آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتاب داکتر گلچهره : اثر تازه ماریا دارو

در مورد یکتن از خانم های هموطن ما با فراز و نشیب زندگیش کتاب جالب از قلم ماریا دارو تازه به نشر رسیده است.

روز جهانی کتاب برهمه مبارک باد

امروز ۲۳ اپریل روز جهانی کتاب است ،این خجسته روز بر همه مبارک باد. در اتاقم مصروف مطالعه کتاب بنام (الکترا ) اثر سوفوکل بزرگترین درامه نویس یونان باستان هستم که همین دیروز دوست عزیزم دکتور شاه محمد گویا که در ساحه ی کاری اش به بزرگداشت این روز در تدارک ایجاد کتابخانه است وتا کنون بیش از سه صد جلد کتب ادبی٬ فلسفی تاریخی و علمی را تهیه نموده است که از ان جمع سه جلد کتاب را غرض مطالعه برایم به امانت داد از ایشان سپاسمند ام که از کتاب و فرهنگ پاسداری می نماید. موریس مترلینگ چه زیبا گفته است :« ادم تنها اگر دربهشت هم باشد به او خوش نمی گذرد ٬ ولی کسی که به کتاب و مطالعه علاقمند است وهنگام که به مطالعه یا تفکر مشغول است ٬ جهنم به تنهایی برای او بهترین بهشت هاست » .

ادامه خواندن

پشت پرده دعوت طالبان، مهار مخالفان یا نمایش برای جهان؟ : داکترحیدر عدل

درین اواخر حکومت طالبان با تقلید از بنگاه جاسوسی “آی اس ای ” پاکستان که در ماه های اخیر نشست هایی را در اسلام آباد و لندن با مخالفین طالبان برگزار نموده بود، از چهره های به اصطلاح جهادی، سیاسی و جنجالی گذشته زیر نام « خانه مشترک » سخن میگویند.

این در حالیست که حافظه زمان هنوز نتوانسته است زخم های ناشی از جنگ‌های ویرانگر چهار دهه ی پسین را که بنام جهاد، هزاران انسان بیگناه را نابود و ملیونهای دیگر را آواره کشور های دور و نزدیک نمودند، التهام نیافته و دوران بیست سال جمهوریت که با فساد و زورگویی همراه بود، نیز از حافظه جمعی مردم زدوده نشده است.

ادامه خواندن پشت پرده دعوت طالبان، مهار مخالفان یا نمایش برای جهان؟ : داکترحیدر عدل

مدافعان خط دیورند؛ واقع گرایان ژیوپلیتیک یا متهمان به همسویی با طالبان؟

موافقان دیورند؛ بازیگران واقع گرا در برابر ستون پنجم قدرت‌های همسو با طالبان

موضوع خط دیورند، صرف یک اختلاف مرزی میان افغانستان و پاکستان نیست؛ بلکه به یکی از گره‌های پیچیده منازعات هویتی، رقابت‌های ژئوپلیتیک، بحران دولت‌سازی و بازی‌های قدرت در منطقه تبدیل شده است. در این میان، «مدافعان دیورند» که بر پذیرش این خط به‌عنوان واقعیت حقوقی و سیاسی تأکید دارند، در معرض این پرسش جدی قرار گرفته‌اند که آیا آنان حامل یک رویکرد واقع‌گرایانه‌اند، یا ناخواسته در زمین بازی نیروهایی حرکت می‌کنند که از تداوم وضعیت موجود سود می‌برند؟ یا اینکه آنان آگاهانه یا ناآگاهانه در خدمت بازتولید ساختارهایی قرار می‌گیرند که به تداوم بی‌ثباتی و تقویت نیروهایی چون طالبان می‌انجامد. این در حالی است که خط دیورند از زمان ترسیم آن در سال ۱۸۹۳، همواره به‌عنوان نمادی از مداخله استعماری و گسست هویتی در حافظه تاریخی افغانستان باقی مانده است.

