قصه پند آمیز : خالد افضلیار

ممکن برای بعضی از دوستان این داستان کوتاه تازه باشد.

روزی یک توريست به افغانستان آمده بود، یک گدا به او گفت: لطفا کمکم کن…   وریست منظور گدا را نفهمید، گدا مکررا خواست خود را تکرار نمود اما توریست منظورش را بازهم نفهمید.فقیر بی حوصله شد و ديگر چیزی نگفت.  بعد از اینکه توریست از او عکسی به یادگار گرفت وقتی به کشورش بازگشت از یک افغان ترجمۀ سخنان گدا را پرسید.؟ ترجمان افغان گفت: آن گدا بود و از تو کمک خواسته دل توریست به درد آمد و برای مرد فقیر با کمک سازمان خیریه معادل یک میلیون پول افغانی به همراه عکس مرد فقیر و نشانی اش فرستاد تا پول به دستش برسد.

ادامه خواندن قصه پند آمیز : خالد افضلیار

د افغانانو د تفاهم نهضت د خواخوږۍ پیغام : زلمی کاشفي

نېټه: ۱/۹/۱۳۹۹

د ۱۳۹۹ لمریز هجري کال د قوس د میاشتې په لومړۍ نېټه د کابل ښار یو ځل بیا تر راکيټي بریدونو لاندې راغی. د سهار د اتو بجو او څلويښتو دقیقو په شاوخوا کې د سرلوڅې مازدا لارۍ له منځه ۲۳ ړانده راکټونه د ښار د اوسیدونکو په مختلفو سیمو شلیک شول چې د خلکو تر منځ د ویرې د پیداکولو او مالې زیانونه سربیره یې لس ښاریان شهیدان او ۳۳ نور زخمیان کړل.

ادامه خواندن د افغانانو د تفاهم نهضت د خواخوږۍ پیغام : زلمی کاشفي

بدخشانی های عزیز این نوشته را با دقت بخوانند: دکتر سید قباد زارع

مشکل بدخشان را نه نصیحت کردن حل خواهد کرد و نه تسلیت گفتن. این تنها مایمی هم نیست. بدخشان دارد بیشتر و بیشتر در کام تلخ شکست فرو میرود. مشکل از والی هم نیست.از آقای سودا انتظار معجزه هم نمیرود و هر والی که بیایید نسبت به مردم بدخشان، خاطر ارگ را گرامی تر میدارد. چون بدخشانیان بیشتر فرمانبردار اند تا پرسشگر و اما ارگ پرسشگر است. هر سودایی را که بیاورید، سودا تر از این سودا خواهد شد مگر اینکه مردم بدخشان از سودای خواب و غفلت بیرون شوند. منتقدانه نگاه کردن و نوشتن در این مورد هم سنگین است.

ادامه خواندن بدخشانی های عزیز این نوشته را با دقت بخوانند: دکتر سید قباد زارع


سیمای قاتل یما سیاوش در آیینه ی حقیقت: خان آقا سعید

 به پیشگاه انسان های آزاد!
محاکم بین المللی ومطبوعات جهانی!
با احترامات بی پایان به مردمان داغدیده افغانستان! بازتاب غم انگیز فاجعه شهادت همشیره زاده ی نازنینم، یماجان سیاوش، این نگین پردرخشش رسانه های شنیداری، نوشتاری ودیداری افغانستان؛ ژورنالیست پیشین و گوینده پرتوان ومحبوب تلویزیون طلوع نشان داد که یما سیاوش نه تنها به خانواده ی ما، بل به تمام سرزمین افغانستان، فرهنگ وتاریخ این بلاد خونین تعلق جدایی ناپذیر داشت.

ادامه خواندن 
سیمای قاتل یما سیاوش در آیینه ی حقیقت: خان آقا سعید

تغیر نام های تاریخی افغانستان در زمان صدارت محمد هاشم خان؛ توسط محمد گل مهمند: سناتور میرمحمد سالم

دوستان و عزیزانم !

