مؤسس شعبۀ تیاتر در فاکولتۀ هنرهای زیبای پوهنتون کابل کیست؟…نوشته: دکتور عنایت الله شهرانی

        در یکی از صفحات اجتماعی ( فیسبوک ) مناقشۀ  و مناظره  جوانان  محترم  و آگاه وطن در بارۀ اینکه شعبۀ تیاتر فاکولتۀ هنرهای زیبا را که تأسیس کرده است٬ آغاز گردید. یکی میگفت که شعبۀ مذکور و شعبات موسیقی و تعلیم و تربیۀ هنر را داکتر شهرانی تأسیس نموده است، دیگر میفرمود که داکتر نعیم فرحان دیپارتمنت تیاتر را ایجاد کرده است.

البته قابل خورسندی است که جوانان  هوشمند  وطن  علاقه زیاد به  هنر های زیبا دارند و میخواهند حقیقت را بدانند٬ موضوع باید هویدا گردد، ورنه اینهم درد سر به آینده گان و نویسنده گان تاریخ پوهنتون کابل خواهد شد.

چند سطر که  عبارت از حقایقی میباشد که دروغ در آن نیست، فقط حضور حضرت پروردگار را در نظر گرفته، با صدق گفتار همه توضیح داده میشد،  هر آنچه  در این چند صفحه تحریر میگردد بقلم شخص خودم هنایت  الله  شهرانی میباشد و در همه گفتار و تاریخ تأسیس شعبۀ تیاتر مسؤل میباشم.

پیش از اینکه در سال (1976م) جهت تحصیلات عالی در رشتۀ تعلیم و تربیۀ هنر به امریکا بروم، یک سال پیش از آن پروفیسور استاد میر حسین شاه رئیس فاکولتۀ ادبیات و علوم بشری دو شعبۀ نقاشی و هیکل تراشی را در فاکولتۀ مذکور بنام شعبۀ هنرهای زیبا تأسیس نمودند که بنابر دعوت پروفیسور صاحب میر حسین شاه من نیز در آن مجلس حضور داشتم.

بوقت تحصیل در کنار شعبات موسیقی و تیاتر و مهندسی درس میخواندم و هر روز بدان فکر بودم که کی باشد این دیپارتمنت ها را ما در کابل داشته باشیم. ادامه خواندن مؤسس شعبۀ تیاتر در فاکولتۀ هنرهای زیبای پوهنتون کابل کیست؟…نوشته: دکتور عنایت الله شهرانی

شادروان محمد آصف آهنگ : امان کبیری

زنده یاد آصف آهنگ ، مبارز ، سیاستمدار ، نویسنده، مورخ و شاعر از جمله منورین و نخبه های چنداول که دو سه بار دیگر در مورد ایشان مفصل نگاشته ام بطور مختصر و فشرده از زندگانی سیاسی و اجتماعی اش شما را در جریان می گذارم .
محمد آصف آهنگ فرزند مرحوم میرزا محمد مهدی خان چنداولی سرمنشی اعلیحضرت امان الله خان و از شخصیت های برجسته جنبش مشروطیت دوم بود.
مرحوم آهنگ در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در چنداول کابل دیده به جهان گشوده اما بنابر جبر زمان و استبداد از حق آموزش و رفتن به مکتب محروم گردیده تحصیلات ابتدایی را مخفیانه به همت مادر بزرگوارش نزد معلمین و استادان گرامی بطور خصوصی فرا گرفته است.
مرحوم آصف آهنگ شخصیت چند بعدی بوده نویسنده ، تاریخ نگار ، شاعر و مبارز نستوه و یکی از علمبرداران نهضت امانی و از قربانیان حماسه گر دوران استبداد دوره نادری و آخرین سردمدار جنبش مشروطه خواهان می باشد.
در عصر شاه محمود خان صدراعظم که زمانه دگرگون شده جناب آهنگ اجازه یافت تا در موسسات غیردولتی وظیفه اجرا نماید همان بود که در سال ۱۳۲۳ خورشیدی کارمند نساجی افغان شد. بنابر استعداد و درایت کاری که داشت سالیان درازی را از کتابت تا به ریاست صادقانه ایفای وظیفه نموده است.
ادامه خواندن شادروان محمد آصف آهنگ : امان کبیری

میر علی احمد شامل : نوشته امان کبیری

   میر علی احمد شامل فرزند میر محمد حسین خان شامل در سال ۱۳۰۶ خورشیدی برابر به سال ۱۹۲۷ میلادی در چنداول کابل دیده به جهان گشوده است .
تحصیلات ابتدایی و ثانوی خود را در لیسه نجات به پایان رسانیده سپس وارد دانشکده حقوق دانشگاه کابل گردید.
پدرش از جمله مامورین وزارت خارجه اعلیحضرت امان الله خان بوده که در تعلیم و تربیه پسر ارشد خویش توجه زیاد را مبذول داشته با تاسف که در عهد سلطنت نادر خان سبب اینکه به جمله اقلیت مذهبی اهل تشیع تعلق داشت از کار برطرف گردید.
میر علی احمد شامل از جمله مبارزین راستین و شاعر ورزیده کشور بود . از عنفوان جوانی با بی عدالتی ها ،بی قانونی ها و استبداد زمان خود دست به گریبان بود .
زنده یاد میر علی احمد شامل زمانی که هنوز دانش آموز صنف دوازده لیسه نجات بود در تظاهرات خیابانی جوانان مبارز شرکت نموده برای مدت سه ماه از طرف مقامات صالحه اخراج گردید . به همین منوال وقتیکه آقای شامل در سال ۱۳۲۹ خورشیدی در صنف دوم دانشکده حقوق مشغول درس بود اتحادیه محصلین تشکیل و عضو اتحادیه محصلین گردید .
ادامه خواندن میر علی احمد شامل : نوشته امان کبیری

علامه عبدالحی حبیبی از نگاه دیگر : دکتر حمیدالله

  علامه عبدالحی حبیبی فرزند ملا عبدالحق آخوندزاده در سال ۱۲۹۸ خورشیدی در شهر کندهار دیده به جهان گشوده است ، ودر سال ۱۳۶۳ خورشیدی در شهر کابل چشم از جهان بست این دانشمند بی بدیل طی ۶۵ سال زیستش ۱۱۵ جستار و مقاله و نزدیک به هشت عنوان کتاب نگاشته اند ، که اغلب آثار شان در باره زبان فارسی اند ، به اینگونه : جنبش مشروطیت در افغانستان ، تاریخ مختصر افغانستان ، هنر عهد تیموریان ، تاریخ افغانستان بعد از اسلام ، پیغام شهید، تاریخ خط نوشته های کهن افغانستان ، تعلیقات بر طبقات ناصری ، تعلیقات بر زین الاخبار گردیزی، تعلیقات بر کتاب فضایل بلخ و از میان مقالات شان که نزدیک به هشتاد در صد آن به زبان فارسی و یا برای زبان فارسی اند، می توان این ها را نام برد: ده هزار لغت فارسی به پشتو ( ایشان فارسی نوشته اند ، نه دری ) سردار مهر دل خان مشرقی شاعر قندهاری فارسی ، نگاهی به سلامان و ابسال ( فارسی) ، تاریخ افغانستان در عصر تیموریان هند ( فارسی) ،رهنمای تاریخ افغانستان در کتب فارسی و عربی و اردو طبع کابل( در این کتاب از زبان پشتو هیچ یادآوری نکرده است).نوشتن مقالات متعدد تاریخی ، اجتماعی ، ، سیاسی و ادبی نزدیک به ۵۰۰ مقاله به زبان فارسی ، و پشتو در جراید و مجلات افغانستان ، پشاور ، کراچی ، کویته ، لاهور و تهران شامل : مجله کابل ، آریانا ، ساینس ، پشتون ژغ ، ژوندون ، طلوع افغان ، یغما ، اورینتل کالج ، مگزین لاهور وغیره  ادامه خواندن علامه عبدالحی حبیبی از نگاه دیگر : دکتر حمیدالله

