جشن دهمین سالروز تاسیس خانه ی مولانا ی بلخ در شهر فرانگفورت : عمر ننگیار

۲۹ سپتمبرجشن دهمین سالروز تاسیس خانه ی مولانا ی بلخ در شهر فرانگفورت برگزار می شد، که من هم افتخار دعوت انرا داشتم .

نزدیکی های ظهر استاد گرامی ام دوکتور لطیف ناظمی ریس و موسس همین خانه ای عشق « خانه ای مولانا»  برایم زنگ زد و در مرکز شهر فرانگفورت قرار گذاشتیم تا مرا باخود بگیرند. همزمان به وعده گاه رسیدیم ، فرشید جان ناظمی جوان برومند فرزند سومی دوکتورصاحب لطیف ناظمی با موترش ما را به سالون که این جشن در ان برگزار می شد رساند. ناظمی صاحب چون ریس این خانه بود دلهره داشت که مبادا دیر تر از دیگران برسد ، خوشبختانه سر وقت رسیدیم . ظرف یک ساعت مهمانان افغان «  خوشبختانه سیما یی دلباخته گان ٔ همه اقوام جامعه ی افغانی در ان منعکس بود »

و شهروندان المان، شیفته گان عشق وانسان سالاری حضور بهم رسانیدند. ظرف یک ساعت ان سالون بزرگ همه عشاق وروشن ضمیران را در خود جا داد. در ان فضا  عشق و دوستی حکومت می کرد و انسان سالاری بود و دیګر هیچ.  همه ادمیان گویی عشق شده اند ، همه با لطف و مهربانی اشنا و نا اشنا  هم دیگررا با محبت می نگرند وبا تبسم خوش امدید می گویند.  من هم جز نا اشنایان ای اشنا بود م که به پیکره ای بزرگ عشق خود را وصل می پنداشتم. دقایق بعد رسمیت محفل اغاز یافت که شامل چهار بخش بود،

ادامه خواندن جشن دهمین سالروز تاسیس خانه ی مولانا ی بلخ در شهر فرانگفورت : عمر ننگیار

چرخ فلک : میر عنایت الله سادات

 فتنه گر  وابسته به جهال زمان       کی گذارد که بیاید به گلستان ، مرغان  

 بلبلان ناله کنان ، چیغ زنند         که چرا ناظم این باغ بود  خیل  زاغان 

 زین سبب غلغل آنها ست بلند         تا بکی باز بود ،  باغ به روی دزدان                                      

ادامه خواندن چرخ فلک : میر عنایت الله سادات

تخریب سينماي پارك: شعر از نذیر ظفر

نذیر ظفر

سينما سينه نما نيست خرابش نكنيد

مسكن قتل و جفا نيست خرابش نكنيد

است تعمير پر اوازه فر هنگ وطن

خانه كفر و دغا نيست خرابش نكنيد

همتي بهر خراب كردن اشرار كنيد

سر گنديده شانرا به سر داركنيد 

ادامه خواندن تخریب سينماي پارك: شعر از نذیر ظفر

در سوگ استادِ استادان شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی!… محمد اسحاق ثنا

یادت استاد (بشیر) از دلم آسان نرود

هرگز از چشم من آن چهره‌ی خندان نرود

شعر تو پر ز حلاوت همه بپسنده‌ی خلق

ادامه خواندن در سوگ استادِ استادان شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی!… محمد اسحاق ثنا

گفت و شنود های ناهيد علومی مدير مسوول مجله بانو بایکی از زنان پيشگام افغانستان! محترمه خانم سیما شادان

به سلسله گفت و شنود های ناهيد علومی مدير مسوول مجله بانو با زنان نخبه و پيشگام افغانستان! 

باز هم سفر مجازی بطرف لندن دارم، تا به ديدن يک گوينده توانا ،يک برنامه ساز موفق  و زيبا روی که دختر  فلم { رابعه بلخی}بود ، بروم …

بلی !

خانم سيما عثمان شادان که از جمله زنان وارسته و نخبه افغان است.. 

ممکن همه تان با ايشان از طريق برنامه { خاطره ها و سخن های } راديوی بی بی سی ويا با ديدن  فلم رابعه بلخی معرفت داشته باشيد، ولی ما خواستيم که برای ياد آوری از خاطرات نيک وی يک گفت و شنود دوستانه را با ايشان انجام دهيم، و اطلاع بيشتر حاصل نمايم ، که اين خانم وارسته در اين سال ها چه مصروفيت های  داشته اند.

ادامه خواندن گفت و شنود های ناهيد علومی مدير مسوول مجله بانو بایکی از زنان پيشگام افغانستان! محترمه خانم سیما شادان

درد بی وطنی  : محمد اسحاق ثنا

هر چند میرویم و به فردا نمیرسیم 

در جستجوی آب به دریا نمیرسیم 

آخر کجاست خانه ای آرامی و سکوت

این ها مگر که نیست و یا ما نمیرسیم 

استاد هرچه گفت به ما از حدیث عشق

مبهوت مانده ایم و به معنا نمیرسیم 

محمل مگر به وادی ای بی راهه میرود

ادامه خواندن درد بی وطنی  : محمد اسحاق ثنا

جوانی پر پر شد: بنشفه بهار

خبر رسید از آنسو، جوانی پرپر شد

دلیل گریه و اندوه قلب مادر شد

پدر، برادر و خواهر نشست در ماتم

که پاره‌ی تن شان رفت و خاک بر سر شد

ادامه خواندن جوانی پر پر شد: بنشفه بهار

حادثه در دانشگاه کابل  : محمد اسحاق ثنا

در درسگاه دانش و عرفان به (خون تپید)

افسوس دختران و جوانان به خون تپید

از ترس میدوید ز کلکین  نمود خیز 

از دست و پا جدا شده گریان به خون تپید

مادر براه دختر خود نان به سفره داشت

او بود منتظر ولی نان به خون تپید

ای وحشی ای پلید خود انسان نه‌ای ولی 

ادامه خواندن حادثه در دانشگاه کابل  : محمد اسحاق ثنا

به مناسبت رونمایی دیوان مرحوم نجم العرفا حیدری وجودی: مهرالدین مشید

درود وسلام و سپاس فراوان بر شما فرهیختگان عزیز وسروران ارجمند و شخصیت هایی که هر کدام از جمله غنیمت های بزرگ روزگار ما هستید که با همه دشواری ها برما منت نهادید تا بخاطر اشتراک در محفل رونمایی دیوان نجم العرفا حیدری وجودی این شاعر شوریده حال و عارفی وارسته و با وفا، دین انسانی و ادبی و فرهنگی خویش را ادا کردید. از همه مهم تر این که با اشتراک تان در این محفل با شکوه و یادآوری از شخصیت استاد وجودی، دین انسانی و فرهنگی تان را برای درخشان نگهداشتن چراغ عشق، عرفان و فرهنگ در کشور با حسن صورت ادا نمودید.

ادامه خواندن به مناسبت رونمایی دیوان مرحوم نجم العرفا حیدری وجودی: مهرالدین مشید

دشمن مکاره : م – اسحاق ثنا

شب غمین

میهن زیبای من آن مجد دورانت چه شد؟

شوکت پارینه و آن عظمت و شانت چه شد؟

محو میکرد دشمن مکاره در میدان رزم

پهلوانان، قهرمانان، رادمردانت چه شد؟

باغ و بوستانت همه از برگ و بار افتاده است

دشت و دامانت چنان خشکیده دهقانت چه شد؟

ادامه خواندن دشمن مکاره : م – اسحاق ثنا