تخنیک ، ملاء وتکرار تاریخ

نوشتهء آمو

در سه دههء اخیر درپادشاه گردشی های مختلف بسیارچیزها شنیدیم . ازنقل قولهای بزرگان گرفته تا وجیزه هاوسخنان بکر و… .یکی از آنجمله که ورد زبان جمع کثیری بود ، همین عبارت بود که : تاریخ تکرار نمیشود .اما ما در همین چند صباح عمر خود تجربه کردیم و دیدیم که :

ـ همان شاه مخلوع دوباره به ارگ برگشت .

ـ جنرال سردار عبدالولی در پهلوی خسر در همان ارگ اکت قدرتمندان را مینمود و حتی به رتبهء سترجنرالی و دریافت مدالها مفتخر گردید .

ــ انقلاب ثور که برگشت ناپذیر خوانده میشد ، برگشت کرد و عدد هفت سرچپه و هشت گردید.
مثل آنکه هر حکم یک استثناء دارد و لابراتوار تجربهء استثنائات ، همین کشور خود ما افغانستان است . ازین گپهای مکتبی و کتابی که بگذریم ، خوب به یاد دارم که یکی از دوستان که دیر باز دیدارش نصیب شده بود ، قصهء بسیار جالبی از مادرکلان خود میکرد که بسیار جالب بود و طبعا” با آب و تابی که آن دوست قصه میکرد کمی خنده هم میکردیم .   همو دوستم میگفت : در آن سالها که تازه مظاهر تخنیک در ده ما آهسته آهسته رواج مییافت ، مادرکلانم سخت به تشویش و هراس افتیده بود . از تایپ ریکاردر 530 جاپانی که با بطری میخواند خوشش نمی آمد ، میگفت خانه را بی برکت میسازد ، از دیگ بخار نفرت داشت و دلیل میاورد که عروسها را بیکاره کرده ومزهء گوشت را خراب ساخته است ، از اشتوپ تیل خاکی میترسید … همیشه با حسرت میگفت :

برکت در تنور است ، تنوریکه با تپی گاو و خر آتش شود … وقتیکه برق در خانهء ما فعال گردید دیگر خود را بسیار شکست خورده فکر میکرد و شام که گروپ را روشن میکردند در زیر زبان کرکر کنان میگفت : بلاواری یکی و یکبار روشن میشود و چشمها را خیره میسازد . وقتیکه از کابلی ها شنیده بود که تلویزیون آمده است ، دیگر باورش نمیشد که کافرها همچو چیزی را جور نمایند . بخاطر اینکه معجزهء تخنیک را بی ارزش جلوه دهد و از فکر و اعتقاد خود در برابر نواسه دفاع نماید ، میگفت : خداوند گور مسلمان را روشن ساخته است ، وای به جان این کافرها که در گور تاریک و باز در آخر در دوزخ میسوزند .  یکباریکه به خاطر تداوی و داکتر به کابل رفته و چند شبی در خانهء خواهرزادهء خود میبود ، شبانه نمیخواست با تلویزیون روبرو شود ، به یک بهانهء زودتر میخوابید یکی دوبار که در اتاق تلویزیون نشسته بود ، از مردها و نطاقان مرد روی خود را دور میداد و چادرش را به رخ میکشید به اصطلاح روی میگرفت .
براستی اصل گپ یاد ما نرود ، مثل آنکه واقعا” تاریخ تکرار میشود و درین روزها فکر میکنم روح مادرکلان دوستم که حالا خرفه تهی کرده و به دارالبقاء رفته است ، در وجود همین ملای معروف و مشهور ، برهان الدین ربانی حلول کرده است . صحبت چند روز قبل این عالم دین ، که به نمایندگی از به نمایندگی از تمام ملاها ، طالبان و چلی ها نفرت خود را از مظاهر تخنیک پیشرفته بیان کرد، تمام آن قصه های حدود سه دهه قبل به یادم آمد. شباهت عجیب و غریب .

برهان الدین ربانی به تمام علمای کرام و ملاها جدا” از مظاهر تخنیک پیشرفته ، انترنت و به خصوص فیس بوک ،اخطار و هوشدار داد و گفت: اگر هوشیار و بیدار نباشیم ، بزودی همین انترنتی ها و فیس بوکی ها قذرت ( قدرت ) را از پیش ما وشما میگیرند. این ملای درس خوانده که از تمام شرایط اسلام اصل نظافت را خوب رعایت میکند و با پیراهن و تنبان پاک همیشه … ظاهر میشود و بسیار هوشیار وسایس معلوم میشود ، واقعا” اصل گپ دل ملاها و طالبان را زده است و بی انصافی است اگر بگوییم که غلط گفته است . این ملای موقع شناس ، عرب شناس وعربی فهم که از حال و روز بزرگان عرب خوب خبر دارد و حتما” در تلویزیون دیده است که همین آفت فیس بوک بود که میلیونها تن را در میدان آزادی مصر جمع کرد و مرض ساری را در کشور های دیگر عربی فرستاد .راستی ملای سیاسی ما دقیق قهر و غضب دل خود را خالی کرده است . راستی تخنیک و ترقی و ملا و طالب مثل جن و  بسم الله هستند ، هردو قبرکن همدیگر اند .
اما یک گپ ناگفته میماند ، باید از ملاصاحب که نام خدا درین شب و روزاز تمام طالبان و چلی ها نمایندگی کرده میتواند بپرسیم ؛ این تخنیک لعنتی که آفت شما است ، جای شک نیست اما :
ــ این تفنگ را تخنیک بوجود نیاورده است ؟
ــ بمب را تخنیک ایجاد نکرده است ؟

همین بانکهای مسلمان و کافر که میلیونها دالر شما و سایر علمای کرام و طالبان را در دوبی ، سویس ، کانادا و امریکا به جریان انداخته است ، توسط همین کمپیوتر و انترنت لعنتی تنظیم نمیشود ؟  به هر حال ما بیچاره ها چه میدانیم کتی ازین عقل قاصر روشنفکری که تنها در همین صد سال اخیر چندین بار از دست همین ملاها شکست خورده ایم . ملاها نام خدا در منفعت خود معجزه مینمایند . براستی چون وکلای روشنفکران ازچپ و راست اکنون در خدمت آنان قرار دارند ، بد نیست ما هم برایشان و بخاطر آرامش شان ، هرچند نباشد متولیان دین خدا میباشند ، مشوره بدهیم که :
ری نزنین تا وقتیکه مثل همیشه در خدمت ملک دهکدهءجهانی (جهان خاکی ) قرار داشته باشید و از خط قرمز عبور نکنید ، هیچ کدام خطری برای شما خادمان دین وجود نخواهد داشت . فیسبوک و انترنت بلای جان کسانیست که تاریخ مصرفش پوره شده باشد ویا باید مانند شما و یا طالبان کنونی در گوشهء دیگر شطرنج قرار بگیرد و خوشبختی شما ( طالب و ملای افغانستان ) درینست که منور و روشنفکر بی اتفاق است و همچنان ملک « قریهء جهانی » تغییرات افغانستان را درین شنگ (ملا ) و شنگ دیگر طالب خلاصه کرده است . وای به حال پاکستانی بدبخت که دشاعر و فیلسوف شان نیز در وصف ملا ها سروده است :  دین کافر ، دین فکر و اجتهاد   دین ملا فی سبیــل الله فســاد

سایت مسوول  نوشته دگران نمیباشد.
کاپی  از سایت با نشانی  ماخذ مانع نیست.

فرهاد دریا، شخصیت سال 1389 رادیو آزادی شناخته شد

شخصیت سال 1389
فرهاددریا هنرمند محبوب دلها

د آزادۍ راډیو د ۱۳۸۹ کال شخصیت افغاناتو ته منلی هنرمند فرهاد دریا دی} }.
د آزادۍ راډیو د کال د شخصیت مرکه به په څو شېبو کې واورئ خو له هغه مخکې د ده په اړه ځینې نورې خبرې. د یوه سندرغاړي په توګه د فرهاددریا د هنري کار پیل، پر افغانستان د سرو لښکرو له یرغل سره په یوه وخت کې و. دریا ډېرژر د خپل ملي احساس آواز د شوروي یرغل په وړاندې په خپلو سندرو کې اوچت کړ. د ده سندرې د هغه درد سورې وې چې د میلیونونو افغانانو په زړونو کې پروت و او دا د ده د محبوبیت د سفر پیل و.
او په داسې حال کې چې د خلکو زړونه، په هېواد کې دننه او بهر له تورو سیاستونو تور وو د فرهاددریا په سندرو کې یو مشترک پیغام څپې وهلې، ملي وحدت.

فرهاد دریا که څه هم په بهر کې اوسي، خو خپل ډېر وخت په هېواد کې دننه تېروي. ده له څو کلونو راپه دې خوا د افغانستان او نړۍ د ماشومانو لپاره د مرستې لپاره یولړ پروګرامونه پیل کړي دي. په ۲۰۰۷ کال کې یې د کوچه په نوم غیرانتفاعي موسسه جوړه کړه چې هدف یې د ماشومانو روزنه او ملاتړ دی او په دې ترڅ کې ده د کوڅې د بانکي حسابونو په نوم پروژه پیل کړه او د دوه زره بېوزلو ماشومانو کورنیو ته یې دوه زره بانکي حسابونه پرانیستل، په ۲۰۰۸ کال کې فرهاددریا د افغانستان لپاره د ملګروملتونود ښه نیت د سفیر په توګه غوره شو. په افغانستان کې د ۲۰۰۹ کال د ولسمشرۍ د انتخاباتو په بهیر کې په انتخاباتو کې د ګډون لپاره د ملیونونو افغانانو د هڅولو لپاره دریا د زده کړه، فکر وکړه او رایه ورکړه، تعلیمي پروګرام پیل کړ. د دې کمپاین په ترڅ کې ترټولو په زړه پورې، د زغم د ماښام په نوم غونډه وه چې ده د ولسمشرۍ تقریباً ټول کاندیدان پکې بللي وو. د حامدکرزي په ګډون د ولسمشرۍ د انتخاباتو په سلو کې پنځه نوي کاندیدانو د دریا بلنه ومنله او په غونډه کې یې ګډون وکړ..
بلی خوانند گرامی!  دریا ، دریای شور،هیجان آزادی، دریای عشق، محبت وهمدلی، با نامش هم مانند است او واقعاٌ برای  مردمش ،جوانان وکودکان وبخصوص زنان کشورش عشق  برزندگی هدیه کرد. ما شدهد کنسرتیهای او بودیم که تنها پانزده هزار زن درشهر مزارشریف، بعدازسالهای جنگ، بعدازسکوت تلخ  پرده نشینی دوره سیاه طالبی وجهادی لبخند زدند وبدریای زندگی زیبا  شنا کردند.

دریا از یک خانواده کهن ونام دارکشورسربلند کرد، او درگذرگاه کابل تولد شد وپدربزرگش “شیرمحمدخان ناشر” اورا فرهاد نام گذاشت، دریا تا هفده سال کودکی ونوجوانی خودرا در کندزسپری نمود ودرکندزدسته هنری “نیستان” را به همراهی  دوستان وهم بستگانش ساخت. بعداٌ دوباره کابل آمد درلیسه حبیبه درس خواند، بعداز فراغت لیسه حبیبه به انستیتوت پولتخنیک کابل شامل شد. درسال 1983 میلادی 1361 خورشیدی گروه  باران را ساخت ورهبری کرد. درسال 1987 میلادی دانشگاه کابل را تمام کرد ومدت یکسال در پوهنحُی هنرهای زیبا به تدریس تیوری موسیقی کلاسیک پرداخت. دربرگ ریزان سال 1990 میلادی به” پراگ” چکسلواکیا رفت واز آنجا به اولین خانه تعبید درکشور جرمنی مسکون شد. درسرزمین اروپا؛ پاریس برایش عشق را هدیه کردو آن عشق  “سلطانه دریا” به او پیوند داد.  درسال 1995 میلادی درخت  آوراه  گی دریا تا امریکا ریشه دواند ودر ویرجینیا مقیمش ساخت وباربرگ گرفت.

درسال  1996 میلادی ازثمرعشق دریای بزرگ، دریا کوچکی بوجودآمد که هجران نامش را نهادند.

دریا درافغانستان ازسال 1980 تا 1990 پانزده البوم وتا 2001 میلادی سیزده البوم رادر تعبید ساخت. اودر آوارگی با صدای  رسای آزادی درکشورهای فرانسه،انگلستان، دنمارک، هالند، سویس، سویدن، آسترالیا، کانادا، امریکا، جرمنی وسایرکشورها ترانه خواند وسرودهستی وآزادگی  ملیت افغان را مزمه کرد ودرمعرفی فرهنگ غنی سر زمینش ” سلام افغانستان” سرود، سینه اش ازکثافت جنگ بسوخت وتوقف جنگ را برای  بازگرداندیدن لبخند برلبان کودکان وطنش درلابلای ترانه هایش سرود وقاصدعشق و ازادی گردید و بزبان های دری، پشتو، ازبکي و سایر زبان ها و لهجه های کشور آواز خواند. بعد ازسقوط رژیم طالبان، بدون درنگ به کشوربرگشت وسرود هایی خواند که محتوای بخش اعظم آنها صلح، اتحاد و وحدت ملی بود. درسال 2004 فرهاد دریا کنسرت بزرگی درحضور ده ها هزار تماشاګر درغازی ستدیوم کابل، جایی که صحن و دیوار هایش خاطرات وحشتناکی از اجرای قتل جوانان وحکم های بدون محاکمه را به حافظه داشت اجرا کرد. لاین مجله بریتانیایی این کنسرت را در جمع پنجاه کنسرت بزرگ جهان ثبت کرده است. دریا ازسالهای 2000 میلادی تا 2007 میلادی بمقصد کمک به کودکان فقیرجهان پروژه خیریه ای را بنام  “اکونتر” به همراهی هنرمند انی سیزده کشور آغاز کرد. این پروژه بزرگترین جایزه حقوق بشرکشورجرمنی والبوم آهنگهایش جایزه طلایی سازمان سونی “بی ام جی” رااز آن خود ساخت. درسال  2010 میلادی کاروان صلح  بنام” زندگی  زیباست” درحرکت افتاد وسفری بولایات کشور به حمایت {کاروان صلح راهی ؛ تبلیغات رادیوی آزادی }کرد واقعاٌ شوروهیجان را دروجود مردمش زنده ساخت ولبان شان متبسم گردید. سفرزندگی زبیاست، هدف مشخص داشت زیرا بتاریخ نزدهم جولای درکابل کنفرانس بین المللی دایرمیشد وهمچنان تاریخ 21 سپتمبر روزجهانی صلح بود، دریا درهمان روز 21 سپتمبردرشهر مزارشریف ، دریای خوشی وشادمانی را برای مادران وخواهران هموطنش به خروش آورد ودر امواج دریای موسیقی خندان شان ساخت.

شخصیت سال 1389
کنسرت فرهاددریا در مزارشریف

دریا با سروده هایش، با خدمات بشردوستانه اش، با ارمغان های انسانی وانسان دوستی اش زنجیرارتباط برای جوانان کشورش شد. دریا همان طوریکه با زبان های مختلف  ملیتهای  مختلف افغانستان میسراید، نمونه ازفرهنگ  گوناگون ملیت ها درلباس هایش{ پتلون کاوبای؛ پیراهن گندی افغانی، لنگی، وغیره } نیز متجلی است. با این حرکات دریا به جهان میگوید که افغان ها خشن نیستند، بلکه مردم سراندازی اندکه هنر، موسیقی، رقص، دهل، اتن و آواز را دوست دارند. روی همه  آنچه  درفوق تحریرگردید دریا مستحق جوایز بیشترمیباشد دراین راستا ازرادیوی آزادی سپاس گذاریم که حق را درنظر گرفته اند، اما بهترین جایزه نشاد قلب مادران وخواهران وسایرهموطنانش میباشد که درسال پاردرهلهله ها وکف زدنهابرایش  داهدا کردند. ” فرهاد جان دریا مانند دریای نیلگون همیشه شفاف، روان وخروشان باشید”.چقدربجا سروده است{ درخت دوستی بنشان که کام دل ببارآید} ویا آنکه میسراید{ای بایک تن اتن کی میشود، این وطن بیما وطن کی میشود} واقعاٌ بدون رنگینی ملیتهای مختلف، وطن اعمارنمیشود وبدون باهم جوشی، همدلی صادقانه، صلح وآرامش نصیت ما نمیشود.
با کلیک روی متن، این برنامه را می توان شنید!

watchآهنگ اتن

watch بوبولعلی

watch درخت دوستی بنشان
استفاده از  مطالب با ذکر ماخذ  مانع نیست

بیاتا گل برآفشانیم ومی در ساغر اندازیم = فلک را سقف بشکافیم طرح نو درآندازیم

بیا تا گل برافشانیم
مانند این بوستان همیشه شگوفان باشید

دوستان محترم ! هفته گذشته تمام خوشی وسعادت مردم عزیز رااز ورای تلویزیونها، رادیوها جراید ومجلات وسایتهای انترنتی شاهد بودیم. جای بس مسرت است که مردم ما سال جدید را با خوشبینی برای سعادت آینده استقبال وآغاز نمودند. دیدن تصاویرزیبای، سفرهای رنگین هفت سین، پیروی ازعنعنه کهن وطن ولبخند کودکان معصوم کشور، خیلی امیدوارکننده بود. بیائید با تائید ازشعرحضرت حافظ که آنراعنوان این مضمون برگذیده ام طرح نو برای آرامی وطن وصلح وآشتی ملی برآندازیم. با تشکرازقلم بدستان گرامی که درباره معقوله برگذاری جشن نوروز، ریشه و تاریچه این فرهنگ کهن را تا حدود که امکان برای شان موجود بود مستند، تحریرکردند تا نسل جوان ما از این روی داد عنعنوی آگاهی حاصل  نمایند. اما دربسا مجلات وجراید وسایتهای انترنتی این میله کهن باستانی، سرور وشادمانی را ضد اسلام خواندند وبعضا هاهم  آنرا صیغه سیاسی داده بودند.
کسانیکه  چند سالی بیشتر ازعمر خویش را پشت سرگذاشته اند، با مسوولیت در همچون مسایل  فرهنگی برخود نماند تا نسل آنیده را در گمرایی قرارندهند  امروزسنگ وچوب وطن ما لباس مذهبی وسیاسی برتن دارند. هرپدیده را نباشد اسلامی ویا ضد آن دانست، عقیده، هرچه باشد اسلامی، زردتشتی، بودایی ، یهودی، عیسی وغیره بخاطر وظایف، واجایب  مشخص دردنیا رایج پیدا کرده است. اما بدبختانه که دربسیارکشورها موضوع فرهنگ، مذهب  وسیاست باهم مدغم گردیده است که جدا ساختن آن مشکلات جدی امروزی را بار آورده است.  انسان برای زجرخلق نشده است، طبعیت ، خورد ونوش وعشق برای بشریت هست، باید ازآن استفاده نماند وشاد باشند. شاد بودن درهیچ مذهب جرم نیست.