بنشینیم، بیندیشیم و بر خیزیم : استاد پرتو نادری

    وقتی به فهرست دراز و خونین شهیدان قول اردوی 209 شاهین نگاه می کنیم، در می یابیم که نمی شود تنها به این یا آن ولایت به این یا آن قوم کشور تسلیت گفت، این جا تنها خون این قوم یا آن قوم ، خون این یا آن ولایت نیست که بر خاک ریخته است، انتحاری همه گان را یک سان نشانه گرفته است. این جا خون افغانستان است که جاری شده است. خون ها همه یک رنگ داشتند، رنگ سرخ . خون ها وقتی جاری شدند و چنان جویبارهایی با هم در آمیختند و یک جویبار بزرگ را ساختند ، دیگر نمی شد تمیز داد که خون تاجیک کجاست، خون پشتون کجاست، خون هزاره ، اوزبیک ، ترکمن، بلوچ، نورستانی و…. کجاست.
از همین جا به همه تفوق طلبان قومی و به همه فاشیستان قومی می خواهم بگویم، بیایید و رنگ خون قوم خود را جدا سازید!
خون ها از هر پیکری که بیرون می زد، یک رنگ داشت، همان رنگ سرخ. جوانان همه در کنارم هم به خاک افتادند. مانند کاجستان که یکی و یک بار همه کاج هایش فرو می ریزد برروی برخاک . چه می دانیم آنان هنگام نماز چه خلوصی در دل داشتند و با خدای خود چه خلوتی و راز و نیازی می کردند، چه می دانیم آنان درپشت میزهای غذا از چه آرزوهایی سخن می گفتند، سربازان عاشق به آینده های دور چگونه چشم دوخته بودند، نمی دانیم!
پیکرها در کنار هم افتاده بودند، پیکر بدخشانی در کنار پیکر ننگرهاری ، پیکر تخاری در کنار پیکری قندهار و هلمدی ، پیکر زابلی در کنار پیکر هراتی ، پیکر جوزجانی در کنار پیکر بغلانی و همین گونه پیکرها بدون وابسته گی قومی و چه های دیگر در کنار هم افتادند، دست های شان جدا از هم؛ اما خون های شان جاری و آمیخته با هم.
وقتی در مرگ این گونه در کنار همیم، وقتی دشمن همه گان را با یک تیر می کشد، گاهی از خود پرسیده ایم آنانی که بر می خیزند و در میان اقوام خط می کشند، مگر خود انتحاریان پشت پرده نیستند؟
آنانی که با فا شیزم قومی، با تفوق طلبی قومی، با تبعیض قومی، زبانی و مذهبی و چه های دیگر همه جا خط می کشند،عنکبوتانی اند که پیوسته در هوای شکار حقیر خود اند.
ادامه خواندن بنشینیم، بیندیشیم و بر خیزیم : استاد پرتو نادری

داشتن “هویت ملی” چرا ضرور است؟ : میرعنایت الله سادات

 پس از آن همه تقابل و رویارویی در جامعه ای ما، انسانهای با مواضع وتعلقات ازهم متفاوت در گذشته، اکنون پهلوی هم و در داخل یک سیستم دولتی قرار گرفته و میگویند که حالا مشترکأ برای وطن و مردم شان خدمت مینمایند. سوال مطرح میشود که:

آیا این چرخش، با انتباه از تجارب گذشته، یک تحول آگاهانه است؟ یا جبر روزگار؟ ویا ترس از آینده؟ ویا بمنظور مقابله با طالبان و حامیان آنها؟ آیا آنها در زیر فشاربین المللی حاضر به همکاری مشترک شده اند؟ و یا اینکه بر طبق پرسش اولی، واقعأ خود آنها از حوادث گذشته پند وعبرت گرفته اند؟ قابل سوال است که آیا آنها واقعأ حاضراند که بر تعلقات تخریش آور گذشته ای شان خط بطلان کشیده، هویت گروهی خودرا کنار بگذارند و بدور “هویت ملی” شان حلقه بزنند؟ اگر چنین است؟ باید آنها کدام راه و روش را در پیش گیرند؟ و از چه چیزها بپرهیزند؟ تا “روحیه ای ملی” خویش را بازیابند. جواب صادقانه به همه ای این سوالها ضرور بوده و چگونگی پاسخ هریک ازین افراد، مواضع آنها را در برابر وطن و مردم بازگو میکند. طبعی است که آمادگی بخاطر تحقق مشی ملی، نظر به درک، شعور و احساس هر انسان فرق مینماید و برای بالابردن سطح چنین آمادگی باید قضیه را به مباحثه گرفت تا عوامل بازدارنده، شناسایی شده بتوانند. بخاطر راه اندازی چنین مباحثه، لازم به نظر میرسد تا روی اصطلاح “هویت ملی” و مصطلحات متمم با آن (ملت، دولت ملی و ملی گرایی) توجه نموده و بصورت مشخص در مورد “هویت ملی افغانها” اندکی تـأمل و تعمق کرد.

1- “هویت ملی” چیست؟

در رابطه به شناخت از “هویت ملی” نظریات گوناگون ارائه میگردد که همه ای آنها در قالب دو مکتب فکری ذیل شناسایی میشوند:   طرفداران تیوری وراثت

(1): از نظر آنها، “هویت ملی” یک پدیده ای ازلی ودر خلقت انسانها نهفته بوده، میراثی و لایتغیر میباشد (2). چنین شیوه ای تفکر و شناخت از هویت ملی، سرلوحه ای درک نازی های المان را تشکیل میداد. آنها نژاد را پایه و اساس “هویت ملی” خود قرارداده و جاهلانه پروپاگند مینمودند که نژاد آرین از ازل و در خلقت خود، برتر از دیگران است.

طرفداران تیوری سازندگی ادامه خواندن داشتن “هویت ملی” چرا ضرور است؟ : میرعنایت الله سادات

عبدالمجید زابلی کی بود؟ : میـرعـنایـت الله سـادات

    یک هموطن عزیز ما در پاسخ به این سوال که “عبدالمجید زابلی کی بود”؟ مطالبی را اخیرآ در سایت وزین “آریانا افغانستان آنلاین” به نشر سپرده است که ایجاب تصحیح و باز نویسی را مینماید. زیرا توضیح واقعات تاریخی باید متکی به نقل قول های مستند و معتبر باشد. در رابطه به این که عبدالمجید زابلی یک متشبث آگاه و فعال بود، هیچ شکی وجود ندارد. اما به این سوال که او با کدام حمایت و چگونه صاحب آن همه ثروت های هنگفت شد؟ وسرنوشت آنهمه دارایی ها، امروز به کجا کشیده است؟ نباید مسکوت بود.

طبق نوشتۀ میرمحمد صدیق فرهنگ، زابلی یگانه تاجری نبود که در تآسیس صنایع عصری و گسترش تجارت کشور تلاش میورزید. فرهنگ درین ارتباط از اشخاصی دیگری نیز که درین عرصه کار میکردند و در عملیه صنعتی ساختن اقتصاد وطن شان، سهم مستقل داشتند، نام میبرد. (1)

مستقل بودن به این معنی است که آنها بیرون از محدودۀ تشبثات خصوصی شان، با کدام مقام متنفذ دولت، معاملات پشت پرده بخاطر اخذ امتیازات تجاری نداشتند. این تفاوت قابل دقت بوده و نباید از آن چشم پوشی کرد.

