روز خبر نگار در افغانستان روز یاران از دست رفته است: نوشته – استاد پرتو نادری

استاد پرتو نادری

روز خبر نگار در افغانستان روز یاران از دست رفته است، روزی آنانی که به جرم نوشتن و بیان حقیقت سر بر سر راه پاکیزۀ خود کردند. روان همه شان شاد باد! من در این روز بیشتر به این عزیزان می اندیشم. سال ها پیش وقتی شنیدم که اجمل نقشبندی را سر بریدند ، هنوز می اندیشم انسان چه حسی می داشته باشد وقتی که دشمن کارد بر کلویت می گذارد! یا هم کارد استبداد به استخوانت می رسد. این چند سطر را به نام نقش بندی عزیز نوشته بودم.
چو شب آمد خطا بسیار کردند
غمان خفته را بیدار کردند
چه کس بانگ انالحق زد درین شهر
که منصوری ز نو بر دار کردند « پرتو نادری »
پازحسنک وزیرتا اجمل نقشبندی

مدتی ست که بادهای نا موافق کران تا کران کشور را زیر پر گرفته است. بادهایی ویران‌گری که از دشت‌های خشم و خشونت می آیند!
مدرسه‌یی در کام آتش به خاکستر بدل می گردد و ترانۀ مکتب در گلوی کودکان خاموش می شود. آموزگاری را در برابر دیده گان وحشت زدۀ شاگردانش سر می برند. شاید او به شاگردانش یاد داده است که آفتاب در سرزمین ما از خاوران سر می زند ! کودکی را حلق آویز می کنند. مدافعان حقوق بشر،آزادی بیان ، روزنامه نگاران و فعالان جامعۀ مدنی را به گلوله می بندند.

ادامه خواندن روز خبر نگار در افغانستان روز یاران از دست رفته است: نوشته – استاد پرتو نادری


کارگران نفت و گازشبرغان را از زیر چرخ آسیاب دولت باید نجات داد : نوشته — عارف عرفان 


کارگران نفت وگاز مزار شریف



اخیرأ سران دولت افغانستان، دریک روش کاملآ ستمگرانه، بینواترین بخشی از کارگران وکارمندان نفت وگازشبرغان (به تعداد۵۱۲ تن ازکارگران و کارمندان) را که در طی ده ها سال کار پرمشقت وطاقت فرسا‌ گوشت و ُپوست شان‌ تکیده است، اما بازهم با مشکلات دست وپنجه نرم نموده؛ از تشکیلات اداره ی مربوط تنقیص وبه اردوگاه بیکاران وخانه بدوشان سوق داده اند.


 
دولت ای که تاحال بزرگترین بخش از سرمایه های ملی وکمک های جهانی راغارت نموده، بخش عظیمی از سرمایه های ملی را توسط ساختار هایی از ترکیب وهسته تشکیلاتی اقتدار گرای”خسربره ها”حلقات مافیایی، محافظت ونگهبانی جنگ سالاران وسران ارتجاع سیاه، جمعی بیشمار مشاوران عزلت نشین کاخ های قدرت، تامین معاشات ویژه وخارق العاده برای مشاوران خاص و ولینعمتان کاخ ولاجرم نهنگی سیری ناپذیری بنام” کود ۹۱” حیف ومیل نموده است، لاجرم با تمام تشنگی واوج بی‌رحمی ،چشمه های مالی خویش رادر قطع لقمه نان و معاشات کارگران رنج‌ دیده وستمدیده نفت و گاز شبرغان جستجو نموده و تدبیر جسته اند تا باکاربرد تنقیصات سبوتاژگرانه وغیر قانونی بدون توجه به استخوانهای پوسیده، پاهای ترکیده ودستان آبله باران آنها به ذخایر وچشمه های عوایدی حلقات مافیایی وتاراجگر در ارکان دولت و بیرون از آن پرداخته و خوان های عشرت را گسترده ترسازند.

ادامه خواندن 
کارگران نفت و گازشبرغان را از زیر چرخ آسیاب دولت باید نجات داد : نوشته — عارف عرفان 


جوانشیر حیدری٬شاخهء دیگری از نخلستان هنر و فرهنگ و سینمای مملکت ما شکست : نوشته های : عمر ننگیار و محمود

سعدیا ؛ مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
دوستان و عزیزان! شخصیت بهنام و  فرزانه زنده یاد جوانشیر حیدری دگرروی این کره خاکی با ما هم نفس نیست، ولی در هر نفس با ما هست.

