زبان گهربار ما فارسی دری / پارسی دری است: جواب پروفیسور لطیف ناظمی، استاد ادبیات فارسی به پارسی ستیزان

پروفیسور لطیف ناظمی، استاد ادبیات فارسی،( دارنده دو دوکتورا/ PhD)، برنده جوائز جهانی، شاعر و نویسنده،

دری همان فارسی است و هرگز زبان جداگانه یی نیست و کسانی که جز این می اندیشند پیداست که از زبان فار سی دری و تبار و تاریخ آن بی خبر اند. این زبان پنج نام دارد بدین سان: فارسی،پارسی، دری،فارسی دری، پارسی دری. این دگرسانی نامها به هیچ روی به معنای  آن نیست که ما با پنج زبان جداگانه رو یاروییم . از دیدگاه زبان شناسی هیچ دست آویزی نداریم که پارسی و دری دو زبان مستقل باشند با دو دستور زبان مختلف و دو نظام واژگانی جدا از هم.

شاعران و خامه زنان ما در گذشه اگر زبان شان را دری خوانده  اند آن را  پارسی هم گفته اند و تمایزی میان دری، فارسی و فارسی دری  قایل نبودند.

 از فردو سی بیاغازیم که تنها یک بار نامی از دری می گیرد ولی در برابر آن، ده ها با ر واژه ی پارسی را به کا ر می برد.

ادامه خواندن زبان گهربار ما فارسی دری / پارسی دری است: جواب پروفیسور لطیف ناظمی، استاد ادبیات فارسی به پارسی ستیزان

به مناسبت هشتصد و سیز دهمین زاد روز مولانا جلال الدین محمد بلخی؛ افتخار بزرگ زبان پارسی – دری: نوشته : «صنعت بسام » ارسالی استاد مجید قیام

پارسی  ستیزی  عمل  جاهلانه  و جفای  بز رگ  به  بزرگان  ادب  پارسی  و گوینده گان  ان  است    و  سیاستی  که  زبان پارسی  را  زبان خارجی  دانسته   نه  تنهابا  زبان  درستیز  است  بلکه  با  گوینده گان  ان  هم  در ستیز  است۰ این  عمل  نادرست  است۰”

از محترم جناب «صنعت بسام » گرامی شخصیت  والای  ادبی کشور  ؛ گر بریزی بحر را در کوزهٔ

                      چند گنجد قسمت یک روزهٔ

 کوزهٔ چشم حریصان پر نشد               

                 تا صدف قانع نشد پر در«بضم» نشد

استاد واصف باختری در مقالهٔ تحت عنوان« داوری سختگیرانه تاریخ رو در روی سعدی می ایستد وشعر مولانا را چونان کتیبه یی بر گذر گاه خویش قرار میدهد تا همگان بدانند که از کدام سوی باید رفت».

در برخورد مقایسوی سعدی و مولانا اشاراتی به اندیشه های فلسفی مولانا میکند که چنین است؛

ادامه خواندن به مناسبت هشتصد و سیز دهمین زاد روز مولانا جلال الدین محمد بلخی؛ افتخار بزرگ زبان پارسی – دری: نوشته : «صنعت بسام » ارسالی استاد مجید قیام

در سوگ دوست دانشمند شاد روان همایون باختریانی. :شعر از استاد اسحاق ثنا

(همایون) نام تو از خاطرم آسان نرود 

هرگز از دیده ام آن چهره ای خندان نرود 

خلق و خوی تو و آثار گرانمایه ای تو 

جاویدان ماند و از یاد عزیزان نرود 

ادامه خواندن در سوگ دوست دانشمند شاد روان همایون باختریانی. :شعر از استاد اسحاق ثنا

از بغض چند ساله بیرون آی؛ شعر: حمیرا نگهت دستگیرزاده

امروز شنبه است

از بغض چند ساله بیرون آی

آغاز تازگی

دستان آفتاب

گرم نوازش است

از بغض چند ساله بیرون آی

دیروز وقتی غصه صدایت کرد

 من در تناب خستگی ام؛ خشک میشدم

ادامه خواندن از بغض چند ساله بیرون آی؛ شعر: حمیرا نگهت دستگیرزاده

چالشها، مسئولیت ها، و مشکلات مذاکرات صلح”: دکتور علی احمد کریمی

امریکا ظاهرا در نظر داردافغانستان را ترک بگوید. اما امریکا خروج نیرهای خودرا مشروط به قلع وقمع  داعش، عدم مداخله کشورهای همسایه در امور داخلی افغانستان  و مسئولیت پذیری دولت کابل و طالبان  گردانیده است. دنیا می داند که امریکا برای ادامه حضور و ترک قلمروی را که در اختیار دارد نیازی به شرط و پاسخگویی ندارد.اما این حسن نیت و استقبال  امریکااز آغاز مذاکرات میان افغانها برای دستیابی به صلح چرخش قاطع درسیاست خاریجی  امریکا است.  آقای ترامپ درنبرد  انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۱ برای جلب اعتماد  مردم امریکا و دلجویی به مادران و بیوه های سربازان کشته شده در جنگ افغانستان وعده برگشت سربازان امریکا را به وطن  داده است.

