
افغانستان در دو دههی اخیر به یکی از پیچیدهترین کانونهای بحران در نظام بینالملل بدل شده است؛ بحرانی که در آن تروریسم، فروپاشی دولت، مداخله های خارجی و رقابتهای ژئوپلیتیک بهصورت درهمتنیده عمل میکنند. واقعیت های میدانی نشان میدهد که تروریسم در افغانستان نه صرف محصول افراطگرایی دینی، بلکه نتیجهی تعامل میان ضعف دولت-ملت، اقتصاد سیاسی جنگ و منافع متعارض قدرتهای منطقهای و جهانی است.
این وضعیت سب شده تا افغانستان از یک «واحد سیاسی مستقل» به «فضای مانور ژئوپلیتیک» تنزل یابد و این سبب بازتولید مزمن ناامنی و تروریسم را ممکن ساخته است. با این حال افغانستان را نمیتوان تنها بهعنوان کشوری گرفتار بحرانهای داخلی تحلیل کرد؛ بلکه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک خاص، تاریخ مداخله های خارجی و پیوند ساختاری آن با امنیت منطقهای و جهانی، می توان گفت که این کشور به بخشی از معادله کلان نظم بینالملل بدل سده است. از این منظر، تروریسم در افغانستان نه پدیدهای تصادفی، بلکه عنصری کارکردی در چارچوب رقابتهای قدرت های منطقه ای و جهانی است.
ادامه خواندن افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصهی مانورهای ژئوپلیتیک قدرتهای جهانی: مهرالدین مشید
