خصم وطن : محمد اسحاق ثنا

چند ای خصم بسوزد وطن از بیدادت

شرم بادا به تو از این همه استبدادت

اشک و آه پدر و مادر اولاد وطن

عاقبت سیل شود تا بکند بنیادت

دشمن یک روز ز میدان نبرد بگریزی

کفش و دستار تو در صحنه رود از یادت

بجز از ریختن خون جوانان وطن

ادامه خواندن خصم وطن : محمد اسحاق ثنا

سوز دل هموطنان ما که در ایران با موتر شان سوختند: پرنیان صدیقیان

افغاني ام، تمام تنم غرق آتش است

در شهر آشنا بدنم غرق آتش است

رقصيده ام به همرهي شعله هاي داغ

تا موج موج پيرهنم غرق آتش است

ديواره ها بسوخت زمين و زمان بسوخت

ادامه خواندن سوز دل هموطنان ما که در ایران با موتر شان سوختند: پرنیان صدیقیان

خواب کابل : ملک الشعراء محمد نسیم اسیر

نسیم اسیر

روزوشب، همی بینم بسکه خواب کابل را

هرزمان به دل دارم، اضطراب کابل را

چارفصل موزونش، رنگ وبوی مکنونش

درجهان نمی یابی هیچ باب کابل را

درشمارمشتاقان، ازجهان چه می پرسی 

دوستان بسیاروبی حساب کابل را

گفته اند رمزآمیز، اینکه «صائب» تبریز

پرطراوت وگل بیز، دید خواب کابل را

ادامه خواندن خواب کابل : ملک الشعراء محمد نسیم اسیر

تنهایی: محمد اسحاق ثنا

شب غمین

رفت از‌ نظرم دیده به راهش نگران شد 

دل برده ای ما بود دل آرای جهان شد 

امید به نخلی که بهارش دهد ات بر 

هنگام ثمر بود گرفتار خزان شد 

از بخت بنالم شب و روز در این دهر 

از طالع بد حاصل من شور فغان شد 

یک چند کتاب و غزل و شعر ترانه 

ادامه خواندن تنهایی: محمد اسحاق ثنا

دقیقی بلخی : استاد وحید قاسمی

شب سیاه بدان زلفکان تو ماند

سپید روز به پاکی رخان تو ماند

عقیق را چو بسایند نیک سوده گران

گر آبدار بود با لبان تو ماند

به بوستان ملوکان هزار گشتم بیش

گل شگفته به رخسار کان تو ماند

دو چشم آهو و دو نرگس شگفته به بار

درست و راست بدان چشمکان تو ماند

کمان بابلیان دیدم و طرازی تیر

که بر کشیده بود به ابروان تو ماند

ابومنصور محمد بن احمد دقیقی بلخی از شاعران بزرگ دوره سامانی ست که زردشتی مذهب بوده و در نیمه اول قرن چهارم هجری به دنیا آمد. از اشعار او هزار بیت در شاهنامه فردوسی با عنوان “سلطنت گشتاسب” و برخی قصاید و قطعات و غزل و ابیات پراکنده در تذکره ها و کتب لغت ذکر شده است و از همین آثار می توان به دقت خیال و استادی و مهارت او در شعر گفتن پی برد.

ادامه خواندن دقیقی بلخی : استاد وحید قاسمی

اشعار ناصر خسرو قبادیانی، : رحمت الله روند

دیوان اشعار ناصرخسرو قبادیانی، مشتمل است بر روشنایی نامه، سعادت نامه، قصاید و مقطعات. به اهتمام استاد سید نصرالله تقوی، مقدمه و شرح حال از استاد سید حسین تقی زاده، تصحیح از استاد مجتبی مینوی، تعلیقات از استاد علامه علی اکبر دهخدا. انتشارات معین، چاپ نخست 1380. سفرنامه ی ناصرخسرو نیز از برجسته ترین تألیفات او است. قصیده ی زیر در بحر هَزَج مثمّن مقصور یعنی مَفاعِیلُن مَفاعِیلُن مَفاعِیل آمده است. 

