طالبان پروژه ایکه  به آخر خط رسیده است



بقای طالب دشوارتر از عبور از ” هفتاد هزار خوان رستم”

در این تردیدی نیست که گروه های ساخته و بافتهء شبکه های استخباراتی مانند طالبان بیشتر پروژه های مقطعی و زود گذر اند تا گروه های سیاسی برخاسته از متن جامعه. این گروه ها به هدف مشخص از سوی استخبارات پاکستان ساخته شده و با برآورده شدن هدف نابود می شوند. شبکه هایی که این گروه ها را ایجاد کرده اند و پیش از پیش در برابر آنان مین ها را جاسازی کرده اند و هر زمان که خواسته باشند، تمامی فرصت ها را از آنان می گیرند. ا

ین گروه ها مثل طالبان خاستگاهء مردمی نداشته و از میان مردم  تجرید شده اند. بنابراین طالبان یک گروهء استخباراتی است که از سوی پاکستان برای نابودی افغانستان و بردن آن به عصر حجر ساخته شده است. طالبان از روزی که به قدرت رسیده اند، در تلاش اند نا پروژهء ناتمام آی اس آی را در افغانستان به پایهء تکامل برسانند تا آنکه پاکستان تحت سیطرهء طالبان افغانستان عصر حجر را به تماشا بنشینند. گروه های مثل طالبان دسته های ملیشه ای اند که به هیچ موازین اخلاقی و انسانی و دینی پای بند نیستند و زیر چتر رهبران غایب چون ملا هیبت الله بوسیلهء آی اس آی رهبری می شوند و کم ترین شباهتی با گروه های سیاسی ندارد.

ادامه خواندن طالبان پروژه ایکه  به آخر خط رسیده است


شعور سیاسی چیست؟؛ نوشتهء : نجیب روشنگر ؛ ارسالی دنیا غبار

شعور_سیاسی؛ ثمره رشد عقلی در علوم اجتماعی که بعد از رشد مغزی، انسان به آن دست پیدا می کند عبارت است از «شعور سیاسی» شعور سیاسی چیست؟ شعور سیاسی عبارت است از

؛الف:- شناخت دوست و دشمن.

ب:-شناخت افکار جامعه

.ج:- شناخت مملکت خویش از لحاظ جغرافیایی، اقتصادی و ظرفیت ها.

د:- در نهایت شناخت پلان ها و استراتیژی ها علیه خویش.

ادامه خواندن شعور سیاسی چیست؟؛ نوشتهء : نجیب روشنگر ؛ ارسالی دنیا غبار

اسارت  شعر از : مهرو

عنانم را به حیوان میسپارند!

به وحشی ها ی نادان میسپارند

به خفاشان عصر و قاتل ما

به جلادانِ دوران میسپارند!

چه سازم کشورِ بی صاحبِ ما ؟؟

به جاسوس و غلامان میسپارند

ادامه خواندن اسارت  شعر از : مهرو

دین ملامت است یا دین‌دار؟: محمد عثمان نجیب؛در چند‌بخش 

دو کلیسای دیگر در سرزمین بومیان کانادا در آتش سوختند – BBC News فارسی

https://www.bbc.com/persian/world-57628819

وقتی اسلام ما را به پذیرش و‌ ایمان داشتنِ همه پیامبران و کتب و صحیفه‌های آسمانی امر می‌کند پس کافری وجود نه‌داشته و نه‌دارد و‌ همه مسلمان اند. انسانِ بی‌دین هرگز به‌ دنیا نیامده اما مذاهب ساخته‌ی افکار انسانی بوده است. به‌دلیل دست‌خورده‌گی‌های فراوان در کتابِ مقدسِ انجیل و نایاب بودن کتب آسمانی زبور و تورات و یا هم صحیفه‌های ابراهیم و موسیٰ علیهماالسلام و‌ پشینینان شان تنها مرجع تتبعات و ‌تفکرات و استنتاجات ‌و اجتهادات و صدور فتاوی و مأخذ احکامِ خدایی همین آیه‌های‌آسمانی اند که برای پیام‌بر جلیل‌‌القدرِ ما نازل و فرستاده شده است.

قرآنِ خدا «ج» برای محمد «ص» فهماند که: یاایهاالناس اناخلقناکم من ذکراً و انثی. من شما را از یک مرد و یک زن خَلق کردم. نه گفت که من شما را به کدام مذهب خلَق کردم. اما فرمود که وجعلناکم شعوباً و‌قبایلاً لتعارفو. و شما را برای معرفت و شناخت هم‌دیگر تان به قبایل و گروه‌های مختلف تقسیم کردیم. پیام‌بر مکلف‌بودند تا ارشادات اوتعالیٰ‌ را به امت خود و ابنای‌بشر در زمان خود برسانند و پس از خود هم میراثی به‌جا گذارند تا تداوم راه انسان‌ها باشد. معنای این سخن آن نیست که نعوذباالله پیام‌بران پیشین کاری از پیش نه ‌برده اند. وقتی خدا همه امت‌های همه‌پیام‌بران را هدایت کرد به دعوت پیام‌بران خود لبیک گفتند و از گناه رهیدند.

