فرهنگ تنها شعر وموسیقی نیست : غلام فاروق سروش

فرهنگ تنها شعر وموسیقی نیست ،فرهنگ تمام داشته های مادی ومعنوی یک جامعه راتشکیل میدهد که شعروموسیقی جزء از اجزای آن میباشد .

 کلیه عادات ،رسوم ،باورها ،اخلاقها و ابزارهایی که در آن موثراند ،در مقوله فرهنگ جای گرفته است. زبان ، ادبیات هنر با تمام ابعادش ، باورها، اندیشه های سیاسی و دینی در مقوله فرهنگ می گنجد.

ادامه خواندن فرهنگ تنها شعر وموسیقی نیست : غلام فاروق سروش

مکثی اقتصاد گرسنگی : نوشتهء عبدالناصر نورزاد

سیزدهمین بخشی از کتاب” نبرد برای عدالت- در نقد لیبرالیسم نو و بازار آزاد-

اقتصاد گرسنگی، پایه ای اصلی یک اقتصاد نیو لیبرال است که با اعمال آن، زمینه برای پولدار شدن بعضی ها و فقیر تر بقیه دیگر، مساعد می شود. در یک اقتصاد با پایه ای لیبرال نو و با آزادی های غیر اخلاقی اقتصاد و تجارت، زمینه برای فقر اکثریتی و رفاه اقلیت مفت خور  برابر می شود. لیبرالیسم نو در تلاش است تا دستمزدها را به اساس کالایی کردن نیروهای کار پایین نگهدارد بنابراین با تبلیغ و بهره برداری از انعطاف پذیری نیروی کار کوشش می کند تا حقوق و مزایای نیروهای کار را با گذشت هرروز تنزیل داده و قرارداد های کاری را یک جانبه، محض مفاد سرمایه داران و کارخانه داران، تنظیم نماید. در چنین حالتی چون سندیکاها و گروهای مدافع حقوق کارگری بنابر سیاست های لیبرال نو در جامعه وجود ندارد، توان مقاومت گروه های کاری و کارگری کاهش یافته و شرایط برای استثمار هرچه بیشتر طبقات توسط سرمایه داران مساعد می شود. با شرایط بد اقتصادی و وضع معیشیتی کارگران و آن هاییکه برای یافتن لقمه نانی، حاضر اند جام زهر بنوشند، زمینه برای استثمار انسان های بی گناه مساعد شده وسود بی شماری در جیب سرمایه داران و طبقه مرفه می ریزد.

ادامه خواندن مکثی اقتصاد گرسنگی : نوشتهء عبدالناصر نورزاد

نگاهی گذرا برکتاب جدید شگوفه های ادب : داکتر فیض الله ایماق

  م . اسحاق « ثنا » 

ریچموند– کانادا 

محترم محمد اسحاق " ثنا "

محترم محمد اسحاق ” ثنا “ 

  خواننده گان گرامی ! 

       بی هیچ تردیدی قوام و بقای هر ملت بسته گی به فرهنگ ـ ادب و زبان آن ملت دارد.  هرگاه قومی  با فرهنگ و زبان و داشته های فرهنگی خویش بیگانه گردد و ارتباط او با گذشته های فرهنگی اعم از شعر ، نظم و نثر و غیره قطع شود ،  واضح است که این ملت ، هویت خود را از دست داده ، چون درختی که ریشه بر زمین ندارد و با هجوم تند بادی از جای می برآید و خشک میشود،مضمحل ، پراکنده و نیست و نابود خواهد شد. 

 خوشا به حال ملتی که چنان دانشمندان، محققان ، پژوهشگران و نویسنده گانی دارد که شب و روز ، در پی رشد فرهنگ ملت خود بوده ، و در بار وری زبان و ادبیات ملت خود است و نمی خواهد داشته های فرهنگی اش به خشکه و چون درخت بی بار نهایتاً از ثمر بماند . 

