آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود: استاد پرتو نادری

سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود، روشنفکر و اندیشه پرداز اسلامی نیز. شاعر، ادیب و سخن‌وری بود که شور مبارزه در سر و عشق مبارزه در دل داشت. مقا ومت او تنها مقاومت در شعر نیست، بلکه خود بخشی از جنبش مقاومت سیاسی و اجتماعی کشور بود. 

با هم‌فکرانی حزب سیاسی می‌سازد و در هوای برانداختن نظام است. رسیدن به یک نظام جمهوری، استوار بر اصول و عدالت اسلامی، مدینۀ فاضلۀ او را می‌سازد. 

شعرهای او در کلیت بر محور چنین اندیشه‌هایی می‌چرخند. اندیشۀ سازمان یافته دارد. مانند آن است که بلخی هیچ مفهومی را جدا از پیوندهای فکری، تاریخی، سیاسی و فرهنگی نمی‌‌تواند بپذیرد. گویی اندیشه‌های او همه اجزای به هم پیوستۀ یک کلیت اند. شاعری است آرامان‌گرا، دشمن استبداد و سلطه‌جویی غرب. استبداد را در تمام جلوه‌های آن نکوهش می‌‌‌‌کند؛ اما نمی‌خواهد در شعرهایش نا امیدی سایه افگند؛ بل‌ شعرهای بلخی در دل خواننده‌ امید می‌پرود و خواننده را به روزهای به‌تر زند‌ه‌گی به سپیده‌دم داد و دادگری، نوید می‌دهد.

ادامه خواندن سید اسماعیل بلخی، شخصیت چندین بعدی دارد. بیش از همه عالم دین بود: استاد پرتو نادری

جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

منازعهء قومی؛ منازعهء پسا ایده ئولوژیک

تهاجم شوروی مردم افغانستان را وارد جدال نظامی و ایده ئولوژیک نمود تا آنکه به منازعهء گروهی انجامید و دستاورد ها همه قربانی نزاع گروهی شد. پس از خروج شوروی و سقوط نجیب از بار ایده ئولوژیک منازعهء افغانستان کاست و گروه های سیاسی بخاطر استفادهء ابزاری از گرایش های قومی و زبانی مردم افغانستان را وارد کارزار سخت نظامی و قومی نموده و مردم افغانستان را در پرتگاهء جنگ قومی و روانی کشاندند. طالبان از متن این جنگ به مثابهء دانهء سرطانی به یاری پاکستان و عربستان و آمریکا ساخته شدند که برای فریب افکار عامه هدف آنان نه رسیدن به قدرت؛ بلکه جاده صافکن و فرشته های نجات ذکر شد. آنان توانستند که شماری گروه ها و افراد را به دام خود اسیر کنند. پس از سقوط طالبان و نشست بن برای مدتی اوضاع دگرگون شد و اما با ظهور طالبان بار دیگر منازعهء قومی در کشور بالا گرفت و با به قدرت رسیدن طالبان اکنون به اوج اش رسیده است. در حالیکه هدف اصلی این جنگ استخباراتی و کشاندن افغانستان و مردم آن به تباهی است و با تاسف که شماری آدم های احساساتی آگاهانه و ناآگاهانه شکار این بازی شده اند.

ادامه خواندن جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

شعر، معجزه‌ی خیال است ؛منبع : مجله‌ی ” گونگهت “برگردان : جاوید فرهاد

” روهیت مهتا ” شاعر هندی، در سال 1966 میلادی درایالت پنجاب هند زاده شد.

آموزش های نخستینش را در پنجاب و دوره ی آموزش عالی را در رشته ی مهندسی ساختمان، در دهلی به پایان رساند.در آغاز برای شماری ازآوازخوانان هندی تصنیف های”رمانتیک” می نوشت ؛ ولی در سال 1988 ، نوشتن ترانه ها را ترک گفت و به سرایش جدی شعر پرداخت .در 1993 نخستین دفتر شعرش را به نام ” ماه ، مثل من تنهاست ” منتشر کرد ؛ اما شعر های این دفتر مخاطبان چندانی نیافت .