ایمیل ریبیچکا افسر ارتیشی در سفر نامه خویش بنام ( در کشور خداداد افغانستان ) در صفحه ۳۰۹ در پاورقی کتابش چنین می نویسد :

ولسوالی شیندند در هرات نام جدید منطقه است که نام تاریخی ان همانا سبز وار می باشد
وواژه شندندترکیبی در زبان پشتو است که از دو کلیمه شین ( سبز ) ودند (ابگیر یا برکه ) ساخته شده است
تغیر نام های تاریخی مناطق مختلف افغانستان از دوره های گذشته به خصوص محمد گل خان مهمند وزیر داخله در کابینه سردار محمد هاشم خان از جمله طراحان و نظر پردازان این گونه سیاست ها در افغانستان است
اسامی بعضی از مناطقی که نامشان بنا برنامه های محمدگل خان مهمند تغیر داده شده قرار ذیل است

پوشنگ یا فوشنگ محله است درهرات پشتون ژغ
قره تیپه محله است در هرات تور غندی
چهار باغ گلشن منطقه است در شمال کشور شینکی
قلعه چه منطقه است در شمال کشور اسپین کوت

ادامه خواندن تغیر نام های تاریخی افغانستان در زمان صدارت محمد هاشم خان؛ توسط محمد گل مهمند: سناتور میرمحمد سالم

لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه! پاسخم بر کسانیست که چرا بمرگ یما جان سیاوش همه اشک میریزند. بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخم به بعضی از آن اشخاصی مسلمانی که نوشته اند، چرا به درد  از دست دادن برادر خوب مان یما جان سیاوش همه اشک میریزند. 

وقتی که خداوند ج فرموده است که دوزخیان و بهشتیان یکسان نیستند. 

پس ما چطور میتوانیم که خدای نا خواسته آنرا غلط ثابت سازیم؟ 

او تعالی خوداش میپرسد که «أم هل تستوي الظلمات والنور؟»  آیا تاریکی با روشنی با هم یکسان اند؟ پس جواب آشکارا است که نخیر نیست. 

برادر خوب مان یمای سیاوش یک روشنی بود! همه زندگی های یکسان حایز اهمیت بوده و مهم است، اما همه انسان ها یکسان نیستند. یک فرق نهایت عظیم بین جسم زنده و جسم مرده وجود دارد.

ادامه خواندن لا یستوی اصحاب النار و اصحاب الجنه! پاسخم بر کسانیست که چرا بمرگ یما جان سیاوش همه اشک میریزند. بسم الله الرحمن الرحیم

شهدای مرکز دانش آموزی کوثر؛ پوهنتون کابل و شهادت سه جوان امروز؛ یماسیاوش؛ احمدانس و امین الله رضایی را در کابل؛ به تمام خانواده های شان و ملت نجیب وطن تسلیت عرض میدارم.

هموطنان درد دیده و سوگوار؛ میدانم با تسلیت گفتن جوانان از دست رفته ما برنمیگردد اما باچند حرف غم دل غمدیدگان را کم میسازیم. ملت نجب و غیور ما در طول تاریخ از دشمنان وطن ؛ ازاستعمارگران بین الملی و مزدوران داخلی تلفات داده اند و اما دست از مبارزه نکشده اند؛ به بیگانه سر خم نکرده اند. تاریخ معلم واقعی یک جامعه است مااز تاریخ آموخته ایم که پدران ما چطور از خاک خود دفاع کردند. فرزندان شان نیز همان شیر بچه های؛ پدران مبارز و وطن دوست میباشند.

هر قطره خون مرد وزن ؛ پیرو جوان و کودکان در وطن که از دست دشمنان ریخته میشود؛ بی پاسخ نخواهد ماند. اگر امروز درماتم شهیدان خویش نشسته ایم ؛ با مبارزه شیرمردان وطن و نبرد سربازان غیور؛ فردا در زیر بیرق آزادی ؛ در فضای همدلی برادری و برابری نفس خواهم کشید. روان تمام شهدای راه آزادی وطن شاد باد.

