په افغانستان کې د انتقالي عدالت اړتیا: نورمحمد غفوری

سریزه

په دې وروستیو کې داسې راپورونه خپاره شوي چې ګواکې په افغانستان کې اسلامي امارت د محقق له تلویزیون او ځینو نورو شتمنیو سره د مصادرې چلند کړی دی. د دې خبر د رښتینولۍ په اړه تر اوسه پوره باور نه لرم، خو همدې خبرو ماته د هغو زرګونو مظلومو انسانانو د حقونو موضوع را یاده کړه چې په تېرو لسیزو کې ورباندې بېلابېل ظلمونه شوي دي. په حقیقت کې د افغانستان وروستۍ تاریخ له جګړو، سیاسي شخړو او د بشري حقونو له پراخو سرغړونو ډک پاتې شوی دی. له همدې امله، که په هېواد کې رښتینې او تلپاتې سوله ټینګېدل او ټولنیز عدالت عملي کېدل غواړو، نو د انتقالي عدالت د بهیر پیل او پلي کېدل یو جدي او نه‌انکارېدونکی ضرورت دی.

ادامه خواندن په افغانستان کې د انتقالي عدالت اړتیا: نورمحمد غفوری

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

در تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل می‌شوند؛ نمادهایی که در آن‌ها تجربه‌های رنج، مقاومت، امید و آرمان‌های مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزه‌ای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

ادامه خواندن هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

فقدان روایت آشتی ملی و بحران گفتمان در افغانستان: مهرالدین میشد

افغانستان در دوراهیِ آشتی و منازعه

افغانستان طی پنج دهه گذشته در چرخه‌ای از منازعه ساختاری، مداخله خارجی و بحران مشروعیت سیاسی گرفتار بوده است. در چنین وضعیتی آشتی ملی نه یک مطالبه اخلاقی، بلکه ضرورتی حیاتی و نهادی برای بازسازی دولت و تثبیت نظم سیاسی در این کشور است. با توجه به نظریه دولت‌های شکننده، عدالت انتقالی و نظریه تفاهم و توافق عقلانی، غلبه گفتمان اختلاف در افغانستان مانع شکل‌گیری قرارداد اجتماعی جدید و آشتی ملی در این کشور شده است. این در حالی است که بدون بازتعریف روایت ملی مشترک، هرگونه ثبات سیاسی شکننده و ناپایدار و رسیدن به آشتی ملی ناممکن خواهد بود.از دهه ۱۳۵۰ خورشیدی تاکنون، منازعه در افغانستان از یک وضعیت استثنایی به وضعیت عادی سیاست روزمره تبدیل شده است. دولت نه به‌عنوان تنظیم‌کننده تضادها، بلکه به‌مثابه یکی از طرف‌های منازعه عمل کرده است. این روند، سرمایه اجتماعی را فرسوده، بی‌اعتمادی عمومی را افزایش داده و فروپاشی مکرر نظم سیاسی را در این کشور به بار آورده است.

ادامه خواندن فقدان روایت آشتی ملی و بحران گفتمان در افغانستان: مهرالدین میشد

از کابل تا تهران؛ مهار افراطیت یا مهندسی قدرت و بازی استخباراتی؟ک مهرالدین میشد

زورگویی یا ژئوپلیتیک ضربه؛ بازی با آتش

تحولات امنیتی از کابل تا تهران در سال‌های اخیر، پرسشی بنیادین را برجسته ساخته است: آیا فشارهای نظامی و اطلاعاتی علیه طالبان و جمهوری اسلامی ایران در راستای مهار افراطیت تعریف می‌شود، یا بخشی از یک پروژه بزرگ‌تر برای مهندسی موازنه قدرت منطقه‌ای است؟ این نوشته با بهره‌گیری از چارچوب رئالیسم ساختاری و نظریه بازدارنده گی، استدلال می‌کند که کنش‌های اخیر را نمی‌توان صرف به مبارزه با افراطیت فروکاست؛ بلکه این اقدامات در دل رقابت‌های ژئوپلیتیکی، بازی‌های استخباراتی و بازتنظیم نظم امنیتی منطقه قابل فهم‌اند. بر اساس رئالیسم ساختاری، نظام بین‌الملل فاقد اقتدار مرکزی است و دولت‌ها برای بقا در پی افزایش امنیت خود هستند. در چنین سیستمی، کنش‌های امنیتی نه بر پایه اخلاق، بلکه بر اساس محاسبه قدرت تعریف می‌شوند. از این منظر، فشار بر طالبان یا ایران را باید در چارچوب موازنه تهدید و مدیریت قدرت تحلیل کرد. از سویی هم در محیطی که بازیگران از توانایی‌های نامتوازن برخوردار اند، بازدارنده گی نه صرف از طریق قدرت نظامی کلاسیک، بلکه از طریق شبکه‌های نیابتی، عملیات اطلاعاتی و ضربات محدود اعمال می‌شود. این همان الگوی غالب در تعاملات منطقه‌ای کنونی است.

