
گاهی دوستی ها و دوستان پدر، که بر پایه ای صداقت و بدون مدعا میباشد، چنان عمیق و ناگسستنی میگردد که از روابط خونی هم محکم تر میماند.
از جمله دوستان پدرم، یکی حاجی محمد اکرم کارگر است.
پدر در سال ۱۳۲۷ خورشیدی از ولایت بدخشان به کابل آمد. در آن زمان، شاگرد صنف چهارم مکتب بود و اول نمره ای صنف خود محسوب میشد.
پس از اولین سفر آخرین شاه افغانستان به بدخشان و خوانش پیام خوش آمدید، شاه همایونی، با نظر سردار احمد شاه خان، وزیر دربار، و عبدالهادی خان داوی، سرمنشی،
از بابه کلانم، وکیل نظام الدین خان، می پرسد که آیا رضایت دارد ایشان را برای ادامه ای مکتب با خود به کابل ببرند؟
بابه کلانم موافقت میکند و پدرم را به کابل می آورند.
ادامه خواندن دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور














