آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

Part Two

The fire that love sets ablaze in the heart—no one else can feel its heat. Only the lover knows how consuming that flame can be.

Lala Mohsin once said, “Love is a strange, incurable pain. No one knows when it will come to a person.”

One day, Sonia and I were walking home from school.

Sonia asked me,

“Will you come to my wedding?”

“Why wouldn’t I?” I replied.

Then she told me about her fiancé. He was one of her relatives.

Their house was filled with music and singing.

My grandmother began cursing them. She closed the ursi windows and complained that we lived in Kucha-e-Kharabat.

Shafiq was sitting there holding a glass of water, wearing his characteristic smile, and was just about to drink.

And I, like a rooster crowing at the wrong time, suddenly said,

ادامه خواندن An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

An Original Story by Maria Daro” Sonia and Shafiq, My Uncle:

Part One

Life amid green nature and fruit-laden garden lanes had a peace of its own, but the life and civilization of Kabul city had long been

one of our dreams.

When my uncle Shafiq finished primary school in our distant village, Chahar Asiab, one of the districts around Kabul, my grandfather bought him a house in Shor Bazaar, in the heart of Kabul, so that he could continue his education.

Later, when my brother and I also completed primary school, there was still no higher school in Chahar Asiab. We too had to continue our education in the city. So our parents began living in Shor Bazaar with Shafiq.

When we woke in the village, the fresh air of nature, the songs of birds, the life-giving breeze passing through the gardens and orchards, and the fragrance of blossoms were our greatest comfort.

But now, waking in the city, everything had a different color, a different liveliness, and a different smell.

The voices of shopkeepers calling out their goods, the bustle of the tabang sellers, the hammers of blacksmiths striking against iron, and the fragrance of musk and amber drifting from the herbal and spice shops created an entirely different atmosphere.

There was also a remarkable sense of intimacy and solidarity among the people living in those narrow, crowded lanes. From Lahori Gate to Shor Bazaar, and from Hindu Guzar to Se Dukan-e Chandawal, the people had an unbreakable bond with one another, almost as though they shared the same blood.

mor Reading

قسمت دوم داستان زیبا و جالب سونیا و شفیق کاکا: نوشته و صدای از ماریا دارو

 قسمت  دوم  

اتشی که از عشق  در قلب زبانه میکشد؛ کسی حرارتش را حس نمیکند؛ تنها عاشق میداند که چه شعله جانسوزهست  لالامحسن گفت که  عشق عجیب درد  بی درمانیست که هیچ کس نمیداند چه وقت سراغ ادم میآید..

 روزی من و سونیا از مکتب  یکجا طرف خانه میامدیم؛ سونیا از من سوال کرد ( درعروسی ام اشتراک  میکنی) گفتم چرا که نی … سونیا از نامزادش تعریف کرد و گفتاز جکله اقارب شان می باشد.                                           خانه شان ساز و سرود  برپا بود مادرکلانم  چند دشنام نثارشان کرد و «ارسی » کلمه کهن است برای کلکین  استفاده میشد» ارسی ها را بسته کرد و گفت فقط ما در کوچه  خرابات زندگی میکنیم.

کاکایم گیلاس آب بدستش بود با تبسم مخصوص می خواست آب بنوشد که من مثل خروس بی وقت آذان دادم و گفتم ( چرا بی بی جان اخر عروسی  سونیاست)باید ساز وسرود  داشته باشند. 

کاکایم گیلاس آب را چنان در دستش فشار داد که آب گیلاس آمیخته با خون دستش بروی دستر خوان بالای عذا پاش..پاش شد و عشق پهنانی  کاکایم افشا و تشت رسوایی اش از بام افتاد.                                                  مادرم و پدرم با قهر .خشم مرا تنبیه کردند که چرا گفتی .