زابلی در عنفوان جوانی این فرصت را یافت که همراه با کاروان مالتجاره پدرش در مربوطات اتحاد شوروی سابق رفت و برگشت نموده و تجارب زیاد تجاری را کسب کند .پس از آنهمه رفت و آمد ها، بالاخره پای او به ماسکو کشیده شده و از امکانات تجاری در آنجا بهره مند گردید. بخصوص وقتی که دولت اتحاد شوری بخاطر مضیقه های اقتصادی، مجبور شده بود تا بخشهای کوچکی از تجارت و صنعت را در اختیار تاجران داخلی و خارجی قرار بدهد. زابلی نیز ازین فرصت نفع برد.

او مدت زیادی در آن شهر اقامت داشته و در همانجا میان او و سردارمحمد هاشم خان (سفیر آنوقت افغانستان در ماسکو) روابط تنگاتنگ بمیان آمد. همین روابط سبب شد که با برگشت هاشم خان بکابل، وی نیز زمینه را مساعد یافته و با اطمینان از حمایت هاشم خان، در اواخر سلطنت نادر خان به وطن برگشت. برای اقای زابلی در آن مقطع زمانی فرصت مساعد شده بود، تا در پرتو قدرت هاشم خان، دست به تآسیس تشبثات پرمنفعت تجاری، مالی و صنعتی بزند.

در پهلوی این حمایت شخصی، باید اضافه کرد که کمبود عواید نیز سبب میشد، تا دولت پالیسی خودرا در آنوقت بیشتر متمرکز به جمع آوری و افزایش عواید گمرکات نماید. مبتنی بر این پالیسی، تشویق تجارت در محراق خواست های دولت قرار داشت. زیرا با ارزیابی تجارب تلخ گذشته، نادر خان نمی خواست که اشتباه دولت امانی را تکرار نموده و با افزایش مالیات مواشی و زمین، متنفذین محلی را از خود براند.(2)

زابلی در ابتداء با مشارکت سرمایۀ دولتی یک شرکت سهامی را به سرمایۀ پنج ملیون افغانی بمیان آورد و سپس آن را در قالب “بانک ملی افغان” تغیرساختار داد.(3).

“با پیدایش بانک ملی افغان درسال 1933 به زودی قسمت اعظم معاملات تجارتی و سیستم مالی در تحت کنترول این بانک قرار گرفت. اقلامی که بالاثر احراز صلاحیت های بانک ملی افغان در انحصار آن قرار داده شد، عبارت اند از انحصار صدور قره قل، تورید شکر، پطرول، موتر و پرزه جات موتر بود.

همچنان خریداری های دولت به شمول طلا و نقره، با اخذ کمیشن از طریق همین بانک اجراء میشد .استفاده از معادن هم بدون اجازه و یا مشارکت بانک به کدام کمپنی داخلی و یا خارجی داده نمیشد. تا سالهای 1936/1937 به تعداد 40 شرکت تجارتی با سرمایۀ 90 ملیون افغانی در زیر رهبری بانک ملی افغان بمیان آمد. این سرمایه تا سالهای 1938/1939 به 292 ملیون افغانی ارتقاء یافت” .(4)

با آنکه دولت در سال 1939 سرمایه های خودرا از بانک ملی بیرون کرده و به سرمایه 200 ملیون افغانی بانک مرکزی را زیر نام “دافغانستان بانک” بناء نهاد، اما انحصار اقلام پرمنفعت وارداتی و صادراتی مانند سابق در اختیار بانک ملی افغان و شرکت های وابسته به آن باقی ماند. زابلی بخاطر حفظ این انحصارات، حمایت بعضی از اعضای قشر حاکم را با توزیع سهام بیشتر بانک به آنها، بدست میآورد .(5)  ادامه خواندن عبدالمجید زابلی کی بود؟ : میـرعـنایـت الله سـادات

فتح محمد فرقه مشر کی بود؟

 فتح محمّد در سال ۱۲۸۰ هجری شمسی در قریه ی « منگسک » بهسود همزمان با روی کار آمدن  امیرحبیب الله خان ،  پا به دنیا گذاشت . پدرش غلام حسن بیک از خوانین و میر های سرشناس بهسود بود که به دربار حبیب الله خان راه داشت و در قطعه ی سراوس خدمت می کرد. غلام حسن بیک از طرفداران امان الله خان بود ، چنانچه از شرکت در توطئه ی علی احمد خان ، والی کابل برای براندازی سلطنت امان الله خود داری ورزید . 

 فتح محمّد خان تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش در مسجد و به شیوه ی سنّتی انجام داد و چند سال بعد در تعلیمگاه پیاده ی اردوی افغانستان آموزش نظامی دید . بعد از فرار امان الله خان و مسلّط شدن بچه ی سقّا در کابل ، فتح محمّد خان از پیشروی نیروهای سقوی به هزاره جات جلوگیری نمود و با بچه ی سقّا بیعت نکرد . او با سیّد احمد خان بچه ی شاهنور در کوتل اونی سپاه سقوی را متوقف ساخت و برای دفاع از امان الله خان دو هزار نفر داوطلب آماده ی جنگ ساخت و از ماه حمل (=  فروردین) تا سنبله ( = شهریور ) ۱۳۰۸ با سقوی ها جنگید و آنها را شکست داد . بعد از آن که محمّد نادر شاه به قدرت رسید به فتح محمّد خان درجه ی فرقه مشری ( = سرلشکری ) داد و بچه ی شاهنور را به درجه ی نایب سالاری مفتخر ساخت .  ادامه خواندن فتح محمد فرقه مشر کی بود؟

راه ترانزیتی و تجارتی لاجورد رسما با ارسال محموله‌های صادراتی از افغانستان توسط رییس جمهور غنی و نمایندگان پنج کشور عضو این مسیرافتتاح گردید. گزارشگر : سید مهدی علوی‌نژاد

 درهفته جاری دهلیز ترانزیتی و تجارتی راه لاجورد رسما با ارسال محموله‌های صادراتی از افغانستان توسط رییس جمهور غنی و نمایندگان پنج کشور عضو این مسیرافتتاح گردید.

ضیا دانش، استاد دانشگاه و از اعضای هیأت رسانه‌ای راه لاجورد، در این مورد  به خبرگزاری پیام آفتاب گفت ایجاد این مسیر ترانزیتی تجارتی از ابتکارات افغانستان به حساب می رود که بعد از مذاکرات متعدد، سرانجام در هفتمین اجلاس پروسه استانبول قلب آسیا به امضای مقامات کشورهای عضو رسید. 

وی تأکید نمود پیشینه راه لاجورد به ابتکار افغانستان طرح و با کشورهای ذی‌دخل در میان گذاشته شد که به عنوان یک طرح افغانی از سوی کشورهای منطقه مورد استقبال قرار گرفت. 

طرح راه لاجورد از آغاز تا اجرایی شدن 

ضیا دانش گفت اولین نشست تکنیکی گروه کاری روی طرح موافقت‌نامه همکاری‌های پنج‌جانبه راه لاجورد در تاریخ 24 عقرب 1393 در مقر وزارت امور خارجه کشور ترکمنستان دایر شد. سرانجام پس از چهار سال مذاکره بین کشورهای عضو، موافقت‌نامه بهره‌برداری از راه لاجورد میان وزیران امور خارجه کشورهای افغانستان، ترکمنستان، ترکیه، گرجستان و معاون اول شرکت‌های سهامی راه‌های آهن آذربایجان، در پایان هفتمین نشست همکاری‌های منطقه‌ای (ریکا) به امضا رسید. 

