدا نموده که تا اکنون صد ها دختر جوان بخاطر حفاظت و حراست از عزت و شرافت شان در برابر متجاوزین ددمنش، خودرا آتش زده اند.

اکنون چه باید کرد؟ مصایب بیشماری فرا راه ما قرار دارد. همسایگان ما خلاف تمام موازین بین المللی و حقوق بشر آتش جنګ و نفاق را در بین ملیت های با هم برادر و برابر ما دامن میزنند.

کشور آخوندی و نا مسلمان ایران جوانان مهاجر هموطن مارا که روی مجبوریت بخاطر عدم توجه ی حاکمیت مافیایی، به نیروی بالنده ی نسل حاضر و آینده، به آنجا مهاجر شده اند ( با دل پُراز امید به همسایگی، هم دینی، همزبانی، همفرهنگی…) بدون کدام جرم مشهود و محکمه، بدار میزنند۰که مردم کشور ما با اعتراضات ګسترده اعمال خاینانه ی حکومت آخوندی ایران را تقبح میکنند۰ ولی متاسفانه مسولین دولتی افغاسان: شخص ریس جمهور، وزارت خارجه، سفیر نا کار آمد افغانستان مقیم ایران از کنار اینهمه اعدام های وحشت ناک با دیپلماسی آرام میګذرند. گویا اینکه خون بهای جوانان اعدام شده را قبلا اخذ نموده اند!!؟؟؟

مردم ما دیگر کر و کور نیستند به قوه تمیز مردم باید باور داشت از همین لحاظ است که به قول و قرار پاکستان و ایران اعتماد ندارند، به رهبران ساخته شده آنها ریشخند میزنند. زیرا میدانند که این رهبران همان جهادی های هستند که در دستګاه های جهنمی “آ ی۰اس۰آی” پاکستان و حکومت آخوندی ایران ساخته و پرداخته شده اند۰بطور مثال هر هییتی که جهت مذاکره و مفاهمه صلح و ختم جنګ و خونریزی به پاکستان میروند، نخست از همه شکرانه سی سال بود و باش خود را به مقامات آن دولت تحویل میدهند و با سر خورده ګی، کرنش و ګردن پتی حق و آرامی مردم ما را از ایشان مطالبه مینمایند.

در اخیر من از مردم داغ دیده و جنگزده ی کشور خود در داخل و خارج از کشور صمیمانه تقاضا دارم تا زمانیکه خود ما آماده نشویم، تا همه برادران همتن و همکیش خودرا بدون تبعیض و تمایز قومی، نژادی،ملی، مذهبی، زبانی ¸جنسی، ایدیولوژی، حزبی وسازمانی، چپ و راست اعتدالی وطنپرست در یک جبهه وحدت ملی در آغوش نکشیم، جنګ و خونریزی در وطن ما پایان نمییابد.

و باز هم بمثابه یک مادر دردمند وطن از تمام جوانان با شهامت، مردان وطن پرست وآګاه و از همه همسنګران راه سعادت و انسانیت خود امیدوار هستم که همه اختلافات سلیقه ای، اندیشه وی، فکری، حزبی و سازمانی خود راکنارګذاشته باصفوف فشرده و واحد ،نګذارند دخمه های تلخ تاریخ دوباره تکرار شود.
ونګذارند که وطن عزیز مشترک و واحد ما افغانستان تجزیه شده از جغرافیه جهان ګم شود۰
تلاش نماییم تا با اتحاد وسیع و محکم خود به ” فراخوان به یک کمپاین ملی، مدنی وتاریخی” را که بدون هیچگونه توهم و تردیدی یک اندیشه والای ملی و مدنی و تاریخی است از حدود یک پیام در مسیر عمل بین تمام اقشار جامعه پیاده نماییم و دست جلادان را بګیریم ، تراژدی جنګ را به صلح پایدار، استوار و برادری دایمی تبدیل کنیم.