ادامه خواندن قسمت دوم داستان زیبا و جالب سونیا و شفیق کاکا: نوشته و صدای از ماریا دارو

سونیا وشفیق کاکایم قسمت اول داستان زیبا وجالب نوشته و صدای ویدیو؛ از ماریا دارو

قسمت اول داستان سونیا و شفیق  کاکایم؛ با ویدیو !     

            زندگی  در طبیعت  سرسبز و  کوچه باغ های پرُ میوه  آرامش دیگری  داشت  اما تمدن مردم  شهر کابل یکی از رویاهای دیرین ما بود. هنگامیکه  شفیق کاکایم مکتب  ابتداییه را در این قریه  دور دست در یکی از ولسوالی های شهر کابل  ختم کرد  جهت ادامه تحصیلش  پدر کلانم در«  شوربازار» کابل  برایش خانه خرید و حالا که من و برادرم ابتدایه را ختم کردیم و در  چهار آسیاب تا حال مکتب عالی نیست؛ و باید شامل مکتب عالی شویم؛ پدر و مادرم  در شوربازار کابل با کاکایم زندگی را ِآغاز کردند.

درقریه که چشم از خواب باز میکردیم  هوای تازه طبعیت و صدای چعچه  پرندگان نسیم  روح  پرور باغ و بوستان؛ راحیه شگوفه درختان  یگانه  دلگرمی  ما بود.

ادامه خواندن سونیا وشفیق کاکایم قسمت اول داستان زیبا وجالب نوشته و صدای ویدیو؛ از ماریا دارو

ضرب المثهال تورکی اوزبیکی :دکتور فیض الله نهال ایماق

ضرب المثل هاییکه درباره ی عدالت ، انصاف و بی انصافی

گفته شده است:

پاره خور، بیش قؤلینی آغزیگه تیقر.

رشوتخوار، پنج انگشتشرا  به دهانش فرو میبرد.

پاره خور- حرامخور.

رشوتخوار حکم حرامخوار را دارد.

ادامه خواندن ضرب المثهال تورکی اوزبیکی :دکتور فیض الله نهال ایماق

  تاریخ در آینهٔ نویسنده؛ از حقیقتِ روایت تا روایتِ حقیقت: مهرالدین مشید

باور بر این بوده است که نویسندگان داستان‌ها و رمان‌ها، بیش از هر چیز، حالات درونی، خواست‌ها، آرزوها و تمایلات خویش را در آثارشان بازتاب می‌دهند؛ اما اگر نوشته‌های گوناگون فکری، تاریخی، اعتقادی و فرهنگی نیز با دقت خوانده شوند، درمی‌یابیم که این تأثیرگذاری تنها به ادبیات داستانی محدود نمی‌شود؛ بلکه بسیاری از مفاهیمی که نویسنده درباره تاریخ، دین، جامعه، انسان و فرهنگ بیان می‌کند، به‌گونه‌ای مستقیم یا غیرمستقیم، از جهان‌بینی، تجربه زیسته، رنج‌ها، امیدها، ترس‌ها و آرمان‌های خود او سرچشمه می‌گیرد. از همین‌رو، هیچ نوشته‌ای را نمی‌توان به صورت کامل فارغ از تأثیر تمایلات، باورها و پیش‌فرض‌های نویسنده دانست.

برای نمونه، هنگامی که شریعتی می‌گوید: «علی سر خویش را در چاه مدینه فرو می‌برد و فریاد می‌زد تا کسی راز دلتنگی‌های علی و رنج‌های بیکران علی را نداند»، این سخن را می‌توان بیش از آنکه صرف گزارشی از حالات روحی علی دانست، نوعی بازتاب تجربه و رنج خود شریعتی نیز تلقی کرد؛ گویی شریعتی در سیمای علی، بخشی از خویشتنِ تاریخی و اجتماعی خود را می‌دید و با زبان علی از تنهایی، اعتراض و رنج انسان روشنفکر و آرمان‌خواه زمانه خویش سخن می‌گفت.