ادامه خواندن نگاهی گذرا برکتاب جدید شگوفه های ادب : داکتر فیض الله ایماق

داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

سیاه مویم، سیاه پوشیده امشب

سال ۱۳۴۱ خورشیدی بود که کریم شوقی، آوازخوان معروف رادیو کابل به جرم قتل برادرش به چهارده سال و دخترش جمیله به هفت سال زندان محکوم شد. کریم که به پای خود پیش پولیس رفته بود، می‌خواست اعدام شود و حتا چنین تقاضایی را هم از دادگاه کرده بود، اما داکتر نظر داده بود که او در حالت “جنون اضطراری” با برادرش دعوا کرده و از سوی دیگر قصد کشتن برادرش را نداشته و قتل به صورت تصادفی اتفاق افتاده است. از همان رو قاضی دادگاه به جای اعدام او را به حبس محکوم کرد. 

ادامه خواندن داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

گــرد صندلی : استاد جاوید فرهاد

شهر کهنه‌ی کابل، شهر خواب‌ها و خاطره‌های دوران کودکی من است.  کوچه‌های تنگ، خانه‌های کاه‌گِلی، دروازه‌ها و اُرسی‌های چوبی کندن‌کاری شده، دکان‌های عطاری که بوی خوش نعنای خشک، هیل، “جوانی و بادیان”، زیره و مصاله می‌داد را هرگز فراموش نمی‌کنم. هندو و سیک‌های کاکه و آزاده را هنوز به‌یاد دارم که در هندوگذر، شوربازار، خرابات، سنگ‌تراشی و چند جای دیگر دکان‌های عطاری، فال‌بینی، طبابت یونانی و “میتایی‌فروشی” (شیرینی‌فروشی) داشتند و با ریش‌های انبوه، ابروان پُرپشت و دستارهای سرخ و زرد و سیاه، لب‌خند و مهربانی را بدون توجه به تعلقات دینی و تباری به آدم‌ها ارمغان می‌دادند. خانه‌ی ما در گذر “درختِ شِنگ” بود؛ درست زیر “کاسه برج”.

ادامه خواندن گــرد صندلی : استاد جاوید فرهاد

ناصر خسرو بلخی : ملک سپهر

(از گذرگاه قبادیان بلخ تا چاه آب تخار ستان)

خبر رسان خاص دربار به سرعت به حاکم بلخ اطلاع رسانید که مردی دانشمند، فقیه، شاعر و نویسنده، در گوشه و کنار شهر مخفیانه مردم را به پیروی از پیامبر و آل پیامبر دعوت می‌نماید و به‌حاضران خود تبلیغ می­کند که ایمان اعتقاد، به دل و اقرار بر زبان و عمل بر ارکان است. او می­گوید که امامت مانند نبوت منصب الاهی و منصوص است.

ادامه خواندن ناصر خسرو بلخی : ملک سپهر

درد وطن : محمد اسحاق ثنا

دل در درون سینه به غوغا نشسته است 

سر همچنان چو کوه به سودا نشسته است 

با یاد نوجوان به خون خفته ای عزیز 

مادر به گریه آمده تنها نشسته است 

ادامه خواندن درد وطن : محمد اسحاق ثنا

پس لگد ها و پس لرزه های دموکراسی امریکایی ! : زبیر پاداش

در سفر بودم , دوستی برایم یک لینک فرستاد , باز کردم … فضای مجازی یا همین مسنجر های فیسبوک و وتساپ را میشناختم ولی تیک تاک را اولین بار بودکه در تلیفونم ثبت کردم . از شما چه پنهان دو نفر ( دختر و بچه ) با هم صحبت میکردند و از داشته های بدن شان تعریف میکردند . راه طولانی و فرصت برای تماشای این عجوبه های زاده شده دوره دیمکراسی امریکایی در افغانستان, کافی داشتم. چشم دید هایم را نمیتوانم بیان کنم , اصلآ کلامی برای گفتن آنچه دیدم و شنیدم در مغزو فکرم , جمله بندی کرده نمیتوانم .

ما واقعآ ملت پیشرفته و دیمکورات هستیم ؟

ادامه خواندن پس لگد ها و پس لرزه های دموکراسی امریکایی ! : زبیر پاداش

نـــفــس زنــدگی : عبدالسمیع کارگر

۱۰ فرد خطرناکی که باید از آنها دوری کنید!

عوامل استرس‌زا همیشه در زندگی ما وجود دارند. برای اینکه کارایی بیشتری داشته باشیم می‌بایست افراد خطرناک و استرس‌زا را از زندگی خود دور کنیم. تمرکز بر اولویت‌ها و خلاص شدن از شر این افراد می‌تواند برای پیشرفت ما مفید باشد. اما در ابتدا باید این افراد را شناسایی کنیم.