ادامه خواندن چالشها، مسئولیت ها، و مشکلات مذاکرات صلح”: دکتور علی احمد کریمی

مهر وطن : استاد ؛ م – اسحاق ثنا

در ملک ما به جز درد چیزی دیگر نباشد.

شام است شام مردم هرگز سحر نباشد 

باشد فغان مردم از انتحار و کشتن 

ای کاش صلح گردد زین بیشتر نباشد 

امروز ما تباهیست فردای ما چی گردد 

این آرزو نمایم از بد بدتر نباشد 

این کاخ مرمرینت از غصب شد میسر 

منکر (غنی) از این حرف آنرا به صر نباشد 

ادامه خواندن مهر وطن : استاد ؛ م – اسحاق ثنا

بـار دیگـر میهـن ما در خطـر افتاده است: شعر از رسول پویان

رسول پویان

گند بـن در رودۀ صلـح قـطـر افتاده است

بـار دیگـر میهـن ما در خطـر افتاده است

درمیان جنگ خونین هر طرف گربنگرید

نعش کـودک روی دستان پـدر افتاده است

قصۀ جنگ و جهاد و صلح تکـراری شده

این شعارهای دروغین ازنظر افتاده است

پیکـر پوسـیده را صد بار گـر تـرمیم کنید

ادامه خواندن بـار دیگـر میهـن ما در خطـر افتاده است: شعر از رسول پویان

آخرین هدیهء حمیرا نگهت دستگیر زاده در بستر مریضی به فرزندش؛ هژیر

هژیر چشم تو امروز قصه ها دارد

نگاهت از همه سو ابر غصه می آرد

فدای وسعت چشم سیاه تو مادر

غمی غریب گرفته نگاه تو یکسر

تبی که در تنم افتاده اشک باران است

خموشی ات به نگاهم هزار دستان است

……………………………

دوباره قصه ءکوچ من است و فصل فرار

دوباره قصهٔ تلخ جدایی و آزار

ادامه خواندن آخرین هدیهء حمیرا نگهت دستگیر زاده در بستر مریضی به فرزندش؛ هژیر

شعر عالی از ظفر صوفی

ﺯﺍﺩﻩ ﯼ ﺑـﻠــﺦ ﻭ ﺑـﺨــــﺎﺭﺍ ﻭ ﺳﻤـﻨـﮕـﺎﻧﻢ , ﺭﻓـﯿـﻖ
ﻫﻢ ﺯ ﺷﯿـﺮﺍﺯ ﻭ ﺳﻤـﺮﻗـﻨـﺪ ﻭ ﻧﻤـﻨـﮕـﺎﻧﻢ , ﺭﻓـﯿـﻖ
ﺍﺯ ﻧﺴﻒ , ﺍﺯ ﮐﯿﺶ ﻭ ﮐـﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﺧﺠـﻨﺪ ﻭ ﺍﺻﻔـﻬﺎﻥ
ﻫﻢ ﺯ ﭼﺎﭺ ﻭ ﻣﺮﻭ ﻭ ﺧـﻮﺍﺭﺯﻡ ﻭ ﺯﺭﺍﻓﺸـﺎﻧﻢ, ﺭﻓـﯿـﻖ
ﺯﺍﺑـﻠﯽ , ﻓـﺮﻏـﺎﻧﻪ ﺍﯼ , ﺗـﺒــﺮﯾـﺰﯼ ﯾﺎ ﺗـﻬــﺮﺍﻧﯽ ﺍﻡ
ﺍﺯ ﻫـــﺮﺍﺗـﻢ ﯾـﺎ ﺯ ﺗـﺮﻣــﺰ ﻭ ﺑـﺪﺧـﺸـــﺎﻧـﻢ, ﺭﻓـﯿـﻖ
ﻫﻢ ﺯ ﭘﻨﺞ ﻭ ﻭﻧﺞ ﻭ ﺩﺭﻭﺍﺯ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻭﺷﺖ ﻭ ﺭﺷﺖ

ادامه خواندن شعر عالی از ظفر صوفی

نعره : شعر از لودین

لودین

ای ملت از  برای  خدا  زودتر شوید

از شر و مکر و حیله  دشمن  خبر شوید 

تا از صدای  صاعقه اش  گنگ وکر  شوید 

وآنگه  چو رعد و نعره زنان  در بدر شوید

ادامه خواندن نعره : شعر از لودین

« دریچۀ دل» پژواک صداهای گمشده: استاد پرتو نادری

استاد پرتو نادری

وقتی از من خواسته شد تا در پیوند به گزینۀ شعری « دریچۀ دل» سروده‌های بانو نفیسۀ خوش نصیب، چیزی بنویسم نمی‌دانم چرا ذهنم یکی و یک بار به آن سال‌های سیاه برگشت، به آن سال‌هایی که دروغ را به نام حقیقت به رنگ سرخ می‌نوشتند. 