به حیث گام برجسته و مهم اولی، بیائید که گریبان شورای امنیت ملل متحد
را محکم بگیریم و از آن بخواهیم که آیا برای همین بساطی که در کشور ما بر
پاشد؛ برای نیرو های خارجی مجوز و « مشروعیت» اشغال افغانستان را داده
بود ؟ اگر جواب نه باشد پس چه تدبیر باید گرفته شود؟.

به پیش به سوی تعمیل و تحقق این هدف و آرمان والای بزرگ میهنی !

زنده باد وحدت ملی همه افغانها !

نویسنده : خانم نجیبه آرش

ستمگران در برابر خشونت مردم زبون اند


ستمگران زیرا نام مذهب مردم راافسون کرده نمیتوانند.
زنان منحیث انسان دارای باحقوق مساوی همردیف با مردان خلق گردیده اند. اما مناسبات فرهنگی درهرکشورحقوق حقه ایشان رازیرنام فرهنگ، مذهب تحت سوال قرارداده، بدان وسیله آنها رااز اشتراک د رمبارزات اجتماعی وفرهنگی ممانعت مینمایند. ممانعتها درهرکشور دلایل گوناگون دارد. هرگاه تاریخ مبارزات زنان رادراروپا، امریکا وکشورهای اسیایی وافریقایی ورق بزنیم. تفاوت های عینی درتلف کردن حقوق زنان بچشم میخورد. درامیریکا واروپا تفاوت حق تلفی دررشد و تکامل استعدادها، سویه تحصیلی وغیره به شکل رقابت ها بچشم میخورد که این رقابت ها نیزبعضاٌ عدم رعایت حقوق زنان را افاده میدارد، اما مقتدرین تلاش مینمایند تا حد ممکن مطابق قوانین وضع شده کشوربا همچو مسایل برخورد نمایند، بهترین شکل حق تلفی ایشان استفاده ازخلاح قانون برای عدم رعایت حقوق زنان میباشد. زنان در این دوقاره بعدازگذراندن مبارزات سرسخت، به اوج تکامل ذهنی، علمی وحقوقی شان رسیده اند وبرای اعاده حقوق شان ازهیچ نوع تعلل کارنمیگیرند ومبارزه شان در این خصوص ادامه دارد. آنها بلمقابل بخاطراعاده حقوق شان بااستفاده از قانون آوازشانرا تا مراجع عالی حقوقی کشورمیرسانند.
در قاره آسیا واقریقا که اقتدارقانون مدنی شدیداٌ تحت تاثردکمانیزم مذهبی قراردارد. زنان شدیدآ سرکوب وازحق حقه شان محروم اند. دلایل موجه وجودارد که بدبختانه زنان نتوانسته اند، از زیر چرخ مایشن ستمگران قد راست نمانید. این حق تلفی انگیزه های سهرآمیزوجادویی مقتدرین مذهبی است که درطی چندین قرن زنان رامانند ابزار مورد استفاده قرارداده ومنحیث فرد دوم بشریت خوانده اند. دراین دو قاره زنان که خود ستم مرد سالاری، مذهب سالاری راچشیده اند، قربانی فرهنگ عقب مانده و ستم روزگار شده اند، مسولیت دارند، تا در ارجگذاری حقوق دختربا پسرشان وظایف خویش را فراموش ننمایند. هرگاه مادری ازنعمت سواد محروم بوده تلاش نماید تا دخترش آن رنج را متحمل نشود. سوادیک فرد نقش عمده درتعین سرنوشت اودارد. زیرا دانستن قانون، طرح وتحلیل قانونی، نشاختن حق خود ودیگران، حق ازدواج، شناختن دین ومذهب، حقوق هموطن، حقوق بشردر ساحه بین الملیلی وغیره مسایل را باید بدانند وخودرا به مقتاضی زمان وخواست جامعه عیاربسازد. تا جایکه دیده میشود، زنان دردو قاره متذکره در قرن بیست ویک نسبت نداستن حقوق شان، مورد استفاده مردان فامیل وجامعه قراردارند.