۱- افراد خودپرست:

ادامه خواندن نـــفــس زنــدگی : عبدالسمیع کارگر

حجوم ملخ های مرگ : دکتور حمید مفید

مردم افغانستان روز های سیاه و پر ادباری را می گذرانند. 

خفاشان خون آشام از جنوب به کمک باد های خشن همسایه در این کشور هجوم آوردند و با سازشی که با همسونگران همخون کردند، تمام روزنه های نور وروشنایی را بستند ودرخت دموکراسی را از بیخ کشیدند. همین اکنون نهاد تیر ای خود را آشکار کردند واستقرار سلطه ای خود را بر زمینه ای از نفی دموکراسی ، نفی تبار ها ، نفی فرهنگ زبان فارسی و نفی دست آورد های مدنیت و انسانیت تحکیم می بخشند. 

این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند. جبر زمان و تاریخ  بدون تردید این خفاشان وحشی را  با لگد سنگین خود  در هم خواهد کوبید.

ادامه خواندن حجوم ملخ های مرگ : دکتور حمید مفید

طالب رخ بدل میکند تا داعش ظهورکند : عبدالناصر نورزاد

 به وحشت انداختن مردم از حضور و استقرار گروهک های تروریستی خارجی مثل داعش شاخه خراسان، چیزی تازه ای نیست که تبلیغات به نفع آن صورت می گیرد. افغانستان کشوری که حد اقل چهار دهه است درگیر این چنین نیرنگ بازی ها است، وحشتی از احتمال براه اندازی چنین شوبده بازی ها ندارد. همه چیز بعداز سقوط ناگهانی سقوط جمهوریت و دسیسه سردسته  های جمهوری سه نفره، نابود شده است. ترسی برای از دست دادن چیزی یا جای وجود ندارد. می گویند: “آن که ندارد چیزی، نهراس از از دست دادن آن”. اما نگرانی معقول در این خصوص،  این بار این است که این برنامه ی بزرگ نمایی شده ای استقرار و بزرگ سازی پروژه داعش، می تواند در درازای زمان هم برای افغانستان و هم برای همسایه هایش چالش بیافریند.

ادامه خواندن طالب رخ بدل میکند تا داعش ظهورکند : عبدالناصر نورزاد

کتاب و کتابخانه : زبیر پاداش

دوست داشته باشیم یا نه، کتاب و کتابخانه به شکل امروزی، دیر یا زود برای همیشه فراموش خواهد شد و آیندگان، از ما نیاکان خود، با لبخند و شگفتی یاد خواهند کرد و به یکدیگر توضیح خواهند داد که روزگاری ما انسانها، برای ذخیره کردن دانش و دانسته‌های خود و دیگران، صدها و هزاران مترمربع فضا را اشغال می‌کردیم و درختان را می‌بریدیم و کاغذها را به هم می‌دوختیم و می‌چسباندیم و در کتابخانه‌های بزرگ، کنار هم می‌گذاشتیم.

شاید شگفتی آنها از این رفتار ما، چیزی شبیه شگفت‌زدگی ما از رفتار نیاکانمان باشد که پیامها را با دود یا با کبوتر نامه‌بر برای یکدیگر ارسال می‌کردند.

ادامه خواندن کتاب و کتابخانه : زبیر پاداش

ماما شوخک کی بود؟ : نذیر ظفر

مجله شوخك كه از جمله مجلات طنزى وطن بود در سال ١٣٤٩ خورشيدى به همت مرحوم عبد العزيز مختار اقبال چاپ يافت.

صاحب امتياز و مدير مسؤول آن مرحوم عبدالعزيز مختار بود و اين مجله پس از ١٦ سال وقفه نشراتى در زمان حكومت شهيد نجيب الله كه جرايد، مجلات، و روز نامه هاى غير دولتى دوباره به فعاليت هاى نشراتى شان اغاز نمود؛ مجلهِ شوخك نيز فعاليت خود را از سر گرفت.

اين مجله به هيچ حزب و سازمان سياسى وابستگى نداشت و در پشتى مجله با خط دُرشت نوشته شده بود:

اين مجله با هيچ سياسى و سپاهى ، شور و بى نمك، افراطى و ارتجاعى ، گرو هاى هنرى و بى هنر حتى تاجر پوقانه و معتادين شير و تخم پودرى قرابت و خويشاوندى ندارد.