سال بعد ، گزینه ی شعر های دیگرش را به نام ” فراموشم شد ” ( هم کو بهول گیی ) چاپ کرد که با استقبال گسترده ی جامعه ی ادبی هند روبه رو شد . سپس دفتر های دیگرش را به نام های ” دلتنگی های شاعرانه ” و سرودی برای سرسوتی ” منتشر ساخت . ” روهیت مهتا ” افزون بر سرایش ، نگره های جالبی در مورد شعر دارد . او شعر را ” معجزه ” ی خیال می داند و شاعر را پیامبر اندیشه های آسمانی . در اینجا ، برگردان بریده یی از نگره های او را به زبان فارسی ( که از زبان اردو برگردان شده ) می خوانید :شعر معجزه ی خیال است : شعر خوب ، معجزه ی خیال است و خیال از جنس عناصر شگفتی زا است ؛ چیزیست شگفتی آفرین ، غیر مترقبه و برای عده ای هم باور نکردنی . نه قابلیت درک متعارف را دارد و نه به لحاظ منطقی، قابلیت اندازه گیری مطلق را ؛ اما ویژه گی مهم آن این است که همه را مجاب می کند و سبب بروز شگفتی در آدمی می شود ؛ چیزیست شبیه یک معجزه که مخاطبانش را بهت زده می سازد .

ادامه خواندن شعر، معجزه‌ی خیال است ؛منبع : مجله‌ی ” گونگهت “برگردان : جاوید فرهاد

یاد میهن شعر از: نذیر ظفر

وقتی دلــــم یاد وطن میکند

گریه به نو میدی من میکند

مرغ گر فتار قفـــــس دایما

ناله ز هجــران چـمن میکند

خانهء صیاد شود سـر نگون

جورو جفــای که بمن میکند

بال و پرم ریخت درین تنگنا

ادامه خواندن یاد میهن شعر از: نذیر ظفر

جناب آخوند! کمی از آسمان فرود آیید و به لشکر گرسنگان نگاه کنید
: مهرالدین مشید


جناب آخوند! فقر لشکر خداستیزان را به بار می آورد

پیامبر می فرماید: فقر اگر از در درآید، دین از دریچه فرار می کند
توحید و عدالت دو اصل پایدار و خلل ناپذیر در اسلام است که این دو محور اصلی دعوت و تبلیغ پیامبر را تشکیل می داد. از این رو هدف اصلی اسلام تحقق توحید و عدالت به معنای واقعی کلمه است و حکومت دین مدار وظیفه دارد تا عدالت را به معنای واقعی آن در جامعه تامین کند تا حقیقت دین آشکار شود. کم ترین بی توجهی حکومت به فقر به معنای فرار زمامداران از حق و از عدالت است. زیرا فقر لشکر دین زدایان و خدا دشمنان را به بار آورده و شکستگی ها و ذلت های عظیم را به بار می آورد. فقر چنان نابسامانی و فلاکت زده گی را به بار می آورد که آذان دهنده گان و نماز گذاران را از پای می اندازد و دروازه های مساجد بسته می شوند. در نتیجهء ندای الله اکبر در مغز های مومنان سترون می گردد. اسلام راستین و محمدی در شاهین این دو اصل توازن پیدا می کند و حقیقت وحدانی و وجدانی را به نمایش می گذارند. توحید در اسلام در واقع در خدمت عدالت است تا از شرک اعتقادی که به شرک سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می انجامد، پیش گیری کند. این سه شرک پایه های نظام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و حتا ارتباطات را متزلزل می سازد.

ادامه خواندن جناب آخوند! کمی از آسمان فرود آیید و به لشکر گرسنگان نگاه کنید
: مهرالدین مشید

روایات زنده‌گی من بخش «۱۹۴»: محمد عثمان نجیب

سیدمحمد څپاند با قدنیمه‌بلند و رخسار زردگون و‌ چشمان‌ِ سبز خُوی‌‌خَشن و ‌طینت مخالف ظاهرِ آراسته را آقای زلمی ادا در چهارراه حاجی یعقوب و جوار دیوار غربی مسجد برایم معرفی‌کرد. نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتادِ سال‌های اول حاکمیت طالبانی بود و من تازه از قید زندان طالبان در همان موقعیت رهیده بودم.‌ با هم به منزل آقای څپاند رفتیم وقتی می‌خواست ما را به خانه رهنمایی کند دیدم آن خانه‌ از یکی خویشاوندان گرامی ما بود. موقعیت خانه هم در شهرنو کابل. ما را به مهمان‌خانه رهنمایی کردند که در عقب تعمیر اصلی قرار داشت. آن معرفت بعدها سبب خسارات هنگفتِ مالی و معنوی به من شدند. از آقای سیدمحمد پرسیدم که چگونه‌ در آن خانه سکونت دارند و افزودم که این خانه از کاکایم است. چیزی نه گفتند و چای صبح کاملی برای ما آوردند. گویی آن چای صبح و آن کوفته‌های بامزه‌ی ریز ریز وسیله‌ی افسون و سحر برای شخص من بودند. یک وقتی به خود آمدم که اسیرِکمندِ آقای سیدمحمد شده بودم و پایم به دفترشان در کوچه‌ی گل‌فروشی شهرنو کابل باز شد و شریک تجاری آقای سیدمحمد شدم. دور اول حاکمیت طالبانی بود یکی دو نفر از مولوی‌های طالب هم آن‌جا رفت و اند داشتند و‌ آقای مولوی هاشمی از شهرستان ازرِ استان لوگر و شریک تجاری سیدمحمد بود.

