آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

کتب  های  بنده

کتاب  آوای  ماندگار زنان افغانستان (چاپ اول 2008)                                                                         اولین  کتابیست  که پس از تحقیقات چندین  ساله ( 2005  الی  2008 میلادی )٬ چهره  های  برجسته  زنان  افغانستان را که در رسانه  های جمعی ایفای  وظیفه  میکردند٬ معرفی  میدارد.  این کتاب  در شرایط  خیلی  دشوار و امکانات محدود با تماسهای مکرر تحریر گردیده است. 

      پابرهنه بازگشت (چاپ اول  2009 )                                                                                      کتابیست  که شرح حال  خانواده ها و جوانان  افغان را که در اثر جنگ خانماسوز داخلی صدمه  دیدند ٬مشت  نمونه خروار بیان  میکند.

  هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان (چاپ اول اکتوبر 2013 )                                                      کتاب هائیست که پس از تحقیقات زیاد طی چهارسال از آغاز تیاتر در افغانستان تا مسدود ساختن تمام ابعاد فرهنگی در زمان طالبان برای  معرفی هنرمندان تیاتر وچهره های ماندگار فرهنگی و تاریخی  به  رشته تحریر آورده شده است. همچنان                                                                                                                        

ادامه خواندن آگــاهـــی :کتب آوای ماندگار زنـان افـغـانستان٬ پابرهنه بازگشت٬هنرمندان تاریخ ساز تیاتر و چهره های جاودان : اثـــر مـــاریـــا دارو در آنلین در خدمت دوستان قرار دارد.

استبداد سیمای زشت تاریخ و دیکتاتور محکوم تاریخ است : مهرالدین مشید

اقتدار فردی را بناید با اقتدار ملی عوضی گرفت

اقتدار در لغت به معنای توانایی داشتن و دست یابی به توانایی آمده است و اقتدار فردی هم به توانایی های فردی و اقتدار ملی هم به توانایی های ملی اطلاق می گردد. اقتدار فردی مشروعیت خود را از فرد گرفته و هر طوری که باشد، مشروعیت خود را از فرد می گیرد. به همین گونه اقتدار ملی هم مشروعیت اش را از همهء ملت می گیرد و از این رو پیشوند ملی به اقتدار داده شده است. اقتدار فردی با اقتدار ملی متفاوت است. اقتدار فردی به استبداد می انجامد و مشروعیت اش را از تک روی و خودخواهی و استبداد گرفته و به خودسری و دیکتاتوری و تمرکز مطلق می انجامد. از همین رو دیکتاتور دیکتاتور است و مستبد همیشه خودرای است و به مشورهء هیچ کس تن نمی دهد. آنانی که متمایل به اقتدار فردی اند، همیشه دیکتاتور منشانه عمل می ‌کنند و بالاخره همگی از او روی کشتانده و تجرید می شود.

ادامه خواندن استبداد سیمای زشت تاریخ و دیکتاتور محکوم تاریخ است : مهرالدین مشید

علاقه‌مندی به تحصیل و اهمیت دادن جامعه به فرهنگ و دانش: بهزاد برمک

اگر نیک نگریسته شود افزایش علاقه‌مندی به تحصیل و اهمیت دادن جامعه به فرهنگ و دانش می‌تواند آغاز یک تحول بزرگ و تغییرات بنیادی برای پیشرفت جامعه‌ی ما باشد.

از این نظر، لازم است دولت به عنوان نهاد رهبری کننده‌ی جامعه، به این پدیده‌ا‌ی نیکو، ارج بیش‌تر بگذارد و توجه جدی را به ظرفیت ‌پروری نهادهای دانشگاهی و فرهنگی نماید تا جامعه از نگاه فرهنگی، رشد کند‌ و ظرفیت‌های بیش‌تری برای تغییرات اساسی به ‌وجود آید و نیازمندی کشور به نیروی متخصص که یکی از نیاز‌های مبرم برای پیشرفت، مدیریت و رهبری می‌باشد، به حد‌اقل برسد و چرخه‌ی پیشرفت جامعه خوب‌تر از گذشته با دستان پُر توان نیروی انسانی ـ تحصیل‌کرده، آگاه، کاردان و کارفهم بچرخد.
این در حالیست که سالانه هزاران جوان دختر و پسر به امید آ‌نکه حاصل ۱۲ سال تلاش تکاپو و تحصیل و تقلای‌شان را به‌ بهترین وجه ممکن، دریاف کنند، در آزمون سراسری کانکور شرکت می‌کنند. شرکت در کانکور، علی رغم همه دشواری‌های فزاینده‌ای که دارد، رنگین‌ترین رؤیای یک نسل را شکل می‌دهد؛ رؤیایی که همیشه‌ خوش‌آتیه و نیک‌فرجام نیست و به‌همان نتیجه‌ای که مدنظر است، نمی‌انجامد.

