افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصه‌ی مانورهای ژئوپلیتیک قدرت‌های جهانی: مهرالدین مشید

افغانستان در دو دهه‌ی اخیر به یکی از پیچیده‌ترین کانون‌های بحران در نظام بین‌الملل بدل شده است؛ بحرانی که در آن تروریسم، فروپاشی دولت، مداخله های خارجی و رقابت‌های ژئوپلیتیک به‌صورت درهم‌تنیده عمل می‌کنند. واقعیت های میدانی نشان می‌دهد که تروریسم در افغانستان نه صرف محصول افراط‌گرایی دینی، بلکه نتیجه‌ی تعامل میان ضعف دولت-ملت، اقتصاد سیاسی جنگ و منافع متعارض قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است.

 این وضعیت سب شده تا افغانستان از یک «واحد سیاسی مستقل» به «فضای مانور ژئوپلیتیک» تنزل یابد و این سبب بازتولید مزمن ناامنی و تروریسم را ممکن ساخته است. با این حال افغانستان را نمی‌توان تنها به‌عنوان کشوری گرفتار بحران‌های داخلی تحلیل کرد؛ بلکه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک خاص، تاریخ مداخله های خارجی و پیوند ساختاری آن با امنیت منطقه‌ای و جهانی، می توان گفت که  این کشور به بخشی از معادله‌ کلان نظم بین‌الملل بدل سده است. از این منظر، تروریسم در افغانستان نه پدیده‌ای تصادفی، بلکه عنصری کارکردی در چارچوب رقابت‌های قدرت های منطقه ای و جهانی است.

ادامه خواندن افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصه‌ی مانورهای ژئوپلیتیک قدرت‌های جهانی: مهرالدین مشید

طالبان و تاراج منابع طبیعی و سرمایه های انسانی افغانستان : مهرالدین مشید

وقتی کشور به معدن، انسان به کالا و فقر به ابزار حکومت بدل می‌شود

افغانستان امروز نه یک «کشور بحران‌زده»، بلکه کشوری به تاراج رفته است که بوسیله گروهی زیر نام امارت اداره می شود؛ اما در عمل چیزی جز شبکه‌ای منسجم برای غارت منابع و خاموش‌سازی جامعه افغانستان، چیز دیگری نیست. پس از بازگشت طالبان به قدرت، ساختار اقتصادی افغانستان به‌جای حرکت به‌سوی توسعه پایدار، وارد مرحله‌ای از اقتصاد استخراجی، رانتی و غارتی شده است. در این چارچوب، منابع طبیعی (معادن، نفت، گاز، آب) و منابع غیرطبیعی (سرمایه انسانی، کمک‌های بشردوستانه، دارایی‌های عمومی و حتی میراث های فرهنگی) به‌مثابه ابزار بقا، انباشت قدرت و تأمین مالی یک نظم غیرپاسخ‌گو مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این روند، نه‌تنها آینده اقتصادی افغانستان را تهدید می‌کند؛ بلکه بنیان‌های حاکمیت ملی و عدالت بین‌نسلی را نیز فرو می‌پاشد؛ البته اصل اخلاقی و حقوقی‌ای که بر بنیاد آن نسل حاضر امانت‌دار حقوق نسل‌های آینده؛ نه مالک مطلق زمین، منابع و سرنوشت آن است. اینجا است که کشور به معدن، انسان به کالا و فقر به ابزار حکومت بدل می شود. با تاسف که این غارت تازه آغاز نشده؛ بلکه پس از سقوط حکومت نجیب آغاز و پس از سرنگونی دور نخست طالبان به اوج اش رسید و اما امروز رنگ دیگری به خود گرفته است و گفته می توان که این باز خیلی قشنگ و زیرکانه و مرموز صورت میگیرد.

