آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

من نه تاجیکم نه پشتون، «خطه ام افغان ستانست»… لینا روزبه حیدری

من نه تاجیکم نه پشتون، نی هزاره نه ز ترکم

نی ز ازبک، نه بلوچم نی ز ایماق سترگم

من به مذهب نی ز سنی، نی ز شیعه، نه ز سیکم

نی دورنگم، نی دروغم، نی فسادم، نی شریکم

نی شمالی، نی جنوبی، نه ز غربم، نه ز شرقم

نی ز کوی فتنه پیشان، نی پی تشویق فرقم

نی بفکر جنگ لفظم، نی بفکر تهمت و شر

ادامه خواندن من نه تاجیکم نه پشتون، «خطه ام افغان ستانست»… لینا روزبه حیدری

; فارسی ستیزی ریشه‌ی تاریخی نزد درباری های قبیله داشته است: محمد عثمان نجیب

                  عجب دجالانی داشتیم و‌ داریم. در زمان سلطنت ظاهر عیاش، هاشم خان و شاه ولی خان و دیگران همان خط مشی را تعقیب می‌کنند که محمودطرزی در زمان امان الله خان کرد و‌ امان الله هم قبول.

فاشیسم چیست؟ شاخ و دُمی که نه دارد. مضحکه بارتر آن است که حکم را به فارسی می نوشتند تا پشتو را رایج کنند. حتا خود شان نوشتن پشتو را یاد نه داشتند جریده‌ی اصلاح در شماره‌ی منتشره‌ی ۱۲ حوت ۱۳۱۵ برابر با ۳ مارچ ۱۹۳۷ میلادی خویش حکم‌ِ اجباری ترویج و‌آموزش زیان پشتو را منتشر کرده که به شاه ولی خان غازی!؟ سرک ها عمومی کابل داده بوده است.

در آن حکم صریح و آشکار زبان پشتو را زبان افغانی خوانده اند. «در نگاره بخوانید.»  حالا چگونه شد که یک باره از اقرار به انکار رفتند و زبان افغانی را پشتو نه می دانند؟

تشکیل اتحادیه آسیایی ، پاسخ مثبت بر ضرورت کنونی تاریخ قاره ای ماست : عبدالسمیع کارگر

قاره آسیا با عظمت ترین بخشی از کره زیبای زمین است که چهل وشش کشور ثروتمند جهان را به خود اختصاص داده است . 

این قاره ای ثروتمند ، جغرافیای بیش از چهل ویک میلیون کیلو متر مربع «کره زمین» را احتوا کرده است که بلند ترین قله های سربه فلک جهان را در دلش دارد . 

این قاره کهن وباستانی ما جمیعت بیش از چهارملیاردویکصدوبیست میلیون نیروی انسانی را « احصاییه سال 2010 » در خود متوطن نموده که تقریبا« 60 فیصد » نفوذ جهان را در آغوش پر عطوفتش تغذیه میدارد . 

این پرجمعیت ترین قاره ای جهان با ثروتمند ترین طبیعت ، لشکر های فقیری را بازندگی زیرخط فقر در خود متحمل شده و‌بیش‌ترین قربانی های انسانی جهان را براین پیکر جهان تحمیل نموده اند ؟

این قاره پیر ما بزرگترین افتخارات معنوی جهان بشری را درجغرافیای تمدنی کهنش به ارث گذاشته است که از استعدادهای شکوفای خداپرستی وانسان دوستی پیامبران بزرگ ، حضرت ابراهیم خلیل ع ، حضرت یعقوب ع ، حضرت یوسف ع ، حضرت سلیمان ع ، حضرت موسی ع ، حضرت عیسی ع ، حضرت محمد ص ، بودا ، زردشت ، شیوا ، کنفسیوس ، بابای نانک و ….. که جهان بشریت امروز را تاکنون رهبر ورهنما اند ، همه این بزرگ مردان آسیایی اند وافتخار این قاره ای کهن که بشریت جهان به شخصیت این مردان بزرگ آسیایی عشق میورزند ومی بالند . 

ادامه خواندن تشکیل اتحادیه آسیایی ، پاسخ مثبت بر ضرورت کنونی تاریخ قاره ای ماست : عبدالسمیع کارگر

اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

یادها و خاطره ها سفری ناتمام از خواجه رواش کابل تا فورت دکس نیوجرسی

قسمت نخست

صبح سرساعت هشت همه همکاران به دفتر رسیدند وپس از احوال پرسی مختصر و شوخی های ظریفانۀ همیشگی با گرم جوشی و صمیمیت مثل همیشه کار های شان را آغاز کردند. همکاران باهمۀ بی اعتمادی به دستگاۀ حکومت بازهم  با اعتماد به نفس به کار خود ادامه می دادند. همکاران در جریان کار مثل همیشه تبصره های کوتاه در رابطه به رخداد های کشور ارایه می کردند واز اینجا و آنجا سخن می گفتند.  تبصره های شان با چاشنی مزاح و شوخی های های ظریف به همراه بود. آنان کمتر فکر می کردند که آن روز آخرین روز کاری شان در حکومت غنی باشد. هرچند بسیاری ولایت ها نیرو های دولتی به گونۀ مرموز وشاید هم دستوری بیرون شده بودند، طالبان بر بسیاری ولایت ها مسلط شده بودند و وضعیت در کل کشور به سود طالبان رقم می خورد. سقوط ولایت های یکی پی دیگر نگرانی همگانی را به بار آورده بود و مردم خشمگین بودند؛ چنان مشت سکوت برلب های مقام های ارشد نظامی و امنیتی کوبیده شده بود که هیچ مقام ارشدی لب به سخن نگشود تا دست کم مردم را در سایه و روشن حوادث بگذارند.