ادامه خواندن دین ملامت است یا دین‌دار؟: محمد عثمان نجیب؛در چند‌بخش 

روایات زنده‌گی من؛ بخش ۱۹۹ :محمد عثمان نجیب

 پریشان‌گویی‌های‌ آقای حفیظِ‌  منصور پریشانم   کرد.

به من هدایت دادند تا امرِ آتش سلاح به موتر حامل دٰکترصاحب‌رهین را بدهم. 

در مروری به فرسته‌های دوستان یا نشراتِ‌شبکه‌های اجتماعی با موردی برخوردم که یک جوانِ پشتون برای بزرگان خودشان در آن‌سوی‌مرز دیورند سخن‌ می‌گفت و همه پشتون پاکستان و خیبر را مشران خود خطاب می‌کرد. او از هریک چنین نام می‌بُرد: اچکزی صایب، منظور پشتون صایب، شیرپاو صایب، حقانی صایب، سراج‌الحق، … تاته وایم… لینک را فشار دهید: 

آقایی پس از چهل‌وپنج‌سال خسته شده در حالی‌که همه اقتدار در دست قبیله‌اش بود.یکی از سران قبایل پشتون‌ِ داخلی را نام نه‌برد و همه پشتون‌های پاکستان را یاد‌کرد. اچکزی را که برای بودنِ یک پرچم پشتونِ افغانستان گلوپاره کرد و گفت باید زمونږ « پاکستان » خپله بیرغ په دغسې جرگو راوړۍ حالا بگوئید که حق با کی است. این جوان گله دارد که چهل‌و‌پنج‌سال است لر و بر می‌گوئیم هم لر برباد شد و‌هم بر.

ادامه خواندن روایات زنده‌گی من؛ بخش ۱۹۹ :محمد عثمان نجیب

سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود: استاد پرتو نادری

سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود، روشنفکر و اندیشه پرداز اسلامی نیز. شاعر، ادیب و سخن‌وری بود که شور مبارزه در سر و عشق مبارزه در دل داشت. مقا ومت او تنها مقاومت در شعر نیست، بلکه خود بخشی از جنبش مقاومت سیاسی و اجتماعی کشور بود. 

با هم‌فکرانی حزب سیاسی می‌سازد و در هوای برانداختن نظام است. رسیدن به یک نظام جمهوری، استوار بر اصول و عدالت اسلامی، مدینۀ فاضلۀ او را می‌سازد. 

شعرهای او در کلیت بر محور چنین اندیشه‌هایی می‌چرخند. اندیشۀ سازمان یافته دارد. مانند آن است که بلخی هیچ مفهومی را جدا از پیوندهای فکری، تاریخی، سیاسی و فرهنگی نمی‌‌تواند بپذیرد. گویی اندیشه‌های او همه اجزای به هم پیوستۀ یک کلیت اند. شاعری است آرامان‌گرا، دشمن استبداد و سلطه‌جویی غرب. استبداد را در تمام جلوه‌های آن نکوهش می‌‌‌‌کند؛ اما نمی‌خواهد در شعرهایش نا امیدی سایه افگند؛ بل‌ شعرهای بلخی در دل خواننده‌ امید می‌پرود و خواننده را به روزهای به‌تر زند‌ه‌گی به سپیده‌دم داد و دادگری، نوید می‌دهد.

ادامه خواندن سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود: استاد پرتو نادری

جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

منازعهء قومی؛ منازعهء پسا ایده ئولوژیک

تهاجم شوروی مردم افغانستان را وارد جدال نظامی و ایده ئولوژیک نمود تا آنکه به منازعهء گروهی انجامید و دستاورد ها همه قربانی نزاع گروهی شد. پس از خروج شوروی و سقوط نجیب از بار ایده ئولوژیک منازعهء افغانستان کاست و گروه های سیاسی بخاطر استفادهء ابزاری از گرایش های قومی و زبانی مردم افغانستان را وارد کارزار سخت نظامی و قومی نموده و مردم افغانستان را در پرتگاهء جنگ قومی و روانی کشاندند. طالبان از متن این جنگ به مثابهء دانهء سرطانی به یاری پاکستان و عربستان و آمریکا ساخته شدند که برای فریب افکار عامه هدف آنان نه رسیدن به قدرت؛ بلکه جاده صافکن و فرشته های نجات ذکر شد. آنان توانستند که شماری گروه ها و افراد را به دام خود اسیر کنند. پس از سقوط طالبان و نشست بن برای مدتی اوضاع دگرگون شد و اما با ظهور طالبان بار دیگر منازعهء قومی در کشور بالا گرفت و با به قدرت رسیدن طالبان اکنون به اوج اش رسیده است. در حالیکه هدف اصلی این جنگ استخباراتی و کشاندن افغانستان و مردم آن به تباهی است و با تاسف که شماری آدم های احساساتی آگاهانه و ناآگاهانه شکار این بازی شده اند.