ادامه خواندن از کابل تا تهران؛ مهار افراطیت یا مهندسی قدرت و بازی استخباراتی؟ک مهرالدین میشد

جنگ آخر زمانی و روایت های دینی – سیاسی: مهرالدین مشید

از دجال تاریخ تا آرماگدون؛ تبدیلی اسطوره ها به ابزار ژئوپلیتیک

اندیشهٔ جنگ آخرالزمانی یا نبرد نهایی میان خیر و شر، از کهن‌ترین روایت‌های دینی و اسطوره‌ای در تاریخ بشر است. این تصور در بسیاری از ادیان و سنت‌های فکری جهان حضور دارد و گاه در دوره‌های بحرانی تاریخ، رنگ و بوی سیاسی نیز به خود می‌گیرد. در چنین روایت‌هایی، جهان در آستانهٔ یک رویارویی بزرگ قرار می‌گیرد که در آن نیروهای ظلم و فساد شکست می‌خورند و دوره‌ای تازه از عدالت و رستگاری آغاز می‌شود. اندیشهٔ جنگ آخرالزمانی یکی از مهم‌ترین مفاهیم مشترک در ادیان و سنت‌های فکری جهان است. این مفهوم که از نبرد نهایی میان خیر و شر سخن می‌گوید، در طول تاریخ نه‌تنها در حوزهٔ دین و اسطوره باقی نمانده، بلکه گاه به ابزاری در گفتمان‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز تبدیل شده است.

ادامه خواندن جنگ آخر زمانی و روایت های دینی – سیاسی: مهرالدین مشید

پارادوکس قدرت در ایران؛ از تله امپراتوری تا پرتگاه فروپاشی : مهرالدین میشد

ایران  در برابر؛ پارادوکس تاریخی  و دوگانگی استراتژیک

سرزمین ایران در طول تاریخ یکی از کانون‌های مهم قدرت در جهان بوده است؛ سرزمینی که امپراتوری‌هایی چون هخامنشیان و ساسانیان از دل آن برخاستند و برای قرن‌ها معادله های سیاسی و تمدنی بخش بزرگی از جهان را شکل دادند. این میراث تاریخی نوعی حافظه ژئوپلیتیکی از قدرت و نفوذ را در ذهنیت سیاسی ایران برجای گذاشته است. با این حال، در جهان معاصر که ساختار قدرت بر رقابت های پیچیده دولت‌ها، اقتصاد جهانی و موازنه‌های امنیتی استوار است،

ادامه خواندن پارادوکس قدرت در ایران؛ از تله امپراتوری تا پرتگاه فروپاشی : مهرالدین میشد

خاورمیانه میانه در آستانه طوفان بزرگ : احمد سعیدی

جنگ اسرائیل و ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، اکنون ابعاد گسترده‌تری یافته و عملاً بخش بزرگی از خاورمیانه را دربر گرفته است. کشورهای حوزه خلیج فارس در این میان با نگرانی و اضطراب اوضاع را دنبال می‌کنند و دور از امکان نیست که این کشور ها به نحوی به حمایت آمریکا قرار گیرند. برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، آمریکا در آن بخش‌هایی که تصور می‌کردند دست بالا تری خواهند داشت، با چالش‌های جدی روبه‌رو شده‌اند. در مقابل، ایران مقاومت خود را با راکت های بالستیک ادامه داده و به نظر می‌رسد این جنگ همچنان تداوم میابد و بزودی حل و فصل نخواهد شد.

