آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

قرائت های تاریخی وفراتاریخی دینی؛ازبن بست تا پادزهر : مهرالدین مشید

در دو سده اخیر، یکی از مهم‌ترین رویکردها در فهم دین، قرائت تاریخی بوده است؛ رویکردی که می‌کوشد آموزه‌های دینی را در پرتو شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی عصر نزول تفسیر کند. این نگاه توانست بسیاری از ابهام‌های تفسیری را برطرف سازد و راه را برای گفت‌وگوی دین با جهان جدید هموار کند. با این حال، هنگامی که این رویکرد با نفی اعتبار فراتاریخی احکام دینی به گونه‌ای افراطی، همه مفاهیم و ارزش‌های دینی را صرف محصول شرایط تاریخی و اجتماعی زمان پیدایش دین دانست، خود با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. در این حالت، دین از جایگاه یک حقیقت هدایت‌گر و فرازمانی فاصله گرفت و به پدیده‌ای صرف تاریخی و نسبی فروکاسته شد؛ امری که از دید بسیاری از اندیشمندان، به نوعی بن‌بست معرفتی انجامیده است.

ادامه خواندن قرائت های تاریخی وفراتاریخی دینی؛ازبن بست تا پادزهر : مهرالدین مشید

تحولات بدخشان؛نشانه‌های سقوط یاپایان مأموریت طالبان : مهرالدین مشید

جرقه‌ای که آتش مقاومت را در سراسرافغانستان افروخت

  سقوط  جمهوریت در اگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان  بود. طالبان با تکیه بر پیروزی نظامی، کوشیدند خود را به‌عنوان تنها نیروی قادر به تامین امنیت و پایان دادن به پنج دهه جنگ معرفی کنند. کاهش نسبی درگیری‌های کلاسیک و فروکش کردن جنگ میان طالبان و نیروهای جمهوری پیشین، این تصور را در بخشی از افکار عمومی ایجاد کرد که افغانستان وارد مرحله‌ای از ثبات شده است. اما این ثبات، بیش از آنکه بر پایه مشروعیت سیاسی، رضایت عمومی و حکمرانی کارآمد استوار باشد، بر انحصار قدرت، کنترل امنیتی، حذف مخالفان و محروم ساختن زنان از کار و دختران از آموزش  تکیه دارد.  طالبان امنیت را بزرگترین دستاورد خود عنوان می کنند. این در حالی است که امنیت پایدار تنها در سایه اقتدار نظامی به دست نمی‌آید؛ بلکه حاصل تعامل میان مشروعیت سیاسی، عدالت اجتماعی، مشارکت شهروندان، توسعه اقتصادی و اعتماد عمومی است. هرگاه یکی از این ارکان دچار ضعف شود، ثبات ظاهری به تدریج جای خود را به شکننده گی ساختاری می‌دهد. از همین رو، بسیاری از دولت‌هایی که در ظاهر مقتدر به نظر می‌رسیدند، با نخستین تنش نظامی وارد بحران داخلی یا خارجی شده و به سرعت با فرسایش اقتدار و کاهش توان حکمرانی روبه‌رو می شوند.

ادامه خواندن تحولات بدخشان؛نشانه‌های سقوط یاپایان مأموریت طالبان : مهرالدین مشید

ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

هر حرفه‌ای چارچوب، قواعد، اصول و معیارهای خاص خود را دارد و اعتبار آن نیز در گرو پایبندی به همان اصول است. ژورنالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست. رسالت خبرنگار، جست‌وجوی حقیقت، طرح پرسش، روشن ساختن واقعیت‌ها و فراهم کردن زمینه‌ای است که مخاطب خود بتواند آگاهانه قضاوت کند؛ نه آن‌که از پیش، به سود یک روایت یا یک طرف دعوا موضع بگیرد.

بی‌گمان، صداقت، شجاعت، تعهد و مسئولیت‌پذیری از ارزش‌های بنیادی ژورنالیسم‌اند؛ اما این فضایل زمانی معنای کامل می‌یابند که با بی‌طرفی حرفه‌ای، انصاف، استقلال فکری و وفاداری به حقیقت همراه باشند. خبرنگار، پیش از هر چیز، در برابر حقیقت و حق مردم برای دانستن مسئول است، نه در برابر یک روایت سیاسی، یک جریان فکری یا منافع یک قدرت.