ادامه خواندن   تاریخ در آینهٔ نویسنده؛ از حقیقتِ روایت تا روایتِ حقیقت: مهرالدین مشید

افغانستان؛ میدان رقابت قدرت‌ها پس از خروج آمریکا: مهرالدین مشید

جایگاه مردم افغانستان در میدان رقابت های کشور ها

افغانستان پس از سقوط نظام جمهوریت در اگست ۲۰۲۱ وارد مرحله‌ای متفاوت از تاریخ معاصر خود شد. خروج نیروهای آمریکایی و ناتو در ظاهر پایان یک دوره بیست‌ ساله مداخله نظامی غرب بود؛ اما پایان حضور نظامی غرب به معنای پایان اهمیت ژئوپولیتیکی افغانستان نبود. برعکس، افغانستان امروز در مرکز مجموعه‌ای از رقابت‌ های منطقه‌ای قرار گرفته است؛ رقابتی که در آن روسیه به‌ دنبال امنیت و نفوذ منطقه‌ای، چین به‌دنبال ثبات مرزی و منافع اقتصادی، هند به‌دنبال حفظ نفوذ و موازنه در برابر پاکستان و چین، ایران به‌ دنبال امنیت مرزها و منافع اقتصادی، پاکستان به‌ دنبال مدیریت تهدیدات مرزی، و آمریکا و کشورهای غربی بیشتر به‌ دنبال مقابله با تروریسم، مدیریت مهاجرت و جلوگیری از تبدیل افغانستان به پایگاه تهدیدات فرامرزی هستند. بنابراین، مسئله افغانستان دیگر صرف مسئله «طالبان و مخالفان طالبان» نیست؛ بلکه به مسئله‌ای در تقاطع امنیت منطقه‌ای، رقابت قدرت‌های بزرگ، اقتصاد، تروریسم، مهاجرت و مشروعیت بین‌المللی تبدیل شده است که این همه به بهای بازی با سرنوشت مردم افغانستان ادامه دارد.

ادامه خواندن افغانستان؛ میدان رقابت قدرت‌ها پس از خروج آمریکا: مهرالدین مشید

فریاد ملت مظلوم؛ شعر از خواجه عبداللطیف صدیقی للندری: ارسالی دکتور ایماق

 آمد به یاد

بی  وطن  هستم  و  زیبا  کشورم  آمد  به  یاد        مادر   غمدیده  و  غم   پرورم   آمد  به  یاد

پیکر  زار   و  ضعیفم   را  پناهی  هیچ  نیست        جان چو میدادم، بی جان پیکرم آمد به  یاد

بی  پر  و  بی  بال  در   کنج   قفس    افتاده ام         پرپرم چون این زمان، بال و پرم آمد به  یاد

غیر خواری  بهره ای  از  گوشه ی غربت نبود        آن  وقار  و  کار  و  بار  کشورم آمد به یاد

ادامه خواندن فریاد ملت مظلوم؛ شعر از خواجه عبداللطیف صدیقی للندری: ارسالی دکتور ایماق

کشور را چتل کردی : احمدمحمودامپراطور

تو با این سیاستِ ناساز کشور را چتل کردی

تو اقشارِ وطن را دست بستی و کسل کردی 

تو در اوجِ غرورِ نا بسامانت سوار استی

تو با صد عقده مردم را گرفتارِ اجل کردی

ادامه خواندن کشور را چتل کردی : احمدمحمودامپراطور

جمهوری افغانستان؛ یک تجربه تاریخی، فرصت‌های از دست‌ رفته و درس‌های آینده: نور محمد غفوری

فروپاشی نظام جمهوری افغانستان را نمی‌توان تنها با یک رویداد، یک تصمیم یا عملکرد یک گروه خاص توضیح داد. آنچه در نهایت به سقوط آن نظام انجامید، حاصل مجموعه‌ای از عوامل و روندهای به‌هم‌پیوسته بود؛ از اشتباهات سیاسی و ضعف‌های مدیریتی گرفته تا فساد گسترده، اختلافات داخلی، وابستگی شدید به حمایت خارجی و بی‌اعتمادی فزاینده میان مردم و حکومت. با این حال، بررسی این دوره بدون پرداختن به مسئولیت کسانی که در رأس قدرت قرار داشتند، ناقص خواهد بود.

