زن در حصار شریعت ؟؟

بازرژیم آلوده بافساد و زن ستیزکابل ، زیرنام اسلام ، گلی را ازطریق وزارت اطلاعات و فرهنگ به آب داده است و آن اینکه زنان درجریان اموررسمی درپرده پوشیده باشند. درزمان سیاه طالبان شعری بهمین مناسبت سروده بودم که نشرمکررآن ، سفله گی های امروزی را هم جوابگو می باشد :

بــنـده گــان ســـرکـشـت راای خـــــدا !!

ایــن چــه بیباکی و ایـن چه خودسریست

ایــن چــه آقــائی وفـــرمــانـــداری است

این چـــه بـــی دردی واین چه داوریست

این چــه نا فـــرمانی ، ازفـــرمان توست

این چه خود خواهی واین چه سروریست

ایــن چــــه بــیـداد است بـر جنس لطیف

ایـن چـــه زورآزمــائــی و زورآوریست

نـــازک انــــدامــی بــــه زیـــر این فشار

این چه پیش آهنگی ، این چه رهـبریست

بــــر ظـــریـــفـی ایــنـهمـه قهر و عتاب

نــی بـــه شــرع مــا ، نه رسم کافریست

مــــانــدن زن ، در قـــفـس آخـــرچــــرا

تـــاکــی ایـــن بــلــبل بـه زندان زریست

سـلـب آزادی زن کــــردن ، زچــیـســت

در حــصـاردیـــو ، تــاکـی این پــریست

بــاورم نـــایـــد کـــه درحــکـــم خـــدای

زن ز اســـتـحــقـاق انســانــی بــــریست

زن گـــل رنــگـــیـن بـــاغ زنــد گـیسـت

قــدرایــن نـعــمـت نــدانی کـهــتـریسـت

زن یـگـــانـــه پـیـشــتـاز جـامــعه است

نـــی بـــرای نـــوکـــری و چــاکریست

زن بـــه وقــت رنـج سـنگ خاره ایست

زن به وقت ناز ، نازک چـــون پریست

درحصارخـــانــه مــانــدن بهـر چه ؟؟؟

چـــنــد زیــرپـــرده ، نـامش چادریست

حـــرمــت  زن را نـــدانسـتـن خطاست

حـــرف نشــنـیـدن ازو عــیـن کـریست

مـــرد مــی گـوئی ؟ ، چسان مردانگی

ماده می خوانی ورا ، این چه نـریست

جنس زن کـهـتـر نه ، بلکه مهتر است

مـــرد را نــی مــهتری ، نی بهتریست

ازجــلال وعــظـمـتش غـــا فـل مـباش

زن بـــزرگ است ومـقامش مادریست

دیـــو مـــردی کــــو نـــدانــد قـدر زن

بـــد تــراز کـفـر « جهود خیبریست»

پــنـجــه دادن بـــا چــنین جنس لطیف

کـــافـــری بــاشــد ، به والله کافریست

م.نسیم «اسیر»

اپریل ۱۹۹۵م

بن المان

مصاحبۀ غفار عریف با رفیق دوکتور اناهیتا راتبزاد بخش سوم

 

داکتر اناهیتا راتبزاد

  پرسش : جناب داکتر صاحب! به اجازۀ شما، می آییم به بحث روی انکشاف اوضاع سیاسی و اجتماعی درافغانستان، در سالهای  آغازین دهۀ پنجاه خورشیدی، وصحبت را پیرامون یک رویداد بزرگ تاریخی دیگر که تغییر و تحول را باخود به همراه آورد و منجر به  سقوط نظام سلطنتی گردید، ادامه می دهیم: صبح روز ۶۲ سرطان ۲۵۳۶ مطابق ۲۱ جوای ۲۷۱۵، سردار محمد داوود صدراعظم کشور،طی سالهای ۲۵۵۶ تا۲۵۳۶خورشیدی ، که مدت ده سال بعد را درکنج عزلت گذرانیده  بود؛ ازطریق رادیو افغانستان،  سقوط سلطنت ۳۴ سالۀ محمد ظاهر پسرعم خویش را توأم با استقرار نظام جمهوری، اعام داشتُ  شما بمثابۀ عضو هیأت رهبری ح. د. خ. ا و رهبرسازمان دموکراتیک زنان افغانستان، عایمی را درجامعه مبنی بر نیاز سقوط نظام سلطنت و استقرار رژیم جمهوری ، احساس می کردید؟ همچنان شما این تغییر و تحول را با درنظرداشت سابقۀ زمامداری و کار های دیگر محمد داوود دربخشهای اقتصادی ـ اجتماعی درمقایسه به موجویت برخی آزادی های مدنی  دردهۀ قانون اساسی ودموکراسی نیم بند سلطنتی ، به نفع نهضت و جامعۀ افغانستان می دیدید یا خیر؟