ادامه خواندن روایات زنده‌گی من بخش «۱۹۴»: محمد عثمان نجیب

بازخوانی چند بیت ازشکوه‌های ناصر خسرو بلخی :جاوید فرهاد

پیش‌حرف:

ناصر خسرو بلخی، به دلیل داشتن ویژه‌گی‌های منحصر به فرد، شاعری‌ست که بیشتر برارزش‌های اخلاقی، خرد ورزی و دانشی اتکا دارد و به تعبیر معروف: ” مضاف بر شاعر بودن، معلّم اخلاق است، حکیم است، متکلم و فیلسوف. “(1)

همین موارد – به ویژه تأکید برای فراگیری دانش – است که  تصویر روشنی از چهره‌ی متعهد این سخن‌ورِ فرزانه را اراٸه می‌دهد:

” نکوهش مکن چرخ نیلوفری را

برون کن زسر بادِ خیره‌ سری را

سپیدار مانده‌ست بی‌هیچ چیزی

 ازیرا که بُگزید او کم‌بری را

اگر تو از آموختن سربتابی

ادامه خواندن بازخوانی چند بیت ازشکوه‌های ناصر خسرو بلخی :جاوید فرهاد

روان ثریا ایوب شاد باد: استاد پرتو نادری

 · 

در این روزگار تلخ که همه‌اش دل‌تنگی، دلهره و اضطراب و افسرده‌گی تنفس می‌کنی و هر نفس چنان ذره‌های سرب مذاب در رگ‌هایت می‌دود، خبر خاموشی یک دوست و یک هم‌کار عزیز چنان است که گویی استخوان‌هایت را در هاونی می‌کوبند.

امروز خبر جگر سوز هم‌کار عزیز خود ثریا ایوب را در صفحهء‌ هم‌مکتبی خود رضا بهمنش خواندم. این خبر چنان سنگی بر لانهء زنبوران فرود آمد و هر زنبور هزاران نیش بر جانم زد.

در ریاست مرکز ساینس که در پهلوی دانشکدهء انجینری دانشگاه قابل قرار داشت با ثریا ایوب هم‌کار بودم.

او در  بخش فزیک کار می‌کرد و من در بخش زیست‌شناسی( بیولوژی).

تا با او سخن می‌گفتی چنان بود که سخنانش نسیمی است که همه غبار اندوه و تنگ‌دلی را از شیشه‌های ذهنت پاک می‌کند.

با چه خوش‌بینی به زنده‌گی نگاه می‌کرد. چه رُک و راست سخن می‌گفت و با مقام‌ها چه جدال‌هایی که داشت. هرگز از گفتن حقیقت هراسی نداشت.

ادامه خواندن روان ثریا ایوب شاد باد: استاد پرتو نادری

آی اس آی چتر فعالیت تمامی گروه های تروریستی
: مهرالدین مشید

آمریکا مبارزه با تروریزم را از پاکستان آغاز کند

در این شکی نیست که طالبان بویژه شبکهء حقانی به مثابهء بازوی ملیشه ای ارتش پاکستان چتری برای فعالیت های تمامی گروه های تروریستی در افغانستان اند و اما بدون هرگونه تردید شبکهء جهنمی آی اس آی پاکستان در تبانی و همکاری با سپاه پاسداران ایران و سایر شبکه های همکار آنها چتر فعالیت تمامی فعالیت های تخریبکارانهء گروه های تروریستی در سطح منطقه و حتا جهان هستند. 

گفته می توان که تمامی گروه های تروریستی فعال در افغانستان وابسته به آی اس آی اند و به نحوی با آن رابطه دارند؛ زیرا هیچ گروهء تروریستی در افغانستان فعالیت کرده نمی توانند که با آی اس آی تماس نداشته باشند. بربنیاد گزارش ها اکنون بیش از ۷۰ گروهء تروریستی چون؛ سپاه صحابه، جیش محمد، لشکر طیبه، لشکر جنگوی و … در پاکستان فعال هستند. از جملهء این گروه ها بیش از ۲۰ گروهء آنها در افغانستان فعال بودند که اکنون در یک ائتلاف حکومت طالبان را تشکیل داده اند.