راه لاجورد در حقیقت احیای راه ابریشم قدیم بوده که قدمت آن به حدود 2000 سال قبل از میلاد برمی‌گردد و از این طریق و به صورت عمده، لاجورد و سایر سنگ‌های قیمتی افغانستان به کشورهای قفقاز، روسیه، بالکان، اروپا و شمال افریقا منتقل ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که از طریق راه لاجورد، کالاهای تجارتی سه تا چهار روز زودتر از سایر مسیرهای ترانزیتی به اروپا انتقال یافته و هزینه انتقال آن نیز حدود یک الی دو هزار دالر در هر موتر لاری(باری) کاهش خواهد یافت٬ می باشد. ادامه خواندن راه ترانزیتی و تجارتی لاجورد رسما با ارسال محموله‌های صادراتی از افغانستان توسط رییس جمهور غنی و نمایندگان پنج کشور عضو این مسیرافتتاح گردید. گزارشگر : سید مهدی علوی‌نژاد

یادی ازمبارزین آزادی خواه مردم افغانستان : جناب غلام حسن

 

 

 

انسانکه هویداست، دنیا غبار دختر شادروان میرغلام محمد غبار، پیشتاز و پایه گذارمبارزات ملی و دیموکراتیک دوران هفت و هشت شورا معروف به حرکت محمودی و غبار است . زنده یاد غبار ازدرون زندانهای مخوف که غول وزنجیر، قین و فانه، وجاگذاری گلوله های سرب داغ امر عادی بود، فریادهای آزادیخواهی، وطندوستی و دیموکراسی را که خود ازدرون جنبش مشروطه خواهی با خویشتن آورده بود، به مردم میرساند. فتح خان فرقه مشر دوست و همگام مبارزاتی و رفیق سال‌های در زندان ، جسد غبار رادر خانه خاک وداع کرد .

در همین مسیر شاد روان استاد زهما فتح را بخاک سپرد . بدینسان سه رفیق، سه راز دار اسرار نهان جنبش و حرکات آزادیخواهانه، استقلال طلبانه، و عدالت خواهی برای مردم زحمتکش و ستمکش یکی پس از دیگری در آغوش خاک رفتند . هرانچه ممکن بود با انتهای صداقت، کار مطالعه و تحقیق با قبول زندان و حتا فقر با انتهای صلابت و مناعت پذیرفتند، شاد روان و پر افتخار زیستند. درین یادداشت کوتاه دنیا رنج نهانی در سوزش است و آن درفش خون آلودبزمین افتاده و هزاران بازوان زخمی و خون چکان است . بر افراشته باد درفش آزادی! — Donia Gobar’s post: امروز هنوز ، در گذشت زمان احساس بیچارگی و غم عمیقی دلم را میفشارد . هنوز استعمار و استعمار گران و نوکران بی وجدان شان سرنوشت ملت محروم از حقوق انسانی ما را در میان دیوار های اغشته به خون و خیانت پلان و تصویب می‌کنند… اخبار روز و شب از وطن هنوز اخبار ظلم , بیقانونی , و تنهایی مردم زحمتکش افغانستان است که هیچ پشتیبان ندارند . هنوز میشنوم که دزدان خارجی و داخلی به آزادی معا دن مهم و گرانبهای خاک ما را از خود میدانند.. افغانستان که میتواند یکی از ثروتمند ترین ممالک گردد , مجبور به گدایی شده است ؛ هنوز روشنفکران راستکار از هر طرف تحت فشار قرار دارند ؛ حکومت خاین هنوز مشغول نفاق اندازی میان مردم و پا بوسی باداران شان بر قالین سرخ اغشته به خون مردم بیگناه و بیچاره پاکویی دارند! «اگر می توانستم آنجا باشم» هنوز خواب شرینی است و داغ سوزانی در دلم … حقیقت این است که من هرگز نخواهم ساکت بود و هم مصونیتی ندارم که حتی چند روزی آزاد در خاک محبوبم راه روم , انتقاد و مبارزه کنم , با مردم باشم و برای آزادی حقوق شان مثل یک انسان زن آزاد حرف زنم و عمل کنم . خائنین به آزادی و آرامی با اشاره ای مردم بیگناه را مخصوصا یک زن سالخورده و ازاده فکر و بدون پول و تنها را نا بود میتواند و آوازش را خاموش میتواند . من تا آنکه امکان داشته باشد آزادی فردی و آواز انسانی ام را از دست نخواهم داد !  

فتح محمد فرقه مشر                                                    علی محمد زهما

 

 

هنر افغانستان در عـرصـه تـاریـخ : نوشته استاد حـامـد نوید

شهر زریاسپه و چهار اسپ زرین
مظهری از مدنیت باختر باستان

 

شهر زریاسپه و چهار اسپ زرین
مظهری از مدنیت باختر باستان

خلاصه موضوع: (Abstract)

گنجینه آکسوس یا (آمودریا) که درموزیم برتانیاBritish Museum نگهداری میگردد درقرن نزدهم جمع آوری گردیده ویکی ازگرانبها ترین آثار تاریخی جهان است. یکتعداد قابل ملاحظه این آثار تاریخی زرین درقرن نزدهم ازافغانستان به موزیم ویکتوریا البرتVictoria Albert انگلستان انتقال یافت. درسال ۲۰۰۷ میلادی رئیس جمهورتاجکستان امامعلی رحمان به استناد یافته های باستان شناسان روسی که در تخت سنگین درجوار رود آمو انجام داده بودند، خواستدارحقوق تاریخی تاجکستان درگنجینه آکسوس گردید. درماه سپتمبر۲۰۱۳ موزیم برتانیا این خواهش رئیس جمهور تاجکستان را محترم شمرده و به دولت تاجکستان وعده داده تا نقلی ازین آثار زرین تاریخی را به موزیم ملی تاجکستان درهنگام اکمال کارساختمانی موزیم آنکشورخواهد فرستاد. اینجاب نگارنده این مضمون فکر میکنم که افغانستان نیزدرین رابطه حقوق تاریخی مهمی دارد که نباید فراموش گردد.

اکثر این پدیده های ناب تاریخی به اساس کاوشهای قانونی بدست نیامده و به گفته تاجران هندی وبخارایایی قبول گردیده که ازناحیه ای بنام تخت قواد درجواررود آمودرجنوب تاجکستان امروزی بدست آمده است ،اما این امکان که شاید این آثار تاریخی از بلخ یا منطقه دیگری در داخل خاک افغانستان بدست آمده باشد مد نظرگرفته نشده است. متأ سفانه سالهاست که فرهنگ غنی ومدنیت های پیشینه افغانستان ازطرف خاورشناسان غربی بجزعده معدودی اغماض گردیده وحقوق فرهنگی وتاریخی افغانستان تاکنون نظربه دلایل گوناگون، بخصوص کم توجهی خودما دررابطه با میراث های فرهنگی کشور نادیده گرفته میشود. ازینرو باید نگاهی به سابقه موضوع نموده وسپس نظری به مدنیت باستانی افغانستان بیاندازیم تا ا ین مطلب روشنی بیشتر بیابد.

نظری به سابقه تاریخی موضوع درقرن نزدهم: 

ادامه خواندن هنر افغانستان در عـرصـه تـاریـخ : نوشته استاد حـامـد نوید

ممانعت خشونت علیه زنان طبق دیدگاه اسلام : نور محمدی، دکتر غلام رضا

حقوق زن جالبتر از دیگران.صدیق افغان در مورد حقوق زن حرف های دارد. واقعآ جالب است شما نیز در مورد بعد از شنیدن نظریات تان را شریک سازید.