ادامه خواندن اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

عزیزانم بیایید، بخوانیم و بدانیم که ما کی هستیم!: سهیلا احمد

تاجیک ها یکی از قوم های آریایی استند، مردم شجاع، متمدن و دارایی تاریخ پرافتخاری استند.

تاجیک مردم تاج دار معنی میدهد، تاجیک قوم بومی (اصلی) خراسان بزرگ (افغانستان امروزی) استند که 43 فیصد افغانستان را، 90 فیصد تاجیکستان را، 15 فیصد اوزبیکستان را، 2 فیصد چین را و 10 فیصد ایران را تشکیل میدهند.

مردم پامیری بدخشان افغانستان، تاجبکستان و چین هم دراصل تاجبک اند فقط زبان شان فرق دارد اما به دلیل نامعلوم در افغانستان پامیرها را جدا از تاجیک ها میدانند و حتا در سرود ملی پامیری ها را جدا از تاجیک ها سرودند در حالیکه در چین و تاجیکستان پامیری ها را تاجیک میگویند.

فیصدی تاجیکان در شمال هندوستان، پاکستان و کشمیر نیز وجود دارند.

قوم دئی در ترکمنستان نزدیک دریایی خزر و قوم آوار در جمهوری داغستان روسیه نیز تاجیک اند که از میهن خود به آنجا مهاجرت کردند.

زبان تاجیک ها فارسی میباشد. 

تاجیک ها با فارس ها، کردها، لرها و دیگر اقوام آریایی همتبار استند.

تاجیک ها مردمان شهر نشین استند و پیشه اکثریت شان بازرگانی و تجارت میباشد.

مردم تاجیک در سال 21 هجری/642 میلادی توسط حضرت عمر فاروق (رض) و حضرت عثمان غنی (رض) به دین مقدس اسلام مشرف شدند و تمام مردم تاجیک مسلمان استند.

ادامه خواندن عزیزانم بیایید، بخوانیم و بدانیم که ما کی هستیم!: سهیلا احمد

ای طا لب غدار : نذیرظفر

ای دشمن مخلوق خدا زاده اشرار         ای طا لب غدار

از دست تو گردیده وطن شعله یی اشجار     ای طالب غدار

بردی تو به یغما همه اموال وطن را       آثار کهن را

دزدان پشاور همه بهر تو خریدار         ای طالب غدار

مشران تو دزدان بلا خور قدیم است      شیطان الر جیم است

پا داش ترا مید هد هر لحظه به کلدار    ای طالب غدار

فر مان شما بود که زن خا نه نشیند       جز ظلم نبیند

ادامه خواندن ای طا لب غدار : نذیرظفر

آقای نور احمد نور! از تنِ خسته‌ و خونین حزب و از مردم افغانستان چی می‌خواهید؟… محمد عثمان نجیب

همین کافی نیست که غنی ‌و کرزی نماینده های تبار تان وطن را دو دسته به پاکستان و خیبر پښتونخواه تسلیم کردند؟

تأسیس رسمی حزب دموکراتیک خلق افغانستان مقارن سال دوم تولد من بوده.‌ سرنوشت چنان آورد که با پرکشیدن در عمر و قد و قامت راهی آن مکتب سیاسی شدم. زودتر دانستم که بیمار های زیادی در حزب رخنه کرده اند که از بودن شان نه بودن شان بِه بود. نه برای آن که من در حزب کاره‌یی بودم یا کسی از من چیزی را می‌پرسید.

 پیشنیه‌ی حزب را از ۱۳۴۳ تا زمانی که  عضویت من در آن تسجیل شد مرور کردم. در چنان فرایندی بود که توانستم فرصت را غنیمت دانسته و به شکاف های عمیق حزب آشنا شوم. اشتباه اساس گذاری  چنان حزب سیاسی باور به منفی به هم‌گرایی شدن ها بود. آن هم در کشوری به نام افغانستان و جامعه‌ی به شدت طبقاتی،  استبدادی،‌ انحصاری، تبارگرایی، تفاوت های اقتداری، ناهنجاری های اقتصادی، بهشت سودخواران و زمین داران و نیمه فیودال ها، نگاه های متفاوت شهر نشینی و شهری شدن و شهروندی تحصیل کرده هایی که حتا با دانش آموزی و زیست در محیط دانش‌‌گاهی ‌‌و شهری نه توانسته بودند مناسبات حاکمِ قبیله در جامعه فراموش کنند. تفاوت های برداشتی از دیدگاه های فلاسفه های سیاست و نظم نوین جهانی، نه داشتن ظرفیت های تحلیلی نسبت عدم مطالعه‌ی منطقی و قابل هضم و‌ درک سیاسی نزد بیش‌ترین هایی که افکار العنانی حکم‌روایی از تمثیل می‌کردند.