صحت روان؛ پیآمدی با پیام : نوشته بهزاد برمک

در فرهنگ لغت و اصطلاحات روان‌پزشکی و روان‌شناسی، بهداشت روانی ـ Mental health ـ اقدامات و اعمالی است که به منظور کاهش بیماری‌های روانی از طریق پیش‌گیری و درمان به موقع، سریع و ایجاد شرایط مناسب برای سلامت روانی افراد صورت می‌گیرد. صحت روانی فقط منحصر به تشریح و علل مختلف نبوده؛ بلکه هدف اصلی آن، پیش‌گیری از وقوع ناراحتی ها است. پیش‌گیری به معنای وسیع آن به وجود آوردن عواملی که مکمل زندگی سالم و طبیعی باشد، است.

صحت روان چرا واقعا این قدر مهم است؟ هر وقتی که از آن سخن به عمل می‌آید بعضی را اندوهگین، عده‌ای را خشمگین و عده‌ی دیگری را شاد می‌کند؛ شاید این شادی گذرا و موقتی باشد. مهم است که کم از کم لحظه‌ای روی صحت روان ما دقت و ابراز نظر کنیم. بهداشت روانی مرکب از دو کلمه‌ی «بهداشت» و «روان» است. بهداشت به معنای نگه‌داشتن تندرستی و «روان» به معنای جان و روح است؛ بنا بر این معنای لغوی «بهداشت روانی» عبارت است از نگه‌داشتن تندرستی و سلامتی روح و جان.

ادامه خواندن صحت روان؛ پیآمدی با پیام : نوشته بهزاد برمک

آخرین هدیهء حمیرا نگهت دستگیر زاده در بستر مریضی به فرزندش؛ هژیر

هژیر چشم تو امروز قصه ها دارد

نگاهت از همه سو ابر غصه می آرد

فدای وسعت چشم سیاه تو مادر

غمی غریب گرفته نگاه تو یکسر

تبی که در تنم افتاده اشک باران است

خموشی ات به نگاهم هزار دستان است

……………………………

دوباره قصه ءکوچ من است و فصل فرار

دوباره قصهٔ تلخ جدایی و آزار

ادامه خواندن آخرین هدیهء حمیرا نگهت دستگیر زاده در بستر مریضی به فرزندش؛ هژیر

در باره حمیرات نگهت دستگیر زاده: نوشته استاد پرتو نادری

چند سال پیش بود که سال زاد زنده یاد داکتر حمیرا دستگیر را در هالند جشن می گرفتند و من این پیام را نوشته و فرستاده بودم.

به آن آفتاب آواره، غزل سرای غزل های غریب غربت!

زنی سوار آفتاب می‌رسد،

صدا زنید خاک‌های خفته را

و بشکنید واژگان گفته را

زنی که می‌رسد ز ره

زشب عبور کرده است

و مادر است

ادامه خواندن در باره حمیرات نگهت دستگیر زاده: نوشته استاد پرتو نادری

بخاطر حادثه سیلاب ولایت پروان دگر به کوفه مرو دشت کربلا اینجاست : شعر از فضل احد احدی

دگر به کوفه مرو دشت کربلا این‌جاست

تمام واقعه و مرگ و ماجرا این‌جاست

بیا و حادثه‌ی کربلا دوباره ببین

حسین بی‌سر و بی‌جان و دست و پا این‌جاست

ادامه خواندن بخاطر حادثه سیلاب ولایت پروان دگر به کوفه مرو دشت کربلا اینجاست : شعر از فضل احد احدی

یکی نامدارترین شاعر زن معاصر در تاریخ ادبیات کشور و فارسی زبان ها بانو حمیرا نگهت دستگیرزاده٬ وفات کرد : نوشته – خالد اشرفیار

شاد روان حمیرا نگهت دستگیر زاده

روحت شاد و نامت جاویدان بانوی شعر، شخصیت افتخارآفرین و یکی نامدارترین شاعر زن معاصر در تاریخ ادبیات کشور و فارسی زبان ها !

زنده یاد داکتر حمیرا نگهت دستگیرزاده، شاعر شناخته‌ شده افغانستان به علت بیماری سرطان در ۶۰ سالگی درگذشت.