ادامه خواندن طالبان و تاراج منابع طبیعی و سرمایه های انسانی افغانستان : مهرالدین مشید

برهنه گویی و عریان سالاری؛ سیاستِ بی‌پرده و حاکمیتِ بی‌نقاب : مهرالدین مشید

تحلیلی از زوال مشروعیت و فروپاشی پوشش های قدرت

قدرت های سیاسی در تاریخ همواره برای بقای شان نیازمند پوششی از قانون، اخلاق، ایدئولوژی و روایت‌های مشروعیت‌ بخش بوده اند. دولت های مدرن، حتی اقتدارگرا ترین آنها ناگزیر به تولید مفاهیمی بوده تا نقاب معنا بر چهره سلطه بزنند و رضایت مردم را بدست آورند. فرایندی که در آن انسان‌ها به پدیده‌ها، رویدادها، گفتارها و تجربه‌های خود تفسیر، مفهوم و جهت می‌دهند. در گذشته هادر شرایط بحران مشروعیت، این پوشش‌ها و نقاب ها فرومی‌ افتاد و قدرت به شکل عریان و سیاست بی پرده آشکار می‌گردید و در چنین وضعیتی، زبان نیز دگرگون می‌شد و «برهنه‌گویی» به‌ مثابه کنشی افشاگر در برابر «عریان‌سالاری» قد علم می‌نمود. اینجا بود که مفهوم «سیاست بی‌پرده و حاکمیت بی‌نقاب» ناظر بر همین لحظه فروپاشیِ به پوشش‌های مشروعیت‌ بخش بدل می شد؛ اما امروز با به میدان آمدن پای رسانه های اجتماعی در سطحی گسترده و حتی غیرقابل کنترل از یک سو و از سویی هم عریان شدن سیمای استبداد و عریان سالاری، همه چیز در حوزه عریان گویی و برهنه سالاری تغییر فاحش نموده است. 

ادامه خواندن برهنه گویی و عریان سالاری؛ سیاستِ بی‌پرده و حاکمیتِ بی‌نقاب : مهرالدین مشید

سرمایه‌داری در لبهٔ شکست؛ اقتصاد بحران‌زده و سیاست مشت‌آهنین: مهرالدین مشید

بحران های ساختاری نظام سرمایه داری و ظهور رهبران زورگو

نظام سرمایه‌داری جهانی در مرحله‌ پسین خود با مجموعه‌ای از بحران‌های هم زمان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی مواجه است. این بحران‌ها نه پدیده‌هایی تصادفی یا صرف ناشی از سوء مدیریت؛ بلکه پیامدهای درونی منطق تمرکز سرمایه، تمرکز قدرت اقتصادی و پیوند ساختاری سرمایه با دولت‌های مسلط‌ اند. زورگویی رهبران سرمایه‌داری در قالب فشارهای اقتصادی، تحریم‌ها، مداخلات سیاسی و هژمونیک‌سازی نظم جهانی به سازوکاری برای مدیریت بحران‌ها و انتقال هزینه‌های آن به جوامع پیرامونی و طبقات فقیر بدل شده است. آنچه مسلم است،

ادامه خواندن سرمایه‌داری در لبهٔ شکست؛ اقتصاد بحران‌زده و سیاست مشت‌آهنین: مهرالدین مشید

طالبان؛ گسست خشونت‌بار و تعلیق تاریخ در افغانستان : مهرالدین مشید

حکومت ضد تاریخی طالبان؛ نمادی ازایستایی در برابر پویایی تاریخ

حکومت طالبان نه یک وقفهٔ موقت، بلکه تعلیقی خشونت‌بار در مسیر تاریخ سیاسی–اجتماعی افغانستان است. با توجه به نظریه‌ ها در رابطه به تاریخ، دولت، و خشونت؛ طالبان از منطق تداوم تاریخی، نهادسازی و مشروعیت مردمی گسسته‌ اند و با جایگزینی خشونت به‌جای قانون و ایدئولوژی به‌جای عقلانیت و زور بجای سیاست، زمان اجتماعی را منجمد کرده‌اند. پیامد این تعلیق، فرسوده شدن سرمایهٔ انسانی، گسست نسلی و بازتولید بحران است که در واقع بازتاب دهنده حکومت های ضد تاریخی است.

ادامه خواندن طالبان؛ گسست خشونت‌بار و تعلیق تاریخ در افغانستان : مهرالدین مشید

مثلث گم شده برمودایی در افغانستان : مهرالدین مشید

هویت ملی، وحدت ملی و اقتدار ملی ؛ اقنوم های سه گانۀ ملی

در افغانستان، «هویت ملی، وحدت ملی و اقتدار ملی» نه‌تنها شکل یک مثلث پایدار را نیافته‌اند، بلکه همانند مثلث برمودا هر پروژه دولت‌ سازی را در خود بلعیده‌ اند. ممکن روزی از افسانه های جادویی مثلث برمودا، چیزهایی از پرده بیرون آید و حتی سر نخ کلافه قوم گمشده اسرائیل پیدا شود؛ اما بعید به نظر می رسد که مثلث گم شده برمودایی افغانستان، به این زودی ها از پرده غیب به شهود برسد و با گشایش راز های ناگشوده آنها؛ این اقنوم سه گانه معنا و جایگاه واقعی شان را درون امواج متلاطم اختلاف های سیاسی و قومی در افغانستان پیدا کنند.