Posted by ‎خبر تازه‎ on Wednesday, November 29, 2017

               لطفاٌ متن را تا آخر  بخوانید:

                           مقدمه

تاریخ نشان دهنده این است که خشونت علیه زنان از زمانهای طولانی در جوامع بشری مروج بوده است، در یونان باستان زنان از حق رأی محروم بودند و گاهی به خرید و فروش گذاشته می شدند. رسوم و عنعنات عصر جاهلیت زنان را پست می شمرد و زن بعد از وفات همسرش به مانند اموال به میراث می رفت. جاهلیت عرب به اندازه ای زن و دختر را پست می شمردند که هر گاه دختری در خانه آنها به دنیا می آمد تا مدتی خود را به دیگران از شرم نشان نمیدادند، دختران را زنده به گور می کردند و زن بیچاره ای که در خانه اش دختر به دنیا آمده بود با انواع خشونت ها روبرو بود.

خداوند در سوره نحل می فرماید: «زمانیکه به یکی از آنها مژده دهند که خانم تو دختر بدنیا آورده، (از شدت غم و حسرت) رخسارش سیاه شده و سخت دلتنگ و خشمگین می گردد.» (سوره نحل: آیه ۵۸)  همچنان در آیه دیگر می فرماید: «بخاطر مژده بدی که به او داده شده از قوم و قبیله خود (در جائیکه او را نبینند) پنهان میشود، (و به فکر میافتد که) آیا او (دخترک) را با قبول ننگ و ذلت نگهدارد و یا در خاک زنده به گورش کند؟ آگاه باشید که اینها (نسبت به دختران) چه بد فیصله می کنند.» (سوره نحل: آیه ۵۹)

ظهور اسلام چهره جدیدی از بشریت را جلوه گر شد، پیامبر در اولین اقدامات خویش زنده بگور نمودن دختران را غیر انسانی و اسلامی دانست، سیاه و سفید، زن و مرد را یکی دانسته و برتری را به تقوای الهی خلاصه نمود. آیات و احادیث زیادی موجود است که نشانگر توجه به زن به عنوان کسی که به گفته قرآن از جنس مرد آفریده شده است، می باشد. با مطالعه سیره پیامبر بزرگ اسلام متوجه خواهیم شد که ایشان نیز همواره با همسران خویش و دیگر زنان با مهر و عطوفت برخورد نموده و هیچ نمونه خشونت از جانب ایشان را در متون تاریخی شاهد نیستیم.

  1. بررسی متون دینی:

ادامه خواندن ممانعت خشونت علیه زنان طبق دیدگاه اسلام : نور محمدی، دکتر غلام رضا

تاریخ نشان میدهد که خشونت علیه زنان در جوامع مترقی و پیشرفته ریشه عمیق تر دارد.

   سه دختر خانواده ميرابال، پاتريا، مينروا و ماريا ترزا در سال های 1924، 1927 و 1935 م، درمنطقه یی که امروز در جمهوری دومينيکن ایالت سی باس ناميده مي شود، متولد شدند. هر سه تن آن ها تحصيلات متوسطه را به پايان رسانیده، مينروا و ماريا برای ادامه تحصيلات وارد دانشگاه شدند. هر سه خواهر و همسران شان درگير مبارزه با رژيم ” تراجيلو” Rafael Trujillo 1930-1961) بودند، و به رغم پيگرد ها و زندانی شدن های مکرر بازهم در فعاليت های سياسی عليه خود کامه گی های ” تراجيلو” اشتراک می کردند. در جنوری 1960 م، پاتريا رهبری جلسه یی را به عهده داشت که به تأسیس ” نهضت مقاومت سری” منجر گردید.

اوايل نوامبر، ” تراجيلو” اعلام کرد که دو مشکل اساسی او کليسا و خواهران ميرابال هستند. روز 25 نوامبر، هنگامی که خواهران ميرابال در مسير رفتن به ملاقات همسران زنداني شان بودند، در يک “حادثه رانندگی” کشته شدند. اين حادثه خشم و اعتراض عمومی را برانگيخت. قتل فجيع خواهران ميرابال در واقع رويدادی شد که به نهضت عمومی ضد تراجيلو کمک کرد، چنان که پس از گذشت يک سال ديکتاتوری تراجيلو سرنگون شد. خواهران ميرابال که به “پروانه های فراموش ناشدنی” تشبيه شده بودند، سمبول مقاومت ملی زنان دومينيکن تبديل شدند، آنچنان که در شعرها، آوازها و کتاب ها تقدير و تحسين می شدند. شرح زندگی و مبارزات آن ها، الهام بخش تأليف رومانی به نام ” درزمان پروانه ها” توسط “جوليا آموا زر” منجر گردید که همه جهانیان از این واقعه آگاه شدند. رومان مذکور، توصيف رنج ها و آلام خواهران میرابال درآخرين روزهای ديکتاتوری “تراجيلو” است.  ادامه خواندن تاریخ نشان میدهد که خشونت علیه زنان در جوامع مترقی و پیشرفته ریشه عمیق تر دارد.

معرفی کتاب جناب استاد حـامـد نـوید پژوهشگر٬ شاعر٬ نویسنده و محقق کشور بنام هنرافغانستان در عرصۀ تاریخ : از طرف پروفیسور داکتر عبدالواسع لطیفی

 

              ریشۀ مـا ، ساقۀ مـا، برگ مـا 

              ذره ذره هستی ما ، مرگ ما 

               جمله را مدیون آن وآب وگلیم 

              وای اگر پیوندها را بگسلیم

                                                       ( شادروان رازق فانی)

استادسابق دانشکدۀ هنرهای زیبای کابل، نویسنده، شاعر، پژوهشگرآثار تاریخی، دوست گرامی ام  جناب حامدنوید، که لیسانس رادررشتۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل، وماستری خودرا درتاریخ هنروشناخت مکاتب هنری از یونیورستی نیویارک بدست آورده است، درراستای علایق پیگیرش درنگهداری پیوندمحکمش به فرهنگ وهنرباستانی وطن عزیزافغانستان، شعر مقبول شادروان رازق فانی راکه دربالانوشتم، درآثار، درکنفرانسهاودرپدیده های شعری وهنری اش وعلایقش به وطن تمثیل میکند، ونویدگرامی خدمت بزرگی رادرهمه ابعاد ایفامیکند. یادم هست نخستین بار یک اثروتابلوی رسامی اش را که یک زن منزوی ونادار وپریشان رابا کودک گرسنه اش در بغل، بامهارت پرافتاده ترسیم نموده بود، دریکی ازمحافل شام معنوی عرفان به حاضرین فرزانه وعلاقمندتعریف نمودم، اخیراٌ دوهفتۀ قبل دریک محفل با شکوه کمیتۀ علمی افغان اکادمی به معرفی مختصرهمین اثرتازه اش که به زبان فارسی جدیداٌ بچاپ رسیده است، پرداختم. اینک اولترازهمه چندسطری ازمقدمه ویادداشت نویسندۀ گرامی جناب نوید را ارائه میدهم :

«غنای فرهنگی عظیمی که درسر زمین ما در درازای تاریخ به مشاهده میرسد، مرابدان واداشت تابه نگارش کتاب(هنرافغانستان درعرصۀ تاریخ) بپردازم وآنرابه هموطنان نهایت عزیز، بخصوص نسل جوان افغان که درطول سه دهه جنگ از فرهنگ اصیل خود دورمانده وشاید ازتاریخ تمدن شکوهمند میهن خود آگاهی کامل نداشته باشند تقدیم نمایم، تاباشدکه مصدرخدمتی درین راه گردم .