ادامه خواندن جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

شعر، معجزه‌ی خیال است ؛منبع : مجله‌ی ” گونگهت “برگردان : جاوید فرهاد

” روهیت مهتا ” شاعر هندی، در سال 1966 میلادی درایالت پنجاب هند زاده شد.

آموزش های نخستینش را در پنجاب و دوره ی آموزش عالی را در رشته ی مهندسی ساختمان، در دهلی به پایان رساند.در آغاز برای شماری ازآوازخوانان هندی تصنیف های”رمانتیک” می نوشت ؛ ولی در سال 1988 ، نوشتن ترانه ها را ترک گفت و به سرایش جدی شعر پرداخت .در 1993 نخستین دفتر شعرش را به نام ” ماه ، مثل من تنهاست ” منتشر کرد ؛ اما شعر های این دفتر مخاطبان چندانی نیافت .

سال بعد ، گزینه ی شعر های دیگرش را به نام ” فراموشم شد ” ( هم کو بهول گیی ) چاپ کرد که با استقبال گسترده ی جامعه ی ادبی هند روبه رو شد . سپس دفتر های دیگرش را به نام های ” دلتنگی های شاعرانه ” و سرودی برای سرسوتی ” منتشر ساخت . ” روهیت مهتا ” افزون بر سرایش ، نگره های جالبی در مورد شعر دارد . او شعر را ” معجزه ” ی خیال می داند و شاعر را پیامبر اندیشه های آسمانی . در اینجا ، برگردان بریده یی از نگره های او را به زبان فارسی ( که از زبان اردو برگردان شده ) می خوانید :شعر معجزه ی خیال است : شعر خوب ، معجزه ی خیال است و خیال از جنس عناصر شگفتی زا است ؛ چیزیست شگفتی آفرین ، غیر مترقبه و برای عده ای هم باور نکردنی . نه قابلیت درک متعارف را دارد و نه به لحاظ منطقی، قابلیت اندازه گیری مطلق را ؛ اما ویژه گی مهم آن این است که همه را مجاب می کند و سبب بروز شگفتی در آدمی می شود ؛ چیزیست شبیه یک معجزه که مخاطبانش را بهت زده می سازد .

ادامه خواندن شعر، معجزه‌ی خیال است ؛منبع : مجله‌ی ” گونگهت “برگردان : جاوید فرهاد

در حاشیه روایت های پسین و پیشین فرار غنی: مهرالدین مشید

با این ضرب زبانی ها نه غنی و نه یارانش برائت پیدا می کنند

از قضای روزگار چنان آمده است که شماری یاران و نیمه یاران گرمابه و گلستان غنی دست به روایتگری بزنند و برای برائت خود و برائت غنی روایت آفرینی کنند تا باشد که سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان بدهند و در نتیجه افکار مردم در مورد فرار غنی چنان مغشوش شود که به فرمایش صالح همه وقایع رنگ خاکستری به خود بگیرند.  

روایت و روایت گری پیشینهء تاریخی دارد و راویان توانسته اند تا بسیاری حقایق را در دل تاریخ زنده نگهدارند و بررغم خواست شاهان و زمامداران کوشیده اند تا تاریخ را از مسخ و تحریف کامل نجات بدهند. یکی از دلایلی که در مقطعی از تاریخ راویان به انزوا کشانده شده و فقهای طامع و معامله گر بر روی صحنه آمده و حضور حاکم داشته اند. دلیل اش این بوده که راویان در روایت حقایق تاریخی بیشتر صادق بودند. این صداقت آنان سبب شد تا از چشم زمامداران مستبد بافتند.

ادامه خواندن در حاشیه روایت های پسین و پیشین فرار غنی: مهرالدین مشید

بی نظمی در جنگل از کجا شد؟: رویا عثمان انصاف

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال و نوجوانان 

جنگل زیبا و سرسبز در کنار سرک شاهراه قرار داشت که حیوانات رنگارنگ و گوناگون در این جنگل زندگی مي کردند. شیر بزرگ این جنگل بود و جنگل را کنترل می کرد. یکروز برای شیر کاری پیدا شد و شیر از جنگل برای مدتی بجای دور رفت.  به مجردی که شیر دور شد و همه حیوانات دل شان جمع شد، خیلی خوشحال شدند. آنها از آن همه قانون و مقرراتی که شیر در جنگل گذاشته بود به تنگ شده بودند. آن شب را همه جشن گرفتند و خوردند و نوشیدند و همه چیز را تیت و پراگنده ساختند و بخواب رفتند.  فردای آنروز همه تا دیر خوابیدند. چوچه های فیل مکتب و چوچه های گوره خر به نرفتند.   مرغابی ها هر وقتی می خواستند، پر می‌زدند و خود را به آب حوضچه می انداختند و آب را گل آلود و کثیف می ساختند و اینکه دیگران از آن آب می نوشیدند برای شان اهمیتی نداشت. فیل ها بخاطری ساعتیری درختان را از ریشه می کندند و با آن بازی می کردند و متوجه نبودند که به این شکل جنگل را از بین می‌برند. 