اولین حق تلفی زن درزمان که کودک تحت تربیه والدین میباشد، صورت میگیرید. هرگاه مادرخود ازسواد بهرمند باشد درتربیه دختر وپسرخویش تلاش مساویانه بخرچ میدهد، هم ردیف با پسرش دخترش را نیز حق تحصیل، حق اشتراک دراجتماع، حق انتخاب رشته تحصیل، حق انتخاب شوهر، حق نمو جسمی وذهنی، برای اماده شدن ازدواج را میدهند. اما بدختانه زنان در دوقاره متذکره بخصوص جوامع اسلامی تحت افسون ملا ها ومقتدرین نا خلف مذهبی قرارگرفته اند. در همچون کشورها مسایل فرهنگ سنتی درمسایل مذهبی ادغام گردیده است که اصلا ریشه مذهبی نداشته است. مثلا درافغانستان، ازدواج های زیرسن، فروش دختران تحت نام شیر بها “طویانه” محروم ساختن دختران ازآموزیش علم، ازدواج بیوه ها با زورستم خانواده شوهر، روی پوشاندن زنان”چادری” که اصلا صیغه اسلامی ومذهبی ندارد، وغیره فرهنگ نا پسند قدیم وسنتی میباشد و هیچگونه ربطی به آئین مذهبی ندارد، مروج گردیده است. سوال ایجاد میشود، که چرادرجوامع فقیروعقب ماند سهروجادوی راستگرایان مذهب شدیداٌ کارگر افتاده است.
اول : مردان خود ازنظرعلمی فهم مذهبی شان راارتقا نداده اند ویا کاملا بیسواد اند وازحقوق خود وهمسرش اطلاع کامل ندارد.
دوم: زنان سخت پابند فرهنگ عقب مانده سنتی میباشند، وازحق مسلم خویش اطلاع ندارند. درهمچون جوامع مبارزه سرسخت بکاراست تا یکتعداد زنان شجاع ودربرابر کهنه پسندها، خرفات جامعه ونظریات یک جانبه ملاها، قوانین غیر عادلانه کشورایستاده گی بدارند. هرگاه خانمی قربانی خشونت میگردد، صدای اعتراض خویش رابلند نمانید، ازحالت بیتفاوتی خودرا خارج سازند. هرگاه وحشیان برای مانع شدن آموزش علم دختران با پاشیدن تیزاب از زیبایی وبینایی محروم میسازند، بیتفاوت نباشند زیرا بی تفاوت بودن خود یک نوع تسلیم به ستم مرد سالاری است. هرگاه درسنگسار آمنه دربدخشان، کشتن عمه جان “صفیه” درکندهار، تیزاب برصورت نازنین دختران مکتب نازو انا کندهار، کشتن شمیا رضایی، ذکیه ذکی وشکیبا سانگه آماج درکابل، کشتن سه نفرمعامین اناث درکنرها، کشتن نادیا انجمن بدست همسرزندگی اش درهرات، اختطاف دختران وزنان، تجاوز برعفت خواهران هموطن شان وغیره زنان شجاع ما دست به مبارزات صلح آمیز میزدند، دولت زبون را وادار میساختن تا عاملین قتلها وکشتارها و تجاوزگران را دستگیر وبه پنچه قانون بسپارد. شاید امروزجغد سیاه طالبانی جرائت آنرا نمیداشت که صدیقه وعبدالقیوم خیام را آشکارا سنگسارنمایند. دراخیرمیخواهم اززنان شجاع وطنم که بخاطرسنگسارصدیقه وخیام وتجاوز بی شرمانه مسولین ولایت هرات برعفت بانوفوزیه صدای اعتراض شان را بلند کردند، سپاسگذاری نمایم. این آغاز راه است، زنان شجاعت بیشترازستمگران دارند.