گر یک نفس ززندگانی گذرد  –  مگذار بجز شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه  سودای جهان – عمریست چنان به کش گذرانی گذرد

سر ور ، سعادت زندگانی انسان  و سوُ استفاده از قران را حافظ خوش قریحه با این بیت واضع ساخته است.

قران که مهین کلام خوانند آنرا – گه گاه نه بر دوام خوانند آنرا

برگرد پیاله آیتی هست مقیم – کاندرهمه جا دوام خوانند آنرا

واقعیت این کلام راامروز درجامعه میبینیم که چقدرسوُ استفاده ازمذهب وعقاید پاک مردم بخاطر مرام های شخصی وذهنی و سیاسی استفاده میگردد. درباره سیاست نیز چنین  معقوله وجود دارد. دیده میشود که ازعقاید پاک مردم تا چه اندازه استفاده سیاسی میشود. مذهب را مانند سلاح برای برآورده ساختن مرام شوم سیاسی شان استفاده مینمایند. آنانیکه میخواهد سیاسی باندیشند، کاریست بجاه مگرسیاست شان رااز مذهب جدا نگهدارند ومش سیاسی خویش را طرح نمایند. سیاسی فکر کردن، به سیاست علاقه داشتند حق مسلم هرانسان است اما مجزاازعقیده مذهبی باشد. بعضی ازعلمای دین نیز برای مقاصد شان عنعنه تاریخی، مراسم ومحافل خوشی وشادمانی را زیرسوال مذهب قرارمیدهند. بیائید این سه پدیده راارزهم جدا سازیم تا روش مذهبی، سیاسی، فرهنگی وعنعنوی ازهم متفاوت باشند.  چنانچه حافظ  بزرگوارفرموده است :

حافظا می خور ورندی کن وخوش باشد ولی – نذویر مکن چون دگران قران را

چه بهتر خواهند بود که به اعتقادات ارج بگذاریم وتذویرنکنیم. دراخیر بااظهار سپاس وشکران از دوستان که باما همکاری قلمی دارند ، در دو پدیده تاریخی {هشت مارچ و نوروز باستانی} با ارسال مطالب جال شان ما را یاری کردند وسپاس ازخوانندگان گرامی که بعدازمطالعه با ارسال ایمیل های شان خاطرما شاد ساختند.  با سپاس بیکران با چند رباعی ناب وآموزنده  این بحث راخاتمه میدهم.

ناکرده گنه دراین جهان کیست بگو  – آن کسی که گنه نکرده  زیست بگو

من بد کنم وتو بد مکافات  دهی   –   پس فرق  میان من تو چیست بگو

******

گرکار فلک به عقل  سنجیده بودی  –  احوال  فلک جمله پسنده بودی

ورعدل بود بکارها در گردون   –   کی خاطر اهل فضل رنجیده بودی

استفاده از مطالب  باذکر ماخذ مانع نیست

قمرگل سرو همیشه سبز باغستان موسیقی افغانستان

خانم قمرگل فرزند گل شیرین خان بتاریخ بیست ویکم جنوری سال 1952 درقریه شگه ولایت ننگرهاردیده بجهان گشود. او درسن هفت سالگی درمحافل وخوشی های قریه اش آوازمیخواند. آوازگیرا یش بدلها چنگ زد، آوازه طنین صدایش از قریه به قریه رسید، تا قریه های دور وبالآخره به ولایت ننگرهار توجه هنردوستان را جلب نمود.مردم ولایت ننگرها از استعداد هنری او فیض بردند، بعد ازوی درکنسرتهای و خوشی های قریه جات وولایت ننگرهار دعوت مینمودند. او بنام خواننده محلی درسرتاسر ولایت ننگرهارشهرت گرفت.بعد ازیک مدت کوتاه معرفت او با استاد حفیظ الله خیال حاصل گردید، استاد خیال از وی دعوت نمود، تا آهنگهایش را در رادیو افغانستان وقت ضبط کند تا مردم درسراتاسرکشور ازشنیدن آوازش لذت ببرند. درآن زمان نظربه سنتی بودن جامعه، تعداد محدود ازخانمها به هنر آوازخوانی رو میآورندند، خانم قمرگل نیز ازهمان جمله خانم های آزاده و محدود وقت بشمارمیرود.

وی دعوت استاد خیال را پذیرفت واولین اهنگش را بنام (په ما مینه سترگی دی سری دی ….) و اهنگ دیگربنام (زه انتظارکوم دستا د سترگو) را ضبط نمود که بعد ازنشرآن آهنگ، نام قمرگل بسرزبانها افتاد.آهنگ هایش درهربرنامه ازطرف پرودیوسران رادیو ملی وقت نشرمیگردید. خانم قمرگل بعد ازکسب آن شهرت، بوجود یک اهنگساز ضرورت پیدا نمود تا آهنگهایش را بشکل اساسی ضبط وازشیوه محلی بیرون بکشد. مرحوم استاد زاخیل که خود شاعروآهنگسازخوب ولایت ننگرهاربود، با خانم قمر گل معرفت حاصل کرد واستاد زاخیل اولین اهنگش را بنام ( زه چه په توروسترگو تور رنجه کومه پوری موری ) وآهنگ (زه به جارو کرم زیازتونه شنکی بابا ) را برایش کمپوز نمود. خانم قمرگل درجمع هنرمندان با شهرت ومحبوب زبان پشتو اخذ مقام کرد. بعداٌ خانم قمرگل درسن نزده سالگی با استاد زاخیل ازدواج نمود.  این زوج هنری بعد ازتشکیل خانواده بازهم با پشتکار وحوصله مندی بکارهای هنری شان ازهیچ گونه تلاش دریغ نکردند.  قمرگل بخاطرادامه کارهنریش با رادیو افغانستان، از ولایت ننگرها بکابل نقل مکان نمود ودرسید نورمحمد شاه مینه سکونت دایمی اختیارکرد. این هنرمند محبوب و مردمی هیچگاه نظربه تغیرات سیاسی علاقه مندان آوازش راازدست نداد، درهرگونه شرایط برای مردمش خواند، بدلها نشاد آفرید و برعلاوه همکاری با رادیو افغانستان درکنسرتها ومحافل خوشی مردمش اشتراک کرد. قمرگل با آهنگ زیبای ( ورو ورو کیژده قدمونه آشنا) سرآمد هنرمندان زبان پشتو گردید وازطرف محمد ظاهر شاه، پادشاه وفت افغانستان به اخذ مدال طلا موفق شد. آوازاین هنرمند محبوب درکشورافغانستان محدود نماند، بلکه ازمرزها بیرون شتافت، طی کنسرتها درماسکو، کشورهای آسیا میانه مانند تاجکستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران، پاکستان وکشورپهناورهند دوستداران هنرش را شاد گردانید. مرحوم استاد زاخیل که خود هنرمند چند بعدی شاعر، آواز خوان و آهنگساز بود، بهترین اشعار ازخودش وشاعران معرف زبان پشتو مانند رحمان بابا، امین الله ملنگ جان، محترم نصرالله حافظ،، مرحوم امان الله سیلاب، محترم حمزه شنواری، محترم بابرزی شنواری، محترم وحدت وغیره را انتخاب و برای همسرعزیزش کمپوزمینمود. هنرآوازخوانی خانم قمرگل مانند گل های زیبای نرگس وگل نارنج ولایت ننگرهارشگفتن گرفت وشهرت بین الملی پیدا کرد.  خانم قمرگل با اجرای آهنگ ( زه سپینه کوتره یم اوچته پروازونه کرم) ازطرف مرحوم سردار محمد داوود خان در زمان ریاست جمهوری آن مرحوم مفتخربه مدال طلا گردید. همچنان ازطرف صدراعظم وقت پاکستان مرحوم ذوالفقارعلی بوتو “پدر بی نظیر بوتو” درسال 1972 میلادی بحیث هنرمند جنجره طلایی افغان شناخته شد وجوایز وتحایف زیاد نصیب گردید. درسال” 1983″ ازطرف مرحوم ببرک کارمل ریس جمهور وقت افغانستان نیزملقب به هنرمند حنجره طلایی گردید و مدال طلا بدست آورد. درزمان ریاست جمهوری شهید دکتور نجیب الله درسال” 1988″ میلادی بپاس اهنگهای میهنی ، رزمی در رابطه با صلح وآشتی ملی، مدال طلا حاصل نمود وازطرف وزیر دفاع آن وقت برایش اعطا گردید. درسال” 1998 “ازطرف سازمان فرهنگی افغانهای ایالت کالیفورنیا ایالات متحده امریکا، خانم قمر گل خوبترین خواننده همان سال شناخته شد. درسال” 2007 ” دوهزار وهفت میلادی ازطرف ریس جمهورفعلی افغانستان محترم حامد کرزی لقب ” بلبل افغانستان” را نصیب شد. درسال” 2009 ” میلادی بنا برابتکار جناب محترم حیات الله بیات ریس تلویزیون آریانا که ازکابل نشرات مینماید، به اساس نظر خواهی مردم افغانستان ازطرف تلویزیون آریانا” Excellence in music Award”  جایزه فوق العاده در موزیک بدست آورد. خانم قمرگل این هنرمند خوش قلب وخوش صدا درکشورمیزبان کانادا نیزازطرف مردم تقدیر گردیده است. Outstanding community Award طی محفل باشکوه در حضور داشت، باشنده گان شهر تورنتو ایالت انتریو کانادا برایش اعطا گردید.  خانم قمرگل بدون شک یک هنرمند شناخته افغانستان، شهرت بین الملی را حاصل نمود. افتخارات این هنرمند شایسته باعث سر فرازی فامیل محترم زاخیل ومردم هنر دوست افغانستان میباشد. خانم قمر گل برعلاوه پشتکار وحوصله مندی هنری، یک مادرمهربان وبا عاطفه برای فرزندانش ویک همسرنجیب و با محبت برای مرحوم استاد زاخیل بود.  او هشت فرزند بدنیا آورد، ازجمله دو فرزند شان محترم اسدالله زاخیل وایمل زاخیل قدم های پدر ومادرشان را درعرصه هنر آواز خوانی، کمپوز، وسرودن اشعار تعقیب میدارند.

میرمن قمرگل درسال ” 1997 ” میلادی دراثر جنگها و ظلمت نا فرجام طالبی که صدای هنرمندان را خفه نموه بودند، ترک وطن نمود. او بکشورهمسایه پاکستان اقامت گزید و درسال ” 1998″میلادی بکشور کانادا با دو فرزندش ” ایمل زاخیل و خیبر زاخیل “اقامت دایمی حاصل نمود. ازاثرحوادث ناگوار جنگ سه دهه افغانستان هرهموطن ما داغ برجگرداشته، خانم قمرگل این هنرمند محبوب ما نیز ازحوادث در امان نبود. این مادر صبور در سال” 1990 ” میلادی پسرجوانش بنام شهید داوود زاخیل بسن بیست دو “22 ” سالگی دراثرجنگهای داخلی از دست داد و پسرجوان دیگرش بنام میرویس زاخیل بسن نزده “19 ” ازهمان سالها تا اکنون مفقودالاثر میباشد. این مادرهنرمند که به قلبها نشاد میآفریند، خود دندان برجگر و چشم براه فرزندش دارد. خانم قمرگل هنرمند محبوب کشور ما درحیات هنریش آهنگ های زیبا برای صلح وآشتی ملی سروده است اما دریغا جنگ شعله جنگ بدامن هنرمند عزیز نیر سرایت کرد. خانم قمر گل همسرعزیزش ” مرحوم محمد دین زاخیل” را درسال ” 1991 ” میلادی مطابق سیزده صد وهفتاد خورشید” 1370″ش در اثر تکلیف قلبی در ازدست داد. روح مرحوم استاد زاخیل شاد باد. با تاسف جای و مقام آن هنرمند محبوب ” استاد زاخیل” درجمع هنرمندان کشورخالیست. خانم قمرگل را بعد ازسالیان طولانی درشهر نتورنتو کانادا پیدا و تیلفونی ملاقات کردم.
برای معلومات بیشتر لطفاً به این دو لینک ذیل نیز مراجع فرمایید:

http://www.youtube.com/watch?v=HzfqkdDWx5U&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=NTjGHeNHL1I&feature=relate

نو روز مبارک

عرفان الله  عابدی  از کابل

نوروز مبارک
سال نومبارک

هفت سین    1390
سایه  دوستی تان همیشه باد سلام
دوستانه تان جاویدان !
سعادت
همیشه ګی نصیب تان!
سلامت
دایمی یار تان!
سنګینی
وجود تان دایم!
سر
بلندی  نصیب تان!
سرور
خانواده تان مداوم!
این است هفت سین دوستانه! پس  تقدیم تان!!!!!!
سال 1390 هجری شمسی را از صمیم قلب برای تان تبریک و تهنیت عرض میدارم.

با آرزوی

نو روزمبارک
سر سبزی بهار تقدیم تان

۱۲ ماه دوستی،
۵۲
هفته کامګاری،
۳۶۵
روز خرسندی،
۸۷۶۰
ساعت عاشقی،
۵۲۵۶۰۰
دقیقه عافیت،
۳۱۵۳۰۰۰
ثانیه خوشی.
سال نو مبارک باد!!!!!!!

استفاده از هر برگه سایت با نشانی مآخذ  مجاز است

ای بهار زیبا

ای بهار زیبا
رجنی پران کمار


آمدنت امید وار کنندہ است و برای  هستی طبعیت جان تازه میبخشی .ای بہار نازنین ، برو او را باخود بیاورآن ھمدم را ، آن یار جفا کار را کہ شنیدم از جفایش پشیمان گشتہ است۔ای بہار دوست داشتنی، از فراق او دلم خزان گشتہ، بیآور او را تا دو بارہ ترا با ھمہ زیبای ھایت احساس کنم و با لالہ ھای قلب پر اتشین استقبالش کنم۔ ای بہار زندگی بخش ، برایش مژده وصل بده ، با ھمہ جفاھایش او را بخشیدہ ام با خود بیاورش و دشت و دمن ھا را لالہ زار بساز۔ اگر او رانیابی  در سینہ گل ھای لالہ جستجویش کن و شاید ھم از تیر نگاہ ام چوآھوی زخمی در زیر گیاہ بتہ ھا ارامیدہ است۔ وشاید ھم با صدا ھای زیبای بلبلان صدایش را یکجا ساحتہ با انہا در صحرا ھا و دشت ھا پرواز داشتہ باشد۔ ای بہار عشوہ گر زندگی را رونق بخش بلی۔۔۔۔ای بہار طراوت بحش با باز گشت او قلبم را شاداب بساز۔ برو در میان گل ھای بہاری جستجویش کن در دامن سر سبز بہاری چون قطرہ ھای شبنم و یا در کہکشان اقبال بختم را پایان بیاور چون دستم بہ کہکشان نمیرسد۔ ای نیسیم بہاری،عطر بدنش را بہ دماغم برسان ، میدانم کہ در کنار ابشاردر چہ چہ بلبلان با انزوا نشستہ است، مگر جای او در قلبم است اما او در دیار غیر سفر کردہ۔ ای بهار دلربا بیاور بیاور آن ھمدم و ھمگسار مرا باخود بیآورکہ با ھم ترا زیبای ھایت را و روز ھای دوست داشتنی ات را استقبال کنیم صحرا و دشت کوہ را صاف روشن بساز، ای بہار نازنین۔۔۔۔۔چقدر زیباست که با او در زیر درختان پرُ شگوفه قدیم بزنیم واز شادابی تو شاداب گردیم .

دوستان و خوانندگان گرامی  دو آهنگ به آواز پدرم را به آرزوی  بهار خجسته خدمت شما تقدیم میکنم بشنوید ولذت ببرید.

ای بهار زیبا
شگوفه بهار

watch تمنای جان شد بهار شگوفه

watchآهنگ نوروزی از مرحوم پرانات

نوروز فرا تراز تاریخ است

نوروز فراتراز تاریخ است
نجیبه آرش

عمر نوروز به اندازه عمر زمین است . وقتی زمین در مدار خورشید قرار ګرفت و به ګردش آغاز کرد؛ سال ،ماه و فصل پدیدار شد ۰ نوروز نیز با شروع فصل بهار آغاز شد۰ نوروز یعنی روز نخست سال ،روزِ جشن و پای کوبی. این روز به عهد آریایی های قدیم ارتباط میګیرد. نو روز کدام آیین نامه مذهبی، قومی، قبیله ای؛ کدام مرام و تفکر سیاسی نیست، بل جشن سرسبزی طبیعت است۰در شاهنامه فردوسی آمده است که جمشید پایه گذار آیین باستانی نوروز میباشد۰ جمشید بعداز هجرت آریایی ها به سر زمین های جنوبی، آنهارا منسجم ساخته و اولین دولت را پایه گذاری نمودو قوانین اجتماع را وضع کرد. او مبتکر و توسعه دهنده همه فنون ، علوم و هنر های همان زمان میباشد. ا و به زمین که مادر همه موجودات حیه است ارج میګذارد۰ او نوروز را، روز اول رستاخیز زیبایی و شور شګفتن طبیعت دانسته، جشن میګرفت۰ ازآن به بعد جشن نوروز به مثابه یک عنعنه بهاری در سراسر جهان با تقویم های مختلفی بر ګذار میګردد. و اما در کشور عزیز ما افغانستان روز اول ماه حمل مطابق ۲۱ مارچ روز نوروز است۰ از این روز پر میمنت با پاک کاری منازل « خانه تکانی» وپوشیدن لباس های رنګارنګ، پخت و پز، سبزی چلو، سمنک، تهیه هفت میوه « هفت سین» و سر ګرمی های بیرون از منزل نمایشا ت محصولات دهاقین، رژه عنعنوی دهاقین در استیدیوم کابل و سایر ولایات کشور ، میله باغ بابر، بلند شدن  جنده های مبارک در مزار شریف و در بر خی ولایات دیګر، براه اندازی بازی های ملی چون نیزه بازی ، اسپ دوانی، پهلوانی و بزکشی استقبال بعمل میامد۰راستش من برای اولین بار بازی ملی بزکشی را از نزدیک در غازی استدیوم کابل در نوروز ۱۳۶۸ دیدم ۰ چاپ اندازان در حالیکه از پهلوی اسپ آویزان بودند در یک نقطه هجوم می آوردند تا لاشه بز را( که در اصل یک گوساله ی سنگینی است) از زمین بربایند ، ولی در میان ازدحام و هیاهوی سوارکاران چابک تاز که این کار هم چندان آسان نبود ۰ اسپ ها دیوانه وار شیهه میکشیدند و بدور خود میچرخیدند  و یکدیګر را ګاز مګرفتند تا اینکه در میان هلهله ، شور و شادی تماشاچیان، چاب ا نداز ماهری با غریو و نعره صف ها را شکستانده با قوت به پیش میتازد و لاشه بز را به دایره ی معین میاندازد۰ البته برای  من بازی  تماشایی و جالبی بود.
متاسفانه که این همه دید ها وخاطره ها به ګذشته ماند و سه دهه جنګ کمر جامعه ما را شکستاند. بهاران به خون آغشته شد ګلوله های بغض، بدبینی، عداوت ودشمنی به تحریک دشمنان خاک ما چه آسان، سینه های وطنداران و عزیز ترین کسان مارا نشانه ګرفت
۰ و به قصد تخریب فرهنګ کهن ما خواستند رسم نوروز را بر چینند و بجای آن باور های قومی،قبیلوی، مذهبی خود را ګسترش دهند۰ تاریک اندیشان خرد ستیز به حرام بودن نوروز « فتوا» دادند۰ و نګذاشتند مقدم نوروز را استقبال کنیم ، نګذاشتند کودکان و جوانان ما لباس های رنګارنګ بپوشند و آزادانه نفس بکشند. سفره ها بدون هفت میوه و سمنک شد. زن ها به سبزه کوبی نرفتند.آری در کشوری که جواب لبخند مشت باشد و پاسخ آزادی- ګلوله، دُره و سنګسار باشد،بهار و روز نو و کهنه چه مفهوم دارد؟ همه روز ها روز کشتار است! زمین که مهد رویش و پرورش نباتات، حیوانات و انسان ها است بدبختانه در عوض به کشتزار مّین و زرع تریاک و ریشه کن کردن درختان، خشکاندن ګل ها وسبزه ها مبدل شده است ۰ دهاقین ساده و پاک دیانت ما با زن و فرزندان شان از جانب تیکه داران  مواد مخدر به زارع تریاک و استحصال آن استخدام میشوند . متاسفانه کشور ما باساس ګذارش سازمان ملل متحد نود فیصد مواد مخدر جهان را  تمویل میکند۰ و اکنون مقدم بهار در آستانه سال ۱۳۹۰ هجری  شمسی ایستاده است ولی هنوز هم در کشور ما جنګ ادامه دارد. اګر چه طی سال های اخیر در موجودیت جامعه جهانی وضع اندکی تغیر خورده یک مقدار کار در عرصه های مختلف صورت ګرفته و لی وضع امنیتی آن طوری نیست که مردم براحتی بتوانند از مراسم عنعنوی و جشن های نوروزی استقبال بعمل بیاورند. متاسفانه امروز هم پاسخ شاد مانی ها و آزادی های مردم ما صدای وحشتناک انفجاراتی است که دسته دسته زن ها ، مرد ها و کودکان را به کام مرګ میفرستد۰کاش میشد مردمان ما در فضای صلح و امنیت ، آشتی و صمیمیت، بدون جنګ، خشونت، تبعیض، رنج، شکنجه، مرګ، ګلوله و آنفجارات به اتفاق هم زندګی کنند۰ اشک ها به لبخند ها مبدل شود تا بتوانیم جشن عنعنوی نوروز را طی سالیان آینده  با شادی و سر فرازی استقبال نماییم۰
نوروز
خجسته باد     ګل دسته دسته باد
دشمن
شکسته باد زنجیر ګسسته باد

بهاران شګفته باد

مصاحبه محترم محمد اسحق “ثنا”

مصاحبه
اسحق ثنا

محترم اسحاق “ثنا” شاعر ذولا لسانین کشور ما در رابطه به جشن نوروز میگوید!
جشن نوروز و بهار یکی از اعیاد و جشن پر افتخار سرزمین کهن سال خراسان زمین(افغانستان)است که مردمان سلف ما به گواهی اوراق تاریخ آنرا استقبال می نمودند ، محافل شاد مانی بر پا می کردند، و ارزشهای عنعنوی را سازبرگ میدادند و به مثابه فرهنگ جاودانی در همه قلمرو خراسان تجلیل و تکریم میگردید . در این ایام خجسته و میمون پای کوبی ،رقص ،سرود وموسیقی در همه جا طنین انداز میشد و شاهان با لباسهای شاهانه در میان مردم قرار میگرفتند و از رعایا تقدیر بعمل می آوردند که این عنعنۀ پسندیده خراسان زمین تا زمان ما ادامه دارد و همه ساله در کشور افتخار آفرین افغانستان که حالا رنجور و بیمار است بنام جشن دهقان آنرا گرامی میدارند .
ازاینکه جشن نوروز یک عنعنه ی پر افتخار اکثر کشور های آسیایی است (۲۳ فبروری ۲۰۱۰) در سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی به رسمیت شناخته شد و در دفتر سازمان ثبت تاریخ گردید .
بنا به ویژه گی های این روز تاریخی و درک همه جانبه از فرهنگ گذشته ی نیاکان مصاحبه ی کوتاهی را با استاد گرامی محمد اسحاق “ثنا” یکی نویسندگان و شاعران ذوالالسانین معاصر وطن انجام داده ام که آنرا به مطالعه خوانندگان قرار میدهم.

سوال:نوروز از کجا پیدا شده است و ازيادواره‌هاي کدام دوران است ؟
اسحاق “ثنا”:قبل از همه حلول سال نو 1390 هجری شمسی و نوروز باستانی را به همه خوانندگان و وطنداران عزیز مقیم شهر ونکوور کانادا و تمام وطنداران عزیز در سراسر جهان و کشور عزیزم افغانستان تبریک و تهنیت گفته و سال 1390 را سال صلح و آرامی سال فیض و برکت برای همه ی مردم دنیا از بارگاه ایزد متعال آرزو میکنم .
جواب:به اساس تحقیق جناب سلیمان “راوش” محقق و تاریخ نگار وُ همچنان شاعر ، نویسنده ی گرامی کشور جاوید “فرهاد” در باره ی پیشینه ی نوروز گفتنی های گوناگون وجود دارد که به گفته ی محترم جاوید فرهاد در کتاب “التفهیم” “البیرونی” یاد آوری شده است (نوروز نخستین روز ماه فروردین “حمل” است که آریایی ها تا پنج روز های اول ماه سال را جشن می گرفتند و شادمانی ها میکردند و پادشاه هان به حقوق و مسایل مبرم مردم و بزرگان رسیدگی می کردند. بربنیاد این نوشته ها در آثار پیشینیان آمده است که جشن نو روز را جمشید “یما”نخستین پادشاه آریایی ها بر پا کرده است و در واقع در روایت فردوسی بزرگ در شاهنامه تذکر رفته است که برگزاری نوروز همزمان با مراسم تاج پوشی جمشید بوده است.بنا بر آن روایت جمشید در این روز بر تختی که بر دوش دیوان حمل میشد نشست و فاصله ی طولانی راه ” دماوند” را تا بابل در یک روز پیمود و پس از آن مردم از شگفتی بسیار این روز را گرامی داشته جشن میگرفتند.
زمانیکه دین اسلام در خراسان ظهور کرد این عنعنه پسندیده ی مردم را مسلمانان نیز احترام گذاشتند و تا اکنون همه ساله از آن استقبال بعمل میآید.

سوال:چوب های که بنام جهنده”توغ” در شهر مزار شریف و جاهای دیگر بلند میشود چی ارتباط به جشن نو روز دارد ؟

جواب:تاریخ دقیق بر افراشتن جهنده شاه ولایتماب که در آغاز سال جدید ” روز نوروز ” در شهر مزارشریف بر افراشته میشود یکی از عنعنات قدیمی مردم است و مردم اعتقاد دارند که در موقع بر افراشتن جهنده افراد نا بینا و آدمهای مریض صحت یاب مبشوند. در این روز مردم از سراسر افغانستان و حتی از خارج کشور برای تجلیل از حلول سال نو به مزار شریف می آیند و تا امروز به این وتیره است، تجلیل از رسم نو روز در برخی مناطق دیگر افغانستان چون کابل ، هرات ،کندهار و غیره معمول است و اینکه بر افراشتن جهنده چی ارتباطی به جشن نوروز دارد و چرا در سخی شاه اولیا در سال نو جهنده را بالا می کنند، کدام اساس و ریشه ی مذهبی ندارد، ممکن برای گرفتن فال نیک از حلول سال باشد.

آقای ثنا صاحب :در افغانستان بخصوص مردم شمال افغانستان در این روز به زیارت گاه ها می روند و اکثرآ در مقابر و مزار ها شمع روشن میکنند در این ارتباط چی گفتنی دارید؟

جواب:روشن کردن شمع و یا چراغ دلیلی است که بقایا و آثار دین زردهوشت هنوز هم در دل و دماغ مردم ما جای دارد و بر آن ارج می نهند اساس دین اسلام بدان اجازه نمی دهد که با آتش پرستی مخلوط باشد.
سوال:سفره ی هفت سین چیست؟ چه وقت به وجود آمد؟ نماد چی را بیان میکند؟

جواب: در روایت قدیم آمده است که آریایی ها قدیم عدد هفت را نیکو و پاک می دانستند زیرا به عقیده ی آنها طبقه ی زمین و آسمان وسیاره ها همه شمار شان به عدد هفت می رسد همچنان ستاره گان هفت گانه مانند زهره ، مشتری،عطارد،زحل،زمین و خورشید هفت تا اند و روز های هفته نیز هفت اند.
چنانکه در شروع فروردین “حمل” سفره پهن می کنند و روی آن هفت چیز را که نام شان با سین شروع میشود می گذارند که هفت سین نام دارد مانند سبزی،سرکه،سمنک،سنجک سیر سمارق و غیره….
با تشکر از استاد محترم اسحاق ثنا شاعر توانای کشور ما که همیشه با سرودن اشعار به زبانهای فارسی و اوزبیکی سلیس و ساده مفاهیم بزرگ را در سفته هایش چون در ناب در رشته میکشد . در رابطه یک قطعه شعر بهاریه ی آنرا که به زبان اوزبیکی است انتخاب نمودم به امید آنکه از خواندن آن لذت ببرید.
امان  معاشر

یسندی باغلر

کیـلـدی گـل فـصلی بهـار اولـدی یسندی باغـلـر
سیر گـل ایـتـماق ضـرور ایـمدی کیلنگ اور تاقـلـر

نی گن گـل بیلن چـقنر ، نـه یلـغـوز بـوستان
لا له بیرلـن چـقـنه شـور الـوان کـبـیـدور راغـلر

کیم که کورسه ایکی مخمور کوزلرینگ سر مست ناز
محـو اولـوب قـولـدن بـیـرر عقـلنی کـوپـلر ساغـلر

زاهـدا ! چـقـگیـل اویـنـگـدن تـرک عـزلت ایـلـه گـیـل
چون کیلیبدور یخشی فصل و یخشی پیت و چاغلر

ای فـلک رحم ایله گیل مسکین”ثنا”دور بغـری قـان
سالـمـه گـیـل مـونـدن زیـاده داغ آرا ، سن داغـلـر

شعر از:اسحاق ثنا

بهار خجسته و استقبال از مطلع غزل (حافظ)

مولانا عبدالکبیر فرخاری


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شــــد

عالم پیر زنو باز جـــوان خواهـــــد شــد

زلف سنبل به چمن عطرفشان خواهد شـد     شاخ افسرده زنو باز جوان خواهد شـــــد

طفل سوسن به زبان آورد انفــاس مسیــح     چشم نرگس به دل سرمه نهان خواهد شد

به کف لاله چراغ است درهامون زمیـــن     شفق از خون شقایق نگران خواهد شــــد

برگ هرسبزه زشبنــم ببـــرد آب حیـــات      باد از مشرق آمال وزان خواهــــد شــــد

ازغوان زارزبیجاده برد حلقــه به گـــوش     فرش دیبای زمین خلد جهان خواهد شــد

ابرشوید رخ هرگل که دمــد دردل صبــح     نو عروس چمن آشوب زمان خواهد شــد

دست بیباک نسیم است درآغوش نگــــــار     دامن از مشک تر آلوده روان خواهد شد

دختر رز که برقصد به شب عیــد مغـــان     قلقل شیشه به کام همگان خواهــــد شــــد

میدرد زاهد ازان پرده ی عصمت به یقین     که فلک تازی ره پیر مغان خواهد شــــد

به ثبوت هنر چــرخ دریـــن دیـــر کهــــن    ورق دفتر گل مهرو نشان خواهـــد شــــد

مردم میهن مــارا نبـــود عیـــد و بــــرات    جغد طالب سر هرکوچه عیان خواهد شـد

گرپرستو ببرد مژده ی نـــوروز و ربیـــع    پروبالش هدف تیرو کمان خواهـــد شــــد

مرغ کوچی ندهد نغمه ی شادی به دیــــار    مست زین حالت شوریده ددان خواهد شد

تادرد غنچه گریبان و بخنـــدد گــل بــــاغ    وقت آبستن دنیای خـزان خـــواهـــد شــــد

آدمی گربرسد برفلک و چشمــه ی مهــــر   هدف حرمت هر پیرو جوان خواهد شــــد

گرچه (فرخاری) تویی خسته در آغوش بهار

نفس عیسی عمــران زمــــان خواهــــد شــــد

پهلوان امان الله “امانی” بلبل محلی خوان افغانستان

خانواده هنرمند  در دامان مرغوب و لاله زار پروان :

نجیب الله مرد نیرومند وهنر پروردرشهر چاریکار مربوط ولایت پروان شعل شریفانه چاقو سازی داشت. اورا سه فرزند  بنام های غلام مرتضا ، نبی الله و امان الله بود.  برادر نجیب الله بنــام استــاد محمدالله چاریکاری یکی ازتنبورنوازان معروف عصربود، دررنگینی سازوتارگروپ هنری محلی چاریکاروبعداٌ باهنرمندان درکابل، تنبورمینواخت. فرزند بزرگ نجیب الله بنام غلام مرتضا نیز با نواختن تنبوردرحلقه هــنری محــلی چــاریکار پروان هنرنمایی میکرد. از شغــل فــرزند  دومــی شان مطلع نیستم، فرزند سوم و کوچکش” جــناب امــاالله “امــانی” درنو جوانی حدود شانزده سال داشت، به آواز خوانی پــرداخــت، وی بعدازختــم مکتب ابــتداییه چاریکار دامن هنررا گرفت وصدای گیــرایش ، گــرمی مجالــس ومحــافل پروان زمین گردید دربین مردم چاریکارهنگامه برپا نمود. پهلوان امان الله ” امانی” تنهادرمــحافــــل عــروسی مردمش میسرود، اما آواز گرم وگیرایش تا کابل رسید وبدلها چنگ زد، مردم کابل درتلاش شناختن وپیدا کردن آن جوان خوش صدا گردیدند. نظر به معلومات جناب میرزا محمد نوری ازجرمنی، که باجناب امانی شناخت نزدیک دارد، وی در کلپ سپورت ” پهلوانی” شهر چاریکار شمولیت داشت. امانی زمان جمهوریت سردار محمد داوود” شهید” دوره مکلفیت را تمام ودرسال 1361 خورشیدی درگارملی خدمت دوره احتیاط را درگروپ هنری گارد ملی سپــری  کــرد، موصوف طرف تشویق آمران ومقامات اردوی ملی افغانستان قرارگرفت،  به دریافت مدال، تقدیرنامه ومکافات نقدی نایل گردید.

 بلبل افغانستان
مجترم امانی وفرزندش در حال مصاحبه

نظربقول جناب آقاسعید نیسان که برای مدت طولانی مدیرتطبیق موسیقی رادیوافغانستان بودند، یک کست مجلسی جناب امان الله  امانی را یکــتن ازدوستان برایش تحفه داده بود. موصوف  یک آهنگ ازکست مذکورراازطریق یکی ازپروگرام های رادیو بدست نشرسپرد.  بعداٌ مردم ازسرتاسرافغانستان درپروگرام فرمایشی تقاضای نشرآهنگهای امانی را مینمودند. چند آهنگ محدود مذکور که دراختیار پرودیسران رادیو بود، همیشه ازطریق پروگرام فرمایشی و سایر پروگرامها برای  دوستداران آوازش پخش میگردید. امانی آن مرد کاکه وعیارشیربچه پروان سرسبز وزیبا مانند سایر هنرمندان با رادیوافغانستان قرارداد هنری جهت ضبط آهنگ نداشت. بنا برتقاضای مردم، رادیو افغانستان ازجناب امانی دعوت نمود، تا بــرای ضبط آهنگهای جدیدش به رادیو مراجعه نماید. امانی گرامی  بنابر دعوت رادیو،  خواهش شنوندگان آوازش را پاسخ مثبت گفت و اولین آهنگش را بنام ” لاله صحــرا، دومین آهنگش بنام توسفرکردی به سلامت؛ تومرا کشتی به خجالت ” که ازساخته های خودش  بود،دررادیو ضبط کرد.

زمانیکه آهنگهای زیبا به اوازگیرایش ضبط گردید، بنام آواز خوان محلی پرآوازه معروف شد، همزمان با وی جناب آغاسی در ایران بنام هنرمند محلی چون” امانی “کسب شهرت کرد.  آغاسی پیوسته هنرنمایی کرد وازجمله محبوبترین، ثروت مند ترین هنرمندان محلی خوان ایران محسوب گردید. حسرتاٌ که امانی گرامی درسرزمین افغانستان جنگزده و طاعون زده  افغانستان متولد گردیده است. رشد هنروفرهنگ ازسده های پیشین مورد تفقد مردم سنت پسند نبود. اما در ایامیکه او به اوج شهرت رسید  گسترش هنر وفرهنگ نسبی ازحالت پیشین،  جهشی به سوی مثبت در بین مردم  هنردوستان راه  گــشوده بود ومورد پسند مردم هنردوست قرار داشت. امانی درکمترین فرصت با محلی خوان های جوان خرابات چون کاظم شیدایی، میا شیدایی همسری کرد و مورد توجه  استادان وبزرگان خرابات قرارگرفت و بعداٌ ازکمک های استاد نتو واستاد سراهنگ بابای موسیقی افغانستان ودیگر استادان موسیقی برخوردارگردید. شهرت امانی از پروان تا کابل وازکابل به سرتاسرافغانستان هنگامه برپا کرد. برعلاوه بر آواز رسا وگیراش درسرُ و- لی موسیقی نیزکاملاٌ وارد بود.

طوریکه دیده میشود، بسیار هنرمندان آهنگ هنرمندان دیگررا بازخوانی مینمانید، مخصوصاٌ اهنگ های شهید احمد ظاهر رابسیار هنرمندان  کاپی خوانده اند، اما بدلها چنگ نزده است زیر احمد ظاهر خود سلطان آواز خوانان در گروپ جوانان اماتور بود اما جناب امانی  آهنگ احمد ظاهر، استاد سرآهنگ . دیگران را  راکاپی خوانی کرد، که بدلها چنگ میزند اما افسون که ناآمیدی اورااحاطه کرده است، چون خود میسراید،( دلم لانه درد است) بیایید هموطنان عزیزوهنرپرورا ین لانه درد را شفاه بخشید، نا امیدی راامید بخشید، از امانی  بلبل  محلی  وطن حمایت نماید.

{همش دردوهمش رنج وهمش غم = همین قسمت ما بودست درعالم= همیش گوشه تنهایی نشستن= همش شاخه امید بشکستن}

این آهنگ زمانی از سینه احمد ظاهرشهید با سوز وگداز جدایی فامیلش چشمان مردم را آشکبارکرده بود. اکنون همین آهنگ به آواز امانی گرامی باز خوانی شده است وبا غم هایکه درسینه دارد، کاملا صدق میکند. بلبل خموش پروان زمین ما درگوشه تنهایی نشسته ودل درقفس سینه بدرد آمده است. زبان گویایش قدرت تکلم را ندارد، سینه هنردوستان را نیز بدرد میآورد.امانی عزیز باآغاز فعالیت تلویزیون درافغانستان ” سال  1357″ خورشیدی، اولین اهنگش را بنام” چنگ چنگ زلفانه ” در تالا بزرگ رادیو تلویزیون ضبط وبه هموطنانش پیشکش کرد. درقلب مردمش جا گرفت وآواز رسایش نوازگرگوشها گردید، اما همان طوریکه درفوق ذکر گردید، امانی هنرمند سرشاروعیار ازحق تلفی بعضی مسوولین موسیقی رادیو افغانستان که همیشه ساحه رشد هنری را برای جوانان محدود میساختند، ناراضی بود ونمیخواست سری به هردر بزند، زیرااو خود هنرمند مردمی بود وهنرش دربین مردم پذیرفته شده بود، روی همچو دلایل در رادیو افغانستان صرفاٌ بیست وچهار پارچه آهنگ رادیویی وحدود هژده پارچه تلویزیونی دارد.  گفته اند که بلبل خوش خوان همیشه دردام صیاد است، بلی صدای سحرانگیزش اورا در دام صیاد افگند،  باآنکه زن وفرزند داشت مجبوربه ازدواج دوم گردید.
بدبختانه جنگهای داخلی مردم افغانستان را آواره  دیار بیگانه ساخت، امانی عزیز نیز آواره پاکستان شد وروزگاربه سختی گذرانید. درهمان آواره گی دست کمک و نیاز به کس دراز نکرد، باهمت والا خود بافقر و بیچارگی ساخت وصرف برای هموطنانش ازدل وجان سرود. بعدا تعداد مهاجرین افغان درکشورهای  بیگانه افزون گردید ودوستانیکه نشاد موسیقی را با آواز پهلوان امانی درغزل سرایی، نعت،  قوالی، محلی وغزل در خاطره داشتند، از وی دعوت کردند او جهت کنسرت به هند سفر کرد وبرعلاوه کنسرت چند”سی دی” نیز به هموطنانش تقدیم کرد، بعد به امریکا وتاجکستان شوروی و ماسکو رفت، باعث گرمی محافل دوستان وافغانان آواره اش شد.
با هنرمندان بزرگ زانو زد وسرود اما افسوس زمانی  از سرودن خموش گردید که کمبود بسیار هنرمندان بزرگ را در سرودن غزل، قوالی  ونعت شریف احیا نموده بود.
watch   نعت شریف به آواز سحر انگیز استاد امانی
درباره مریض محترم امانی دونقل قول وجود دارد. بعضیها را قرار براین است که دراثر فشارخون بلند در2001 میلادی در پاکستان سکه مغزی نموده وبافلج زبانش مواجه گردید اما قول دوم از ناحیه پهلوانی اومیباشد. امانی درکنار هنرآواز خوانی پهلوان زورمند نیزبوده؛ اودرکلپ پهلوانی پروان درشهرچاریکاربخاطرحفظ سلامتی بدنش پهلوانی میکرد. مردم میگویند، جناب امانی درکشتُی گیری گردنش صدمه دیده است. هرگاه قول اول ویا دوم برحالش صدق نماید عیبی نیست، عیب آنست که هنرمندی با این استعداد وگرمی آواز پیش چشم مردمش، چون پرنده زخمی  پروبال میزند، نفس درسینه اش گره خورده، کجاست چشم بینایی که حالت اورا ببنید وبا اودلسوز داشته باشد، گویی دلها ازسنگ ساخته شده است ناله ای درحریم دل سنگ دلان اثر ندارد و ترحم مرده است، مگر رسم وآئیین نوع پروری را فراموش کرده ایم؟ کجا رفت آنهمه دوستانیکه درصحتمندیش اورااحاطه کرده بودند؟.” روزبد برادرندارد” نزدیک ترین دوستانش اورا فرموش کردند، ازارتباط قومی وخویشاوندی وی انکار میدارند. آیا جای تاسف نیست؟ هنرمند نامی کشور بدان حالت بسرمیبرد؟.

درمتن بلبل افغانستان
جناب امانی با سمیع رفیع

دولت برحالش توجه ندارد، تجاران ملی بحالش ترحم نمی نمانید وزارت کلتور وفرهنگ و تلویزیون ملی با بروکراسی اداری درگیر اند، چند بارکارهای تداوی اورا سازمان دادند ودوباره متوقف نمودند. اتحادیه نام نهاد هنرمندان چو” امانی” خموش اند. تلویزیون آریا افغانستان” جناب بیات” که دارای سرمایه فراوان میباشد وتنها درتشویق هنرمندان همه سال مسابقات استعداد هنری را برپا میدارد، مخارج آن برنامه ها بالاتر ازمصرف تداوی جناب امانی عزیز میباشد، چه میشد اگر توجه بحال هنرمند بخت برگشته مینمودند. امانی با دو خانم وسیزده فرزند درحالت رنج، فقربسرمیبرد، آیا جای تاسف وشرم نیست؟. افسوس که تشویق، ترحم ودلسوزی برحال اوسکوت کرده است، نمیدانم انسان دوستی هنوز دروطن وجود دارد؟…ما که از ترحم ونوع پروری  رسالت تاریخی داریم. ” دلیکه سوز ندارد دل نیست”
هموطنان عزیز ازهرطریقی ممکن که توان کمک برحال امانی عزیز را دارید، دریغ نکیند. میدانم که زیر نام تداوی امانی دربعضی کشورها اعانه جمع شد، اما نمیدانم که پول  برای مستحق رسیده است یا نه.  مصارف  تداوی او با پرداخت ده دالر ویا یورو، برای مردم عزیز ما که درخارج بسرمیبرند، پول خیلی اندک ااست، ما شرایط  جمع آوری پول مهم است که به طریق اساسی طرح ریزی شود. به طریق اصولی توجه  تجاران ملی ویا کمک دولت را جلب  نمایند تا تدوای او بصورت اساسی آغاز گردد. امانی گرامی هــر کس ترا فرامــوش  کنــد مردم هــنردوست تــرا فــرا موش نمکنــند، در ایــن راستــاازبــرادر گــرامی هموطن شریف ما جناب عــرفان الله “عابــدی”  که در ارسل فوتوهای امانی صاحب از کابل بنده را یاری رساندند و ازجناب استاد مــحمــد اسحــق”ثــنا” شــاعــر معروف کشورکه قطعه شعر را در وصف  امانی عزیز سروده و برایم گسیل داشته اند، که درذیل مطالعه میفرمائید وهم چنان ازخواهر بااحساس ما بانو ” ملالی شبنم” وبرادرگرامی ما جناب “میلاد شریف” که ویدیو کلپهای ” امانی” را در یوتوپ گذاشتند، منمون وسپاسگذار هستم. امید وارم چند سطر نوشته بنده  نیز توجه دوستان که چاره کار و پول کمک در اختیاردارند، جلب نماید.

درد وغمم شد فزون چاره درمان کجاست؟
بیــش ازین طاقتی درتــن لــرزان کجاست؟
نخل امید وطــن سوخــت زلب تشنــــگی
تا کــه لبــی تــر کنــد نم نــم باران کجاست؟
ازوطن آواره گی سوخت تن وجان من
شهــر چو زندان مرا راه بیابان کجاست؟
تا کــه ز راه  وفا بــزم طرب  ســر کند

امانی خوش سرود، بلبل خوش خوان کجاست؟
خفته صدا در گــلوســوز ونوا در گــره
بلبل پروان زمین  مست وغزل خوان کجاست؟
صبح هنرتیره شد شام ضلالت رسید
بازبتابــد سحــرکوکب رخشــان کجاست؟
زاهــد درد آشنــا، عابــد راه خــــدا
نیست دریــن شهرما، هست بگو آن کجاست؟
محمد اسحق “ثنا”

دوستان گرامی برای شینیدن ویدیوکلپها روی لینک کلیک نماید.

بلبل پروان زمین ، منظور از “امانی” است
کاپی  از این سایت با نشانی  ادرس  مجاز است

watch Amani songs # 2

watch Amani

اظهار سپاس زنان افغانستان از زنان کانادا

دوستان گرامی!   زنان کانادا  از طریق  جمع آوری  اعانه ، معاش یک تعداد معلمین مکاتب و برآورده ساختن امکان درسی برای دختران افغانستان و سایر ضروریات مکتب راسالانه در چوکات حقوق بشر  ارسال  میدارند.  پستکارت ذیل  از طرف  دفتر مرکزی { زنان کانادا برای  زنان افغانستان}به مناسبت هشت مارچ ارسال  شده بود.  خانم مروارید ضیایی مدیر دفتر مرکزی  در افغانستان ضمن سپاس از زنان کانادا  از جریان کار های  تدریسی و حالت  شاگردان طی ایمیل اطمنان داده است. خوشبختانه بنده سعادت عضویت {زنان کانادا برای  زنان افغانستان} را دارم برایم  وظیفه داده شد تا موضوع را در سایت منتشر سازم .

متن را با انگلیسی مطالعه نماید .

سپاسگذاری
دخترک درحال درس خواندن

The following Email Message was sent by our Kabul Office Country Director, Murwarid Ziayee, to the Afghan partners who are running the schools, literacy classes, orphanage and village libraries in recognition of our solidarity and support for IWD:

Dear Partners and Friends,

On behalf of all of us at CW4WAfghan, we thank you and appreciate your enthusiasm and hard work for the advancement of Afghan women and girls through education. We are thrilled to extend our solidarity to you for your commitment towards women’s rights to education, a fundamental right that leads them to a better life for themselves as well as for their families.

Your partnership has a great value to us.

The International Women’s Day is widely observed in Canada and many CW4WAfghan chapters and members across Canada are hosting a number of events in which Afghan women and their courageous work will be honored at these events.

On this occasion, please find attached the appreciation certificate prepared by CW4WAfghan board of directors, that appreciates your commendable courage in changing women’s lives via education. We would be glad if the attached appreciation certificate is shared with other colleagues and beneficiaries as a sign of appreciation for their commitment and participation in the projects we support.

Wish you all the very best,

Murwarid Ziayee, Country Director

Canadian Women for Women in Afghanistan

سپاسگذاری

watch u

اعلان فاتحه: مرحومه بی بی حاجی مریم صدیقی، سابق آریشگرتلویزیون ملی افغانستان


بی بی حاجی حورا صدیقی مادر
شریفه صدیقی خواهر
خواجه امان الله صدیقی
خواجه نصرالله صدیقی
الحاج خواجه خلیل الله صدیقی
خواجه حفیظالله صدیقی و خواجه نورالله صدیقی برادران
داکتر شیما صدیقی، ممتاز صدیقی و هیره صدیقی خانم های برادران
خلیل الله زبیح شوهر خواهر
جاوید زبیح، هارون زبیح، عبیدالله زبیح، ریتا زبیح و فوزیه زبیح خواهرزاده ها
خواجه عنایت الله صدیقی،خواجه حمیدالله صدیقی، میتا صدیقی، علی صدیقی،کرولین صدیقی کریشمه صدیقی، پروانه صدیقی ، ریتا صدیقی، رویا صدیقی، اقلیما صدیقی برادرزاده ها ،خواجه غنی صدیقی،خواجه زمری صدیقی،خواجه امین الله صدیقی، پسران عمه ، پروین صدیقی، انجلا صدیقی، افغانی صدیقی، دختران عمه، ضیاوالدین صدیقی، امام الدین صدیقی،پسران کاکا نسبت وفات بی بی حاجی مریم صدیقی سابق آریشگر تلویزیون ملی افغانستان به اطلاع دوستان میرسانند که جنازه بتاریخ 14 مارچ 2011 میلادی روزدوشنبه ساعت دو بعداز ظهردر هدیره مسلمانان شهر روتردام هالند بخاک سپرده میشود. فاتحه زنانه ومردانه از ساعت سه تا ساعت پنج بعدازظهرهمان روز درمرکز فرهنگی واسلامی شهر روتردام هالند گرفته میشود. برای معلومات بیشتر میتوانید با تلفون های ذیل در تماس شوید .
انا الله وانا الیه راجعون
ادرس ونمرات تلفون:

adress
Stichting Cultureel Centrum Iman voor Afghanen in Nederland
Karel de Stouteplein 23
3082  RM   ROTTERDAM

For more information call
0031614140377
0031624240297
003161716317

اظهار تسلیت بفامیل محترم صدیقی!

با تاسف اطلاع گرفتم که الحاج مریم صدیقی جهان فانی را پدرود گفته اند، بدین وسیله تسلیت خویش را برای فامیل محترم صدیقی و متباقی دوستانش عرض نموده وخودرا در غم واندوه شان شریک میدانم ، مریم صدیق همکار خوب برای تمام کارمندان رادیو تلویزیون ملی بودند ، خداوند روحش را شاد و آرامیش ابدب نصیبش گرداند. با حرمت ماریا دارو
*******
ا ظهار تسلیت

تسلیت نامه بشیر دژم واعضای خانواده از آلمان؛
با اظهار تاثرات عمیق وجانکاه خبر وفات مرحومه بی بی حاجی  مریم صدیقی را که در گذشته یکی از کارمندان با تجربه  وسابقه دار  رادیوتلویزیون افغانستان بودند و در عرصه کاری شان مصدر خدمات شایانی گردیده بودند وسالهایی طولانی در شرایط دشواری در خدمت کشور عزیزش بود ما را تکان داد ونهایت متاثر شدیم
خانواده ما در حالیکه درین اندوه بزرگ خانوادهء محترم صدیقی به خصوص همکار ان گرانقدر من محترمان خواجه خلیل الله صدیقی وخواجه صاحب نصرالله  صدیقی وسایر بازمانده شان خود را شریک وهمدرد می داند از خداوند متعال برای مرحومه اجر جلیل وبرای کلیه بازمانده گان  واقارب ودوستان شان صبر جمیل خواسته وبرای بی بی حاجی مرحوم طلب مغفرت می نمایند ،
از آنجاییکه مراسم عزاداری وفاتحه در روز اول هفته دایر میگردد با تاسف فراوان که امکان اشتراک حضوری را نداریم  به خصوص ازین بابت نزد فامیل محترم شرمنده ولطفاً معذور دارید
اما در اندوه بزرگ خانوادهء شما خود را شریک دانسته برای شان دوعا  وبه شما بار دیگر عرض تسلیت می نماییم
امیدواریم قبول گردد
با تقدیم احترامات به همه اقارب ودوستان مرحومی

خبر خیلی جالب ، ملا عمر رهبر طالبان در پاکستان سکته مغزی نموده است وزبانش فلج گردیده است

رهبر طالبان ملا محمد عمر در اثر یک سکته مغزی برای چند روز مورد معالجه و تداوی در یک شفاخانه در شهر کراچی پاکستان قرار گرفته است. این موضوع را روز نامه آمریکائی ” واشنگتن پست”  از زبان یک کارمند سابقه سی. آی  ای. افشا نموده است. یکی از دوکتوران معالج وی در شفاخانه که در شهر کراچی  پاکستان قرار دارد ، به کارمندان  ” اسبق”  سی آی ای ، دستگاه استخبارات خارجی آمریکا  افشاٌ نموده است.ظاهراٌ مقامات آمریکائی این روابط را روابط اطلاعاتی شخصی قلمداد نموده اند. این گروپ به نام ” ایکلیپس گروپ”  معروف است.  به اساس این گزارش ملا عمر بتاریخ هفتم جنوری 2011 در اثر یک حمله قلبی دچار عرضه مغزی گردیده است. ملا عمر به نسبت این عارضه نمیتواند درست صحبت نماید. ملا عمر را که رهبر یک چشمه  نامیده اند، مقامات استخبارات پاکستان به شفاخانه رسانیده که این رهبر یک چشمه  بعداٌ مورد عملیات جراحی قرار گرفته است. دوکتور معالج وی توضیح داده است که ملا عمر بعد از چند روز  بستری د ر شفاخانه با  هدایت عاجل دو باره به محل دیگر انتقال داده شده است تا  بدون کدام تشویش استراحت نماید.یکی از منابع محرم مربوط به طالبان تائید نموده است که ملا عمر در یک خانه ائیلاقی مربوط به آی اس آی پاکستان به استراحت میپردازد و وضع وی نسبتاٌ رو به بهبود است.