نظام جمهوری با شعار دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوق شهروندی، بازسازی و ساختن افغانستانی نوین شکل گرفت. در این دوره، فرصت‌های مهمی برای ایجاد نهادهای دولتی، گسترش آموزش، رشد رسانه‌ها، مشارکت سیاسی و بازسازی کشور فراهم شد. اما در بسیاری از موارد، فاصله میان شعار و عمل از میان نرفت. فساد، واسطه‌گری، انحصار قدرت، انتخابات جنجالی، اختلافات سیاسی و استفادهٔ نادرست از منابع عمومی، اعتماد مردم را به نهادهای دولتی کاهش داد.

ادامه خواندن جمهوری افغانستان؛ یک تجربه تاریخی، فرصت‌های از دست‌ رفته و درس‌های آینده: نور محمد غفوری

طالبان؛ از سرکوب مخالفان تا مهندسی حذف هویت‌ها:

بازگشت طالبان به قدرت در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ تنها یک جابه‌جایی سیاسی در افغانستان نبود؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه در ساختار قدرت، رابطه دولت و جامعه و تعریف مفهوم «شهروند» در این کشور بود. طالبان پس از تصرف کابل، نه یک نظام سیاسی مشارکت‌محور و مبتنی بر نمایندگی گروه‌های اجتماعی؛ بلکه ساختاری متمرکز بر اقتدار امیر و شبکه رهبری خود ایجاد کردند. در این ساختار، احزاب سیاسی اجازه فعالیت ندارند، انتخابات و رقابت سیاسی وجود ندارد و قدرت اجرایی در عمل در انحصار طالبان قرار گرفته است. 

از این منظر، موضوع افغانستان تنها مسئله محدودیت آزادی‌های سیاسی یا سرکوب مخالفان نیست؛ بلکه هر روزی که از حاکمیت طالبان در این کشور می‌گذرد، پرده‌های بیشتری از سیمای واقعی این گروه کنار می‌رود و چهره واقعی رهبران آن آشکارتر می‌شود. طالبان تنها در پی مسخ دین و تهی‌کردن ارزش‌های واقعی آن از محتوای انسانی و اخلاقی نیستند؛ بلکه به نظر می‌رسد پروژه‌ای فراتر از آن را دنبال می‌کنند که هدف آن تصفیه و ایجاد دیوارهای فولادین میان مذاهب، ملیت‌ها و زبان‌های افغانستان و تبدیل تفاوت‌های طبیعی و تاریخی جامعه به ابزار سلطه و حذف است. پرسش عمیق‌تر این است که آیا سیاست‌ های طالبان به تدریج به سمت بازتعریف هویت افغانستان بر اساس یک قرائت خاص قومی، مذهبی، فرهنگی و زبانی در حال حرکت است؟

ادامه خواندن طالبان؛ از سرکوب مخالفان تا مهندسی حذف هویت‌ها:

 دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

فارسی‌ستیزی؛ چهره پنهان سیاست زبانی طالبان

برای بررسی  دقیق و منصفانه دشمنی طالبان با زبان فارسی، بهتر است میان دشمنی با زبان فارسی و سیاست زبانیِ برتری‌جویانه تفاوت قایل شویم. شواهد موجود نشان می‌دهد که در دوره طالبان، به‌ویژه پس از ۲۰۲۱، فشار بر کاربرد رسمی و نمادین دری/فارسی افزایش یافته است؛ اما این فشار همیشه در قالب یک فرمان صریح برای «ممنوعیت فارسی» ظاهر نشده است. یک پژوهش تازه در سال ۲۰۲۶ نیز همین الگو را «حاشیه‌راندن دری از طریق ابهام و ترجیح نهادی پشتو» توصیف می‌کند. 

