غلامدستگیرپنجشیری (زادهٔ ۱۳۱۲ خورشیدی/۱۹۳۳ – درگذشتهٔ ۵ دی ۱۴۰۱/۲۶ دسامبر ۲۰۲۲) شاعر، نویسنده و کنشگر سیاسیِ افغانستان بود که بهویژه بهعنوان یکی از چهرههای شعر سوسیالیستی و ادبیات انقلابی این کشور شناخته میشد. وی در دورههای مختلف در حوزههای آموزشی و دولتی فعالیت کرد و در جریان تحولات سیاسی افغانستان نقشهای اجرایی نیز بر عهده داشت.
زندگینامه و تحصیلات
غلام دستگیر پنجشیری زادهٔ روستای قابضان ولسوالی روخه، ولایتپنجشیر افغانستان و از قوم تاجیک بود. او آموزش ابتدایی را در پنجشیر گذراند و سپس وارد «دارالمعلمین» کابل شد. پنجشیری در سال ۱۳۳۷خورشیدی از رشتهٔ زبان و ادبیات دانشگاه کابل فارغالتحصیل شد. او در سالهای نخست پس از فراغت از دانشگاه، عضو هیات تحریریه روزنامه انیس بود و بعدها در پستهای ریاست مطبوعات، مدیریت نشرات رادیو دولتی افغانستان و مدیریت نسخ خطی وزارت اطلاعات و فرهنگ کار کرد.
عنایت پژوهان گردانی شاعر برخاسته از قریهٔ ظهرآبی سمنگان، از چهرههای شناختهشدهٔ ادبیات معاصر افغانستان است که عشق، آزادی و دردهای مردم در سرودههایش بازتاب یافته است.
در روزگاری که من در جریدهٔ سمنگان کار میکردم، با عنایت آشنا شدم. بعدها، هنگام تحصیل در انستیتوت علوم اجتماعی کابل، در لیلیهٔ پولیتخنیک نیز با او همجوار بودم و از نزدیک با شخصیت و محبوبیتش در میان جوانان آشنایی بیشتری یافتم.
عنایت مدیرمسؤول جریدهٔ «پامیر»، از نشریات پرخوانندهٔ آن روزگار، بود. شعرهای عاشقانهاش، سرشار از عطر سمنگان، بر دلها مینشست. شعر «او به آن چشمان که دارد، به خدا میکَشَدَم» با آهنگسازی وحید قاسمی، در کوچهها و بازارهای کابل طنینانداز شد و بر شهرت او افزود.
پویا هاشمی از جمله جوانان مستعد و توانمند عرصۀ ژورنالیزم و گزارشگری است که با دانش، پشتکار و تسلط بر چند زبان، جایگاه شایستۀ خود را در دنیای رسانهها یافته است.
او زادۀ قریۀ قوشآسیاب سمنگان است. دوران کودکی و نوجوانی خود را در عربستان سعودی سپری کرده و در همانجا زبان عربی را آموخته است. سپس تحصیلات عالی خود را تا مقطع ماستری در یکی از دانشگاههای ایران ادامه داده و در کنار آن، زبان انگلیسی را نیز فرا گرفته است. اشتغال او در سفارت ایالات متحدۀ امریکا در کابل، در کنار فعالیتهای ژورنالیستی، زمینهای برای آشنایی بیشترش با مسایل اجتماعی و سیاسی فراهم ساخته است.
زبان مادری پویا هاشمی اوزبیکی است و به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی نیز تسلط دارد. توانایی او در گفتوگو به این زبانها و ترجمه و انتقال دقیق مطالب و اسناد مهم از زبانی به زبان دیگر، از ویژگیهای برجستۀ او به شمار میرود.
او بهعنوان یکی از گزارشگران تلویزیون افغانستان انترنشنل، رویدادهای مهم ملی و بینالمللی را با سرعت، دقت و آگاهی دنبال میکند و به زبانهای مختلف به اطلاع مخاطبان میرساند. آشنایی با زبانهای گوناگون و توانایی درک و تحلیل رویدادها، به او امکان میدهد تا از منابع مختلف بهره بگیرد و تصویری روشنتر از تحولات جهان به مخاطبان ارائه کند.