ادامه خواندن آی اس آی چتر فعالیت تمامی گروه های تروریستی
: مهرالدین مشید

اخطاریه‌ی قوماندانی امنیه‌ی طالب در پنجشیر: محمد عثمان نجیب

 جهان از ملت افغانستان قربانی‌های تجربیات خود ساخته‌ است. گویی خون انسان افغانستان نه قرمز است و نه رقیق و زنده‌گی برای ملت افغانستانی ساخته نه‌شده  است. گاه ما را به دُم یک چهارپا می‌بنندد گاه سرنوشت ما را به دست یک گروه ‌وحشی می‌سپارند، گاه ستورانِ نکتایی‌دار را از طویله‌ها و آشغالی‌های شان بیرون کرده بر ما حاکم می‌سازند

.  درست است که همه بی‌داد از دست وطن‌فروشان درجه اول خودماست. اما این‌ها هرگز به تنهایی بالای یک‌ملت تسلط نه‌می‌داشته باشند مگر آن که دهن‌های شان در آخورهای استبداد‌ جهان  هدایت نه شده باشد. شما این گویا اخطاریه را بخوانید. اول این که چرا؟ چنین اخطاریه باید صادر شود که به اساس آن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و خداداد بنده‌ها را از ایشان سلب می‌نمایند. دو دیگر این‌که چرا چنین اخطاریه مربوط به یک ولایت است. افغانستان هم اکنون به صورت کل در اشغال پاکستان و خیبر پښتونخواه و پشتون جنوبی حقانی قرار دارد،  چی؟ سبب است که آمریت امنیت فرماندهی پلیس پنجشیر این‌گونه سند قتل و کشتار را به زیردستان خود بدهد. جواب اقدامات و خون‌باری هایی که به اساس حکم صریح این اخطاریه رخ‌ می‌دهند و به اساس آن هر احتمالی برای آزار و اذیت مردم عزیز ما در پنجشیر می‌تواند پیش بیاید را کی می‌دهد؟ قبول داریم که ملک بی‌پرسان است و طالب هم جانی و جنایت‌کار، اما اگر این کشتارها و قتل‌ها ادامه بیابند به قاضی روز محشر که خودش شاهد و قاضی است چی جواب می‌دهید. بای‌ذنب‌قتلت؟ 

ادامه خواندن اخطاریه‌ی قوماندانی امنیه‌ی طالب در پنجشیر: محمد عثمان نجیب

روایات زنده‌گی من- بخش بیست و یک: محمد عثمان نجیب

افکار دُور هم چنان بر من چیره می‌شدند و به یاد آوردم ترینا پس از ختم امتحانات سالانه پیش از ترک صنف و مکتب کتاب‌چه‌ی من را به دست گرفته خواست تا دردهلیز صنف برویم.

مکتب‌ ما یک ساختمان عصری داشت که به‌شمول دفاتر‌ اداری فقط چند‌صنف محدود دیگر در آن

جابه‌جا بودند. صنف‌های دیگر در پیاده خانه‌ی ( اصطلاح مروج عرفی ) کهنه‌ساخت و جدید‌ساخت فعال‌بودند که گاهی ریزش‌ باران‌های بهاری مشکلات (چککِ) باران استادان و شاگردان را زیاد دچار زحمت می‌ساخت و آخرین صنف ابتدایی ما یکی‌ از همین اتاق‌هادر جنوب حیاط حویلی بود. (پس از نزدیک به پنج‌دهه در آلمان با یک دوست هم‌وطن خود معرفی شدم. محمد‌رحیم‌ خان‌هی می‌گفت مه بچی ده‌مزنگ هستم. پسا کَندوکاو از کیستی ایشان، دانستم که مالک همان مکتب ما آن ها یا پدر محترم شان اند و گفتند اهل غزنه هستند اما مانند هرباشنده‌ی دوم کابل از محل دیگری به کابل کوچیده اند). دنیا با اتفاقات عجیبی که دارد غیر قابل پیش‌بینی است.

ادامه خواندن روایات زنده‌گی من- بخش بیست و یک: محمد عثمان نجیب

در حاشیه روایت های پسین و پیشین فرار غنی: مهرالدین مشید

با این ضرب زبانی ها نه غنی و نه یارانش برائت پیدا می کنند

از قضای روزگار چنان آمده است که شماری یاران و نیمه یاران گرمابه و گلستان غنی دست به روایتگری بزنند و برای برائت خود و برائت غنی روایت آفرینی کنند تا باشد که سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان بدهند و در نتیجه افکار مردم در مورد فرار غنی چنان مغشوش شود که به فرمایش صالح همه وقایع رنگ خاکستری به خود بگیرند.  