 زنده یاد حیدری عاشقانه زیست، عاشقانه به هنر رو آورد و عاشقانه تا پایان زندگی در این راستا با وجود کمبودی های امکانات رزمید . او از اوان جوانی سالیان۱۳۵۴ هجری شمسی حینکه دانشجو پوهنتون کابل بود بطوراماتور در گروپ تیاتر کمیته کلتوری پوهنتون کابل به فعالیت اغاز نمود با او یکجا با دایرکت استاد عزیزالله هدف و زنده یاد استاد بیسد نمایشنامه های زیادی را در ادیتوریم پوهنتون کابل به نمایش گزاشتیم که مهمترین ان «متخصص فراری»، نوشته استاد جنید شریف، «وقتی بلی ګفتن» نوشته زنده یاد جلال نورانی،« اطفاییه» نوشته عزیز نسین و نمایشنامه در سه پرده بنام «خسیس» نوشته مولیر فرانسوی که این اثرتوسط زنده یاد استاد بیسد دایرکت گردیده بود، تقریبن در همه ی این نمایشنامه ها نقش رول های اساسی به او سپرده شده بود که خیلی ها عالی ان را بازی کرده است. او در ستیژ هنری ادیتوریم پوهنتون کابل هنر واستعداد بلند هنری اش را در جمع همبازی هایش درتیاتر اماتور بنمایش گزاشت که بعد ها همه ی گروپ ما به رادیو تلویزون راه یافت . روانشاد جوانشیر حیدری باز هم با عشق فراوان به بازی نقش ها در چندین فلم سینمایی و تلویزونی استعداد هنری اش را بنمایش گزاشت که بعد چند فلم را خود ساخت که یکی از فلم های بلنداش بنام « بابا» بود .

ادامه خواندن جوانشیر حیدری٬شاخهء دیگری از نخلستان هنر و فرهنگ و سینمای مملکت ما شکست : نوشته های : عمر ننگیار و محمود

سقوط هوا پیمای اوکراینی مشکل دیگر ایران: احمد سعیدی

   بعد از آنکه ستاد مشترک نیرو های مسلح جمهوری اسلامی ایران با صدور بیانیه اعتراف کرد که سرنگونی هوا پیمای مسافر بری اوکراین که با کشتن 176 نفر منجر شد بخاطر خطای انسانی بوده و با شلیک غیر عمد موشک توسط سپاه ایران صورت گرفته است.  بعد از این ابلاغیه آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران طی اعلامیه ای در مورد این حادثه هولناک و خونین چنین ابراز نظر نمود. ادامه خواندن سقوط هوا پیمای اوکراینی مشکل دیگر ایران: احمد سعیدی

احساس مردم افغانستان قابل قدر است ٬ به سخنان این جوان گوش کنید .

دیوه هیوادوال دبی وسی ژړا اوښکی او دقدردانی احساس 😭😭😭رښتیا چی افغانان نمک حلال دی چي څوک خدمت ورته کوي بیا سزا ورکوي ,,اؤ چی څوک يي تباه کوي هغوي ته زنده باد او ارزښت ورکویافسوس

Posted by H.T. Walizada on Thursday, December 5, 2019

این ویدیو را بشنوید که چرا داکترناکامورا « کاکامراد» وخدمات انسانی اورا تماشا کنید.Development via a Japanese Doctor Mr. Nakamura Initiative