ادامه خواندن علاقه‌مندی به تحصیل و اهمیت دادن جامعه به فرهنگ و دانش: بهزاد برمک

نگاهی به جنبش رستاخیز تغییر ، خسته از مرگ بسوی ارگ: دیبا ایزدیار خواهر سالم جان شهید

«خسته از مرگ، به سوی ارگ!» شعاری بود که چهار سال قبل از روح جوانان عدالت‌خواه به پیش‌تازی «سالم» بلند شد تا با این شعار به جای تمام شهیدان فریاد برآرد، تا با صدای خود آواز گلو‌هایی را که از فریاد و درد خفه شده بود، به سمع ارگ‌نشینان برساند، تا با صدای خود مرهمی باشد به دل مادرانی که از داغ جگرگوشه‌های‌شان در خون ضجه می‌زدند، تا امیدی باشد برای چشمان ورم کرده از اشک‌شان که خون فرزندان‌شان در زمین نخواهد ماند، که همه داغ‌دیده‌گان باور کنند آوازی هست که برای هر قطره خون عزیزان‌شان فریاد می‌شود. کشور ما بعد از شکست طالبان و روی کار آمدن حکومت موقت، اولین گام را که به سوی دموکراسی گذاشت. این گام، تصویب قانون اساسی توسط لویه‌جرگه بود.

ادامه خواندن نگاهی به جنبش رستاخیز تغییر ، خسته از مرگ بسوی ارگ: دیبا ایزدیار خواهر سالم جان شهید

سیاستگران چهاردهۀ اخیر بدون استثنا از مردم افغانستان عذر خواهی کنند؛ غفلت بازی گران چهار دهۀ اخیر و تباهی افغانستان : مهرالدین مشید

سیاست های چند پهلوی ...

در این شکی نیست که سیاست و سیاستگری در جهان سوم و بویژه در افغانستان جنگ زده که رنج و غم بی پایان تهاجم شوروی پیشین و وحشت و دهشت حملۀ امریکا بر برج و باروی سیاستگرانش سنگینی می کند، خیلی دشوار و پیچیده تر از کشور های دیگر است. هجوم حوادث پیهم در افغانستان سبب شده تا همه چیز از جایش تکان بخورد و بیجای شود. بنا بر این حوادث یادشده رهبران جهادی و سیاسی افغانستان را هم چنان از جای شان بیجای نموده که حتا «تو» بودن آنان را زیر پرسش برده است. حودادث چنان سنگین و آنان چنان کوچک بودند و هستند که دربرابر هجوم حوادث رنگ باختند و چنان نفس های  شان بر آنان غلبه کرد که خیلی کوتاه آمدند. هرچند در بازی با اشغالگران برنده شدند و اما در بازی با استخبارات منطقه و جهان خیلی شکست خوردند و بدون استثنا بسیاری از آنان وابسته به شبکه های استخباراتی منطقه وجهان شدند. این کوتاه آمدن ها و شکست خوردن ها نشان داد که حجم و سنگینی حوادث در افغانستان چنان گسترده و بزرگ بود که رهبران جهادی و سیاسی افغانستان ظرفیت  رهبری و ادارۀ آن را نداشتند. این ناتوانی های رهبران جهادی و سیاسی سبب شد که امروز افغانستان در لبۀ پرتگاۀ نابودی قرار گرفته است.  