زبان فارسی در افغانستان تنها وسیلهٔ گفت‌وگو نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ، ادبیات، دیوان‌سالاری، فرهنگ شهری، هویت و حافظهٔ مشترک تاریخی افغانستان است. فراتر از این‌ها، زبانِ شاهنامه، بوستان و گلستان، و میراث فکری و ادبی حافظ، مولانا و ده‌ها شخصیت بزرگ ادبی و فرهنگی است. نادیده گرفتن چنین میراثی، مصداق پنهان کردن آفتاب با دو انگشت است.

ادامه خواندن  دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

Yürek Çıkmazı — A Truly Remarkable Series

I have watched many Turkish series over the years and have often found both strengths and weaknesses in them. But Yürek Çıkmazı was different.

As someone who pays close attention to acting, directing, cinematography and storytelling, I found very little to criticize in this series. The story is complex, with many characters and events skillfully connected, yet it never became tiring or slow.

The director showed great mastery of pacing. When a conversation began to feel a little too long, the scene changed naturally, and the story continued to move without losing its emotional power.

ادامه خواندن Yürek Çıkmazı — A Truly Remarkable Series

آرزوهای بی‌سرانجام در داستان «سطل‌های آب و خریطه‌های ارزنِ» سپوژمی زریاب؛ نویسنده: علی‌خان حلیمی

هر داستانی که نوشته می‌شود، خواننده‌ای می‌طلبد و این وظیفه‌ی ما خوانندگان است که دقیق بخوانیم و بررسی کنیم. داستان‌های نوشته شده باید خوانده و بررسی شوند و داستان‌های خوب از داستان‌های بد جدا شوند. در کنار این، هر داستانی که نوشته می‌شود، ممکن اجتماعی باشد یا هم فردی؛ یعنی نویسنده برای دل خودش داستانی را نوشته باشد. هر داستان سخنانی یا پیامی را با خود حمل می‌کند و باید تشخیص داده شود که کدام داستان قابلیت این را دارد که خوانده شود و به پیامی که با خود آورده است توجه شود و به کدام پیام یا داستان نباید توجه کرد و نباید خوانده شود. یک داستان خوب همیشه فراتر از زمان خود حرکت می‌کند و جدا از زمانه‌ی خود هم دوام می‌آورد. این داستان سپوژمی زریاب این ویژگی را دارد که فراتر از زمان خود حرکت کند.  

داستان در مورد شخصیتی است که آموزگار است و در این اواخر از شنیدن مرگ فرزند همسایه خود که در اثر جنگ با پنجاه و هفت تن از همراهان خود کشته شده، متأثر شده است و این واقعه مدام در ذهن‌اش تکرار می‌شود و هر بار زن همسایه‌ی خود را می‌بیند که با یک سطل آب و خریطه‌ی ارزن بر سر قبر پسرش می‌رود، احساس می‌کند که او هم در مرگ پسر همسایه‌اش دست داشته است. این واقعه و اوضاع و احوال زن همسایه‌اش، او را به یاد دوران مکتب و استاد تاریخ‌اش می‌اندازد. با مرور خاطرات و بی‌تفاوتی استاد تاریخ‌اش راجع به جنگ‌های جهانی، شخصیت داستان دیدگاه دیگری پیدا می‌کند. بعد در آخر داستان، شخصیت داستان با ذکر دیدگاه خود و یک آرزو که ای‌کاش همه به جای غصه خوردن، به دنیای اطراف خود توجه کند، داستان را تمام می‌کند.

ادامه خواندن آرزوهای بی‌سرانجام در داستان «سطل‌های آب و خریطه‌های ارزنِ» سپوژمی زریاب؛ نویسنده: علی‌خان حلیمی

په جګړه کې زموږ ګټه څه ده؟ :نور محمد غفوری

افغانستان نور د جګړې توان نه لري او افغان ولس نور د جګړې د دوام زغم نه لري. زموږ د نږدې نیمې پېړۍ تجربې په ښکاره ډول راښيي چې جګړه هېڅکله د عامو خلکو د ژوند د ښه کېدو، د هېواد د آبادۍ او د ملي ګټو د خوندي کېدو لاره نه ده.