Development via a Japanese Doctor Mr. Nakamura Initiative——————————————————————————-فلم مستند بر زندگی وفعالیتهای بشردوستانه داکتر ناکامورا در افغانستان .———————————————————————-We are extremely sorry uncle Tetsu Nakamura !Though you were Afghan still we are sorry for letting you getting killed. You were Afghan but we are ashamed for not protecting you.You were Afghan yet we are sorry and thankful to the nice and kind people of Japan for sending us such a nice, hardworking and humble guy who was working for Afghanistan.We are sorry to your family, relatives, friends and people of Japan.W are sorry we couldn't save you. we are sorry that you are not here with us anymore. we are extremely hurt that the same enemy who has been killing us since decades finally killed you today. we didn't kill you, but the enemy of Afghanistan killed you. we will miss you forever and our history will always remember you. We will not forget your services you have done for us. you were more patriot than millions of other Afghans.We will always be grateful to you and to the people of Japan.We will always honour your services and remember your sacrifice you have made for us.May your soul rest in peace !Thank you uncle Tetsu Nakamura.おじさん中村哲さん、ごめんなさい!あなたはまだアフガニスタン人でしたが、私たちはあなたを殺すことを残念に思います。 あなたはアフガニスタン人でしたが、私たちはあなたを守っていないことを恥じています。あなたはアフガニスタン人でしたが、アフガニスタンで働いていたこのような素晴らしく勤勉で謙虚な人を私たちに送ってくれた日本の親切で親切な人々に感謝します。あなたの家族、親,、友人、日本の人々に申し訳ありません。あなたを救えなかったのが残念です。 あなたがもうここにいないことを残念に思います。 何十年も前から私たちを殺してきた同じ敵がようやく今日あなたを殺したことを私たちは非常に傷つけています。 私たちはあなたを殺しませんでしたが、アフガニスタンの敵があなたを殺しました。 私たちはあなたを永遠に恋しく思います、そして私たちの歴史は常にあなたを覚えています。 あなたが私たちのために行ったあなたのサービスを忘れません。 あなたは何百万人ものアフガン人よりも愛国者でした。私たちはあなたと日本の人々にいつも感謝しています。私たちは常にあなたのサービスを尊重し、あなたが私たちのためにした犠牲を覚えています。あなたの魂が安らかに眠れるように!おじさん、中村哲さんありがとうمتن کمنت : عبدالرشید سخی آرزو——————————–تتسو ناکامورا کی بود؟تتسو ناکامورا ۷۳ ساله، پزشک جاپانی/ژاپنی که بخش عمده زندگی و حرفه خود را وقف بهبود زندگی افغان‌ها کرده بود، رئیس موسسه خیریه ژاپنی (پی‌ام‌اس) در افغانستان بود.او پس از تحصیل در رشته پزشکی در ۱۹۸۴ به پاکستان رفت تا به درمان بیماران جذامی در آنجا بپردازد. دو سال پس از آن به افغانستان رفت و در یکی از روستاهای دوردست یک درمانگاه و نهاد غیردولتی "خدمات درمانی صلح ژاپن" (پی‌ام‌اس) ایجاد کرد.این نهاد خیریه در اوج فعالیتش ده درمانگاه راه انداخت که در کنار کمک به دیگر بیماران، به درمان پناهجویان و بیماران جذامی می‌پرداخت.در ماه اکتبر سال جاری دولت افغانستان به خاطر کارهای انسان‌دوستانه‌اش به آقای ناکامورا شهروند افتخاری افغانستان داد.

Posted by Zobair Padash on Thursday, December 5, 2019

مرگ انسانیت : هنر و هنرمندان اصیل آرین «سـیـمـا تـرانـه »

روزگاری بچه بودیم و در این سرزمینی که امروز خبرهای وحشتناکش قلب جهانیان را به لرزه می اندازد.و عرق شرم و خجالت را بر پیشانی بی خیال ترین انسان این مرز و بوم جاری میسازد , مدرسه میرفتیم و بزرگوارانی بودند که به ماانسانیتدرس میدادند,تمیز بین زشت و زیبا , حفظ حرمت بزرگان ,شکر از نعمتهای خداوندی , احترام به دین و آیین ملت خود , دانستن قدر احسان دیگران , حفظ حیثیت و آبروی ملت و وطن , غرورملی , شرم وحیا و غیره و غیره . باکمال درد و تاسف باید بگویم که برای من و میلیون ها انسان شریف و باعزت هموطنم خیلی شرم آورو درد ناک است که در این سرزمین خود, شاهد وحشت و دهشت افگنی مشتی بی فرهنگ وحشی وجنایتکار و مزدور بیگانگان باشیم که خیلی با راحتی و بدون هیچنوع احساس مسولیتیانسانیترا میکشند. در سرزمینی که فرزدندانش صدها سال پیش درس عشق و انسانیت را فریاد میزدند . و آن فرزند بزرگوار و پیشگام در راه عشق و اخلاق و انسانیت حضرت مولانا جلال الدین بلخی ( رح ) که میفرمود : ازمحبت تلخها شیرین شود . و یا آن عارف شوریده ای دیگری که نام عزیزش را همه عاشقان عشق و عرفان با فخر و مباهات در قلب شان حفظ میکنند , حضرت میرزا عبدالقادر بیدل (رح ) که فرموده بود : گر تو میدانی که دردل ها خدا است پس ترا تعظیم هردل مدعا است . کجا یند متصدیان و پاسداران مسول فرهنگ ما که درقبال اینهمه جنایات مهر سکوت بر دهان خویش میزنند . ادامه خواندن مرگ انسانیت : هنر و هنرمندان اصیل آرین «سـیـمـا تـرانـه »