وقتی ازغنامندی فرهنگ ومدنیت های باستانی ایکه درنشیب وفراز زمانه هادرافغانستان امروزی شکوفاشده صحبت بعمل می آید، مرادازظهور پی درپی مکتبهای هنری اصیلی میباشدکه درادوارمختلف تاریخ ایجادشده وبه دست هنرمندان این مرز وبوم خلق گردیده وپرورش یافته است…  ادامه خواندن معرفی کتاب جناب استاد حـامـد نـوید پژوهشگر٬ شاعر٬ نویسنده و محقق کشور بنام هنرافغانستان در عرصۀ تاریخ : از طرف پروفیسور داکتر عبدالواسع لطیفی

تازمانیکه وطن فروشان جور است، وطن جور نمیشود : مصاحبهء داکتر نور احمد خالدی

   سوال: ”خالدی صاحب بزرگوار بعضی از پشتونها خودشان ادعا دارند که ما از قوم بنی اسراییل هستیم    وادعا ی انها مبنی از استناد کتاب بنام خورشید جهان استنویسندهای معاصر ما پشتونها رااریایی معرفی نموده به دلیل اینکه ازلحاظ زبان شناسی هیچ حرف عبری در زبان پشتو یافت نمیشود درحالیکه کلمات اریایی فروان است تا درمورد رد ویا تایید این ادعا یک مقاله بنویسید بااحترام.“ (عبداله حبیب سرحدی )

پاسخ: افرادی بنابر عقاید مذهبی اسمهای قیس و خالد را که اصلا دو قوماندان اعراب در خراسان بودند و بعد از ختم ماموریت شان در مناطق پشتون نشین اقامت گزین شده از بازگشت به عربستان خودداری کردند با خالد بن ولید یکی فرماندهان معروف صدر اسلام اشتباه گرفته و شایعات بی اساس منشا بنی اسراییلی بودن قوم پشتون را بنیاد نهادند. مطالعات ژنیتیکی موجودیت پشتونها و تاجیکها را در تمدن وادی سند و شمال هند و پاکستان از دها هزارسال به اینطرف در این سرزمینها ثابت کرده است. از کوههای غور تا چترال و بلوچستان اقوام پشتون مسکن دارند. موازی به آنها تاجیکها از پامیر تا درهُ های تگاو، نجرو، پنجشیر وغوربند مسکون بوده اند. مطالعات ژنیتیکی قرابت اجدادی این دو را باهم دیگر از نظر دی ان ای ثابت کرده و هردو ریشه در تمدن وادی سند و شمال هند و پاکستان دارند. این دو قوم از ده هزارسال به اینطرف در این سرزمینها بوده اند. ادامه خواندن تازمانیکه وطن فروشان جور است، وطن جور نمیشود : مصاحبهء داکتر نور احمد خالدی

سازمان عفو بین‌الملل مدال اعطایی خود را از آنگ سان سوچی پس گرفت : بی بی سی دری

 

سازمان عفو بین‌الملل جایزه اعطایی خود را از آنگ سان سوچی که عملا رهبری میانمار را برعهده دارد، پس می‌گیرد.

خانم سوچی سیاستمدار ۷۲ ساله میانماری که جایزه نوبل صلح را نیز دریافت کرده، در سال ۲۰۰۹ زمانی که در حصر خانگی بود جایزه سفیر وجدان سازمان عفو بین‌الملل را دریافت کرد.

این سازمان حامی حقوق بشر حالا می‌گوید از کوتاهی خانم سوچی در موضع‌گیری صریح و حمایت از اقلیت مسلمان روهینگیا بسیار دلزده و سرخورده است.

این تازه‌ترین جایزه‌ایست که از خانم سوچی پس گرفته می‌شود.

پیشتر پارلمان کانادا نیز شهروندی افتخاری او را لغو کرده بود.

دست کم ۷۰۰هزار نفر از مسلمانان اقلیت روهینگیا از میانمار به دلیل سرکوب گسترده گریخته‌اند.

ادامه خواندن سازمان عفو بین‌الملل مدال اعطایی خود را از آنگ سان سوچی پس گرفت : بی بی سی دری

پیام از داکتر شکرالله کُهگدای بمناسبت گشایش تالاری بنام داکتر عنایت الله شهرانی در دانشکده هنرهای زیبا ٬دانشگاه کابل

جایگاه سترگ هنر سالار پروفیسور دکتور شهرانی
شنیدیم که دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل در صدد تجلیل از شخصیت چند بعدی هنرسالار پروفیسور دکتور عنایت الله شهرانی برآمده که یک اقدام بسیار شایسته و قابل ستایش است.
هنرسالار دکتور شهرانی در پهلوی وظیفه مقدس تدریس در دانشگاه کابل در اوجدهی استعدادهای روبه رشد هنری دانشجویان در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل نقش بسزایی ایفا کرده و خودش هم آثار هنری ماندگاری از خود بیادگار گذاشته است.
آن هنگامیکه سیل قشون سرخ شوروی سابق با همدستی فرزندان ناخلف این سرزمین کشور ما را زیر پاشنه های آهنین خود برهم زده میرفت، استادان و دانشجویان و کارمندان دانشگاه کابل همپای سایر باشنده گان این کشور یا در موج خروشان جهاد مردانه ایستادند ویا راه مهاجرت را در پیش گرفتند، هنرسالار دکتور شهرانی نه تنها یک مرد سترگ جهاد فرهنگی بود بلکه یک مرد مشفر زندان وطن خدمات ماندگاری در دنیای مهاجرت هم از خود بجا گذاشته است.
بنده که به مدت (15) سال ماهنامه کاروان را بسطح و معیار بین المللی در ایالات متحده آمریکا به نشر رسانیدم، هنرسالار دکتور شهرانی یک همکار قابل اعتماد، یک مشاور خردمند و یک نویسنده توانا برای ماهنامه کاروان بود.
در نخستین «جشنوارۀ هنر و فرهنگ» که در سال (1997م) از طرف ماهنامه کاروان در امریکا با جوش و خروش فراوانی برپا شد، به پاس خدمات ماندگار هنری پروفیسور دکتور عل قلم بدست در خدمت شهرانی، جناب شان به عنوان (هنر سالار) شناخته شد
ادامه خواندن پیام از داکتر شکرالله کُهگدای بمناسبت گشایش تالاری بنام داکتر عنایت الله شهرانی در دانشکده هنرهای زیبا ٬دانشگاه کابل

سلطان غیاث الدین : داکتر عنایت الله شهرانی

مقاله ایماق قوملر نی تاریخ و نژادی اوچون پروفیسور شهرانی یازگنلر ینه بیر بار نشر ایته من ..