پویا جوانی مؤدب، خوشاخلاق و مردمدوست است؛ کسی که با رفتار نیک و منش صمیمانۀ خود، در دل مردم راه یافته و اعتماد و محبت آنان را به دست آورده است. بیگمان، استعداد، دانش زبانی و تلاش پیگیر او میتواند زمینهساز موفقیتهای بیشترش در عرصۀ رسانه و ژورنالیزم باشد
خاطرهای از پدر گرامی پویا، زندهیاد سید مهراب، در ذهنم زنده است. ایشان در دوران شاگردی ما در لیسۀ ایبک، از دانشآموزان لایق، خوشاخلاق و دوستداشتنی بودند. در روزگاری که پوشیدن دریشی در میان شاگردان چندان معمول نبود، سید مهراب همیشه با دریشی و یخنقلم همرنگ، پاکیزه، منظم و اتوشده به مکتب میآمد. آراستگی، وقار و رفتار دوستانۀ او خاطرهای نیک و ماندگار از وی در ذهنم بر جای گذاشته است
دکتور شمسالحق آرینفر، ژورنالیست، فعال فرهنگی و از چهرههای فرهیختۀ سمنگان است که نزدیک به نیم قرن از عمر خویش را وقف شناخت، معرفی و پاسداری از تاریخ و فرهنگ این سرزمین نموده است.
او مردی صمیمی، مردمدار و آگاه است که در فراز و نشیبهای سیاسی افغانستان، همواره خدمت به مردم و ترویج دانش و فرهنگ را هدف اساسی زندگی خود قرار داده است.
در آخرین دور انتخابات پارلمانی، من نیز از پشتیبانان او بودم؛ اما کنارهگیریاش از نامزدی، در حالی که دانش و تجربه را در برابر قدرت پول میدیدیم، برای ما مایۀ تأسف و ناامیدی شد.
داکتر عبدالحمید تولد قریه پشت بند و از چهرههای خدمتگزار عرصۀ طبابت در ولایت سمنگان است؛ داکتر که بخش بزرگی از زندگی خود را وقف تداوی بیماران و خدمت به مردم رنجدیدۀ سرزمینش کرده است.
او پس از تکمیل تحصیلات طب در افغانستان، برای ادامۀ تحصیل و تخصص به بلاروسِ اتحاد شوروی سابق رفت و با درجۀ عالی به کشور بازگشت تا دانش و تجربۀ خود را در خدمت مردم قرار دهد.
داکتر عبدالحمید مدتی بهعنوان آمر صحت عامۀ سارندوی و مدتی نیز در مقام سرطبیب شفاخانۀ این ولایت ایفای وظیفه کرد. در دوران خدمت، هزاران تن از هموطنان ما از دانش، مهارت و دلسوزی او بهرهمند شدند.
آنچه داکتر عبدالحمید را در دل مردم جا داده، تنها دانش طبی و مقام رسمی او نیست؛ بلکه سادگی، فروتنی، اخلاق نیک، مردمداری و مهربانی اوست. او با حوصلۀ فراوان به سخنان بیماران گوش میداد و با برخورد نرم و انسانی، میکوشید درد و رنج آنان را دریابد. به همین دلیل، بسیاری از کسانی که نزد او تداوی شدهاند، هنوز هم با خاطرات نیک از او یاد میکنند.
غوثالدین بهروز، قاضی و شاعر خوشقریحهٔ سمنگان، از پیشگامان جنبش ترقیخواهی در این ولایت است؛ شاعری که با سرودههای دلنشین و اندیشههای روشنگرانهاش، جوانان را به سوی آگاهی، آموزش، عدالت و ترقیخواهی فرامیخواند
بهروز عزیز، سالها میگذرند، چهرهها دگرگون میشوند و خاطرهها آرامآرام در غبار زمان فرو میروند؛ اما شعر راستین هرگز نمیمیرد و صدای شاعری که از درد مردم، سوز دل و آرمانهای انسانی سخن گفته است، در خاموشی روزگار نیز طنینانداز میماند.
جریدهٔ سمنگان در اکتوبر سال ۱۹۷۸ میلادی، با مدیریت زندهیاد رازق فانی و سکرتریت مسئولیت زندهیاد محسن جان حسن، دو تن از ژورنالیستان افغانستان، تأسیس شد و به یکی از نشریههای محبوب مردم سمنگان مبدل گردید.
چاپ این جریده در مطبعهٔ دستی سمنگان، با چیدن حروف فلزی در کنار هم و بهصورت کاملاً دستی انجام میشد؛ کاری دشوار، اما سرشار از عشق و تعهد به آگاهیرسانی. جریدهٔ سمنگان هر هفته با نشر یک شماره، اخبار و رویدادهای محیط، مقالات و اشعار را به خوانندگان خود تقدیم میکرد.