کشته شدن ناکامورا و پرده افتادن از سیمای نظامیان جنایت کار پاکستان : مهرالدین مشید

                     

  کشته شدن ناکامورا به مثابۀ به صدا درآمدن آزیر خطر جدید

کشته شدن ناکامورا از عمق و گسترده گی توطیه منطقه یی و جهانی در افغانستان پرده بر می دارد و بیانگر این حقیقت است که جنگ افغانستان فراتر از مبارزه با تروریزم پر و بال می گشاید و مبارزه با تروریزم روپوشی برای توطیه های خطرناک بین المللی از سوی قدرت های بزرگ بر مردم افغانستان تحمیل شده که قربانی آن مردم افغانستان است. هرگاه چنین نباشد، حمله به جان مردی که در سن ۸۵ سالگی کمر برای خدمدگذاری به مردم نیازمندی بسته بود که هم وطنان و هم کیشان آنان آن همه را در بدل غارت و خودفروشی از آنان گرفته بود. در این تردیدی نیست که داکتر ناکامورا مشهور به کاکامراد به بخاطر فعالیت هایش برای ساخت و ساز بندهای آبیاری و توسعه زراعت و کشت للمی و سرسبز و شاداب سازی ننگرهار بوسیلۀ مزدوران آی اس آی پاکستان کشته شد. این شبکه جهنمی از چهل سال بدین سو مصروف تخریب پروژه های اقتصادی و آبی افغانستان است تا افغانستان بحیث یک کشور مصرفی بازار فروش پاکستان باشد. از این رو پاکستان بیشترین فشار را برای نابودی برنامه های کلان آبی افغانستان در مسیر دریا هایی مانند دریای کابل و دریای کنر بیشتر حفظ کرده که به این کشور سرازیر می شوند. ادامه خواندن کشته شدن ناکامورا و پرده افتادن از سیمای نظامیان جنایت کار پاکستان : مهرالدین مشید

“اې پردېس کاکا مراده!” شعر: عبدالهادي عطايي ملا دکلمه او ويډيو: سعید لودین د ښاغلی حاجی صاحب محمد ویس څخه مننه د ویدیو له استولو. ناصر اوریا

"اې پردېس کاکا مراده!"شعر: عبدالهادي عطايي ملادکلمه او ويډيو: سعید لودیند ښاغلی حاجی صاحب محمد ویس څخه مننه د ویدیو له استولو. ناصر اوریا

Posted by Naser Oria on Saturday, December 7, 2019

ناکامورا ( کاکا مراد) کی بود ؟ : خالد اشرف

             داکتر  ناکامورا مشهور  به  کاکا مراد!!!

داکتر  ناکامورا  در  سال  (۱۹۴۶م) در شهر  فوکووکا جاپان بدنیا  آمد. وی  پس  از  ختم  تحصیل  در رشته  طب  ( طبابت جذامی) به پاکستان رفت تا به درمان بیماران جذامی در آنجا بپردازد.
دو سال پس از آن به افغانستان رفت و در یکی از قریه های دور دست یک درمانگاه و نهاد غیردولتیخدمات درمانی صلح جاپان” (پیاماس) ایجاد کرد.
این نهاد خیریه در اوج فعالیتش ده درمانگاه راه انداخت که در کنار کمک به دیگر بیماران، به درمان پناهجویان و بیماران جذامی میپرداخت.
دکتر ناکامورا همچنین به ساخت چاهها و آبیاری در روستاهایی پرداخت که مردم به خاطر نبود آب پاک به وبا (کلرا) و بیماریهای دیگر دچار شده بودند.
ادامه خواندن ناکامورا ( کاکا مراد) کی بود ؟ : خالد اشرف