با گفته سفیر پاکستان در ایالات متحده آمریکا حسین حقانی  با حماقت و بی شرمی از این مساٌله انکار نموده است و گفته است که پاکستان گویا این چنین رهبران القاعده و طالبان را دستگیر مینماید.

واشنگتن پست اضافه نموده است که پاکستان ظاهراٌ همکار ناتو و غرب است اما دستگاه آی اس آی  با شبکه طالبان همکاری دارد.

تبصره نویسنده: گر چه ملا عمر دارای قلب سنگی است زیرا روزانه دها افغان بیگناه در اثر انفجارات و حملات انتحاری با خاک و خون میغلطند که همه تحت رهبری او و سازماندهی  عمال دوزخی استخبارات پاکستان صورت میگیرد. ملا عمر و ترریستان بیرحم خارجی و همشریکان پاکستانی آنها خوب میدانند که آنها فقظ مظلومترین انسان های بیگناه و عامه را به قتل میرسانند و هیچگاهی نمیتوانند زورمندان را هدف قرار دهند. .بناٌ این ملای یک چشمه قلب و احساسی ندارد. جای این چنین جانیان ته ترین دوزخ باد. اگر هر کسی و در هر حالتی به  کمک های عاجل صحی نیاز داشته باشد ،بحیث یک حق انسانی  باید مورد مداوا قرار گیرد. اما اصل مساٌله در آن است که  حکومت  ولد طوطئه و  فریبکار پاکستان و  دستگاه جهنمی  آی اس آی  این حلقه  زشت  ومنفور در آسیا چگونه از مداخله بی شرمانه اش در افغانستان و حمایت طالبان انکار میکند. دوم اینه آیا این موضوع از آگاهی قبلی دستگاه های مخفی و نظامی غرب و ناتو بدور بوده است، طبعاٌ که نه. سوم اینکه چرا دستگاه های تبلیغاتی که روزانه صد ها ساعت را بزبانهای دری و پشتو تبلیغات مینمایندٌ این موضوع را کتمان نموده اند در حالیکه در تما م نشرات غربی این موضوع  منتشر گردیده است.جالب این است که  حکومت افغانستان نیز در این موضوع خموشی اختیار نموده است و هیچ تبصره بر نقش بی شرمانه پاکستان در حمایت از طالبان صورت نگرفته استروزنامه هالندی ان ار سی  هم این موضوع را به نشر سپرده و افشا نموده است که حکومت  و استخبارات جهنمی پاکستان تعداد زیاد از حلقات رهبری طالبان را در شهر کراچی پاکستان  جابجا ساخته است تا آنها از خطر حملات هوائی آمریکائیان در امان باشند. و بدون تشویش و در امان دستگاه جاسوسی پاکستان و سازماندهی انفجارات و قتل بیگناهان وطن ما مبادرت ورزند.

با تشکر از جناب  جمال  رستمی  مسوول  سایت نورافشان که این خبر را در اختیار ما گذاشتند.

با استفاده از مطالب  با نشانی  سایت  مانع نیست.

تبریکه بمناسبت هشتم مارچ

زنان جهان مانند بهار شگوفان باشید

در تبریکه روز هشتم مارچ ،روز همبستگی زنان جهان را تبریک وتهنیت عرض  نموده همبستگی  زنان جهان را در دفاع از خقوق شان  خواهانم .

سروده زیبا در وصف زن از جناب عابدی

جناب  محترم عرفان الله “عابدی ”  در بلاگ ” ماریا دارو” خوش  آمدید؛ سروده زیبای تان را در وصف  زن سپاس گفته منتظر همکاری  های  بیشتر شما میباشم.

عرفان الله عابدی  از کابل

زن

در متن شعر زتن
چو گلهای بهاری همشه شاداب باشید

یک دهان خواهم به پهنای فلک

تابگویم وصف زن را یک به یک

زن مگو دریای راز مرد هاست

مرجع رازو نیازو دردهاست

زن چه باشد آشنایی ناشناس

هرزمان پیداشود در یک لباس

یک زمان گردد نکوتر از ملک

پا گذارد از بلندی بر فلک

می شون کان وفا، کانون مهر

قلب او رخشان تر از قلب سپهر

همچو گل شاداب و خوشرومی شود

چشم خاموشش سخن گومی شود

گر بخواهد زن، به توجان می دهد

هرچه می خواهد دلت، آن می دهد

در متن شعر زن
مرسل زیبا

گر زن نبود نوابغ جهان را چه کسي پرورش مي داد

فرار رسیدن روز جهانی زن را برایت تبریک میګویم

آرزوی یک طفل افغان ونامه او بر آنجلینا جولی ستاره فیلم امریکایی

دوستان گرامی  این  متن ذیل از وبلاگ نگاه زن کاپی گردید، بخوانید که اطفال  وطن چه آرزو دارند.

آرزو یک طفل  افغان
میدانید این طفل چه آرزو دارد؟

سلام آنجلا جولی از وقتی به افغانستان آمدی رفیقم احمد میگفت که آنجلا جولی آمده تو خبر داری؟ و من می گفتم که آنجلا جولی دیگر کیست؟ احمد به رویم خنده میکرد و میگفت: دیوانه آنجلیا جولی را نمیشناسی او بزرگترین اکتور جهان است. به راستی تو را نمیشناختم  تا اینکه تو به کمپ ما آمدی . ازدحام زیاد بود. همه به سوی تو می رفتند. آدمهای جدید، زنها و مردهایی که تا آنوقت در کمپ ندیدمشان هم بودند. اطراف تو را افرادی گرفته بودند که هر کدام یک لبخند بر لب داشتند. من در گوشه ای فقط از دور می دیدم. قد بلندی داشتی چشمان زیبا و پوست سفیدت همه کودکان داخل کمپ را حیران کرده بود. تو آمدی بودی تا از اطفال دیدن کنی ولی آدم های کلان اطرافت را پر کرده بودند. زنی صورتت را می بوسید، مردی با تو عکس میگرفت و ملای کمپ ما با تو قول میداد. همه، آن همه ای نبودند که قبلا دیده بودم. تو آمدی، از اطفال سوال کردی. آنها ما را به تو نشان دادند. قلب ما تیز تیز میتپید. هر قدم که به طرف ما می آمدی ما زیادتر مضطرب می شدیم. سر کودکی را نوازش کردی به دیگری به زبان خودت آفرین گفتی وقتی به سوی من آمدی ترسیدم، قدمی به عقب گذاشتم، لبخند زیبای تو سبب شد  که بایستم. مرا آرام بغل کردی آغوش تو گرم بود من تا حال این آغوش گرم را احساس نکردم آخر مادر نداشتم که حس کنم، موهای پریشان تو از زیر چادرت بر آمده پیش چشمانم را گرفت. ناگهان دیدم همه از من و تو عکس میگیرند. در تمام عمرم کسی حتی به شوق از من عکس نگرفته بود و حالا صدها بار عکس گرفته می شد. کسی بعدا به من میگفت عکست در تمام مجله های خارجی چاپ خواهد شد و تو آدم مشهوری خواهی شد که با آنجلا جولی عکس ات را گرفته اند.

طفل افغان با انجلا جولی

آنجلا جان دیگر بعد از رفتنت ما باز همان نان ساده را میخوریم همان لباس پاره پاره را می پوشیم. دیگر کسی ما را در آغوش نگرفت. کسی از ما عکس هم نگرفت. من به ترجمانت گفتم که من مادر ندارم مادرم در یک حمله انتحاری کشته شد و پدرم  در جنگ به دستور رهبرش تیرباران شد حال پدرم زیر خاک و رهبرش هوتلی دارد که تو حال در هوتل او چند روزی بودی و او قدر و عزتت میکرد من میخواهم در آینده یک آدم مشهور شوم و مثل خودت بیایم به همه کمک کنم. این نامه را وقتی می نویسم که دیگر هیچ کس از ما خبر نمی گیرد از آنهمه آدمی که همراهت آمده بودند خبری نیست. آن زنی که به شوق صورت زیبایت را میبوسید دیگر نمی بینیم، عکاس ها هم دیر وقت است این طرفها نمی آیند و ملای کمپ ما که با تو قول میداد دوباره غظبناک نشسته و از حرام بودن دست دادن زن و مرد برایمان میگوید. آنجلا جان این نامه را پنهانی می نویسم. تاریکی شب است. من هنوز عکس تو را بین کتابچۀ خودم نگاه کردم و هر روز انتظار میکشم تا تو بیایی و بدون مردها و زنان و عکاسان و ملای کمپ مان تو را تنها ببینم و برایت بگویم که مادرم چرا کشته شد و پدرم چگونه وسیلۀ دست رهبرش گردید.

انجلا جولی در یتیم خانه ا

استفاده از سایت با نشانی  وبلاک مجاز است

فوتو ها ومضومن آرزوی  کودک افغان از  وبلاگ  نگاه زن  کاپی  شده ایت.

زنان شجاع هشت مارچ ،یعنی شکستن قفس ننگ

ن- م – ساغر از کابل

هشت مارچ
زن در قفس ننگین چادری ومیله های اهنین

از خدا میپرسم  چرا زن آفریده شدم، چرا عدالت در باره من  مراعات نمیشود. چرا  شاهین ترازو هم مانند نیست اما درکتب آسمانیت  گفته بودی” من بندگانم را مساوالحقوق خلق  کرده ام”. پس کجاست  آن وجدان بیدار که فرمان ترا عملی  بدارد. تو خالق همه هستی،  میباشی . پس قاضی  چه بکاراست. قاضی  که خود غرق  گناهست، چرا برمخلوق  تو فرمان میراند.  هستی عالم همه  فرمان توست، قاضی  موعود توهستی، بنده های  گنهکار چه حق  دارند، فرشتگان را که  “هستی  را در دامانش  پروش  میدهد ودوام زندگی  با آنها  بستگی دارد”، فرمان میرانند. این سولات از کودکی مرا محاصره کرده بود، جواب  آنرا خالق  برایم  داد، گفت کلام  اول که در فرانکریم ذکر است آنرا عملی کن.{ بخوان}

ما زنان از امرخدا پیروی میکنیم اما نا خدایان روزگار ما را تیزاب میباشند.                                                             خدا گفت، عشق آفریده ام، عشق را تجربه کن. بلی! صدیقه وخیام  فرمان خدا را پیروی کردند، اما نا خدایان آنها را سنگسار کردند. خدا گفت، ترا انسان خلق کردم  و”شرف المخلوقات ” خواندمت. بلی! مگرکجاست آن شرافت که دامن مادرم، خواهرم را لکه ننگ میزند، با تجاوز دسته جمعی کودکان وزنان  راتحقیر وعذاب روحی  میدهند.                                                   خدا گفت آنچه درطبعیت برایت آماده کرده ام، مستفید شو، با حرکت زمان خود را تطابق  بده. بلی! میخواستم چنان کنم اما نا خدایان برمن فرمان میراند، برایم  قفس ازچادری ومیله  آهنین اماده ساخته اند.                                                      خدا گفت، بهشت بشریت را زیر پای تو نهادم…… بلی!  مگر نا خدایان مادر را نیز تجاوز مینمایند، مرمی باران میکنند. درکمرش بم  انحاری  می بندند وجمعیت ازهم  قطارانش را هلاک میکنند.                                                                  خد اگفت، بنده  حق کشته مورچه را ندارد، هلاک وحیات بشریت بدست من است . بلی ! مگر ناخدایا برای نابودی بشریت کمر بسته اند، روزانه هزران نفرزیر بم های انفجاری و انتحاری آنها جان میدهند.                                                          خدا گفت، جنایات بشر دردنیا و در اخرت محاسبه میشود. یقن کردم، اما ناخدایا از نام توقدرت بیشترگرفته اند، فرمان مسلمانی میرانند.  بلی! هموطنان، هشت مارچ یعنی  چه ؟؟ ؟؟؟   زنان جهان درهرکشورتحت  رنج وستم قانون مدنی قراردارند، هرکشور نظربه رشد فکری، ترقی  وتمدن، در اجراات استسماری  و ستم  زنان دارای سلیقه متفاوت میباشند. اما در کشور که من زاده شدم ممتاز ترین کشورهاست، زیرا قانون معدنی وآسمانی برمن حاکم است. ممتاز بودن در این جهت است که با سوً استفاده از کتب خدا ودنیا بر من، تو، مادران وخواهران ما  ستم روا داشته اند. با فیلم وتصاویرتماشاه کنیم .  ای  فرزند جاهل ! این منم که توهستی، این مادر”زن” است که توهستی، بشنوای فرزند  نا اهل که چه کردی، ازشیرپاکم  تغذیه کردی . برای کشتنم  کمر بستی. بیا بدرد دل زنان” مادران”  را گوش کن، از اعمال جنایت پیشه خود خجالت بکش.     زنان قفس را ننگ را آخر میشکند و ازحق خویش چون بنده خدا، دربرابر ستم نا خدایان دفاع مینماید. غافل مباش که دامن پرُ خونت شواهد انکار ناپذیر است.

خواهر هموطنم از بم انتحاری جان بسللامت برده است

آیا از دیدن این  چهره وجدان تان تکان نمیخورد؟.  یقن دارم انکه وجدان دارد، دست به کشتن بیگناهان نمی زند، مگر میدانم، کسانیکه دست به جنایت بشر میزنند، فاقد وجدان اند.   وجدان همان طوریکه  دیده نمیشود مگر احساس میشود. نمیدانم برای  این نوع احساس  چه نام گذارم، در قامونس  ، فرهنگ وتمدن بشریت نامی برای آن نیافتم. آیا خواهران هموطنم سایسته  آین نوع مجازات است؟                                          هموطن  عزیز !  تو مرا رهنما شود برای  این نوع  جنایت  چه نوع مجازات لازم است. آنانیکه باید مصوون باشنند، از شخصیت عالی برخوردار وقابل  احترام همگان باشند، چنین وحشت زده ، در محضر عام از مرگ حتمی  میگریزند. اکنون شمارا به تماشاه  ویدیو کلپ از جنایت بشر دعوت مینمایم.  به درد دل  دختران معصوم  ولایت کندهار گوش کنید.

تیزاب پاشی بصورت دختران معصوم ولایت کندهار watch

تصاویر از سایت همایون و ویدیو از یوتوپ گرفته شده است

کاپی  از این سایت با نشانی  منیع  مجاز است

بزرگ داشت از صدمین سال روز همبستگی زنان جهان


نویسنده : بانو نجیبه آرش

صدمین سال روز
بانو نجیبه آرش

بشریت مترقی امسال صدمین سالگرد  هشتم مارچ را در بهبوهه خیزش های آزادی خواهانه در شرق میانه بر ګزار مینمایند۰ جوانان بیدار و بی تعصب عرب اعم از زنان ومردان آګاه که جفای حکومت های مستبد و مزدور را با تمام وجود درک نموده اند ، دیګر نمیخواهند  زیر استبداد سلطنت امیران و شیوخ عیاش و خود کامه بروند.  بویژه زنان عرب در مصر، تونس، لیبی، قطر، کویت و الجزیره میخواهند هشت مارچ روز همبستګی زنان جهان را در همپیوندی زنان سایر ملل مستقل بطور آزادانه در کشور شان بر ګزار نمایند۰زنده باد ندای صلح، آزادی وپیروزی زنان به پا خاسته ای عرب!