ادامه خواندن خاورمیانه میانه در آستانه طوفان بزرگ : احمد سعیدی

مارهای آستین؛ بازگشت هیولاهای جنگ نیابتی به دامان پاکستان : مهرالدین مشید

از عمق استراتیژی تا عمق بحران؛ چرخش شمشیر های نیابتی

این نوشته به بررسی پدیده «بازگشت تهدید نیابتی» در سیاست امنیتی پاکستان پرداخته است؛ پدیده‌ای که طی آن استفاده ابزاری از گروه‌های مسلح غیردولتی برای اهداف ژئوپلیتیکی، در بلندمدت به تهدیدی علیه امنیت داخلی همان دولت تبدیل می‌شود. این به معنای آن است که مار های آستینی را که دیروز پاکستان، برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی خود، به آنان متوسل شده بود. امروز همان بازیگران در گذر زمان به تهدیدی علیه امنیت داخلی پاکستان بدل شده اند.

    ادامه خواندن مارهای آستین؛ بازگشت هیولاهای جنگ نیابتی به دامان پاکستان : مهرالدین مشید

    افغانستان در مدار واگرایی؛ تراژیدی‌های اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای

    با ادعا های فراتر از « پنج چاریک» همه به جان هم افتاده ایم

    افغانستان در نیم‌قرن اخیر نه تنها صحنه‌ی وحشتناک ترین منازعه های نظامی، بلکه عرصه‌ی بدترین واگرایی های ساختاری در سطوح اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای بوده است. با تاسف که در این مدت اجزا، نیروها یا کنشگران جامعه ما به‌جای حرکت به‌سوی همگرایی و انسجام، برعکس به سمت فاصله‌گیری، تعارض و گسست به پیش می‌روند. 

    در این مدت افراد، گروه‌ها یا نهادهایی که باید در یک ساختار اجتماعی یا سیاسی، به‌طور آگاهانه عمل می‌کردند، تصمیم می‌گرفتند و بر روند تحولات کشور اثر بجا و موثر از خود برجای می گذاشتند و تیر ها را به سوی دشمن مشترک نشانه می رفتند، برعکس همه چنان جانانه با چنگ و دندان به جان هم افتاده ایم که تا آخرین رمق از گزیدن یکدیگر دریغ نمی کنیم. این واگرایی، به‌جای آن‌که صرف محصول اختلاف های قومی یا رقابت‌های قدرت تلقی شود، نتیجه‌ی برهم‌کنش بحران دولت‌سازی، فروپاشی سرمایه اجتماعی، اقتصاد رانتی و قطبی‌شدن گفتمان عمومی است. 

    ادامه خواندن افغانستان در مدار واگرایی؛ تراژیدی‌های اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای

    وزیر دفاع پاکستان؛ از ناگفته های ساختاری تا راهبرد های پنهان : مهرالدین مشید

    سیاست ابهام استراتژیک پاکستان؛ ازاعتراف‌های تاکتیکی تان

    روابط پاکستان و افغانستان طی چهار دهه اخیر در چارچوب نوعی بازی دوگانه یا «ابهام استراتژیک» تعریف شده است؛ سیاستی که در آن اسلام‌آباد همزمان از انکار رسمی، اعتراف‌های محدود و مدیریت چند لایه بحران بهره برده است. اظهارات مقطعی مقام‌هایی چون خواجه محمد آصف درباره نقش گذشته پاکستان در حمایت از جهاد ضد شوروی، تنها بخش کوچکی از واقعیتی پیچیده‌تر را بازتاب می‌دهد؛ واقعیتی که هنوز ابعاد ساختاری آن ناگفته باقی مانده است. برای روشن شدن موضوع و پرده برداشتن از سیاست های مبهم استراتژیک پاکستان، در قبال افغانستان، باید موضوع را در سه سطح تاریخی، امنیتی و ژئوپولیتیک به تحلیل کرفت.

    زمینه های تاریخی

    ادامه خواندن وزیر دفاع پاکستان؛ از ناگفته های ساختاری تا راهبرد های پنهان : مهرالدین مشید

    بدخواه کسـان هیچ بـه مقصـدنرسد : پروفیسور دکتور عنایت الله شهرانی

    چو خود کردند راز خویشتن فاش 

    عراقــی را چـــرا بدنام کـــردند 

    شخصی با نام مستعار «زیباکی» با پُررویی زیاد دربارۀ اینکه این قلم شهرانی دربارۀ تاجیکان کلمات زشت و بدی را استعمال کرده باشم، در رسانه‌ها نوشته و به نشر رسانیده است. 