شهادت مژده زنگ خطری برای آزاد اندیشان متعهد به مردم و کشور: مهرالدین مشید

      گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است   میچیند آن گلی که به عالم نمونه است

این بار دست ستم آز آستین اهریمن بیرحمانه تر از گذشته بیرون شد و از گلستان سرخ و خونین کشور گلدسته یی را بلعید که و گلگون کفن گردانید که زبان و قلمش قوت قلب برای آزاد  اندیشان وطن دوست و بویژه برای آنانی بود که خواهان یک افغانستان آزاد، سربلند و مستقل و دارای حاکمیت مقتدر ملی و بیرون از مداخله های کشور های خارجی هستند. هلاک و شکسته باد دستان شریر و اهریمنی ای که تفنگ را به سوی مژده نشانه رفت و روح مرد آزاده اندیش، مبارزی خستگی ناپذیر، عصیانی، نترس و بی باک و وطن دوست کم مانند را بزدلانه و وحشیانه جریحه دار کرد و او را به شهادت رساند.  ادامه خواندن شهادت مژده زنگ خطری برای آزاد اندیشان متعهد به مردم و کشور: مهرالدین مشید

کابل در نهیب مرگ وضجه درد : احمد سعیدی

      در اینجا آسمانان افسرده و زمینیان پژمرده اند حدیث زندگی  یاس است و درد  غم و درد نا باور کردنی ، راستی باور کردنش مشکل است. آژیر امبولانش حامل جسد پارچه شدۀ فرزندانت را بشنوی چون دل نمیخواهد روح نمی پذیرد وچشم توان دیدن را ندارد اما این غمنامه تلخ با خون فرزندان وتل هاس استخوانهاس در هم شکسته جوانان سر زمین ما تکمیل وغیر قابل انکار است .غم تنها نیست افتضاح  سیاسی واخلاقی توام با فساد مالی واخلاقی از سر چشمه رهبری موج میزند وگلوی زنده های پاک دل وپاک طینت را می فشارد اما چه سود؟ که در روح جسارت نباشد ودر جسم حرکت ودر وجدان بیداری همه به خواب فرور فته اند .شبه سیاه دروغ واستبداد چون سقف وحشتناک بر زندگی مردم سایه افگنده . نهیب مرگ وضجه درد مادران پسر گم کرده گوش ها ودل هارا میخراشد وارواح آزاده را می آزارد قصه زندگی درین سر زمین دود وخاکستر قصه درد ورنج وداد وفریاد است واین داستان کده را کابل گو یند کابل که در هر صبح وشامش غم را روایت میکند.

سوگ برای خیلی‌ها فقط چند قطره اشک است که بی‌تاب روی گونه‌ها می‌لغزد، برای خیلی‌ها، اما بریدن از دنیاست. تلخی مرگ عزیز، گاهی حتی تا پایان عمر در کام آنها می‌ماند و آن‌وقت می‌شوند آدم‌هایی که گرچه حیاتشان از نظر زیست‌شناسی با بالا و پایین رفتن قفسه سینه‌شان تائید می‌شود، اما در حقیقت از همان زمان که  انسانهای با وجدان وبیدار در زندگی‌شان را از دست داده‌اند، مرده‌اند.حالا شهروندان کابل یا همه مرده اند ویا مرگ تجربه زندگی شان است.اینجا  نهیب مرگ وضجه درد عصاره زندگیست زندگی جهنمی . ادامه خواندن کابل در نهیب مرگ وضجه درد : احمد سعیدی

بوگرافی مختصر شهید پوهاند عزیز احمد پنجشیری استاد پوهنحُی زمین شناسی پوهنتون کابل

