قلم در سوگ اهل قلم : نوشته نذیر ظفر ورجینیا – امریکا

        اینبار قلم در سوگ یکتن از ژور نا لیستان و شاعرپر قر یحه ؛عزا دار مینگارد که وی مر حوم داکتر حنیف بکتاژ است که در اثر مریضی که عاید حال شان بود داعی اجل را لبیک گفت و به رحمت حق پیو ست ( انا لله و انا الیه را جعون).

قا طبه از نو یسنده گان ؛ شا عران و ژو رنا لیستان ما با مر حوم داکتر حنیف بکتاژ معرفت داشتند و آثار نثری و نظمی شانرا مطا لعه نموده اند که اکثرا درد ها و آلام ملت و مردم در آن باز تاب یا فته و ظریفانه  و با احساس عالی بیان گردیده که خود بیانگر قریحه عالیست که پروردگار به ایشان ارزانی کرده بود.  نبود مرحوم داکتر حنیف بکتاژ در ردهء قلم بدستان بیشتر محسوس میشود زیرا ایشان نگارنده چیره دستی بودند که با همه دوستان و اهل قلم روابط حسنه و همکاری شریفانه داشتند.
تسلیت قلبی خویش را به محتر مه خانم مینه بکتاژ نطاق ورزیده و همکار ما در تلویزیون ملی افغانستان، و باز مانده گان شان  ابراز نموده و درین اندوه خویشرا شریک شما میخوان و صبر جمیل از بار گاه خداوند منان برای شما و اجر جزیل برای مر حومی استدعا میدارم روح اش شاد و یادش همیشه باد.

بنام خداوند جان آفرین : عروس مسافر و شهید مهاجر نوشته نذ یر ظفر – ور جینیا -امریکا

شهـــــــــــــــید نیلاب شهکار

شب فراق تو هر گز سحر نمیگردد

بگو به صبح که خورشید بر نمیگردد

بسوگ رحلت نیلاب سوخت خانه دل

قباح غصه ازین بیشتر نمیــــــگردد

(ظفر)
زنده گی مها جرت در هر زمان و مکان با عث اذیت روان انسانها میگردد.

ادامه خواندن بنام خداوند جان آفرین : عروس مسافر و شهید مهاجر نوشته نذ یر ظفر – ور جینیا -امریکا

پیام تسلیت شورای افغانان مقیم دنمارک

شورای افغانان مقیم دنمارک  مراتب عمیق ترین تأثر و تألم خویش را به مناسبت وفات نا به هنگام شخصیت اجتماعی و فرهنگی مرحوم محمد انور صفدر ابراز میدارد.

مرحوم صفدر که نبود شان ضایعه ای بزرگ محسوب میگردد ، طول عمر پر بارش را در خدمت به  وطن ، مردم و به خصوص جوانان کشور وقف نمودند.

ما در حالیکه برای خانواده ، دوستان و اقارب مرحومی صبر جمیل آرزو داریم ، روح وی را شاد و بهشت برین برایش استدعا داریم.
محمد نسیم صدیقی رئیس

کوپن هاگن اگست 2012

پیام تسلیت شورای افغانان مقیم دنمارکبه مناسب وفات شادروان عبدالرحیم کاروال

پیام  تسلیت  شورای افغانان  مقیم دنمارک به مناسب  وفات شادروان  عبدالرحیم  کاروال 

 با تأسف فراوان خبر وفات عبدالرحیم  کاروال یک تن از شخصیتهای سیاسی – اجتماعی وطن را دریافت کردیم . شادروان کاروال که از سجایای نیک انسانی برخوردار بودند ، در تمام دورهء حیات پربار شان در خدمت میهن و مردم قرار داشتند .

شورای افغانان مقیم دنمارک در حالیکه وفات چنین شخصیت بزرگ را یک ضایعه میداند ، مراتب تسلیت خویش را به خانواده مرحومی دوستان و اقارب شان و جامعهء روشنفکری افغانستان تقدیم داشته آرزوی بهشت برین برای آن شادروان و صبر جمیل به فامیل و بازماندگانش میکند .