پاسخ : از سال ) ۲۵۳۶ ـ  ۲۷۱۵ = ۲۵۳۶ ـ  ۲۷۲۵ ( یعنی در دهه ی معروف به قانون اساسی، ازجملۀ پنج صدر اعظم افغانستان، چهار تن اول آن به ترتیب و پی درپی، از اثر بی ثباتی وضعیت سیاسی ـ اجتماعی درکشور و فایق نیامدن به حل مشکات اقتصادی  مردم که سراپای جامعه را فراگرفته بود، مجبور به استعفاء شدند. موسی شفیق آخرین صدراعظم افغانستان دردهه ی دموکراسی ، زمانی از پارلمان رأی اعتماد بدست آورد و به کار آغاز کرد که کوهی از مشکات اقتصادی و اجتماعی دامنگیر  مردم افغانستان بود و چاره جویی جهت حل آنها درپرده ی ابهام قرارداشت.  به علت خود کامگی اولیای امور؛ خودسری حکام و اربابان محلی؛ موجودیت تضاد و تفاوت درگفتار و کردار زمامداران درتطبیق یکسان قانون؛ رعایت نشدن معیارهای عدالت اجتماعی در انکشاف متوازن و عملی ساختن پروژه های اقتصادی دارای خصلت و مشخصه  ی زیربنایی؛ بی پروایی بی سرحد نسبت به احترام به حقوق شهروندی افراد میهن … ، نظام شاهی مشروطه اعتبار ازم کسب نکرد و نهادینه نشد. باوجود این که تحقق پان پنج سالۀ  اول ، پاره ی از تغییرات را درسیمای اقتصادی و اجتماعی جامعه وارد آورده بود و حکومتهای دهه ی قانون اساسی می توانستند ازنتایج حاصله از تطبیق پان، بهره برداری سودمند نمایند و درسهای آموزنده را فرابگیرند و به اداره ی مملکت سروسامان دهند. ولیک تنها تغﯿﯿﺮات مﺜﺒﺘی به نفع بهبود وضع زندگی مردم صورت نگرفت؛ بلکه زندگی  تهی دستان میهن بدتر شده می رفت و حکومت های این دوره درحالی که قاعدۀ حزبی وتوده یی نداشتند؛ محبوبیت ونفوذی درمیان مردم نیز کسب کرده نتوانستند.  بنابران ، ناپایداری حکومتهای دهه ی دموکراسی باعث آن شد تا درافغانستان ثبات سیاسی و پیشرفت اقتصادی مطابق نیازمندی های مبرم  جامعه، بوجود نیاید و نارضایتی عمومی را به بار آورد و مردم از حالت سیاسی حاکم برزندگی و سرنوشت شان ، دل خوش نداشته باشند. انتخابات دوره ی سیزدهم شورا، تصویر این ناپایداری و بی ثباتی سیاسی را بخوبی به نمایش گذاشت:  تعدادی از کاندیدهای وابسته به سازمانهای سیاسی و شخصیتهای مستقل درپروسه ی انتخابات شرکت ورزیدند؛ لیکن به سبب مداخله ی علنی و مستقیم ارگانهای دولتی، ایجاد موانع آشکار و پنهان ازسوی حکومت و راه اندازی دسایس ، تحریکات و مقاومت نیروهای ارتجاعی، بوسیلۀ شبکه های استخباراتی منطقه و غرب ، ازراه یافتن آنان به پارلمان، جلوگیری بعمل آمد.  بطور مثال کاندیدهای مربوط به ح. د. خ. ا : ـ محترم قادر بهیار از ولسوالی خان آباد ولایت کندز برندۀ انتخابات بود؛ اما نه تنها این حق قانونی وی غصب گردید؛ بلکه به زندان نیز اداخته شد؛   ـ زنده یاد هادی کریم ازحوزۀ اول و دوم ولسوالی پنجشیر با کسب اکثریت آراء ، موفقیت  غیر قابل انتظار را برای هیأت حاکمۀ کشور  ، بدست آورد؛ ولی برخاف قانون ، عوض احراز کرسی پارلمان، روانۀ کنج زندان گردید؛   ـ محترم دستگیر پنجشیری، عضو اصلی کمیته مرکزی ح. د . خ. ا  و رهبری کنندۀ تیم انتخاباتی هادی کریم را، به اتهام گناهی که اصلا  مرتکب نشده بود، نیز به هشت سال حبس فرمایشی محکوم و روانۀ زندان نمودند؛  ـ مرحوم محمد هاشم میوند وال، کاندید ولسوالی مقر وایت غزنی ، علت ناکامی خود را درانتخابات دوره ی سیزدهم ، مداخلۀ دولت در پروسۀ رأی دهی عنوان کرد؛   ـ میر محمد صدیق فرهنگ درمقابل محمد اسحق عثمان مربوط به جمعیت محافظه کار جبهۀ ملی، از حوزه ی اول انتخاباتی شهرکابل ، شکست خورد.  هدف از یاد آوری این مطالب، فقط بازگویی یک نمونۀ کوچک از روش قلدرمنشانۀ دستگاه حاکمه در نظام شاهی مشروطه و دهه ی قانون اساسی بود. در رابطه به نیازمندی سقوط سلطنت، سردار محمد داوود درنخستین بیانیۀ رادیویی خویش درهمان صبحگاهان روز ۶۲ سرطان ۲۵۳۶ با صراحت لهجه حرف زد و تغییر نظام شاهی را به رژیم جمهوری، ضرورت مبرم زمان دانست .   وی دموکراسی این دهه را قابی و تهداب آن را استوار برعقده و منافع شخصی و طبقاتی ؛ برتقلب، دسایس، دروغ، ریا و مردم فریبی عنوان کرده و ادعای دموکراسی و حکومت مردم را، جز انارشیسم و رژیم سلطنت مشروطه را، به غیر از مطلق العنانی وادامۀ حاکمیت خود کامه درسایۀ سیاست تفرقه انداز و حکومت کن، چیز دیگری بحساب نیاورد.  دربحبوحۀ تشدید رقابتها میان اعضای خاندان شاهی بخاطر تصاحب و حفظ قدرت ، جنرال سردار عبدالولی زیاد فعال بود و تاش به خرج می داد تا بشکل یکه تازانه به کمک شبکه های استخباراتی و نظامیان طرفدار خویش، برمسند حکمروایی تکیه زند و صدای هرنوع ترقی خواهی و عدالت پسندی؛ آزادی و دموکراسی را به زور برچه درنطفه، خفه سازد ، ولی نتوانست تا به این آرزوی ناروای خود برسد.   اما دراین رقابت ها سردار محمد داوود با استفادۀ  از رشد جنبش دموکراتیک و عدالتخواه جامعۀ افغانستان و وضع زندگیی رقتبار مردم؛ و تأمین ارتباط با افسران ترقیخواه و تحول طلب پایین رتبۀ اردو و جذب آنان به اندیشه های تغییر نظام ، بتاریخ ۶۲ سرطان  ۲۵۳۶ با انجام کودتای نظامی ، رژیم  جمهوری را درکشور اعام نمود، که درتاریخ افغانستان یک ساختار سیاسی بکلی نو، جاگزین رژیم سلطنتی درحال زوال گردید که اگر انحرافات بعدی رخ نمی داد بدون شک گامهای استواری را جهت تحقق خواستهای مبرم و حیاتی توده های مردم بر می داشت و درنتیجه به نفع نهضت عدالتخواه جامعۀ افغانستان تمام می شد.          

     پرسش : محمد داوود با کسب قدرت سیاسی، قانون اساسی را ملغی ساخت که این امر خالی از تأثیر گذاری بر فعالیت احزاب سیاسی و سازمانهای اجتماعی نبود. این تصمیم رژیم جدید ، باای پروسۀ کار و فعالیت احزاب سیاسی و سازمانهای اجتماعی، ازجمله سازمان  دموکراتیک زنان تا چه اندازه تأثیر ناگوار بجا گذاشت؟ آیا بعد از آن فعالیت ح. د. خ. ا و سازمان دموکراتیک زنان متوقف شد ویا کما فی السابق ادامه یافت؟

   پاسخ : بعد از پیروزی کودتا ، نظام جمهوری درآغاز مرحله درسراسر افغانستان مورد تایید و پشتیبانی همگانی واقع شد و ازشمار نیروهای ملی و دموکراتیک و ترقیخواه ، هیچ کسی ازهمکاری با آن دریغ نورزید.   استقبال بی شایبۀ مردم ازاین تحول، بیانگر بیزاری آنان از دوام رژیم شاهی و حکومت های مربوط به آن بود که نتوانسته بودند به خواستهای مردم پاسخ روشن بگویند.  شایان ذکر دانسته می شود که رهبری نظام جدید جمهوری درسالهای آغازین پیروزی، دربرابر نیروهای مترقی، روش بالنسبه مناسب داشت و الی سال ۲۵۳۳ ـ ۲۷۱۳ و برگشت رئیس دولت از سفرهای طوانی از کشورهای ایران، مصر، پاکستان… و طرح و تصویب قانون جزا و قانون اساسی ضد دموکراتیک در لویه جرگۀ فرمایشی ، به کدام اقدام سرکوبگرانه متوسل نشد که باعث ایجاد فضای خفقان آور سیاسی گردد. ازاین رو درشرایط نوین بوجود آمده ، ح. د. خ. ا و سازمان دموکراتیک زنان افغانستان کار ها و فعالیتهای خویش را خیلی ها سودمند و بدون ماجراجویی، به پیش می بردند و رده های صفوف و کادرها، از نظر کمی گسترده تر و از لحاظ کیفی منظم تر و فشرده تر می گردید. گرچه پس ازالغای قانون اساسی سال ۲۵۳۵ ، کمیتۀ مرکزی نوتاسیس نظام جمهوری ، فرمانهای را صادر نمود که بموجب آن صاحیتهای به این نهاد رهبری ) کمیتۀ مرکزی( که در رأس آن محمد داوود قرارداشت، داده شد و رهبرکودتا به عنوان رئیس دولت و صدراعظم با اختیارات مافوق قانون براریکۀ قدرت نشست؛ با آنهم درسال نخست پشتیبانی ازنظام جمهوری چشمگیر بود.  

ادامه خواندن Continue reading

بتاریخ سی جنوری ۲۰۱۲ قضاء کانادا حکم حبس ابد سه نفر افغان را که چهار تن اعضای فامیل خودرا کشته بودند ُ علان نمود.