ادامه خواندن سیاستگران چهاردهۀ اخیر بدون استثنا از مردم افغانستان عذر خواهی کنند؛ غفلت بازی گران چهار دهۀ اخیر و تباهی افغانستان : مهرالدین مشید

نقش قدرت‌های منطقه‌ای در روند صلح افغانستان: هادی عزیزی

افغانستان شاهد چندین دهه جنگ و خون‌‌ریزی بوده است و هم‌چنان ‌هزینه‌ سنگین جنگ را در بُعد‌های مادی و معنوی می‌پردازد. افغانستان برای قدرت‌های بزرگ جهان و منطقه‌ اهمیت استراتژیک دارد. ثبات افغانستان منافع ملی قدرت‌های بزرگ را تامین می‌کند. روی کارآمدن طالبان در اواخر دهه نود و شکست آنان پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، زمینه‌ حضور قدرت‌های بزرگ را در افغانستان فراهم ساخت. نه تنها ظهور طالبان، بلکه جنگ افغانستان نیز منشا و مبنای خارجی دارد.

گذشته از عوامل داخلی، عوامل خارجی نیز وجود دارد که بر جنگ و صلح افغانستان اثرگذار است. در وضعیت فعلی، صلح در افغانستان به یک گفتمان غالب تبدیل شده است. با گشایش دفتر سیاسی طالبان در قطر و مطرح شدن مذاکرات و توافق‌نامه سیاسی امریکا با طالبان، امیدواری‌های زیادی برای پایان جنگ در افغانستان به وجود آمد.

ادامه خواندن نقش قدرت‌های منطقه‌ای در روند صلح افغانستان: هادی عزیزی

دمی با پری بخارایی! : استاد پرتو نادری

گویند روزی و روزگاری، در سرزمین دوری، شاعری می‌زیست که شیفتۀ شعرهای « پری حصاری یا پری بخارایی»* بود. چنین بود که روزی کلچۀ سفر برکمر بست، پای در راه سفر گذاشت و هی میدان و طی میدان روانۀ بخارا شد. به شهر بخارا که رسید، شامگاهان بود. از کسانی سراغ خانۀ پری بخارایی را گرفت. نشانی خانۀ شاعر به او گفتند.

 چون به پشت دروازۀ خانۀ شاعر رسید، د‌لش می‌خواست چنان کبوتری به پرواز در آید و فراز بام دوست بنشیند، به گفتۀ اخوان: لحظۀ دیداری نزدیک بود!  

دروازۀ حویلی را کوبید چند بار و هربار با شدت بیش‌تری تا این که مردی سر از دروازه بیرون کرد. نه نیکو منظر؛ بل چهره‌یی داشت سیاه و پر آبله که به لانۀ زنبوران ماننده بود! تا قامت مرد در چارچوب دروازه پدیدار شد، چشم در چشم مسافر دوخت و با صدای آمیخته با خشم پرسید: چه کسی هستی  و چرا نا به هنگام این‌گونه در می‌کوبی!

ادامه خواندن دمی با پری بخارایی! : استاد پرتو نادری

ملاحظات در باره اکادمی علوم: محمد عثمان نجیب

پنج، ده سال پیش مکان شروری را به نام اکادمی علوم ( فرهنگ ستان ) بنا کردند.

در مرور اجمالی به کارکرد های این به اصطلاح برخی بی سواد های آن، اکادمی پس از پنجاه سال  می یابی که جزء بوی گند و متعفن تعصب تباری و زبانی از آن به مشام نه می رسد.

هر نامی می توانی بالای این مضحکه بازار بگذاری، مگر فرهنگ ستان.

بنا های آکادمیک جهان استوار است بر پژوهش های بزرگ علمی، اختراعات، ابداعات، اکتشافات و سیری بر پیشنه یا پسینه یا حالینه ی کهن نگاری ها و نو نگاری ها و کند و کاو کاری های علمی بدون دخالت احساس تنفر از دیگران و بدون احساس خود بزرگ بینی تباری.