در پی توجیه آنچه “میر مفتون” محلیخوان” کشور گفتهاست، نیستم.
با دّقت میخواهم بگویم که او قصد بد و غرضآلودی نداشتهاست؛ بل صاف و ساده به این نکته پرداختهاست که در بیرون؛ یعنی در خارج از افغانستان، هر باشندهی افغانستان را از گذشتهها تا اکنون، بدون درنظرداشت هوّیتهای تباری و قومی گوناگون که در کشور وجود دارد، افغان میدانند؛ یعنی افغانستانی و شهروند جغرافیایی بهنام افغانستان.
حالا اگر این خوانش و برداشت را میپذیریم یا نمیپذیریم، باید از ریشه درستش کنیم و بهنقل از عوام “الله و بلا” را بهگردن مفتون نیندازیم.
نکتهی ظریفی در گفتههای آقای مفتون وجود دارد؛ یعنی وی از رهگذر تاریخی هوّیت تاجیکها، اوزبیکها، بلوچها و سایر نحلههای قومی و تباری را انکار نکرده، بل روایت بیرون را در بارهی کاربرد واژهی افغان بهمثابهی هوّیت جمعی نقل کردهاست و ذهن سلیم میداند که روایتِ روایت، بههیچ روی گناه نیست؛ بیان چشمداشت دیگران از ما در بیرون است که از آن نمیشود انکار کرد.
استاد برهانالدین نامق با هر شاهکار خود نامی میشود و شهرتش در چاردانگ دنیای ادب میرود. شماری از دوستانی که استاد نامق را نمیشناسند؛ میپرسند: «استاد نامق کیست؟» که این همه شور و غوغا در عالم معنا افکنده است؟
دوستان عزیز و خواهندگان مهربان، من برای تان –البته تاحدی- میگویم که استاد نامق کیست؟ قبل از آن باید بگویم که، «نارسا اظهار [مهر] است این پیام»*
استاد نامق مردیست زاده شده در بدخشان شریف در سال 1329، میانه قد، بدخشیسیما، کمسخنِ بسیاردان، وارسته و بیادعا، آهسته گپ میزند، آهسته راه میرود. کوشش میکند که مورچه در زیر پایش آزار نبیند، همیشه کتاب میخواند، همیشه مصروف نوشتن است. و همیشه هم در حال ایجاد و آفریدن شعر میباشد.
محمدحیدر ژوبل در سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی در باغبانکوچهٔ کابل زاده شد. دورهٔ آموزش مکتب را در زادگاهش به پایان رسانید و مدرک کارشناسی را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه کابل به دست آورد. او همچنین برای ادامهٔ تحصیل به ایالات متحدهٔ امریکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد را در رشتهٔ نقد ادبی و فلسفه از دانشگاه پرینستون کسب کرد.
علاقهٔ ژوبل به زبان و ادبیات فارسی دری، پژوهشهای تاریخی و بررسی متون ادبی، مسیر علمی او را به سوی نویسندگی، نقد ادبی و تاریخنگاری ادبی هدایت کرد. او از نخستین پژوهشگرانی بود که تاریخ ادبیات را با رویکرد علمی و شیوهی مدرن تدوین کرد و در تحول مطالعات تاریخ ادبی نقش برجستهای داشت. نگاه پژوهشگرانه، توجه به پیوند ادبیات با تاریخ و روانشناسی، و کوشش برای معرفی جریانهای ادبی معاصر، از ویژگیهای کار علمی او به شمار میروند. این علاقه او را به تألیف و پژوهش در حوزههای ادبی، آموزشی و فرهنگی سوق داد و آثار ارزشمندی از او بر جای ماند که از آن جمله میتوان به «تاریخ ادبیات افغانستان»، «زبان فارسی و روش تدریس نوین و مؤثر آن»، «نگاهی به ادبیات معاصر افغانستان»، «اعجاز قرآن»، «روانشناسی جوانان» و «ادبیات در خلال روانشناسی و تاریخ» اشاره کرد. افزون بر این، ژوبل دهها مقالهٔ علمی و پژوهشی در زمینهٔ ادبیات، نقد، تاریخ ادبی و بررسی متون فارسی نوشته است.