دوسیه  قتل محمد شفیع- طوبا خانم دومش و حمید پسرش به  حبس  ابد  محکوم  شدند

 

دوسال  قبل  یعنی  بتاریخ  (۳۰ جون ۲۰۰۹) یک  موتر  سیاه در کانال  بزرگ  نزدیک  شهر کنگستون غرق  شده بود .  پولیس  برای  کشیدن  موتر  اقدام  نمو د و تعداد  چهار تن که شامل  یک خانم  وسه  دختر  جوان  از خانواده افغان که در شهر مانتریال  کاناد زندگی  میکردندُ در آن  پیدا گردید. قاتل  این  چهار  نفر  محمد شفیع  نام که  خودرا از اهل  کابل  معرفی  نموه  است  بعداز  چند  سال  سکونت  در دوبی با یک  دوسیه  کاملا مشکوک  بحیث  پنا هنده  بکانادا  آمده بودندُ میباشد.  شفیع  خانم اولش را  بنام  خدمتگار منزل  و بعضاٌ هم بنام  دختر  کاکایش  که بیوه  بوده و کسی در زندگی  نداشت  با سه  دختر ( زینب – ۱۹ ساله- سحر ۱۷ساله و گیتی  ۱۳سال) معرفی  نموده بود.  رونا خانم  اول  محمد شفیع  با  سه  دختر  که  فوقاٌ اسمای  شان معرفی شد یکجا زندگی میکردند  و محمد  شفیع  با حمید  پسر ۱۸ سال  و طوبا یحیی خانم دلخواهش با هم  زندگی  داشتند. زینب  دختر ۱۹ ساله آنها بایک پسر جوان پاکستانی  طرح  دوستی  ریخته  بودُ  دراثر مخالفت  پدرش و خانواده  زنیب  را با یکتن  از خویشاوندان خود بنام « حسین حیدری» به  ازدواج  مجبور ساختند  اما این  ازدواج  بعداز یکسال به  جدایی  انجامید.
محمد  شفیع  یک  انسان  سرتنبه  و عقب  مانده  وسنتی  بود و میخواست  که با دخترانش به همان شیوه  استبدادی  غیر انسانی رفتار نماید . اما درکشور غربی  که  قانون  دموکراسی حاکمیت  دارد  جای  انکه  ازلطف پدرانه  کار گرفته  و باملایمت در تربیت  دختران خود بکوشد هر آن هرسه  شان را لت وکوب  مینمود و حمید پسرش نیز به دستور پدر خواهرانش را لت  میکرد. دختران  برای  معلم  خود  از رویه  زشت  پدر شان  شکایت  کرده بودند.
همچنان از قول  دیبا معصومی خواهر  رونا که در فرانسه زندگی  دارد  و برای  خبر نگاران  گزارش  داده  است: خواهرم  رونا تحت  ظلم وشکنجه  شوهر و انباقش  زندگی  میکرد او از شوهرش که  باخانمش  دلخواهش  صحبت  میکردُ  شنیده بود که برای طوبا یحیی میگفت« خود را از شر زینب راحت خواهد کرد. طوبا از وی می پرسد چگونه؟..  او جواب می دهد که وی را خواهد کشت. طوبا می گوید که با دیگر دخترانت چه می کنی و او گفته است که خود را از شر همه شان راحت خواهد کرد» محمد شفیع  فکر  میکرد  که مانند  افغانستان عمل  مینماید اما در سن ( ۵۶ سالگی  خود و همسر دلخواهش  طوبا  که ۴۲ سال دارد و حمید  پسر جوانش  که ۲۱  سال دارد بتاریخ  سی  جنوری  ۲۰۱۲) محکوم به حبس  ابد گردیدند.  تلویزیون  های  کانادا  مصاحبه  های  زیاد را از مردم  مسلمان کشور های  مختلف  و  از افغانان  ساکن همان شهر  از زاویه  فرهنگی  و وغیره زوایا  انجام  و در تلویزیون  منتشر کردند… یکبار دیگر به  قتل زنان  و پامال  کردن حقوق بشر را  در افغانستان  تائید و در لست  کشته شدگان  افزودند.  قتل آنها  قبلا توسط  سه  نفر  محمد شفیع پدر  فامیل  و طوبا  یحیی مادر فامیل و حمید پسر  بالغ  فامیل  طرح  و به  شکل  خیلی  جاهلانه  عملی  گردید.  در تحقیقات  که در  اوقات  مختلف  انجام  داند. گاهی  این  قتل ریشه  مذهبی  میدادند و گاهی  غرور  افغانی  و فرهنگ سنتی  قلمداد  میکردند. 

 

دوسیه  قتل رونا خانم اول شفیع-زینب- سحر وگتی دخترانش 

پولیس  در اثر  تحقیقات  از  همسایه  هاُ  معلمین  هرسه  دحتر  و  همصنفان  پیدا کرد  که در خانه  حق  تلفون  و اجازه  بیرون  رفتن  را نداشتند…در اثر  لت  وکوب  روزها  دختران  در مکتی  غیر حاضر  میبودند  و برای  دوستان  و هم صنفان  شان  هر سه  دختر  گفته بودند  که از پدر  شان  در هراس  اند.  دیروز  تلویزیون های  کانادا فیصله  قضایی مبنی  بر قتل  چهار  نفر را که  از ماه  جون  سال  ۲۰۰۹ آغاز  گردیده  بود  با  اعلان  حبس  ابدی  برای  هر سه  شانُ  به  دوسیه  جنایی  آنها  خاتمه  داد.
دوسال  قبل  یعنی  بتاریخ  (۳۰ جون ۲۰۰۹) یک  موتر  سیاه در کانال  بزرگ  نزدیک  شهر کنگستون غرق  شده بود.  پولیس  برای  کشیدن  موتر  اقدام  نمو د و تعداد چهار تن که شامل  یک خانم  وسه  دختر  جوان  از خانواده افغان که در شهر مانتریال  کاناد زندگی  میکردندُ در آن  پید کردند. قاتل آن چهار  نفر  محمد شفیع  نام که  خودرا اهل شهر کابل کشور  افغانستان معرفی  نموه  استُ میباشد. محمد شفیع  بعداز چند سال  سکونت  در دوبی با یک  دوسیه  کاملا مشکوک  بحیث  پنا هنده  بکانادا  آمده بودند.
شفیع  خانم اولش را  بنام  خدمتگار منزل  و بعضاٌ هم بنام  دختر  کاکایش  که بیوه  بود و کسی در زندگی  نداشت  با سه  دختر ( زینب – ۱۹ ساله- سحر ۱۷ساله و گیتی  ۱۳سال) معرفی  نموده بود. رونا خانم  اول  محمد شفیع  با سه  دختر  که  فوقاٌ اسمای  شان معرفی شد یکجا زندگی  میکردند  و محمد  شفیع  با حمید  پسر ۱۸ سال  و طوبا یحیی خانم دلخواهش با هم  زندگی  داشتند.
زینب  دختر ۱۹ ساله آنها بایک پسر جوان پاکستانی  طرح  دوستی  ریخته  بودُ دراثر مخالفت  پدرش و خانواده ُ زنیب  را با یکتن  از خویشاوندان خود بنام « حسین حیدری» به  ازدواج  مجبور  ساختند اما این  ازدواج  بعداز یکسال به  جدایی  انجامید.
محمد  شفیع  یک  انسان  سرتنبه  و عقب  مانده  وسنتی  بود و میخواست  که با دخترانش به همان شیوه  استبدادی  غیر انسانی رفتار نماید . اما درکشور غربی  که  قانون  دموکراسی حاکمیت  دارد  جای  آنکه  ازلطف پدرانه  کار گرفته  و باملایمت در تربیت  دختران خود بکوشد هر آن هرسه  شان را لت وکوب  مینمود و حمید پسرش نیز به دستور پدر خواهرانش را لت  میکرد. دختران  برای  معلم  خود از رویه  زشت  پدر و برادر شان  شکایت  کرده بودند. همچنان  از قول  دیبا معصومی خواهر  رونا  که در فرانسه زندگی  دارد  و برای  خبر نگاران  گزارش  داده  است: خواهرم  رونا تحت  ظلم وشکنجه  شوهر  و انباقش  زندگی  میکرد او از شوهرش  که  باخانمش  دلخواهش  صحبت  میکرد  شنیده بود که برای طوبا یحیی میگفت« خود را از شر زینب راحت خواهد کرد. طوبا از وی می پرسد چگونه و او جواب می دهد که وی را خواهد کشت. طوبا می گوید که با دیگر دخترانت چه می کنی و او گفته است که خود را از شر همه شان راحت خواهد کرد» محمد شفیع  فکر  میکرد  که مانند  افغانستان عمل  مینماید اما در سن ( ۵۶سالگی  خود و همسر دلخواهش  طوبا  که ۴۲ سال دارد و حمید پسر  جوانش  که  ۲۱  سال دارد بتاریخ  سی  جنوری  ۲۰۱۲) محکوم به  حبس  ابد گردیدند.  تلویزیون  های  کانادا  مصاحبه  های  زیاد را از  مردم  مسلمان کشور های  مختلف و  از افغانان  همان شهر  از  زاویه  فرهنگی  و وغیره  زوایای  فامیلی  و فرهنگی انجام  و در تلویزیون  منتشر کردند… یکبار  دیگر به قتل زنان  و پامال  کردن  حقوق بشر در افغانستان  تائید  و در لست  کشته شدگان «قتل  فامیلی » افزودند.  قتل  انها  قبلا توسط سه  نفر  محمد شفیع پدر  فامیل  و طوبا  یحیی مادر فامیل و حمید پسر  بالغ  فامیل  طرح  و به  شکل  خیلی  جاهلانه  عملی  گردید. در تحقیقات  که در  اوقات  مختلف  انجام  داندُ گاهی  به این قتل  ریشه  مذهبی  میدادند  و گاهی  غرور  افغانی  و فرهنگ سنتی  قلمداد  میکردند. پولیس  در اثر  تحقیقات  از همسایه  ها ُ معلمین  هرسه  دحتر و  همصنفان آنها پیدا کرد که در خانه  حق  تلفون  و اجازه  بیرون  رفتن  را نداشتند…در اثر  لت  وکوب  روزها  دختران  در مکتب  غیر حاضر  میبودند  و برای  دوستان  و هم صنفان  شان  هر سه  دختر  گفته بودند  که از پدر و برادر شان در هراس  اند.

