سری که فخر جهان بود، درجهان خم کرد: محترم نسیم اسیر

خدا خراب کند ، هرکه فکر«پرچم» کرد

سری که فخرجهان بود ، درجهان خم کرد

بزوربازوی بیگانه تکیه زد، خود را

به کرسی یی که ثباتی نداشت ، محکم کرد

بنام خلق به بنیاد خلق آتش زد

بهشت آرزوی خلق را جهنم کرد

برات نوکری ما بدست، «قادر»داد

ندای بندگی ما بلند « اسلم» کرد

بنای کاربه جاسوسی وسعایت ماند

نظام ملک بهم ریخت ، نامنظم کرد

به پیل واسپ رخ شاه را بمیدان بست

پیاده را زپی مات اومقدم کرد

جلیل ومقتدرومحترم موخرشد

سفیه وسفله وبی مایه را مکرم کرد

تبسمی به لب ارنقش بست ، نقشش ریخت

تکلمی به زبان گرنشست ، مبهم کرد

به عضوخاد محال است پنجه نرم کنی

که دیورا نتوان با تلاش آدم کرد

بساط گلشن میهن ، مقام زاغان شد

به خاک تیره بباید نشست وماتم کرد

رسیده نعره تکبیرها بعرش مجید

شکست لشکرالحاد را مسلم کرد

« اسیر»شکوه زبیگانگان نمی شاید

هرانچه کرد بما ، خلق کرد وپرچم کرد

شعر از استاد نسيم اسير