در سال ۱۸۵۷ زنان کارګر نساجی و خیاطی شهر نیویارک برای افزایش دستمزد،  کاهش ساعت کار و بهبود شرایط کار ، به خیابان ها ریختند و به   تظاهرات پر داختند ۰  که این نخستین هنګامه خیزش زنان، علیه بی عدالتی، ظلم و ستم سرمایه و تکانه نیرومندی در جهت بیداری زنان جهان محسوب میګردد.اګر چه این جنبش حق طلبانه و دادخواهانه توسط پولیس سرکوب شد ولی ریختن خون ناحق آن ها سبب شد تا زنان جسور ، شجاع و متعهدی در جهان سر بلند کنند که راه طی  شده  کلارا زتکین و روزالوکزامبرک را با سعی و تلاش و مبارزات خستګی نا پذیری پی گیرند . سر انجام خواسته های بر حق  قربانیان هشتم مارچ در سال ۱۹۱۰ میلادی طی پیشنهادی به کنفرانس کوپنهاګین به تحقق رسید وهشت مارچ در سال ۱۹۱۱ بحیث روز همبستګی بین المللی زنان به رسمیت شناخته شد۰در همین سال ۱۹۱۱ خیابان های آلمان ، اطریش ،سویس و دنمارک با مارش زنان به لرزه در آمد و در سال ۱۹۱۳ میلادی در روز هشتم مارچ ، زنان روسیه تزاری برای بدست آوردن حقوق خود علییه طبقه حاکمه روسیه شوریدند. از آن به بعد ملیون ها زن در سراسر جهان با براه انداختن کنفرانس ها، اعتصابات و مظاهرات خیابانی از هشتم ماچ بزرګداش بعمل آوردند .در کشور عزیز ما افغانستان با وجود بینش و تفکر قرون وسطایی تجلیل از هشت مارچ – روزهمبستګی بین ا لمللی زنان جهان  باپیشینه بیش از ۴۵ سال با نام پر افتخار سازمان دیموکراتیک زنان افغانستان به مثابه جنبش مترقی  چپ زنان تحت رهبری زن شجاع ، پیشتاز و دلیر کشور ما داکتر اناهیتا راتبزاد ، ګره ماندګاری خورده است۰ که برای نخستین بار در ۸ مارچ سال ۱۳۴۶ خورشیدی طی برنامه یی خواسته های بر حق زنان  با برگذاری این روز پر افتخار، فریاد شد. ګردان رزمنده سازمان دیموکراتیک زنان افغانستان  با درک این حقیقت  که درجه آزادی زنان مقیاس طبیعی آزادی عمومی جامعه است، برای بدست آوردن حق   (آزادی در خانواده ،جامعه وبرابری حقوق  زن با مردان ) قهرمانانه قامت بر افراشتند.آنها توانستند در آن برهه تاریخی با حضور فعال از طریق یک حرکت روشنګرانه اجتماعی و فغالیت های سیاسی در پهلوی  جنبش های دیموکراتیک وسیاسی کشور، با مبارزات جسورانه پارلمانی دوره ۱۲ شورای ملی و اعتراضات ، مظاهرات خیابانی ، تدو یر کنفرانس ها و تجلیل شایسته از هشتم مارچ در سراسر کشور نقش ارزنده واثر ګذاری را  برای نسل های امروز و فردای زنان کشور ما بجا بګذارند ۰چنانکه زنان در دهه هشتاد تا اوایل دهه نود در میان قشر روشنفکر کشور نه به ګونه نمادین بلکه درعمل به ګونه واقعی جایګاه شایستهء خود  را احراز نموده بودند و احیای حقوق زنان با مردان بطور واقعی آن برای نخستین بار در قانون اساسی جمهوری افغانستان و سایر قوانین و مقررات دولتی حاکمیت حزب وطن(ح۰د۰خ۰ا)  تسجیل ګردیده بود۰

روز هشت مارچ به مثابه روز آزادی زنان جهان به رسمیت شناخته شد و در اسناد تقویمی روز رخصتی اعلان ګردید و همه ساله با شرکت فعالانه هزاران تن از مادران ،زنان و دختران شجاع و آګاه کشور در هم پیوندی زنان آزادیخواه سراسر جهان به قصد بیداری سیاسی ورشد آګاهی اجتماعی زنان  با تدویر محافل با شکوه با اشتراک مقامات ارشد دولتی از هشتم مارچ بزرګ داشت بعمل میامد۰

بزرگ داشت از صدمین
هشت مارچ

ورفته رفته تجلیل از این روز شایسته بیک عنعنه سرتاسری در کشور ما تبدیل ګردید  و از زنان شایسته  در عرصه های مختلف بدون تعصب ،تفکیک ملی، مذهبی،لسانی،سیاسی و سازمانی تقدیر بعمل میآمد۰ به اساس پیشنهاد ریاست سازمان به مقام دولت افغانستان همه ساله به پیشواز هشتم مارچ عده کثیر زنان محبوس از حبس رهایی یافته به آغوش ګرم خانواده های خویش باز میګشتند ۰شوربختانه باید ګفت که بعد از سقوط دولت ملی و مترقی افغانستان در سال ۱۹۹۲ میلادی با هجوم ګره های تاریک اندیش ودر ګیری های تنظیمی ،تخریب ادارات دولتی، تبدیل مکاتب دخترانه به سنګرګاه ګروهای متخاصم، دختران را از تحصیل باز ماندند.  زنان کارمند اکثرا خانه نشین شدند و به نسبت نبود امنیت در زیر چادری رفت و آمد میکردند که با آمدن طالبان زن ستیز، آخرین شمع آزادی زن خاموش شد۰ هشت مارچ تکفیر شد، وجود زن اشتباه خلقت خوانده شد به مادر که خود آزادی بود فرمان میراندند ، به زن که ندای آزادی بود شلاق میزدند و حضور بینقاب زن در اجتماع به اشد مجازات محکوم میشد۰ ولی صدای زنان هر ګز خاموش نشد. زنان، جنایات طالبان را در ګوشه چادر ګره زده خانه به خانه برده توضح و تشریح میکردندو ازهشتم مارچ بطور مخفی زیر پوشش محافل عروسی و شیرینی خوری استقبال به عمل میاوردند۰اګر چه بعد از حوادث یازدهم سبتمبر ۲۰۰۱ میلادی  تغیرات در چوکات سیاسی کشور ما رونما  ګردید ودر موجودیت نهاد های بین المللی فضای بالنسبه دموکراتیک وتحرکی در ایجاد آزادی بیان شکل گرفت؛ ولی بنا به نبود امینیت سرتاسری در کشور و بروز حوادث خونین که از جانب تروریستان طالبی به کمک دستګاه جهنمی (   آی۰ اس۰آی) پاکستان بوقوع میپیوندد که متاسفانه عاملین ان بنا بر ضعف حکومت پی ګیری نشده و به جزای اعمال خود نمیرسند؛ این تغیرات اندک درسیرهمگانی سازی ناتوان است.

از همین جاست که حوادث مکرر وتکرار میشود۰ ازین رو بزرګداشت از روز جهانی هشتم مارچ نیز در فضای ترس و بی باوری مقامات دولتی بطور بی رنګ و سمبولیک تدویر میګردد۰ ولی زنان آګا و جسور کشور ما با حفظ افتخارات ګذ شته و با وصف چالش های جدی در فرا راه شان؛ با شرکت فعال در لوی جرګه قانون اساسی، شرکت ګسترده در انتخابات ریاست جمهوری ، شرکت فعال زنان در انتخابات ولسی جرګه در هر دو دوره، سازمان دهی نهاد های زنان چون کمیته مشارکت سیاسی زنان، پروګرام ۵۰٪ و نشر ده ها قطعنامه جهت تخطی از حقوق زنان و تقبح جنایات شرارت افګنان طالبی ، حضور خود رادر جامه افغانستان تثبیت  کردند۰زنان مبارز و آګاه در خارج کشور هم آرام ننشسته اند پیوسته از طریق تشکیل اتحادیه ها، انجمن های زنان، نشرات رسانه ای ، در جهت آګاهی زنان و کمک های بشر دوستانه مادی به خانواده های فقیر و تهی دست کابل۰ از هیچ ګونه سعی و تلاش دریغ نورزیده اند و  درفش هشتم مارچ ـ  روز همبستګی جهانی زنان را پیوسته دراحتزاز نګاه داشته اند۰

به پیش بسوی تجلیل شایسته از صدمین سالګرد هشتم مارچ روز همبستګی بین المللی زنان جهان در شهر کابل که خوشبختانه با حشر عمومی به دعوت محترم نواندیش شاروال کابل برا انداخته خواهد شد۰ البته پیروزی در وحدت و تشکل ماست.     درخشان باد مشعل تابناک هشتم مارچ روز همبستګی زنان جهان

ماخذ: یاداشت های سیاسی و رویداد های تاریخی از محترم سلطان علی کشتمند

تاریخچه جنبش زنان در افغانستان


جنبش زنان مترقی در افغانستان
شیرین نظیری

نویسنده :    شیرین نظیری


در قسمت اول در جنبش های جهانی اشاره شده است که در نیمه دوم قرن هژده و با آغاز قرن نزده هم، پیشرفت های تخنیکی با اکتشافات و اختراعات جدید در عرصه های مختلف در جهان بوقوع پیوست و در نتیجه آن سطح زندگی و دانش بشری ارتقا نموده و ارزش های جدید درفرهنگ و مناسبات اجتماعی ، طرز دید و ارتقای سطح حیات نیز بوجود آمدند.که این همه تحولات و تغیرات منجر به تغیرات در سطح زندگی بشر گردیده و با عث بروز اختلافات میان پدیده های نو و کهنه ، فقر و غنا ، آزادی و استبداد در داخل کشور ها و هم چنان در سطح جهانی گردید،هر کشور این تفاوت ها را نظر به سطح زندگی مردم خود در آزمون زمانه قرار داده و فراز و فرود های مدهشی را پیمودند و در نهایت به اهداف و استراتیژی های خود نایل آمدند.
درکشور ما افغانستان نیز این ارزش هاگاهی به یک مدت کوتاه به جلو و زمان زیادی به عقب بر گشته است و هم اکنون که بیش از یک و نیم قرن از آن می گذرد باز هم ما در چرخش های عقب گرائی خود قرار داریم و تفاوت های زیادی میان کشور ما و جوامع مدرن امروزی وجود دارد. یکی ازین تفاوت ها فرهنگ مرد سالاری است و چنان در روح وروان جامعه ما قویاً جا گرفته ، که مانند دیوار مستحکم مانع نفوذ ترقی، پیشرفت و تکامل شده و حتا احقاق حقوق زنان را که یک امر انسانی و مستلزم عصر جدید است شدیداً در تحت شعاع خود قرار داده و زنان را در چهار دیوار خانه ها زندانی ساخته. اما با آن هم عده ای از شیر زنان ما در گذشت تاریخ و هم چنان در وضعیت های استثنائی،در ها و دروازه ها را شکستانده و صدای خود را بلند نموده و در امور رزمی مردان را تشویق ،در جنگ علیه تجاوز و استبداد بیگانگان سهم گرفتند و نقش خود را بدرستی انجام داده و نام خود را ثبت تاریخ کشور نموده و جاودانه ساختند. این آزاده گان خود جوش  چون ملالی ، اینو ، غازی ادی ، زهرا و دیگران…. بودند.
غبار به یکی ازین صحنه ها در ارتباط با جنگ دوم افغان و انگلیس به نقش مهم این سر سپرده گان افغان اشاره کرده می نویسد: ” در جنگ های جبال کابل بود که مردم بیرق های رنگارنگ بر افراشتند و زنان کابل وظیفه آب و نان رسانی مبارزین ملی را در قله کوه ها بدوش گرفتند. دسته جات این شیر زنان با کوزه های آب و بسته های نان مثل آهوان در سنگلاخ های جبال میدویدند و جنگ آوران دلیر را تغذیه می نمودند.”
غبار ادامه میدهدکه: ” چهار صد نفر از زنان کابل درین وظیفه سهم گرفتند و هشتادوسه نفر آنان در جنگ کوه آسمائی شهید شدند.” « صفحه 629 »

انگلیس ها از تحریک و تشجیع زنان افغان در شدت جنگ ،افزون برآن فراهم آوری مواد غذائ در سنگر های جنگ و مقاومت، شدیداً به هراس افتادند و کوشیدند زنان را در حصار خانه ها نگه داشته و آنها را از ساحه جنگ به هروسیله که امکان پذیر است به دور نگه دارند. انگلیس ها با اهدای پول و پست های حساس به متنفذین قومی ، روحانیون مذهبی و اشخاص جا طلب که همواره نیات شوم خود را بالای این مردمان قبولانده و اهداف خود را تطبیق نموده اند.

درین مقطع زمانی انگلیس بار دیگر دست به پلان جدید زد و از ترویج چادری در میان زنان  کار گرفت و نیروی فعال جنگ را نیم پیکر جامعه را تشکیل می دادند، بواسطه شوهران شان خانه نشین و دور از اجتماع ساخت که تا امروز این نیمه بدنهً جامعه در عزلت قرارگرفته و از امور اجتماعی به دور نگه داشته شده اند.یکی از علل عقب مانی جامعه ما نیز در همین موضوع نهفته است. ولی در حالات استثنائی زنان شجاع کشور آرام ننشسته و وظایف خود را در قبال مادر وطن بدرستی انجام داده اند. یکی ازین فداکاری های زنان در سال های اخیر ،مقاومت زنان غیور افغان در برابر طالبان این دشمن نهضت زن در شمال کشور است. زمانیکه طالبان وارد شهر مزار شریف گردیدند. زنان شهر مزار شریف با انداختن آب جوش ، سنگ ها و کثافات از بالای بام ها، صفوف آنها را در هم شکستند. نظر به همین دلیل بود که طالبان بار ها در شهر مزار شریف به شکست فاحشی مواجه شدند. زیرا اهالی مزار خود را به زودی به این دشمنان خود فروخته پاکستانی و ضد ترقی و پیشرفت تسلیم ننموده و زن و مرد این سر زمین در برابر جهل و تاریکی به مبارزه برخاستند و هزاران نفر جان های شیرین خود را در دفاع از شهر شان از دست دادند.تاریخ گواه برآنست که ما همیشه نخبه گان مبتکر داشته ایم که با نام شان افتخار می نمائیم. یکی ازین نخبه گان و پیش گامان نهضت زن در جامعه ما ملکه ثریا است.این بانوی آزادی خواه که آوان کودکی و نو جوانی خود را در خارج کشور سپری نموده بود، با استفاده از دست آورد های کشور زادگاهش، دست به یک سلسله تحولات مثبتی درحیات زنان درکشورآبائی خود زده ،که زبان زد مردمان ما و درج تاریخ کشور گردیده است.
وضعیت ناگوار زنان ، زندانی شدن زنان در چادری و محصور ماندن آنها در چهار دیوار خانه ها ، بیسوادی و محکومیت و محرومیت زنان در زیر پاشنه های مرد سالاری برای ملکه ثریا ،رنج آور بود زیرا ملکه ثریا این همه احساس و اندیشه ها را از پدر میهن دوست و ترقی خواه خود محمود طرزی کسب نموده و قطب نمایی راهی خود، جهت بر آورده شدن آرمان های والایش نموده بود.
محمودطرزی در مورد تعلیم و تحصیل زنان چنین می گفت که: فقط زنان تعلیم یافته و منور می توانند که مادران و همسران خوب باشند و هم چنان همین زنان است که فرزندان را که آینده متعلق به آنها است به بار می آورد و در دامان پر عطوفت خود می پرورانند. محمود طرزی این مرد روشن ضمیر در سراج ا لاخبار افغانیه ، مطالب بیدار کننده برای نخستین بار جهت آگاهی زنان با احتیاط کامل در ستون تحت عنوان”ناموران زنان جهان”بدست نشر سپرد و در آن از زنان قهرمان،سهم گیری آنهادرامور اجتماعی اقتصادی و حل پروبلم های اجتماعی زنان مطالب سودمندی برای جلب خواننده گانش می گذاشت.
جنبش زنان که در زمان شاه امان اله خان شکل گرفته بود. محور اصلی آنرا پیشرفت وترقی و نجات زن از محرومیت و رنج های گوناگونیکه دامنگیرش گردیده بود تشکیل میداد. که این تشکل حقوق و آزادی زنان را در تمام عرصه ها بخصوص تعلیم وتربیت، حق تحصیل، حق کار و استراحت، حق آزادی فردی،مصئونیت فردی، آزادی گفتار وبیان ،اجتماعات، فعالیت های سیاسی ومدنی، وسفرهای تحصیلی را به خارج کشورتامین می نمود.
” انجمن حمایت نسوان ” عصر امانی یک گام دیگر در رشد اجتماعی نسوان بود.این
انجمن به سر پرستی « افتخاری » قمر غازی و اداره رقیه « عنایت سراج » اعتمادی و زینب عنایت سراج « یکی از پیشآ هنگان نهضت زن که خدمات ارزشمند او در خور تقدیر است » و به همکاری یک عده زنان با سواد و با تجربه دوره امانی شروع به فعالیت کرده و بزودی به یک مرکز تجمع زنان جوان و کلان سالان کابل در آمد.پروگام های آن بیشتر شامل سواد آموزی ، دوخت و بافت و هم چنان امور منزل بود.
در سال 1322 خورشیدی، در زمان سلطنت محمدظاهر شاه، اتحادیه‌ی زنان که در آن بیست زن عضویت داشت، بنابر مقتضیات زمان، نهادی را به‌نام “مؤسسه عالی نسوان” به‌منظور تشکل، آموزش و روشنگری زنان افغانستان در محل مرکزی شهر کابل (ساختمان همجوار شرقی هوتل سرینای فعلی) پايه‌گذاری کرد. دو سال بعد از آن (در سال 1324 خورشیدی)، در اثر پیشنهاد و پیگیری بی‌بی زینب خواهر امان‌الله خان، برای این مؤسسه، یک قطعه زمین در ساحه شهرنو کابل (موقعیت فعلی وزارت امور زنان) خریداری شد و در آن یک باب کودکستان، مکتب، سینما و دفاتر کار اعمار گشت که سینمای آن را به‌نام زینب ننداری مسمی کردند و در مکتب مؤسسه عالی نسوان آن وقت که مدیریت آن را خانم رقیه به‌عهده داشت ،زنان متأهل که بنابر دلایل مختلف از تحصیل باز مانده بودند،درس میخواندند
مؤسسه عالی نسوان، در سال 1342خورشیدی به “میرمنو تولنه” تغییر نام داد و مقرر شد که زیر نظارت وزارت کار و امور اجتماعی اداره شود و ریاست آن را تا سال 1357 به‌ترتیب، حمیرا نورزایی، کبرا نورزایی، صالحه اعتمادی بر عهده داشتند. فعالیت‌های موسسه نسوان بیشتر به‌عنوان یک نهاد فنی و حرفه‌ای محدود به شهر کابل و مشغول خدمات مانند تدویر کورس‌های فنی و حرفه‌ای خیاطی، قالی‌بافی، ماشین‌نویسی (تایپستی)، گل‌سازی، آرایش و دیکوریشن، تدبیر منزل، سوزن دوزی ، قالین بافی و بافت بود.
در سال 1338 « 1957 » موسسه به حیث یک سازمان مستقل دارای اساسنامه و اهداف مشخص بنام” د میرمنو تولنه ” راجستر شد و توجه آن بیشتر به انکشاف مذید نهضت زنان و اشتراک آنها در امور مهمه معطوف گردید تا موقف زن را در جامعه افغانی بطور سالم تقویه نماید.
در سال های اول 1970 برای تجلیل از مقام والای مادر توسط موسسه نسوان تجویز بعمل آمد تا بروز 14 جون همه ساله روز مادر برگزار گردد و درین روز از بین مادران واجد بالا ترین شرایط ” مادر سال ” انتخاب شود. میرمنو تولنه تحت اداره کبرا نورزائی و بعدا صالحه فاروق اعتمادی انکشاف مزید کرد. کبرا نورزائی ریاست د میرمنو تولنه را رشد و انکشاف قابل ملاحظه ئی داد ، کورس های سواد آموزی ، کودکستانها در مرکز و ولایات کشور و شعبه صناعتی و دست دوزی انکشاف کرد. صالحه به مکتب مسلکی دمیرمن و تولنه توجهً خاصی مبذول داشت ، در فرستادن دختران غرض تحصیل به خارج کشور صرف مساعی نمود.