ادامه خواندن مثلث گم شده برمودایی در افغانستان : مهرالدین مشید

بازخوانی انقلاب ۱۳۵۸ در پرتو قیام کنونی؛ طلوعی دیگر یا غروبی تکرارشونده: مهرالدین مشید

چالش ها و راز های پیروزی در دو منطق متفاوت؛ سرنوشت ناپیدای ایرانیان

تحولات سیاسی ایران در نیم‌ قرن اخیر را می‌توان در دو الگوی متمایز و متفاوت؛ اما به‌هم ‌پیوسته تحلیل کرد. انقلاب ۱۳۵۸ ایران نمونه‌ای شاخص از انقلاب‌های ایدئولوژیک قرن بیستم است که با انسجام گفتمانی، رهبری متمرکز و بسیج توده‌ای گسترده به تغییر بنیادین ساخت قدرت انجامید. انقلاب ۱۳۵۸ به‌عنوان یک دگرگونی ساختاری و تمام‌عیار و ایده یولوژیک  و رستاخیز های اعتراضی امروز از حمله خیزش‌های پسا ایدئولوژیک و فاقد افق نهادی مشخص است. هر دو پدیده در بستر نارضایتی عمیق اجتماعی شکل گرفته‌اند؛ اما از حیث منطق کنش، سازمان‌یافتگی، افق سیاسی و حتی تعریف «پیروزی»، تفاوت‌های بنیادین با یکدیگر دارند. 

ادامه خواندن بازخوانی انقلاب ۱۳۵۸ در پرتو قیام کنونی؛ طلوعی دیگر یا غروبی تکرارشونده: مهرالدین مشید

اختناق داخلی طالبان و مصلحت‌گرایی جهانیان : مهرالدین مشید

از اختناق در سطح طالبان تا اختناق در دموکراسی های جهان

اختناق در افغانستان معاصر صرف پیامد رفتار های اقتدارگرایانه طالبان نیست، بلکه نتیجه رفتار متقابل میان سرکوب نهادی‌شده داخلی و رویکرد مصلحت‌ گرایانه نظام بین‌الملل است. استدلال بر این است که تعامل گزینشی و غیرمشروط بازیگران جهانی با طالبان، به بازتولید و تثبیت اختناق سیاسی، اجتماعی و حقوقی در افغانستان انجامیده و آن را از یک پدیده داخلی به یک نظم پایدار تبدیل کرده است. در ادبیات علوم سیاسی، اختناق به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن قدرت سیاسی از طریق ترکیب ابزارهای امنیتی، حقوقی، ایدئولوژیک و نمادین، فضای عمومی را مسدود می‌سازد و امکان مشارکت معنادار شهروندان یک کشور را در نظام از میان می‌برد.

ادامه خواندن اختناق داخلی طالبان و مصلحت‌گرایی جهانیان : مهرالدین مشید

طالبان ژیوپلیتیک نیابتی؛ در هم زیستی با گروههای تروریستی  : مهرالدین مشید

جغرافیای سیاسی افغانستان و رقابت های نیاتی قدرت ها

افغانستان در طول تاریخ معاصر همواره در کانون رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار داشته است. پس از حاکمیت طالبان در افغانستان و حضور رسمی و آشکار ده ها گروه تروریستی تحت حمایت این گروه، جایگاه افغانستان در معادلات قدرت به یکی از پیچیده ترین گره گاه ژئوپلیتیک و نقش طالبان در بازتولید «ژئوپلتیک نیابتی» برجسته تر گردیده است. طالبان نه به‌عنوان یک دولت ملی مستقل، بلکه به‌مثابه کنشگری وابسته، افغانستان را از یک فضای ژیوپلتیکی شکننده به میدان رقابت نیابتی قدرت‌ها تبدیل کرده‌اند؛ وضعیتی که پیامد آن تداوم بی‌ثباتی داخلی و ناامنی منطقه‌ای است. بر بنیاد یافته های پژوهشی افغانستان نه‌تنها یک گره‌گاه ژیوپلتیک است، بلکه در وضعیت کنونی به «قفل ژیوپلتیک» تبدیل شده که بازتولیدکننده بی‌ثباتی منطقه‌ای است