     پوهاند عزیز احمد پنجشیری فرزند نیک محمد در سال 1329 ه ش در قریه رخه ولسوالی رخه ولایت پنجشیر چشم به دنیا گشوده و در سال 1333 ه ش شامل ابتدائیه قاری حمید الله ودر سال 1339 ه ش شامل لیسه تجارت ودر سال 1342 ه ش از لیسه تجارت فارغ گردیده است. در سال 1347 ه ش شامل رشته تاریخ و جغرافیه پوهنځی ادبیات و علوم بشری پوهنتون کابل گردیده و در سال 1350 ه ش به درجه لسانس فارغ گردیده است. در سال 1351 ه ش در پوهنځی متذکره به صفت نامزد پوهیالی تقرر حاصل نموده وبه ترتیب سال های خدمت ایشان به رتبه علمی پوهاند نایل گردیده است. طی سال های جنگ های داخلی در سال 1375 از بست پوهنتون کابل موقتاً منفک ودر سمت های دیپلوماتیک در وزارت خارجه واتشه فرهنگی در کشور ایران ایفای وظیفه نموده است. نامبرده در سال 1388 ه ش در دیپارتمنت جغرافیه پوهنځی زمین شناسی پوهنتون کابل تقرر مجدد حاصل نموده و الی تاریخ 9/12/1394 یعنی زمان تقاعد شان به وظیفه مقدس استادی ایشان ادامه داده ودر تربیه اولاد وطن سهم فعال گرفته است. مرحوم پوهاند عزیز احمد پنجشیری در طول سال های خدمت با اعطای تقدیر نامه های درجه اول و درجه دوم نیز نایل گردیده است. ادامه خواندن بوگرافی مختصر شهید پوهاند عزیز احمد پنجشیری استاد پوهنحُی زمین شناسی پوهنتون کابل

نصرت پارسا تازه گل پر پرشده ئي باغستان هنر : سيما پارسا مادر نصرت پارسا

  نصرت پارسا تازه گلی سر براورده در باغستان هنر که زود پر پر شد و رفت ﭘﺎﺭﺳﺎ در شهر رویا ها کابل دیده به دنیا گشود ، درست ﺳﺎﻝ ۱۹۶۹ ﻣﯿﻼﺩﯼ بود ، استعداد ذوق کودکی هایش را با شنیدن موسیقی بزرگان خرابات میکشاند تا به هندوستان رفت و اگاهانه و مسلکی موسیقی را نزد استادان هندی از ﺳﻨﯿﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ اموخت .
ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ اخر ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻫﺶ ۳۵سﺎﻟﮕﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﺍﻗﺎﻣﺖ زندگی کرد.
ﻧﺼﺮﺕ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﺩﺭﺁﻟﻤﺎﻥ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻼﺗﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ
ﺑﺮﻕ ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺭﺳﺎﻧﯿﺪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺭﻫﺎ ﻧﮑﺮﺩ
ﺑﻄﻮﺭ ﭘﯿﮕﺮ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺍﺯﻃﺮﯾﻖ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻭﺁﻟﺒﻮﻣﻬﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪ،
ﺍﺟﺮﺍﯼ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﻫﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺧﻮﺷﻲ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻧﺶ
ﺳﻬﻤﺶ ﺭﺍ به ﻫﻨﺮﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ میرساند
ﻧﺼﺮﺕ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ۸ ﻣﺎﻩ ﻣﯽ ﺳﺎﻝ دو هزار پنج درست روز تجلیل از مقام مادر برای کنسرتی ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻭﻧﮑﻮﻭﺭ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺩﺭ ﻫﻮﺗﻞ
ﺍﻗﺎﻣﺘﺶ ﺑﺎ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﺸﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﺑﺎﺷﺎﻥ موازنه خود را از دست داد
و ﺳﺮﺵ ﺑﻪ ﭘﻠﻪ ﺯﯾنه خورده بیهوش شد و دیگر چشم نگشود و خاموش شد روح و روانش شاد و یادش گرامی
چه كنم گريه كنم يا نكنم
يا كه فرياد كشم يا نكشم
سينه ام تنگ و دلم پر خون است .

ادامه خواندن نصرت پارسا تازه گل پر پرشده ئي باغستان هنر : سيما پارسا مادر نصرت پارسا

در سوگ استاد یوسف کهزاد : دکتور عنایت الله شهـرانـی

امروز جامعۀ افغانستان یکی از بزرگترین هنرمندان، والاگهر ترین فرهنگیان، از نقاشان بی بدیل، از شاعران شیوا بیان و از نویسنده گان محبوب خود استاد محمد یوسف کهزاد را از دست داد.