زرافه که گردن بلند داشت، برگهای بالای درخت‌های را  می خورد ، که بالای آن لانه پرنده ها بود و بار بار خانه ی پرنده ها را خراب می کرد و فرار می کرد.

ادامه خواندن بی نظمی در جنگل از کجا شد؟: رویا عثمان انصاف

مکتب ما عشق ما : رویا عثمان انصاف

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال

شاگردان نسبت گرمی هوا از مکتب برای یک هفته رخصت شده بودند. روز سوم رخصتی بود و ثنا خیلی در خانه دق آورده بود. او از سر صبح از  مادرش میخواست تا با او بازی کند. مادر ثنا در کارهای خانه مصروف بود و برادر کوچک اش هم گریه داشت. از صبح که به‌ ثنا می گفت صبر کن کار دارم تا بعد از ظهر که برادر کوچک ثنا را خواب برد و مادر ثنا کمی راحت شد ثنا را در پهلوی خود جا داد دستانش را داخل موهای ثنا برد و به نوازش دادن موی های او پرداخت. آنگاه چشمانش را بست، آهی کشید و گفت: چار ساله بودم. عصر روز بود که پدرم با کتابی الفبا بدست به خانه داخل شد. کتاب را روی سینه اش گذاشته بود. و من فورا چشمم به کتاب افتاد. دویده پیش پدرم رفتم. پدرم کتاب را که نو جدید بود و بوی بسیار خوشی می داد بمن داد. من از شوق خودم را گم کردم. بعد از آنروز مادرم با من درس می خواند. او تا یک صفحه می خواند من عاجل از بر می کردم و به صفحه ی بعدی می رفتم تا زود زود به آخر کتاب برسم. از آنروز به بعد هر روز از مادرم می پرسیدم که من چی وقت به مکتب می روم. تا یکروز مادرم مجبور  شد که در سن پنج سالگی مرا شامل مکتب کند.

ادامه خواندن مکتب ما عشق ما : رویا عثمان انصاف

پیامی ازجانب سیدخلیل الله هاشمیان به هموطن محترم آقای میرعنایت الله سادات

! مقالۀ شمارا دردوقسمت تحت عنوان “پیدایش، تکامل ودورنمای زبان دری” خواندم وازدُرُست نویسی و مستند نویسی تان حظ بردم- درمیدیا هروقت مطلبی دربارۀ زبانهای افغانستان منتشرشود، بخاطرمکلفیت مسلکی آنرا میخوانم تاچیزی از آن بیاموزم، واگراشتباهی تعصبی یا علمی درنوشته ها بنظرم برسد، جرات آنراداشته ام که هموطن خودرا دوستانه و باارئۀ اسناد ملتفت بسازم، زیرا دَین وطن ومصرف تحصیل خودرا همیشه احساس میکنم.

درحالیکه هرافغان حق مسلم دارد دربارۀ زبان وفرهنگ خوداظهارنظرکند، علم زبانشناسی را درافغانستان بگفتۀ مرحوم پوهاند الهام “کسب خام” میخواندند وتا سال 1980م درپوهنتون کابل تنها شش زبانشناس وجودداشت، سه تا بسویۀ داکتر وسه تا بسویه ماستر. یک ماستروفات کرده بود، سه داکتر ویک ماستر دردورۀ کمونستی تا سال 1980 ازکابل به امریکا فرارکردند که ازآنجمله مرحومین پوهاند حبیب الله تزی- پوهاند رحیم الهام و پوهاند نسیم نگهت، هرسه درامریکا جان بحق سپردند وفقط هاشمیان منتظررفتن مانده است. درمطبوعات کابل نیزبقلم اشخاص غیرمسلکی به ندرت مضمونی به ارتباط زبان وزبانشناسی نشرمیشد ، اما خوشبختانه درامریکا واروپا این وضع تغییرکرده، زیراافغانها ازطریق مطالعات شخصی، خصوصا درشعبۀ (زبانشناسی تار یخی)معلوماتی فراهم نموده وبا جرات مینویسند، اینکه بعضی نوشته ها کمبودیهایی میداشتنه باشند، مهم نیست، آنجه قابل مسرت وتقدیراست علاقمندی افغانها بفرهنک ووطن مالوف شان میباشد.