ادامه خواندن مدافعان خط دیورند؛ واقع گرایان ژیوپلیتیک یا متهمان به همسویی با طالبان؟

پایان یا بازتولید قدرت؛ طالبان در آستانه یک چرخش سرنوشت‌ ساز : مهرالدین مشید

حاکمیت طالبان و سناریو های آینده؛ تغییر از درون یا انتقال به بدیل

تحولات سیاسی افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، پرسش‌های بنیادینی را درباره پایداری، تحول یا فروپاشی این نظام مطرح کرده است. افغانستان در طول تاریخ معاصر خود، همواره شاهد جابه‌جایی‌های ناگهانی و اغلب خشونت‌آمیز قدرت بوده است. بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱، نه‌تنها یک تغییر سیاسی، بلکه بازگشت به نوعی از حاکمیت ایدئولوژیک را رقم زد که با چالش‌های عمیق داخلی و خارجی مواجه است.

ادامه خواندن پایان یا بازتولید قدرت؛ طالبان در آستانه یک چرخش سرنوشت‌ ساز : مهرالدین مشید

گذارش فانون فرهنگی افغانی در شهر ویانای اتریش : حینفه وحید

شهر ویانا به ابتکار کانون فرهنگ افغان‌ها در اتریش (AKIS) در دهم و یازدهم ماه اپریل، رویدادهای خیلی ارزشمند—یکی کنفرانس بین‌المللی همبستگی با زنان افغانستان از طریق آموزش و توانمندسازی—به مناسبت سی‌سالگی کانون، بیست‌وشش‌سالگی فصلنامه «بانو» و جشنواره چهارم اهدای تندیس ارزشمند فرهنگی رابعه بلخی در رات‌هاوس شهر ویانا برگزار شد.

با اهدای پنج جایزه به پنج زن نخبه افغانستان در زمینه‌های سیاست، فرهنگ، ادب، ژورنالیزم و جایزه افتخاری امسال برگزار شد.

• جایزه عرصه سیاست به خانم منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش

ادامه خواندن گذارش فانون فرهنگی افغانی در شهر ویانای اتریش : حینفه وحید

ولی لطیفی هنرمند تیاتر افغانستان در گذشت: دکتور صبورالله سیاه سنگ

 ·اگر درست است که هنر مرز نمی‌شناسد و هنرمندان سرمایۀ معنوی همه کشورهای جهان اند، چرا هنرمند سرزمین ما فردای مرگش به خاموشی و فراموشی سپرده می‌شود؟

تنها خانوادۀ سوگ‌وار لطیفی نه، بلکه افغانستان یکی از فرزندان گرامی خود را از دست داده است. از دوران نوجوانی که در نمایش‌های روی ستیژ مکتب و سپس تیاتر نوپای کابل کار می‌کرد تا پایان آموزش‌های برتر در رشتۀ سینماتوگرافی و کارگردانی، به ویژه هنرنمایی در سه فلم “بهار می‌شود”، “روزهای دشوار” و “تابستان داغ کابل” پیوسته می‌خواست خودش باشد.

سنگینی گناه تنبلی خودم را به گردن رسانه‌ها نمی‌اندازم. باید سال‌ها پیش به جست‌وجویش می‌پرداختم و پرسش‌هایم را به او می‌رساندم.

در ماه مارچ ۲۰۲۲ به کمک همایون مروت، شیرشاه ابوی و سید علی عالمی توانستم به نشانی ولی لطیفی دست یابم. آنان سخنان ارزش‌مندی در پیرامون پیشینۀ نمایش‌، دلایل پا نگرفتن تیاتر در افغانستان و چگونگی تهیه شدن فلم “روزهای دشوار” در هفت ماه (۱۹۷۳-۱۹۷۴) گفته بودند.