در سال 1344 شمسی « مطابق نومبر 1965 میلادی» با الهام از جنش های بین المللی زنان و جنبش های ملی گذشته ،سازمان دموکراتیک زنان افغانستان در تحت رهبری دوکتورس اناهیتا راتب زاد به اشتراک ثریا پرلیکا،کبرا علی ،حمیده شیرزی ،مومنه بصیر و جمیله کشتمند در شهر کابل اساسگذاری شد.
در نتیجه فعالیت های کادر ها و اعضای این سازمان، برای اولین بار در تاریخ کشور، زنان در مظاهره معروف سه عقرب که توسط گروه هایی چپی سازمان دهی شده بود.  اشتراک نمودند و مجرای دموکراسی را در قانون کشور باز نمودند.هم چنان این نخستین بار بود که به همت این شیر زنان عده ئی از زنان جوان و دختران به فعالیت های سیاسی شامل گردیدند و در کنار برادران خود بسوی پارلمان شتافته بودند. تا جریان راه اعتماد داکتر یوسف را از نزدیک مشاهده نمایند ولی تجمع با برخورد پولیس مواجه شد و حادثه را ببار آورد.در نتیجه بی نظمی ها،داکتر یوسف از اخذ رای اعتماد منصرف شد و از پست صدر اعظمی خود استعفا داد. از آن روز به بعد مظاهرات، مانند اموری روزمره مردم گردیده و  هر روز شهر کابل ،شاهدی یکی ازین نوع تظاهرات بود.
دختران نیز ازین فضای باز سیاسی بی نصیب نمانده و مستقلانه شروع به فعالیت های سیاسی نموده و در جلب و جذب زنان و دختران در صفوف سازمان خود کوشیده و آنراگسترش دادند این حلقه های سازمانی دختران هر یک به نوبه خود فعالیت های چشمگیری داشتند.
در سال  1347 مطابق 1968 میلادی یک عده از اعضای محافظه کار ولسی جرگه تلاش کردند تا قانونی را به تصویب رسانندکه تا طبق آن دختران افغان از تحصیل به خارج کشور باز مانند. با شنیدن این خبر  و با سازماندهی زنان آگاهی سازمان زنان صد ها دختر علیه این پیشنهاد به مظاهره پرداختند و آن را مغایر قانون اساسی و تساوی حقوق زن و مرد دانستند.و چنان فشار به ولسی جرگه وارد کردند که آنها مجبور شدند از پیشنهاد منصرف گردند. « ماخذ دوپره نانسی: اندیشه های انقلابی و زنان افغان ». بار دیگر در سال 1349 مطابق 1970 میلادی چند جوان افراطی مربوط به جناح ” جوانان مسلمان” در برابر پوشیدن لباس کوتاه و شیک پوشی زنان احتجاج نمودند و به پای دختران و زنانیکه لباس کوتاه به تن داشتند، فیر کردند و هم چنان به روی بعضی از آنها تیزاب « اسید» پاشیدند. درین ارتباط در تحت سازماندهی و رهبری سازمان زنان بیش از 5000 زن و دختر در شهر کابل به سرک ها ریختند و با مظاهره بسیار گسترده از حکومت آنوقت خواهان بازرسی و مجازات عاملین اینکار شدند که در نتیجه حکومت یکعده از عاملین را گرفتار و زندانی ساخت.
این مظاهرات در حقیقت بیانگر بیداری طبقه نسوان به ویژه زنان شهری کابل در زمینه احقاق حقوق شان می باشد.
دکتور اناهیتا راتب زاد این زن مبارز که افتخار نمایندگی مردم شریف شهر کابل را درپارا لمان 12 بعهده داشت و ازین طریق صدای زنان رنجدیده کشور را بگوش جهانیان ومسئولان امور میرسانید. در تحت رهبری راتب زاد نهضت زن نیز به موفقیت های چشمگیری نایل آمد و شورا هایولایتی زنان در سراسر کشور ایجاد گردید. این سازمان که از سابقه دار ترین سازمان زنان در کشور و منطقه است ، دارای 165 هزار عضو که در 31 شورای ولایتی ، 25 شورای شهری ،38 شورای ناحیوی ،25 شورای ولسوالی و 3100 سازمان اولیه تنظیم بودند به همن ترتیب به تعداد 29 کلوپ زنان در مرکز و ولایات کشور فعال بوده و این کلوپ ها زمینه آموزش را در عرصه های مختلف از قبیل تایپستی ، خیاطی،سوزن دوزی ، سواد آموزی ، آرایشگری، برای زنان فراهم ساخته بود از طریق این کلوپ ها عده زیادی زنان حرفه های مورد علاقه خود را فرا گرفته و در امور اجتماعی مصروف کار و ایجادگری گردیدند و هم چنان با مشارکت زنان تحصیل کرده درامور سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی،زنان به پیشرفت های قابل توجه ئی نایل آمدند. زنان موفق به کسب پست های وزارت ها ، ریاست ها ، نمایندگان مردم در مجالس سنا، شورای ملی، جنرال و …. شدند. و 60 فیصد مامورین دولت ، کارگران و کارفرمایان را زنان تشکیل می داد. در عرصه نظامی نیز زنان خدمات قابل ملاحظه را انجام دادند. نمونه های برجسته آن جنرال سهیلا صدیق و جنرال خاتول محمد زی است « جنرال خاتول محمد زی در سال 1363 در ارتش نظامی آغاز به کار نموده بود.»
جنبش سواد آموزی برای زنان در سر لوحه فعالیت های این سازمان قرار داشت. در اثر سعی و تلاش همه جانبه این سازمان صد ها دختر و زن جوان از نعمت سواد بهره مند گردیدند. ولی با تاسف باید بگویم که ده ها معلمه افتخاری این کورس ها توسط عقب گرایان و کور دلان جاهل به شهادت رسیدند. که بطور نمونه از شمله شهید ، نورجهان شهید، حمیرا شهید ، فاضله شهید ، شفیقه جبار خیل شهید، خاتول شهید … نام برد.      ” روح شان شاد و خاطره شان جاویدان باد. ”
در اثر سعی و تلاش سازمان زنان در محو و نابودی بیسوادی در کشور هزاران زن از نعمت سواد بهره مند شدند و به پاس این خدمات دلسوزانه اعضای سازمان دموکراتیک  زنان ، مفتخر به مدال یونسکوگردید.  ما زنان افغان امتیاز و افتخار آنرا به شهدای گلگون کفن خود که در جنبش سواد آموزی جان دادند و شیر دلانه پیش رفتند و نه هراسیدند، اهدا می نمایم.
سازمان زنان با 180 سازمان های ملی ، منطقوی و بین المللی بشمول فدراسیون بین المللی زنان مراوده نزدیک داشت. سازمان دموکراتیک زنان افغانستان با تجربه 46 ساله خود،در مبارزه به خاطر حقوق حقهً زنان لحظهً توقف ننموده بلکه نظر به شرایط زمان شیوه ها و عملکرد های متفاوتی را بکار گرفته است. همین اکنون شورا های زنان در داخل و خارج کشور مصروف فعالیت هستند. و در کنفرانس های جهانی و میتینگ های محلی اشتراک میورزند. هیت سازمان زنان همین اکنون مصروف آماده گی به کنفرانس جهانی زنان منعقده در ونزویلا است تا صدای زن افغان را ازین طریق به گوش جهانیان برسانند.
« این بود شمهً از کار و فعالیت این سازمان نیرومند و مدافع حقوق زن در کشور،
در باره فعالیت های سازمان دموکراتیک زنان افغانستان در آینده معلومات مفصل خدمت تان ارائه می گردد.»
در میزان سال 1992 میلادی، شب ظلمانی دیگری فرا رسید، طالبان داخل شهر کابل شدند،دروازه های علم و دانش را بروی دختران و زنان بستند .زنان بار دیگر زندانی منازل خود گردیدندو از تمام حقوق انسانی و مدنی محروم ساخته شدند طالبان، مؤسسه عالی نسوان و میرمنو تولنه را باهم مدغم نمودند و در عوض زنان، مردان را استخدام نمودند. خوشبختانه حکومت طالبان در سال 2001 سقوط کرد و زنان توانستند یک نفس تازه بگیرند و  ظاهراً با ظلم و استبداد وداع گویند. وزارت امور زنان به اساس توافقات کنفرانس بن، در چوکات اداره مؤقت افغانستان ایجاد گردید و در قوس ۱۳۸۰ خورشیدی به حیث عضو قوه اجرائیه اداره مؤقت معرفی شد. کارمندان اناث و ذکور مؤسسه عالی نسوان و میرمنو تولنه مجدداً جذب و مقرر شدند. وزارت امور زنان در سال ۱۳۸۲ ستراتیژی خود را که متوجه امور خیریه بود،به یک ارگان پالیسی ساز مبدل کرد.« نگارنده: کار وزارت زنان محسوس نیست».
طبق اطلاع دست داشته در شرایط کنونی در کشور ،نهاد های چون:  کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان ، شبکه زنان افغانستان ،اتحادیه سراسری زنان افغانستان ، کمپاین پنجاه در صد زنان افغانستان و …در داخل کشور برای بدست آوردن حقوق زنان فعالیت دارند. و از روز های ملی و بین المللی نیز تجلیل بعمل می آورند و اعمال زشت و غیر انسانی طالبان را در برابر زنان بیدفاع کشور ،در طی گردهمائی های مشترک تقبیح می نمایند.
ما در حالیکه صدمین سالگرد هشت مارچ روز آزادی و همبستگی زنان جهان را به همه همکاران،دوستان و زنان مصیبت دیده افغانستان و جهان تبریک گفته عرض میداریم که ازاین فرخنده روز ، در شرایطی در کشور ما تجلیل به عمل می آید که با وجود سازمان های فوق الذکر،وزارت  امور زنان و حضور قریب به چهل کشورخارجی،بالای زنان ما در داخل کشورچه میگذرد؟؟؟
روز تا روز بر مشکلات زنان کشور ما افزوده می شود و زندگی زنان در نقاط مختلف کشور با چالش های جدی همراه با خطر مرگ مواجه است.خشونت علیه زنان در خانواده ها از جمله موضوعات فراگیر در زندگی زنان افغان به شمار میرود.
–  حد اقل 9.46 در صد زنان به خشونت فیزیکی در خانواده های خود مواجه اند.  ازاین جمله 5. 12فیصد زنانی که مورد خشونت های فیزیکی قرار داشته اند.

–   7 در صد مادران که فرزند پسر بدنیا نیاورده اند. توسط شوهران شان مورد لت و کوب قرار گرفته اند.
–   66.2 فیصد زنان با انواع خشونت های لفظی در خانواده های شان مواجه اند
–   4.17 در صد والدین به این باور هستند که داشتن فرزند دختر در زندگی آنها اثر مثبت ندارد و مایه اندوه است.
–    از مجموع زنانی که در آمد اقتصادی – مالی اند صرف 9.5 در صد شان قدرت تصمیم گیری مستقلانه در مورد مصرف در آمد شان را دارند.   حد اقل 59 در د ازدواج های بررسی شده ، ازدواج اجباری بوده که از آن جمله  حد اقل 30 در صد ازدواج ها به شکل بدل صورت گرفته است و بر علاوه 70 در  صد موارد زنان از حق داشتن مهر محروم گردیده اند.
–    حد اقل 38 در صد زنان در سنین بین 11 الی 15 سال ازدواج کرده اند.
–     88 در صد زنان که در شرایط تعدد زوجات به سر میبرند.از بی عدالتی شوهران
شان در زمینه پرداخت نفقه،کم توجه ئی به کودکان و سایر موارد خبر میدهند.
–     40.6 در صد موارد بررسی شده دختران از رفتن به مکتب محروم بودند که ازین میان 29.4 در صد آنها عامل نرفتن شان را اقتصاد ضعیف عنوان کرده اند.
–      71.9 در صد زنان پس از ازدواج از ادامه تحصیل و کار محروم گردیده اند.
–      31.4 در صد از زنان برای درمان خود بخاطر نبود مراکز صحی، فقر و دور بودن داکتر،دوا،ممانعت خانواده ها از رفتن پیش داکتر،از مواد مخدر استفاده میکنند
–      تعدادی زیادی از زنان سقط شان را کار های سنگین همچون آب آوردن از چشمه و چوب آوردن از کوه 23.6 در صد، لت و کوب 11.4 در صد و عدم دسترسی به تداوی 37 در صد عنوان می کنند.
یافته های فوق که نشاندهنده نقص گسترده حقوق زنان میباشد از تحقیقاتی که در سال های 2009 و 2010 توسط نهاد تحقیقاتی حقوق زنان
و اطفال و کمیسیون مستقل حقوق بشر انجام یافته ،بناء یافته است.
به باور آگاهان آمار خشونت علیه زنان در افغانستان افزون از آن است که  مراجع فوق ارایه داشته است. زیرا بسیاری از خشونت ها علیه زنان در خارج  از شهر ها ، در روستا ها صورت می گیرد و بنا به عرف و رسوم عقب مانده حاکم بر جامعه ، شکایت کردن قربانیان به مراجع عدلی عیب پنداشته میشود  ازین سبب بسا فجایع کتمان و بر آن پرده کشیده می شود. افزون بر آن در  مواردی چون سنگسار زنان ، آتش سوزی زنان ، کشتن زنان توسط شوهران  شان و تجاوز دسته جمعی بالای دختران زیر سن و بعضاً هم کشتن آنها توسط جنگ سالاران و زورمندان در راپور فوق تذکر بعمل نامده است.
خواهران عزیز و بانوان گرامی!
تجلیل نمودن از هشت مارچ با راه اندازی تظاهرات خیابانی،گردهمائی های وسیع ، میتینگ های پرشور همراه با کنسرت ها و اهدای تحایف، نمایشات مقطعی بوده، دردی زنان کشور ما را مداوا نمی کند.بیائید به مناسبت صدمین سالگروز همبستگی زنان یک بار دیگر پیمان رهائی زنان کشور عزیز مان را از زیر پاشنه های طالبان سیاه اندیش،مرد سالاران و جنگ سالاران تجدید نمایم و      شیوه های کار و مبارزه خود را شکلی دیگری دهیم و راه های جدیدی را که مثمریت بیشتر داشته باشد جستجو کنیم. تا باشد که به آهسته گی و متانت به اهداف خود نایل آیم.
در سال که گذشت ما و شما چندین بار با شنیدن اخبار وحشتناکی، چون سنگسار زنان « در ولایات قندوز و هرات » ، ترور زنان ، انتحاری ، اختطاف و تجاوز « دختران زیر سن » و خود سوزی های زنان در ولایات هرات ، فراه و کاپیسا
شوک دیدیم ،گریه کردیم و هفته ها با خواب های خود خدا حافظی نمودیم. زیرا این اعمال غیر انسانی بنیادگریان سیاه دل ، یک بار دیگر خاطرات تلخ و تکان دهنده حاکمیت طالبان را در اذهان ما زنده می ساخت.
بناءً برماست که همه زنان افغانستان صرفنظر از هر جناح و هر حزب و هر سازمان که هستیم،یک مشت فولادین شویم و با مقاومت خود صدای زنان ،ده و قریه ، صدای زنان بیسواد خانه ، صدای کودک تحت سن « ازدواج اجباری» و دها          بدبختی های زنان را برملا ساخته و با اتحاد خود به مراجع ذیربط مراجعه نموده و خواستار تغیر در حیات اجتماعی و خانواده گی زنان شویم. در صدمین سالروز هشتم مارچ روز آزادی زنان ، باید دست آوردی مثبت برای زنان جامعه خود داشته باشیم تا شعار های ما از حرف به عمل پیاده گردد.
“من فکر می کنم که همین سال ها بهترین چانس تغیر در وضعیت زنان است. زیرا قوای خارجی، حامی نسبی زنان به اصطلاح در کشور وجود دارد در غیر آن ، این پروسه سال ها دوام خواهد کرد. ”
نامه ها و قطعنامه های ما عنوانی محترم رییس جمهور ، پارلمان و قوه مقننه ارسال شود و از آنها خواسته شود که:
– منع هر گونه احکام عرفی ، سنتی در قبال زنان تحقق پذیرد.
– جلوگیری از اعدام های صحرائی و سنگسار زنان توسط طالبان.
– اعدام ملا امام که حکم سنگسار و اعدام را مرعی الاجرا قرار میدهد.
– حبس و مجازات به اشخاصیکه در مراسم سنگسار اشتراک می نمایند.
– مجازات شدید به متجاوزین دختران زیر سن و هم چنان ازدواج های اجباری
– عدم عفو رییس جمهور از مرتکبین خشونت و جنایت در برابر زنان افغان
– معرفی ناقضین حقوق زن به مراجع قانونی
– بر اساس  آیه 119 سوره نساء در قرآن که آمده است: نباید در مخلوقات خدا تغیر   ایجاد کرد، به مردم تفهیم شود« منع گوش بریدن ، بینی بریدن ،انگشت بریدن ،سوختاندن زنان. »
– مجازات شدید به شوهر و اعضای خانواده ایکه،خود سوزی در آن صورت میگیرد.
در سطح کشور باید توسط رهبران دولتی به ویژه توسط آغای رییس جمهور ،
روحانیون ، متنفذین قومی ، مجالس قانون گذاری ، پارلمان و نهاد های مدنی و دولتی مربوط ، در جهت از میان بردن این وحشت، اقداماتی موثر صورت گیرد.
– اگر مامور ویا مدیر هستیم ، یاکارگر و کارفرما، و اگر هم شنونده و بیننده و یا متعلم و محصل در هرحرفه و پیشهً که قرار داریم . تبلیغات ما در باره خشونت علیه زنان ادامه داشته باشد. ما باید این طور تصور کنیم که با یک لحظه تنبلی ما ، جان یک خواهر رنج دیده ما به خطر مرگ مواجه بوده  و مرگ حتمی  او را به کام خود میبلعد.
6.6 فیصد معلولیت دایمی22.2 فیصد مجروح گردیده اند 58.7 فیصد زخم و کبودی     داشته اند. هموطن! تو چگونه قلب داری که خواهرت را با سنگ ها می کشی؟؟
–      برادر !    آیا قلب تو سنگی است ؟؟
–     علمای دین! شما سنگ اسلام به سینه میزنید چگونه میتوانید احکام  تورات را عملی سازید؟؟