ادامه خواندن پیامی ازجانب سیدخلیل الله هاشمیان به هموطن محترم آقای میرعنایت الله سادات

در بارۀ حکومت همه شمول : نور محمد غفوری

مقدمه:

در این روزها اصطلاح حکومت همه شمول زبان زد مطبوعاتچیان و سیاستمداران است. تحلیلگران و مفسرین سیاسی به گونه های مختلف (حکومت همه شمول) را تعریف و تعبیر می نمایند و بعضی از رفقا و دوستان در مورد این اصطلاح سوالاتی را نیز مطرح نموده اند. بخاطر اینکه به تقاضای دوستان پرسنده جواب مثبت داده و نظر خویش را با تحلیلگران و دانشمندان ارجمند شریک بسازم، می خواهم ذیلاً در مورد اظهار نظر نموده و آنرابا دوستان وعلاقمندان شریک بسازم. 

توضیح لغوی:  

قسمیکه دیده می شود، مقولۀ (حکومت همه شمول) از سه کلمۀ جداگانه اشتقاق یافته که هر کدام آن در میان قاموس های زبان از دید لغوی ذیلا معنا شده است: 

 (حکومت ) در لغت:  (۱ ) حکم دادن؛ فرمان دادن. و (۲) اسم (سیاسی) فرمانروایی کردن بر یک شهر یا کشور و اداره کردن شئون اجتماعی و سیاسی مردم است. (فرهنگ عمید) 

ادامه خواندن در بارۀ حکومت همه شمول : نور محمد غفوری

خار، یک داستان زیبا از خالد نویسا داستان نویس جوان افغانستان: ارسالی – ابراهیم نبوی

 مرا به یاد کارهای اشتین بک می‌اندازد. نویسنده کم نظیری است. 

– نبی مرغ را کیش کن که به کرت ترتیزک  در آمد.

نبی صدای پدرش را شنید، زانو زد و پشت شیشه‌ی پنجره اتاق به حویلی گردن کشید، گفت:

ـ پدر، مرغ به طرف خانه‌اش رفت.

دروغ می‌گفت و مرغ درکرت بود. کلکش را که به طرف مرغدانی گرفته بود، خم کرد:

ـ پدر، مرغ که تنها باشد دق نمی‌شود؟

پدرش آهسته گفت:

ادامه خواندن خار، یک داستان زیبا از خالد نویسا داستان نویس جوان افغانستان: ارسالی – ابراهیم نبوی

نظری در باره ادبیات و نویسندگی محمود جعفری : نوشته استاد پرتو نادری

محمود جعفری در سال‌‌های پسین با عشق و تعهد بیش‌تر به هایکو‌سرایی ادامه می‌دهد. او تا کنون هایکوها و هایکوواره‌های خود را در دو گزینه به نام‌های «عطر لیمو» و «گل نارنج» نشر کرده است.

عطر لیمو به سال 1387 در کابل نشر شد که 170 هایکو و هایکووارۀ شاعر در آن گرد‌آوری شده است.

موریانه‌ها

گندمزاران سرد

دهقان دست می‌شوید در باد  

دست‌شستن دهقان در باد، یعنی بربادی گندم‌زار. موریانه‌ها چیزی برای دهقان بر جای نگذاشته‌اند.

کودک شوخ

 روی شاخته‌ها

پرواز جوجه‌های سیب.  

پشک زیر برگ‌ها پنهان

پرنده،

جوجه‌اش را یاد می‌دهد پرواز  

شاید بتوان گفت که «عطر لیمو» نخسین گزینۀ مستقل هایکو‌سرایی‌ یک شاعر افغانستان است. دست‌کم من پیش از این کتاب، با کدام گزینۀ جداگانۀ هایکو از شاعران کشور بر نخورده‌ام.

ادامه خواندن نظری در باره ادبیات و نویسندگی محمود جعفری : نوشته استاد پرتو نادری

سر بی‌سینه‌ی کابل | روایتی از روحینا حیدری فعال حقوق زنان: جلال الدین آرین

بله ، ما چنین نویسنده های باصلابت و توانایی را داریم که خامهٔ شان ما را بیاد بالزاک ، هوگو ، تولستوی ، داستایوفسکی و آنتون چخوف می آورد . بدون شک جای افتخار است !