هیڅ افغان نه غواړي چې پاکستان، پنجاب او یا کوم بل بهرنی هېواد پر افغانستان واکمن شي. همدارنګه افغانان نه غواړي له خپلو ګاونډیانو سره دښمني ولري. د یوه خپلواک هېواد ملي ګټې ایجابوي چې له ټولو ګاونډیانو سره د ښه ګاونډیتوب، متقابل احترام او سوله‌ییز تعامل اړیکې ولرو او له نړۍ سره خپلې دیپلوماتیکې اړیکې د افغانستان د ملي ګټو پر بنسټ پیاوړې کړو.

زموږ تر ټولو اساسي اړتیا سوله، امنیت، ثبات او د هېواد ساتنه ده.

ادامه خواندن په جګړه کې زموږ ګټه څه ده؟ :نور محمد غفوری

همه پیدا شد اما آن‌که شد پیدا نشد پیدا :شعر بیدل؛ ارسالی زبیر پاداش

درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا

همه پیدا شد اما آن‌که شد پیدا نشد پیدا

تلاش مطلب نایاب ما را داغ کرد آخر

جهانی رنج گوهر برد جز دریا نشد پیدا

دل گمگشته می‌گفتند دارد گرد این وادی

به جست‌وجو نفسها سوختم اما نشد پیدا

ادامه خواندن همه پیدا شد اما آن‌که شد پیدا نشد پیدا :شعر بیدل؛ ارسالی زبیر پاداش

نگاهی به کتاب «برف می‌بارید»یادنامهٔ داکتر محمداکرم عثمان (نوشتهٔ صبورالله سیاه سنگ):محسن نکومنش

همان طور که از زیرعنوان کتاب برمی‌آید، این اثر یادنامهٔ داستان‌نویس و سیاست‌دان بزرگ افغانستان اکرم عثمان است که به مناسبت دهمین سالیاد او چاپ و منتشر شده است. به لحاظ آشنایی و دوستی‌ام با دکتر اکرم عثمان و از آن‌جا که سابقهٔ دوستی و ارادت آقای سیاسنگ و اکرم عثمان به یک‌دیگر را هم می‌دانم مشتاق خواندن «برف می‌بارید» بودم. از سوی دیگر در طول سال‌های دوستی با دکتر سیاسنگ بارها و بارها در زمینه‌ی آثار اکرم عثمان و همچنین منش و رفتار او گپ زده‌ایم. برایم این پرسش مطرح بود که آیا کتاب حاوی نکته‌ی تازه‌ای برایم هست یا نه.

ادامه خواندن نگاهی به کتاب «برف می‌بارید»یادنامهٔ داکتر محمداکرم عثمان (نوشتهٔ صبورالله سیاه سنگ):محسن نکومنش

جغرافیای جان؛ روایتی در سوگ مادر !: ملک ستیز

مادرم، «ماری خوشیوال»، در اوایل دههٔ ۹۰ قرن پیش از افغانستان مهاجر شد و در شهر هامبورگ آلمان اقامت گزید. هامبورگ برای او سرزمین دومش شده بود و آن را بسیار دوست می‌داشت. او در حومهٔ این شهر زیبا آپارتمانی با دلی فراخ و پنجره‌هایی بزرگ داشت. مادرم در بالکن کوچکش، با دست‌های مهربان خود گل‌هایی را آراسته و روی کف آن را با فرشی سبزگونه بسان چمن پوشانده بود تا دل‌تنگی‌هایش را در آن‌جا بگذراند. ما خواهران و برادران که همه در اوایل دههٔ ۹۰ به اروپا پراکنده شده بودیم، نوبت‌وار به دیدنش می‌آمدیم تا تنهایی را حس نکند. هرچند خواهر بزرگم نوریه صباح و برادر کوچکم علی خوشیوال در هامبورگ زندگی می‌کردند و پیوسته از او مواظبت می‌نمودند.