ادامه خواندن ولی لطیفی هنرمند تیاتر افغانستان در گذشت: دکتور صبورالله سیاه سنگ

ایران و بازتعریف قدرت؛ از غلبه نظامی تا برتری ساختاری :مهرالدین مشید

پیروزی های ساختاری، سرنوشت هر جنگی را کلید می زند

در تحلیل تحولات معاصر، تمایز میان «پیروزی نظامی» و «پیروزی ساختاری» به یکی از کلیدهای فهم پایداری قدرت‌ها بدل شده است. در این چارچوب، ارزیابی جایگاه ایران تنها در سطح دستاوردهای نظامی، تصویری ناقص را ارائه می‌دهد؛ زیرا آنچه بیش از همه اهمیت دارد، توانایی این کشور در تبدیل قدرت سخت به نظم پایدار، نفوذ منطقه‌ای و بازتولید مشروعیت داخلی و خارجی است؛ امری که می‌توان از آن به‌عنوان تلاش برای «پیروزی ساختاری» یاد کرد.

ادامه خواندن ایران و بازتعریف قدرت؛ از غلبه نظامی تا برتری ساختاری :مهرالدین مشید

از خمینی تا هبت الله؛ دو گلوله، دو سرنوشت؛ از رهایی تا فاجعه :مهرالدین مشید

هبت الله گلوله ای از اعماق تاریخ؛ اما بی خبر از تپش های زمان

ملاهبت الله مردی است؛ البته نه از صدر اسلام؛ بلکه از صدر بدویت و تحجر گویی گلوله ای بوده که از اعماق گذشته، زیر چتر انتحار، انفجار و تروریسم، بی خبر از تپش های زمان، با افکار بدوی و قشری به قرن بیست و یک شلیک شده است. این گفته سخن داکتر ط حسین  متفکر شهیر جهان عرب را در افکار تداعی می کند که گفته بود: امام خمینی مردی است از صدر اسلام که بسان گلوله به قرن بیست  شلیک شده است. اگر او زنده می بود، شاید می گفت: ملاهبت الله نه تنها از گذشته آمده؛ بلکه از لایه‌های تاریک‌تر تاریخ برآمده است؛ گویی صدایی از اعماق قرون خاموش که بی‌هیچ آشنایی با عقلانیت مدرن، بر قرن بیست‌ویکم بر مردم افغانستان تحمیل شده است.

ادامه خواندن از خمینی تا هبت الله؛ دو گلوله، دو سرنوشت؛ از رهایی تا فاجعه :مهرالدین مشید

جنگ‌های ژئوپلیتیک و فروپاشی عقلانیت سیاسی در جهان معاصر : مهرالدین مشید

فاجعهٔ فکری و سیاسی در پرتو منطق ساختاری و تاریخی قدرت

در جهان معاصر، جنگ‌های ژئوپلیتیک دیگر صرف منازعاتی بر سر قلمرو یا منابع طبیعی نیستند؛ بلکه به بازتابی از رقابت‌های پیچیدهٔ قدرت در سطوح ساختاری و تاریخی بدل شده‌اند. در پرتو منطق تاریخی قدرت، همواره دولت‌ها برای بقا، گسترش نفوذ و تثبیت هژمونی خود به ابزارهای گوناگون، از جنگ سخت تا جنگ نرم و روایت‌سازی متوسل شده‌اند. اما آنچه امروز این معادله را متفاوت می‌سازد، فرسایش تدریجی عقلانیت سیاسی است؛ عقلانیتی که زمانی قرار بود منازعات را مهار، و نظم بین‌المللی را بر پایهٔ قواعد و نهادها استوار سازد. درک جنگ‌های ژئوپلیتیک در جهان معاصر، بدون توجه به پیوند عمیق میان قدرت، تاریخ و ساختار نظام بین‌الملل، ممکن نیست. در حالی که نظریه‌های کلاسیک روابط بین‌الملل، به‌ویژه واقع‌گرایی، جنگ را امری اجتناب‌ناپذیر در رقابت قدرت‌ها می‌دانند، تحولات اخیر نشان می‌دهد که این رقابت‌ها وارد مرحله‌ای شده‌اند که در آن عقلانیت سیاسی، به‌عنوان سازوکار تنظیم و مهار منازعه، در حال ضعیف شدن است. این وضعیت، پرسش‌های بنیادینی را درباره کارآمدی نهادها، هنجارها و قواعد بین‌المللی مطرح می‌کند.