منابع:     یاداشت های شخصی نگارنده .
—       دوپره نانسی ، اندیشه های انقلابی و زنان افغان.
—       غبار ، میر غلام محمد ، افغانستان در مسیر تاریخ،جلد اول .
—       کاظم ، سید عبدالله ، زنان افغان زیر فشار عنعنه  و  تجدد

سنگسار انسانیت

کارتون
سنگسار انسلنیت

سنگسار انسانیت

زن درادوارمختلف تاریخ، کشورهای مختلف وادیان مختلف از ویژه گی های خاص برخورد داربوده اند. صدسال قبل زنان قهرمان اروپا که با ایثار وفدارکارتوانستند در مقابل  بی عدالتی ها صدای شان را بلند نمایند و” کلارا زتکین” زن مبارز المانی روز هشت مارچ را بیاد مبارزین قهرمان وآغازین مبارزه عدالت وبرابری حقوق زن درجوامع بشری، رسماٌ تجلیل ومهر تائید بگذارد. اما متاسفانه درکشورما این مبارزه سیرصعودی را پیموده است، زیرا افغانستان نظر به موقعیت جغرافیایی خویش همیشه مورد توجه ابر قدرت جهانی قرار داشته ولشکرکشی های زیاد را پیش سر گذرانده است و حکومات مزدورهیچگاه درتشویق وترغیب آموزش  علم درکشور نبوده ومردم را زیرنام های  سنن پسنیده ، سوٌ استفاده ازمسایل مذهب از آگاهی علمی کنار برده اند بناٌ مرد و زن جامعه وبخصوص زنان چانس مبارزه برای اعاده حقوق خویش را نداشته اند. مخصوصاٌ درطی سه دهه جنگ اخیر زنان کشور ما نه تنها برای بدست آورد حقوق شان که تازه روند دموکراسی زنان بار ور میشد، چانس  مبارزه را از دست داده اند، بلکه به بردگی وپرده نشنی محکوم شدند. اکنون کشورهای غربی وحامیان حقوق بشردر افغانستان سیل آسا سرازیر شده اند، نقض حقوق بشر، تجاوزات جنسی ، قیودات درقفس چادری، ظلم وشنکجه مردان، سنگسار، دره زدن، اعدام های دسته جمعی  وغیره مصائیب را تماشاه میدارند. مرد سالاری در وطن ما پیشنه دیرین دارد، اما در شرایط صلح امیز مردان منور برای دختران، خواهران وهمسران شان اجازه تحصیل و آزادیهای  مناسب را اعاده کرده اند . اما ازانجایکه اکثریت مردم ما تحیت  تاثیر عنعات سنتی بسر میبرند و مساسل عنعنوی را بامسایل مذهبی  بدون تشخیص علمی ادغام مینمانید وحقوق حقه زنان را که تفاهم  ازدواج، کسب تحصیل، اعاده حیثیت زن یامادر بودنش میباشد، نیزفراموش کرده اند. درعصرحاضر بشریت در پله های نهایی علم وفضلیت قراردارد، بدبختانه وضع زنان کشورما تاسف انگیزوحتا وحشت آوراست. زن عشق ومحبت است، نغمه وسرود زندگانیست، زن شریک غمهاوشادیهای همسرزندگانیست. نباید حضور زن را در زندگی  فراموش کرد. متاسفانه ازعدم توجه دولت زبون، عدم امنیت سرتاسری، مردم تحت افسون جناح مخالف دولت قرارگرفته و هرنوع  جهالت واعمال وحشیانه را به مذهب ارتباط میدهند وزنان “فرشته گان ” صلح را بی رحمانه در کودکی بامردان بزرگ سن عقد میبندند، بفروش میرسانند، ستم دوراز انستانیت با زنان روا میدارند، گوش وبینی بریدن های زنان بخاطرایجاد وحشت، مغرورانه به مدُ روزمبدل میسازند که هیچ نوع ضغیه مذهبی ندارد. ملت مظلوم درزیرسنگ آسیاب دوگانه دولت وظلم طالبانی خورد وخمیرمیشوند. زنان وجوانان وروشنفکران راست وچپ کشته میشوند، کجاست عدالت وانصاف جمهوری اسلامی تاخون آنها مورد بازپرسی قراردهد. هرگاه یک زن ویا مردغیر عادلانه درکشورهایکه فعلاٌ درافغانستان بخاطر منافع سیاسی شان مصروف اند، محکوم قرارگیرید، سر وصدا رسانه های جمعی، کمیسون های حقوق بشر گوش جهان راکر میسازند. اما خون ملت افغانستان برای شان بها ندارد، اعدام پانزده جوان هموطن ارزش بازپرسی را نداشت، زیرا جناب ریس جهموری اسلامی افغانستان بااخذ پول هنگفت ازجناب احمدی نژاد ریس جهموری اسلامی” آخندی” ایران، باید تماشاه گراعدام پانزده جوان هموطنش باشد چون قبلاٌ خون بهای جوانان مظلوم رااخذ ودرتلویزیونها اقرارکرده است، زبانی برای پرسش ازدولت آخندی ایران دردهان ندارد.    .                 هشت مارچ روزهمبستگی زنان در کشوریکه 47 مملکت غربی برای تامین امنیت ونظارت حقوق بشر درآنجا مصروفیت دارند وامنیت هم وجود ندارد، قابل تجلیل نیست. درتجلیل ازهشت  مارچ باید خون آبه چشمان مادرانیکه فرزندان، دلبند شان درایران اعدام گردیدند، زنان وکودکانیکه دربم های انتحاری جام شهادت نوشیدند، زنان ومردانیکه درجایگاه انیانیت سنگسار شدند، باسیل اشک به تماشاه بنشنیم.    خواهران ومادران هموطن !                                                                       زیرنام هشت مارچ نباید با چند جلسه نمایشی که از طرف سازمان های دولتی  برای  اغفال  مردم در تلویزیون های افغانی نشرمیگردد، خویش تن را فریب دهیم. زیرا جهان دراین روز از پیسرفت وخلاقیت، اخترعات علمی، تمدن وحقوق مساوی زنان سخن میگویند، یاد آن کارگر زنان قهرمان را که درامریکا واروپا بخاطرحقوق اقتصادی، اجتماعی شان به پاایستادند، به نیکویی تجلیل میدارند. مگرزنان وطن ما مظلومانه درزیرسنگسارجان میدهند، دختران هموطن ما درسن چهارساله بفروش میرسند ودردوازده ساله درمقابل کمره ازشوهرش استدعا طلاق مینماید. آن طفل دوازده ساله باید برای اندختن علم بمکتب برود اما بدبختانه دخت معصوم افغان ازطلاقش حرف میزند ونام طلاق برای مسما وآموزش علم نا مسماست ویا دختران بیگناه لیسه نازو انای  ولایت کندهار بخاطرکسب علم ودانش برصورت شان بجای میکپ، تیزاب پاشی میگردد. زنان درخانه خود مصوونیت ندارند ودسته جمعی توسط کارمندان امنیتی مورد تجاوز قرارمیگیرند. هموطنان ما شاهد ماجرای تجاوز برعفت فوزیه خواهرهراتی ما ازطریق رسانه های افغانی بودند. اما همین شیطانها عشق درآن سنگسارمینمایند. تجاوزحرام قطعی راعمل میکنند. درحالیکه ایجاب وقبول حکم “شرعی” میباشد. نویسندگان وژورنالیست ونطاقان، خدمتگذاران واقعی مردم با زهرمرمی استقبال میگردند. بیاید دراین روز همبستگی زنان بنام صدیقه ها ، نادیا انجمن ها، صفیه عمه جان ها، ناهید ها، ذکیه ذکی ها، شکیبا سانگه اماج ها، شیما رضیاییها، آمنه بدخشی و معلمین اناث ولایت کنرها وصدها قربانی دیگر که هنوز افشا نشدند با فرستاد درود ودعا بروح پاک شان، سوگوارانه هشت مارچ را تجلیل نمایم. بیائید این ننگ انسانیت را نفرین نمایم که زنان وطن ما بخاطرحق گفتن جان میدهند. بزرگترین شرم ننگین دولت فعلی را با یاران غربی وشرقی که امنیت یک کشورسی میلونی را تامین کرده نمیتوانند، نفرین نمایم.  بیاید برای تیزاب پاشان جاهل که دختران معصوم را خلاف شرعیت اسلام مانع آموختن علم میشوند، نویسندگان راازنوشتن واقعیتها مانع وتیزاب میپاشند، نفرین بداریم زیرا مابرای تجلیل ازهشت مارچ چیزندارم که بدان ببالیم. جزآنکه به شجاعت شیرزنان که درقرن 21 هنوزهم درستم مرد سالاری نفس میکشند، گوش وبینی شان راازدست میدهند اما از گفتن حق نمی هراسند، ببالیم. آنانیکه به حیات انسان احترام قائل نیستند، اصلاٌ به دین ومذهب خویش نیزمتعقد نیستند ویا علماٌ مذهب را نشناخته اند. زیرا درهیچ مذهب کشتن انسان مجاز قانونی ندارد، عشق مقدس است ودرهرمذهب پذیرفته شده میباشد، آیا عشق صدیقه وخیام مقدس نبود؟ آن جفت مظلوم درسرزمین ستمگران که اناسینت را سنگسار مینمایند، خلق شده بودند. انسانیت مقدس است، رویش انسانی وانسان دوستی مقدس است. آیا حیات انسان برای دولت زبون افغانستان اهمیت دارد؟.

سنگسار انسانیت
اعدام پانزده جوان افغان هموطن عزیز!!!! . هرکجا میرویم غم ودرد توباماست صدای ناله هایت درمویه کردن ازدست دادن عزیزانت صدای فریاد دختران مصموم وطن گوشهای ما را چکش میزند. ناچار درهشت مارج روز همبستگی زنان زانوی غم دربغل گیریم و ناله هایت را استمعاع کنیم وبروح قربانیان فتواها بمهای انتحاری درود نثار کنیم

هم وطنان عزیز !  تاریخ این جنایت نا بخشنودی را در حریم همسایگی ما فراموش نخواهد کرد.  شمار فربانیان ملت اواره افغان در جهان بشریت ثبت گردیده است این  اندوه بزرگ  چطور کرسی  نشنان را که از خون ملت دست های  شان را حنا بسته اند تکان وجدان نمیدهد. آنانکه دیروز از خون مجاهدین و مردم بیگناه که در زیر باران راکتهای  مرگبار شان جان دادند، به القاب  گونان ملکی ، نطامی  ومذهبی  نایل  آمدند، امروز بازهم از خون ملت بینوا تجارت میدارند ، باید خموش باشند زیرا ابروی  برای  عاملین همچون جنایت باقی نمانده است.خموشی  شان مهر تائید در سهم گیری  جنایات میباشد و گرنه در کشوری  های  اسلامی  چنین جنایت مجاز نخواهد بود. فوتو ذیل از استاد حمیده برمک که با جهار فرزند وهمسرش قربانی  جنایت بشر در قرن 21 شد ، میباشد.

سنگسار انسانیت
استاد حمیده برمک


ویدیوها را تماشاه و استماع نماید.

QKWrTRw8fSE

watch afghan woman

نوت : کارتون و تصویر  اعدام پانزده جوان از سایت “همایون ”  وفوتوی استاد برمک از سایت فردا کاپی شده است

یا ذکر منایع ، استفاده از مطالب  مجاز است



کمپاین 50% زنان افغانستان

فرستنده : ج ، پلوشه

بیانیه مشترک کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان و کمپاین 50% زنان افغانستان در مورد شلاق زدن یک دختر در ولایت بادغیس

«جرگه ها و شوراهای عرفی در مغایرت با قانون اساسی و تعهدات بین المللی دولت افغانستان عمل می­کنند»

2 حوت 1389 برابر با 21 فبروری 2011

طالبان یک دختر نوجوان را به دلیل مخالفت با ازدواج اجباری در ولایت بادغیس افغانستان دُره و شلاق زده اند )طلوع نیوز 17 فبروری 2011 / 28 دلو1389(. این واقعه ماه گذشته در قریه منگان واقع در ناحیه بالامرغاب این ولایت اتفاق افتاده است. این دختر به دلیل مخالفت با ازدواج با یک پیرمرد در انظار عمومی دُره زده شده است. بنا به گزارشهای موجود، دستور شلاق زدن به این دختر توسط یکی از قوماندانان طالبان پاکستانی در این ولایت صادر شده بود. تصاویر منتشره نشان می دهد در حالی که این دختر بر روی زمین درازکشیده است، دو طالب دستان او را محکم گرفته و مردی دیگر او را شلاق می زند. در همین حال، رییس شورای علمای زون غرب کشور، مولوی خداداد صالح، نه تنها این عمل را غیر انسانی خوانده بلکه گفته است: “انجام چنین اعمالی تعمداً و برای ضربه زدن به اسلام صورت می گیرد. این اعمال غیرقابل قبول و مخالف اسلام است”. هنوز هیچ فردی در این رابطه دستگیر نشده است و والی بادغیس نیز از وقوع چنین حادثه ای اظهار بی خبری می­کند.

واقعات اخیر چون موارد متعدد سنگسار، به شلاق بستن زنان در ملاعام، تجاوز به زنان و قتل های ناموسی همه و همه تکان دهنده، تلخ و نشان دهنده عدم حاکمیت سراسری قانون و کارکرد ضعیف نهادهای سه گانه کشور است. اظهار بی اطلاعی بالاترین مقام اجرایی در ولایت بادغیس نیز نمونه دیگری از عدم مسئولیت پذیری و پاسخ دهی مسئولین است. ما زنان کمیته مشارکت سیاسی و کمپاین 50% نه تنها این اعمال جنایتکارانه نسبت به زنان را محکوم می کنیم بلکه از دولت می خواهیم تا:

1.   طبق نص صریح قانون اساسی کشور، امنیت جانی و مالی تمام مردم کشور را تامین نموده و از تکرار چنین اعمال وحشتناک و ضد بشری جلو گیری کند.

2.   از رسمیت بخشیدن به قوانین عرفی که مشروعیت قانون اساسی  و تعهدات بین اللملی دولت افغانستان را زیر سوال برده و سبب ترویج عدالت سنتی که – حقوق زنان نخستین قربانی آن است- جلوگیری کنید.

3.   اعمال غیرانسانی اخیر علیه زنان این کشور نشان دهنده وضعیت شکننده و آسیب پذیری نیمی از نفوس جامعه است، بنابراین دولت باید تمام کوشش خود را برای حفظ حقوق و حمایت از آنان به کار برده و تامین حقوق انسانی کامل و مساوی زنان را مبنای هر گونه مذاکره و تفاهم با گروه های سیاسی و به ویژه طالبان قرار بدهد.

4.   نه تنها عاملان و آمران جنایات اخیر باید شناسایی و مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند بلکه مسئولین دولتی که در حوزه صلاحیت های آنها چنین واقعاتی روی می دهد، باید مورد بازپرسی و پیگیرد قانونی قرار بگیرند.

5.   مجلس نمایندگان جدید افغانستان باید با زدودن قوانین تبعیض آمیز و تصویب قوانین عادلانه و برابر، حمایت های قانونی از زنان را گسترده تر نموده و با نظارت دقیق بر عملکرد نهادهای دولتی، تطبیق قوانین را در سراسر افغانستان تامین نماید.

کمیته مشارکت سیاسی و کمپاین 50% زنان افغانستان

کابل، افغانستان

تماس: womenspoliticalparticipation.c@gmail.com

Campaign50darsad@gmail.com

نگاه کنید:Campaign50darsad.blogfa.com

کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان در ماه ثور 1389 برابر با ماه می سال 2004 بنابر نیازمندی زنان در عرصه سیاسی ایجاد گردید. کمیته از بدو تاسیس به مثابه اهرم فشار بر نهادهای دولتی عمل نموده است. آگاهی دهی سیاسی برای زنان، تشویق زنان جهت اشتراک در انتخابات به عنوان کاندیدا و رای دهنده، حمایت از حضور زنان در کابینه و شورای عالی قضا، برگزاری کنفرانس ها و تظاهرات به مناسبت های مختلف، نظارت بر عملکرد پارلمان و حکومت در قبال مساله زنان از فعالیت های کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان است.

کمپاین 50% زنان افغانستان به ابتکار جمعی از فعالین حقوق زنان، حقوق بشر و شهروندی کشور افغانستان در ماه ثور 1388 برابر با ماه می سال 2009 تشکیل شد. این گروه متشکل از فعالین و مدافعین حقوق زنان در عرصه های مختلف صنفی، مطبوعاتی، سازمان های غیردولتی، احزاب و نهادهای اجتماعی و سیاسی است که طی سالیان گذشته در راستای  تحقق خواسته ها و مطالبات زنان فعالیت نموده اند. هدف این گروه طرح و پیگیری مطالبات اساسی و زیربنایی زنان در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان افغانستان است.

سپاسگذاری ؛ آغاز همکاری خانم رجنی پران کمار

دوستان  عزیز!

سایت  ماریا دارو  بر روی  تمام  هموطنان گرامی  باز است ، دوستان میتوانند  با همکاری همه جانبه شان به  رنگینی  سایت  بآفزایند.  در این راستا  از آغاز همکاری،  دوست عزیز بانو” رجنی  پران کمار ” که با ارسالی  مطالب، دکلمه شعر واهنگ های مقبول  با ما دست  همکار  داده اند، سپاسگذاریم . شمارا به شیندن دکلمه شعر “بسیار پریشانم در گوشه تنهایی ” و در اخیر به شیندن آن آهنگ زیبا به اواز  مرحوم “پران ناته غمنیت” جلب  میداریم.

سپاسگذاری
رجنی پران کمار

watch شعر بسیار پریشانم به آواز رجنی پران

watch

آهنگ بسیار مقبول از مرحوم پران ناته

استفاده  از مطالب  سایت با نشانی  منبع  مجاز است