کابل پس از چند ماه به سری می‌ماند که سینه‌ی برای ماندن و زار زار گریستن ندارد. من دختری بودم که رقص تانگو را با برگ‌های درختانِ باغِ بالا به تماشا می‌نشستم و هیاهوی گسترده شهر را رقصِ دیوانه ‌وار فلامنکو می‌دیدم. چادرهای درختانِ مکتب با لباس‌های سیرتاکی چرخ می‌خوردند. ما به جهان خیلی نزدیک بودیم به همان اندازه که دل آدم‌های فقیر با خدا نزدیک است، مثلِ تمام مردانی که در خلوت می‌گیرند و به خالق نزدیک‌تر می‌گردد. کابل شهر جهان‌وطنی بود City of The World حال سر به بالین بی‌کسی مانده است. شهروندان‌اش، جهان‌وطنی بودند. هرکس هرجای که دل‌اش می‌خواست خودش را در همان‌جا می‌دید، در اپراهایی گوناگون چون عروس فیگارو، کارمن، آیدای در عالم خیالات می‌رفتم. می‌خواستم به تنهایی برای زدودن غم‌ها یاللی را پلی می‌کردم. من یک نویسنده تازه کارم، کابلی را بدون موسیقی می‌بینم، شهری که ریتم‌های اندوه‌ناک‌اش نیز  نوستالژی شده‌اند.

ادامه خواندن سر بی‌سینه‌ی کابل | روایتی از روحینا حیدری فعال حقوق زنان: جلال الدین آرین

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال (خرگوش های بی گفت) : رویا عثمان انصاف

سه خرگوش در یک خانه زندگی می کردند چون خواهر و برادر بودند. پدر شان تنها در بیرون کار می کرد. اما مادر شان گاه در خانه کار می کرد و گاه در بیرون خانه. خرگوش ها مکتب می‌رفتند و شبها مادر شان با خرگوش ها درس می خواند. اما خرگوش پسر و خرگوش دختر بزرگ نه درست درس می خواندند و نه در نظم خانه توجه می کردند. خرگوش کوچک درس می‌خواند و کارهایش هم در اوایل نظم داشت اما رفته رفته او هم از خواهر و برادر بزرگ خود بی نظمی را یاد گرفت. در خانه ی خرگوشها هیچ چیزی در جایش نبود. مثلا اگر قیچی کار می بود معلوم نبود در یخچال بپالیش یا در جعبه ی دواها یا … همه چیز گد ود وبی نظم هر طرف پرتاب می شد.

ادامه خواندن از کتاب داستان آموزنده برای اطفال (خرگوش های بی گفت) : رویا عثمان انصاف

*سَوز دیروز، تازی امروز ؛داستان کوتاه: رویا عثمان انصاف

این منطقه در مرکز شهر کابل موقعیت دارد و بنام سرچوک معروف است. جمع و جوش مردم اینجا بیحد زیاد است. بخصوص بیروبار دست فروشان، که اکثراً اموال کهنه و یا سرقت شده را اینجا آورده و بفروش  می رسانند. بیشترین فروش ِ آنها از مبایل و بایسکل هاست که به قیمت مناسب، دست بدست بفروش می رسند. مردم با وجودیکه می فهمند اموالی که می خرند، اموال دزدیست و خریدنِ آن حمایت از دزدان و کیسه بران محسوب می شود، با آنهم بدونِ کدام تشویش و احساسِ گناه به این کار مشغول اند.

وقتی داخلِ سر چوک می شوی، خودت را گم می کنی. بیروبار از یکطرف، بی‌ انظباطی و بی نظافتی از جانبِ دیگر. موتر ها ، بس ها، گادی، کراچی های دستی و  چار تایره، تکری های دوا و نصوار و مرغ فروشی و تسبیح و سلمانی سیار، بولانی و ترکاری هر طرف و هر گوشه بی نظم قطار اند. دود، کثافات و زباله، هوا و زمین را بی اندازه آلوده ساخته اند. اینجا طبیعتی ندارد. نه درختی، نه بته یی و نه سبزه یی دیده می شود. جویکهای کنار سرک لوش بویِ بدی می دهند که  دل آدم با گذشتن از پهلوی جویک ها بالا، بالا می آید. از داخلِ بعضی از دکان ها بویِ کباب تکه و ماهی می آید و حیواناتِ گرسنه بطرفِ آن دکان ها کشانده می شوند.  سر و صدایِ دست فروشان و موتر ها بالاست. منارِ سپاهی گمنام، یکبارِ دیگر در این جا گم شده است ؛ چیزی از  بی توجهی مردم و شهرداری و بقیه در خانه جنگی های تنظیم ها و احزاب از بین رفته و نابود شده است.  بدیهی است که راه و روش زندگی و سیمای هر جا و هر منطقه از فرهنگ،  وضعیت تعلیمی، تربیتی و اقتصادی ساکنین آن منطقه و یا اطراف آن حکایت می کند. لذا این منظره ها نیز شکایت از بی فرهنگی و بی سوادی باشنده گان اینجا دارد.