.

ادامه خواندن آقای نور احمد نور! از تنِ خسته‌ و خونین حزب و از مردم افغانستان چی می‌خواهید؟… محمد عثمان نجیب

(داستان عاشقانه (عشق دو سوی خط دیورند) قسمت اول : رویا عثمان انصاف

این داستان عشق جهانگیر به بینظیر و یک قصه ی دردناک واقعی است که سالها قبل در سرحد تورخم اتفاق افتاده بود.

طوریکه همه آگاه اند که قبایلی که در دو طرف خط دیورند زندگی دارند، به قبائل سرحدی معروف اند. این قبایل در طول تاریخ، مردم مستقل و سلحشور بوده اند و به ندرت به فرمان های حکومتی سر تسلیم می گذارند. عرف، عادات و رسوم خاص خود را داشته اند که به ارزشهای پختونولی معروف است.

عدم اطاعت این مردم  برای دولت های حاکم گذشته اکثرا درد سر ایجاد می کرد. بنا عبدالرحمن خان برای حل این معضله، با انگلیس ها در مذاکره نشست تا میان این قبایل، سد و مرزی ایجاد نماید و اتحاد و اقتدار محلی پشتون ها را برای مدت طولانی، درهم شکند و از بین ببرد. 

روی همین ملحوظ، قرارداد امیر عبدالرحمن خان در سال ۱۸۹۳ ، امضا گردید، و بواسطه ای این قرارداد خط دیورند مرزی بین افغانستان و پاکستان شناخته شد و قبایل جدا ساخته شد.

موافقتنامه مذکور که مرز بین هند و افغانستان را تعیین می کرد، فقط برای صدسال رسمیت داشت.

اما پاکستان از زمانی  که از بدنه هند جدا شده است، رابطه خوبی با افغانستان نداشته است و مدام در مرزهای جنوبی و شرقی، با افغانستان در گیر بوده و مشکلات بیشماری را نیز خلق نموده است.

داستان ما نیز از همین منطقه و زمانی حکایت دارد که پشتون های دو طرف مرز را به فریب و نیرنگ به جان هم می انداختند و دشمن هم می ساختند. 

که بیشتر مسولیت تفرقه اندازی به عهده ای ملاهای هر دو طرف سپرده شده بود. و برای رسیدن به این هدف به آنها تعلیم و پول پرداخته می شد. 

ادامه خواندن (داستان عاشقانه (عشق دو سوی خط دیورند) قسمت اول : رویا عثمان انصاف

روابط طالبان و پاکستان پس از فرار غنی یا سقوط کابل : مهرالدین میشد

روابط طالبان و پاکستان پس از فرار غنی یا سقوط کابل

در این شکی نیست که جغرافیای هر گونه رابطۀ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی میان کشور ها و از سویی هم میان کشور ها و گروه ها در سطوح ملی و بین المللی منافع آنها تعیین می کند. از طرف دیگر این رابطه ها تابع شرایط است و در حالت بحران و انقلاب ها و تحولات سیاسی و اجتماعی با حالت های استقرار و ثبات و آرامش متفاوت است؛ زیرا رابطه ها بر سر منافع دو طرف می چرخد و بر شاهین رابطه ها بر بنیاد منافع سبک و سنگین می شوند. بنابراین رابطۀ طالبان با حکومت پاکستان و بویژه استخبارات آن از همین رابطه آب می نوشد. حال پرسش این  است که رابطۀ طالبان با پاکستان پس از سقوط و تشکیل حکومت آنان در کابل به تعامل می انجامد یا حکومت آنان دارای نوساناتی خواهد بود که بالاخره اوضاع خراب شود و تا فروپاشی کامل به پیش خواهد رفت و قربانی بازی ها تازۀ اسلام ابات خواهد شد؟

گفتۀ معروفی است که می گویند، درسیاست دوست دایمی و دشمن دایمی وجود ندارد و تنها منافع است که قلمرو های دوستی و دشمنی را مشخص می سازد. این گونه سیاست ارایه کنندۀ روابط واقعی کشور ها در جهان است که مفهوم آن با دیدگاه های فکری و فلسفی متفاوت است و با اندیشه های سیاسی مارکس و باقر صدر که نخستین سیاست را فشردۀ اقتصاد و دومی سیاست را فشردۀ اعتقاد می خواند؛ البته این دیدگاه ها از نظر فیلسوفان و صاحبان اندیشه مطرح است که به آن باور دارند و نه به زمامداران و سیاستگران؛ بویژه در کشور هایی مانند افغانستان و پاکستان که حتا منافع ملی برای آنان ناتعریف شده مانده است. در افغانستان از گذشته ها بدین سو حاکمیت در دست زمامداران فاسد و خاین و در پاکستان هم در دست نظامیان فاسد بوده که منافع مردم پاکستان را قربانی بازی های راهبردی خود نموده اند. 