ادامه خواندن ملاحظات در باره اکادمی علوم: محمد عثمان نجیب

آقای رئیس جمهور اشرف غنی، اول بتو میگویم بعد به دیگران «ما به اعتماد ملی نیاز داریم»: احمد سعیدی

أفغانستان در شرائط فعلی به بحرانهای گوناگون گرفتار است، بحران اجتماعی، بحران سیاسی، بحران امنیتی، بحران اقتصادی، وده ها مرض دیگر که نامش را در عالم سیاست بحران گذاشته اند ولی باید دانست که بحران اجتماعی با زنگار شدن اخلاق جامعه از بد ترین بحرانهای است که با عث  متلاشی شدن شیرازه نظام در یک کشور میگردد.پایه وقوام یک نظام  در تمام دنیا ملت ومردم اند مردم میتوانند به نظام های سیاسی مشروعیت بخشند ومردم میتوانند از نظام دفاع کنند ومردم است که  از اثر حمایت شان رهبران وسیاستمداران نفس میکشند. رهبر بدون مردم جسم بدون نفس است. غمبار ترین بحران کشور بحران بی باوری ونبود اعتماد ملی است. 

ادامه خواندن آقای رئیس جمهور اشرف غنی، اول بتو میگویم بعد به دیگران «ما به اعتماد ملی نیاز داریم»: احمد سعیدی

یک شام طوفانی ؛ قسمت بیست و پنجم : رویا عثمان

در پهلوی وضع روانی زحل, وضع صحی او نیز خراب شد. بوی بد زنان داخل موتر و گرمی از یکطرف،  شال و چادری  اش از طرف دیگر، به زحل بار بار حالت تهوع و دل آشوبی ببار می آورد. بعد از چند دقیقه سفر، زحل ضعف و بیحال شد. زنی که در پهلویش نشسته بود، به مادر سردار ولی گفت که وضع عروس خوب نیست. مادر سردار ولی در جواب به پشتو گفت که بگذارند که ضعف باشد از بهوش بودنش بهتر است. موتر شصت و هفت کیلومتر از کابل دور شد تا به خانه سردار ولی رسید. هنگامی پایین شدن از موتر ، باز دو زن بازوهای زحل را بالای شانه هایشان انداختند و  کمک اش کردند تا از موتر پایین شود و به خانه برود. زحل که نیمه بیهوش بود، به مشکل پاهایش را قدم می ماند. 

ادامه خواندن یک شام طوفانی ؛ قسمت بیست و پنجم : رویا عثمان

در دهۀ چهل پس از کتاب « نوی شعرونه/ اشعار نو »: استادپرتو نادری

 در دهۀ چهل پس از کتاب « نوی شعرونه/ اشعار نو » با نشر شماری از مجموعه‌های شعری که در بر گیرندۀ شعرهای نیمایی نیز بودند، دامنۀ نشر چنین شعرهایی در رسانه‌‌های کشور گسترش بیش‌تری پیدا کرد و می‌توان گفت: شعر نو در کنار شعر کلاسیک به یک جریان انکار ناپذیر ادبی  بدل شد. چنان که این کتاب‌ها در نهادینه سازی شعر نو در روزگار خود جایگاه و اهمیتی بزرگی داشته‌اند.

– «ستاک» از بارق شفیعی، 1342، 

– «آخرین ستاره»، 1342، از محمود فارانی

–  « رویای شاعر» از محمود فارانی.

– «منتخب اشعار» از ضیا قاری‌زاده، 1343، 

– «امواج هریوا» از  مایل هروی، 1342،

–  «نهال» از عبدالحی آرین‌پور، 1343.

نخستین بار با همین کتاب‌ها شاید هم کتاب‌های دیگری بود که شاعران شعرهای نو خود را در کنار شعرهای کلاسیک به نشر رساندند.

ادامه خواندن در دهۀ چهل پس از کتاب « نوی شعرونه/ اشعار نو »: استادپرتو نادری

روایات زنده‌‌گی‌ من بخش ۱۰۵و ۱۰۶: محمد عثمان نجیب

                               

     

یادداشت ضروری:

در جریان نوشتن این بخش بودم که متوجه شدم پیامگیر تلفن من چیزی را ذخیره کرده و‌ من که به دلیل مزاحمت های زیاد با پیام‌گیر ها وداع کرده ام، فقط زمانی که به مرور رخ‌نامه ها بروم پیامگیر ها هم فعال می شوند. 