روایت و روایت گری پیشینهء تاریخی دارد و راویان توانسته اند تا بسیاری حقایق را در دل تاریخ زنده نگهدارند و بررغم خواست شاهان و زمامداران کوشیده اند تا تاریخ را از مسخ و تحریف کامل نجات بدهند. یکی از دلایلی که در مقطعی از تاریخ راویان به انزوا کشانده شده و فقهای طامع و معامله گر بر روی صحنه آمده و حضور حاکم داشته اند. دلیل اش این بوده که راویان در روایت حقایق تاریخی بیشتر صادق بودند. این صداقت آنان سبب شد تا از چشم زمامداران مستبد بافتند.

ادامه خواندن در حاشیه روایت های پسین و پیشین فرار غنی: مهرالدین مشید

بی نظمی در جنگل از کجا شد؟: رویا عثمان انصاف

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال و نوجوانان 

جنگل زیبا و سرسبز در کنار سرک شاهراه قرار داشت که حیوانات رنگارنگ و گوناگون در این جنگل زندگی مي کردند. شیر بزرگ این جنگل بود و جنگل را کنترل می کرد. یکروز برای شیر کاری پیدا شد و شیر از جنگل برای مدتی بجای دور رفت.  به مجردی که شیر دور شد و همه حیوانات دل شان جمع شد، خیلی خوشحال شدند. آنها از آن همه قانون و مقرراتی که شیر در جنگل گذاشته بود به تنگ شده بودند. آن شب را همه جشن گرفتند و خوردند و نوشیدند و همه چیز را تیت و پراگنده ساختند و بخواب رفتند.  فردای آنروز همه تا دیر خوابیدند. چوچه های فیل مکتب و چوچه های گوره خر به نرفتند.   مرغابی ها هر وقتی می خواستند، پر می‌زدند و خود را به آب حوضچه می انداختند و آب را گل آلود و کثیف می ساختند و اینکه دیگران از آن آب می نوشیدند برای شان اهمیتی نداشت. فیل ها بخاطری ساعتیری درختان را از ریشه می کندند و با آن بازی می کردند و متوجه نبودند که به این شکل جنگل را از بین می‌برند. 

زرافه که گردن بلند داشت، برگهای بالای درخت‌های را  می خورد ، که بالای آن لانه پرنده ها بود و بار بار خانه ی پرنده ها را خراب می کرد و فرار می کرد.

ادامه خواندن بی نظمی در جنگل از کجا شد؟: رویا عثمان انصاف

به ادامه گذشته؛ من در چند‌بار شاهدعینی و حضوری ذلت و‌ قدرت آقای شهنواز تڼۍ بودم: محمد عثمان نجیب

روس‌ها آن‌روز واقعن جنایت‌ جنگی قصدی مرتکب شدند. 

من در چند‌بار شاهدعینی و حضوری ذلت و‌ قدرت آقای شهنواز تڼۍ بودم.

از ایشان چند داستانِ‌کوتاه اما مهم دارم.یکی آن را به شما تقدیم کرده و بعد ها ادامه می‌دهم.

ما در دام چی‌کسانی بودیم و چرا؟ آن‌ها آنی نه ماندند که می‌گفتند.

آغاز خروج سربازان شوروی‌سابق از افغانستان بود، برحسب وظیفه‌ی پادوی که آقایی به ما داده بودند، من با محترم نعمت‌الله حیاتی فیلم بردار ( آن زمان سرباز ) در رکاب آقای تنی وزیرمقتدردفاع آن‌زمان  به جبل‌السراج رفتیم. البته چرخ‌بال‌ها ما را در منطقه‌ی تپه‌ی‌سرخ  پیاده کردند و‌ آن‌جا پای‌گاهی از روس ها بود که در آخرین مرحله خارج می‌شدند. 

فرماندهی سپاه ارتش افغانستان موسوم به فرقه‌ی ۲ هم در ولایت پروان و همان‌ساحه موقعیت داشت. موتر های از قبل آماده، ما را مهمان سرای فابریکه‌ی سمنت‌جبل السراج انتقال دادند. 

ادامه خواندن به ادامه گذشته؛ من در چند‌بار شاهدعینی و حضوری ذلت و‌ قدرت آقای شهنواز تڼۍ بودم: محمد عثمان نجیب

به سلسلهٔ معرفی مظاهر تمدنی افغانستان ؛شهر باستانی  پنج هزارساله لوگر در «مس عینک» :حامد نوید