ناصرخسرو قبادیانی

خدایا عرض و طول عالمت را 

– توانی در دل موری کشیدن

نه وسعت در درون مور آری 

ادامه خواندن اشعار ناصر خسرو قبادیانی، : رحمت الله روند

عبدالوهاب سرتیر ! : محمد صدیق سمندر

دملي ولولوخاوند،هیوادپال اواولس پال شاعرښاغلی عبدالوهاب سرتیر:

د افغانستان په معاصره شاعرۍ کې زموږتکړه او خوږژبې شاعرښاغلی عبدالوهاب سرتیرهغه ملي،ټولنیزاوادبي سټه ده چې د ده د نوم سره زموږدادب اوفرهنګ مینه وال آشنا دي.ښاغلی عبدالوهاب سرتیرد حاجي صاحب عبدالغني زوی دی چې پر (۱۳۲۸) لمریزکال د ننګرهارولایت د سره رود په موسی زیو کلي کې زیږیدلی دی. ده خپلې زده کړې د سید جمال الدین د ښوونې او روځنې په موسسه کې سرته رسولې دي.تر ( ۱۳۵۸) لمریز کال پورې د حبیبیې او استقلال په لیسو کې د پښتو ژبې او ادبیاتو د ښوونکي دنده لرله، او وروسته یې په رادیوتلوږیزون کې پر کار پیل وکړ.

ادامه خواندن عبدالوهاب سرتیر ! : محمد صدیق سمندر

به پیشگاه خداوند گار بلخ مولانا جلال الدين محمد بلخی: عزیز آسوده

در هوای هی هی و هیهات تو!

صفحه پرداز بزرگ کاینات

تعبیه میکرد چون طرح وصفات

زد رقم تصویر صبح وشام را 

داد آذین پخته را وخام را 

هرچه ، هرجا بود نقش تازه یافت

ادامه خواندن به پیشگاه خداوند گار بلخ مولانا جلال الدين محمد بلخی: عزیز آسوده

یو یاد یو ویاړ : محمد یوسف هیواددوست

ارواښاد جان محمد پلار په کندهار کې د پښتو تیاتر یو پیاوړی بنسټ ایښودونکی:

له نن څخه  څه نا څه پنځوس کاله مخکې کله چې زه راډیو افغانستان ته د کوچنیانو خپرونې لپاره ورتلم نو ، هلته مې د  تیاتر او ډرام په برخه کې له یو شمېر مخکښو او زیارکښو کارکونکو سره ولیدل چې ځینې له کندهار ، ځینې یې له هلمند ، ننګرهار ، وردګو،لغمان ، کابل او ډېرو نورو ولایاتو څخه دغې برخې کې په کار لګیا و .په دوي کې داسې یو څوک هم ما ولید چې له کندهار نه به کله کله د راډیو افغانستان د ډرام او داستان شعبې ته راته او له ارواښاد استاد فضلي سره به یې کتل .دغه قدرمن  فرهنګي شخصیت ارواښاد جان محمد خان و چې په کندهار کې یې د تیاتر او ډرام له موسسینو څخه ګڼلای شو .زما د کار تر پایه کله به چې سره مخامخ شو نو راته به یې ویل (( دا نور دې هېواددوست بولي ، خو زه دې خدای دوست بولم ، ځکه ته تل کار ته وخته راځې او ناوخته ځي او دې ته خدای دوستي وایي ….)). وروسته بیا کله چې په کندهار کې امنیت ویجاړ شو نو ډېر شمېر هنرمندان ، پوهان ، استادان  او له هغې ډلې  محترم استاد جان محمد  خان پلار هم کابل ته راوکوچېد او دلته له ۱۳۶۰ کلونو وروسته د افغانستان د راډیو تلویزیون د ډرام او داستان په اداره کې په کار وګمارل شو .جان محمد پلار ډرامه لیکونکی ، ممثل ، پرودیسر او د سینما پیاوړی لوبغاړی و .له هغه څخه یو شمېر ډرامې ـ فلمونه ـ تمثیلي ټوټې او ادبي ـ هنري لیکنې پاتې دي. اروا یې ښاده او یادونه یې تل .