او در دو دهه گذشته با خانواده‌اش در هالند زندگی می‌ کرد. از او بیش از ۱۳ مجموعه شعر منتشر شده است. 

ادامه خواندن یکی نامدارترین شاعر زن معاصر در تاریخ ادبیات کشور و فارسی زبان ها بانو حمیرا نگهت دستگیرزاده٬ وفات کرد : نوشته – خالد اشرفیار

ختم قرآن، چهل ومین روز پرواز ملکوتی شاعر نامدار و ستارۀ درخشان عرفان کشور: مهرالدین مشید

پرم بستی و پروایم نداری

این نیم بیتی یکی از مصرع  های شاه غزل های استاد حیدری وجودی است که در عین پربستن ها سخن از پر پرواز های بلند عاشقانه دارد و هرگز این چنین بربستن ها از پرواز ملکوتی او به اوج های شعر و عرفان چیزی کم نکرد؛ بلکه برعکس پرواز او را به سوی اوج های بیکران شعر و معرفت تا کرانه های ناکرانمند، پله به پله تا آستان خدا، شتابان تر نمود. او هرچند به تعبیری بال های پرواز به سوی بیکرانه های ملکوتی و عاشقانه را در ظاهر بسته می بیند و از بی پروایی معشوق وغم دل بستگی های او در رکاب عشق با شکوه سخن می گوید؛ اما او باز هم با آنکه خود را در برابر این پرواز تنگ دست دانسته و پریدن از قفس تنگ منیت ها و خودخواهی ها در نظر اش دشوار جلوه می کند وباز هم به امید تمنای دلدار گام ها را بلندتر نهاده و فراتر از زندان و قفس پا به بلندای شعر های عاشقانه و عشق های عارفانه می گذارد. 

ادامه خواندن ختم قرآن، چهل ومین روز پرواز ملکوتی شاعر نامدار و ستارۀ درخشان عرفان کشور: مهرالدین مشید

فقیر نبی ستاره تابناک سینمای افغانستان٬ چشم از جهان پوشید- سایت ماریا دارو تسلیت خویش را نبست این ضایعهء جبران ناپذیر به خانواده محترم نبی و جمله فرهنگیان عرض میدارد.

فقیر نبی ستاره نابناک از آسمان سینمای افغانستان فرو افتاد. روحش شاد وخاطراتش گرامی باد سوانح این هنرمند با استعدادرا میتونید در کتاب هنرمندان تاریخ ساز تیاتر – اثر ماریا دارو در صفحه (۳۴۹) آن مطالعه کنید. در سایت (mariadaro.co ( بروی کتاب هنرمندان تاریخ ساز تیاتر کلیک نموده کتاب را دانلود بدارید. افسوس ٬ فقیر نبی تکرار نشدنیست. وجایش خالیست.

 یک وقت  نیستم

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

در آستان مرگ که زندان زندگیست

تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل

یک روز خنده کردم و عمری گریستم

طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست

چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم

گوهرشناس نیست در این شهر شهریار

من در صف خزف چه بگویم که چیستم
شهریار

حشمت فنایی هنرمند سینما٬ تیاتر و رادیو تلویزیون افغانستان٬به ابدیت پیوست: نور عدیل

حشمت فنایی در سال 1327 در ولایت کابل به دنیا آمد تحصیلات ابتدای خود را در لیسه حسن میاخیل والسوالی خان آباد ولایت کندز به پایان رساند و در همان لیسه به صفت مسئول بخش هنری انجام وظیفه میداد
اما بعد از فراغت در راه پر افتخار خدمت به وطن به صفوف نیروهای امنیتی مصروف وظیفه شد و در سال 1352 در ناشر ننداری کندز به صفت بازیگر و دایرکتر رسما شروع به فعالیت کرد و همزمان جهت فرا گیری فن بازیگری به کشور اتحاد جماهیر شوروی سابق سفر کرد
وی در سال 1357عضویت موسسه آریانا فلم را به رهبری انجنیر لطیف کسب کرد و در اولین فلم بلند داستانی گناه در یک یک نقش عمده درخشید…….
بعدها فلم های که فنایی نقش ایفا نموده
دختری با پیراهن سپیده ساخته فقیر نبی
فلم هنری بلند فرار ساخته انجنیر لطیف
فلم سینمایی حادثه در راه ،فلم تلویزیونی زمین فردا ،فلم بلند آرمان،علم بلند سینمایی صبور سرباز ،فلم تلویزیونی راز گریه