ادامه خواندن روابط طالبان و پاکستان پس از فرار غنی یا سقوط کابل : مهرالدین میشد

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! : دکتور حمید الله مفید

 · 

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! (1)

ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ١٩٥٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ، ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺷﻠﻴﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﻳﺮﺍﻥ نمود  ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﻰ کشانید .

 ﺣﺪﻭﺩ ٤٥ ﺗﺎ ٦٠ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩه ﮔﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﺧﺘﻦ *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ . 

ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩه ﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .

ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻓﺘﺘﺎﺣﻴﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﺎﺭ ٩ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻏﻴﺮﺍﻫﻠﻰ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ .

ﺩﺭ ﻛﻮﻟﺴﻴﻮﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ . 

ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﻳد بسیار ﺑﺪﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ . 

ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ بوﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻯ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻴﺸﺪﻧﺪ

ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ٥٠ ﻣﺘﺮﻯ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺳﻘﻮﻃﻰ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻣﻦ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺳﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .

ادامه خواندن ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا! : دکتور حمید الله مفید

بینوایان میهن وسرنوشت نامعین شان در«امارت سیاه طالبی» : حنیف حریف

عزیزان ، وقتی با  نگاره این کودک معصوم برخوردم ، خیلی ناراحت گردیده وجگرم آب شد.خواستم این دردرابانوشتن چند سطرزیرکاهش دهم :

 این کودک بینوای میهن که بایستی دریک صنف آموزشی ویا آغوش گرم خانواده ویا دریک پارک بازی کودکانه  قرارمیداشت ،

بادریغ ودردچون ملیونها کودک دیگر ازپول ناچیز فروش چند دانه تخم مرغ ، به یقین که خانواده جنگ زده وفقیر اش منتظر اند تا نان بخور و نمیر چاشت ویاشب شانرا آماده سازند.

این کودک بینوا ودرمانده به چه می اندیشد؟

به کودکان مرفه جنایتکاران، قاتلان، غاصبان، غارتگران، جنگ سالاران ، مافیای موادمخدر، مفسدین اداری و…که تمام نعمات مادی زندگی را در اختیار داشته وهر گز در روی جاده ها به خاطر لقمه نانی ازبام تا شام سرگردان نیستند!!

به آن هم سن و سالهایش که لباس مفشن و راحت برتن داشته وباموتر های شیشه دودی وگاردهای امنیتی به مکتب های شخصی مشغول آموزش اند، 

ویا به آنهای که در انبوه خوردنی های لذیذو وسایل بازی شان غرق ناز ونعمت اند،

ویا به تمام این بی عدالتی ها، نابرابری ها که از آدرس خدا بر زمین مستولی گشته،

ویا با آن دکاندار دین که برای این فقر جانکاه تحمیل شده ازجانب انسانهای ستمگر وظالم،  مزدوران غارتگر وجهانخوران متجاوز بر مردم ، توجیه های خدایی ودینی خلق می نمایند، 

ادامه خواندن بینوایان میهن وسرنوشت نامعین شان در«امارت سیاه طالبی» : حنیف حریف

خانه‌ی کرایی دیده بودیم، وطن کرایی نه: محمد عثمان نجیب

فرمان مادرِ عبدالرحمان خان.

این مقاله را در چند نوبت بخوانیم تا بدانیم که چرا باید به خود بیاییم؟

بخش سوم و نهایی

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

نه می دانم چی پیش آمد که تاجیک تباران ‌‌و اقوام ساکن در خراسان و پارسی زبان های پیشا ظهور احمدشاه درانی ‌و پسا سقوط نادر افشار با آن همه غنای کلتوری، فرهنگی و اقتدار به سقوط یک باره تن دادند و هرگز سربلند نه کردند؟ ایران هم‌چنان بر عکس توانست اصالت زبان پارسی را نه تنها نگاه‌ داشت بل در باروری آن سعی بلیغ به خرچ داد و پارسی زبانان مدیون کار های مداوم دانش‌مندان و فرهیخته‌‌گان ادب فارسی ایران زمین است نه آخوند های زشت کردارِ ایران.

سر رشته‌ی بزرگان پارس زبانان تاجیک و هزاره و ازبیک از ۲۸ رجب سال ۱۱۶۰ هجری قمری مطابق ۱۵ جولای یا ۱۷۴۷ حدود یک ماه پسا قتل نادر افشار و تاج گذاری احمدشاه ابدالی به افول رفت. 

تاجیک تبار ها و پارسی زبان ها راهی جزء دو انتخاب نه دارند: 

اول- تن دادن به ذلتِ مادام‌العمر و پی کوچی های ملی‌گرا! رفتن و مالیه پرداختن برای عشرتِ آنان.