اول ماه نوامبر مصادف به (37 ) امین سالروز وفات ، زنده یاد استاد اصف مایل ، حقوقدان سابقه دار افغانستان است که بحق او را از پدران ومعماران معارف نوین افغانستان می دانند .
استاد مایل در سال (۱۲۸۸ خورشیدی ) در گذر باغ نواب شهر کابل زاده شد. وی از شاگردان ممتاز لیسه حبیبیه بود که تحصیلات عالی خود را در فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون کابل به پایان رساند .
تمام عمر پر بار شان ، وقف خدمت در عرصه تعلیم و تربیه فرزندان وطن سپری گردید و در سمتهای مختلفی چون مدیر مکاتب، رئیس تدریسات ابتدایی، معین و مشاور وزارت معارف ایفای وظیفه نمود. همچنان مدیریت مجله فرهنگی «عرفان» را نیز بر عهده داشت.
نشر کتاب منسوب به ملا هبتالله، رهبر طالبان، با عنوان «عقیدهٔ اهل سنت و جماعت»، تنها یک رویداد فرهنگی یا دینی نیست؛ بلکه میتواند از منظر محتوای اعتقادی، اهداف سیاسی و پیامدهای اجتماعی نیز مورد بررسی قرار گیرد. پرسش اساسی این است که آیا هدف از نشر این کتاب، توضیح آموزههای دینی است یا ترویج قرائتی خاص از دین که در چارچوب فکری و سیاسی طالبان قرار میگیرد؟ هنگامی که حامیان متعصب آن، کتاب را بهمنزلهٔ ویزا و پاسپورت بهشت معرفی میکنند، ضرورت نقد عقلانی و بررسی محتوای آن دوچندان میشود؛ زیرا هیچ کتابی صرف به دلیل انتساب به یک رهبر دینی، از نقد و ارزیابی مصون نیست.
رهایی افغانستان در کرو ساز و کار ملی، نه رهبر نجات بخش
افغانستان بار دیگر در برابر یک وضعیت پیچیده و خطرناک قرار گرفته است. درگیریهای داخلی، فشارهای امنیتی، محدودیتهای سیاسی و اجتماعی، و اکنون تشدید خصومت میان طالبان و پاکستان، بحران افغانستان را از یک منازعه صرف داخلی فراتر برده است. در اول اکتبر ۲۰۲۶، یوناما اعلام کرد که در حملات هوایی اخیر در کنر و هلمند دستکم ۱۰ غیرنظامی، که بیشتر آنان کودک بودند، کشته و ۹ نفر زخمی شدهاند؛ این نهاد همچنین گفته است که در سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۱۰۰ مورد تلفات و جراحات غیرنظامیان ناشی از خشونتهای فرامرزی را ثبت کرده است.
په تېرو دوو مقالو کې مو درنو لوستونکو ته د سیستم د مفهوم او د هغه د فعالیت د څرنګوالي په اړه معلومات وړاندې کړل. په لومړۍ مقاله کې مو وڅېړل چې سیستم څه ته ویل کېږي او اساسي ځانګړتیاوې یې کومې دي؛ په دویمه مقاله کې مو تشریح کړه چې د سیستم بېلابېلې برخې څنګه فعالیت کوي، له یو بل سره څه ډول اړیکې لري او د خپلو متقابلو اړیکو له لارې څنګه پایلې رامنځته کوي.
سیستمونه د جوړښت، فعالیت او موخو له مخې له یو بل سره توپیر لري. ځینې یې په طبیعي ډول رامنځته کېږي، لکه د انسان بدن او ایکولوژیکي سیستمونه؛ ځینې نور د انسان له خوا د ځانګړو اړتیاوو د پوره کولو له پاره جوړېږي، لکه بانکي او ښوونیز سیستمونه. همدارنګه، ځینې سیستمونه له خپل چاپېریال سره د موادو، انرژۍ یا معلوماتو تبادله کوي، او د ځینې نورو اړیکې له چاپېریال سره محدودې وي. ځینې سیستمونه د مطالعې اصلي موضوع وي، خو ځینې نور د لویو سیستمونو د برخو (اجزاوو) په توګه فعالیت کوي.
احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده، گرافیست و مخمس سرای معاصر افغانستان، از جمله شاعرانی است که در کنار قالب های کلاسیک شعر فارسی دری، مانند: غزل، مخمس، مثلث، مستزاد، رباعی، مثنوی، مسدس و دیگر قالبهای شعری، به آفرینش آثار ادبی پرداخته است.