تاریخچه هنرهای زیبا : ماریا دارو

هرگاه بتاریخ  هنر موسیقی٬ خطاطی٬ نقاشی  مجسمه سازی  وسایر هنر های زیبا در افغانستان  نظر اندازیم ٬ تاریخ  و قدامت این  هنرهای شریفه بیشتر از صدسال و یا اضافه ازآن میباشد.                            کاوشهای باستان شناسان داخلی و گروپهای خارجی در طول تاریخ  موفق  به کشف مجمسه های حیرت آور و کشف سالون های  بزرگ و جالب درهر گوشه وکنار وطن ما بوده  اند که نشان دهنده آثار باستانی آریایی ها٬ خراسانیها وافغانستان امروز ومیراث  نیاکان ما محسوب میشوند. نظربه  قدامت تاریخی و حملات ولشکر کشی های خارجیها بسیار آثار زیبای کشور منهدام و یا دستبرد زده شده و بخارج انتقال داده شده است.

اما آفتاب را نمیتوان با انگشت پنهان کرد٬ قامت بلند مجسمه های بودا و کشفیات در آیخانم وسایر  نقاط کشور یکی از نمونه ها و قدامت تاریخی هنر های  زیبا را در کشور ما بیان میکند.

ادامه خواندن تاریخچه هنرهای زیبا : ماریا دارو

کوتاه نگرشی به زبان اوستایی Awestaye: دکتور حمید الله مفید

زبان اوستایی از پیشینه ترین زبانهای هندواروپایی است و به گفتاورد برخی دانشمندان این زبان بر می گردد ، به نیا و یا مادر زبانهای پارااوستایی و وویدایی و هندو اروپایی .(۱)  در این  زبان  اثار گرانبهای چون : گاتها ، اوستا، خرده اوستا ، وندیداد و دیگر اثار    نگارش یافته اند.  جایگاه پیدایش این زبان بدون شک به روایت انتکتل دوپرون اوستا شناس نامور جهان سرزمین بلخ و مناطق اطراف آن می باشد و آن را زبان بلخی نیز گفته اند.

نخستین اثر در زبان اوستایی ، کتاب گاتها یا گاث های اشور زردشت است ، که به زبان کهنه و پیشین اوستایی  نگارش یافته است .

زردشت به روایتی ۱۷۸۰ سال پیش  از میلاد در (ائرنام شین Ähernämshayan) یا ( آشیانه آریان) که از رود سیر دریا از آپاختر یا شمال  آغاز می شد وتا ( وی مئذی زم Wie maahzie zem ) که نیمروز در سیستان است و از رود سند در شرق تا  رود مروه یا مرغاب در غرب بود  دیده به جهان گشود و در سن ۷۷ سالگی در بلخ کشته شد(۲). 

ادامه خواندن کوتاه نگرشی به زبان اوستایی Awestaye: دکتور حمید الله مفید

سنگي نامه نوشته : نذیر ظفر

هنر مــــــــــند گرانسنگ است(سنگی) = همیشه صاف و یکرنگ است( سنگی)

عـــــیاری اســــــــت میراث از تبارش = قنــــــاری ای خوش آهنگست (سنگی)

(ظفر)

(تاریخ سینما در جهان 125 سال قدامت دارد از آخرین سالهای قرن 19 تا آغاز قرن 21 تصاویر متحرک به تد ریج از کاروانهای شادی شروع شد و تا آنجا پیشرفت کرد که به یکی از مهمترین ابزار های ارتباطات و تفریحات و رسانه ی پر تعداد قرن 20 تبدیل شد)

