یک خشت دیگر از بدنه تیاتر افغانستان جدا شد. شاد باد روان آنکه روح هموطنان ما را با هنرنمائی اش شاد ساخته بود. محمد نعیم رفاه هنرمند شناخته شده تیاتر چشم از جهان پوشید. انا الله وانا الهی راجعون

مرحوم محمد  نعیم  رفاه   معروف  ترین  چهره  موفق  تیاتر  افغانستان  که  تمام عمرش  در روشنگری  اجتماع ؛ خدمات فراموش  نا شدنی  در تیاتر افغانستان  انجام  داد.  وی  در لیسه  نجات « امانی»  که  هنوز  متعلم  صنف  یازدهم  بود در سالون کنفرانس آن  لیسه در  نمایشات  تمثیلی  به زبان  المانی  و دری دایر میشد  سهم  گرفت  و بوسیله  یکتن  از دوستانش  به  شهری  ننداری  کابل  معرفی  شد .  رهبری  تیاتر  شهری  ننداری  را شادروان  عبدالرشید جلیا به عهده  داشت  و از استعداد رفاه ء جوان  خیلی  شگفت  زده  گردید . مرحوم  رفاه  اولین  نقش  خود را در تیاتر  رسمی  شهری  ننداری  بحیث  هنرمند در نمایش  نامهء بنام « شام غریبان» اثر  شادروان  محمد  یوسف  کهزاد با موفقیت  بازی  نمود.

شادروان  رفاه  در  زمان  کار هنری  اش  در تیاترافغانستان  سه نمایش  نامه بنامهای  « مرا ببوس — تقدیر و  دختر صحرا» بقلم  خود  نوشت  که در  همان  وقت  وزمانش  خیلی  خیلی  سرزبانها بود  و نقش  های  اول را  نیز خودش  به  عهده  داشت. 

وی  در تیاتر  شهری  ننداری  با هنرمندان  سابقه  دار کشور معرفی شد و با هنرمندان  چون شادروان  عبدالرشید  جلیا ٬ شادروان  سایر  هراتی ؛ شادروان  محمد یوسف  کهزاد؛ شادروان  سید مقدس  نگاه ؛ شادروان  استاد فرخ  افندی  ؛ محترم  نسیم  اسیر  شاعر  معروف  وطن ؛ شاد روان  محمد  عظیم  رعد ؛ شادروان غفار دلسور ؛ شادروان  غفار  حکیمی ؛ شادروان  رفیق  صادق؛ شادروان  نیک  محمد قایل ؛ شادروان محمد زمان  انوری  ؛ شادروان  استاد  عبدلقیوم  بسید؛  شادروان  عبدالرحیم  ساربان  ؛ شادروان  محمد اکبر  نادم؛ شادروان امین  هاشمی  ؛ شادروان نجیب الله مساَ ؛ شادروان  عیسی  نوا« خمار» شادروان موسی  نهمت؛ شادروان  غلام حسین  فعال ؛ شادروان اکرم  نقاش؛ شادروان ستار  وارسته ؛ شادروان محمد  ابرهیم  نسیم؛ شادروان محمد امین و خانم  نجیبه  دینا خانم  محترم  پیکر  « افسانه» و غیره  هنرمندان  هم بازی  بوده  و از استادان آنزمان  آموخت  و برجسته  گردید. 

ادامه خواندن یک خشت دیگر از بدنه تیاتر افغانستان جدا شد. شاد باد روان آنکه روح هموطنان ما را با هنرنمائی اش شاد ساخته بود. محمد نعیم رفاه هنرمند شناخته شده تیاتر چشم از جهان پوشید. انا الله وانا الهی راجعون

خون می دمد از خاک شهیدان وطن، وای ؛ ای وای وطن وای وطن وای !

فاجعه در مراسم یاد و بود از شهید مزاری در کابل

ید به نوروز که امسال نیایید
در کشور خونین کفنان ره نگشاید
بلبل به چمن نغمه شادی نسراید
ماتم زده گان را لب پر خنده نشاید 

خون می دمد از خاک شهیدان وطن، وای ؛
ای وای وطن وای وطن وای !
گلگون کفنان را چه بهار و چه زمستان
خونین جیگران را چه بیابان چی گلستان
در کشور آتش زده در خانه ویران
کس نیست زند بوسه به رخسار یتیمان
کس نیست که دوزد به تن مرده کفن وای ؛
ای وای وطن وای وطن وای !