ادامه خواندن *سَوز دیروز، تازی امروز ؛داستان کوتاه: رویا عثمان انصاف

زنده باد مقاومت عاد لانه جبهه مقاومت : ابراهیم فتاح

مبار زات  آزادیبخش نیروهای پرتوان جبهه مقاومت برای عدالت از یوغ استبداد و  ارتجاع  فاشیسم در افغانستان در مرحله بسیار حساسی قرار گرفته و در  مقابل همه نیروهای ضد فاشیسم و همه انسان‌های که داد از آزادی ، عدالت ، برابری و حقوق شهروندی میزنند  رسالت  بس مهمی  را قرار داده است. 

آری ،از دیر زمانی  است که  فاشیسم   با استفاده  نامشروع از قدرت دستگاه  دولت متقلب و از  نیروی نظامی که توسط بیگانگان تا دندان مسلح شده‌ و از دستگاه مخوف پولیسی که توسط رزیلانه ترین نیروی استخباراتی بین اللملی ، منطقه و داخلی هر روزرهبری می‌شود ، سرگرم قتل و قتال خونین و توطئه ها  و نیرنک های ناانسانی بر ضد  مردم افغانستان میباشد.   اعمال عریان فاشیستی دولت غنی و رویگردهای روز مره دستگاه دولتی ، واقعیت ستم ملی  که  با توطئه  های رنگارنک  قدرتهای جهانی به رهبری انگلیس ونیروهای ارتجاعی داخلی  و به‌خصوص آنا نیکه   یا عمدی  یا ازجهالت و بد تر از آن به خاطر تسلط  ایدولوژی  های رنگارنگ  از موجودیت  آن  د رافغانستان به بهانه‌های مختلف طفره میرفتند ،  به طور یقین ثابت ساخته است.   

ادامه خواندن زنده باد مقاومت عاد لانه جبهه مقاومت : ابراهیم فتاح

ساده اندیشان که به بی عزتی یک ریش سفید وطن خوشنود هستند بخوانند : باقی سمندر

نیم نگاهی به تبلیغات دهشت افگنان و هیجان افراد خوش باور  و حتی سادیست!

چند روزیست که ویدیوی لت‌وکوب نمودن حاجی الله گل مجاهد در رسانه های مجازی به گردش آمده و عده ای چنان از این لت‌وکوب و توهین به وجد آمده اند که باور کردنی نیست.

فرهاد دریا هم از قافله‌ی سادیست ها به عقب نمانده و به طالبان جایگاه خدایی داده و سوته‌ی سرکوب‌گر شان را “چوب خدا “نامیده و نوشته “چوب خدا صدا ندارد” .

فرهاد دریا به خاطر دارد که آکادمی موسیقی افغانستان راهم همین” چوب خدا ”  به چه حال آورد؟

فرهاد دریا ببیند که امروز انسانی را در نزدیکی های انچی باغبانان چهاردهی که نزدیک به دشت برچی سابقه است به‌خاطر پوشیدن دریشی به گلوله بسته اند و پای آن جوان در گچ است. این هم ” چوب خدا ”  است؟

دختران را ” چوبِ خدا ” در خانه های‌شان زندانی کرده و‌ مانع درس و‌ تحصیل شان گردیده اند.

ادامه خواندن ساده اندیشان که به بی عزتی یک ریش سفید وطن خوشنود هستند بخوانند : باقی سمندر

نگاه حقوقی به تعریف کاذب از “حکومت همه شمول”: داکتر اکبر همت فاریابی

بعداز پانزدهم اگست که طی یک توطئه بزرگ کشور هائی مانند پاکستان، انگلستان و آمریکا از یکجانب و رهبران فاشیسم قومی و طالبان از جانب دیگر قدرت سیاسی در افغانستان به طالبان واگذار گردیده و غنی احمدزی فرار نمود، مسئله “حکومت همه شمول” در ردیف مسائل عوام فریبانه رعایت “حقوق بشر، حقوق زن، حقوق کودک، آزادی مطبوعات و امثالهم برای کشور های استفاده جو و حریص بیرونی و برخی معامله گران و تیکه داران قومی به یک متاع معامله با طالبان و آله فشار برای بدست آوردن امتیازات تبدیل شده است اما مردم صادق، ساده قول و علاقمند به (مشارکت) با امیدواری ساده لوحانه موضوع ایجاد یک جامعه عادلانه را دنبال میکنند.

درین نوشته کوتاه منظور ما بالای داعیه واهی “حکومت همه شمول” هست.

مسلمآ کسیکه در الفبای (تیوری دولت و حقوق) آشنائی داشته باشد میداند که دولت دارای (سه رکن) میباشد که عبارت اند از قوه مقننه؛ قوه اجرائیه و قوه قضائیه هستند که رئیس دولت بالای هر سه قوه قرار میداشته باشد.