ادامه خواندن ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

یکی از پرسش‌های اساسی در تحلیل تحولات معاصر افغانستان این است که چرا طالبان، از زمان ظهور خود در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، عمدتاً از میان یک حوزه قومی و جغرافیایی سربرآورده‌اند. پاسخ به این پرسش، نه در قضاوت‌های احساسی و نه در تعمیم‌های قومی، بلکه در مطالعه ساختارهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی افغانستان نهفته است.

نخست باید تأکید کرد که طالبان یک جریان سیاسی-ایدئولوژیک هستند، نه نماینده یک قوم.  همان‌گونه که هیچ قومی را نمی‌توان با عملکرد یک حزب، دولت یا جنبش سیاسی تعریف کرد، نسبت دادن مسئولیت عملکرد طالبان به یک قوم نیز از منظر علمی و اخلاقی نادرست است. اقوام، واحدهای اجتماعی و فرهنگی هستند، در حالی که طالبان یک سازمان سیاسی و نظامی با ایدئولوژی، ساختار و اهداف مشخص‌اند.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، هر جنبش اجتماعی یا نظامی، در مرحله شکل‌گیری، معمولاً از همان محیط جغرافیایی و اجتماعی که در آن متولد شده است نیرو جذب می‌کند. پیدایش طالبان نیز در سال ۱۹۹۴ در جنوب افغانستان، به‌ویژه در قندهار بر بستری شکل گرفت که طی دو دهه جنگ، مهاجرت و مداخلات منطقه‌ای، به‌ویژه سیاست‌های پاکستان، فراهم شده بود؛  منطقه‌ای که اکثریت ساکنان آن را پشتون‌ها تشکیل می‌دادند. بنابراین، طبیعی بود که نخستین رهبران، فرماندهان و نیروهای این جنبش از همان محیط اجتماعی برخیزند. این پدیده، نه یک استثنا، بلکه الگویی شناخته‌شده در مطالعات جنبش‌های سیاسی و منازعات داخلی است.

ادامه خواندن طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

ليلا چرا بيقراری از عشق بيزار مانده

بيتابی هر ستاره در چشمت بيدار مانده

تا باغ اين باغ خفته در زير آوار آتش

با زخمهای فراوان، بی يک پرستار مانده

ليلا! خسته و اندوهگينم، ساعتی بيش نمی گذرد که باز گشته ام، اين راه چقدر دراز و طاقت فرسا بود. از «لايدن» تا «فرانکفورت» همراه با توفان خشماگين باد و باران، ره زدن چه دشوار است. در سراسر اين راه دراز تو در برابر من بودی، با صورت آماس کرده، دستان مرتعش، نگاهی راز ناک و مبهم و سکوتی تلخ و آزار دهنده.

با خود ميگويم اي کاش نمی ديدمت. اي کاش همان تصوير واپسين را که در سال دو هزار ميلادی، از تو داشتم ؛ نگاهش می داشتم.

یادت می آید که تو در شب شعر خالده فروغ آمده بودی، شاد و سرمست در ميان چند تن از شاعر زنان ديگر؟يادت هست چه شادمانه می خنديدی و مارا شعر باران می کردی؟ هنگام بازگشت به خانه ی ماهم سری زدی. توقفی کوتاه بود؛ اما قول دادی که نوبتی ديگر، ديدار طولانی خواهی داشت که هرگز چنين نشد .

ادامه خواندن نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

حدود شصت سال باینطرف با استاد جنت‌ مکان، دانشمند عالی‌ مقام، زبان‌ شناس معروف، عارف روشن‌ ضمیر و والاگهر، سیاست‌مدار مجرب، نویسندۀ بی‌بدیل، انسان مهذب، سخاوت‌ مند در تدریس به شاگردان و علاقمند در آموزش آنان، پروفیسور در یونیورسیتی‌ها، سخنگوی توانا و وارد در چندین زبان، حضرت استاد دکتور عبدالغفور روان فرهادی ارتباطات علمی و ادبی داشتم، بروز یکشنبه بیست و ششم ماه جولای 2026 مسیحی جهان فانی را وداع کرد و روان پاکش راهی جنت و روضۀ رضوان گردید. انا لله و انا الیه راجعون 