ادامه خواندن خون می دمد از خاک شهیدان وطن، وای ؛ ای وای وطن وای وطن وای !

جوانشیر حیدری٬شاخهء دیگری از نخلستان هنر و فرهنگ و سینمای مملکت ما شکست : نوشته های : عمر ننگیار و محمود

سعدیا ؛ مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده ان است که نامش به نکویی نبرند
دوستان و عزیزان! شخصیت بهنام و  فرزانه زنده یاد جوانشیر حیدری دگرروی این کره خاکی با ما هم نفس نیست، ولی در هر نفس با ما هست.

 زنده یاد حیدری عاشقانه زیست، عاشقانه به هنر رو آورد و عاشقانه تا پایان زندگی در این راستا با وجود کمبودی های امکانات رزمید . او از اوان جوانی سالیان۱۳۵۴ هجری شمسی حینکه دانشجو پوهنتون کابل بود بطوراماتور در گروپ تیاتر کمیته کلتوری پوهنتون کابل به فعالیت اغاز نمود با او یکجا با دایرکت استاد عزیزالله هدف و زنده یاد استاد بیسد نمایشنامه های زیادی را در ادیتوریم پوهنتون کابل به نمایش گزاشتیم که مهمترین ان «متخصص فراری»، نوشته استاد جنید شریف، «وقتی بلی ګفتن» نوشته زنده یاد جلال نورانی،« اطفاییه» نوشته عزیز نسین و نمایشنامه در سه پرده بنام «خسیس» نوشته مولیر فرانسوی که این اثرتوسط زنده یاد استاد بیسد دایرکت گردیده بود، تقریبن در همه ی این نمایشنامه ها نقش رول های اساسی به او سپرده شده بود که خیلی ها عالی ان را بازی کرده است. او در ستیژ هنری ادیتوریم پوهنتون کابل هنر واستعداد بلند هنری اش را در جمع همبازی هایش درتیاتر اماتور بنمایش گزاشت که بعد ها همه ی گروپ ما به رادیو تلویزون راه یافت . روانشاد جوانشیر حیدری باز هم با عشق فراوان به بازی نقش ها در چندین فلم سینمایی و تلویزونی استعداد هنری اش را بنمایش گزاشت که بعد چند فلم را خود ساخت که یکی از فلم های بلنداش بنام « بابا» بود .

ادامه خواندن جوانشیر حیدری٬شاخهء دیگری از نخلستان هنر و فرهنگ و سینمای مملکت ما شکست : نوشته های : عمر ننگیار و محمود

احساس مردم افغانستان قابل قدر است ٬ به سخنان این جوان گوش کنید .

دیوه هیوادوال دبی وسی ژړا اوښکی او دقدردانی احساس 😭😭😭رښتیا چی افغانان نمک حلال دی چي څوک خدمت ورته کوي بیا سزا ورکوي ,,اؤ چی څوک يي تباه کوي هغوي ته زنده باد او ارزښت ورکویافسوس

Posted by H.T. Walizada on Thursday, December 5, 2019

این ویدیو را بشنوید که چرا داکترناکامورا « کاکامراد» وخدمات انسانی اورا تماشا کنید.Development via a Japanese Doctor Mr. Nakamura Initiative