سال‌های که خط سرخ در میان انسان‌ها فاصله می انداخت. ادبیات و شعر نیز چنین شده بود. دسته بندی شده در دو سوی خط سرخ.

با این حال هنوز این فرصت برجای بود تا بانوان سخنور در کانون‌های ادبی مکتب‌ها و دانشگاه‌ها گرد هم آیند، با هم دیداری کنند، شعری و سرودی بخوانند و بحث و گفت‌وگویی به راه اندازند.

ادامه خواندن « دریچۀ دل» پژواک صداهای گمشده: استاد پرتو نادری

سود خویش از این ملّت معنی کفن دزدی‌است‌.. شعر از : سید اسماعیل بلخی ؛خطاب به وکیلان مجلس

شهید سید اسماعیل بلخی

ای وکیل‌ِ این دوره‌! ناله را ز دل سرکن‌

وضع حال ملّت بین‌، دیده‌ای ز خون تر کن‌

نشئه‌ی می کرسی تا نیاردت نسیان‌،

درس دردِ مردم را هر نفس مکرّر کن‌

ادامه خواندن سود خویش از این ملّت معنی کفن دزدی‌است‌.. شعر از : سید اسماعیل بلخی ؛خطاب به وکیلان مجلس

ادبیات افغان: زندگی و شعر دقیقی بلخی: حبیب عثمان

ادبیاتافغان: ابومنصور محمد بن احمدبلخی (دقیقی بلخی) شاعر شناخته شده و بزرگ دری زبان بود. زنده‌گانی کوتاه او در دربار‌های امرای سامانی منصور بن نوح و نوح بن منصور- آل محتاج چغانیان – امیرفخرالدوله احمد بن محمد گذشت. پیش از او مسعودی مروزی شاعر اواخر قرن سوم هجری منظومه کوتاهی از تاریخ داستانی افغانستان قدیم ترتیب داده بود و دقیقی دومین‌بار به این کار دست زد. متنی که او از آن استفاده می‌کرد شاهنامه منثور ابومنصوری بود که به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق بلخی به دست چند تن دانشمندان و دهقانان خراسان در شرح تاریخ داستانی خراسان تا پایان عهد سامانی فراهم آمده بود.

ادامه خواندن ادبیات افغان: زندگی و شعر دقیقی بلخی: حبیب عثمان

ساده پښتون یم زه خپل ګران افغانستان سره یم : سمیع الدین افغاني

نه کوم تنظیم نه کومې ډلې نه سازمان سره یم

ساده پښتون یم زه خپل ګران افغانستان سره یم

دلته تاجک اوزبیک ، ایماق که هزاره اوسیږي

زه د ترکمن ، نورستانی زه هر افغان سره یم

د بیلو لارو  نظریـــو له تـــربګنی خلاف یم

چې دملي کټو پاسبان وي هغه ځوان سره یم

ادامه خواندن ساده پښتون یم زه خپل ګران افغانستان سره یم : سمیع الدین افغاني

برگشت تاریخ : میرعنایت الله سادات

خوانده بودم که تاریخ برنمیگردد … 

نیرو های مؤلد رشد میابند و

این رشد ، مناسبات کهنه ای اجتماعی را ، 

دگرگون میسازد 

                *********

همه به بالیدن نیروها دل بسته بودند

تا این جریان به راه افتد و 

مردم ما ازکوره راه تاریخ موفقانه بگذرند ، 

وعقب ماندگی ها به گذشته متعلق گردند .

               ********** 

ادامه خواندن برگشت تاریخ : میرعنایت الله سادات

گر ز ستم : رسول پویان

رسول پویان

گرز رسـتم بر چکاد سر خورَد

دیو اگر تاریخ این کشور خورد

با تمـدن گـر سـتیـزد خـرسـوار

نعل رخشی بر دماغ خر خورد

سنبل عـشق و وفـا رودابـه بود

دخت کابـل نُقـل زال زر خورد

رسـتمـی آمـد در مـیـدان جـنگ

تا غم فرهنگ وبـوم وبر خورد

ادامه خواندن گر ز ستم : رسول پویان