 دوم- مقاومت برای شهروندی داشتن دست اول و بدون تبعیض و بدون پنجاه فیصد دروغ.

با آن که تشکیل ارتش احمدشاه ابدالی بیش‌تر غلجایی ها و ازبیک ها و هزاره ها و همه تحت فرماندهی نادر افشار بودند اما نقش اساسی هزاره ها ‌و ازبیک در رهبری و تصمیم‌گیری ها چندان مهم نه بود و تقریباً به حیث گروه های پیش‌مرگه مورد استخدام قرار می‌دادند. به روایت تاریخ های غبار و فرهنگ حتا احمدشاه ابدالی هم همه صلاحیت و اقتدار را برای عشیره و قبیله و قوم خود تقسیم کرد.

ادامه خواندن خانه‌ی کرایی دیده بودیم، وطن کرایی نه: محمد عثمان نجیب

خودشناسی : لینا روزبه حیدری

چون نمیتوانم در مورد موضوعات سیاسی بنویسم و این خفقان را باید تا زمانیکه شرایط تغیر نکند، حفظ کنم. من هم اینجا روی هر موضوعی که به ذهنم خطور میکند مینوسم تا بنوعی عقده هایم را بخاطر انکه قادر نیستم تا در مورد تحولات سیاسی افغانستان و طالبان بنویسم، ارضا کرده باشم.

این دو سال گذشته، سالهای جالبی بود، سالهای مملو از واقعات، ویروس کرونا، خانه نشین شدن جهان، دیدن مردن میلیون ها تن به این ویروس، تغیر زندگی همه ما تحت تاثیر شیوع این ویروس و بعد گرفتن افغانستان توسط طالبان و غیره. من صادقانه ایندو سال را از نحس ترین سالهای که تا حال زندگی کردم میدانم بخاطر رنجی که این ویروس ها، ببخشید که ویروس کرونا و بعد طالبان، بر مردم روا داشتند.

اما از بعد شخصی، من که ذاتا درون گرا و انزوا پسند و خانه نشین هستم و بقول اطرافیانم اصلا زندگی ندارم و زندگی ام در ماندن در خانه خلاصه میشود، این سال خانه نشین شدن را بهترین سال زندگیم یافتم و در طول ان بنوعی به تبلور هویتی و شخصیتی رسیدم.

ادامه خواندن خودشناسی : لینا روزبه حیدری

روباه دُمش را شاهد گرفت؛ وزیر خارجه پاکستان ؛درباره سیاست خارجی یک فکاهی گفت: محمد عثمان نجیب

از تیتر دفاع مقدس

نفوس ما را پنج تا ده میلیون پاکستانی افزودند و به چهل میلیون رسانیدند. 

شرم هم خوب چیز است آقای سفیرِ پاکستان که در نقش وایسرا فعالیت دارید.

گذرِ گذرا بر مصاحبه‌ی سفیر پاکستان با فارن پالیسی.

سفیر پاکستان در افغانستان فکاهه‌یی گفت که بسیار بی نور و بی نمک بود.

فارن پالیسی آن گویا مصاحبه را با آب ‌و تاب گفتاری آقای سفیر به نشر سپرده است. 

او نه سنجید که چنان گفتار نه در عرفِ دپلماتیک است و نه در کردار قبیله‌گرایان. افغانستان به وضوح تحت اداره‌ی پاکستان است و خونباری های ملت ما نه تنها کم نه شده که بیش‌تر هم شده و آماج هم همه فارسی زبانان و ‌اقوام غیر پشتون اند که توسط پشتون پاکستان و پشتون جنوب زیر نام القاعده هدف قرار دارند. 

حملات امروز در مسجد شیعه های ولایت کندهار نمایان‌گر کدامامنیت است؟ و بعد آقای سفیر را چی کاری به کاری که مربوط او نه می‌شود؟ به خصوص که از مداخله‌ی آشکار انکار دارد. گفتارآقای سفیر چراغ سبز دیگری برای نیرو های اجیر شده‌ی شان در کشور ماست که به زور خیانت غنی خاین ‌و کرزی وطن فروش وتیم های خاین آنان حکم‌روایی دارند. آن چراغ سبز این است که گفت:

ادامه خواندن روباه دُمش را شاهد گرفت؛ وزیر خارجه پاکستان ؛درباره سیاست خارجی یک فکاهی گفت: محمد عثمان نجیب

مرگ چه بی رحم می آیدو حادث می‌شود: محمد عثمان نجیب

سری به رخ‌نامه زدم و خبری ناگواری از رحلت جان‌گداز کاکای مرحومی ام، پدر بزرگ‌وار برادران ام سلیمان کبیر نوری، احمد کبیر کبیر نوری و احمدفایق کبیر نوری و‌ فامیل محترم شان را خواندم. 