ادامه خواندن ماما شوخک کی بود؟ : نذیر ظفر

هجوم ملخ های مرگ : داکتر حمیدالله مـفـیـد

مردم افغانستان روز های سیاه و پر ادباری را می گذرانند. 

خفاشان خون آشام از جنوب به کمک باد های خشن همسایه در این کشور هجوم آوردند و با سازشی که با همسونگران همخون کردند، تمام روزنه های نور وروشنایی را بستند ودرخت دموکراسی را از بیخ کشیدند.

همین اکنون نهاد تیر ای خود را آشکار کردند واستقرار سلطه ای خود را بر زمینه ای از نفی دموکراسی ، نفی تبار ها ، نفی فرهنگ زبان فارسی و نفی دست آورد های مدنیت و انسانیت تحکیم می بخشند. 

این چنین دورانی به ناگزیر پایدار نخواهد ماند. جبر زمان و تاریخ  بدون تردید این خفاشان وحشی را  با لگد سنگین خود  در هم خواهد کوبید. مگر نسل ما و نسل پسین  در این کشاکش  اندوهبار  زیانمند خواهند شد که بی گمان سخت کمر شکن  خواهد بود. زیرا چهره ای ستیهنده و پیورزگرای ددمنش حاکم  هر اندیشه ای آزاد و دگر را  دشمن می پندارد  وپیروزی خود را در نابودی دیگران می جوید.

ادامه خواندن هجوم ملخ های مرگ : داکتر حمیدالله مـفـیـد

بمناسبت روز جهانی کودک : حنیف حریف

وضیعت اسفبارکودکان جنگزده وعذاب کشیده افغانستان درطی یک سال حاکمیت«امارت سیاه وتحجرگرای تالبی»

به این مناسبت قبل ازهمه به اسناد پذیرفته جهانی مراجعه وبخشی ازاصل های مندرج«کنوانسیون حقوق کودک»مصوب نومبر سال ۱۹۸۹سازمان ملل راکه کشور های عضو، متعهد به تطبیق آن نیز میباشند، شریک می سازم .

ادامه خواندن بمناسبت روز جهانی کودک : حنیف حریف

نقدکوتاه برنقدها وگفته ها : میتراارشادی عاصی

از استاد غزل حافظ بزرگ شروع می کنم که فرمود 

ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت ان است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

هر سال هر بار جسته و گریخته و گاه و بیگاه پراگنده تر از باطن و متن گفتار ها و نوشتار هایی در مورد عاصی می شنوم و می خوانم که بیشتر بار قصه گویی دارد تا یک نثرادبی و یا نقد ادبی.  وقتی که ما چهار چوب دنیای ادبی و شعری یک شاعر را با خس و خاشاکهای حاشیه ای پر میکنیم تنها قصه هایی ساخته ایم که بیشتر برای شب نشینی های شب یلدای ما مفید است تا بها دادن و قدر نمودن ازهنرمندی یا شاعری از مرز و بوم بی در و پیکر ما.

ادامه خواندن نقدکوتاه برنقدها وگفته ها : میتراارشادی عاصی

اشعار عاصی ازنظر بینش شاعرانه؛ چشم گیر و رنگارنگ است : استاد پرتو نادری

شعر عاصی از نظر موضوع و بینش شاعرانه به گونۀ چشم گیری گسترده و  رنگا رنگ است. این گسترده‌گی گونۀ از تنوع زبانی را در شعر او  نیز سبب می شود. چنان که گاهی باشاعری رو به رو می شویم با زبان، حس و دریافت حماسی، گاهی هم رگه‌های نگرش عارفانه را در شعر او می بینیم و زمانی هم با شاعری سروکار داریم که عاشقانه می سراید و سروکارش با تغزل است. با این همه، او بیشتر یک شاعر سیاسی – احتماعی است که هدف‌مندانه در خط مقاومت در برابر استبداد می ایستد که گاهی این ویژه‌گی در شعرهای تغزلی او نیز راه پیدا می کند. چگونه‌گی زبان او نظر به موضوعات شعرهایش دگرگونه می شوند.