بارها با این شخصیت وارسته و پاک‌ نهاد و پاکیزه‌ سرشت در خانه و دفترشان ارتباطات در خصوص مسایل علمی و ادبی و گاهی هم سیاسی داشتم، و استاد فرهادی در سیاست جهانی و تاریخ علوم سیاسی آیتی بود که افکارش را در صنوف فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل و در خارج برای شاگردانش توضیح می‌کرد.  بیاد دارم خانمی دانشمندی به اسم محترمه ماریا دارو از سابقه‌ داران رادیو افغانستان که کتاب تاریخچۀ هنرمندان ساریخ ساز تیاتر افغانستان را می‌نوشت می‌خواست با داکتر فرهادی تماس بگیرد و طلب کمک علمی نماید. استاد فرهادی لطف‌ های پدرانه کرد و چون ماریا جان دارو از رابطۀ نزدیک مان باخبر بود از وفات استاد بر من تسلیت فرمود.  داکتر فرهادی بدون مبالغه جامع‌الکمالات بود و هنر و خصوصاً هنر در افغانستان و فرانسه را می‌دانست و معلومات مزید داشت. 

ادامه خواندن درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

در سوگ دانشمند فرهیخته، استاد عبدالغفور روان فرهادی

با اندوهی عمیق، خبر درگذشت دوست گران‌قدر، دانشمند فرهیخته و استاد پیشین دانشگاه کابل، مرحوم داکتر عبدالغفور روان فرهادی را دریافت کردم.

آن مرحوم از شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی افغانستان و از نمایندگان پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد بود. او عمر پربار خود را در راه دانش، فرهنگ، زبان و خدمت به میهن سپری کرد و نامش برای همیشه در تاریخ فرهنگی افغانستان ماندگار خواهد بود.

برای من، این ضایعه رنگ و بوی شخصی نیز دارد. مرحوم استاد عبدالغفور روان فرهادی در نگارش کتاب‌های «هنرمندان تیاتر» و «چهره‌های جاودان» با بزرگواری و محبت فراوان مرا یاری کرد و مقدمه‌ای ارزشمند بر هر دو کتاب نوشت. این لطف و اعتماد او را هرگز فراموش نخواهم کرد و آن را از بزرگ‌ترین افتخارات زندگی فرهنگی خود می‌دانم.

امروز با قلبی سرشار از اندوه می‌گویم: افسوس که افغانستان یکی دیگر از فرزندان فرهیخته و خدمتگزار خود را از دست داد. یاد، آثار و خدمات علمی و فرهنگی او همواره در حافظه مردم ما زنده خواهد ماند.

از درگاه خداوند بزرگ برای آن عزیز سفرکرده، فردوس برین و آرامش ابدی، و برای خانواده، دوستان، شاگردان و همه دوستدارانش صبر و شکیبایی مسئلت دارم.

روحش شاد، نامش جاودان و راهش پرفروغ باد.

ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

و درس های از عبرتسرای تاریخ !

مسیر تاریخ  جهان را در چند قرن اخیر 

انقلابات بزرگ رقم زده است  . 

و فتح باستیل در (14) جولای (۱۷۸۹  م) و انقلاب فرانسه ، یکی از صفحات شورانگیز و از مهم‌ترینرویدادهای تاریخ سیاسی  جهان به شمار می‌رود. 

انقلاب کبیر فرانسه (1789)  یک شورش علیه سلطنت مطلقه نبود، بلکه محصول یک تحول عمیقفکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود که از اندیشه‌های عصر روشنگری (The Enlightenment) الهام گرفت و در بستر بحران‌های مالی، نابرابری‌های طبقاتی، فقر گسترده ، ضعف ساختار سیاسی و  شرایط عینی جامعه فرانسه  و تغیرات  خارجی در اواخر قرن هجدهم شکل گرفت. 

ادامه خواندن ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

من حقیر و فقیر و سراسر تقصیر، در سال۳۲ ۱۳ خورشیدی در گذر ریکا خانه ی کابل قدیم که محله ی آبایی ام میباشد، به دنیا آمدم. اسم پدر بزرگوار و مرحومم پاینده محمد خان و پدر بزرگم لعل محمد خان و جدم تاج محمد خان ولد سرفراز خان، ولد سلطان احمد خان ولد بابه خان ریکایی باشی میباشد.

اینجانب در سال ۱۳۳۸خورشیدی شامل مکتب شاه ولیخان واقع در( شش درک) کابل گردیده، بعد از فراغت از صنف ششم، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به صنف هفتم لیسه ی استقلال شامل شده، بعد از فراغت از لیسه ی مذکور در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در وزارت دفاع ملی به حیث مامور ملکی مقرر گردیدم و مدت نه سال در وزارتخانه ی مذکور ایفای وظیفه نمودم.

