یک تیر و دو تقدیر : عثمان نجیب

هر روز‌ تست مادرم نه که هشت مارچ روز تست ؛  هم‌سرم و خواهرم !‌

                              مولانای بلخ را مادری زاد

به نام مالک ن والقلم ‌و مایسطرون، خداوندی که آدم آفرید و‌ آدمی بودن‌اش آموخت، پروردگاری که آدم را آموختن آموخت تا با قلم سخن بنویسد و با زبان بیالایدش و با خرمن خیالات‌اش مقام والای ابهت و جلال انسان‌یت را بستاید و احتفالی را بیاراید.

حضورسنگین و شکوه رنگین و جلوه‌ی صیقلین من و‌ شما در هر اتراق‌گاه اندیشه ها و در ته‌یی هر سقف انوشه ها و در هر دیداری بر یاد پارینه ها و در هر

وادی کوچک اما با مهر بزرگ حالینه ها میمنت میمونی‌ست از در هم آمیزی رنگ های راستین بی رنگ ها.

ادامه خواندن یک تیر و دو تقدیر : عثمان نجیب

بخش اول- ده‌کده‌ی ما در فلات سبز‌ و در وادی پر: محمدعثمان نجیب

افت و‌ خیز های طبیعت زمانی از دور ها نمایان می شود و گاهی از نزدیک ها هم به چشم‌ نه می خورد سر پناه های گلی، مزرعه های سبز بهاری و‌ خاره‌ی برفی دو فصل بلند باروری تابستان و پائیزی زمستان را در آغوش دارند و‌ هر کدام هر دو را سوی خود می‌کشاند و‌ سر انجام کشکمش ها به اصلاح تن می دهند تا هر کدام سه ده روزی را سه بار حاکم منطقه باشند، عجب است که توافق شان با وجود اختلاف‌ های شان بسیار با هم مهربانانه است و مثل زنجیر بی شکست یل گردن فرازی بار آمده اند و بساط شان را هم نوبت‌وار می گسترانند و با هم در هم آمیزی دارند و توافق کرده اند بدون جنجال دوران شان را دور بزنند.

ادامه خواندن بخش اول- ده‌کده‌ی ما در فلات سبز‌ و در وادی پر: محمدعثمان نجیب

جز قیام سراسری در کشور، راه دیگری نیست ؛ به پا خیزیم: نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

خواهش دارم تا کمی فرصت به خواندن این درد من پیدا کنید.

 به پا خیزیم تا لحظه ی براندازی مستبدین.

من و تو که نزد اربابان قدرت جهان و نوکر های شان ارزش کاهی نه داریم، چی زمانی به خود می آییم؟ ما گرسنه گان و پینه پاچه ها بوریا کفش ها را به بهانه ی گونه گون می دزدند. هر روز یک روی جدید سکه را به رخ ما می کشند. سه روز نه شد، چهار هزار نفر بی کار و سرسبیل و‌ وامانده را با هزینه های بی حساب و  حساب دهی صرف کردند تا چهارصد قاتل ملت را رها کنند. در آن نمایش مضحک همه چیز را به اندازه ی قد شان بریدند و دوختند و پوشیدند. و امروز طرح نو در انداخته و به اصطلاح رهایی آن ها را به چالش کشیده اند. 

ما هر کدام ما که عضو این سرزمین سوخته و‌ ویران هستیم و سینه های پرُ درد داریم؛ فریاد آن جز به خدا به کی خواهد رسید؟

ادامه خواندن جز قیام سراسری در کشور، راه دیگری نیست ؛ به پا خیزیم: نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

      آخند شیعه را با طالب سنی چی کار؟ … نوشته عثمان نجیب

تذکر: در محشری از اصطبل هایی که علیه کشور ما و به خواست نابخردان حاکم بر سرنوشت ما، همه وحش می پرورانند هیچ کسی کوتاهی نه کرده است.

از هیچ گوشه ی جهان هیچ صدایی را نه شنفته ایم تا کسی علیه ما اعلام مستقیم جنگ و ستیز کرده باشد، مگر جهان گشایان ‌قدرت مندانی که نیازی به اعلام جنگی یا کسب اجازه یی نه داشته اند.

ادامه خواندن       آخند شیعه را با طالب سنی چی کار؟ … نوشته عثمان نجیب

یادداشت کوتاه در ارتباط نظر بانو مینه بکتاش: عثمان نجیب

مخالفت نا‌رسای خانم مینه با وجود آگاهی بهتر و علمی او به زبان‌ فارسی، دیدگاه و عمل کرد  نا‌صواب او را در  آوردگاه توسل به خرد ورزی جاگزین عقلانیت می کند و نه می تواند، چنانی که  حقیقت  است عمل نماید.

‌ ستیز خانم مینه با این زبان به پیروی اهل جهل ‌و جعل‌ اما وابسته  تمایلات و احساسات تشنه کامی قدرت گونه است که همه دری تنها می گوید.  مرحوم  بکتاش  اگر حیات میداشتند ؛ مخالفتی در این نوع کرسی یابی همسر شان میداشتند.

،‌ چون شادروان بکتاش هیچ گاه معامله گری در آرمان ها ‌و تعهدات ملی و سیاسی خود با آمپریالیسم نه داشتند و استاد گرامی ما عمری صاحب پدر  بزرگ وار خانم مینه ( اگر غلط نه کرده باشم )، خط‌ روشنی از اصالت ملی گرایی داشتند.

ادامه خواندن یادداشت کوتاه در ارتباط نظر بانو مینه بکتاش: عثمان نجیب