ادامه خواندن جنگ‌های ژئوپلیتیک و فروپاشی عقلانیت سیاسی در جهان معاصر : مهرالدین مشید

افغانستان به یک حزب جدیدنیاز دارد؟ : نورمحمدغفوری

افغانستان در طول تاریخ سیاسی خود، به‌ویژه پس از نیمهٔ دوم قرن بیستم میلادی، شاهد شکل‌گیری جنبش‌ها، سازمان‌ها و احزاب گوناگونی بوده است. برخی از این جریان‌ها در نتیجهٔ تحولات مشخص اقتصادی و اجتماعی و با توجه به سطحی از رشد و پختگی جامعهٔ افغانی، به‌عنوان پدیده‌های روبنایی و در پیروی از جریان‌ها و ایدئولوژی‌های رایج جهانیِ راست، میانه و چپ، عرض اندام کردند. با این حال، بسیاری از این احزاب در برابر حوادث ناگوار تاریخی و مداخلات گستردهٔ خارجی تاب مقاومت نیاورده و به‌تدریج به گروه‌های کوچک، پراکنده و کم‌تأثیر تجزیه شدند.

ادامه خواندن افغانستان به یک حزب جدیدنیاز دارد؟ : نورمحمدغفوری

نمی ترسم : احمد محمود امپراطور 

من از این آی و هوی بی سر و بی بر نمی ترسم

از این دوستاخ بی کلکین چه و بی در نمی ترسم

به چندین پادشاه و سلطنت را واژگون دیدم 

کنون از طمطراق ضابط و عسکر نمی ترسم

ادامه خواندن نمی ترسم : احمد محمود امپراطور 

جمهوریت در افغانستان؛ پروژهٔ گذار یا قربانی فساد و بی‌کفایتی رهبران :  مهرالدین مشید

زوال جمهوریت؛ پروژه های زیربنایی و بازی های استخباراتی

پس از سال ۲۰۰۱ و در پی فروپاشی رژیم طالبان، افغانستان وارد مرحله‌ای از نوسازی و دولت‌ سازی شد که در ظاهر با حمایت گسترده جامعه جهانی همراه بود و کمک های میلیارد دالری کشور های غربی به افغانستان سرازیر شد؛ اما این پول ها به‌جای آنکه به ثبات دایمی و تسریع توسعه زیربنایی افغانستان هزینه می شدند؛ برعکس این کشور را به‌ تدریج به صحنه‌ای از رقابت‌های پیچیده استخباراتی و امنیتی بدل کرد؛ رقابت‌هایی که پیامد آن، شکل‌گیری «ناامنی مزمن» و تضعیف بسترهای سرمایه‌گذاری بود تا آنکه در یک سناریوی پیچیده پس از فرار غنی افغانستان به کام تروریسم سقوط کرد. 

ادامه خواندن جمهوریت در افغانستان؛ پروژهٔ گذار یا قربانی فساد و بی‌کفایتی رهبران :  مهرالدین مشید

د تلویزیوني سیاسي بحثونو اخلاقي معیارونه :  نور محمد غفوری

پیلامه

د تلویزیوني سیاسي بحثونو په اړه مې مخکې دوې لیکنې د هغو د ماهیت او اهمیت په تړاو د درنو لوستونکو خدمت ته وړاندې کړې وې. په دې لیکنه کې هڅه کېږي چې د دغو بحثونو د اغېزمنتیا او مسلکيتوب یو بل مهم اړخ، یعنې اخلاقي معیارونه، وڅېړل شي. ځکه چې هر څومره بحث مهم او حساس وي، هماغومره د هغه د ترسره کولو طریقه او اصول هم ارزښت پیدا کوي.