دوسیه قتل محمد شفیع با اعضای فامیلش

 

دوسیه  فتل چهار نفر مقتول


 

 

 

 

  

ادامه خواندن Continue reading

خشونت علیه زنان را متوقف سازید !

 

خشونت

نجیبه آرش

در هشتم مارچ ۲۰۰۴ شعار فوق از طرف سازمان ملل متحد و سازمان عفوبین المللی رسماً اعلام ګردید۰ که خوشبختانه کشور عزیز م افغانستان نیز یکی از اعضای  این سازمان می باشد، ولی با تاسف طی سال های جنګ تحمیلی از جانب بیګانګان بخصوص طی دهه اخیر در موجودیت جامعه جهانی ( ناتو) قوای آیساف وقطعات نظامی ایالت متحده امریکا ، مانتوانستیم ګراف خشونت را که یک پدیده منفور جنګ است وبرای جامعه ما مضراست پایین آورده ومحوه سازیم۰ اګرچه  قانون منع خشونت علیه زنان از جانب ریس جمهورکرزی توشیح شده ولی بنابه ملحوظات منسوخ عقید تی ، سنتی ،عرف و عنعنه ملی از تطبیق باز مانده است ۰شور بختانه در کشور جنګ زده و عقب مانده ما زنان در نتیجه اثرات نا مطلوب جنګ به شد ت متضرر شده اند۰ بیکاری بیسوادی اکثریت آنان را بطور جدی به حاشیه جامعه  رانده است،در آنجا محافظت نمی شوند و مورد بدرفتاری قرار می ګیرند ۰وجز ملکیت پدر ویا شوهر شمرده شده که ګاه بازمین  فروخته می  شوند  و ګاهی با حیوانات  تعویض  می ګردند ۰البته نبود استقلا ل اقتصادی،عدم برخورداری از حق مالکیت شخصی ،نداشتن سرپناه و در نهایت ترس از دست دادن کودکان،این همه فکتور های است که زنان نمیتوانند خود را از تهد ید خطر  خشونت خانوادګی واجتماعی نجات دهند۰در این صورت احتمال  هر ګونه خشونت وتن فروشی بعید نخواهد بود سازمان عفوبین الملل    تقا ضا دارد تا دولت ها از این ګونه زنان حمایت کنند ۰ غا لبآ مرد سالاران با استفا ده از فرهنګ  منفور  خشونت  بنام  دفاع  از شرافت ،نجابت ، حرمت و عزت  زنان ۰ آزادی  های زنان را از قبیل  تحصیل ، کار بیرون از منزل ،انتخاب زندګی شخصی ، حق انتخاب  ،حق طلاق و حتا حق  انتخاب لباس رابا قوانین  منحط  طالبانی محد ود می  سازند ۰و در صورت مقاومت  و سرپیچی  با  شکنجه و خشونت های  چون :  توهین ،تحقیر ، لت و کوب ،  شکستن اعضا ی بدن  و سایر شکنجه های جسمی مواجع می شوند۰ البته  شکنجه های فزیکی به  مرور  زمان  میشود مداوا  شود ، چنانکه   متل   مشهور  و عا میانه  ی  مردم  ما  است :( زخم شمشیر  جور می شود اما زخم زبان نی ) زخم  زبان  تخریب روح وروان و بد ترین  خشونت روانیست ، مثل  یک  نګاه تحقیر آمیز، ،یا چون و چرا های که از احساس عشقی به میان می آید  بخصوص عشق های  که  بعد آ به ابزار  کنترول  منتهی می شود :از  دست  دادن قدرت  اعتماد به نفس ، بی باوری ،زیرپا کردن غرور و کم ګرفتن شخصیت  زن ، این  نوع  خشونت ها صدمه  شدید   روانی دارد که  هیچ وقت  ترمیم  نمی شود ۰ما از خشونت های  خانوادګی مثال های زیاد  داریم  مثلا : خانم شکریه  میګوید : شوهرم  دستانم را با زنجیر می  بست  و از موهایم مرا آویزان می کرد ۰ تنها وقتی دستانم  را  باز  می کرد  که میخواست  برایش  غذ ا بپزم مجبور شدم از خانه فرار کنم وبه خانه ی امن ، که از طرف  دولت  ګشایش یافته ، پناه  ببرم ۰ درب  این  خانه ها را  که بګوشایی  با چی  واقعیت  های تلخی روبرو  می شوی  که این درند ګان  دو پای ( انسان اشرف مخلوقات )  در حق  زن، ما در و خواهر هم  وطن ماچه وحشتی راانجام  داده اند ؟ ۰  بسیار  دور نمی رویم  به رسانه های  تلویزونی واخباری داخل کشوربرمیګرد یم، خشونت که بالای خانم  سحرګل تحمیل شده ،شما  از طریق رسا نه  های تلوزیونی دید ید البته بسیار وحشتناک بود ؟؟ هر انسان که این جنایت راتماشا کرده  برای مرتکبین آن اشد مجازات مطالبه کرده است ۰ درد و رنج  سحرګل  درد هزاران  زن و  دختری هست  که زیر پاشنه  های  خشونت  مرد سالاران  جان دادند  وتسلیم  نشدند   اکنون  مردم  از دولت  عدالت می خواهند برای سحرګل نیز عدالت ضرورت است .! باید  هیچ مجرمی بدون مجازات  نماند۰فکر می کنم  بر سر این جنایت نیز مانند (۲۴۳۵)جرم وجنایت د یګر سرپوش ګزاشته اند،ګویا کسی را در این قضیه دخیل نیافتنند که مجازات کنند! ! ؟  

بغیر از خشونت های خانوادګی،خشونت اقتصاد ی، اجتماعی ،فرهنګی خشونت زن بالای زن و خشونت که از جنګ ها ناشی  می ګردد  ،جنګ خود ش  خشونت است !که نه تنها زنان صدمه می بینند بلکه در قدم اول مردها و اطفال نیز آسیب  پزیر هستند۰ در جنګ ها اکثرآ ریکارد خشونت و جنایت بلند  می رود  اکثرآ ګروه  های مسلح  در جریان جنګ برای پایان آوردن مو رال دشمن  از اشکال  خشونت ،هراس ، وحشت و تجاوزات جنسی به عنوان بخش از تاکتیک های جنګی استفاده می برند ۰ چنانکه  استخبارات  بد نام پاکستان آ ، اس ، آ۰برای کاشتن تخم هراس و  وحشت در میان مردم ما با تجهیز ومسلح ساختن طالبلن و فرستادن ګره های انتحاری،انجامدان      انفجارات ، قتل های زنجیری و پیاده کردن اشکال متنوع  خشونت : تجاوزات جنسی به زنان و دختران  خورد سال ،اختطاف زنان و کودکان، سهم پاشی در مکاتب دختران ، پاشیدن تیزاب بروی دختران  مکاتب و ژورنالیستان ، ترویج  کشت خشخاش  پروسس و قاچاق  مواد مخدره که بالا ګرفتن خشونت های : ملی ، منطقوی  ، قو می ، نژادی ، مذهبی و زبانی را باعث می شود و کشورما  را به سوی انحتاط  وسقوط  پیش می برد ومتآسفانه ګروه  های  دحشت افګن را قوت می بخشد ۰                                                                                                                                                                                                     

فاجعه خانم سیمین بارکزی به آخرین فاز خود میرسد

خانم سیمین بارکزی با اعتصاب خود از قشر مظلوم تاریخ برای مردم و بالاخص زنان افغانستان فهماند که یک زن ولو در حالت اعتصاب و فلج بودن، میتواند کاخ قدرمندان و غارتگران عدالت و حقوق را بلرزاند و فریاد کند که آه مظلومین روزی شما قصر نشینان را به گودال نیستی فرو خواهد برد و عدالت و آزادی از آن مردم است. من به عنوان یک دانشجو، مبارزه و پیکار خانم بارکزی را به عنوان بزرگترین حماسه و آشکارترین ندای عدالت و آزادی میدانم.