پیام را باز کردم و در شگفتی غیر قابل انتظار و تصور این پیام را دریافتم که محترم انجنیر صاحب فرید رئیس محترم عمومی اسبق تخنیکی رادیو تلویزیون ملی فرستاده بودند، من هم کوتاه پیامی های نوشتم و حالا خدمت تان تقدیم می کنم. با جناب انجنیر صاحب در وتساپ هم صحبت کردیم:

[[[[برادر گرانقدر جناب عثمان نجیب  ؛ السلام علیکم و رحمته الله و برکاته 

امید وارم زندگی خوشی داشته باشید 

عرض نمایم که من یکی از خوانندگان سایت آقای مامون هستم و چشمم به نوشتار های شما افتاد بسیار برایم جالب بود در جایی رسیدم که اسمی از من برده اید . از بودن اسم خود متعجب نه گردیدم ولی در آنجا اشاره فرموده بودید که گویا من شما را اخطار داده ام .. که بعد درین باره برای تان می نگارم این موضوع مرا براستی متعجب ساخت که من اخلاقا کسی نبودم و نیستم که به شما گویا اخطار داده باشم استغفرالله 

ادامه خواندن روایات زنده‌‌گی‌ من بخش ۱۰۵و ۱۰۶: محمد عثمان نجیب

حضرت امام محمد غزالی ” رحمة الله علیه “: شیرشاه لودین

{{  حضرت امام محمد غزالی ” رحمة الله علیه ”  }}

ابی حامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی، ملقب به حجت‌الاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (۴۵۰ — ۵۰۵ ه‍.ق) همه‌ چیزدان، فیلسوف، متکلم و فقیه پارسی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. او در غرب بیش‌تر با نام ‌های  Al- Ghazali و Algazel – شناخته می‌شود .

*** زندگی ***

محمد غزالی در سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان دیده به جهان گشود. در دوران کودکی در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه می‌رشت در دکانی در بازار پشم 

 در زادگاهش تعلیمات خود را فرا گرفت. پدرش از رشتن پشم، گذران زندگی می‌کرد. آنچه می‌رشت در دکانی در بازار پشم فروشان می‌فروخت و بدین سبب او را غزالی می‌گفتند. پدر محمد غزالی اهل ورع و تقوی بود و غالباً در مجالس فقیهان حضور می‌یافت. دو پسر داشت: محمد و احمد. این دو هنوز خردسال بودند که او از دنیا رفت. طبق وصیت وی، پسرانش را به یکی از دوستانش که ابوحامد احمد بن محمد الراذکانی نام داشت و صوفی مسلک بود سپردند. آن مرد نیز به وصیت عمل کرد تا آنگاه که میراث پدر به پایان رسید. روزی به آن‌ها گفت: 

ادامه خواندن حضرت امام محمد غزالی ” رحمة الله علیه “: شیرشاه لودین

چشم پر‌ نم ؛ نفاق دو شعر از استاد محمد اسحاق ثنا

نفاق 

امروز از نفاق وطن در گرفته است 

چون درد بی دوا همه یکسر گرفته است 

نی کوچه امن باشد و نی‌ خانه ها امان 

دزدان به هر کجای چو لشکر گرفته است 

دیگر طراوتی نه به باغ است و نه چمن 

نسرین فسرده ماتم عنبر گرفته است 

دیگر نمانده عاطفه و مهر مردمی 

کوچیده خیر در همه جا شر گرفته است 

ادامه خواندن چشم پر‌ نم ؛ نفاق دو شعر از استاد محمد اسحاق ثنا

حاشیه یی بر نبشته های غرزی لایق و سرزمين خراسان درمسير تاريخ و موقعيت جغرافيايی آن از ديدگاه مؤرخين و دانشمندان :محمد عثمان نجیب

خامه پردازی ها و انداز های به ظاهر شیوایی از نگرش نوشتاری محترم غرزی لایق، به خصوص از فضای مجازی دستیاب مان می شود و به صورت خاص مامون عزیز هم آن ها را از ورای گزارش نامه اش، اما بدون درنگ به محتوی شان برای ما ارزانی می دارد.

شکل آن چی را حالا می خوانید، دل پذیر از محتوی، روش نگارش آن هر چند همراه دیسانت واژه هایی است که قرار نیست در کند و کاو جستار های سیاسی بسیار قرض گرفته شوند.