ادامه خواندن جغرافیای جان؛ روایتی در سوگ مادر !: ملک ستیز

د فکر خونه یا (Think Tank) څه ته وایي؟ : نور محمد غفوری

د سیاسي، ټولنیزو، علمي او اقتصادي ډلو او بنسټونو ترمنځ، په ځانګړي ډول د ځوان نسل په منځ کې، د فکر خونو (Think Tanks)  جوړول او تنظیمول په یوه مخ پر ودې دود بدل شوي دي. خو له بده مرغه، یو شمېر تازه‌کار او نوي راټوکېدلي کسان لا هم د دغو بنسټونو له تاریخي ماهیت، د فعالیت له طریقو او د اغېزمنتیا له ساحو سره لازمه بلدتیا نه لري. هیله ده چې لاندې لنډ معلومات د دې برخې د کارکوونکو او د عملي چارو د سمبالوونکو لپاره ګټور او لارښود وګرځي.

د فکر خونو تاریخي شالید

ادامه خواندن د فکر خونه یا (Think Tank) څه ته وایي؟ : نور محمد غفوری

از بیست سال جمهوریت قلابی تا پنج سال امارت استبدادی طالبان: مهرالدین مشید

مردم افغانستان پس از سرنگونی دور نخست حاکمیت طالبان، توانستند در پرتو توافق بن، سپری‌کردن دوره‌های حکومت موقت و انتقالی، تصویب قانون اساسی و برگزاری انتخابات، به نظامی تحت عنوان «جمهوریت» دست یابند. از این منظر، می‌توان گفت جمهوریت ودیعه‌ای بود که با کمک‌های نظامی، مالی و سیاسی جامعه جهانی در افغانستان شکل گرفت؛ اما در بیست سال حاکمیت پر از فسادِ دولت‌های حامد کرزی و اشرف غنی، نه‌تنها نهادهای دموکراتیک و مردم‌سالار آن‌گونه که باید نهادینه نشدند؛ بلکه برعکس، هر دو حکومت با تأثیرپذیری از عصبیت‌های قومی، رقابت‌های گروهی و خودخواهی‌های شخصی، نتوانستند با فساد، غارت دارایی‌های عامه و فروپاشی اعتماد عمومی مقابله کنند.

ادامه خواندن از بیست سال جمهوریت قلابی تا پنج سال امارت استبدادی طالبان: مهرالدین مشید

اکبر نیکزاد ضایعه‌ای برای موسیقی افغانستان: برگرفته از پست هندوکش .

در تاریخ موسیقی افغانستان، صداهایی هستند که تنها یک آهنگ نمی‌خوانند؛ بلکه بخشی از خاطرات یک نسل می‌شوند. اکبر نیکزاد یکی از همین صداها بود؛ هنرمندی با صدای شیرین و دلنشین که سال‌های زیادی از عمر خود را وقف موسیقی و غزل افغانستان کر

اکبر نیکزاد در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در کابل چشم به جهان گشود. از کودکی به موسیقی علاقه داشت و خیلی زود استعداد خود را در آوازخوانی نشان داد. او در کنار تحصیل، موسیقی را نیز به صورت جدی دنبال کرد و در مسیر هنری خود آموزش‌های مسلکی موسیقی را فرا گرفت.

او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه کابل به پایان رساند؛ علاقه‌ای که بعدها در انتخاب شعرهای آهنگ‌هایش نیز بازتاب یافت. بخش بزرگی از آثار او بر پایهٔ شعر شاعران کلاسیک و معاصر فارسی شکل گرفته است.