ادامه خواندن طالبان ژیوپلیتیک نیابتی؛ در هم زیستی با گروههای تروریستی  : مهرالدین مشید

اختلافات نمایشی طالبان؛ ‌پنهان سازی بحران های ساختاری افغانستان: مهرالدین مشید

جنگ روایت ها در درون طالبان؛ نمایش اختلاف به جای پاسخگویی ملی

از مدتی بدینسو، بخشی از گزارش ها و تحلیل‌ها بر وجود اختلاف جدی میان شبکهٔ حقانی و رهبری طالبان به محوریت هبت‌الله آخندزاده تأکید کرده‌اند؛ اما واقعیت های میدانی، مانور های در ظاهر کجدار و مریز حقانی در برابر هبت الله و خم خم رفتن او در زیر اسپ قدرت هبت الله، این فرضیه را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که اختلاف های مذکور بیش از آن‌ که ریشه در اختلاف های واقعی قدرت داشته باشد، کارکردی نمایشی، دستوری و انحرافی دارد. هدف اصلی این نمایش، مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی، کاهش فشارهای بین‌المللی، و پنهان‌سازی بحران‌های عمیق ساختاری افغانستان در حوزه‌ های مشروعیت، اقتصاد، جامعه و دولت‌ سازی است.

ادامه خواندن اختلافات نمایشی طالبان؛ ‌پنهان سازی بحران های ساختاری افغانستان: مهرالدین مشید

ترور جنرال سریع ، سرآغاز یک توطئه مضاعف، دو پهلو و پیچیده : مهرالدین میشد

مهاجران در تیررس تروریستان و بازتولید سلطه طالبان در تبعید

جامعهٔ مهاجر افغانستان، که خود زخم خوردهٔ دهه‌ها ترور، جنگ، ناامنی و بی‌دولتی است، امروز نیز در بیرون از مرزها از تیررس خشونت و توطئه در امان نمانده است. حمله به جنرال سریع نه یک رویداد منفرد، بلکه نشانه‌ای نگران‌کننده از توطئه‌ای دوپهلو و پیچیده است؛ توطئه‌ای که هم‌زمان امنیت فیزیکی مهاجران را هدف می‌گیرد و اعتماد، انسجام و صدای منتقد آنان را خاموش میکند. در این میان، طالبان و هم‌پاتکی‌های منطقه‌ای و شبکه‌ای‌ آنان با بهره‌گیری از ترور آشکار و جنگ روانی پنهان، می‌کوشند، این پیام را به جهان برسانند که از هیچ تلاشی برای خاموش‌سازی مخالفان در هر کجایی از جهان که باشند، دریغ نخواهند کرد. این حمله می‌تواند سرآغاز یک توطئهٔ مضاعف باشد؛ توطئه فریبی در فریب، که خشونت عینی را با مهندسی ترس و انکار مسئولیت درهم آمیخته است.

ادامه خواندن ترور جنرال سریع ، سرآغاز یک توطئه مضاعف، دو پهلو و پیچیده : مهرالدین میشد

افغانستان معاصر و بازتعریف هویت ملی پس از فروپاشی دولت : مهرالدین مشید

افغانستان معاصر یگانه کشوری در جهان است که با بحران دولت–ملت در جهان پسامدرن روبرو است و با فروپاشی نهاد دولت در این کشور، نه تنها ناتمام‌ ماندن پروژه هویت ملی بیش از هر زمانی عریان شده است؛ بلکه با توجه به اختلاف های شدید گروهی، مذهبی  و قومی بازتعریف هویت ملی در این کشور به امری اجتناب ناپذیر بدل شده است. این نشان دهنده ژرف ترین بحران در ساحت هویت ملی در افغانستان است.