 سمیین

سمیین بارکزی

 ای خانم ها و جوانان دلیر این سرزمین!

فریاد و آه خانم سیمین بارکزی نه بخاطر مقام و شهرت بوده ، بلکه این فریاد ملکوتی بخاطر پامال شدن عدالت و حقوق بشری و لبیک گفتن به مصلحت سیاسی و قربانی نمودن دیموکراسی و حقوق شهروندی و آزادی خواهد بود. همه باید بدانند که بزرگترین دستاورد تکامل بشری در طول هزاران سال عدالت و آزادی است و بخاطر این دو واژه میلیون ها تن جان شیرین خود را در طول تاریخ از دست دادند. اگر آه خانم بارکزی بتواند بزرگترین سعادت بشری که همان عدالت – حقوق- آزادی و دیموکراسی بوده – بتواند این انعام الهی را به این ملت به ارمغان بیاورد چرا همه خاموش نشسته اید، بیایید ما به عنوان انسان عصر امروز حداقل عدالت و آزادی را  نه بخاطر خود بلکه برای نسل های آینده خواهان هستیم. بشریت امروز دوران نظام های سرواژی – فیودالی – برژوازی – سوسیالیستی و حتی نظام سرمایداری انحصاری را پشت سرمیگذارد و دارد به قله اوج خود آگاهی میرسد و میداند که این نظام ها بیشتر بخاطر استحمار- استعمار- استکبار و زبون کردن بشریت بود و باید این همه را به زواله انداخت. آه خانم سیمین بارکزی در حقیقت شکستن مرز مصلحت های سیاسی بوده ، آه بارکزی در حقیقت نابود کردن قلدران عدالت ستیز بوده آه وی تمسخر به حکومتیکه فساد و مصلحت و قاچاق مواد مخدر نام افغان ها را در تماما دنیا به عنوان افراد فاسد و قاچاقچی معرفی نموده است- افشا مینماید…!  آه بارکزی به جهانیان این است که بگوید “تماما سرمایه گذاری شما بخاطر حکومت داری و دیموکراسی و نابودی ایکستریمزم جز یک شعار رسانه ای و تبلیغاتی و دروغ محض نیست. شما غارت گران عدالت و آزادی بخاطر منافع ملی تان هرجنایتیکه افغان ها را  بتواند توجیه اغفالگرانه نماید دریغ نمی نمایید. آه بارکزی به ملل متحد این است که بگوید ” شما سردمداران عدالت و حقوق بشر و آزادی (بادار کشور های فقیر ” تنها و تنها مدافع منافع کشور های پساصنعتی هستید این که چی جنایت در کشورهای خاور میانه- عراق- افغانستان و دیگر ملت های مظلوم اتفاق میافتد خاموشی انتخاب میکنید. آقای کرزی به عنوان رییس جمهور افغانستان بزرگترین بحران غیر قابل پیش بینی را در پارلمان براه انداخت که نتیجه اش احتمالا یک بحران غیر قابل کنترول خواهد بود- امیدوارم که مسوولین هرچه عاجل بتواند به دوسیه خانم بارکزی رسیدگی نماید در غیر آن جلو این تراژدی بزرکتر از آن خواهد بود که تا حال در تاریخ افغانستان تکرار نشده باشد. ملل متحد عرچه عاجل در زمینه اقدام نماید در غیر آن در این جنایت شریک خواهد بود. جامعه مدنی باید صدای خود را بلند نموده آخرین تلاش خود را در زمینه به خرج دهند، خانم ها و جوانان مستعد میتوانند با مظاهرات گسترده در سطح مرکز و ولایات اهداف خانم بارکزی را اعلام بدارند  و قطعنامه ها صادر کنند. به امید روزی که این ملت مظلوم با آن فداکاری و شهامت خانم بارکزی عدالت و آزادی را حد اقل لمس کنند.

عبدالکریم فهیمی – دانشجو در دانشگاه پیام نور

پیشینه چادری در افغانستان ُ قسمت دوم

 

چادری

شیرین نظیری

شیرین نظیری 

چادری نماد تعصب وقیود برزنان:
درهند نیزبرقع یا چادری بعد ازلشکرکشی های اعراب درامپراطوری های فارس و قسطنطنیه ” استانبول ” بوجود آمد واین پدیده جدید به جبر واکراء بالای زنان درین کشور تعمیل شد. قیود وتعصب دربرابرزنان هندی؛ دانشمندان ، منورین ونویسنده گان هند را وادارساخت تا مقالات زیادی درزمینه بنویسند واعتراض خود را علیه آن بیان نمایند.
چنانچه جواهر لعل نیرو یکی از بنیان گذارن هند نوین در کتاب معروفش بنام “نگاهی بتاریخ جهان ” در مورد حجاب چنین مینویسد  ” برای من حیرت انگیز است که هنوزهم بعضی ها این رسم وحشیانه را می پذیرند وبدان عمل میکنند”( اشاره وی از برقع وچادری است) به ادامه میگوید: ” هروقت فکر میکنم که زنان در پرده حجاب هستند واز دنیای خارج جدا میباشند، بی اختیار منظرهء یک زندان در نظرم می آید، چگونه ملتی به پیش برود، در حالیکه نیمی از مردمش دریکنوع زندان مخفی نگهداشته شوند”.  در مورد پیشینه ء چادری در افغانستان بایدگفت: چادری اساسا ًلباس ویا حجاب افغانستان نبوده ، بلکه بوسیله استیلاءگران به افغانستان انتقال داده شده بود.چنانچه مجسمه های دریافت شده از کندز، هده، کاپیسا و سایر نقاط افغانستان نمایانگر حضور زن در اجتماع بوده که هرکدام آنها بدون چادرو چادری، ولی با لباس های مفشن و همراه با زیورات مقبول تراشیده شده بودند. هم چنان دریافت زیورات گران قیمت از طلا تپه جوزجان گواه برین حقیقت است. زنان ده و قریه کشورما درهر زمان و درهر حالت صرف از یک رو سری « چادرساده» استفاده کرده و می کنند. تا کنون هیچ فردی در باره زمان آغاز پوشش برقع درکشور ما چیزی نمی داند ، بعضی ها انتقال این رسم و رواج ناپسند را به لشکر کشی های متواترعرب ها به افغانستان نسبت می دهند و آن را یکی از خصوصیات اسلام و جامعه اسلامی می دانند. زیرا عرب ها درسرزمین های مفتوحه خود با فشارزیاد حجاب را بالای زنان قبولاندند وزنان را ازاجتماع مردان جدا و منزوی ساختند ومردان را نیزدرتحت فشارهای اقتصادی خرد و خمیرنموده و تا پای مرگ مجبوربه سخت کارکردن و به تنهائی بار سنگین خانواده  خود را به دوش کشیدن نمودند. تا به اصطلاح یک زنده گی بخورو نمیری را مهیا ساخته وکاروان زنده گی را درحرکت نگه دارند. اما به آروزی خود که یک زنده گی لا اقل انسانی است هیچگاهی رسیده نتوانستند. ضرب المثل ما افغانهاست که میگویند:” ازیک دست صدا برنمیخیزد”  آقایان و دولتمردان ما با این مانع بزرگ درسرراه زنان نه تنها اینکه کشتی شکسته خود را به ساحل مقصود برده نتوانستند ، بلکه نیم کمیت یک جامعه را به حاشیه رانده واسیرچادری نموده، جامعه را به بدبختی های فراوان سوق دادند. طوریکه درصفحات قبل خواندیم در باره پوشش زنان ایران باستان ،  ویل دورانت محقق امریکائی چنین می گوید :« زنان طبقات بالای اجتماع جرات آن را نداشتد که به جز در تخت روان رو پوش داراز خانه بیرون برآیند وهرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکاررا با مردان آمیزش « اختلاط » کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو که پدر و یا برادر شان باشد، ببینند.  بنا به همین علت بود که مسافرت شاه امان الله خان با ملکه ثریا ” درقرن بیستم میلادی” دراروپا مورد استقبال همه قرار گرفت. تنها حکومت ایران از ابراز گرمی و حرارت خود داری نمود، زیرا ملکه افغانستان همراه با زنان معیتی شان بدون رو پوش به آنجا رفته بودند، درحالی که زنان ایران آن روزدرقید حجاب بسرمی بردند و شاه ایران ورود ملکه افغانستان را بدون نقاب ، مخالف عنعنهً کشور خود شمرد.

