آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

وحدت؛ از یک شعار سیاسی تا یک قرارداد اجتماعی : نور محمد غفوری

به تاریخ ۱۷ اگست سال جاری میلادی، مقالهٔ مختصری را تحت عنوان «وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک» به نشر رساندم. این نوشته با واکنش‌ها، تبصره‌ها و دیدگاه‌های گوناگون دوستان در ویبسایت‌ها و صفحهٔ فیسبوکم همراه شد که شماری از دوستان نیز از طریق تلفون تماس گرفتند. از همهٔ دوستان گرامی که با لطف، توجه، نقد و اظهار نظر خویش به غنای این بحث کمک کردند، از صمیم قلب سپاسگزارم.

در میان تبصره‌ها، نوشتهٔ کوتاه اما عمیق رفیق گرامی، محترم فاروق فردا، نکات دقیق و قابل تأملی را مطرح کرده بود. به همین دلیل نخواستم صرفاً با یک پاسخ کوتاه در بخش تبصرهٔ فیسبوک بر آن بسنده کنم. اهمیت پرسش‌های ایشان دربارهٔ مشکل بنیادی نظام پاسخگو، فرهنگ سیاسی مبتنی بر حق و مسئولیت و پیش‌شرط‌های همبستگی اجتماعی و سیاسی ایجاب می‌کند که دیدگاه خود را اندکی گسترده‌تر بیان کنم.

ادامه خواندن وحدت؛ از یک شعار سیاسی تا یک قرارداد اجتماعی : نور محمد غفوری

وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

اگر بخواهیم مسئله وحدت و همبستگی در افغانستان را واقع‌بینانه و فارغ از احساسات قومی و نفرت از دیگران بررسی کنیم، باید میان هویت قومی، منافع سیاسی و منافع اقتصادی ـ اجتماعی مردم تفکیک قائل شویم

گروه های اتنیکی، اعم از پشتون‌ها، تاجیک ها، هزاره‌ها، ازبیک‌ها، بلوچ‌ها و سایر گروه‌های قومی افغانستان، یک جامعه کاملاً یکدست و دارای منافع واحد نیستند. در هر قومی، اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی با موقعیت‌های اقتصادی، سیاسی و قدرت متفاوت وجود دارند. بالخصوص در دو دههٔ نظام جمهوری نام نهاد اسلامی نیز بخشی از نخبگان و صاحبان قدرت، صرف‌نظر از قومیت‌شان، از موقعیت سیاسی و اقتصادی خود بهره‌مند شدند؛ برخی در فساد، سوءاستفاده از قدرت و زیرپا نمودن حقوق مردم مصروف و متهم بودند، در حالی که بخش بزرگی از مردم عادی همچنان با فقر، بیکاری، ناامنی و محرومیت از فرصت‌های آموزشی و اقتصادی زندگی می‌کردند.

ادامه خواندن وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

فدای حسنِ زیبایت شوم من  : احمد محمود امپراطور

فدای حسنِ زیبایت شوم من 

فدای سروِ رعنایت شوم من

سیاهی سرمه ات روزم سیاه کرد 

فدای چشمِ شهلایت شوم من 

ربودی بی رقم دل را ز پیشم

ادامه خواندن فدای حسنِ زیبایت شوم من  : احمد محمود امپراطور

 پس از پنج سال؛ آغاز شمارش معکوس برای پایان یک دور باطل: مهرالدین مشید

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان وارد مرحله‌ای تازه از تحولات سیاسی و امنیتی شده است. اگر سال‌های نخست حاکمیت طالبان را بتوان دوره تثبیت قدرت، بازسازی ساختارهای امنیتی و ایجاد نوعی آرامش نسبی پس از چهار دهه جنگ و بی‌ثباتی دانست، ظهور و گسترش جبهه‌های مسلح مخالف طالبان و تحولات اخیر در برخی مناطق کشور، از جمله تصرف ولسوالی یفتل به‌وسیله نیروهای «سپاهیان میهن» و به دنبال آن ظهور جبهه های جدید و گسترش عملیات های نظامی می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای متفاوت در معادلات سیاسی و امنیتی افغانستان باشد که معادله های سیاسی و امنیتی کنونی را دگرگون سازد. اهمیت این تحول صرف در تصرف یک ولسوالی یا ظهور یک جبهه نظامی جدید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه اهمیت اصلی آن در تغییر تصور حاکم از وضعیت سیاسی و امنیتی کشور است. اگر طالبان تصور کنند که توانسته‌اند چرخه مقاومت و بی‌ثباتی را برای همیشه مهار کنند و وضعیت موجود را پایان بحران افغانستان تلقی کنند، ممکن است با همان خطای تاریخی مواجه شوند که بسیاری از حکومت‌های پیشین افغانستان مرتکب شدند. این به معنای اشتباه گرفتن «سکوت جامعه» با «رضایت مردم» و «کنترل سرزمین» با «مشروعیت سیاسی» است که ناشی از محاسبات غیرواقعی معادله قدرت در افغانستان است.