با توجه به نظریه دولت–ملت‌ سازی هویت جمعی و مشروعیت سیاسی، ناتمام ماندن پروژه هویت ملی و بحران کنونی افغانستان، تنها پیامد مداخله های خارجی و جنگ های داخلی نیست، بلکه حاصل نبود یک قرارداد اجتماعی فراگیر و روایت ملی مشترک است. بنابراین بدون بازخوانی انتقادی هویت ملی و بازتعریف آن بر پایه شهروندی برابر، هیچ چشم‌انداز پایداری برای دولت‌سازی و ثبات سیاسی و خروج از چرخه بی ثباتی  در افغانستان وجود نخواهد داشت. این کشور همچنان در مدار فروپاشی، حذف و انکار سیاسی باقی خواهد ماند.

ادامه خواندن افغانستان معاصر و بازتعریف هویت ملی پس از فروپاشی دولت : مهرالدین مشید

از روایت سازی تا مهندسی نفوذ و تاثیر گذاری بر طالبان : مهرالدین مشید

سفید سازی، معامله و مهار؛ الگوهای نوین تعامل قدرت‌ها با طالبان

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، الگوی تعامل بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با این گروه دچار دگرگونی معناداری شده است. این رویکرد به‌ جای تقابل مستقیم یا تلاش برای براندازی طالبان، برعکس سیاست‌های کشور ها بر سه محور «سفید سازی سیاسی»، «معامله‌گری عمل‌گرایانه» و «مهار امنیتی» در رابطه با این گروه  متمرکز شده‌اند و برای مشروعیت بخشی برای طالبان، روایت سازی می کنند. برای روشن شدن موضوع، به بررسی  الگوهایی چون؛  انگیزه‌های بازیگران بین‌المللی و پیامدهای آن برای مشروعیت طالبان؛ نظم منطقه‌ای؛ و آینده دولت–ملت در افغانستان پرداخته شده است. البته با فرض اینکه الگوها نه به ثبات پایدار، بلکه به بازتولید بحران مشروعیت، ژرف تر شدن شکاف دولت–ملت و تداوم بی‌ثباتی ساختاری در افغانستان انجامیده‌ اند.

ادامه خواندن از روایت سازی تا مهندسی نفوذ و تاثیر گذاری بر طالبان : مهرالدین مشید

ائتلاف های شکننده و شجره نامۀ سیاه سیاستگران افغانستان : مهرالدین مشید

       تغییر ناپذیری طالبان و ناتاثیر گذاری مخالفان اعتماد باخته

افغانستان طی نیم‌ قرن اخیر گرفتار چرخه‌ای از خشونت، وابستگی منطقه‌ای و بحران مشروعیت سیاسی بوده است. یکی از پرسش‌های بنیادین امروز این است که با وجود کارنامه‌های مخدوش سیاست‌گران گذشته و حال و وابستگی های سیاسی پ استخباراتی آنان، آیا امکان شکل‌گیری ائتلاف‌هایی تازه، مستقل و کارآمد برای نجات کشور وجود دارد؟ با دید خوش بینانه گفته می توان که امکان ائتلاف نو وجود دارد، اما تنها در صورتی که از مدل‌های چهره محور، وابسته و قبیله‌ای گذشته عبور شده و ائتلاف بر محور ارزش‌ها، ساختارهای مدنی

ادامه خواندن ائتلاف های شکننده و شجره نامۀ سیاه سیاستگران افغانستان : مهرالدین مشید

ایستاده گی طالبان در برابر جریان شکست ناپذیری تاریخ : مهرالدین مشید

فرهنگ تسامح گرای خراسان تاریخی و ستیزه جویی تمدنی طالبان 

طالبان هرچند حاکمیت خود را دینی و سنت‌ محور می خوانند؛ اما آنچه در عمل دیده می شود، نزاع و دشمنی عمیق و پنهان این گروه با مدرنیته و دانش بشری، با ارزش های گسترده معاصر، هویت فردی و مناسبات قدرت در افغانستان است. این جنگ خاموش، نه در میدان‌های نبرد آشکار، بلکه در ساختارهای فرهنگی، آموزشی، حقوقی و اجتماعی طالبان جریان دارد. طالبان  تلاش می‌کنند تا باور های سنتی و بدوی خود را بر مردم افغانستان و الگوی زیست پیشامدرن را بر واقعیت پیچیده قرن بیست و یکم تحمیل کنند. آنهم در در