Development via a Japanese Doctor Mr. Nakamura Initiative——————————————————————————-فلم مستند بر زندگی وفعالیتهای بشردوستانه داکتر ناکامورا در افغانستان .———————————————————————-We are extremely sorry uncle Tetsu Nakamura !Though you were Afghan still we are sorry for letting you getting killed. You were Afghan but we are ashamed for not protecting you.You were Afghan yet we are sorry and thankful to the nice and kind people of Japan for sending us such a nice, hardworking and humble guy who was working for Afghanistan.We are sorry to your family, relatives, friends and people of Japan.W are sorry we couldn't save you. we are sorry that you are not here with us anymore. we are extremely hurt that the same enemy who has been killing us since decades finally killed you today. we didn't kill you, but the enemy of Afghanistan killed you. we will miss you forever and our history will always remember you. We will not forget your services you have done for us. you were more patriot than millions of other Afghans.We will always be grateful to you and to the people of Japan.We will always honour your services and remember your sacrifice you have made for us.May your soul rest in peace !Thank you uncle Tetsu Nakamura.おじさん中村哲さん、ごめんなさい!あなたはまだアフガニスタン人でしたが、私たちはあなたを殺すことを残念に思います。 あなたはアフガニスタン人でしたが、私たちはあなたを守っていないことを恥じています。あなたはアフガニスタン人でしたが、アフガニスタンで働いていたこのような素晴らしく勤勉で謙虚な人を私たちに送ってくれた日本の親切で親切な人々に感謝します。あなたの家族、親,、友人、日本の人々に申し訳ありません。あなたを救えなかったのが残念です。 あなたがもうここにいないことを残念に思います。 何十年も前から私たちを殺してきた同じ敵がようやく今日あなたを殺したことを私たちは非常に傷つけています。 私たちはあなたを殺しませんでしたが、アフガニスタンの敵があなたを殺しました。 私たちはあなたを永遠に恋しく思います、そして私たちの歴史は常にあなたを覚えています。 あなたが私たちのために行ったあなたのサービスを忘れません。 あなたは何百万人ものアフガン人よりも愛国者でした。私たちはあなたと日本の人々にいつも感謝しています。私たちは常にあなたのサービスを尊重し、あなたが私たちのためにした犠牲を覚えています。あなたの魂が安らかに眠れるように!おじさん、中村哲さんありがとうمتن کمنت : عبدالرشید سخی آرزو——————————–تتسو ناکامورا کی بود؟تتسو ناکامورا ۷۳ ساله، پزشک جاپانی/ژاپنی که بخش عمده زندگی و حرفه خود را وقف بهبود زندگی افغان‌ها کرده بود، رئیس موسسه خیریه ژاپنی (پی‌ام‌اس) در افغانستان بود.او پس از تحصیل در رشته پزشکی در ۱۹۸۴ به پاکستان رفت تا به درمان بیماران جذامی در آنجا بپردازد. دو سال پس از آن به افغانستان رفت و در یکی از روستاهای دوردست یک درمانگاه و نهاد غیردولتی "خدمات درمانی صلح ژاپن" (پی‌ام‌اس) ایجاد کرد.این نهاد خیریه در اوج فعالیتش ده درمانگاه راه انداخت که در کنار کمک به دیگر بیماران، به درمان پناهجویان و بیماران جذامی می‌پرداخت.در ماه اکتبر سال جاری دولت افغانستان به خاطر کارهای انسان‌دوستانه‌اش به آقای ناکامورا شهروند افتخاری افغانستان داد.

Posted by Zobair Padash on Thursday, December 5, 2019

مرگ انسانیت : هنر و هنرمندان اصیل آرین «سـیـمـا تـرانـه »

روزگاری بچه بودیم و در این سرزمینی که امروز خبرهای وحشتناکش قلب جهانیان را به لرزه می اندازد.و عرق شرم و خجالت را بر پیشانی بی خیال ترین انسان این مرز و بوم جاری میسازد , مدرسه میرفتیم و بزرگوارانی بودند که به ماانسانیتدرس میدادند,تمیز بین زشت و زیبا , حفظ حرمت بزرگان ,شکر از نعمتهای خداوندی , احترام به دین و آیین ملت خود , دانستن قدر احسان دیگران , حفظ حیثیت و آبروی ملت و وطن , غرورملی , شرم وحیا و غیره و غیره . باکمال درد و تاسف باید بگویم که برای من و میلیون ها انسان شریف و باعزت هموطنم خیلی شرم آورو درد ناک است که در این سرزمین خود, شاهد وحشت و دهشت افگنی مشتی بی فرهنگ وحشی وجنایتکار و مزدور بیگانگان باشیم که خیلی با راحتی و بدون هیچنوع احساس مسولیتیانسانیترا میکشند. در سرزمینی که فرزدندانش صدها سال پیش درس عشق و انسانیت را فریاد میزدند . و آن فرزند بزرگوار و پیشگام در راه عشق و اخلاق و انسانیت حضرت مولانا جلال الدین بلخی ( رح ) که میفرمود : ازمحبت تلخها شیرین شود . و یا آن عارف شوریده ای دیگری که نام عزیزش را همه عاشقان عشق و عرفان با فخر و مباهات در قلب شان حفظ میکنند , حضرت میرزا عبدالقادر بیدل (رح ) که فرموده بود : گر تو میدانی که دردل ها خدا است پس ترا تعظیم هردل مدعا است . کجا یند متصدیان و پاسداران مسول فرهنگ ما که درقبال اینهمه جنایات مهر سکوت بر دهان خویش میزنند . ادامه خواندن مرگ انسانیت : هنر و هنرمندان اصیل آرین «سـیـمـا تـرانـه »