چه بد میبود؟

چه بد میبود؟
رجنی پران

شعر از : بانو رجنی پران کمار

چه بد میبود؟

اگر مردن مرا یکبار میبود، چه بد میبود؟
نه روزم از فراقش تار میبود، چه بد میبود
سحر از یاد رویت من اگر افسرده میگردم
شبم را با سر زلفت سری و کار میبود، چه بد میبود؟
فسون گر چشم دلدارم، مرا از خویش برده است
وصالش گر نبود،لحظه ئی دیدار میبود، چه بد میبود؟
دلم از ناوک مژگان نازت،باز میخواهد
که صید بسملت گر دلم یکبار میبود،چه بد میبود؟
بیا ای انجمن آرا که دل عمریست بیمار است
ز هجرانت اگر را هم بسوی دار میبود، چه بد میبود؟
زیان از نیک و بد دیدیم ، ای دل در جهان دون
رقیب هرزه را هم این ضرر یکبار میبود چه بد میبود؟
مرا این مرگ روز افزون ز هم پاشید، زان گویم
اگر مردن مرا یکبار میبود ، چه بد میبود ؟

مجازات یا مکافات، تجاوز ویا سنگسار

ای هموطن !
درهرکجا میروم فریاد ناله هایت بگوشم میرسد، فریاد تو،فوزیه نازنین در پنچه ی پنج دیو وحشی اسیر شده، که وحشیانه برعفت این کودک معصوم تجاوز نمودند، و فریاد کودک چهار ساله “گلسوم” وکودک دوازده ساله دیگر که در مقابل کمره طلاقش را استدعا میکند. جای خجالت وشرمساری است. به جای آنکه کودکی که درایام تحصیل و پرورش دردامان پرمهر و با عطوفت مادرش باشد، اما این کودک معصوم از خلایق آفریدگار معصومانه، استدعای طلاق میکند.
فریاد های جانکاه خموش صدیقه ی نامراد که در زیر پرتاب سنگ های شریعت ووحشت طالبانی- بربری- بی انکه التماسی برای نجات جان خویش از دلقکان و مزدوران اجنبی بکند، در زیر باران سنگها ی خشونت ایشان جان داد؛ مرا ، ترا وهمسال مارا که وجدان پاک و بیدار داریم، هر آن ناراحت میسازد. اما جنایتکار ددمنش پیشه اند که ازچنین جنایات بشری حض برده و با اعمال و نگرش چنین فجایع به خود بالیده و این عمل شنیع و ضد بشری را به مباهات میگیرند.
یک جا عشق را سنگسارمینمایند وجای دیگر به خواهر و یا کودک هموطن شان تجاوز میکنند. چرخ زندگی مردم ما عقبگرد شده است. هموطن عزیز ظهور دوران بربریت، ظلم،استبداد و وحشت های دوران اولیه ی زندگی بشریت در سر زمین من و تو حاکم شده است.
نمیدانم چرا آه و فریاد جانسوز هرازان مادریکه فرزندان دلبند شان را بخاطر جهاد فی سبیل الله!!!؟؟؟ فرستادند، بگوش این اغوا گران دون صفت و نا اهل نمیرسد. مادری که فرزندش درراه آن جهاد جان باخت، درین تصورکه به ناموس وطن تجاوزنگردد. اما ای شهید خونین کفن، زمانیکه جان سپردی، گفتی خونم فدای وطنم، فدا حفظ آبرو، حیثیت مادر وطنم. اما ایکاش میدانستی که در زیر نقاب جهاد فی سبیل اله چه هیولای سیاه و بیرحم کمین گرفته است، تا خون ترا وهمرزمان ترا بنام جهاد بریزد وبه خواهر و کودکت هم تجاوز نماید.
هرات باستان بقول جناب تورن اسماعیل که خودرا امیرالمومنین جا زده است، وادعا دارد که وطن مقدس است وخون پاک شهیدان هرات، خاک هرات را مقدس ساخته است ودر باره استعداد و قریحه ی هنری یک دوشیزه ی جوان “ستاره” نظر اسلامی بنیادگرایی میدهد، تشویق و آفرین گفتن برکسانیست که عشق ، هنر وفرهنگ را سنگسار میکنند . آیا میدانند که تجاوزهم در اسلام عمل نا بخشودنی است؟
آیا میدانند که عشق وزوج وزوجه شدن دو فرد جوان با احساس قلب صورت میگیرید؟….نه هرگز نه. هرگاه فوزیه به خواهش خودش یک مرد دلخواه خودراانتخاب میکرد، زیرنام اسلام جهادی و طالبانی، چون صدیقه ها، عشقش را سنگسار میکردند. اما اگر فوزیه مورد تجاوز قرارمیگیرد، رهبران جهاد و به اصطلاح علما و روحانین هم مهر سکوت برلب زده، مجرمین دستگیر شده و در بند، به امراین تاریک اندیشان قرون وسطایی بوسیله کارمندان امنیتی نامنهاد دولت رها میگردند. معاشرت و ترحم درحیوانات بمراتب بهتر است تا آنانیکه بنام انسان به خواهرهموطنش تجاوزگروپی مینمایند. جناب اسماعیل دریک نشست مطبوعاتی، جوان هنرمند هراتی را رقاصه خطاب نموده چنین میفرماید: ویدیو را بشنوید.
watch دید گاه قهرمان مجاهد جناب اسماعیل خان امیر هرات