بعد اً به وزارت صحت عامه ی شامل کار گردیده، مدت دوازده سال در آن وزارت در رشته ی محاسبه و تشکیل بودجه ی عادی و انکشافی ایفای وظیفه نمودم. مدتی هم بحیث مدیر عمومی بودجه و تشکیل در چارچوب وزارت مذکور کارکردم و بالاخر از بد روزگار و حاکمیت استبدادی، «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» همراه با اعضای فامیلم به پاکستان مهاجر شدم و در آنجا به اساس پیشنهاد یکی از احزاب اسلامی، مدت دو سال اجرای وظیفه نمودم( البته در چوکات حکومت عبوری در أن سالها) تا آنکه به کشور پهناور کانادا هجرت نموده و اکنون با پنج فرزند وهمسرم در شهر تورانتو زند گی دارم.

ادامه خواندن درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

 رابطه متقابل افراط‌گرایی دینی، بحران‌های نظم لیبرال و بازتولید خشونت: نویسنده: مهرالدین مشید

بنیادگرایی دینی و لیبرال‌دموکراسی؛ از سوخت‌رسانی تا امتم دهی به چرخه خشونت؟

جهان پس از پایان جنگ سرد، به‌رغم امیدهای فراوان برای گسترش صلح، دموکراسی و همکاری بین‌المللی، به صحنه ظهور موج‌های تازه‌ای از افراط‌گرایی، تروریسم، جنگ‌های فراملی و قطبی‌شدن جوامع تبدیل شد. در دهه ۱۹۹۰ بسیاری از نظریه‌پردازان، به‌ویژه فرانسیس فوکویاما، پیروزی لیبرال‌دموکراسی را پایان رقابت‌های ایدئولوژیک می‌دانستند؛ اما حوادثی چون حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ‌های افغانستان و عراق، ظهور داعش، افزایش اسلام‌هراسی، گسترش راست افراطی در اروپا و آمریکا و رشد پوپولیسم نشان داد که تاریخ نه‌تنها پایان نیافته، بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است.

ادامه خواندن  رابطه متقابل افراط‌گرایی دینی، بحران‌های نظم لیبرال و بازتولید خشونت: نویسنده: مهرالدین مشید

افغانستان؛ در بن‌بست اعتماد و آینده ناپیدا: مهرالدین مشید

افغانستان در یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. با گذشت نزدیک به پنج دهه از آغاز بحران‌های پی‌درپی، نه تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور آسیب دیده‌اند، بلکه اعتماد عمومی نیز به شدت فرسوده شده است. امروز آینده افغانستان در حالی با ابهام روبه‌رو است که از یک سو بخش بزرگی از مردم به زمامداران و سیاستگران پنج دهه اخیر اعتماد خود را از دست داده‌اند؛ از سوی دیگر طالبان تاکنون تمایل چندانی به اصلاحات سیاسی و مشارکت فراگیر نشان نداده‌اند و در عین حال، جریان سیاسی نیرومند و مورد اعتماد نیز برای ایجاد یک بدیل ملی در این کشور شکل نگرفته است. مجموعه این عوامل، افغانستان را در وضعیتی قرار داده که در ادبیات علوم سیاسی از آن به عنوان «بن‌بست سیاسی» و «بحران مشروعیت» آنهم در اوجی از حیرت و سرگشتگی یاد می‌شود.

ادامه خواندن افغانستان؛ در بن‌بست اعتماد و آینده ناپیدا: مهرالدین مشید

و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

گاهی دوستی‌ ها و دوستان پدر، که بر پایه ای صداقت و بدون مدعا می‌باشد، چنان عمیق و ناگسستنی میگردد که از روابط خونی هم محکم‌ تر می‌ماند.

از جمله دوستان پدرم، یکی حاجی محمد اکرم کارگر است.

پدر در سال ۱۳۲۷ خورشیدی از ولایت بدخشان به کابل آمد. در آن زمان، شاگرد صنف چهارم مکتب بود و اول‌ نمره ای صنف خود محسوب می‌شد.