                               محمـد نسیم  صدیقی

                          رئیس شورای افغانان مقیم دنمارک

پیام تسلیت نسبت وفات مرحوم ظاهر هویدا هنرمند محبوب کشور:

 

 چترام ثانی

امروز  قلبم  سنگنی  میکند ُ چشمانم  هر کجا در ستجوی  توسست  گوشهایم  هر لحظه  صدای  ترا  استماع  میکندُ نمیدانم که این  توهستی ویا من  دیواانه  شدم… همه میگوید که ( او  سفر کرد) اما باورم  نمیشود….لحظه  سکوت  میکنم  و آهنگ { شیندم  که  از اینجا سفر  میکنی} گوشهایم را  پرُ میکند….مگر  خودت سفر کردی…که باور  کردنی  نیست.
هویدا برادر بزرگم  بود که از آوان  جوانی  شناخت و ارتباط  فامیلی  داشتیم. زمانیکه  هویدا بخانه  ما میآمد با احترام  خیلی  شدید و نهایت  صمیمی مادرم را مادر خطاب میکرد.  مادرم  واقعاٌ او  چو من  دوست داشت و یکروز  از هویدا دعوت کرد و گفت ( ظاهر جان  شب  به  منزل ما یک مراسم  است  شما باید تشریف  بیآورید) بلی مادرم محفل  برای  هویدا  گرفته بودُ و طی  مراسم  رسمی  و عنعنوی  خانوادگی هویدا را پسرخواند و برای  تمام  دوستان  و خویشاوندان ما شیرینی تقسیم  کرد. هویدا با همان  متانت که سخن میگوید و سخنانش در قلب  می نشست ُ گفت « زهی  سعادت که  من پسر شما باشم» ایام  طولا نی با هم بودیم  وسیر وسفرها داشتیم ُ بلی  سفر هنری ُنشستهای  ارمغانی که  نشاد و همدلی  را دربر داشت. هویدا  درجمع  خانواده ما بنام  مرد بزرک ُ یار باوفا و انسان گران سنگ  شهرت داشت و دیگر کسی را سوال  نبود  که چرا یک  فرد مسلمان  در منزل ما میآید زیرااو  فرزند مادرم  و برادر  خانواده بود.  روزیکه برای تحصیل  موسیقی  با  استفاده  ازیک  بورس به  اتحاد  شوروی  میرفتیم ُ مادرم  به رفتن  من  مخالفت  داشت و نمیخواست  من  برای  چندی  از وی  دور باشم  و یا به  عقیده  خویش  که گویا  در کشور خارج  دست  به  کارهای  خلاف مذهب وفرهنگ  جامعه افغانی نزنم  …مگر هویدای  بزرگ  برای  مادرم  گفت  …مادر اگر  بالای  چترام اعتماد نداری  بالای  من چرا اعتماد  مینمایی و چرا مرا مانع  نمیشوی ؟ مگر من  پسر شما  نیستم؟…. مادرم  جزخموشی حرفی نداشت و هویدا  گفت  من  برادر بزرگش  هستم  و از وی حمایت و مراقبت  میکنم… بواقعیت مدتیکه  در روسیه  شوروری  باهم  بودیم  نه  تنها برمن مهربان بود بلکه  عزیز و غمگسار  همه  هنرمندان  گروپ  ما بود مثل  یک  برادر بزرگ ازهمه حمایت  و غمخوری  میکرد و همیشه مارا از غذا های  خوشمزه  دست پختش نشاد  میبخشید. او در کنار فهم  مسیقیُ  پرودسری ُ انانسری ُ نوازندگی و فهم  ادبیات  قویُ  و فکاهی  گویی  یک آشپز  خوب هم بود. زمانی  درکشور ما شرایط  برای زندگی  هنرمندان غیر مصوون  شد و من به هند رفتم  هویدا در همان کوچی که  من جازبند مینواختم  یک  پشتی  را گذاشته بود و برای  هیچ  هنرمند اجازه  نمیداد که ازآن چوکی استفاده  کند. موقعیکه از هنرمندانش در هند  شینیدم هیچ  باورم  نمیشدکه  غایبت  من  اورا  چنان  میآزراد … هویدا یک انسان  خیلی  صدیق ُ باوفا و مرد مردانه  بودُ از صحبتهایش آدمی سیر نمیشد…. او از میان  توده  ها برخاسته بود و برای  مردمش  سخت احترام  داشت. وهنرش را در خدمت مردمش  قرارداده بود.. با آنکه  در سن  کودکی  پدرش را از  دست  داد مگر در دامان  شیرزن با شهامت «مادر  گرامیش»  چنان تربیت  شد که  اصل  و نصب  خودرا یه همان  بزرگیمنشی  نگهداشته و برادر ان خودرا  نیز از آزمون گاه زمانه  چون  خودش  عزیز وگرامی وبا عزت تربیت  کرد.  بخاطر دارم  که در سالهای(۱۹۹۶)میلادی  برای  اجرای  کنسرت  به  امریکا  آمده بود  و یک تعداد  افغانهایکه  در دیگر  ایالت  های  امریکا  زندگی  داشتند  برایش  تلفون  کردند و گفتند که  مااز کنسرت  شما  بی نصیب  شدم  خود  ما آمده  نتوانستیم  و شمارا  هم  دعوت  کرده  نمیتوانیم  که باآواز خوانی  شما  یاد  وطن را  تازه  نمایم …..شاید  بکلمات  انگلیسی  گفته بودند.  هویدای  بزرگ  گفت  « افورت  مفورت» را نمیدانم  صرفاٌ کرایه  حمل  ونقلم را بپردازید  من برای  شما هموطنان عزیز رایگان  کنسرت میدهم  و چنان هم  کرد. حال باید دیوانه  باشم ودیوانه  شوم من  چنین  انسانی  را که  جوهر  مردانگی  در وجوش حک  بود از دست دادم  نمیدانم چطور به  فرزندان  عزیزش  و به  همسر گرامی  اش و جمله اعضای  فامیل  هویدای  گرامی  تسلیت  بگویم  در حالیکه با تسلیت  گفتن جوهری  را که  از دست  دادید ام  بر نمیگردد.  فرزندان  عزیز  هویدای  بزرگ  و عالیقدر  « برادرزاده  هایم  شیرینم» شمارا از  دور  در  آغوشم  میفشارم ُ تسلیتم را بپذیرید …. ایکاش  درکنار  تان  میبودم .  هویدا  گرامی  روحت  شاد  و جایت  بهشت  برین  باد