چنانچه از اسناد تاریخی ادیان برهمنی و بودایی بر می آید، گمان باستان شناسان برای مدت ها براین بود که حوزهٔ ثقافتی کابل (گسترده از کاپیسا و بگرام تا به لوگر) در آغاز تمدن های ویدی و اوستایی یکی از مراکز آغاز مدنیت شهری در حوالی سه هزارسال پیش از تولد مسیح درین بخش قارهٔ آسیا  بوده است. لیکن سندی در دست نبود تا ثابت سازد که زندگانی شهری درعصر «Bronze  برانز » در ساحه کابل و اطراف آن وجود داشته است؛ زیرا به جز از چند سکهٔ بسیار باستانی  بدست آمده از تپهٔ مرنجان شواهد تاریخی بیشتری موجود نبود که این فرضیه را تقویت بخشد ؛ تا اینکه در سال ۲۰۰۷ میلادی استخراج معدن عظیم «مس عینک» توسط کمپنی  (MCC)چین و حفظ آثار تاریخی این ساحه توجه بیشتر باستان شناسان را به ساحهٔ باستانی مس عینک جلب نمود . در ساحهٔ مس عینک معابد بودایی متعددی با پیکره های نهایت مهم و نقاشی های ظریف از عصر کوشانی ها بر فراز تپه های پیوست بهم قرار دارد که باید توسط باستان شناسان با دقت فراوان حفظ میگردید. درین وقت باستان شناسان زیادی از هر گوشهٔ جهان از ساحهٔ تاریخی مس عینگ دیدن کردند . 

در همین آوان آبادی های بسیار کهنتری نسبت به دورهٔ کوشانی ها در پای تپه های مس عینک  نشانی گردید. چنانچه خبرگزاری «صدا و سیمای افغانستان» این کشف مهم را در سال ۱۳۹۴ خورشیدی به نشر رساند.  

ادامه خواندن به سلسلهٔ معرفی مظاهر تمدنی افغانستان ؛شهر باستانی  پنج هزارساله لوگر در «مس عینک» :حامد نوید

سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است
: مهرالدین مشید


افغانستان قربانی بازی های ژیوپولیتیک آمریکا شد

سقوط یک شبهء حکومت افغانستان بدست طالبان در نتیجهء زمینه سازی های غنی و هسته گذاری فرماندهان مزدور و ضد ملی در قطعه ها و پایگاه های مهم نظامی شامل قول اردو های افغانستان در تبانی با آی اس آی و سی آی ای و سایر شبکه های استخباراتی منطقه و جهان، از بسیاری واقعیت های پشت صحنهء جنگ آمریکا در افغانستان پرده برداشت که گویا حملهء آمریکا به افغانستان شامل یک پروژهء کلان بود که ممکن استراتژیست های نظامی امریکا این حمله را دروازه ای برای رسیدن به طرح خاورمیانهء بزرگ تلقی کرده بودند. هرچند غنی یک شبه سقوط کرد و اما آمریکا از همان آغاز تشکیل حکومت موقت و بعد انتقالی و دو بار ریاست جمهوری کرزی و دو بار دور ناتمام غنی در واقع با گزینش رهبران فاسد و بسیج نمودن شماری جهادیان و لیبرال ها و تکنوکرات های فاسدتر را در کنار آنان سنگ بنای سقوط حکومت های آنان را گذاشته بود. حوادث ۲۰ ساله در افغانستان نشان داد که سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است و افغانستان قربانی بازی های راهبردی و ژیوپولیتیک آمریکا شده است. حمایت آمریکا در آغاز از حکومت های فاسد تحت زعامت رهبران فاسد، در اصل معنای سقوط را داشت.

ادامه خواندن سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است
: مهرالدین مشید

در جاده های نا هموار این سرزمین : نصیر فیاض

داستان کوتاه و فرضی پا برهنه گان روز گار

تصویر از پسر خورد سال که در حادثه انتحاری امروز در کابل جام شهادت نوشید .روحش شاد و یادش گرامی باد.

درست 16 سال داشت. و تلاش میکرد تا با کشیدن بار سنگین زندگی برای دو خواهر کوچکش غذا فراهم کند.

هر صبح زود با چشمان خسته و دستان کفیده از سردی هوا به جاده های نا هموار تاریخ,دنبال لقمه نان سرگردان بود.

شبهای سرد خزانی را در کنار مادرمریض و خواهران کوچکش ,در یک کلبه دور افتاده از چشم ثروتمندان این جاده, با شکم گرسنه میگذراند و فردای آن روز باز هم دنبال لقمه نانی سرگردان میبود.

مادرش .

پسرم خواهرت بیمار است و به داکتر یا حد اقل یک چند دانه تاپلیت نیاز دارد .