ادامه خواندن  پس از پنج سال؛ آغاز شمارش معکوس برای پایان یک دور باطل: مهرالدین مشید

۱۵- اگست روزی که نه‌تنها جمهوریت؛ بلکه رویاهای یک ملت فرو ریخت : مهرالدین مشید

۱۵ اگست ۲۰۲۱ را نباید صرف به‌عنوان روز ورود طالبان به کابل و پایان حکومت جمهوری به یاد آورد. این تاریخ را باید نقطه تلاقی و آشکارشدن مجموعه‌ای از شکست‌های سیاسی، نهادی، اجتماعی، امنیتی و اخلاقی دانست؛ شکست‌هایی که در طول دو دهه شکل گرفتند و سرانجام در چند روز به فروپاشی یک نظام سیاسی انجامیدند. بدور از روایت های ساده انگارانه، نه می‌توان همه مسئولیت را بر دوش اشرف غنی گذاشت، نه می‌توان کرزی و رهبران جهادی و احزاب سیاسی را از مسئولیت مبرا کرد، نه می‌توان نقش امریکا و متحدانش، پاکستان و طالبان را نادیده گرفت و نه می‌توان مردم افغانستان را صرف قربانی بی‌اختیار دانست؛ زیرا ۱۵ اگست حاصل شکست یک فرد نه؛ بلکه حاصل شکست یک «اکوسیستم سیاسی» یعنی ساختار و شبکه قدرت سیاسی بود که مجموعه‌ای از حکومت، احزاب، رهبران، نهادها، مردم، رسانه‌ها، گروه‌های قومی و اجتماعی، اقتصاد، نیروهای امنیتی و عوامل خارجی را در بر می گیرد که همگی بر یکدیگر تأثیر گذار بودند و در کنار هم نظام سیاسی را شکل داده بودند.

ادامه خواندن ۱۵- اگست روزی که نه‌تنها جمهوریت؛ بلکه رویاهای یک ملت فرو ریخت : مهرالدین مشید

نقدواره پژوهشیِ بر  مفاهیم جمهوری و جمهوریت : میرعبدالواحد سادات

    از منظر  حقوق اساسی و علوم سیاسی

 در راستای : نقد علمی به جای دشمن‌سازی

  • پرسشگری به جای تقلید
  • نهادگرایی به جای شخصیت‌محوری؛
  • حاکمیت قانون به جای حاکمیت افراد
  • منافع ملی به جای رقابت‌های هویتی؛

و گفت‌وگوی مبتنی بر استدلال به جای حذف و تکفیر

افغانستان که تراژیدی اثآن محصول مداخله و تجاوز خارجی است ، در دهه‌ها در معرض رقابت‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های منطقه‌ای، عملیات نفوذ رسانه‌ای و تبلیغاتی، و گسترش گفتمان‌های افراط‌گرایانه و تکفیری نیز قرار داشته است. 

ادامه خواندن نقدواره پژوهشیِ بر  مفاهیم جمهوری و جمهوریت : میرعبدالواحد سادات

افغانستان در بن‌بست؛ راه‌های برون‌رفت و چشم‌انداز آیند:مهرالدین مشید

فردای افغانستان و چگونگی عبور از وضعیت موجود

در شرایط کنونی، افغانستان در یکی از پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. بن‌بست سیاسی، انزوای بین‌المللی، رکود اقتصادی، مهاجرت گسترده نخبگان، محدودیت‌های اجتماعی و کاهش سرمایه انسانی، همگی این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا این وضعیت پایدار خواهد ماند یا زمینه‌های تغییر در حال شکل‌گیری است. پاسخ به این پرسش نیازمند نگاهی واقع‌بینانه به ظرفیت‌های داخلی، تحولات منطقه‌ای و نظام بین‌الملل است؛ زیرا آینده افغانستان نه تنها به اراده بازیگران داخلی؛ بلکه به تعامل میان عوامل داخلی و خارجی نیز وابسته است.