بلی هموطن عزیزمگر فوزیه جوان که مورد تجاوز پنج نفرمرد قرار گرفت، امیر صاحب هرات چه عکس العمل ازخود نشان میدهد؟ ولسوال چشت بنام فرهاد روی کدام صلاحیت افراد دربند را رها میسازد؟ . شما آواز شخص امیر صاحب راشنیدید که بخون مجاهدین راستین که بنام ناموس وطن جان دادند و روی خون شهیدان برحق لقب امیر المومنین را او نصیب گردیده،چه گفت ؟. خواهرهراتی یا اولادش در قلمرو زادگاه امیر صاحب در همان سر زمینی که به گفته امیر صاحب خون پاک شهیدان ریخته است، مورد تجاوزجنسی قرار میگیرد.
خواهر هموطن درد من و تو، درد مشترک هزاران زن افغان است که بیصدا اشک میریزند ودرپنجه ظالمین اسیر اند، خودرا آتش میزنند، با وحش شکنجه و به قتل میرسند؛ و یا اینکه چون شمع درستم مرد سالاری میسوزند وقطره قطره آب میشوند. مگرنا امید نباشید، صدای ملت افغانستان، صدای زنان ومادران پرافتخار وطن وصدای زنان جهان با شماست. هرگاه نادیا انجمن درهرات بدست شوهر نا مردش کشته شد، شوهرش آزادانه وآرام به زندگی ننگنیش ادامه میدهد این خود نمایانگرعدالت اجتماعی – انسانی حامیت مسلط درهرات و دولت مافیایی افغانستان است که قتل را تائید وقاتل را مکافات و آزادی ازبند میدهد. جناب امیر صاحب ادعا دارد{ مردم برحق ما جفا میدارند اما باید بدانند که مجاهدین برای آنها حق جفا نخواهد داد} به به به چنین ارشادات مبارک امیر صاحب خوش الحان ! عشق را سنگسار مینمایند مگر فوزیه که مورد تجاوز قر ارگرفته برای عاملین جرم مکافات رهایی از زندان توسط ولسوال چشت هرات صورت میگیرید. چرا وجدان تان خفته است؟ یا اینکه وجدان تهی باشید. چرا فریاد ناله های فوزیه ، فریاد پدرش راکه بخاطر دفاع ازناموس ودخترجوانش را که مورد تجاوز دوستان و همسنگران شما قرار گرفته اند، نمی شنوند؟. فوزیه، خود به پاسخ راپورترتلویزیون طلوع نیوز افراد متجاوز را بنام گروپ غفار معرفی نمود. سوال ایجاد میشود، در ولایتی که امیر المومنین افتخارات جهاد را بخود منسوب میداند، چطور از گروپ باغی ویاغی بنام غفاربیخبر است. کجاست عدالتی که حد اقل یکبار به صدای ملت مظلوم گوش بدهد؟
بس است !!! ملت دیگر فریب حرفهای دروغین شما را نخواهد خورد، بس است! دیگر زیرنام اسلام ، زیر نام خدا و پیغمبر و جهاد، نمیتوانید مردم ما ن را با قلقله بازی و بیانات عوامفریبانه، مکر و تذویر بفریبید. امروزملت در خون نشسته ی مان با طلسم های شیطانی تان کاملا آشنا شده است.
منبع اطلاعاتی : طلوع نیوز
استفاده از مطالب این سایت با نشانی ادرس مانع ندارد