    اولتر از همه باید گفت که زیباک یکی از مناطق زیبای بدخشان یا زادگاه من می‌باشد، که مردمانش بزبان زیباکی سخن می‌گویند و چون فرشتگان آسمانی باصفات عالی انسانی در قطار باشنده‌گان نجیب بدخشان با وجودیکه متعلق به ملیت‌های مختلف و زبان‌های جدا از هم دارند بمانند برادران اصلی حیات بسر می‌برند. 

    ادامه خواندن بدخواه کسـان هیچ بـه مقصـدنرسد : پروفیسور دکتور عنایت الله شهرانی

    نوشته و تحلیل ملک ستیز تحلیلگر مسائل سیاسی و روابط بین الملل : ملک ستیز

    ·

    امر/یکا برای خون‌بهای سه سرباز خود، سه دولت اسلامی را آتش‌باران کرد. اسر_ائیل برای انتقام ۱۴۰۰ تن یهودی تا حال ۲۵۰۰۰ فلس_طینی و یک سرزمین مسلمان را به خاک یک‌سان کرده است.

    حالا بیایید نزدیک‌ترین پارتنران امر_یکا را که بیش‌ترین مقدار اسلحه از این کشور خریداری می‌کند شناسایی کنیم.

    مطابق مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم

    ادامه خواندن نوشته و تحلیل ملک ستیز تحلیلگر مسائل سیاسی و روابط بین الملل : ملک ستیز

    اندرز شاعر به آواز خوان : داکتر صبورالله سیاه سنگ

    سی وچند سال پیش در فاکولتۀ طب کابل، دوستی داشتم پاک‌دل و شتاب‌زده. تکیه‌کلام جالبی داشت: به هر که بدش می‌آمد، می‌گفت: «برو اگه نی دل و جگر ته می‌کشم، میندازم پیش سگ.» به شوخی می‌گفتیم: «تو ده مضمون اناتومی ضعیف هستی و فرق دل و معده و گرده ره نمی‌فامی. اگه سبا داکتر شوی، خدا می‌دانه چند متر روده ره جگر گفته از مغز مریضا بکشی و بگویی: هوالشافی» … و می‌خندیدیم.

    نامش را نمی‌نویسم، زیرا امروز از موقف بلندی برخوردار است. می‌توان او را از ارکان اساسی “مقامات صالحه” مملکت دانست. این دوست خطرناک از برکت نزدیکی با نیروهای ناتو، به هر گوشۀ جهان پروازهای دپلماتیک دارد و اگر بخواهد، می‌تواند با یک “راپور ساده” هر چیز را از هر کس بیرون بکشد و بیندازد پیش سگ‌های نازپروردۀ ارتش دموکرات‌پرور ایالات متحده.

    ادامه خواندن اندرز شاعر به آواز خوان : داکتر صبورالله سیاه سنگ

    به‌من این‌گونه عادت کن: لینا روزبه حیدری

    اگر غمگین‌و پُر دردم, به‌من این‌گونه عادت کن

    مرا کمتر بران از خود، مرا کمتر ملامت کن

    کمی بنشین کنار من میان حجم تنهایی

    سکوت سرد بودن را، تو بشکن این جسارت کن

    ادامه خواندن به‌من این‌گونه عادت کن: لینا روزبه حیدری

    قوميت مهم دی که انسانيت؟ …نور محمد غفوری

    د قومي هويت، سياسي تعصب او ملت جوړونې اکاډميک تحليلي جاج

     ۱. يادونه

    نن سهار، د ۲۰۲۶م کال د فبرورۍ په ۸مه نېټه، فېسبوک راته هغه لنډه ليکنه راياده کړه چې پنځه کاله وړاندې مې، د ۲۰۲۱م کال د فبرورۍ په ۸مه نېټه، د «له قوميت څخه انسانيت مهم دی» تر سرليک لاندې خپره کړې وه. دا موضوع ما ته له ۲۰۲۱م کال څخه وړاندې هم ارزښتناکه وه او د بېلابېلو مناسبتونو په ترڅ کې مې پرې ګڼې نورې ليکنې هم کړې دي.