آنچه مسلم است، هیچ وضعیتی در سیاست برای همیشه ثابت نمی‌ماند. تجربه تاریخ نشان داده است که حکومت‌هایی که نتوانند میان قدرت، مشروعیت و کارآمدی توازن برقرار کنند، دیر یا زود با فشارهای فزاینده روبه‌رو می‌شوند.

ادامه خواندن افغانستان در بن‌بست؛ راه‌های برون‌رفت و چشم‌انداز آیند:مهرالدین مشید

 افغانستان ؛ در چنبره افراطیت دینی و تندروی قومی : مهرالدین مشید

افغانستان در طول تاریخ معاصر خود، به‌ویژه در پنج دهه اخیر، یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های سیاسی و اجتماعی خویش را تجربه کرده است. جنگ‌های پی‌درپی، فروپاشی نهادهای دولتی، مداخله های بیرونی، رشد جریان‌های افراطی و حالا هم تندروی های قومی بیمارگونه، این کشور را در چرخه‌ای از خشونت، بی‌ثباتی و بحران مشروعیت گرفتار ساخته است. با تاسف مردمی قربانی این خشونت ها شده که بارها در برابر اشغال، استبداد و ناامنی ایستادگی کرده و هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند. آنان همواره امیدوار بوده‌اند که سرانجام کشوری مبتنی بر عدالت، قانون و کرامت انسانی  در کشور شان شکل گیرد؛ اما تداوم بحران‌های سیاسی و اجتماعی، این امیدها را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

ادامه خواندن  افغانستان ؛ در چنبره افراطیت دینی و تندروی قومی : مهرالدین مشید

قرائت های تاریخی وفراتاریخی دینی؛ازبن بست تا پادزهر : مهرالدین مشید

در دو سده اخیر، یکی از مهم‌ترین رویکردها در فهم دین، قرائت تاریخی بوده است؛ رویکردی که می‌کوشد آموزه‌های دینی را در پرتو شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی عصر نزول تفسیر کند. این نگاه توانست بسیاری از ابهام‌های تفسیری را برطرف سازد و راه را برای گفت‌وگوی دین با جهان جدید هموار کند. با این حال، هنگامی که این رویکرد با نفی اعتبار فراتاریخی احکام دینی به گونه‌ای افراطی، همه مفاهیم و ارزش‌های دینی را صرف محصول شرایط تاریخی و اجتماعی زمان پیدایش دین دانست، خود با چالش‌های جدی روبه‌رو شد. در این حالت، دین از جایگاه یک حقیقت هدایت‌گر و فرازمانی فاصله گرفت و به پدیده‌ای صرف تاریخی و نسبی فروکاسته شد؛ امری که از دید بسیاری از اندیشمندان، به نوعی بن‌بست معرفتی انجامیده است.