مختصری از تاریخ ایماق ها و نژاد تورک ها در افغانستان
مختصری از تاریخ ایماق ها و نژاد ترک ها در افغانستان
اوغوزخان در ساحات کاشغرستان (قشقرستان) قزاقستان و مغلستان کنونی در قسمتی از افغانستان امروزی و حتی از ایران پادشاهی نموده و به استناد فوق بالای ۱۲ نبیره خود ایماق (نسل) نام گزاری نموده که تاحال ۱۲ ایماق نام مانده است، اگر قوم ایماق زاده های کوه پایه های افغانستان باشند وازعروق تورک واوغوزخان نیستند این نام ازاولاده اوغوزخان چگونه به آنها آنجا انتقال یافته است ؟ طبیعیست که در زمان سلطنت ویا بعدها از سلاله اوغوزخانی ها در کوهپایه های افغانستان نقل مکان و زیست نموده اند.  چهارایماق که معنی (چهار قبیله یا چهار نسب) را میدهد عبارت اند از: “جمشیدیزاوری یا زووری (ظهوری کنونی) تایمنی و تایموری میباشند بشکل ذیل ازنسب تورک هستند : ادامه خواندن سلطان غیاث الدین : داکتر عنایت الله شهرانی

مهمان خانه ، باغ و مزرعه لیوتولستوی : عمر ننگیار

    یکی از دوستانم از من دعوت  بعمل اورد تا از خانه ، باغ ومزرعه ی یکی از بهترین های
ادبیات داستانی جهان« لیو نیکلایویچ تولستوی » که در «یاسنایا پالینا » در ۱۶۰ کیلو متری شهر مسکو موقعیت دارد دیدن نمایم. من که از قبل شایق ان بودم بی درنگ موافقه کردم و سوی ان محل حرکت کردیم ، بعد از دو ساعت به ان محل رسیدیم . دیدیم که قبل از ما ده ها تن كه اروپايي و امریکا يي ها نيز بین انها بود جلو درب دخولی ان که حالا موزیم شده است ، در صف نوبت ورود به ان محل ایستاده اند. ما هم تکت ورود اخذ نمودیم و در صف نوبت ایستاده شدیم ، تقریبن ۲۰ دقیقه بعد نوبت ورود ما رسید و داخل محوطه شدیم ، در دید نخست ۵۰۰ متر دور تر عمارتی خیلی زیبا به نظر ما خورد ان محل که لیو تولستوی در ان چشم به دنیا کشوده بود ، پیش رفتیم با دقت به این عمارت اشرافی چشم دوختیم ، برای ما گفتند :این عمارت پدر کلان لیو تولستوی است ، بعد محلات تاریخي چون خانه ی لیو تولستوی که بعد از ازدواج با خانواده خود دران زندگی می کرد و اثار بزرگ و ماندگار را در ان خلق کرد ، به باغچه ی او سر زدیم که خود در ان کارمی کرد و بلاخره در کوشه ی ان محله ی سبز ۴۱۲ هکتاری، چشم ما به مقبره ی به ظاهر حقیر به چشم ما خورد که ثروت بی بها به، وصیت خودش در ان خفته بود

دوستان عزیز! اکنون می خواهم کمی از زندگی ، اثار و عقاید سیاسی واجتماعی این بزرگ مرد تاریخ چند سطر بنویسم. 
لیونیکلایویچ تولستوی ۹ سنتیابر ۱۸۲۸ در ۱۶۰ کیلو متری شهر مسکو درویلای اشرافی پدر کلانش بنام « یاسنایا پالینا » تولد ودر ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ درگذشت و طبق وصیت خودش در کوشه ی « یاسنایا پلیانا »
به خاک سپرده شد . ادامه خواندن مهمان خانه ، باغ و مزرعه لیوتولستوی : عمر ننگیار

کابل این یل زخمی گردن فراز گیتی؛ برعکس در کاجستان های غرور استوار و سر بلند می ماند : مهرالدین مشید

روز چهارشنبۀ گذشته مزدوران بیگانه و افراد وابسته به شبکه های شیطانی استخبارات منطقه خونین ترین فاجعهء ضد اسلامی و ضد ارزشهای ملی را در برچی مربوط ناحیهء سیزدهم به راه افگندند و ده ها خانواده را در سوگ عزیزان شان بنشاندند. این حمله که خلاف اصول دین اسلام و سایر کنوانسیون ها و ارزش های جهانی در یک مرکز تعلیمی انجام شد. در واقع سیمای اصلی تروریستان را آشکار کرد که به هیچ اصلی پایبند نیستند و تنها خود رامکلف به ماموریت ناجایزی می شمارند که از سوی شبکه های جنهمی آی اس آی و سایر شبکه های شیطانی برای شان سپرده می شود. در این حادثه وحشتناک و دلخراش بر بنیاد آمار های رسمی بیش ۶۰ تن شهید و بیش از ۷۰  تن جراحت برداشتند که آمار های غیر رسمی شمار کشته ها و زخمی های این حادثه را بیش از ۳۰۰ تن ذکر کرده اند. بیشترین قربانیان این حادثه را کودکان و نوجوانان تشکیل می دهد که هر یک با صد ها امید و آرزوی در اوجی از فقر و بدبختی در مرکز یادشده مصروف فراگیری آماده گی های کانکور بودند. دشمنان پیدا و پنهان مردم افغانستان با این حادثه آفرینی ، چهرهء اصلی ضد ملی و وابستگی ننگین شان را خیلی افتضاح بار به نمایش گذاشتند تا اهداف انسان دشمنانه و اهریمنی باداران شان را با کشتن بیگناهان در افغانستان براورده بسازند. تروریستان با این حمله وحشیانه کودکانی را هدف قرار دادند که کشتن شان ضد اسلام بوده و این گونه کشتار بیرحمانه را حتا در هیچ دین و فرهنگی نمی توان توجیه کرد. شبکه های استخباراتی با این اعمال وحشیانه می خواهند اهداف گوناگون را دنبال کنند و از جمله هدف آنان فاصله ایجاد کردن میان شهروندان کشور است تا تضاد قومی و مذهبی را در کشور دامن بزنند. این در حالی است که مردم افغانستان یک صدا و با هم این عمل شیطانی تروریستان را تقبیح کرده و تمامی شهروندان کشور خویش را در این ماتم شریک می دانند؛ زیرا که این ملت دشمن مشترک خود را شناخته اند و در برابر توطیه های دشمنان هیچ گاه فریب نمی خوردند. آنان دریافته اند  که یک بدن واحد یک ملت اند و که با به درد آمدن یک عضو تمام بدن جریحه دار می شود. ادامه خواندن کابل این یل زخمی گردن فراز گیتی؛ برعکس در کاجستان های غرور استوار و سر بلند می ماند : مهرالدین مشید

کابل این یل زخمی گردن فراز گیتی؛ برعکس در کاجستان های غرور استوار و سر بلند می ماند : مـهـرالـدین مـشـیـد

 روز چهارشنبۀ گذشته مزدوران بیگانه و افراد وابسته به شبکه های شیطانی استخبارات منطقه خونین ترین فاجعهء ضد اسلامی و ضد ارزشهای ملی را در برچی مربوط ناحیهء سیزدهم به راه افگندند و ده ها خانواده را در سوگ عزیزان شان بنشاندند. این حمله که خلاف اصول دین اسلام و سایر کنوانسیون ها و ارزش های جهانی در یک مرکز تعلیمی انجام شد. در واقع سیمای اصلی تروریستان را آشکار کرد که به هیچ اصلی پایبند نیستند و تنها خود رامکلف به ماموریت ناجایزی می شمارند که از سوی شبکه های جنهمی آی اس آی و سایر شبکه های شیطانی برای شان سپرده می شود. ادامه خواندن کابل این یل زخمی گردن فراز گیتی؛ برعکس در کاجستان های غرور استوار و سر بلند می ماند : مـهـرالـدین مـشـیـد

پشت حمله های تهاجمی و انتحاری طالبان چه دستانی قرار دارد افزایش حمله های تروریستی دلالت بر قوت طالبان و یا ضعف نیرو های امنیتی دارد: نویسنده- مهرالدین مشید