گذشته از آن، من در این سلسه چیزی را نیافتم که بتواند درون مایه ی جدید تحقیقی علمی و بی طرفی نگارنده و یا حد اقل ظرافت هنر پرداختن به نقد سیاسی و یا هم  تاریخی مقرون یک فیصد به حقیقت را به منی تشنه‌کام یاد گیری از بزرگانِ خِرد و تحلیل بیاموزاند.

ادامه خواندن حاشیه یی بر نبشته های غرزی لایق و سرزمين خراسان درمسير تاريخ و موقعيت جغرافيايی آن از ديدگاه مؤرخين و دانشمندان :محمد عثمان نجیب

گریستن ما؛ از غم های سربازان وطن که درگرما وسرمای شدید از کشور پاسداری می کنند؛کاسته نمی تواند.

تصاویر سربازان وطن از هرگوشه وکنار افغانستان نشر می شود؛ دلهای مارا کباب می کند؛ اما کجاست حکومت داران نابکار که حقوق شانرا به موقع برای شان برساند. بنازم به شهامت تان که با شکم گرسنه و خوابیدن بروی سخره ء داغ و سرد از خاک تان درمقابل دشمنان دفاع می کنید.

این تصوریر خودش سنخن میگوید.

فرزند اصیل وطن تو باشهامت بیدار و مستحکم برسنگر باش. ترا دوست میداریم. بخاطر بیدار بودنت ما خواب هستیم.

افغانستان اماج جنايات عليه بشريت : میر عبدالواحد سادات

 · سالهاست افغانستان به سرزمين  وقوع جنايات هولناك جنگى و ضد بشرى مبدل گرديده است و در شرايط كنونى كشور ما اماج دور جديد اين جنايات خونبار قرار دارد ، كه تراژيدى خونين حقوق بشر در ولايت لوگر و مكتب سيد الشهدا در غرب كابل موارد اخير آن میباشد  که گروه های تروریستی  با وارد کردن  تلفات  گروهی سازمان یافته و از قبل پلان شده بر مراکز  تجمع  مردمان ملکی  جرایم شدید را مرتکب میگردند که بیشترین قربانیان  این واقعات ترورستی جوانان و نوجوانان بوده اند.   همچنان تلفات  خانواده ها  در منازل شان ناشی از شدت گرفتن جنگ ها در هلمند  موردی جدید بوده که  باز هم مردمان بی دفاع ملکی بیشترین قربانی را متحمل میگردند.  قتل های هدفمند  کارمندان جامعه مدنی ، معلمین و کارمندان نهاد های  عدلی و قضائی و دها موارد دیگر  که باید در حکم جرایم  جنگی و علیه بشریت  مورد  تحقیق ،بررسی و تعقیب عدلی و قضائی  در یک پروسه عدالتمندانه  محکمه جزائی بین المللی قرار گیرد . کتمان ، خموشی ، پرده پوشی  و بی توجهی بر این جنایات  شدید  میتواند  اهمیت و اعتبار  جامعه بین المللی و دیوان جزای بین المللی  را شدیدآ خدشه دار سازد. 

ادامه خواندن افغانستان اماج جنايات عليه بشريت : میر عبدالواحد سادات

شورای عالی دولت؛ شورای تصمیم گیری یا مشورتی : مهرالدین مشید

شورای عالی دولت؛ تلاش برای صلح یا بازی برسر خوان خونین صلح

در این روز ها تشکیل شورای عالی دولتی به خیر های داغ رسانه ای در داخل و خارج افغانستان بدل شده است. علاقمندی رسانه هم به آن ناموجه نیست؛ زیرا صلح از مهم ترین و بنیادی ترین خواست مردم افغانستان است.

اما هنوز بر سر میزان صلاحیت ها و تعداد اعضای آن آخرین چانه زنی ها به پایان نرسیده است و این دو موضوع تشکیل شورای عالی دولتی را به چالش برده است و سبب اختلاف میان اعضا و افراد برگزیده شده و دولت شده است. شماری ها به شمول حکمتیار خواهان داشتن صلاخیت های مستقل این شورا و تعدادی هم مانند صلاح الدین ربانی خواهان محدود بودن اعضای این شورا هستند. از همین رو تشکیل این شورا در زیر ساطور های چانه وفشار دو طرف در حال سبک و سنگین شدن است و دید شود که آش این شورا هم مانند شورای های دیگر ناپخته خواهد ماند و یا از این دیگ به گفتۀ برادران هزاره چیز«بور خواهد شد.»