ادامه خواندن قرائت های تاریخی وفراتاریخی دینی؛ازبن بست تا پادزهر : مهرالدین مشید

تحولات بدخشان؛نشانه‌های سقوط یاپایان مأموریت طالبان : مهرالدین مشید

جرقه‌ای که آتش مقاومت را در سراسرافغانستان افروخت

  سقوط  جمهوریت در اگست ۲۰۲۱ و بازگشت طالبان به قدرت، نقطه عطفی در تاریخ معاصر افغانستان  بود. طالبان با تکیه بر پیروزی نظامی، کوشیدند خود را به‌عنوان تنها نیروی قادر به تامین امنیت و پایان دادن به پنج دهه جنگ معرفی کنند. کاهش نسبی درگیری‌های کلاسیک و فروکش کردن جنگ میان طالبان و نیروهای جمهوری پیشین، این تصور را در بخشی از افکار عمومی ایجاد کرد که افغانستان وارد مرحله‌ای از ثبات شده است. اما این ثبات، بیش از آنکه بر پایه مشروعیت سیاسی، رضایت عمومی و حکمرانی کارآمد استوار باشد، بر انحصار قدرت، کنترل امنیتی، حذف مخالفان و محروم ساختن زنان از کار و دختران از آموزش  تکیه دارد.  طالبان امنیت را بزرگترین دستاورد خود عنوان می کنند. این در حالی است که امنیت پایدار تنها در سایه اقتدار نظامی به دست نمی‌آید؛ بلکه حاصل تعامل میان مشروعیت سیاسی، عدالت اجتماعی، مشارکت شهروندان، توسعه اقتصادی و اعتماد عمومی است. هرگاه یکی از این ارکان دچار ضعف شود، ثبات ظاهری به تدریج جای خود را به شکننده گی ساختاری می‌دهد. از همین رو، بسیاری از دولت‌هایی که در ظاهر مقتدر به نظر می‌رسیدند، با نخستین تنش نظامی وارد بحران داخلی یا خارجی شده و به سرعت با فرسایش اقتدار و کاهش توان حکمرانی روبه‌رو می شوند.

ادامه خواندن تحولات بدخشان؛نشانه‌های سقوط یاپایان مأموریت طالبان : مهرالدین مشید

ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

هر حرفه‌ای چارچوب، قواعد، اصول و معیارهای خاص خود را دارد و اعتبار آن نیز در گرو پایبندی به همان اصول است. ژورنالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست. رسالت خبرنگار، جست‌وجوی حقیقت، طرح پرسش، روشن ساختن واقعیت‌ها و فراهم کردن زمینه‌ای است که مخاطب خود بتواند آگاهانه قضاوت کند؛ نه آن‌که از پیش، به سود یک روایت یا یک طرف دعوا موضع بگیرد.

بی‌گمان، صداقت، شجاعت، تعهد و مسئولیت‌پذیری از ارزش‌های بنیادی ژورنالیسم‌اند؛ اما این فضایل زمانی معنای کامل می‌یابند که با بی‌طرفی حرفه‌ای، انصاف، استقلال فکری و وفاداری به حقیقت همراه باشند. خبرنگار، پیش از هر چیز، در برابر حقیقت و حق مردم برای دانستن مسئول است، نه در برابر یک روایت سیاسی، یک جریان فکری یا منافع یک قدرت.

ادامه خواندن ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

یکی از پرسش‌های اساسی در تحلیل تحولات معاصر افغانستان این است که چرا طالبان، از زمان ظهور خود در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، عمدتاً از میان یک حوزه قومی و جغرافیایی سربرآورده‌اند. پاسخ به این پرسش، نه در قضاوت‌های احساسی و نه در تعمیم‌های قومی، بلکه در مطالعه ساختارهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی افغانستان نهفته است.

نخست باید تأکید کرد که طالبان یک جریان سیاسی-ایدئولوژیک هستند، نه نماینده یک قوم.  همان‌گونه که هیچ قومی را نمی‌توان با عملکرد یک حزب، دولت یا جنبش سیاسی تعریف کرد، نسبت دادن مسئولیت عملکرد طالبان به یک قوم نیز از منظر علمی و اخلاقی نادرست است. اقوام، واحدهای اجتماعی و فرهنگی هستند، در حالی که طالبان یک سازمان سیاسی و نظامی با ایدئولوژی، ساختار و اهداف مشخص‌اند.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، هر جنبش اجتماعی یا نظامی، در مرحله شکل‌گیری، معمولاً از همان محیط جغرافیایی و اجتماعی که در آن متولد شده است نیرو جذب می‌کند. پیدایش طالبان نیز در سال ۱۹۹۴ در جنوب افغانستان، به‌ویژه در قندهار بر بستری شکل گرفت که طی دو دهه جنگ، مهاجرت و مداخلات منطقه‌ای، به‌ویژه سیاست‌های پاکستان، فراهم شده بود؛  منطقه‌ای که اکثریت ساکنان آن را پشتون‌ها تشکیل می‌دادند. بنابراین، طبیعی بود که نخستین رهبران، فرماندهان و نیروهای این جنبش از همان محیط اجتماعی برخیزند. این پدیده، نه یک استثنا، بلکه الگویی شناخته‌شده در مطالعات جنبش‌های سیاسی و منازعات داخلی است.