سخت اندوه‌گین شدم. کاکایم خاطرات نیکی در برخورد با من به حیث یک پدر معنوی گذاشتند. در عنفوان جوانی وقتی به خانه‌ی شان در خیرخانه می رفتم و با احمدکبیر شب ها را به سر می‌بردیم، محبت های پدربزرگ‌وار و مادر مرحومه‌ی شان شامل حال من بود. هرگز احساس بی‌‌گانه‌گی نه می‌کردیم. خدا را شاکرم که سال های پیش و قبل از هجرت در افغانستان به دست بوسی شان نایل آمده بودم. ایشان بزرگ‌وارانه و‌ پدرانه مرا خجل ساخته و در حالی‌ که کبیر هم‌رکابی شان را داشت خبری از منی فرزند شان هم گرفتند. از بیماری شان آگاه شدم. از مرگ چاره نیست روح ملکوتی شان را شاد می‌خواهم و‌ جنات نعیم مکان شان.

ادامه خواندن مرگ چه بی رحم می آیدو حادث می‌شود: محمد عثمان نجیب

فرارهای مفتضحانه و خائنانه در قرن بیست ویک !.. نوشته دکتور علی احمد کریمی

فرارهای مفتضحانه امریکا وخائنانه غنی درقرن بیست ویک و فجایع بشری کنونی در افغانستان پی آمد خطاهای مشترک سازمانهای جهانی و دولتهای تحمیلی ودست نشانده آنهاهست ومردم افعانستان نباید قربانی این خطاها گردد وهرنوع تعلل،تاخیر وبهانه گیری ها به کمک های سریع وبه موقع بشردوستانه به مردم افغانستان جنایت برعلیه بشریت و بی احترامی به حقوق بشراست.

ادامه خواندن فرارهای مفتضحانه و خائنانه در قرن بیست ویک !.. نوشته دکتور علی احمد کریمی

کندزیانِ عزیز! درد و شهادتِ ما و شما را پایانی نیست که نیست : محمد عثمان نجیب

همه خوبی ها از پشتون، همه مرگ و‌ شهادت به غیر پشتون یا پشتونِ بی چاره. 

آقای دوستم، رفیق خوب من! 

حتا برای گرفتن دریشی ات هم کاری نه می‌کنی؟ وای برتو.

دجالان سیاه روی جهان، عزت فروشانِ قرن بیست و یک و تک تبار های مزدور و‌ اجنبی پرور در یک صبح سیاه وطن را به وحشیانِ هم تبار خویش فروختند تا دلِ بادران خود را در انگلیس و آمریکا و روسیه و چین به دست آرند. آنان خواستند تا جبیره‌ی جیره ‌هایی را به ایران ‌و پاکستان هم بپردازند که مستمری گونه طی بیست سال از سازمان های جاسوسی آنان می‌گرفتند. 

از زلمی ذلیل زاد تا کرزی بدزاد و غنی حرام زاد که از شیر رشوه بزرگ شده بود و هرگز مسلمانی در شأن نیست. همه و وطن را فدای امیال تمامیت خواهی قومی و انحصار گرایی تباری کرده و حمام خون را در کشور جاری ساختند. درنتیجه‌ی خیانت های رهبر نما های اقوام دیگر بود که اینان جسورتر بر مردم تاختند تا کشور را ظاهراً به طالبان اما در حقیقت به پاکستان مجری اهداف استعمار و سرمایه در منطقه سپردند. طالبان نیروی عبوری برای قدرت های اصلی در برنده شدن جنگ اقتصادی و غصب منابع آماده‌ی زیرزمینی ما که استخراج آن ها با توجه به انکشافات تکنولوژی بسیار سخت هم نیست و اهداف سیاسی و نظامی و تبدیل افغانستان به آزمایش‌گاه بزرگ سلاح های تولیدی جهان می‌باشند. 

ادامه خواندن کندزیانِ عزیز! درد و شهادتِ ما و شما را پایانی نیست که نیست : محمد عثمان نجیب

طالبان به قرائت جدید از دین اسلام نیاز دارند: مهرالدین مشید


از آنجا که قرآن با امر خواندن بر پیامبر آغاز شده و با علم و قلم ادامه یافته است. این دلالت آشکار به این  دارد که قرآن کتابی خواندنی و اسلام دینی قرائت پذیر است تا آموزش های قرآنی در هر عصری و هر زمانی در راستای دستاورد های علمی بشر بار بار خوانده و تفسیر شود و بوسیلهء قلم که ابزار نوشتن است؛ هرچه بیشتر تکثیر گردد و در هر برهه ای از تاریخ با زبان عصر بیان شود تا آموزش های دینی با واقعیت های هر زمانی همخوانی داشته باشد. طالبان نخست نیاز تعامل با اسلام و بعد نیاز سازگاری با واقعیت های جهان دارند تا باور های اسلامی آنان پاسخگو و مورد پذیرش مردم ما گردد و دست کم به یکی از مودل های معقول درجهان اسلام تقرب بجویند. در این صورت است که به آن آرمان بزرگ  مجتهدین و مفسرین و اسلام شناسان و دانشمندان بزرگ اسلامی نایل می توان نایل آمد که اسلام را دین  آیندهء جهان خوانده اند. 