ادامه خواندن در جاده های نا هموار این سرزمین : نصیر فیاض

مکتب ما عشق ما : رویا عثمان انصاف

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال

شاگردان نسبت گرمی هوا از مکتب برای یک هفته رخصت شده بودند. روز سوم رخصتی بود و ثنا خیلی در خانه دق آورده بود. او از سر صبح از  مادرش میخواست تا با او بازی کند. مادر ثنا در کارهای خانه مصروف بود و برادر کوچک اش هم گریه داشت. از صبح که به‌ ثنا می گفت صبر کن کار دارم تا بعد از ظهر که برادر کوچک ثنا را خواب برد و مادر ثنا کمی راحت شد ثنا را در پهلوی خود جا داد دستانش را داخل موهای ثنا برد و به نوازش دادن موی های او پرداخت. آنگاه چشمانش را بست، آهی کشید و گفت: چار ساله بودم. عصر روز بود که پدرم با کتابی الفبا بدست به خانه داخل شد. کتاب را روی سینه اش گذاشته بود. و من فورا چشمم به کتاب افتاد. دویده پیش پدرم رفتم. پدرم کتاب را که نو جدید بود و بوی بسیار خوشی می داد بمن داد. من از شوق خودم را گم کردم. بعد از آنروز مادرم با من درس می خواند. او تا یک صفحه می خواند من عاجل از بر می کردم و به صفحه ی بعدی می رفتم تا زود زود به آخر کتاب برسم. از آنروز به بعد هر روز از مادرم می پرسیدم که من چی وقت به مکتب می روم. تا یکروز مادرم مجبور  شد که در سن پنج سالگی مرا شامل مکتب کند.

ادامه خواندن مکتب ما عشق ما : رویا عثمان انصاف

سخنی در باره زنده گی و آثار ویکتور هوگو :ابو سعید راسخ

ویکتور ماری هوگو : Victor Marie Hugo؛ زاده ۲۶ فبروری  ۱۸۰۲ – درگذشته ۲۲ می ۱۸۸۵ شاعر، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس پیرو سبک رومانتیسم فرانسوی بود. او یکی از بهترین نویسندگان فرانسوی است. آثار او به بسیاری از اندیشه‌های سیاسی و هنری رایج، در زمان خویش اشاره کرده و بازگویندهٔ تاریخ معاصر فرانسه است. از برجسته‌ترین آثار او بینوایان، گوژپشت نتردام و مردی که می‌خندد است. مشهورترین کارهای هوگو در خارج از فرانسه بینوایان و گوژپشت نتردام است ودر فرانسه بیشتر وی را برای مجموعه اشعارش می‌شناسند. هوگو سومین پسر کاپیتان ژوزف لئوپولد سیژیسبو هوگو، که بعدها جنرال شد، و سوفی فرانسواز تِرِبُوشه بود.

وی در جوانی زیر نفوذ مادرش قرار داشت. مادرش از شاه‌دوستان و پیروان متعصب آزادی به شیوه ولتر بود و تنها بعد از مرگ مادر بود که پدرش توانست ستایش و علاقهٔ فرزندش به خود را برانگیزد. کودکی ویکتور در کشورهای گوناگون سپری شد. مدت کوتاهی در کالج نجیب‌زادگان در مادرید اسپانیا درس خواند و در فرانسه زیر آموزش معلم خصوصی خود پدر ریویه، کشیش بازنشسته بود. در ۱۸۱۴ به دستور پدر وارد پانسیون کوردیه شد که بیشتر تحصیلات مقدماتی را در آنجا گذراند و به مطالعهٔ آثار معاصران، به‌ویژه شاتوبریان، و نیز نگارش تصنیف‌های ادیبانهٔ پرداخت. وی شعر سرودن را با ترجمه اشعار ویرژیل آغاز کرد و با آن، قصیدهٔ بلندی در وصف سیل سرود. نخستین مجموعه اشعار او با نام «قصیده‌ها و دیگر اشعار» (Odes et poésies diverses) در ۱۸۲۲ که ۲۰ سال داشت و نخستین رمان او، بو-ژارگال (Bug-Jargal)، در ۱۸۲۶ منتشر شدند. ویکتور هوگو در ۱۸۲۲ با آدل فوشه دوست کودکی خود ازدواج کرد. آدل فوشه دختری بود سبزه‌رو با موهای مشکی و ابروانی کمانی. او در ۱۶ سالگی بانویی خوش‌سیما و جذاب بود. آدل فوشه نخستین عشق ویکتور هوگو بود و ویکتور او را بسیار تحسین می‌کرد. دوران نامزدی آدل و ویکتور را می‌توان تراژدی عاشقانه توصیف کرد.