ادامه خواندن شورای عالی دولت؛ شورای تصمیم گیری یا مشورتی : مهرالدین مشید

کابلوف میگوید؛ نیروهای آمریکایی در تاجیکستان و ازبکستان مستقر نخواهند شد:رحمت الله رواند

نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه برای افغانستان احتمال اسقرار نیرو های آمریکایی در تاجیکستان و ازبکستان را پس از خروج از افغانستان رد کرد.

به گزارش اسپوتنیک، ضمیر کابلوف ، فرستاده ویژه رئیس جمهور روسیه برای افغانستان ، روز دوشنبه در مصاحبه با روزنامه ایزوستیا گفت، کشور های تاجیکستان و ازبکستان ، پس از خروج نیرو های آمریکایی از افغانستان اجازه نخواهند داد که پایگاه های نظامی آمریکا در خاک شان مستقر شوند.

ادامه خواندن کابلوف میگوید؛ نیروهای آمریکایی در تاجیکستان و ازبکستان مستقر نخواهند شد:رحمت الله رواند

داستان خنده آور و مسرت انگیزی کوتاه* من، سرک چار و بچه ی همسایه: رویا عثمان

صنف نهم مکتب و در تایم پیشین لیسه ی دختران بودم. ارچند که شروع سال تعلیمی بود، اما هوا از ظهر تا عصر گرم شده بود‌. طرف های عصر، که  وقت رخصتی تایم پیشین مکاتب می بود، باز هوا  ملایم و معتدل می شد. مکتب ما تقریبن پانزده دقیقه با پای پیاده از خانه ی ما فاصله داشت. مثلی هر روز, ساعت پنج، از مکتب رخصت شدیم‌. دختران همه با لباس های سیاه، جراب های نیلون سیاه و چادر های سفید یا به سر یا مثلی مفلری به گردن و بیک های مکتب در شانه و یا در پشت شان، روی سرک و پیاده رو ها را بند انداخته بودند. بعضی شان عاجز بعضی سرشار بعضی ساجق می جویدند و می خندیدند و بلند بلند گپ می زدند تا رهگذران متوجه ی شان شوند. تعدادی از سربازان در دو طرف سرک های که به دروازه ی مکتب متصل شده بودند، ایستاده می شدند و پسران مزاحم را نمی گذاشتند که هنگام رخصتی دختران ، از آن سرکها عبور کنند و مزاحم دخترها شوند.

ادامه خواندن داستان خنده آور و مسرت انگیزی کوتاه* من، سرک چار و بچه ی همسایه: رویا عثمان

غرب با هیاهوی تبلیغاتی آمد و با وحشت آفرینی افغانستان را ترک می کند :مهرالدین مشید

آمریکا با راه اندازی حادثهء یازدهم سپتمبر توانست، با استفاده از هیولای تبلیغاتی خود چنان این حادثه را بزرگ و خطرناک جلوه بدهد که گویا جهان با اندک ترین از دست دادن فرصت یکسره نابود خواهد شد. 

آمریکا با بزرگ نمایی و وحشت آفرینی گویی جهانیان را افسون نمود و همه را با خود در مبارزه با  تروریزم برای حمله به افغانستان بسیج نمود. این ماجرا بصورت غیر مترقبه جهان را تکان داد و کاخ سفید  توانست تا با استفاده از آن جبهۀ نیرومند جهانی را زیر نام مبارزه با تروریزم در راستای سیاست های استراتیژیک خود بسیج نماید. 

ادامه خواندن غرب با هیاهوی تبلیغاتی آمد و با وحشت آفرینی افغانستان را ترک می کند :مهرالدین مشید

واژه‌های پارسی در زبان انگلیسی: جاویدفرهاد

– شکر/sugar

واژه‌ی ” شَکر ” پارسی است، و از این زبان به زبان عربی رفته و ” سکر ” شده و سپس در زبان انگلیسی ” شوگر ” شده‌است.

– نارنگ / orang

اصل این واژه همان ” نارنگ ” در پارسی است که در عربی ” نارنج ” شده و اکنون در انگلیسی به آن ” اورنج ” می‌گویند.