“اې پردېس کاکا مراده!” شعر: عبدالهادي عطايي ملا دکلمه او ويډيو: سعید لودین د ښاغلی حاجی صاحب محمد ویس څخه مننه د ویدیو له استولو. ناصر اوریا

"اې پردېس کاکا مراده!"شعر: عبدالهادي عطايي ملادکلمه او ويډيو: سعید لودیند ښاغلی حاجی صاحب محمد ویس څخه مننه د ویدیو له استولو. ناصر اوریا

Posted by Naser Oria on Saturday, December 7, 2019

ناکامورا ( کاکا مراد) کی بود ؟ : خالد اشرف

             داکتر  ناکامورا مشهور  به  کاکا مراد!!!

داکتر  ناکامورا  در  سال  (۱۹۴۶م) در شهر  فوکووکا جاپان بدنیا  آمد. وی  پس  از  ختم  تحصیل  در رشته  طب  ( طبابت جذامی) به پاکستان رفت تا به درمان بیماران جذامی در آنجا بپردازد.
دو سال پس از آن به افغانستان رفت و در یکی از قریه های دور دست یک درمانگاه و نهاد غیردولتیخدمات درمانی صلح جاپان” (پیاماس) ایجاد کرد.
این نهاد خیریه در اوج فعالیتش ده درمانگاه راه انداخت که در کنار کمک به دیگر بیماران، به درمان پناهجویان و بیماران جذامی میپرداخت.
دکتر ناکامورا همچنین به ساخت چاهها و آبیاری در روستاهایی پرداخت که مردم به خاطر نبود آب پاک به وبا (کلرا) و بیماریهای دیگر دچار شده بودند.
ادامه خواندن ناکامورا ( کاکا مراد) کی بود ؟ : خالد اشرف

کابل در نهیب مرگ وضجه درد : احمد سعیدی

      در اینجا آسمانان افسرده و زمینیان پژمرده اند حدیث زندگی  یاس است و درد  غم و درد نا باور کردنی ، راستی باور کردنش مشکل است. آژیر امبولانش حامل جسد پارچه شدۀ فرزندانت را بشنوی چون دل نمیخواهد روح نمی پذیرد وچشم توان دیدن را ندارد اما این غمنامه تلخ با خون فرزندان وتل هاس استخوانهاس در هم شکسته جوانان سر زمین ما تکمیل وغیر قابل انکار است .غم تنها نیست افتضاح  سیاسی واخلاقی توام با فساد مالی واخلاقی از سر چشمه رهبری موج میزند وگلوی زنده های پاک دل وپاک طینت را می فشارد اما چه سود؟ که در روح جسارت نباشد ودر جسم حرکت ودر وجدان بیداری همه به خواب فرور فته اند .شبه سیاه دروغ واستبداد چون سقف وحشتناک بر زندگی مردم سایه افگنده . نهیب مرگ وضجه درد مادران پسر گم کرده گوش ها ودل هارا میخراشد وارواح آزاده را می آزارد قصه زندگی درین سر زمین دود وخاکستر قصه درد ورنج وداد وفریاد است واین داستان کده را کابل گو یند کابل که در هر صبح وشامش غم را روایت میکند.

سوگ برای خیلی‌ها فقط چند قطره اشک است که بی‌تاب روی گونه‌ها می‌لغزد، برای خیلی‌ها، اما بریدن از دنیاست. تلخی مرگ عزیز، گاهی حتی تا پایان عمر در کام آنها می‌ماند و آن‌وقت می‌شوند آدم‌هایی که گرچه حیاتشان از نظر زیست‌شناسی با بالا و پایین رفتن قفسه سینه‌شان تائید می‌شود، اما در حقیقت از همان زمان که  انسانهای با وجدان وبیدار در زندگی‌شان را از دست داده‌اند، مرده‌اند.حالا شهروندان کابل یا همه مرده اند ویا مرگ تجربه زندگی شان است.اینجا  نهیب مرگ وضجه درد عصاره زندگیست زندگی جهنمی . ادامه خواندن کابل در نهیب مرگ وضجه درد : احمد سعیدی

بوگرافی مختصر شهید پوهاند عزیز احمد پنجشیری استاد پوهنحُی زمین شناسی پوهنتون کابل