نیکزاد در آغاز فعالیت هنری، از آوازخوانان نام‌آشنایی چون استاد ناشناس تأثیر پذیرفت، اما به مرور توانست سبک و هویت هنری خودش را پیدا کند. صدای گرم و شیوهٔ خاص اجرای او باعث شد خیلی زود در میان مردم محبوب شود.

ادامه خواندن اکبر نیکزاد ضایعه‌ای برای موسیقی افغانستان: برگرفته از پست هندوکش .

محمد امین واکمن؛ د یوه درانه انسان تلپاتې یاد: نورمحمد غفوری

نن مې د انټرنیټی رسنیو له لارې د محمد امین واکمن د مړينې خبر ولوست، چې ډیر ورباندې غمجن شوم. 

د افغانستان په معاصر سیاسي او فکري تاریخ کې داسې شخصیتونه شته چې د هغوی د ژوند ارزښت یوازې په دې نه سنجول کېږي چې کوم مقام یې درلود، کوم ګوند یې رهبري کړ او یا په کومه رسنۍ کې یې کار کاوه؛ بلکې د هغوی ارزښت په دې کې وي چې د خپل عصر له فکري، سیاسي او ټولنیزو بدلونونو سره یې څنګه مخامخ ژوند کړی، څه یې ویلي، څه یې لیکلي او د راتلونکو نسلونو لپاره یې څه میراث پرې ایښی دی.

ځینې انسانان چې له دې نړۍ سترګې پټې کړي، داسې احساس درکوي لکه یوازې یو انسان نه، بلکې د ژوند یوه برخه مو له لاسه ورکړې وي. د هغوی د نشتوالي تشه په الفاظو نه ډکېږي، ځکه هغوی یوازې په خپل نوم نه، بلکې په خپل حضور، اخلاقو او خاطرو کې زموږ په ژوند کې ځای نیولی وي.  د ډاکټر محمد امین واکمن مړینه زما لپاره همداسې یوه شېبه ده.

ادامه خواندن محمد امین واکمن؛ د یوه درانه انسان تلپاتې یاد: نورمحمد غفوری

کتاب رمان «حماسه» اثر ماریا دارو؛ منتشر شد.

کتاب رمان «حماسه»، اثر ماریا دارو، با شاهکار هنری استاد مرتضی پردیس، در سایت ماریا دارو منتشر شد. علاقه‌مندان می‌توانند از طریق لینک زیر، کتاب را مطالعه کنند.https://mariadaro.com/wp-content/uploads/2026/09/Amossa-PDF.pdf

 پروفیسور داکتر عبدالله کاظم: برگرفته از سایت دانشمندان ونویسندگان

Screenshot

در میان چهره‌ های علمی و ملی افغانستان، نام پروفسور داکتر سید عبدالله کاظم چون ستاره‌ ای است که در آسمان دانش و شرافت می‌ درخشد. 

مردی که عمر خویش را نه در آسایش، بلکه در خدمت، تحقیق و تربیت نسل‌ ها سپری کرده است٫ مغزی که سال‌ ها خسته شد تا وطن از جهل و تاریکی رهایی یابد، و قلبی که هر تپش‌ اش برای روشنی و رفاه مردمش بود.

او از آن انسان‌ های کمیاب است که دانش را عبادت می‌ داند و پاک‌ نفسی را معیار انسانیت. در روزگاری که بسیاری علم را به سودا و شهرت فروختند، داکتر کاظم علم را به وجدان پیوند زد و از آن چراغی ساخت برای راه جوانان. 

دهه‌ ها در  پوهنتون کابل، با دلسوزی و فروتنی، هزاران شاگرد را پروراند٫ شاگردانی که امروز در گوشه‌ وکنار جهان، نام افغانستان را با افتخار و دانش بلند می‌ کنند.

آثار علمی و تحقیقی او نه فقط صفحات کتاب، بلکه سند وفاداری به وطن است. 

ادامه خواندن  پروفیسور داکتر عبدالله کاظم: برگرفته از سایت دانشمندان ونویسندگان