 پس از اولین سفر آخرین شاه افغانستان به بدخشان و خوانش پیام خوش‌ آمدید، شاه همایونی، با نظر سردار احمد شاه خان، وزیر دربار، و عبدالهادی خان داوی، سرمنشی، 

از بابه‌ کلانم، وکیل نظام‌ الدین خان، می‌ پرسد که آیا رضایت دارد ایشان را برای ادامه ای مکتب با خود به کابل ببرند؟

بابه‌ کلانم موافقت می‌کند و پدرم را به کابل می‌ آورند. 

ادامه خواندن دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

 نسل فراسو: که پیوندهای انسانی را بر مرزبندی‌های قومی و زبانی ترجیح میداد: مهرالدین مشید

گاهی تاریخ، تنها در کتاب‌ ها نوشته نمی شود؛ بلکه در خاطره‌های مردم نیز نفس می‌کشد. در لبخندهای فراموش‌شده، در کوچه‌هایی که کودکان بی‌آنکه از قوم و زبان یکدیگر بپرسند، بازی می‌کردند؛ در مکتب‌هایی که هم‌صنفی بودن از هر هویت دیگری ارزشمندتر بود؛ و در همسایگی‌هایی که دیوار خانه‌ها، دل‌ها را از هم جدا نمی‌کرد.  آن نسل را می‌توان «نسل فراسو» نامید؛ نسلی که از مرزهای تنگ هویتی عبور کرده و به بزرگ ترین سرمایه اجتماعی تبدیل شده بود. نسل فراسو؛ یعنی نسل خاطره‌های پاک، نسلی که ثابت کرد دوستی می‌تواند از مرزهای قوم و زبان عبور کند و انسانیت، به زیباترین زبان مشترک آدم‌ها بدل شود.

ادامه خواندن  نسل فراسو: که پیوندهای انسانی را بر مرزبندی‌های قومی و زبانی ترجیح میداد: مهرالدین مشید

  فغانستان؛ از انزوای سیاسی تا بحران اجتماعی و امنیتی : مهرالدین میشد

افغانستان؛ بن‌بست مشروعیت و بازی قدرت‌ها

افغانستان در دهه‌های اخیر با بحران‌های چندلایه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مواجه بوده است؛ اما پس از فروپاشی نظام جمهوری در سال ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، مسئله مشروعیت سیاسی به یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های دولت و جامعه افغانستان تبدیل شده است. حکومتی که توانسته است کنترل سرزمینی را به دست گیرد؛ اما در سطح داخلی و بین‌المللی با پرسش‌های جدی درباره مشارکت سیاسی، حقوق شهروندی، ساختار قدرت و نمایندگی اجتماعی روبه‌رو است. هم‌زمان، ادامه انزوای سیاسی، کاهش کمک‌های خارجی، محدودیت‌های اجتماعی و بحران اقتصادی، نه تنها موجب فرسایش تدریجی سرمایه انسانی افغانستان شده است؛ بلکه بحران عمیق مشروعیت، انزوا و ضعف نهادهای حاکمیتی، به‌صورت زنجیره‌ای زمینه را برای تبدیل شدن افغانستان به عرصهٔ رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی نیز فراهم کرده اند.

ادامه خواندن   فغانستان؛ از انزوای سیاسی تا بحران اجتماعی و امنیتی : مهرالدین میشد

دین و دموکراسی؛ از سازگاری ها تا چالش ها :مهرالدین مشید

پرسش سازگاری دین و دموکراسی یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفه سیاسی معاصر است. پاسخ کوتاه این است که دین و دموکراسی نه کاملا ناسازگار و نه بصورت کامل یکسان است؛ بلکه میزان سازگاری آن‌ها به تفسیر دین و حدود نقش آن در سیاست بستگی دارد. در واقع، دین و دموکراسی به دو حوزه متفاوت تعلق دارند: دین بیشتر به ارزش‌های اخلاقی، معنوی و معنابخشی به زندگی می‌پردازد، در حالی که دموکراسی روشی برای توزیع قدرت سیاسی، مشارکت مردم و اداره جامعه است. از این‌رو، میان آن‌ها می‌تواند هم تعامل و هم تنش وجود داشته باشد.