    ادامه خواندن قوميت مهم دی که انسانيت؟ …نور محمد غفوری

    بحران روایت ملی در افغانستان؛ غلبه گفتمان‌های قومی و ایدئولوژیک: مهرالدین مشید

    بحران داعیهٔ ملی و جست‌وجوی رهبری راستین در افغانستان

    افغانستان برباد رفته در کام تروریسم، در بیش از یک قرن اخیر همواره با بحران دولت–ملت، منازعه بر سر هویت سیاسی و منطق‌های متعارض قدرت مواجه بوده و این بحران پس از حاکمیت طالبان در این کشور به اوج خود رسیده است. در این بحران دوامدار مفهوم «داعیهٔ ملی» به‌عنوان هستهٔ هنجاری ملت‌سازی، یا به حاشیه رانده شده یا توسط نیروهای ایدئولوژیک، قومی و درآمد آسان و غیرتولیدی مصادره گردیده است. با تاسف که در حاکمیت طالبان داعیه ملی به زندان کشیده شده است. داعیهٔ ملی بر حاکمیت ملت، برابری شهروندی، مشارکت سیاسی و استقلال تصمیم‌گیری استوار است؛ اما حاکمیت طالبان بر یک قرائت ایدئولوژیک–دینی فراملی بنا شده که مشروعیت خود را نه از ملت، بلکه از تفسیر خاص شریعت می‌گیرد.

    ادامه خواندن بحران روایت ملی در افغانستان؛ غلبه گفتمان‌های قومی و ایدئولوژیک: مهرالدین مشید

    جهان در آستانه تحول  شگفت‌انگیز  یا سقوط  به دامن فاجعه: مهرالدین مشید

     از وضعیت کلی جهان طوری فهمیده می شود که جهان در آغاز قرن بیست و یک، در تقاطع مسیرهای حیاتی و متضاد قرار گرفته است. از یک سو فرصت‌های تحول شگفت‌انگیز ناشی از فناوری، همکاری‌های بین‌المللی و آگاهی جمعی، و از سوی دیگر خطر سقوط  به دامن فاجعه به دلیل تنش های جهانی بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، پیامد های ناگوار و بلندمدت بر آینده انسانیت دارد. در کل گفته می توان که رشد سریع فناوری‌های نوین، تغییرات ژئوپلیتیک، بحران‌های زیست‌محیطی و نابرابری‌های اقتصادی، جهان را در نقطه‌ای حساس قرار داده‌اند که به تعبیر نظریه‌پردازان، “آستانه تحول یا فروپاشی” نامیده می‌شود. این مثلث بحران زا دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی-اجتماعی و زیست‌محیطی است. بررسی این عوامل آینده جهانی را تعیین می‌کنند و شرایط لازم برای گذار به مسیر تحول را تحلیل می نماید.

    ادامه خواندن جهان در آستانه تحول  شگفت‌انگیز  یا سقوط  به دامن فاجعه: مهرالدین مشید

    بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور

    صــدقه میشم قامت و رفتـــارته 

    غمـــــــزه و ناز و شیرین گفتارته

    بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر

    بسکلان این رشتــــــه ی ناکارته

    ادامه خواندن بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور

     افغانستان قربانی سیاست‌های امنیتی منطقه‌ای است، نه متهم دائمی : نور محمد غفوری  :

    در سوسیال میدیا خواندم که وزارت دفاع طالبان به پاکستان گفته است که: «اتهام نزنید، سیاست‌ خود را تغییر دهید» و طالبان «مسئولان امنیتی پاکستان باید به‌جای فرار از ناکامی‌های امنیتی»، در سیاست‌های خود تجدید نظر کنند». 

    موضع‌گیری اخیر وزارت دفاع طالبان در برابر اظهارات وزیر دفاع پاکستان بازتاب‌دهندهٔ یک واقعیت انکارناپذیر است: پاکستان سال‌هاست ناکامی‌های امنیتی داخلی خود را با فرافکنی به افغانستان پنهان می‌کند؛ سیاستی که نه به نفع مردم پاکستان بوده و نه به نفع مردم افغانستان می باشد. 

    ادامه خواندن  افغانستان قربانی سیاست‌های امنیتی منطقه‌ای است، نه متهم دائمی : نور محمد غفوری  :

    افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصه‌ی مانورهای ژئوپلیتیک قدرت‌های جهانی: مهرالدین مشید

    افغانستان در دو دهه‌ی اخیر به یکی از پیچیده‌ترین کانون‌های بحران در نظام بین‌الملل بدل شده است؛ بحرانی که در آن تروریسم، فروپاشی دولت، مداخله های خارجی و رقابت‌های ژئوپلیتیک به‌صورت درهم‌تنیده عمل می‌کنند. واقعیت های میدانی نشان می‌دهد که تروریسم در افغانستان نه صرف محصول افراط‌گرایی دینی، بلکه نتیجه‌ی تعامل میان ضعف دولت-ملت، اقتصاد سیاسی جنگ و منافع متعارض قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است.