چادری

امان-الله-خان-پادشاه-افغانستان-و-خانواده-اش-در-حال-ورود-به-تهران-

سفرشاه امان الله ، ملکه ثریا و همراهان به ایرانشاه امان الله خان پس از باز گشت از سفر اروپا و ایران ، با ملاحظه پیشرفت های حیاتی جامعه اروپایی دست به یک سلسله ریفورم های مترقی و روشنفکرانه زد که ازجمله آن یکی هم رفع حجاب زنان بود ، که آنرا شامل پرو گرام های اصلاحی خود نمود. ملکه ثریا پس از بازگشت ازسفر اروپا، مقاله اى بتاریخ ٢۵ جولاى ۱۹۲۸میلادی در اخبار امان افغان منتشرساخت که درآن در مورد چادرى گفته شده بود: “چادرى زن را از تنفس هواى آزاد مانع می‌گردد و به همین سبب اکثریت زنان به مرض مبتلا شده اند. عنعنه پوشیدن چادری که معلوم نیست از کجا وارد اسلام شده، رفته رفته شکل مذهبى را بخود گرفت که درهمه ادیان و کشورها دیده می‌شود، طوریکه برقع و دولاق امروز در وطن ما یک عمل عنعنوى بوده وبه مرورزمان جاى خود را دردین ومذهب تاسیس نمود و به آن صبغه مذهبى دادند.”  قبل از نشر مقاله، ملکه ثریا باعده ئى از زنان صحبت کرد.نخست دختران مکاتب را ملاقات نمود و با آنها در مورد چادرى صحبت نموده و آنهارا تشویق نمود تا در از بین بردن آن سعى و کوشش نمایند، اما مجبور نیستند. سپس ملکه ثریا تعدادى از زنان را درقصردلکشا ملاقات نمود و به آنها گوشزد کرد که با مردان در کارها سهم مساوى بگیرند، بخصوص در انکشاف کشور و درچهار دیوارى خانه بقسم محبوس نباشند. او متذکرشده بودکه زنان اروپائى درفابریکه‌ها کار می‌کنند، لاکن زنان افغان که جسماً قوى تراند، اما در انکشاف کشور سهم نمى گیرند، زیرا علت آن پرده چادرى است که درهیچ جا قابل قبول نیست.

ادامه خواندن Continue reading

متن مصاحبه ی اختصاصی غفارعریف با رفیق دکتور اناهیتا راتبزاد بخش دوم

 

دکتور اناهیتا راتبزاد

پرسش : داکتر صاحب گران ارج! با تصویب و انفاذ قانون اساسی جدید درسال ۳۱۳ خورشیدی )۳۶۹۳ میادی ( تا حدودی فضای نسبتاً باز سیاسی در افغانستان بوجود آمد. به تعقیب این رویداد تاریخی ، حزب دموکراتیک خلق افغانستان درنتیجۀ کار و فعالیتمثمر کمیتۀ تدارک و در پرتو ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی، با تدویر نخستین کنگرۀ خویش و تصویب خطوط کلی مرامنامه و اساسنامه و انتخاب اعضای اصلی و علی البدل کمیته مرکزی و منشی اول و دوم حزب، اعام موجودیت کرد؛ ولی بعضی از اعضای با اعتبار کمیتۀ تدارک درکارتدویر کنگره اشتراک نکرده و ازحزب هم فاصله گرفتند ؛ پیرامون این موضوع نظریات متفاوتی ارائه شده است. خواهشمندم تا جناب شما بمثابۀ شخصیت سیاسی مطرح دراین برهۀ زمان و موسس سازمان دموکراتیک زنان افغانستان ، که خود تاریخ زندۀ این جریانات هستید؛ چشم دید خویش را با هم میهنان عزیز و بویژه نسل جوان کشور شریک سازید؟
پاسخ :  دراین رابطه دردو دهه ی اخیر، در متون کتب و رساله های چاپ شده، مطالب متفاوت و گوناگون درج گردیده است ، که شماری از این دیدگاهها آنقدر بدبینانه و خاف ۳ حقیقت می باشند که خوانش آنها انسان را دلگیر می سازد ؛ ولیک می توان گفت که رویداد ها درنوشته های شرکت کنندگان » کنگرۀ موسس « بخوبی بازتاب یافته است. محترم سلطان علی کشتمند درکتاب »  یادداشتهای سیاسی و رویدادهای تاریخی «، ) ج اول و دوم ، صص ۳۱۱ ـ ۳۱۳ ( و محترم دستگیر پنجشیری در کتاب » ظهور و زوال…« و درمقال »  نقش فعال ببرک کارمل درتأسیس جمعیت دموکراتیک خلق «  دراین مورد معلومات مفصل ارائه نموده اند.   هردو دوست عزیز اعضای اصلی کمیته مرکزی حزب ) منتخب کنگرۀ موسس ( می باشند و با شخصیتهای شامل در” کمیتۀ تدارک ” در ارتباط تنگاتنگ بودند؛ بدین لحاظ معلومات داده شده از سوی آنان دقیق تر به نظر می رسد. چون خودم در ” کنگرۀ موسس ” اشتراک مستقیم نداشتم ؛ بنابران دربرابر چشم دید و نوشته های دو شرکت کنندۀ کنگره ، جایی برای ابراز نظر کردن، باقی نمی ماند.
پرسش : طوری که اکادمیسین دستگیر پنجشیری در مقالی تحت عنوان ” نقش فعال ببرک کارمل درتشکیل جمعیت دموکراتیک خلق ـ بخش چهارم( نوشته است: »  دکتر اناهیتا، استاد میر اکبر خیبر، محمد اسماعیل دانش وعبدالقدوس غوربندی در جریان کنگرۀ اول به علل تعصب مردسااری، معاذیر قانونی وسفر های خدمتی ، اشتراک فعال ومستقیم نتوانسته بودند . « )۱(  برمبنای اسناد منتشرۀ حزبی اعضای شرکت کننده درکنگره ازجانب حوزه های سیاسی)حوزه ها از حلقات مطالعه ایجاد شده بود(، انتخاب و معرفی می شدند؛  آیا شما هم مسؤولیت چنین حوزه های را برعهده داشتید؟ آیا درآن زمان ازمیان زنان هم تشکل سیاسی ای درسطح حوزه وجود داشت ویا خیر؟
پاسخ : به تعقیب ایجاد حوزه های سیاسی مردان، حلقه های تشکل سیاسی جداگانه را بر بنیاد خواستهای مبرم زنان میهن نیز به وجود آورده بودیم و کار و فعالیت ما در مطابقت با اوضاع سیاسی و تحلیل وضعیت اجتماعی درکشور، به پیش برده می شد ؛ لیکن شوربختانه دراین حصه نیز روحیۀ مرد سااری حاکم بود و امکان تبارز مشخص تر را نداشتیم.
پرسش : علت عدم حضور و شرکت تان را در کنگره ناشی از کدام انگیزه ها می دانید؟ آیا شرایط تسلط نظام مرد سااری اجازه نمی داد ویا کمیتۀ تدارک برخورد محافظه کارانه بعمل آورد؟ ۴