استاد محمد یوسف کهزاد از آخرین شخصیت های فرهنگی و هنری یک نسل پیش و از معمرین دوران فعلیه هنرمندان افغانستان بود که موازنۀ دو نسل قبلی و کنونی را منحیث واصل در دست داشت، فقدان او جهانی را در ماتم انداخت، چنانکه گفته اند: مرگ صاحبدل جهانی را دلیل کلفت است.

در طبیعت هر انسانیکه تولد میشود عاقبت وفات می یابد، ولی مرگ یک نقاش نقش آفرین، یک مبتکر و صورتگر بینظیر، دراماتیست و سخنور سخن شناس وطن چون استاد یوسف کهزاد آن هم در غربت سرای امریکا درد جانکاه ایست که نمیتواند به آسانی تکسین یابد. آدم الشعراء رودکی در فوت شهید بلخی گفته بود:

از شمار دو چشم یک تن کم

در شمار خرد هزاران بیش

و شهید بلخی در حیات خود از غمهای دنیا چنین شکوه ها داشت:

اگر غم را چو آتش دود بودی

جهان تاریک بودی جاودانه

استاد کهزاد نیز از درد زمانه و داغ دوری وطن چنین ناله و فریاد سر میدهد:

غیرت بیجای ما یک لحظه مژگان وا نکرد

از الف تا یای مارا مردم فرزانه سوخت

آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد

ادامه خواندن در سوگ استاد یوسف کهزاد : دکتور عنایت الله شهـرانـی

بنشینیم، بیندیشیم و بر خیزیم : استاد پرتو نادری

    وقتی به فهرست دراز و خونین شهیدان قول اردوی 209 شاهین نگاه می کنیم، در می یابیم که نمی شود تنها به این یا آن ولایت به این یا آن قوم کشور تسلیت گفت، این جا تنها خون این قوم یا آن قوم ، خون این یا آن ولایت نیست که بر خاک ریخته است، انتحاری همه گان را یک سان نشانه گرفته است. این جا خون افغانستان است که جاری شده است. خون ها همه یک رنگ داشتند، رنگ سرخ . خون ها وقتی جاری شدند و چنان جویبارهایی با هم در آمیختند و یک جویبار بزرگ را ساختند ، دیگر نمی شد تمیز داد که خون تاجیک کجاست، خون پشتون کجاست، خون هزاره ، اوزبیک ، ترکمن، بلوچ، نورستانی و…. کجاست.
از همین جا به همه تفوق طلبان قومی و به همه فاشیستان قومی می خواهم بگویم، بیایید و رنگ خون قوم خود را جدا سازید!
خون ها از هر پیکری که بیرون می زد، یک رنگ داشت، همان رنگ سرخ. جوانان همه در کنارم هم به خاک افتادند. مانند کاجستان که یکی و یک بار همه کاج هایش فرو می ریزد برروی برخاک . چه می دانیم آنان هنگام نماز چه خلوصی در دل داشتند و با خدای خود چه خلوتی و راز و نیازی می کردند، چه می دانیم آنان درپشت میزهای غذا از چه آرزوهایی سخن می گفتند، سربازان عاشق به آینده های دور چگونه چشم دوخته بودند، نمی دانیم!
پیکرها در کنار هم افتاده بودند، پیکر بدخشانی در کنار پیکر ننگرهاری ، پیکر تخاری در کنار پیکری قندهار و هلمدی ، پیکر زابلی در کنار پیکر هراتی ، پیکر جوزجانی در کنار پیکر بغلانی و همین گونه پیکرها بدون وابسته گی قومی و چه های دیگر در کنار هم افتادند، دست های شان جدا از هم؛ اما خون های شان جاری و آمیخته با هم.
وقتی در مرگ این گونه در کنار همیم، وقتی دشمن همه گان را با یک تیر می کشد، گاهی از خود پرسیده ایم آنانی که بر می خیزند و در میان اقوام خط می کشند، مگر خود انتحاریان پشت پرده نیستند؟
آنانی که با فا شیزم قومی، با تفوق طلبی قومی، با تبعیض قومی، زبانی و مذهبی و چه های دیگر همه جا خط می کشند،عنکبوتانی اند که پیوسته در هوای شکار حقیر خود اند.
ادامه خواندن بنشینیم، بیندیشیم و بر خیزیم : استاد پرتو نادری