ادامه خواندن سخنی در باره زنده گی و آثار ویکتور هوگو :ابو سعید راسخ

اتحادی که طالبان را در افغانستان به پیروزی رساند، نوشته : لین اُ. دانل  (Lynne O’Donnell) منبع- فارن پالیسی« سیاست خارجی» : محمد عثمان نجیب

اتحادی که طالبان را در افغانستان به پیروزی رساند، تحت فشار اختلافات داخلی در حال فروپاشی است و اگر جناح های رقیب طالبان نتوانند در فرایند رویارویی با واقعیت‌های حکومت بر یک کشور آشفته، اختلاف‌هایشان را کنار گذارند، بقا و ماندگاری این گروه به مخاطره خواهد افتاد.

در بستر بحران اقتصادی و فاجعه انسانی، اختلاف‌ها بین دو شخصیت ارشد طالبان بروز کرده است: عبدالغنی برادر، رهبر سیاسی که پایگاه قدرتش در قندهار است و سراج الدین حقانی، تروریست تحریم‌شده که رهبری شبکه حقانی را به عهده دارد و به القاعده نزدیک است.

به گفته‌ منابع امنیتی و دانشگاهی، در حالی که جناح‌های مختلف طالبان درگیر نزاع داخلی هستند، شاخه محلی داعش در حال جذب نیروهای ناامید از جهت‌گیری‌های سیاسی طالبان است. 

ادامه خواندن اتحادی که طالبان را در افغانستان به پیروزی رساند، نوشته : لین اُ. دانل  (Lynne O’Donnell) منبع- فارن پالیسی« سیاست خارجی» : محمد عثمان نجیب

چرا پنجشیرسقوط کرد و عبدالله از کابل نه گریخت؟ ؛ از سقوط تا مقاومت : نوشته فضل‌احمد معنوی و محمد عثمان نجیب

۱۴۰۰ آبان ۲۶, چهارشنبه

چرا پنجشیرسقوط کرد و عبدالله از کابل نه گریخت؟

 عبدالله عبدالله خبر فرار اشرف غنی را از تماس تلفنی حامد کرزی شنید که گفت “نفر گریخت”. او در پاسخ به تماس تلفنی زلمی خلیلزاد گفت “وطن را تباه کردید؛ خدا جزای‌تان دهد”.

این بخشی از روایت فضل‌احمد معنوی،‌ وزیر عدلیه پیشین افغانستان و از متحدان عبدالله، از روز سقوط کابل است.

چرا آقای عبدالله از کابل نرفت و به مقاومت علیه طالبان رضایت نداد؟

جبهه مقاومت در چه شرایطی علیه طالبان جنگید و چرا این‌بار بر خلاف مقاومت اول،‌ مرکز پنجشیر به زودی سقوط کرد؟

آنچه در ادامه می‌آید، نوشتار آقای معنوی به قلم خود اوست و هدف از بازتاب آن‌ در افغانستان اینترنشنال، آشنایی مخاطبان این رسانه با روایت‌های مختلف از ماجرای سقوط و مقاومت است.

از سقوط تا مقاومت

نوشته فضل‌احمد معنوی

“هدف این یادداشت تبیین وقایعی‌ است که از سقوط کابل به دست طالبان تا درگیری‌های این گروه با جبهه مقاومت ملی در پنجشیر اتفاق افتاده است.

در این یادداشت به ‌گونۀ اجمالی به گوشه‌ای از جریان جنگ پنجشیر پرداخته شده‌است تا سرآغازی برای پرداختن به گوشه‌های تاریک و مبهم حوادث باشد و خوانندگان واقعیت‌ها را درک کرده منصفانه قضاوت کنند.

ادامه خواندن چرا پنجشیرسقوط کرد و عبدالله از کابل نه گریخت؟ ؛ از سقوط تا مقاومت : نوشته فضل‌احمد معنوی و محمد عثمان نجیب

خدای بخشنده نعمت ها و خدای سختگیر طالبان
: مهرالدین مشید

خدای تحول و تغییر و خدای سنگین دل طالبان

نگاه طالبان به انسان نگاهی فروتر از قبیله
طالبان محصول مدرسه های استخباراتی پاکستان و افکار آنان به شدت متاثر از باور های قبیله ای است که در یک روند مغز شویی استخبار اتی تحت تاثیر مستقیم جنرالان پاکستان و تلقین ملا های وابسته به دستگاهء جهنمی آی اس آی به ایده ئولوژی طالبانی بدل شده است که دشمن انسان و انسانیت اند و با فرهنگ و تمدن اسلامی و بشری پست داده اند. از رویکرد های انسان دشمنانه و ضد انسانی و ضد قبیله ای و ضد اسلامی طالبان فهمیده می شود که افکار طالبانی حتا فروتر از افکار  قبیله است.

ادامه خواندن خدای بخشنده نعمت ها و خدای سختگیر طالبان
: مهرالدین مشید