ادامه خواندن د تلویزیوني سیاسي بحثونو اخلاقي معیارونه :  نور محمد غفوری

د ختیځ د ويښتابه قاعد او د پان اسلامیزم بنسټګر | یونس تنویر

دسیدجمالالدین افغاني معرفي

دسیدجمالالدینافغانيمعرفي

لومړۍ برخه

لیکوال: یونس تنویر

پېژندنه، تبعید او سفرونه :

سید (رح) چا افسانه کړ او ولې افسانه شو؟ د ده په اړه روایات څه دي او ولې ځینې روایات په ده پسې تړل کېږي؟ دا دوه ډلې لیکوال او څېړونکي دي. یوه ډله سید (رح) افغانی، سني، مدبر سیاستوال، انقلابي شخص، د زمانې حکیم، افغان پېژندونکی، د پان اسلامیزم بنسټګر ګڼي. یوه بله ډله، چې سید ته ایرانی، شعیه، په افغانستان کې یو عادي کس، چې په ده پسې ځینې ناحقې افسانې جوړې شوې او حقیقت نه لري او نه یې دومره لوی عالم او حکیم ګڼي؛ ځکه د دوی په کلام او بیاناتو کې نیمګړتیا ده. دوی دومره سترې غلطۍ کوي، چې هېڅ ساري نه لري. د دې ډلې څخه یوه هم نیکي کیدي ده، چې د امیر شیر علي خان په وخت کې په افغانستان کې د انکریزانو د سفارت یوه ډیپلوماته وه او هغې خپلې دندې او راپورونه د خاطرو په بڼه لیکلي دي. دا کس دی، چې د سید په اړه دا ډول نظر لري. یانې د یوې انګریزې لیکنه د یوه افغان په حق کې او هغه هم د خاطرو په ډول، نو دا کېدای شي، چې د سید (رح) په اړه دې حقیقت وي؟

ادامه خواندن د ختیځ د ويښتابه قاعد او د پان اسلامیزم بنسټګر | یونس تنویر

دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران  افغانستان : میر عبدالواحد سادات

بسته ماندن دروازه های مکاتب بروی دختران افغانستان ، برای پنج سال متوالی به معنی : 

سیر قهقرایی افغانستان به عصر حجر است ! 

بدینرو : 

این فاجعه بزرگ فرهنگی ، سلامت جامعه و مصالح علیای افغانستان را تهدید مینماید ! 

پس : 

بزرگترین رسالت انسانی ما در احوال جاری دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران ما بخاطررفتن به مکتب است : 

افغانستان سرزمین عجایب و غرایب است و کشوری است که در آن تاریخ « تکرار » می شود و ما شاهدمضحک ترین شکل آن هستیم و بستن مکتب بروی دختران یک مثال اسفناک آن است . 

حاکمان کنونی طالب این سلب حقوق دختران کشور را به دین و آیین مردم حواله می‌دهند . 

از بوالعجبی های تاریخ : 

ادامه خواندن دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران  افغانستان : میر عبدالواحد سادات

دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

زمانیکه هنوز کودکی بودم ودر آغوش پرُ لطف والیدنم درخواب شیرین بسر میبردمُ ستاره خوشبختی ام از آسمان ارزوهایم  سقوط کرد.

 بلی هموطن سال سیزده صد وهفتاد ویک هزاران نفر زن ومرد جوانان وکودکان از بین رفتند؛ شهر شاهد کشتار مردم بیگناه وشاهد پرتاب راکت های کور بود. هزاران  خانه ویران شد و بسیاری جوانان و کودکان از بین رفتند و بسیاری انها چو من یتیم وبیکس وتنها شدند. من وامثال من هست و نیست زندگی شیرین و شیرین ترین اعضای خانواده خویش راازدست دادند. شهر زیبای کابل چهره زاغ را کشیده بود؛ در دود وآتش با انسانهای بیگناهش یکجاه میسوختند..        

ادامه خواندن دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

رايحه دوم حمل ١٤٠٤ خورشيد : وارث الشعرا نذیر ظفر

فکر تو زیبنده ‌‌‌‌‌‌ی دل‌ها شده
وسوسه در هر دلی پیدا شده
رایحه ی از چمن حسن تو
تا به فلک سر زده بالا شده

ادامه خواندن رايحه دوم حمل ١٤٠٤ خورشيد : وارث الشعرا نذیر ظفر

د تلویزیوني سیاسي بحثونو اهمیت : نور محمد غفوری

مقدمه:
د تلویزیونی سیاسی بحثونو په ماهیت مو په بله (پرونۍ 15.03.2026 ) لیکنه کې خبرې وکړې. په دې لیکنه کې په نظر کې دي چې د تلویزیونی سیاسي بحثونو د اهمیت په اړه په لنډه توګه رڼا واچوم. 