     پوهاند عزیز احمد پنجشیری فرزند نیک محمد در سال 1329 ه ش در قریه رخه ولسوالی رخه ولایت پنجشیر چشم به دنیا گشوده و در سال 1333 ه ش شامل ابتدائیه قاری حمید الله ودر سال 1339 ه ش شامل لیسه تجارت ودر سال 1342 ه ش از لیسه تجارت فارغ گردیده است. در سال 1347 ه ش شامل رشته تاریخ و جغرافیه پوهنځی ادبیات و علوم بشری پوهنتون کابل گردیده و در سال 1350 ه ش به درجه لسانس فارغ گردیده است. در سال 1351 ه ش در پوهنځی متذکره به صفت نامزد پوهیالی تقرر حاصل نموده وبه ترتیب سال های خدمت ایشان به رتبه علمی پوهاند نایل گردیده است. طی سال های جنگ های داخلی در سال 1375 از بست پوهنتون کابل موقتاً منفک ودر سمت های دیپلوماتیک در وزارت خارجه واتشه فرهنگی در کشور ایران ایفای وظیفه نموده است. نامبرده در سال 1388 ه ش در دیپارتمنت جغرافیه پوهنځی زمین شناسی پوهنتون کابل تقرر مجدد حاصل نموده و الی تاریخ 9/12/1394 یعنی زمان تقاعد شان به وظیفه مقدس استادی ایشان ادامه داده ودر تربیه اولاد وطن سهم فعال گرفته است. مرحوم پوهاند عزیز احمد پنجشیری در طول سال های خدمت با اعطای تقدیر نامه های درجه اول و درجه دوم نیز نایل گردیده است. ادامه خواندن بوگرافی مختصر شهید پوهاند عزیز احمد پنجشیری استاد پوهنحُی زمین شناسی پوهنتون کابل

با تاسف پوهاند عزیزاحمد پنجشیر در شاهرای بغلان کندز به وسیلهء طالبان به شهادت رسید: پرتو نادری

 
رسید. حادثه دردناکتر از آن است که بتوان آن را با واژگان بیان کرد. باری مهمان برنامهء گفتمان بود. این برنامه را به یاد و خاطرهء آن دانشمند از دست رفته این جا نشر کردم.

روانش شاد باد !
دانشمند نستوهی بود، نمی دانم جامعهء علمی و فرهنگی افغانستان در این پیوند به چه چگونه دادخواهی دست خواهند زد!

در سوگ مولانا عبدالکبیر فرخاری: م – اسحاق ثنا

(فرخاری) گر زبان به سخن باز می نمود

در نکته نکته شعر خود اعجاز می نمود

چون عندلیب به باغ سخن نغمهگر شدی

ادامه خواندن در سوگ مولانا عبدالکبیر فرخاری: م – اسحاق ثنا

نويسنده ي كه قهرمان اصلي رمان هايش زنان بود (ببرک ارغند) يكي از پركارترين رمان نويسان افغانستان در گذشت!

      روحش شاد و يادش گرامي…!

آثار داستانی شادروان  ارغند را به صورت کل می شود به دو بخش جدا نمود : آثار قبل از مهاجرت و آثار بعد از مهاجرت.

آثار قبل از مهاجرت (به اروپا) عبارت اند از :

1 – دشت الوان، مجموعهء داستانهای کوتاه؛

2- دفترچهء سرخ، مجموعهء داستانهای کوتاه؛

3- مرجان، مجموعهء داستانهای کوتاه؛

4- شوراب، داستان دراز؛

ادامه خواندن نويسنده ي كه قهرمان اصلي رمان هايش زنان بود (ببرک ارغند) يكي از پركارترين رمان نويسان افغانستان در گذشت!

پیام تسلیت و همدردی : احمد سعیدی

     با اندوه فراوان اطلاع حاصل نمودم که دوست دیرینه ام ببرک ارغند نویسنده نام آشنا کشور پس از یک دوره بیماری، در کشور هالند چشم از جهان فروبسته و روح بیدار و قدسی آن بزرگ مرد ِ غرق در عشق ِ رهایی انسان از هر نوع اسارت و استبداد بسوی ابدیت پر کشیده است. او با قلم توانا و با احساسش ستایشکر درد های انسان بود، او بر همه گان مهر می ورزید.
آری! درگذشت روانشاد ارغند از محیط و خانواده علمی و ادبی کشور یک ضایعه جبران ناپذیر است.
تسلیت و همدردی خود را خدمت خانواده بزرگوار ارغند، اقارب و دوستان عرض داشته از خداوند بزرگ برای دوست گرامی ام ارغند بهشت برین را تمنا دارم. روح شان شاد و یادشان گرامی باد.