او با علاقه به شعر کلاسیک و معاصر، تا اکنون بیش از ۱۲۰ مخمس بر غزلیات خود و شاعران دیگر سروده است. در میان شاعرانی که غزلیات شان مورد توجه او قرار گرفته اند، میتوان از این چهره های ادبی نام برد:
سیاستزدگی در افغانستان؛ ریشههای ساختاری و پیامدهای انسانی
سیاست در جوامع مدرن، در اصل، ابزاری برای سازماندهی قدرت، تأمین منافع عمومی، حل مسالمتآمیز اختلافات و تحقق عدالت اجتماعی است؛ اما زمانی که سیاست از جایگاه ابزار مدیریت جامعه خارج شود و به محور اصلی هویت، روابط اجتماعی، داوریهای اخلاقی و رقابتهای روزمره تبدیل گردد. در این صورت پدیدهای شکل میگیرد که میتوان آن را «سیاستزدگی» نامید. سیاست زدگی یعنی زمانی که سیاست از خدمت به مردم فاصله می گیرد. با تاسف که افغانستان سخت درگیر منازعه و محرومیت های شدید اجتماعی؛ پس از دههها جنگ، مداخله خارجی، رقابتهای قدرت و بحرانهای پیدرپی سیاسی، با پیامدهای گسترده سیاست زده گی روبهرو است. در این کشور، سیاست در بسیاری موارد بهجای آنکه فرایند و روش حل اختلاف ها و تأمین منافع عمومی باشد، برعکس خود به بخشی از چرخه منازعه تبدیل شده است.
تحلیلی دربارهٔ سکوت سیاسی، نارضایتی اجتماعی و امکان همگرایی شهروندی در افغانستان
در تاریخ جوامع سیاسی، سکوت همواره معنای واحدی نداشته و از آن تعبیر های متفاوتی شده است. این سکوت گاهی نشانهٔ رضایت و گاهی هم محصول ترس، درماندگی، محرومیت از امکان اعتراض یا نبود سازمانهای مستقل برای بیان خواستهای جمعی بوده است. در برخی شرایط نیز سکوت، صورت پنهان نارضایتیای است که هنوز نتوانسته است به زبان سیاسی، کنش مدنی و مطالبهٔ سازمانیافته تبدیل شود. از همینرو، فهم سکوت در جامعهٔ افغانستان، بهویژه در میان بخشهایی از جامعهٔ پشتون شامل روشنفکران، آموزش یافته گان و شهرنشین، در برابر حاکمیت طالبان، نیازمند عبور از تفسیرهای سادهانگارانه و ورود به تحلیل ساختار قدرت، مناسبات اجتماعی، تجربهٔ تاریخی و تحولات نسلی است.
سیستم (System) د انسان د ژوند، طبیعت، ټولنې، اقتصاد او سیاست یوه مهمه اصطلاح ده. موږ په ورځني ژوند کې له بېلابېلو سیستمونو سره مخ کېږو، خو ښایي تل دې ته پام ونه کړو چې سیستم څه شی دی، له کومو برخو جوړ دی او څنګه فعالیت کوي.
په ساده ژبه، سیستم د څو عناصرو، برخو یا ادارو هغه منظمه ټولګه ده چې له یو بل سره اړیکې لري او د یوه ګډ فعالیت، اړتیا یا موخې د ترسره کولو لپاره په ګډه کار کوي. د سیستم برخې یوازې جلا جلا موجودات نه دي، بلکې د هغوی ترمنځ اړیکې، د فعالیت څرنګوالی او د هرې برخې دنده هم د سیستم په جوړښت او فعالیت کې اساسي رول لري.
از راست و چپ تا طالبان؛ ضرورت توافق ملی برای عبور از بحران تاریخی افغانستان
افغانستان پس از چندین دهه جنگ، مداخلهٔ خارجی، رقابتهای ایدئولوژیک، فروپاشی نهادهای دولتی و منازعات قدرت، همچنان با بحران عمیق مشروعیت سیاسی، محرومیت اجتماعی و فقدان یک نظام فراگیر روبهرو است. تجربهٔ تاریخی کشور نشان داده است که حذف رقیبان، انحصار قدرت و تحمیل یک قرائت سیاسی یا ایدئولوژیک، نهتنها به ثبات پایدار در این کشور نینجامیده؛ بلکه زمینهٔ بازتولید خشونت و بیاعتمادی را نیز فراهم کرده است.