ادامه خواندن ایستاده گی طالبان در برابر جریان شکست ناپذیری تاریخ : مهرالدین مشید

جهان در آستانهٔ زوال دموکراسی : مهرالدین مشید

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ نقطهٔ عطفی در تاریخ سیاسی معاصر بود. این رویداد نه‌ تنها پایان یک ابرقدرت ایدئولوژیک را رقم زد، بلکه آغازگر دوره‌ای از گسترش و شکوفایی دموکراسی و لیبرالیزاسیون سیاسی در بخش‌های وسیعی از جهان شد. دههٔ ۱۹۹۰ تا اوایل ۲۰۰۰، از منظر نظریه‌ پردازان علوم سیاسی، دوران «موج سوم دموکراسی» در جهان تلقی می‌شود. پس از آن دموکراسی در آغاز قرن بیست‌ و یکم همچون نظم غالب سیاسی تصور می‌شد؛ اما روندهای سیاسی، اقتصادی، فناوری و ژئوپولیتیک در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این نظام سیاسی با عقب‌ گرد ساختاری و بحران مشروعیت جهانی مواجه است.

ادامه خواندن جهان در آستانهٔ زوال دموکراسی : مهرالدین مشید

افغانستان؛ در گره گاۀ تروریسم و مردم این کشور قربانی چند لایۀ آن : مهرالدین مشید

از کابل تا دیاسپورا؛ روایتی از هفت خوان رنج های بی پایان

افغانستان در چهار دههٔ اخیر،  در گره‌گاۀ تروریسم، جنگ‌ های نیابتی، سیاست‌های منطقه‌ای و رقابت قدرت‌ های جهانی گیر مانده است و به یکی از کانون‌های اصلی خشونت  های سیاسی، افراط‌گرایی مذهبی و تروریسم بین‌المللی بدل شده است. در این میان، مردم افغانستان نه تنها نخستین قربانیان مستقیم این پدیده بوده‌اند؛ بلکه جامعهٔ مهاجر این کشور بیشتر در معرض نتایج ناگوار اجتماعی، سیاسی و امنیتی تروریسم قرار گرفته است. گروهی که بار سنگین‌ تری از رنج را بر دوش می‌کشد؛  مردمی که در وطن قربانی تروریسم شدند و در بیرون از وطن، قربانی سوءظن، بی‌اعتمادی و سیاست‌های امنیتی دولت‌ها شده اند.

ادامه خواندن افغانستان؛ در گره گاۀ تروریسم و مردم این کشور قربانی چند لایۀ آن : مهرالدین مشید

تجربه های تاریخی که به سرمایه های ملی بدل نشد : مهرالدین مشید

شکست هایی که هر روز ما را وحشتناک تر می شکنند

هزاران دریغ و درد که افغانستان در سدهٔ معاصر، یکی از پرشکست‌ ترین سرزمین‌های جهان به شمار می رود. سرزمینی که شکست دولت‌ها، شکست اصلاحات، شکست اعتماد، شکست نهادها و شکست امید ها را بسا تجربه کرده است. اما حالا تنها بحث بر سر میزان شکست ها نیست؛ بلکه مسئلهٔ اصلی این است که هیچ شکستی، هرگز شکست «ما» را نشکست و بنای نهادی پایدار را در افغانستان نگذاشت؛ برعکس فرهنگ سیاسی شخص‌محور، فروپاشی‌های پی‌درپی نهادی، مداخله های خارجی، بی‌دوام بودن دولت‌ها، و نبود سازوکار نقد و مستند سازی تاریخی، منجر به تثبیت چرخهٔ شکست و تکرار آن در افغانستان شده است.

ادامه خواندن تجربه های تاریخی که به سرمایه های ملی بدل نشد : مهرالدین مشید

مخالفان پراکنده، بازیگران متحد؛ مدیریت خلای سیاست در افغانستان : مهرالدین مشید

اردوگاۀ از هم گسخته؛ فرصتی برای مانورهای منطقه و جهان

یکی از عوامل مؤثر بر تداوم بی‌ثباتی سیاسی در افغانستان پس از سال ۲۰۲۱، نه تنها حاکمیت فراقانونی و نامشروع طالبان است؛ بلکه پراگنده گی ساختاری و گفتمانی در میان گروه‌های مخالف طالبان و نبود رابطه های مستقیم میان گروه های مخالف و طالبان بوده است. این پراکنده گی سبب شده تا حاکمیت طالبان ادامه یابد و هیچ نیروی جایگزین و منسجم سیاسی در برابر این گروه شکل نگیرد. این دشواری ها سبب شده تا  زمینه برای اجماع ملی و آشتی ملی برای ایجاد یک ساختار ملی در افغانستان فراهم نگردد. این خلا سبب شده تا افغانستان به میدان مانور گسترده‌ای برای قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.