ادامه خواندن سنگي نامه نوشته : نذیر ظفر

بلخ بامی شهر بیر قهای : شعر از – عزیز آسوده

بلخ بامی شهر بیر قهای گرد و نسای 

شهر آتشها و خر منها 

سرزمين پاك تهمورث 

خفته در آغوش يك افسانهٔ شیرین

 وز نسیم گلفشان نو بهار شرق 

.گشته عطر آگین

 روی بال مشعل زردشت پیغمبر 

زمهر یر ین باد مغرب خشمگین آوا  

بستری خاکسترینی سرد می انباشت 

ادامه خواندن بلخ بامی شهر بیر قهای : شعر از – عزیز آسوده

یادداشتی که در ویژه‌نامهٔ استاد رهنورد زریاب در «هشت صبح» چاپ شد؛ زریاب به بازنشسته‌گی آفرینشی «نه» گفت

یک:

آفرینش هنری و ادبی شكلى از كار است. با این تعریف استاد زرياب بیش از این و پیش از این‌که برایم صفات دیگری داشته باشد نويسندهٔ پرکاری است كه پیوسته و پی‌گیر کار کرده و داستان نوشته است و نسبت به دیگران كار بیشتر و بهتری انجام داده است، کاری‌که قابل تمجید است.

دو:

استاد زریاب را می‌توان با نویسندگان خارجی دیگری مقایسه کرد و یا شباهت‌هایی در کار‌ شان یافت، اما به نظر من او نویسندهٔ دردمند همین اجتماع و سرزمین فلک‌زده‌یی به نام افغانستان است. هیچ نویسندهٔ دیگری درد و حال شخصیت‌های او را نمی‌داند. هیچ نویسندهٔ دیگری جز او  «ربابه/گلنار» را با آن قوت نمی‌شناخته است . هیچ‌کسی در افغانستان به روانی و درستی او در داستانش فارسی نمی‌‌نویسد. زریاب را نمی‌توان با کسی جز خودش و شخصیت‌‌های داستان‌هایش مقایسه کرد. 

سه:

ادامه خواندن یادداشتی که در ویژه‌نامهٔ استاد رهنورد زریاب در «هشت صبح» چاپ شد؛ زریاب به بازنشسته‌گی آفرینشی «نه» گفت

روز نامه نگاران متعهد نه ماجراجو منادیان حقیقت و مدا فعان عدالت اند : مهرالدین مشید

روزنامه نگاران پرچمداران آزادی و عدالت و مدافعان حقیقت و عدالت اند

روزنامه نگاران سپاهیان شجاع اطلاع رسانی اند که به بهای سر های بلند و افتخار آفرین شان رویداد های نظامی، سیاسی، اجتماعی واقتصادی را گزارش می دهند. در این میان گزارشگران تحقیقی با تهیۀ گزارش های تحقیقی در راستای افشای فساد های کلان مافیایی و پرده بیرون کردن از سیمای لابی های کلان جایگاۀ بلندتری دارند. از این رو روزنامه نگاران رسالتی کم تر از پیامبران را در هر عصر و زمانی ندارند. بزرگ ترین رسالت پیامبران هدایت بشر و کشاندن آنان از ظلالت به سوی هدایت است تا باشد که بشریت از فساد و زشتی و پلشتی و ظلم اجتناب کنند و به سوی پرهیزگاری وصداقت و عدالت بشتابند و درعین زمان درخت باشکوۀ آگاهی، آزادی و عدالت به ثمر بنشیند. بنا بر این روزنامه نگاران منادیان آگاهی، آزادی و عدالت اند که رسالت آنان را با پیامبران گره ناگسستنی زده است.

ادامه خواندن روز نامه نگاران متعهد نه ماجراجو منادیان حقیقت و مدا فعان عدالت اند : مهرالدین مشید

فلسفه پیدایش و ستایش شب یلدا؛ نخست پیدایش این شب در نگاه تاریخ نگاران : دکتور حمید الله مفید

سکا های جنوبی مردمی بودند ، که در بخش های نیمروز ، زرنگیانا ،سیستان ، هیترمند و اراگوزیا زنده گی می کردند، و سالهای زیست آنها را میان سالهای ۴۰۰ تا ۳۰۰ پیشا ترسایی و در برخی پژوهش ها میان سالهای 2 تا 3 هزارپیشا ترسایی پیشبینی می کردند ، آنها ایجاد گران و مخترعان چرخ گاری، یا ارابه اند که این کشف آنها تا آیرلند نیز رسید. همچنان آنها ، کاریز ، فالییزو نیزه را نیز ساختند. در روایت ها آمده است ، که میترا نیزدر کناره های رود هیترمند دیده گشوده است و مذهب میتراییسم ، نیز از همین جا به جهان گسترش یافته است.