ادامه خواندن Continue reading

زنان باید با تحرک بیشترو هوشیاری از حقوق شان دفاع ورهبری امور را بدست داشته باشند

در پیدایش  وخلقت  بشر  تفاوت  اجتماعی  وحقوقی  درج  هرنوع  قانون  خداوندی  نیست- جزاینکه  مسولستها و مصروفیتهای  نوع  پروری  متوجه  مادران و زنان میباشد.
در صورت یکه  زنان  این  وظابف  خطیر تولید نسل را موفقانه انجام  میدهند آیا از تصور بعید است که امور رهبری  جامعه را بدست داشته باشند؟. نه  هرگز  نه …. زنان از آزمون  جهان بخوبی  بدر شده  اند ….و مردان را در آغوش  شان پرورش دادند …چرا تحت رهبری  مردان  قرار داشته باشند؟.  تنها فرهنگ  متفاوت  دنیاء زن ستیز موجوب عقب نگهداشتن زنان گردیده  است.  اگر به توجه نمایم-  چرخش  زندگی بدون  موجویت زنان متوقف میگردد. بزرگان تاریخ هم روی  همین امر تاکید میدارند…زنان باید  زیاد از این  تحرکت  داشته باشند. روی  ویدیو  فشار  دهید  و به  گفته  های  بزرگمرد تاریخ  عصر رهبر  جهانی صلح  که درهرکشور بخاطر صلح برابری   احترام  بحقوق  بشر صحبت  میدارد-  توجه نماید.

محرمیت زنان در افغانستان

هرگاه  بتاریخ نظر اندازیم  حوادث  بیشمار بخاطر موقعیت  جغرافیای کشور- متجاوزین اجنبی چشم دوختند -تمدنهای و فرهنگ مارا ازبین برده  تعرض  بیگانگان در فرهنگی  اصلی تاثیر  گذاشته است. در مرور زمان  به  تغیر ات فاحش فرهنگی دست یازیده است.
شما  تاریخچه  حجاب  را در همین سایت  مطالعه  میدارد و همچنان فیلم پنچ قسمت  یوتوب رااز حوادث  و روی دادی های  ظالمانه  در برابر حقوق  اصلی هرانسان ( پسر ودختر) برخورد پدران خانوادهُ صورت  اجرات  قضایی و برخورد  زندان بانان در برابر  ایشان تماشاه  میکنید….لطفاٌ بگفته  های هرکدام و بخصوص  پدران  خانواده که از زاویه تعصب و درآمد  پولی بدختر وسپر  نگاه میدارند-بدقت گوش بدهید.

روی  ویدیو  فشار دهید  و  هر  پنج قسمت را تماشا  نموده  ُ قضاوت نماید.

تاریخچه حجاب

حجاب یا  محبوسیت زن

تاریخچه  حجاب

شیرین نظیری

  حجاب به معنای پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم و یکی از احکام ضروری دین اسلام است. در ادیان دیگر ازجمله یهودی و مسیحیت نیز این حکم با تفاوت هایی وجود داشته است. ولی درسرزمینی که اسلام در آن ظهور کرد. زنان پیش ازآن با صورتی گشاده و گریبانی باز در معابر رفت  و آمد می کردند.                                             معنی لغوی حجاب:
حجاب یکی از احکام اسلامی است ومعنی لغوی آن پرده ، پوشش و هرآن چیزی که میان دوچیزمانع شود، گفته می شود، بعباره دیگر حجاب پوششی است که سراپای زن را از فرق سرتا نوک پا می پوشاند. کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب « مانع وحائل وبازدارنده »؛ اما بیشترین استعمال آن به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است وشاید میتوان گفت که هرپوشش نیزحجاب نیست. 

مفهوم اصطلاحی حجاب :   

تاریخچه  حجاب

حجاب

درین اواخر واژهً حجاب معنای اصطلاحی خاصی پیدا کرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است.
استعمال کلیمهً حجاب در مورد پوشش زن، اصطلاح نسبتاً جدیدی است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها ،کلمه ستر که به معنی پوشش به کارمی رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند،  کلمه ستر را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمی شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار می بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنی شایع لغت حجاب، پرده است و اگردرمورد پوشش به کار برده می شود به معنی پشت پرده واقع شدن زن است و همین امرموجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و درخانه محبوس باشد و بیرون نرود. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد. حجاب از دیدگاه مسلمانان محدود کردن ارضای میل جنسی به محیط خانواده برای جلوگیری از فساد و بی بند و باری در جامعه است.
حجاب درکشور ایران :
طوریکه در تاریخ اجتماعی ایران درج است، پس از داریوش مقام زن درجامعهً ایران خصوصاً در میان طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیروناداربرای انجام کارمجبور به رفت وآمد درمیان مردم بودندو بناء به همین دلیل، آزادی خود را حفظ کردند. ولی در مورد سایرزنان گوشه نشینی زمان حیض که بر ایشان واجب بود رفته رفته ادامه یافت و سراسر زنده گانی اجتماعی شان را فرا گرفت… زنان طبقات بالائی اجتماع جرأت آن را نداشتند که جزدرتخت روان روپوش دار ازخانه بیرون بیایند وهرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدریا برادرشان باشد، ببینند درنقشهائی که ازایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.زنان درین کشور درتجرید ازمردان و جامعه خودقرار داشتند.                                              

پوشش زنان عرب پیش از اسلام:

  ادامه خواندن Continue reading

گریه کنید!….. ارسالی نجیبه آرش

گریه  کنید

نجیبه آرش

آیا می دانید که اشک ریختن چقدر برای روح و جسم ما مفید می باشد ؟ محققان عقیده دارند که ګریه وخنده هردو دریک بخش مغز ریشه دارند چنان که خنده فواید زیادی برای بدن دارد ،مثلا برای پایین آوردن فشار خون وافزایش قدرت ایمینی بدن مفید است ګریه نیز خواص مشابهی دارد۰ متخصصان مغزو اعصاب که روی ګریه تحقیقات زیادی انجام داده اند می ګویند ګریه میتواند بر هر اثر محرک بیرونی مانند شنیدن یک موسقی،تماشای یک فیلم یا محرک درونی مثل یادآوری خاطرات تلخ یا هرچیز دیګری که شمارا نارام بسازد۰ البته آنچه که اهمیت دارد  تخلیه احساس است ۰ باید بدانید که به طور عادی زنان ۴برابر بیشتر از مردان ګریه می کنند و بررسی های انجام شده نشان داده است که ۸۵٪از زنان و ۷۲٪ از مردان پس از ګریه احساس بهتری دارند ۰البته ګریه مردها و زنان تفات بسیار دارد ۰ به قول دانشمندان  بزرګ  چون ارد که می ګفت: میان اشک مرد و زن فاصله از آسمان تا زمین است۰ و همچنان یکی از تاثیرات اجتماعی ګریه نیز این است که وقتی ما ګریه می کنیم ، اطرافیان نرمش وانعطاف پزیری بیشتری نشان می دهند  ،نکته ی مهم این است که ګاهی اوقات ګریه کردن بسیاری از مسایل نهفته احساس درونی مارا آشکار می کند به قول نویسنده کتاب« راز اشک ها» مااز طریق ګریه کردن  در باره احساسات خود بیشتر می دانیم و می توانیم با این احساسات چطور کنار بیایم شاید بعضی اوقات برای تان اتفاق افتیده باشد که حالتان به ظاهر خوب است ولی با کوچکترین اشاره و جرقه ای به ګریه می افتید، ناراحتی ، عصبانیت،یاس وناامیدی به شما دست دهد ولی شما به آن اهمیت ندهید تاآنکه همه انباشته شود وبالاخره  در جای بروز کند ولی باید دانست که همان طوریکه اشک ریختن مفیداست به همان اندازه انباشتن خشم و نګاه داشتن اشک هم مضر است۰ چنانکه متخصصان مغزو اعصاب از تحقیقات که روی ګریه انجام داده اند : انباشتن احساسات منفی موجب افزایش فشارخون ،مشکلات قلبی سرطان وبسیار از عوارض دیګرمی شود ۰پس از نظر طبیعی وژنتیکی باید در مواردی اشک بریزیم شاید تاکنون با افرادی روبرو شده باشید که یکی از عزیزان خود را از دست داده باشند  اما سعی کرده اند که ګریه نکنند ،این افراد پس از مدتی مبتلا به انواع اختلالات جسمی وروحی خواهند شد  چراکه به تعبیر روانشناسان به موقع سګواری نکرده اند و این احساسات جمع شده از آنجایکه راه تخلیه وبروز نداشته مانند یک دیګ بخار عملکرده و باانفجار خود روح وجسم خودرا ویران می کند ۰از نظر شیمیایی اشکی که در اثر احساسات جاری شده باشد حاوی پروتین بیشتری است ومقداری کورتیزول هم دارد ( کورتیزول هورمونی است که در شرایط بحرانی وتوام با استرس در بدن ترشح میشود) پس این قضیه نشان میدهد که اشک ریختن در چنین مواقعی موجب سم زدایی از بدن می شود ۰برخی از روانشناسان اشک را به کریستال های یخ تشبیه  کرده اند  که در تماس با ګرمای زنده ګی آب ومانند رود از چشم ها سرازیر می شوند  از انجا که چشم ها پنجره ای رو به قلب  انسان هستند، اشک های ما نیز  که از چشمان ما سرازیر میشود  نشانګر حالت ناآرامی، ترس ، نګرانی ،خشم وآسیب پزیری روان ما می باشد پس باید سعی کنیم بر ګریه و اشک ریختن ، واقع بینانه نګاه کنیم  و تصورات اشتباه  آمیزی را که هر فردیکه قوی است تحت هیچ شرایطی اشک نمیریزد را کنار بګذاریم ۰ سخن دانشمند بزرګ  ارد  در این رابطه ګویای واقعیت است : « آدم های بزرګ و اندشمند بسیار اشک می ریزند»

ماخذ ماهنامه پژواک

 

متن مصاحبه اختصاصی غفار عریف با داکتور اهانایتا راتب زاد ۲۱ دسمبر سال ۲۰۱۱ میلادی

مصاحبه

دکتور اهانیتا راتبزاد

     هم میهنان عزیز! 

     سرزمین باستانی مان نیز در  تاریخ پراز فراز و نشیب خود ، مانند سایر کشورهای جهان ، دردامان خود رهبران و شخصیتهای پردرخشش ملی ـ سیاسی و اجتماعی را زاده و پروریده، که هرکدام آنان به نحوی از انحا ء نقش معینی را در روند شکل گیری تغییرات و تحوات اجتماعی ، ایفاء نموده اند و عملکرد هریک از این شخصیت ها را تاریخ در بوتۀ آزمایش قرارداده و بر آنها قضاوت صورت گرفته است. اگر ازگذشته های دور بمنظور جلوگیری از درازای سخن صرف نظر گردد؛ هیچ گاه   نمی توان از نقش رهبران و شخصیتهای مبارز نهضت مشروطیت اول و دوم، در امر براندازی فرمانروایی استعمار کهن  در افغانستان که نه تنها منجر به کسب استقال سیاسی آن قبل از هرکشوردیگر آسیایی گردید؛ بل تصویر شکست پذیری سیستم استعمار را برای سایر ملل جهان به نمایش گذاشت؛ همینگونه از hرزشمندی رزم و پیکار حق طلبانۀ مبارزین و شخصیتهای جنبش مشروطیت سوم و نهضت دموکراتیک عدالتخواه جامعۀ افغانستان در سازماندهی ، تشکل و رهبری توده های مردم برضد  فرمانروایی آل یحی    و تغییر سلطنت مطلقه به شاهی نیمه مشروطه و سرانجام گذار آن به نظامجمهوریت و پایان بخشیدن به حاکمیت فردی و سلطۀ یک خانواده که افغانستان را ملکیت شخصی و قدرت و فرمانروایی دراین سرزمین را تا ابد میراث پدری خود می دانستند، انکار ورزید. ازجمع شخصیتهای مطرح در پنج دهۀ اخیر میهن مان ، یکی هم رفیق دکتور اناهیتا راتبزاد وکیل و نمایندۀ منتخب مردم ناحیۀ سوم و چهارم شهر کابل دردورۀ دوازدهم شورای ملی؛ عضو پیشین دفتر  سیاسی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان ؛ بنیادگذار و رهبر سازمان دموکراتیک زنان افغانستان ؛ عضو شورای انقابی و وزیر تعلیم و تربیۀ دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان و رئیس سازمان صلح و همبستگی ودوستی مردم افغانستان در دهۀ هشتاد ترسایی، می باشد که بیشترین و شیرین ترین روزهای حیات پربارش را، در دفاع از آزادی و برابری، سعادت و بهروزی مردم افغانستان ، آبادی و شگوفایی سرزمین مألوفش، سپری کرده و دراین راستا هرگز سر تعظیم و تسلیم را دربرابر فرمانروایان جبار و چپاولگر بین المللی و حکمرانان دست نشاندۀ داخلی درطول پنج دهۀ اخیر سدۀ بیستم ، فرود نیاورده است.   

     هیأت رهبری کمیتۀ فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان تصمیم گرفت تا به گرامی داشت از هشتادمین سالگرد این شخصیت نستوه و مبارز پرشور خستگی ناپذیر میهن و به پیشواز چهل و هفتمین سالگرد تأسیس ح.د.خ. ا. وبمنظور کسب معلومات بیشتر راجع به ابعاد مختلف زندگی ردرخشش وی؛ دسترسی به راز و رمز رخدادهای حزب و جامعۀ مان که تا کنون گفته نشده است؛ مصاحبۀ با ایشان صورت گیرد. بدین جهت  به نگارندۀ این سطور وظیفه سپرده شد تا با این فرزند راستین حزب و تهداب گذار نهضت دموکراتیک و برابری خواه زنان افغانستان این ماموریت انجام و خوانندگان محترم را درجریان قرار دهد.  محتویات مصاحبۀ انجام شده در بخش های جداگانه تقدیم حضور خوانندگان گران ارج خواهد شد،  که اینک بخش اول آن به نشر سپرده می شود.

     خوانندگان عزیز !

     جای بس مسرت است که رفیق گران ارج دوکتور راتبزاد پیشنهاد ما را قبول فرمودند و  زمینۀ آن را مساعد ساختند تا دقایقی چند پای صحبت این شخصیت سیاسی و اجتماعی خیلی ها مطرح و نقش آفرین درتاریخ معاصر افغانستان، بنشینیم و در رابطه به مهمترین و حیاتی ترین حوادث و رویدادهای سیاسی و تحوات اجتماعی درکشور طی بیش از پنج دهۀ اخیر، بویژه راجع به پایه گذاری و کار و فعالیت ح.  د.  خ.  ا ، همچنان نهاد های اجتماعی   با اعتبار میهن مان، یعنی سازمان دموکراتیک زنان افغانستان و سازمان صلح ـ همبستگی و دوستی جمهوری دموکراتیک افغانستان ، از زبان ایشان حرف های دقیق را بشنویم. خاطرنشان می گردد که در جریان این مصاحبه سعی بعمل می آید تا معلومات بیشتر راجع به پاره ای از مبرم ترین مسائل زندگی درون حزبی و رخدادهای بزرگ سیاسی و اجتماعی دهه های پیشین بدست آید و باای زوایای تاریک شماری ازمسائل که منجر به ناهنجاری ها و تلخکامی ها گردیده است، روشنی انداخته شود؛ بدین لحاظ ناگزیریم تا پرسش ها را اندکی مفصل تر و با جزئیات ، طرح نماییم.

 

ادامه خواندن Continue reading