ادامه خواندن مخالفان پراکنده، بازیگران متحد؛ مدیریت خلای سیاست در افغانستان : مهرالدین مشید

افغانستان؛ از رویای فدرالیسم تا کابوس بالکانیزه شدن منطقه ای ک مهرالدین مشید

ژئوپولیتیک ساختار قدرت؛ تنوع قومی و آیندهٔ دولت‌سازی در افغانستان

افغانستان به عنوان یک کشور چند قومی و متکثر، از دهه های گذشته تا کنون، همواره با چالش‌های ساختاری و تاریخی در حوزهٔ دولتت سازی مواجه بوده که کشمکش‌های مزمن قدرت، تنوع قومی، رقابت‌های منطقه‌ای و ضعف دولت مرکزی را نیز به دنبال داشته است. تلاش برای ساختن دولت مدرن در افغانستان، از زمان امان‌الله خان تا جمهوریت، بیشتر بر تمرکز قدرت در مرکز استوار بوده است؛ اما این روند نه تنها به ثبات در کشور نینجامید؛ بلکه چرخه‌ای از شورش، کودتا و جنگ داخلی را نیز تقویت کرد. سقوط جمهوری و استقرار امارت طالبان بار دیگر عدم توانایی مدل متمرکز حکمرانی را در افغانستان  آشکار گردانید و بحث فدرالیسم را از سوی نخبگان و گروه های این کشور به عنوان یکی از مهم‌ترین آلترناتیوهای ساختار قدرت مطرح ساخته است. 

ادامه خواندن افغانستان؛ از رویای فدرالیسم تا کابوس بالکانیزه شدن منطقه ای ک مهرالدین مشید

افغانستان، سوار بر شانه های ژیوپولیتیک پرتنش و پیچیده منطقه ای : مهرالدین مشید

روایتی از زنده گی در سایه امید یا تصویری از گسست و فروپاشی

افغانستان کنونی تخته شطرنجی را ماند که بر شانه های یک ژیوپولیتیک پرتنش و پیچیده منطقه ای سخت سنگینی نموده و خلای قدرت قانونی در آن بیش از هر زمانی زبانه می کشد. جغرافیای دردمند و دربند و افتاده در کام تروریسم که در مرحله ای از بدترین گسست تاریخی و فروپاشی ملی قرار دارد و مردم آن حیات دردباری را زیر چتر حکومت افراطی و طفیلی طالبان سپری می کنند. افغانستان، کشوری که پس از سقوط نظام جمهوریت، از یک بازیگر ضعیف به یک «میدان بازی» تبدیل شده است؛ میدانی که پاکستان برای رسیدن به عمق استراتژیک خود در آن می‌جنگد، ایران برای مدیریت مرزها و آب؛ چین به‌ دنبال معادن و سکوت امنیتی است، و روسیه ناظر محتاطی‌ست که فروپاشی آمریکا در این سرزمین را بخشی از رقابت جهانی می‌ پندارد.

ادامه خواندن افغانستان، سوار بر شانه های ژیوپولیتیک پرتنش و پیچیده منطقه ای : مهرالدین مشید

جغرافیای خشونت، سیاست قبیله‌ای و غیبت ماندلاها در افغانستان: مهرالدین مشید

چرا صدای گاندی ها در کوهستان‌های افغانستان پژواک نیافت ؟

این پرسش در ذهن هر شهروند افغانستان خطور می‌کند که چگونه شد تا طی نیم سده رخداد های خونین و حماسه آفرینی ها و جانبازی های صادقانه مردم افغانستان، گاندی و ماندلا ای در این کشور ظهور نکرد. این به معنای آن نیست که این کشور ظرفیت آبستن چنین مردی را نداشته؛ بلکه طی این پنجاه سال از زیر سنگواره های رخداد های خونین آن مردان بزرگی ظهور کردند که ظرفیت رشیدن به مقام های بالاتر از گاندی ها و‌ماندلاها را داشتند. باتاسف که این نه بخاطر نبودِ انسان‌های بزرگ؛ بلکه به‌خاطر شرایطی بود که اجازه‌ تبدیل‌شدن شخصیت‌های اخلاقی به رهبران ملی را نداد. اگر شرایط هند و آفریقای جنوبی را با افغانستان مقایسه کنیم، پاسخ روشن‌تر می‌شود. برای روشن شدن موضوع، نخست از همه باید اوضاع سیاسی و اجتماعی آفریقای جنوبی و هند را مورد مطالعه قرار داد.