پیام تسلیت بمناسبت درگذشت مرحوم ظاهر هویدا

 

تسلیت
رجنی کمار پران

      دوستی  برایم  تلفون  کرد و گفت  در سایت  های  انترنت  چیز های  تازه  نوشته شده  که شاید برایم  قبول  نکردنی نباشد  …. وقتیکه  از وظیفه بمنزل برگشتم  «سایت  ماریا  دارو » را مشاهده  کردم خبر تکان دهنده  درباره  سفر  ابدیت  ظاهر هویدا را خواندم و بی  اختیار  گریستم  زیرا  در طی  چند ماه  بود که  مشتاق  شینیدن  صدایتش  بودم هرباریکه  برایش  زنگ میزندم  یا کسی گوشی  را نمیگرفت  و یا من  فرصت رااز دست  میدادم و برای  فردا وپس  فراد معطل  میشدم….. این  حسرت با خواندن خبر مرگش بدلم غوره  شد و سخت گریستم.
 خبر مرگ هر انسان  خیلی  وحشتناک است  مخصوصاْ دوست ی چون ظاهر  هویدا که درمنزل ما یک  شخصیت  بزرگ  و یک  دوست  نهایت  صمیمی  بود او با پدرم (پران نات غنمیت) روابط  هنری داشت  مگر در خانه مااز صمیمی ترین  فرد  خانواده  ما حساب  میشد. زمانیکه  مرحوم  هویدا  در مدیریت  فیلمهای  تلویزیون  ایفای  وظیفه  میکردُند من برای  گرفتن  بعضی فیلمهای  هندی جهت ترجمه  میرفتم ُ با چنان  احترام  در مقابلم قد راست  میکرد و صمیمانه  مرا خواهر خطاب  مینمود که من از حیا آب  میشدم و خواهش میکردم که  هویدا مهربان  شما با این بزرگی مرا  شرمنده  نسازید و در مقابل  خواهر کوچک تان  به پا  نخیزید.  با نهایت  احترام میگفت{  چرا نه  یک  بار به  احترام  شما که  خانم هستید و یکبار هم ببه احترام پدرت باید  به پا بر خیزم} زمانیکه  از وطن  آواره  شدیم دیگر  اورا دیده  نتوانستیم ُ چند سال قبل به امریکا در شهر  نیویارک  برای  کنسرت آمده  بود از اعضای  خانواده  ما پرسان مرا کرده  بود و با یادآوری از محبت های  پدرم اولین  آهنگ  کنسرت را با آهنگ  از پدرم  (پران نات ) آغاز  کرد.  او انسان  خیلی با وفا صمیمی و مهربان بودُ در باره  دوستان و عزیزانش هیچگاه ُ در هر مقامیکه قرار میداشت ُ خطا نمیکرد‌با آنکه موقعیت اودر جمع  هنرمندان خیلی  مقام عالی  بود وی کسی نبود که  مردمش  را فراموش  کند و یارانش را با  جاه وجلال  هنری به یغما  بسپارد. بزرگترین  صفات  هویدا صداقت ُ راستگوییُ و  احترام  عالی انسانی  او بود… او با  همان فهم  که داشت  مقام  منزلت  خیلی  عالی  نزد مردم  وهنر دوستان داشتُ  افسوس که  جایش  برای  همیشه خالیست.
با  حسرت  که از نبودش دارم  مراسم تسلیت  خود را به خانم گرامی و فرزندان عزیزش و تمام فامیل هویدا و تمام هنرمندان و هنردوستان  تقدیم  میدارم.   روحش  شاد و خلد برین  جایش باد