     این وضعیت سب شده تا افغانستان از یک «واحد سیاسی مستقل» به «فضای مانور ژئوپلیتیک» تنزل یابد و این سبب بازتولید مزمن ناامنی و تروریسم را ممکن ساخته است. با این حال افغانستان را نمی‌توان تنها به‌عنوان کشوری گرفتار بحران‌های داخلی تحلیل کرد؛ بلکه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک خاص، تاریخ مداخله های خارجی و پیوند ساختاری آن با امنیت منطقه‌ای و جهانی، می توان گفت که  این کشور به بخشی از معادله‌ کلان نظم بین‌الملل بدل سده است. از این منظر، تروریسم در افغانستان نه پدیده‌ای تصادفی، بلکه عنصری کارکردی در چارچوب رقابت‌های قدرت های منطقه ای و جهانی است.

    ادامه خواندن افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصه‌ی مانورهای ژئوپلیتیک قدرت‌های جهانی: مهرالدین مشید

    جامعه‌ ای پس از مرگ ارزشهای او سنجیده می شود: احمد محمود امپرا طور

    جامعه‌ ای که تنها پس از مرگ فرد به ارزیابی و سنجش ارزشهای انسانی او می‌ پردازد، 

    عملاً از درک و پذیرش زیبایی‌ ها و معانی زندگی غافل است 

    و توجهی به حضور فعال و تاثیر گذار عزیزان در زمان حیات شان ندارد. 

    در این جوامع، فرد در دوران حیات خود از محبت و توجه بی بهره می‌ماند، 

    ولی پس از مرگش ناگهان مورد ستایش و تمجید قرار می‌گیرد. 

    ادامه خواندن جامعه‌ ای پس از مرگ ارزشهای او سنجیده می شود: احمد محمود امپرا طور

    سرمایه‌داری لیبرال و واکنش سوسیال‌دموکراسی؛ تقابل، اصلاح یا همزیستی انتقادی؟ : نور محمد غفوری

    مقدمه

    سرمایه‌داری لیبرال به‌عنوان نظام مسلط اقتصادی- سیاسی جهان معاصر، مدعی آزادی فردی، بازار آزاد و حداقل مداخلهٔ دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم است. این نظام، به‌ویژه پس از فروپاشی بلوک شرق  (سیستم سوسیالیزم عینی)، خود را «تنها بدیل ممکن» معرفی کرده است. با این حال، پیامدهای اجتماعی، طبقاتی و انسانی آن، واکنش‌های فکری و سیاسی گسترده‌ای را برانگیخته که یکی از مهم‌ترین آن‌ها سوسیال‌دموکراسی است؛ جریانی که نه خواهان نابودی کامل سرمایه‌داری است و نه تسلیم بی‌قیدوشرط در برابر آن می‌باشد.

    سرمایه‌داری لیبرال؛ وعده‌ها و واقعیت‌ها

    ادامه خواندن سرمایه‌داری لیبرال و واکنش سوسیال‌دموکراسی؛ تقابل، اصلاح یا همزیستی انتقادی؟ : نور محمد غفوری

    تجاران قومی- مانع شکل‌گیری و استحکام ملت :نورمحمد غفوری

    و بازتولید استبداد در افغانستان

    یکی از ریشه‌ای‌ترین معضلات سیاسی و اجتماعی افغانستان، حاکمیت و نفوذ تیکه‌داران قدرت، جنگ‌سالاران و تجاران قومی است؛ افراد و گروه‌هایی که در ظاهر خود را نماینده و مدافع یک قوم یا منطقه معرفی می‌کنند، اما در عمل به دشمنان اصلی همان قوم و مردم محل خویش بدل می‌شوند. تجربهٔ چند دههٔ اخیر به‌روشنی نشان می‌دهد که این افراد پیش از هر کس و بیش از هر گروه دیگر، بر مردم خود ستم روا داشته‌اند و منافع شخصی و گروهی خویش را بر کرامت انسانی و حقوق اساسی جامعه ترجیح داده‌اند.

    ادامه خواندن تجاران قومی- مانع شکل‌گیری و استحکام ملت :نورمحمد غفوری