عروسی که به ماتم کده مبدل شد٬ بدین مناسبت شعر ماتم سرا ٬ از شادروان سید محمد نادر خرم را بجاست که بخوانیم.

 

ماتم  سرا

سید محمد نادر  خرم

فلک بنگر  چگونه کشورم سوخت

به ظلم  وناروا بوم وبرم سوخت

زبانه  میکشد آتش  زهر سو

در  این  ماتم سرا خاک ودرم سوخت 

عزیران  سوختند در  اتش  جنگ

مرا از غم  تمام  پیکرم  سوخت

ادامه خواندن عروسی که به ماتم کده مبدل شد٬ بدین مناسبت شعر ماتم سرا ٬ از شادروان سید محمد نادر خرم را بجاست که بخوانیم.

این پیام صدای قلب من است : احمد سعیدی

     گروه طالبان بی شرمانه و خیره سرانه مسئولیت حمله انتحاری امروز در شهر کابل را پذیرفتند متاسفانه این گروه از یک طرف در قطر با امریکایی ها در یک میز نشسته سخن از اسلام و صلح میزند و از سوی دیگر اطفال و مردمان مسلمان و بیگناه ما را به خاک و خون میکشند.

عاملین همچو جنایات باید بدانند جز روسیاهی و نفرت و انزجار مردم  دیگر هیچ چیزی نصیب شما نخواهد شد .از سوی دیگر وظیفه خود میدانم تا بخاطر سرکوبی آدم کشان حرفوی از قوت های مسلح خویش سپاس گذاری نمایم، در این نوشته برای رهبران و سیاسیون نام نهاد افغانستان نیز پیامی دارم.

آیا شما آگاهی دارید که در حادثه امروز تنها 50 تن از دانش آموزان مکاتب عزیر نمبر 2  ستاره، نازو انا ، لامعه شهید زخمی شده اند متاسفانه شما سیاسیون خود کامه عادت کرده اید که هر حمله را با شدید ترین الفاظ نکوهش و بر عزم راسخ خود برای مقابله با دشمن تعهد مینمایید، در حالیکه خود تان در عقب دیوارهای فولادی محافظت میشوید و فامیلهای شما در خارج آسوده زندگی میکنند، قربانی را تنها و تنها مردم بیدفاع و بیگناه میدهند ما در مقابل این همه جنایات و  بی عدالتی ها استوار و مردانه وار تا پای و جان مقابله خواهیم کرد

پدرود المناک داکترشریف فایض : پروفیسور داکتر عبدالواسع لطیفی

     ضایعۀ بزرگ یک هموطن عالم و اندیشمند، نویسنده ومبارزقلم در مطبوعات وسخنورشجیع و روشنگر در کنفرانسهای ملی وبین المللی، همین وفات ناگهانی والمناک دوست نهایت گرامی ام داکترمحمدشریف فایض است که همه آشنایان خاصتاً فرزانگان وتحصیل یافتگان این برهۀ تاریخ پرتلاطم افغانستان رادرداخل وخارج کشور غمگسار وعزادار ساخت. ضایعۀ که جای علمی و منزلت ممتازفرهنگی اورا درحلقه های اکادمیک ودانشگاه و معارف بطور عموم خالی گذاشت .

داکترفایض درسلسلۀ بسی اقدامات بهیخواهانه وپرثمر خود، باهمراهی دوست عزیزم داکترسیدمخدوم رهین، ازجملۀ بنیانگذاران انجمن صلح و دموکراسی برای افغانستان، که فعلا بنده افتخارریاست آنرادارم، یادگار جاودانی دارد. هچنان داکترفایض بنیانگذار یونیورستی علمی وپژوهشی امریکایی درافغانستان میباشدکه برعلاوۀ تربیه محصلین ممتازدررشته های پر ثمرعلمی، تغییرات مثبتی رادرطرز امتحانات کانکور پدیدارساخت. داکتر فایض درسلسلۀ تحصیلات عالی خود دپلوم ماستری وداکتری را خاصتاً در رشتۀ ادبیات انگلیسی ازدویونیورستی معتبرامریکا بدست آورد . ادامه خواندن پدرود المناک داکترشریف فایض : پروفیسور داکتر عبدالواسع لطیفی