ادامه خواندن طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

ليلا چرا بيقراری از عشق بيزار مانده

بيتابی هر ستاره در چشمت بيدار مانده

تا باغ اين باغ خفته در زير آوار آتش

با زخمهای فراوان، بی يک پرستار مانده

ليلا! خسته و اندوهگينم، ساعتی بيش نمی گذرد که باز گشته ام، اين راه چقدر دراز و طاقت فرسا بود. از «لايدن» تا «فرانکفورت» همراه با توفان خشماگين باد و باران، ره زدن چه دشوار است. در سراسر اين راه دراز تو در برابر من بودی، با صورت آماس کرده، دستان مرتعش، نگاهی راز ناک و مبهم و سکوتی تلخ و آزار دهنده.

با خود ميگويم اي کاش نمی ديدمت. اي کاش همان تصوير واپسين را که در سال دو هزار ميلادی، از تو داشتم ؛ نگاهش می داشتم.

یادت می آید که تو در شب شعر خالده فروغ آمده بودی، شاد و سرمست در ميان چند تن از شاعر زنان ديگر؟يادت هست چه شادمانه می خنديدی و مارا شعر باران می کردی؟ هنگام بازگشت به خانه ی ماهم سری زدی. توقفی کوتاه بود؛ اما قول دادی که نوبتی ديگر، ديدار طولانی خواهی داشت که هرگز چنين نشد .

ادامه خواندن نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

حدود شصت سال باینطرف با استاد جنت‌ مکان، دانشمند عالی‌ مقام، زبان‌ شناس معروف، عارف روشن‌ ضمیر و والاگهر، سیاست‌مدار مجرب، نویسندۀ بی‌بدیل، انسان مهذب، سخاوت‌ مند در تدریس به شاگردان و علاقمند در آموزش آنان، پروفیسور در یونیورسیتی‌ها، سخنگوی توانا و وارد در چندین زبان، حضرت استاد دکتور عبدالغفور روان فرهادی ارتباطات علمی و ادبی داشتم، بروز یکشنبه بیست و ششم ماه جولای 2026 مسیحی جهان فانی را وداع کرد و روان پاکش راهی جنت و روضۀ رضوان گردید. انا لله و انا الیه راجعون 

بارها با این شخصیت وارسته و پاک‌ نهاد و پاکیزه‌ سرشت در خانه و دفترشان ارتباطات در خصوص مسایل علمی و ادبی و گاهی هم سیاسی داشتم، و استاد فرهادی در سیاست جهانی و تاریخ علوم سیاسی آیتی بود که افکارش را در صنوف فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل و در خارج برای شاگردانش توضیح می‌کرد.  بیاد دارم خانمی دانشمندی به اسم محترمه ماریا دارو از سابقه‌ داران رادیو افغانستان که کتاب تاریخچۀ هنرمندان ساریخ ساز تیاتر افغانستان را می‌نوشت می‌خواست با داکتر فرهادی تماس بگیرد و طلب کمک علمی نماید. استاد فرهادی لطف‌ های پدرانه کرد و چون ماریا جان دارو از رابطۀ نزدیک مان باخبر بود از وفات استاد بر من تسلیت فرمود.  داکتر فرهادی بدون مبالغه جامع‌الکمالات بود و هنر و خصوصاً هنر در افغانستان و فرانسه را می‌دانست و معلومات مزید داشت. 

ادامه خواندن درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

در سوگ دانشمند فرهیخته، استاد عبدالغفور روان فرهادی

با اندوهی عمیق، خبر درگذشت دوست گران‌قدر، دانشمند فرهیخته و استاد پیشین دانشگاه کابل، مرحوم داکتر عبدالغفور روان فرهادی را دریافت کردم.

آن مرحوم از شخصیت‌های برجسته علمی و فرهنگی افغانستان و از نمایندگان پیشین افغانستان در سازمان ملل متحد بود. او عمر پربار خود را در راه دانش، فرهنگ، زبان و خدمت به میهن سپری کرد و نامش برای همیشه در تاریخ فرهنگی افغانستان ماندگار خواهد بود.

برای من، این ضایعه رنگ و بوی شخصی نیز دارد. مرحوم استاد عبدالغفور روان فرهادی در نگارش کتاب‌های «هنرمندان تیاتر» و «چهره‌های جاودان» با بزرگواری و محبت فراوان مرا یاری کرد و مقدمه‌ای ارزشمند بر هر دو کتاب نوشت. این لطف و اعتماد او را هرگز فراموش نخواهم کرد و آن را از بزرگ‌ترین افتخارات زندگی فرهنگی خود می‌دانم.