ادامه خواندن دین و دموکراسی؛ از سازگاری ها تا چالش ها :مهرالدین مشید

راستی‌آزمایی تاریخ؛ گذر از بحران یا ماندن در باتلاق تروریسم؟ :  مهرالدین مشید

ملت‌ها نیز مانند انسان‌ها در مسیر تاریخ با لحظاتی روبه‌رو می‌شوند که سرنوشت آینده آنان را رقم می‌زند. این لحظات، صرف رویدادهای سیاسی یا نظامی نیستند، بلکه «راستی‌آزمایی‌های تاریخی» هستند؛ آزمون‌هایی که میزان بلوغ سیاسی، ظرفیت ملی و توانایی یک جامعه برای عبور از بحران را آشکار می‌سازند. افغانستان امروز در یکی از همین مقاطع سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. پس از دهه‌ها جنگ، اشغال، مداخله خارجی، رقابت‌های منطقه‌ای و ظهور جریان‌های افراطی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که آیا افغانستان خواهد توانست از چرخه تاریخی خشونت و بی‌ثباتی خارج شود یا همچنان در باتلاق تروریسم، واگرایی اجتماعی و بحران مشروعیت گرفتار خواهد ماند؟

ادامه خواندن راستی‌آزمایی تاریخ؛ گذر از بحران یا ماندن در باتلاق تروریسم؟ :  مهرالدین مشید

افغانستان؛ سرزمین فرصت‌های از دست‌رفته : مهرالدین مشید

از اصلاحات امان‌الله خان تا چالش‌های پس از ۲۰۲۱

در تاریخ ملت‌ها، فرصت‌های تاریخی لحظاتی هستند که یک کشور می‌تواند مسیر خود را از بحران به توسعه، از استبداد به مشارکت سیاسی و از عقب‌ماندگی به پیشرفت تغییر دهد. برخی ملت‌ها این فرصت‌ها را به سکوی پرش تبدیل کرده و برخی دیگر آن‌ها را از دست داده اند. افغانستان در یک قرن گذشته بارها در آستانه چنین فرصت‌هایی قرار گرفته است؛ اما هیچگاهی این فرصت ها به ثمر نرسیده اند. در حالیکه این کشور نه از کمبود منابع طبیعی رنج برده، نه از موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌اهمیت برخوردار بوده و نه از فقدان ظرفیت انسانی به طور کامل محروم بوده است؛ اما با این همه، تاریخ معاصر افغانستان بیشتر به روایت فرصت‌های از دست‌رفته تا داستان فرصت‌های تحقق‌یافته شباهت دارد. 

ادامه خواندن افغانستان؛ سرزمین فرصت‌های از دست‌رفته : مهرالدین مشید

په دې تاریخي پړاو کې د ملي یووالي د پیاوړتیا لپاره باید پر مشترکاتو تمرکز وشي :نورمحمد غفوری

افغانستان د خپل معاصر تاریخ له هغو حساسو پړاوونو څخه تېرېږي چې د هر وخت په پرتله ملي همغږي، سیاسي تدبیر او ټولنیز تفاهم ته ډېره اړتیا لري. په داسې شرایطو کې چې هېواد له بېلابېلو سیاسي، اقتصادي او ټولنیزو ننګونو سره مخ دی، هره هغه موضوع چې د خلکو ترمنځ د بېلتون او تقابل فضا رامنځته کوي، باید په ډېر دقت، مسؤلیت او ملي لیدلوري وڅېړل شي.

په وروستیو کې د ټولنیزو رسنیو له لارې د ژبې اړوند بحثونه، په ځانګړې توګه د «دري» او «فارسي» د نومونو، تاریخي مخینې او اړیکو په اړه، پراخ شوي دي. بې‌شکه دا موضوع د ژبپوهنې، تاریخ او ادبیاتو له مهمو علمي بحثونو څخه ده، خو د هغې څېړنه او ارزونه باید د علمي میتودونو، مستندو تاریخي سرچینو او مسلکي څېړنو پر بنسټ ترسره شي، نه د ټولنیزو رسنیو په احساساتي او قطبي فضا کې.

ادامه خواندن په دې تاریخي پړاو کې د ملي یووالي د پیاوړتیا لپاره باید پر مشترکاتو تمرکز وشي :نورمحمد غفوری