ادامه خواندن جغرافیای خشونت، سیاست قبیله‌ای و غیبت ماندلاها در افغانستان: مهرالدین مشید

براندازی طالبان واقعیت ژیوپولیتیک یا توهم تحلیل گران: مهرالدین مشید

سناریوی براندازی طالبان؛ از سوی پاکستان و ایران!؟

دراین روز ها از روابط فشرده سیاسی و دید و بازدید های مقام های پاکستانی و ایرانی طوری فهمیده می شود که هر دو کشور بار دیگر برای براندازی حکومت طالبان همسو و همداستان شده اند یا هر دو کشور ترفند جدیدی را برضد مردم افغانستان روی دست گرفته اند. ایران و پاکستان از تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت (۲۰۲۱)، خلاف انتظار، آسیب‌پذیری‌ها و تهدید هایی را تجربه کرده‌اند؛ اما با تفاوت اینکه منافع، نگرانی‌ها و ابزارهای آن‌ها با بکدیگر تفاوت‌های بنیادین دارد. شواهد میدانی و تحلیل‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که گرچه همکاری‌های محدود و موقتی (بویژه در حوزهٔ ضدتروریسم) میان تهران و اسلام‌آباد ممکن است رخ دهد؛

ادامه خواندن براندازی طالبان واقعیت ژیوپولیتیک یا توهم تحلیل گران: مهرالدین مشید

 شانسی برای نجات افغانستان باقی مانده یا فرصت‌ها از دست رفته‌اند؟ : مهرالدین مشید

بیداری جمعی مردم؛ بازسازی مشروعیت سیاسی

این پرسشی است که هر لحظه در افکار مردم افغانستان، چه در داخل و چه بیرون از این کشور تداعی می شود؛ البته با این دلیل که آنان می دانند، افغانستان در یکی از حساس‌ترین و تاریک‌ ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ زیرا نه تنها سقوط جمهوریت، بازگشت طالبان، فروپاشی نهادهای مدنی و مهاجرت نخبگان؛ بلکه از همه مهم تر اختلاف های شدید گروهی و قومی در اردوگاه مخالفان طالبان، بسیاری را به این باور رسانده است که فرصت‌های تاریخی برای نجات این سرزمین از دست رفته است. اما واقعیت تاریخی و تحلیل ژئوپولیتیکی نشان می‌دهد که در پس این تاریکی ها،

ادامه خواندن  شانسی برای نجات افغانستان باقی مانده یا فرصت‌ها از دست رفته‌اند؟ : مهرالدین مشید

پاکستان؛ درگیر جنگ نیابتی هند یا اسیر میراث تروریست‌پروری های خویش؟ : مهرالدین مشید

پیاله کافی؛ دیروز زهری به کام مردم افغانستان و امروز زهری به کام پاکستان

پاکستان در دهه‌های اخیر در معرض یکی از پیچیده‌ ترین بحران‌های امنیتی تاریخ خود قرار گرفته است. افزایش حملات «تحریک طالبان پاکستان (TTP)»، گسترش ناامنی در مناطق قبایلی و تنش‌های دیپلماتیک با کابل و دهلی نو، این کشور را در موقعیتی متزلزل قرار داده است. این فضای وهم آلود و پر تنش مقام های پاکستانی را بیش از هر زمانی نگران ساخته است. در چنین فضایی، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا پاکستان قربانی جنگ نیابتی هند است، یا در واقع بهای سیاست‌های دیرینه خود در حمایت از تروریسم را می‌پردازد؟ با تشدید تنش ها میان اسلام آباد و کابل، مقام های پاکستانی ادعا کرده اند که این کشور قربانی جنگ نیابتی هند است.

ادامه خواندن پاکستان؛ درگیر جنگ نیابتی هند یا اسیر میراث تروریست‌پروری های خویش؟ : مهرالدین مشید