ادامه خواندن فلسفه پیدایش و ستایش شب یلدا؛ نخست پیدایش این شب در نگاه تاریخ نگاران : دکتور حمید الله مفید

من جدا از بخت وبخت : عزیز آسوده

من جدا از بخت وبخت از من جدا

 با چه کس گفتن توان این ماجرا ؟

 باد چون از راز من آگاه شد

 لاجرم در جستجوی راه شد 

مدتی پوییده و دامن کشید 

نفخه یی از قونیه بر من دمید

ادامه خواندن من جدا از بخت وبخت : عزیز آسوده

پارسی؛ شعر از غوث الدین یاور

پارسی را دوست دار بالاتر از جان من است

ایــن زبـان مـهـد آریـا از نــیـاکـــان من است

تـاجـکـم در تاجیکستان تاجیکی میگویمش

پارسی تهران ، دری ، در کابـلستان من است

ادامه خواندن پارسی؛ شعر از غوث الدین یاور

در هفتمين سالروز خاموشى سلطان ستيژ ، استاد بيسد: عبدالواحد سادات

 · در هفتمين سالروز خاموشى سلطان ستيژ ، استاد بيسد فقيد و بخاطر گراميداشت از شخصيت ان اسطوره هنر تمثيل ، اين نوشته را كه در زمان حيات شان تحرير يافته با دوستان شريك و روان بزرگمرد را شاد ميخواهم : 

صدای آشنای کريم از ام البلاد قديم : 

آقای ملک جان ستيز مسئول راديويی ندای  وطن در کوپن هاگن ، در سفر به ديار خداوندگار بلخ ، « سوغات » ذيقيمت را با خود آورده است :  گزيدهً از اشعار استاد عبدالقيوم بيسد ، تحت عنوان « يک شهراسکليت » ، که با لطف ايشان از مطالعهً آن لذت بردم و مستفيض گرديدم. بدينوسيله می خواهم با معرفی اين اثر استاد بيسد به هموطنان عزيز ، به نوعی از کار و شخصيت شان نيز تبجيل و تکريم نمايم. هرگاه اين تعريف را بپذيريم که ادبيات تاريخ واقعی ملت ها است ، پس اين مجموعهً کوچک شعری ، که از عمق و پهنای تراژيدی و درد و جانگاه يک ملت حکايه می نمايد و خواننده را تا کرانه های « ديار شرقی غم » آشنا می سازد و «غمکنانه باغ » را سر ميدهد ، تاريخ رنج ، اندوه و غم مردم افغانستان است ، در آن روزگاريکه از در و ديوار خانه غم می بارد و بقول شاعر هموطن ما « ايما :  

چنگ غم ، می غم ، ساقی غم و محفل غمناک

بــــــزم غــــم گشته بپا ، باز به کاشــــانهً غــم

استاد عبدالقيوم بيسد ، اين شير بيشهً هنر تمثيل که ( 76 ) سال بهار زندگی را پشت سر گذشتانده ، ماشاالله به همت معنويت بلند ، جور روزگار ، قامت رسای شانرا خم نساخته و هنوز سرحال و مصمم به آينده مينگرد و کماکان منادی صادق صلح ، دموکراسی ، برادری و برابری است و هموطنان را  بدفاع ازين داعيهً برحق وشريفانه فرا ميخواند. استاد بيسد بدون شک از استعداد ، قابليت و شخصيت چند بُعدی برخوردار است.

ادامه خواندن در هفتمين سالروز خاموشى سلطان ستيژ ، استاد بيسد: عبدالواحد سادات