 بدین وسیله بشریت را برای رستگاری های مادی و معنوی نوید داده اند. آشکارا است، این زمانی ممکن است که آموزش های قرآنی از اسارت تفسیر های قشری و قبیله ای و سنتی رهایی پیدا کند. آموزش ها و ارزش های اسلامی از انحصار کوچک انگاری های جاهلانه بیرون و به بزرگ پنداری های عالمانه و آگاهانه صعود نماید و انسان هر زمانه ای پله به  پله به آستان خدا نزدیک شده و به عظمت و شکوه و جلال انسانی پی می برد که خدا او را نائب خود در هستی خوانده است. 

ادامه خواندن طالبان به قرائت جدید از دین اسلام نیاز دارند: مهرالدین مشید

ضحاک ماردوش در سرزمین اسطوره‌ها : استاد پرتو نادری

ضحاک ماردوش در سرزمین اسطوره‌ها، اورنگ‌نشین نامشروع و خون‌خواره‌یی است. او روح خود را به شیطان فروخته بود تا به ارضای غرایز بهیمی خود برسد. از این نقطه نظر، ما در تاریخ خویش نیز ضحاکیانی داریم که می‌توان آنان را با ضحاک‌ ماران مقایسه کرد. این‌ها نیز برای رسیدن به هوس‌های بهیمی خویش، روان خود را به نیروهای اهرمنی روزگار فروخته اند.

 

به قول فردوسی در شاهنامه، ضحاک پدری داشت مرداس نام. او پادشاهی بود پرهیزگار و دادگر. ضحاک را هوای پادشاهی در سر بود و چنین بود که با اهرمن تفاهم کرد. اهرمن پذیرفت که مرداس را از سر راه بر دارد و ضحاک را به پادشاهی برساند. ضحاک در بدل این کار اهرمن، پذیرفت که روان خود را در اختیار اهرمن گذارد. 

مرداس هربامداد پیش از آن که کرانه‌های آسمان سرخ شود برای نیایش به باغ خود می‌رفت. شیطان بر سرراهی او چاهی کند و سر آن چاه را پوشاند. چون مرداس پای بر سر چاه گذاشت به درون چاه افتاد و جان داد. چنین بود که ضحاک برجای‌گاه نشست؛ اما گویی دیگر داد و دادگری با مرداس در آن چاه افتاده بود.

ادامه خواندن ضحاک ماردوش در سرزمین اسطوره‌ها : استاد پرتو نادری

به ادامه ء درنگی بر شرم‌نامه‌ی هشت صبح؛ قسمت اول – دوم وسوم: محمد عثمان نجیب

ژورنالیست و خبرنگار وقتی خریده شد، سنجر سهیل می‌شود.

پَغْنَه دادن به کاستی های یک ورق متاع فروخته شده‌ی سنجر سهیل.

بخش اول

تراژدی خود‌فروشی و قلمِ‌دست فروشی برخی قلم‌ به‌دستان ما هم درست مانند ماتمِ خود‌فروشی و کثافت ۹۵ فیصد مقامات ما در بیست سال پسین بوده است. هرکسی نام آزادی مطبوعات و خصوصی بودن اطلاع رسانی شنید،‌ با لیاقت و بی لیاقت دربی را گُشود تا متاعی فروشد و‌ بهایی فراچنگ آورد. زوردارتر ها معاونین فرعنه‌ی پشتون در ریاست دولت شدند و همان‌جا ها پوسیدند و جا به دیگری خالی کردند و جز نام چیزی به دست نه آوردند و دیری نه گذشت که نام خود شان بدتر از بی‌نامی شد. پول دارتر ها وزیران نادان شدند و به همین گونه برعکس رشد طبیعی درخت که از ریشه به ساقه و تنه قد می افرازد راساً از فرق به پا می‌افتادند و نتیجه‌ی چنان افتادن های انحصاری و قومی و تباری و پولی هم آن است که حالا کشور به آن دست و ‌پنجه نرم می کند.‌ اینان و آنان و حالینه ها پیشینه ها همه سزاوار چیز هایی نه بودند که گرفتند. آنان بهترین فراش ها، بهترین قاب‌چی ها‌،‌ بهترین منتو فروش ها و‌ بهترین حمال ها بوده می‌توانستند. چون خود انتخاب کرده بودند که برده‌ی حاکم قبیله باشند. و پیشه هایی که گفتیم هزاران بار آبرومندتر از احراز چنان مقامات بود. آن هم در بدل واگذاری تمام اقتدار به سالاران قبیله‌‌گرا، اقتداری که هویت و قوت شان در آن نهفته بود.

ناپلیونمیگفت: (خیلی ازکسانیکه فعلاًسمت وزارت مرادارندحقاً بایدیک درشک هچی (بهاصطلاح وطن ماگادیران) ساده باشندوخیلی ازدرشک هچی هاهستندکه کاملاً لیاقت وزارت فرانسه رادارند.)

من این نقل قول ناپلیون را در مقاله‌یی زیر نام مستعارِ جواد تحت عنوان کرزی فرار کرد؛ نوشتم.