 طالبان از مدتی بدین سو حمله های شدید انتحاری و تهاجمی را بر ضد نیرو های دفاعی و امنیتی کشور به راه افگنده اند که در جنگ هفده سالهء طالبان در برابر نیروی های امنیتی کشور بی پیشینه است. چنانکه همه شاهد هستیم که طالبان از مدتی بدین سو حمله های سنگین تهاجمی و انتحاری را بر مراکز نیرو های دفاعی و امنتی کشور سازماندهی کردند و توانستند به بسیار ساده گی تا باعبوراز “هفت خوان رستم” مراکز نظامی را در ولایت های های مختلف مورد حمله های موفقانه قرار بدهند که از جمله حمله های طالبان بر پایگاۀ نظامی غورماچ فاریاب معروف به کمپ چینایی و تصرف تاسیسات نظامی آی خانم در تخار و حملۀ موفقانه و وارد شدن طالبان به داخل شهر غزنی و حمله های انتحاری پیهم آنان به ولایت های بویژه شهر جلال آباد و راکت پراگنی ها و حمله های انتحاری آنان در شهر کابل بویژه حمله بر یک مرکز آموزشی در برچی در ناحیۀ سیزدهم، می توان یاد آور شد. ادامه خواندن پشت حمله های تهاجمی و انتحاری طالبان چه دستانی قرار دارد افزایش حمله های تروریستی دلالت بر قوت طالبان و یا ضعف نیرو های امنیتی دارد: نویسنده- مهرالدین مشید

به مناسبت نود و نـهمین سالگرد استقلال افـغانـستان : داکتـر نـور احـمد خـالدی

    شاه امان الله خان بتاریخ ۱۸ اگست ۱۹۱۹ میلادی استقلال افغانستان را رسمآ اعلام نموده و این روز را که مطابق به ۲۸ اسد است روز رخصتی عمومی اعلان کرد.
اینکه افغانستان هرگز مستعمره بوده یا نبوده موضوعی است جدا که بعدآ به آن میپردازم.
اما در هر حالتی ۱۸ اگست که مطابق به ۲۸ اسد میگردد روز ملی افغانستان است. در حقیقت پیروزی ملت افغانستان در دفاع پیهم از استقلال آن طئ جنگهای اول، دوم و سوم افغان و انگلیس در مقابل استعمار گران انگلستان در طول هشتادو یک سال است که از سال 1838م شروع و در سال 1919م پایان می یابد.
در حقیقت ۲۸ اسد روز خلاصی ملت افغانستان از شر استعمار گران برطانوی است.
هر کشوری به یک روز ملی نیاز دارد تا مردم در آن روز دور هم جمع شده از پیروزیهای خود جشن بگیرند، از ناکامیهای خود بیاموزند و امکانات خودرا در برابر مشکلات و آزمونهای که در مقابل قرار دارد ارزیابی نمایند.
در آسترالیا 26 جنوری هر سال به عنوان روز ملی جشن گرفته میشود، روزیکه در سال 1788م یازده کشتی پر از محکومین انگلیسی تحت قوماندانی کپتان آرتور فیلیپ به سدنی کوف مواصلت کرده بیرق انگلستان را در این سرزمین بلند می کنند.

ادامه خواندن به مناسبت نود و نـهمین سالگرد استقلال افـغانـستان : داکتـر نـور احـمد خـالدی

تورك های ایماق : اقتباس از کتاب «تاریخچۀ اقوام در افغانستان» تألیف داکتر عنایت الله شهرانی چاپ پنجم، کابل 1395 خورشیدی – ارسالی وحدت الله درخانی از کابل

ایماق ها شاخه بسیار مشهور اقوام تورك و مغول میباشند . مناطق و قبایل بزرگ ایماق ها را در كتب تاریخ گاهی باسم «ایماقات» یاد میكنند .

كلیـــد قفل جماع است زر ولی كـــو  زر         

سراغش از چه بلد گیرم و كـــــدام ایماق

                «ملا فوقی یزدی بنقل از آنندراج»

    درباره «ایماق» در كتب معتبر تاریخی معلومات زیاد است و چون ریشه خالص توركی دارند، بجای اینكه مؤرخین توجه خاص باین كلمه بنمایند، زیاده توجه خویش را به ریشه یا اصل «تورك» مبذول داشته اند. با آنهم سعی میگردد كه درباره این قوم نامی و مشهور بحدی توان گفته ها و اسناد بیاوریم كه گروه یا شعبه ایماق های عزیز از آن آگاه شوند و پیوند های خود را با اطرافیان شان محكمتر سازند .عبدالحی گردیزی مؤرخ دوره غزنویان در كتاب «زین الاخبار» خود كه استاد عبدالحی حبیبی زیاده تر كتاب مذكور را به «تاریخ گردیزی» شهرت داده اند، درباره ایماق معلومات زیبا میآورد: «كیماك : اصل ایشان آن بوده است كه مهتر تاتاران بمرد و او را دو پسر ماند، مهتر پسر پادشاهی بگرفت، كهتر پسر از برادر حسد برد…. تا هفت تن از مولدان تتار بنزدیك ایشان آمدند یكی ایمی دو دیگر ایماك، و سه دیگر تتار و چهارم بلاندر و پنجم خفچاق و ششم لنقاز و هفتم اجلاد…» (ص 550 زین الاخبار).

    از هفت شخص بالا كه همه از یك نسب و كیماك میباشند، بدو شخص آن ایماك و تتار كار داریم، در قسمت تتار بتاریخ آنها زیر عنوان تورك ها آورده ایم و به آنها سوالی پیدا نیست كه اصل شان تورك میباشد، وحالا توجه نمائید كه وقتیكه یك برادر تورك تتار است، برادر دیگر ایماق كه «ایماك» آورده شده است، ضرورت به آن نیست كه بگوئیم كه او هم تورك ایماق میباشد، زیرا برادر با برادر هم خون و همتبار میباشد. ادامه خواندن تورك های ایماق : اقتباس از کتاب «تاریخچۀ اقوام در افغانستان» تألیف داکتر عنایت الله شهرانی چاپ پنجم، کابل 1395 خورشیدی – ارسالی وحدت الله درخانی از کابل

در باره قصر با شکوهء دارالامان چه میدانید ؟ : زلمی افغان

    قصر بزرگ و با شکوۀ دارالامان در عهد سلطنت شاه امان الله تهداب گذاری گردیده و کار ساختمان بخش بزرگ آن عمارت نیز در همان دوره به پایۀ اکمال رسید. در آن زمان در نظر بود که مرکز و پایتخت کشور با احداث یک شهر جدید مطابق یک پلان اساسی در جنوب چهاردهی که فعلاَ به نام دارالامان یاد میگردد، تنظیم یابد.
نقشۀ شهر جدید کابل و پایتخت دورۀ امانیه که از طرف یک تن از مهندسان فرانسوی به نام (گودار) طرح شده بود تخمیناَ بیش از صد ها جریب زمین را صرفاَ در ساحۀ مرکز اداری احتوا می کرد.
بنابر سفارش سرمهندس آلمانی (والتر هارتن) معماران و کسبه کاران ماهر افغانی جمع آوری گردیده به کار های ساختمانی گماشته شدند. در عین حال برای انجام کار های ساختمانی شهر جدید به نحو مطلوب و شایسته در حدود ۷۰۰ نفر از فارغ التحصیلان صنف شش آن دوره در رشته های معماری و ساختمانی برای مدت شش ماه به توصیۀ آقای (والتر هارتن) و تحت نظر وی و سایر متخصصین آلمانی به شکل عملی و نظری آموزش دیدند. بعداَ این گروپ ۷۰۰ نفری پس از شش ماه تحصیل برای پیشبرد کار های مختلف ساختمانی مدرن آماده گردیدند.
ادامه خواندن در باره قصر با شکوهء دارالامان چه میدانید ؟ : زلمی افغان