سنگسار گاه عشق

سگناردو دلباخته در ولایت کندز
زن در ادوار مختلف تاریخ، کشورهای مختلف و ادیان مختلف از ویژه گی های خاص برخورد داربوده اند. زن تکمیل کننده بشیرت است، زن محبت وعشق است، نغمه و سرود زندگانیست، زن شریک غمها وشادمانی وهمسر زندگی است، زن عاطفه است. اما متاسفانه جنگها وعوامل جنگ، اخلاق وآداب اجتماعی وبالاخره فرهنگ سنتی خانمها را درتنگنای اقتصادی، روحی وپابندی به فرهنگ سنتی و تنگ دستی اقتصادی قرارداده است ودرافغانستان خانمها درشدید ترین شنکجه، جبر زمان قراردارند. گرچه تاریخ برگشت نمیکند مگرمتاسفانه قانون جهالت وبربریت در قرن بیست ویکم که بشیریت ازنظرعلمی به رشد نهایت خود رسیده است، درکشورما بر گشت نموده است. آسمان، ماه، ستاره ریختن خون بیگناهان را شاهد است. قمیت انسان درکشور جنگ زده بهای چندانی دارد بخصوص زنان وجوانان .
آنانیکه به حیات انسان احترام قائل نیستند، اصلاٌ به دین ومذهب خویش متعقد نیستند، درهیچ مذهب کشتن انسان مجاز قانونی ندارد، مگربربریت عصرعرب که دختران شان را زنده بگورمیکردند…بخاطرمنافع اقتصادی ازپسران شان حمایت میکردند. اگرجهالان و سیه دلان به عشق اعتقاد ندارد پس عشق های اتشین که امروز بزرگترین فیلمها اززندگی تراژیدی وعشق شیرین، جان باختن عاشق ومعشوق درپای همدگر، در جهان ساخته شده است، ازکجا پدید آمد؟ . عرب….سرزمین که گویا خاک آن مقدس است. بلی قیس ولیلا، شیرین وفرهاد ویوسف وذلیخا …که خود معترفیند گویا عشق یوسف و ذلیخا مقدس بود است، ازکجا واز کدام مذهب پدید آمد. انسانیت مقدس است، رویش انسانی وانسان دوستی مقدس است وعشق صدیقه وخیام مقدس است. هرگاه طالبان خودرا طالب علم روحانیت میدانند، ونفس شان رااز گناه دنیا “عشق” منزه میدانند، سوال ایجاد میشود چرا خود شان ازرقصیدن زن، وبچه های نوبالغ لذت میبرند. هرگاه آنها ازقدسیت پاسبانی میدارند پس چرا برای تربیه یکتعداد اطفال که آنها را شستشوی مغزی میدارند، برای قضاوت فردا ساطورقصابی را بدست شان میسپارند تا مردم را مانع عشق شوند، برای رفع خستگی شان دختران مردم رااختطاف میدارند ودر میدان میرقصانند. در فتنه باراز امروز افغانستان هرگاه فردی بخاطرانسان وانسانیت زبان بازنماید، جهالان سرش را میبرند، تاریخ شاهد همچو وقایع است. سنگسارفجیح ترین نوع قتل بشمارمیرود. آنها که مریض اند ازکشتار انسان لذت میبرند وازشکنجه وزجرانسان روح حیوانی شانرا شاد میسازند، این نوع کشتارهای عصر بربریت را تقویت مینمانید. شما درفیلم سنگسار صدیقه وخیام یک جوان حیوان صفت را میبنید که باکرتی سبزو ماشی “عسکری” ملبس است دوسنگرا چنان بااشتیاق به هم مکوبد گه گویا اگر اولین سنگرا برسرصدیقه کوفت، دروازه فردوس اول بر روی او بازخواهد شد. مطمین باشید که تاریخ این وقایع وحشایانه را فراموش نخواهد کرد، صدیقه