امروز با قلبی سرشار از اندوه می‌گویم: افسوس که افغانستان یکی دیگر از فرزندان فرهیخته و خدمتگزار خود را از دست داد. یاد، آثار و خدمات علمی و فرهنگی او همواره در حافظه مردم ما زنده خواهد ماند.

از درگاه خداوند بزرگ برای آن عزیز سفرکرده، فردوس برین و آرامش ابدی، و برای خانواده، دوستان، شاگردان و همه دوستدارانش صبر و شکیبایی مسئلت دارم.

روحش شاد، نامش جاودان و راهش پرفروغ باد.

ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

و درس های از عبرتسرای تاریخ !

مسیر تاریخ  جهان را در چند قرن اخیر 

انقلابات بزرگ رقم زده است  . 

و فتح باستیل در (14) جولای (۱۷۸۹  م) و انقلاب فرانسه ، یکی از صفحات شورانگیز و از مهم‌ترینرویدادهای تاریخ سیاسی  جهان به شمار می‌رود. 

انقلاب کبیر فرانسه (1789)  یک شورش علیه سلطنت مطلقه نبود، بلکه محصول یک تحول عمیقفکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود که از اندیشه‌های عصر روشنگری (The Enlightenment) الهام گرفت و در بستر بحران‌های مالی، نابرابری‌های طبقاتی، فقر گسترده ، ضعف ساختار سیاسی و  شرایط عینی جامعه فرانسه  و تغیرات  خارجی در اواخر قرن هجدهم شکل گرفت. 

ادامه خواندن ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

من حقیر و فقیر و سراسر تقصیر، در سال۳۲ ۱۳ خورشیدی در گذر ریکا خانه ی کابل قدیم که محله ی آبایی ام میباشد، به دنیا آمدم. اسم پدر بزرگوار و مرحومم پاینده محمد خان و پدر بزرگم لعل محمد خان و جدم تاج محمد خان ولد سرفراز خان، ولد سلطان احمد خان ولد بابه خان ریکایی باشی میباشد.

اینجانب در سال ۱۳۳۸خورشیدی شامل مکتب شاه ولیخان واقع در( شش درک) کابل گردیده، بعد از فراغت از صنف ششم، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به صنف هفتم لیسه ی استقلال شامل شده، بعد از فراغت از لیسه ی مذکور در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در وزارت دفاع ملی به حیث مامور ملکی مقرر گردیدم و مدت نه سال در وزارتخانه ی مذکور ایفای وظیفه نمودم.

بعد اً به وزارت صحت عامه ی شامل کار گردیده، مدت دوازده سال در آن وزارت در رشته ی محاسبه و تشکیل بودجه ی عادی و انکشافی ایفای وظیفه نمودم. مدتی هم بحیث مدیر عمومی بودجه و تشکیل در چارچوب وزارت مذکور کارکردم و بالاخر از بد روزگار و حاکمیت استبدادی، «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» همراه با اعضای فامیلم به پاکستان مهاجر شدم و در آنجا به اساس پیشنهاد یکی از احزاب اسلامی، مدت دو سال اجرای وظیفه نمودم( البته در چوکات حکومت عبوری در أن سالها) تا آنکه به کشور پهناور کانادا هجرت نموده و اکنون با پنج فرزند وهمسرم در شهر تورانتو زند گی دارم.

ادامه خواندن درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

 رابطه متقابل افراط‌گرایی دینی، بحران‌های نظم لیبرال و بازتولید خشونت: نویسنده: مهرالدین مشید

بنیادگرایی دینی و لیبرال‌دموکراسی؛ از سوخت‌رسانی تا امتم دهی به چرخه خشونت؟

جهان پس از پایان جنگ سرد، به‌رغم امیدهای فراوان برای گسترش صلح، دموکراسی و همکاری بین‌المللی، به صحنه ظهور موج‌های تازه‌ای از افراط‌گرایی، تروریسم، جنگ‌های فراملی و قطبی‌شدن جوامع تبدیل شد. در دهه ۱۹۹۰ بسیاری از نظریه‌پردازان، به‌ویژه فرانسیس فوکویاما، پیروزی لیبرال‌دموکراسی را پایان رقابت‌های ایدئولوژیک می‌دانستند؛ اما حوادثی چون حملات ۱۱ سپتامبر، جنگ‌های افغانستان و عراق، ظهور داعش، افزایش اسلام‌هراسی، گسترش راست افراطی در اروپا و آمریکا و رشد پوپولیسم نشان داد که تاریخ نه‌تنها پایان نیافته، بلکه وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است.