ادامه خواندن حشمت فنایی هنرمند سینما٬ تیاتر و رادیو تلویزیون افغانستان٬به ابدیت پیوست: نور عدیل

پیدایش وادامه ای افراط گرائی در افغانستان: نوشتهء میر عنایت الله سادات

منابع آگاه گزارش میدهند که بیش از بیست گروه افراطی ، زیر نام مذهب در گوشه و کنار افغانستان جابجا شده اند. سوال پیدا میشود که این گروهها چگونه بوجود آمدند ؟ وچطورادامه ای موجودیت آنها ، زمینه سازی می شود ؟ آیا عوامل داخلی سبب پیدایش آنها شد ؟ ویا قدرتهای بیرونی ، ایشان را پایه گذاری کرده اند ؟ 

   اگر قدرتهای خارجی مؤجد آنها اند ؟ پس سوال مطرح میشود که چرا این قدرت ها ، به خاطر مستقر ساختن دست پرورده های شان ، افغانستان را برگزیدند ؟ آیا شرایط  مساعد برای پیدایش و رشد افراطیت دردرون جامعه ای ما ، موجب جلب قدرتهای بیرونی شد ؟ ویا خصلت جیوپولیتیک و جوستراتیژیک افغانستان، پای آنها را به این سرزمین کشانید؟ 

ادامه خواندن پیدایش وادامه ای افراط گرائی در افغانستان: نوشتهء میر عنایت الله سادات

حادثۀ فرخنده از جدال سنت و مدرنیته تا فرازۀ یک بح حقوقی و اعتقادی – نویسنده: مهرالدین مشید

شهید فرخنده

در این شکی نیست که کشته شدن فرخنده یک حادثۀ خیلی دردناک و تکاندهنده بود که وجدان تاریخ را شکنجه کرد و بار ننگینی را بروجدان انسان سرزمین ما گذاشت؛ اما این مرگ نابهنگام و وحشتبار یک حادثه نبود؛ بلکه فراتر از حادثه بود و در اوجی از حماسه های حوادث قرن  قرار گرفت که نظیرش را حتا در حافظۀ تاریخ نمی توان یافت. از همین رو است که فرخنده تاریخ ساز شد و  تاریخ را به گونۀ دیگری نوشت و فرخنده را صفوف جاودانه ها قرار داد. مرگ فرخنده درخشش نوری در ظلمت بود که یک باره عقلانیت انسان امروزی را زیر سوال برد و قندیل های هشدار را بر فراز راۀ انسان امروزین روشن گردانید.

ادامه خواندن حادثۀ فرخنده از جدال سنت و مدرنیته تا فرازۀ یک بح حقوقی و اعتقادی – نویسنده: مهرالدین مشید

یک خشت دیگر از بدنه تیاتر افغانستان جدا شد. شاد باد روان آنکه روح هموطنان ما را با هنرنمائی اش شاد ساخته بود. محمد نعیم رفاه هنرمند شناخته شده تیاتر چشم از جهان پوشید. انا الله وانا الهی راجعون

مرحوم محمد  نعیم  رفاه   معروف  ترین  چهره  موفق  تیاتر  افغانستان  که  تمام عمرش  در روشنگری  اجتماع ؛ خدمات فراموش  نا شدنی  در تیاتر افغانستان  انجام  داد.  وی  در لیسه  نجات « امانی»  که  هنوز  متعلم  صنف  یازدهم  بود در سالون کنفرانس آن  لیسه در  نمایشات  تمثیلی  به زبان  المانی  و دری دایر میشد  سهم  گرفت  و بوسیله  یکتن  از دوستانش  به  شهری  ننداری  کابل  معرفی  شد .  رهبری  تیاتر  شهری  ننداری  را شادروان  عبدالرشید جلیا به عهده  داشت  و از استعداد رفاه ء جوان  خیلی  شگفت  زده  گردید . مرحوم  رفاه  اولین  نقش  خود را در تیاتر  رسمی  شهری  ننداری  بحیث  هنرمند در نمایش  نامهء بنام « شام غریبان» اثر  شادروان  محمد  یوسف  کهزاد با موفقیت  بازی  نمود.