افغانستان زخمی؛ نیازمند همدلی و همگرایی : مهرالدین مشید

تنوع قومی و مدیریت آن در چارچوب هویت ملی فراگیر

افغانستان سرزمینی است که در آن، گوناگونی‌های قومی، زبانی، مذهبی، فرهنگی و جغرافیایی، در کنار پیشینه‌ای غنی از تمدن و فرهنگ، سیمایی رنگارنگ و کم‌نظیر پدید آورده است. پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، پشه‌ای، ایماق و ده‌ها گروه فرهنگی دیگر، هر یک بخشی از هویت تاریخی این سرزمین را شکل داده‌اند. افزون بر این، زبان‌های فارسی، پشتو، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، نورستانی و دیگر زبان‌های بومی، گنجینه‌ای ارزشمند از میراث فرهنگی افغانستان را تشکیل می‌دهند. این تنوع، اگر در چارچوب یک هویت ملی فراگیر مدیریت شود، می‌تواند سرچشمه خلاقیت، پویایی و اقتدار ملی باشد؛ اما اگر به ابزار رقابت‌های سیاسی، تبعیض و حذف تبدیل گردد، همان سرمایه بزرگ به عامل بحران و واگرایی بدل می‌شود.

ادامه خواندن افغانستان زخمی؛ نیازمند همدلی و همگرایی : مهرالدین مشید

افغانستان در چهار راۀ رقابت های ژیوپلیتیک و ا ستراتیژی های تروریستی :  مهرالدین مشید

از عمق استراتژیک پاکستان و هند تا عمق استراتژی گروه‌های تروریستی

افغانستان در طول دو سده اخیر، بیش از آنکه یک بازیگر مستقل در نظام منطقه‌ای و بین‌المللی باشد، به میدان رقابت قدرت‌های مختلف تبدیل شده است. موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور در قلب آسیا، میان جنوب آسیا، آسیای مرکزی، خاورمیانه و چین، باعث شده است که افغانستان همواره در مرکز محاسبات امنیتی و راهبردی بازیگران منطقه‌ای و جهانی قرار گیرد. از منظر نظریه‌های ژئوپلیتیک و رئالیسم سیاسی، افغانستان نه تنها یک دولت، بلکه یک «فضای راهبردی» بوده است که قدرت‌های مختلف برای تأمین منافع خود در آن به رقابت های سیاسی و امنیتی پرداخته‌اند.

ادامه خواندن افغانستان در چهار راۀ رقابت های ژیوپلیتیک و ا ستراتیژی های تروریستی :  مهرالدین مشید

دین و دموکراسی؛ از سازگاری ها تا چالش ها: : مهرالدین مشید

پرسش سازگاری دین و دموکراسی یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفه سیاسی معاصر است. پاسخ کوتاه این است که دین و دموکراسی نه کاملا ناسازگار و نه بصورت کامل یکسان است؛ بلکه میزان سازگاری آن‌ها به تفسیر دین و حدود نقش آن در سیاست بستگی دارد. در واقع، دین و دموکراسی به دو حوزه متفاوت تعلق دارند: دین بیشتر به ارزش‌های اخلاقی، معنوی و معنابخشی به زندگی می‌پردازد، در حالی که دموکراسی روشی برای توزیع قدرت سیاسی، مشارکت مردم و اداره جامعه است. از این‌رو، میان آن‌ها می‌تواند هم تعامل و هم تنش وجود داشته باشد.

ادامه خواندن دین و دموکراسی؛ از سازگاری ها تا چالش ها: : مهرالدین مشید

راستی‌آزمایی تاریخ؛ گذر از بحران یا ماندن در باتلاق تروریسم؟ : : مهرالدین مشید

راستی‌آزمایی تاریخ؛ گذر از بحران یا ماندن در باتلاق تروریسم؟

ملت‌ها نیز مانند انسان‌ها در مسیر تاریخ با لحظاتی روبه‌رو می‌شوند که سرنوشت آینده آنان را رقم می‌زند. این لحظات، صرف رویدادهای سیاسی یا نظامی نیستند، بلکه «راستی‌آزمایی‌های تاریخی» هستند؛ آزمون‌هایی که میزان بلوغ سیاسی، ظرفیت ملی و توانایی یک جامعه برای عبور از بحران را آشکار می‌سازند. افغانستان امروز در یکی از همین مقاطع سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. پس از دهه‌ها جنگ، اشغال، مداخله خارجی، رقابت‌های منطقه‌ای و ظهور جریان‌های افراطی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است که آیا افغانستان خواهد توانست از چرخه تاریخی خشونت و بی‌ثباتی خارج شود یا همچنان در باتلاق تروریسم، واگرایی اجتماعی و بحران مشروعیت گرفتار خواهد ماند؟

ادامه خواندن راستی‌آزمایی تاریخ؛ گذر از بحران یا ماندن در باتلاق تروریسم؟ : : مهرالدین مشید