ادامه خواندن  رابطه متقابل افراط‌گرایی دینی، بحران‌های نظم لیبرال و بازتولید خشونت: نویسنده: مهرالدین مشید

افغانستان؛ در بن‌بست اعتماد و آینده ناپیدا: مهرالدین مشید

افغانستان در یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. با گذشت نزدیک به پنج دهه از آغاز بحران‌های پی‌درپی، نه تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور آسیب دیده‌اند، بلکه اعتماد عمومی نیز به شدت فرسوده شده است. امروز آینده افغانستان در حالی با ابهام روبه‌رو است که از یک سو بخش بزرگی از مردم به زمامداران و سیاستگران پنج دهه اخیر اعتماد خود را از دست داده‌اند؛ از سوی دیگر طالبان تاکنون تمایل چندانی به اصلاحات سیاسی و مشارکت فراگیر نشان نداده‌اند و در عین حال، جریان سیاسی نیرومند و مورد اعتماد نیز برای ایجاد یک بدیل ملی در این کشور شکل نگرفته است. مجموعه این عوامل، افغانستان را در وضعیتی قرار داده که در ادبیات علوم سیاسی از آن به عنوان «بن‌بست سیاسی» و «بحران مشروعیت» آنهم در اوجی از حیرت و سرگشتگی یاد می‌شود.

ادامه خواندن افغانستان؛ در بن‌بست اعتماد و آینده ناپیدا: مهرالدین مشید

و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

گاهی دوستی‌ ها و دوستان پدر، که بر پایه ای صداقت و بدون مدعا می‌باشد، چنان عمیق و ناگسستنی میگردد که از روابط خونی هم محکم‌ تر می‌ماند.

از جمله دوستان پدرم، یکی حاجی محمد اکرم کارگر است.

پدر در سال ۱۳۲۷ خورشیدی از ولایت بدخشان به کابل آمد. در آن زمان، شاگرد صنف چهارم مکتب بود و اول‌ نمره ای صنف خود محسوب می‌شد.

 پس از اولین سفر آخرین شاه افغانستان به بدخشان و خوانش پیام خوش‌ آمدید، شاه همایونی، با نظر سردار احمد شاه خان، وزیر دربار، و عبدالهادی خان داوی، سرمنشی، 

از بابه‌ کلانم، وکیل نظام‌ الدین خان، می‌ پرسد که آیا رضایت دارد ایشان را برای ادامه ای مکتب با خود به کابل ببرند؟

بابه‌ کلانم موافقت می‌کند و پدرم را به کابل می‌ آورند. 

ادامه خواندن دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

 نسل فراسو: که پیوندهای انسانی را بر مرزبندی‌های قومی و زبانی ترجیح میداد: مهرالدین مشید

گاهی تاریخ، تنها در کتاب‌ ها نوشته نمی شود؛ بلکه در خاطره‌های مردم نیز نفس می‌کشد. در لبخندهای فراموش‌شده، در کوچه‌هایی که کودکان بی‌آنکه از قوم و زبان یکدیگر بپرسند، بازی می‌کردند؛ در مکتب‌هایی که هم‌صنفی بودن از هر هویت دیگری ارزشمندتر بود؛ و در همسایگی‌هایی که دیوار خانه‌ها، دل‌ها را از هم جدا نمی‌کرد.  آن نسل را می‌توان «نسل فراسو» نامید؛ نسلی که از مرزهای تنگ هویتی عبور کرده و به بزرگ ترین سرمایه اجتماعی تبدیل شده بود. نسل فراسو؛ یعنی نسل خاطره‌های پاک، نسلی که ثابت کرد دوستی می‌تواند از مرزهای قوم و زبان عبور کند و انسانیت، به زیباترین زبان مشترک آدم‌ها بدل شود.

ادامه خواندن  نسل فراسو: که پیوندهای انسانی را بر مرزبندی‌های قومی و زبانی ترجیح میداد: مهرالدین مشید