د تلویزیون سیاسي بحثونه د معاصرو رسنیو یوه مهمه بڼه ده چې د سیاسي شخړو، نظریاتي اختلافونو، د عامه پوهاوي د لوړولو او په ټولنه کې د سیاسي ارادې د جوړولو لپاره کارول کیږي. لکه چې په تیره لیکنه کې یادون وشو، د دې ډول بحثونو موخه یوازې د سیاسي تبلیغ یا د شهرت زیاتول نه، بلکې د لیدونکو لپاره د معلوماتو وړاندې کول، د شواهدو تحلیل او د سیاسي موضوعاتو روښانه کول دي.

ادامه خواندن د تلویزیوني سیاسي بحثونو اهمیت : نور محمد غفوری

په افغانستان کې د انتقالي عدالت اړتیا: نورمحمد غفوری

سریزه

په دې وروستیو کې داسې راپورونه خپاره شوي چې ګواکې په افغانستان کې اسلامي امارت د محقق له تلویزیون او ځینو نورو شتمنیو سره د مصادرې چلند کړی دی. د دې خبر د رښتینولۍ په اړه تر اوسه پوره باور نه لرم، خو همدې خبرو ماته د هغو زرګونو مظلومو انسانانو د حقونو موضوع را یاده کړه چې په تېرو لسیزو کې ورباندې بېلابېل ظلمونه شوي دي. په حقیقت کې د افغانستان وروستۍ تاریخ له جګړو، سیاسي شخړو او د بشري حقونو له پراخو سرغړونو ډک پاتې شوی دی. له همدې امله، که په هېواد کې رښتینې او تلپاتې سوله ټینګېدل او ټولنیز عدالت عملي کېدل غواړو، نو د انتقالي عدالت د بهیر پیل او پلي کېدل یو جدي او نه‌انکارېدونکی ضرورت دی.

ادامه خواندن په افغانستان کې د انتقالي عدالت اړتیا: نورمحمد غفوری

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

در تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل می‌شوند؛ نمادهایی که در آن‌ها تجربه‌های رنج، مقاومت، امید و آرمان‌های مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزه‌ای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

ادامه خواندن هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

فقدان روایت آشتی ملی و بحران گفتمان در افغانستان: مهرالدین میشد

افغانستان در دوراهیِ آشتی و منازعه

افغانستان طی پنج دهه گذشته در چرخه‌ای از منازعه ساختاری، مداخله خارجی و بحران مشروعیت سیاسی گرفتار بوده است. در چنین وضعیتی آشتی ملی نه یک مطالبه اخلاقی، بلکه ضرورتی حیاتی و نهادی برای بازسازی دولت و تثبیت نظم سیاسی در این کشور است. با توجه به نظریه دولت‌های شکننده، عدالت انتقالی و نظریه تفاهم و توافق عقلانی، غلبه گفتمان اختلاف در افغانستان مانع شکل‌گیری قرارداد اجتماعی جدید و آشتی ملی در این کشور شده است. این در حالی است که بدون بازتعریف روایت ملی مشترک، هرگونه ثبات سیاسی شکننده و ناپایدار و رسیدن به آشتی ملی ناممکن خواهد بود.از دهه ۱۳۵۰ خورشیدی تاکنون، منازعه در افغانستان از یک وضعیت استثنایی به وضعیت عادی سیاست روزمره تبدیل شده است. دولت نه به‌عنوان تنظیم‌کننده تضادها، بلکه به‌مثابه یکی از طرف‌های منازعه عمل کرده است. این روند، سرمایه اجتماعی را فرسوده، بی‌اعتمادی عمومی را افزایش داده و فروپاشی مکرر نظم سیاسی را در این کشور به بار آورده است.

ادامه خواندن فقدان روایت آشتی ملی و بحران گفتمان در افغانستان: مهرالدین میشد