ادامه خواندن اشعار عاصی ازنظر بینش شاعرانه؛ چشم گیر و رنگارنگ است : استاد پرتو نادری

 نسل کشی ها وکوچ دادن های اجباری : اسماعیل فروغی

نسل کشی ها و کوچ دادن های اجباری اهالی بومی ولایات شمال ومرکزافغانستان ازخانه های اجدادی شان و جابجاکردن کوچی ها و وزیرستانی های دوسوی مرز درخانه ها وقریه های مردم ، یکی ازاهداف اصلی وخصمانه ی طالبان وحامیان پاکستانی شان علیه سایراقوام است .

براساس مستندات نهادبین المللی ” دیده بان حقوق بشر ” ، روند نسل کُشی و کوچ دادن های اجباری که گذشته ی سیاه تاریخی درافغانستان داشته و به دوران حکمرانی امیرعبدالرحمان خان می رسد ، هم اکنون درولایات مختلف افغانستان – ازدایکندی تا هلمند ، قندهار، ارزگان وهرات وازپنجشیرواندراب ها تا بلخاب ، تخار ،غزنی ، فاریاب ، بلخ وبدخشان ، باشدت ادامه داشته ، طالبان بیرحم ،هموطنان هزاره و شیعه ی ما را، تاجیکان واوزبیکان را مجبوربه ترک خانه ها و زمین های شان می کنند. این نهاد بین المللی ، اینهمه کوچ دادن های اجباری را یک جنایت بزرگ بشری ومجازات گروهیِ مغایربا حقوق بین الملل خوانده است .

ادامه خواندن  نسل کشی ها وکوچ دادن های اجباری : اسماعیل فروغی

نامه سرگشاده انجمن حقوق دانان افغان در اروپای به سرمنشی ملل متحد : میر عبدالواحد سادات

  ·  · نامه سرگشاده انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به جلالتمآب سرمنشی ملل متحد۲۹ اگست ۲۰۲۱جلالتمآب انتونيوگوتراش سرمنشى سازمان ملل متحدبا تقديم احترام فايقه!در احوالي كه فاجعه و ماتم بزرگ ملى در افغانستان محصول عملكرد ناقص و مبين ناكامى “جامعه بين‌المللى” و شكست فضاحت‌بار اخلاقى دولت ايالات متحده امريكا و متحدان آن، ناشى از عدم رعايت تعهدات حقوقى و اخلاقى شان مى‌باشد و عواقب اسفبار آن

بعد از دو دهه حضور گستردۀ آنان و تحميل جنگ و كشتار و صرف ملياردها دالر، سقوط پر ابهام دولت، خلاى قدرت و تبديل افغانستان به مأمن امن شرارت پيشه گان بين‌المللى مى باشد، براى افغانان مظلوم كه تراژيدى خونبار شان معلول مداخله و تجاوز خارجى است و “جامعه جهانى” كه مكلفيت اخلاقى (Moralobligation) شان در قبال افغانستان اظهر من‌الشمس مى‌باشد، به آنان خيانت نموده است

ادامه خواندن نامه سرگشاده انجمن حقوق دانان افغان در اروپای به سرمنشی ملل متحد : میر عبدالواحد سادات

رویت استاد « شیدا» وعوض بچه ی کربلایی : جاوید فرهاد

“عوض‌علی بچه‌ی کربلایی” را که با محنت؛ اما با صداقت و لب‌خند بر لبانش هر  روز باربری می‌کرد، همه باشنده‌گان شهر کهنه (مُراد خانی، سراجی، آهنگری، شوربازار، بارانه، گذر علی‌رضاخان، چنداول، عاشقان و عارفان، دروازه‌ی لاهوری، گذر پخته‌فروشی، هندو گذر، گذر خرابات و اهالی تخته پُل می‌شناختند.

خانه‌اش در “مُراد خانی” بود و هر روز بامداد، هم‌زمان با بانگ خروسان محله از خانه می‌برآمد و کله‌ی صبح نزدیک “پُل یک پیسه‌گی” یا نزدیک مسجد “پل خشتی” می‌ایستاد تا به پیشه‌ی شریفِ باربری‌‌ (جوالی‌گری) بپردازد.

ادامه خواندن رویت استاد « شیدا» وعوض بچه ی کربلایی : جاوید فرهاد