ادامه خواندن نگاه حقوقی به تعریف کاذب از “حکومت همه شمول”: داکتر اکبر همت فاریابی

زنان در تمدن اسلامي نقش بارز ايفا كردند: داکتر فرید یونس

 منبر مسجد به پيشنهاد يك زن ساخته شد. حضرت بي بي عايشه ( رض) به حيث يك فقهي عرض اندام كرد . در جنگ هاي اسلام زنان از برادران زخمي شأن پرستاري ميكردند . بي بي زينب اولين مكتب نسوان را بنياد گذاشت . بي بي فاطمه زهرا ( رض) از زنان دانشمند اسلام بودچنانچه بي بي عايشه صديقه ( رض) گفت : در زنان از فاطمه دانشمند تر نديده ام . اولين پوليس جامعه اسلامي براي حفظ امنيت مردم يك زن بود . زنان با مردان يكجا از مكه به مدينه هجرت كردند . 

اما امروز مي بينيم كه يك گروه متحجر را مثلث گناه يعني ايالات متحده امريكا ، عربستان سعودي و پاكستان به قدرت رساند تا نه تنها منافع خود را حمايه كرده باشند اسلام را در سطح جهاني بد نام  كنند .

ادامه خواندن زنان در تمدن اسلامي نقش بارز ايفا كردند: داکتر فرید یونس

خورشید با من میدرخشد« از کتاب داستان‌های آموزنده برای اطفال (سمیرای شرمندوک) : رویا عثمان انصاف

سمیرا دختر شش ساله بود. او هر وقتی که خانه ایشان مهمان می آمد و یا بیرون با مادرش می رفت و یا خانه ای کسی مهمان می شدند‌، در پهلوی مادرش میچسپید و از جایش تکان نمی خورد. او حتی با اطفال دور و بر خود ساعتیری و بازی نمی کرد. 

مادر سمیرا، پدرش، و مادر کلانش هر قدر که به او می گفتند و نصیحت اش می کردند جایی را نمی گرفت و سمیرا همانطور خجالتی که بود، بود‌.  حرف هیچکس بالای او تاثیر نمی کرد و اگر کسی به او سلام می داد و یا نامش را می پرسید، سمیرا فورا  در عقب مادرش پنهان می شد و جوابی کسی را نمی داد. او اینگونه مدام مادر خود را نزد دیگران خجالت زده می ساخت. سمیرا از اینکه جلد تاریک‌تر نسبت به دیگر اطفال داشت از آنها دوری می کرد و خجالت می کشید. 

او خوش نداشت که با هم سن و سال های خود بازی کند. این حالت او از وقتی شروع شد که اطفال که او را درست نمی شناختند، فکر می کردند سمیرا نظر به رنگ جلدش حتما هندی است و گاهی از او می پرسیدند که تو هندو هستی؟ و گاهی هم بچه های بی ادب کوچه او را سیاهکگ و نان ذغال صدا می کردند‌.

ادامه خواندن خورشید با من میدرخشد« از کتاب داستان‌های آموزنده برای اطفال (سمیرای شرمندوک) : رویا عثمان انصاف

زمان چیست؛ آیا آغاز و پایان دارد؟ : دکتر بیژن باران

زمان چیست؛ از کجا آمده؛ به کجا و به چه سو  رود؛ چرا برگشت ناپذیر است؛ آیا آغاز و پایان دارد؟ رابطه زمان ذهنی با کیهانی چیست؟ زمان اندازه گیری فاصله 2 رویداد است؛ بین ماه نو، فصول سال، گردش شب و روز. فضازمان چه صفاتی دارد؟ در ابعاد فضا، می توان جلو عقب رفت. تجربه هر رونده این را نشان دهد. ولی زمان فقط سوی رو بجلو دارد. باید در طبیعت روندهای برگشت ناپذیر یافت. هاوکینگ نوشت: پیکان زمان در جهت فزاینده برگشت ناپذیر آنتروپی ترمودینامیک و گسترش کیهان است. 

زمان کمیت فیزیکی مانند دما است که با ساعت شمارش لحظات اندازه گیری شود. زمان، ترازوی سنجش دیری و زودی حوادث است. پس زمان جریانی پیوسته، انقطاع ناپذیر، رونده، بی آغاز و بی انجام است که طی آن، حوادثی برگشت ناپذیر از گذشته به حال تا آینده رخ دهند. 

زروانیسم و میترایسم موجودات/ ارواح انسانگونه عاطفی را بر رودها، کوه ها، اجرام سماوی، خورشید، ماه مقیم کردند. این ارواح غیبی و پایه مادی شان سرنوشت/ فعالیت انسان و جامعه، تغییرات زمین و آسمان را در کنترل داشتند. این 2 دین زمان ذهنی انسان را با تخیل بر زمان کیهانی سوار کردند. در ادیان بعدی عبادت این موجودات منجر به وعده پاداش در روز جزا شد. 

ادامه خواندن زمان چیست؛ آیا آغاز و پایان دارد؟ : دکتر بیژن باران