وخیام لیلا ومجنون آیند درسرزمین افغانستان خواهند بود تا برای عبرت نسل های آینده، قربانی جان شیرین وعشق سوزین ” صدیقه وخیام” درروی پرده سینما بنمایش گذاشته شود…جنایت، انسان کشی و قصاوت قلب سیه رویان بی پرده آشکارمیگردد. آنهایکه دم ازعدالت و انصاف میزنند، برای سنگسار فتوا صادرمیکنند خود درچه کثافت دنیاعرق اند. آنها کسانی اند که از خدا شناسی، عدالت اگاهی ندارند، خود گمرا کنند دیگراند، جهالت، را حکم شریعیت جا میزنند، برخدا وکتاب مقدسش تهمت می بندند، شیاطین بیش نیستند. کله کویر شان منحصر به عصر بربریت است، بیخبرازآنکه درقرن بیست ویکم انسان با تکامل نهایت عقل وعلم رسیده اند، اعمال وحشیانه آنها پنهان نمیگذارند. خواننده عزیز! شخصی بنام زبیح الله که خودرا سخنگوی جغد طالب مینامد دریک مصاحبه تلفونی ازاجرای سنگسار وحکم اجرای ” فتوا” دفاع نموده میگوید{ هرکس که اسلام را میشناسد میداند که سنگساردر قرآن وشرع اسلام است، بعضها تطبیق شرعیت راغیر انسانی میدانند با این قضاوت شان به پیغمبر اسلام اهانت میکنند.} شما را به تماشای چند فیلم کوتاه دعوت مینمایم، به آنهایکه قربانی فتواها شده اند، ازرنجها، شکنجه های گوناگون شان سخن میگویند، گوش دهید و قضاوت کنید آیا اندوختن علم نیزخلاف شرعیت است؟ . درحالیکه درقرآن کریم آموختن علم اولین پیام حضرت جبرائیل “ع” برای پیامبر اسلام بوده و رکن اول انسانیت شمرده شده است. در فیلم بعدی شما اجرای سنگسار صدیقه وخیام را در ولایت کندز تماشا مینمایدکه ملا حکم سنگسار صادرمینماید. درحالیکه کشورهای جهان حکم و تطبیق اعدام راازقانون کشور شان حذف کرده اند. مگردرکشورهای اسلامی خلاف شرعیت اسلام اعدام ها بطور وحشیانه اجرا میگردد. فروش دختران وپسران نوبالغ، وازدواج اجباری دخترنا بالغ که ملا مفتخرانه عقد اطفال را با مردان بزرگ میبندد، چیزی ازشرعیت میداند ؟. فیلم بعدی را تماشاه کنید در فابریکه طالب سازی دختررا درمیدان میرقصانند. آیا رقصاندن یکزن دربرابرمردان در شرعیت نوشته شده است؟. اندختن علم، عشق پاک، زوج وزوجه شدن انسانی را خلاف شرعیت میدانند، اما بچه رقصاندن، زن رقصاندن، تجاوزبرزنان وعقد طفلان برمردان بزرگ سال، موافق به احکام شرعیت است؟. پس جناب سخنگو درکدام جای قران تجاوز، رقصیدن دختر وپسر نا بالغ، عقد دخترک چهارساله چون، گلسوم، وصدها طفل دیگر را مطالعه نموده است که دیگران نخوانده اند. این توهستی که به شرعیت وحضرت پیغمبراسلام اهانت میکنی یا دیگران …شما نمیتوانید شرعیت را برمرام خویش تعبیرنمایند. دیگران از قرآن کریم وشرعیت محمدی آگاهی بیشتر دارند.

< a href='http://mariadaro.com/?attachment_id=675' rel='attachment wp-att-675'>watch
watch hcn,h[ ck ازدواج دختر 12 ساله
watch ‘,گوش بردن زن افغان
watch زن برای رقصاندن