شادروان  رفاه  در  زمان  کار هنری  اش  در تیاترافغانستان  سه نمایش  نامه بنامهای  « مرا ببوس — تقدیر و  دختر صحرا» بقلم  خود  نوشت  که در  همان  وقت  وزمانش  خیلی  خیلی  سرزبانها بود  و نقش  های  اول را  نیز خودش  به  عهده  داشت. 

وی  در تیاتر  شهری  ننداری  با هنرمندان  سابقه  دار کشور معرفی شد و با هنرمندان  چون شادروان  عبدالرشید  جلیا ٬ شادروان  سایر  هراتی ؛ شادروان  محمد یوسف  کهزاد؛ شادروان  سید مقدس  نگاه ؛ شادروان  استاد فرخ  افندی  ؛ محترم  نسیم  اسیر  شاعر  معروف  وطن ؛ شاد روان  محمد  عظیم  رعد ؛ شادروان غفار دلسور ؛ شادروان  غفار  حکیمی ؛ شادروان  رفیق  صادق؛ شادروان  نیک  محمد قایل ؛ شادروان محمد زمان  انوری  ؛ شادروان  استاد  عبدلقیوم  بسید؛  شادروان  عبدالرحیم  ساربان  ؛ شادروان  محمد اکبر  نادم؛ شادروان امین  هاشمی  ؛ شادروان نجیب الله مساَ ؛ شادروان  عیسی  نوا« خمار» شادروان موسی  نهمت؛ شادروان  غلام حسین  فعال ؛ شادروان اکرم  نقاش؛ شادروان ستار  وارسته ؛ شادروان محمد  ابرهیم  نسیم؛ شادروان محمد امین و خانم  نجیبه  دینا خانم  محترم  پیکر  « افسانه» و غیره  هنرمندان  هم بازی  بوده  و از استادان آنزمان  آموخت  و برجسته  گردید. 

ادامه خواندن یک خشت دیگر از بدنه تیاتر افغانستان جدا شد. شاد باد روان آنکه روح هموطنان ما را با هنرنمائی اش شاد ساخته بود. محمد نعیم رفاه هنرمند شناخته شده تیاتر چشم از جهان پوشید. انا الله وانا الهی راجعون

یاد و بود از خاطرات طنز نویس معروف کشور جلال نورانی: نوشتهء استاد پرتو نادری

جلال نورانی، دیگر طنز نمی نویسد!

چه دردناک است که ناگهان نگاهایت روی سطرهای می‌دوند و در پایان در می یابی که دوستی خاموش شده و بعد قطره قطره لغزش داغ اشک‌هایی را روی گونه‌هایت احساس می‌کنی.
امروز دوشنبه بیست و هفتم مارچ 2017 برابر باهفتم حمل 1396 خورشیدی نگاه‌های من همین‌گونه روی سطرهای خبر خاموشی طنز نویس، نمایش‌نامه نویس و پژوهشگر ادبی کشور جلال نورانی دوید، چنان کودکی پا برهنه‌یی که از خط قوغ آتش بگذرد!
روانت شاد باد! چه نا به هنگام تکاور زنده‌گی به آن سوی دیوار شکستۀ مرگ جهاندی!
چند سال پیش در پیوند به چگونه‌گی طنز نویسی افغانستان چیزی نوشته بودم و این سطرها در پیوند به جای‌گاه طنز نویسی نورانی شکل گرفته بودند.
***

ادامه خواندن یاد و بود از خاطرات طنز نویس معروف کشور جلال نورانی: نوشتهء استاد پرتو نادری