– قند / canday

واژه‌ی ” کندی ” نیز برگرفته شده از واژه‌ی ” قند ” پارسی است.

ادامه خواندن واژه‌های پارسی در زبان انگلیسی: جاویدفرهاد

چند مشکل اساسی بحران افغانستان ؛ چه باید کرد ؟ :عبدالسمیع کارگر

  وطن ما افغانستان طی چهار دهه جنگ نه تنها خسارات مالی، اقتصادی وفرهنگی را متقبل شد بلکه فاجعه انسانی آن جان میلیون ها انسان وطن مارا بکام مرگ فرو برد و یا معلول و معیوب بجا گذاشت.           این فاجعه انسانی هنوز ادامه دارد و بر مشکلات اساسی وموجود جامعه که عامل این همه فجایع است توجه مسوولانه نمی شود. 

– [ ] اساسی ترین مشکلات وطن که رهبران دولتی وسیاسی ، احزاب، تنظیم ها، سازمانها، شخصیت های ملی ودمکرات، استادان وروحانیون کرام به آن توجه نمایند وتدابیر مشترک پلانیزه شده منحیث «پلاتفورم ملی »اتخاذ بدارند وبرحل مشکلات ذیل رسیدگی نمایند . 

ادامه خواندن چند مشکل اساسی بحران افغانستان ؛ چه باید کرد ؟ :عبدالسمیع کارگر

روایات زنده‌گی من ( قسمت ۱۰۰تا ۱۰۳) : محمد عثمان نجیب

تخلص زاییدن های مطابق نرخ روز:

در بهار ۱۳۷۱ قدرت و مکنتِ دست نه خورده و آبادِ وطن برای مجاهدین سپرده شده به قول شادروان عظیمی استاد بزرگ خِرَد و سیاست و نظام و ادب، همه‌ی ما از سواره تا پیاده در دفاتر بودیم و راستش کاره‌ هایی هم محسوب نه می شدیم اما دور انداختنی هم نه بودیم چون بقایای نظام ما هم حتا سی پس از آن روز منظم تر و دل سوز تر از بسیاری ها بود و است و این افتخاریست که تنها نصیب برخی اعضای رهبری و همه اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود. رفیق ظاهر بامداد مدتی قبل کابل را به قصد کانادا ترک کردند و من هم با ادریس کابل زاد و‌دیگر اعضای محترم خانه‌واده های شان و خواهران ما برای خدا حافظی به فرودگاه کابل رفتیم و‌ در آن جا فرزند ارشد رفیق بامداد که خواهر زاده‌ی رضایی من هم است مشکلی برای تعویض عاجل پیراهن خود پیدا کرد، محاسبه کردیم تا برویم شهر و پیراهن بخریم پرواز می ماند. من دریشی کامل و پیراهن جدید چهار خانه‌ی سایه و‌ سفیدِ تخته‌ی شطرنج گونه پوشیده و شاید کمی کلان کار و خود نما هم بودم هههه دست خواهر زاده را گرفته کمی گوشه تر پیراهن او را که به رنگ جگری بود و مناسب اندام اش نه بود از تنش بیرون کرده و‌ پیراهن خود را پوشانیدمش و‌ مشکل او حل شد، پیراهن وی در بدن من جور نه می آمد کرتی را بی پیراهن پوشیده و خندیدم که این هم یک مُد است. رفیق بامداد با خانه‌واده‌ی محترم شان که مثل چهار گوشه‌یی از چهار گُل بهاری بودند با پرواز هواپیما از دیده های مان دور شدند و تا امروز نه دیدیم شان سلامت باشند.

ادامه خواندن روایات زنده‌گی من ( قسمت ۱۰۰تا ۱۰۳) : محمد عثمان نجیب

داستان یک شام طوفانی؛سمت بیست و سوم: رویا عثمان

زنها و اطفالی بی شماری از طالبان با لباس های کوچی سرخ و سیاه و سبز و گلابی، چپلک پوش و پا برهنه با چک چک های شمرده, به خانه ی سارا درآمدند. مهمان ها, اینجا نیز حیرت زده و متعجب در عین حال کنجکاو شده بودند تا بدانند که این مردم کی هستند و از کجا شدند.

ادامه خواندن داستان یک شام طوفانی؛سمت بیست و سوم: رویا عثمان