مرگ دانشمند بزرگ داکتر شریف فایض غیر قابل باورست. : ماریا دارو

  شادروان داکتر شریف فایض  در سرزمین  علم  وادب  هرات باستان هفتاد وسه  سال  قبل دیده به جهان  گشود٬از همان آوان  کودکی  ذهن وضمیرش  باادبیات  و اندختن  علم  عجین شده بود.نوشتن وخواندن برایش  وظیفه  نبود بلکه  عشق بود که  وجودش را لبریز کرده بود .  او  تا توان داشت  خود  آموخت و بر دیگران  نیز آموختاند.

او به  آزادی خیلی  علاقه  داشت  و همیشه  میخواست  زمینه  رشد استعداد های  جوانان نباید محدود گردد. روی  همین  مفکوره  عالی ایکه داشت٬ یک پوهنتون را در ولایت  هرات  بنیاد گذاشت. این  پوهنتون بانورم های  بین الممللی ٬ شرایط  مدرن آماده بره برداری  گردید.  داکتر شریف  فایض از  سال(۲۰۰۱ الی  ۲۰۰۷) میلادی  به  حیث  وزیر تحصیلات عالی افغانستان  ایفای  وظیفه  کرد. در  سال  ( ۲۰۰۶) میلادی دانشگاه  (امریکایی )را در شهر کابل  بنیاد گذاشت تا جوانان  در وطن  خودشان  به  نورم  های  بین المللی  دانش  مدرن را فرا گیرند.

شادروان داکتر  فایض مطالب  زیادی را  ازپارسی دری  به لسان انگلیسی ترجمه کرده  است  که  از  جمله میتوان  ترجمه  جلد دوم  افغانستان در مسیر تاریخ  اثر شادر روان  میر  غلام  محمد  غبار  و « اسلام  شناسی » اثر علی  شریعتی به  شکل  شیوا بیان  و خیلی  سچه ترجمه  کرد. همچنان  اشعار دری بسیار  پیچیده و دشوار رابر زبان انگلیسی  بر گرداند. زمانیکه  دانشگاه امریکایی ها مورد بهره برداری  قرار گرفت  میگوشید تا جوانان با استعداد و بیضاعت را کمک نماید وبدون  پرداخت  هزینه  آنهادر دانشگاه راه یابند. ادامه خواندن مرگ دانشمند بزرگ داکتر شریف فایض غیر قابل باورست. : ماریا دارو

اجل گلــــــــچین بی انصاف باغ است … بمناسبت وفات شادروان محمد یوسف کهزاد : نذیز ظفر

     اجل گلــــــــچین بی انصاف باغ است
    دلی هر کس ز دستش داغ داغ است
    ز هر گلــــــــشن بچیند بهترین هاش
  تو پنــــــداری که دزدی با چراغ است
(
ظفر)
استاد محمد یوسف کهزاد ؛ کوهپایه ای از هنر در گذشت
(
انا لله و انا الیه راجعون)
خبر در گذشت هنر سالار استاد محمد یوسف کهزاد دلهای همه را متاثر گردانید.
وفات این هنر سالار تو انایک ضایعه ای جبران نا پذیر در تاریخ هنر کشور ما بشمار می آید
مر حوم محمد یوسف کهزاد شاعر توانا ؛ نقاش ماهر و درامه نویس چیره دست بودکه همه عمرش را صرف هنر و احیای فر هنگ نمود.
وی صا دقانه زیست و عا شقانه نوشت و در همه آثار گرانبهایش وطن و هموطن تجلا میکند .
بنا به گفته سعدی شیرازی :
(
سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هر گز مرده آنست که نامش به نیکویی نبرند)
کهزاد زنده جاودان است وفقط ازین جهان فانی جامه بدل نموده است و همیشه با ماست.
بمناسبت در گذشت این هنر سالار توانا ( مر حوم محمد یوسف کهزاد) تسلیت قلبی خود و خانواده ام را خد مت همکار مستعد و نطاقه معروف کشور بانو ذکیه جان کهزاد و بازمانده گان مرحوم و فامیل های مصیببت دار کهزاد ابراز داشته و برای مر حوم بهشت عدن ازز خداوند تمنا نموده و صبر جمیل به با مانده گانش تمنا دارم.