ادامه خواندن به ادامه ء درنگی بر شرم‌نامه‌ی هشت صبح؛ قسمت اول – دوم وسوم: محمد عثمان نجیب

افغانستان پس از طالبان و دورنما روابط هند و پاکستان: مهرالدین مشید

افغانستان بیش از هرزمانی در حال تبدیل شدن به بزنگاه و مرکز رقابت هند و پاکستان است و در این میان چین به کمک پاکستان در بازی منطقه ای خود دست بالاتر پیدا می کند و افغانستان را در خواب غنیمت خود حساب کرده است. هرچند پیش از این نیز هند و پاکستان برسر افغانستان درگیر بودند و اما پس از پیروزی طالبان در افغانستان به کمک مستقیم پاکستان رقابت میان هند و پاکستان افزایش یافته و معادله های جدید سیاسی و نظامی و اقتصادی در حال شکل گیری است.

پس از پیروزی طالبان در عین آنکه رقابت میان هند و پاکستان افزایش یافته است. همزمان به آن معادلۀ زد و بند های سیاسی در سطح جهان نیز در حال عوض شدن است و در این معادله پاکستان، روسیه، ایران و چین در نقش حامیان طالبان و فرانسه، انگلیس، امریکا و هند در نقش مخالفان طالبان هر یک به نحوی برسرافغانستان در برابر یکدیگرمصروف مانور هستند؛ اما پس از تصرف کابل بوسیلۀ طالبان معادله های سیاسی در سطح منطقه وجهان عوض شده است و بازی در مورد افغانستان معادله های جدیدی را در حال رقم زدن است. در این معادله پاکستان بحیث حامی درجه یک نظامی و سیاسی طالبان گوی سبقت را ربوده و بیش از هر کشوری خسم هندوستان را برانگیخته است؛ زیرا هند می داند که هدف اصلی از جنگ نیابتی اسلام آباد در افغانستان رسیدن به عمق استراتیژی اش در رقابت با هند است. از این رو گفته می توان که بعد از این افغانستان بیش از هر زمان به مرکز رقابت هند و پاکستان بدل خواهد شد. 

ادامه خواندن افغانستان پس از طالبان و دورنما روابط هند و پاکستان: مهرالدین مشید

شهر قحطی زده داستان تخیلی کوتاه: رویا عثمان انصاف

یک زمانی در شهر ما قحطی آمد و ما و تعدادی زیادی از مردم صبر نتوانستیم و خانه های خود را ترک کرده  به سمت شهر همجوار رخت سفر بستیم. وقتی بدان شهر رسیدیم که دیدیم،  آب و نان فراوان، دره ها سبز، جوش و خروش مردم، بسیار بود. اما بدی اینجا بود که دیدیم یکی خیلی پولدار است که قصرها دارد و صاحب  آخرین مدل موتر ها و بادی گارد با سلاح ثقیله و کش و فش است و دیگری از فقر در زیر آسمان خدا شب و روز می گذراند و برای  زنده ماندن،  دست دراز کرده و در بین سرک  گدایی می کند. چند روزی در این شهر ماندیم و کم کم واقف شدیم که ساکنان آن شهر مردم خیلی  بخیل و حسودی  اند. 

ادامه خواندن شهر قحطی زده داستان تخیلی کوتاه: رویا عثمان انصاف

من عاشق شکوفۀ رنگین آتشم: استاد پرتو نادری

من عاشق شکوفۀ رنگین آتشم

من از نژاد کاوه‌ام از نسل آرشم

سرتا به پا چو شمع گدازان به بزم عشق

می‌سوزم و زسینه فغانی نمی‌کشم

ادامه خواندن من عاشق شکوفۀ رنگین آتشم: استاد پرتو نادری

خراسان در آثار پیشینیان: محمد عثمان نجیب

مولانا جلالالدین محمد بلخی
  • در معنی واژه خراسان، فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و رامین خود چنین می‌نویسد:
  • • ناصر خسرو قبادیانی بلخی گوید:
  • • جامی گوید:

بابر در تزک بابری می‌گوید:

«هندوستانی غیر هندوستانی را خراسانی گوید. چنانچه عرب، غیر عرب را عجم گوید، و در میان خراسان و هندوستان دو بندر است یکی کابل و دیگر قندهار…»

  • ابن بطوطه در سفرنامه خود گوید:

«همه خارجیان را در هندوستان خراسانی می‌خواندند».

خراسان سرزمینی پروراننده‌ی بزرگ‌ترین و‌ نام‌آور ترین ها روزگاران علم و معرفت بوده که تو از آن بی خبری.

فردوسی در ۳۲۹ هجری قمری دهکدهٔ پاژ، طوس، خراسان به دنیا آمده و اصلیت او از خراسان می‌باشد، و یکی از بزرگ‌ترین شاعران ایران باستان است. که از آثار او می‌توان به شاهنامه اشاره کرد.

ادامه خواندن خراسان در آثار پیشینیان: محمد عثمان نجیب