برداشت من از استاد لطیف ناظمی و ضرورت بررسی حقوقی یک ادعای سنگی : نادیه فضل

من برای نخستین‌بار استاد لطیف ناظمی را در یکی از برنامه‌های تجلیل از دومین مجموعه شعرم، «جوانه‌های سبز غزل»، در شهر فرانکفورت آلمان دیدم. این دیدار به حدود دو دهه پیش برمی‌گردد.

در طول این سال‌ها، بارها در مجالس ادبی و فرهنگی فرصت دیدار با ایشان را داشته‌ام. آنچه من در شخصیت دکتر ناظمی دیده‌ام، شخصیتی فرهیخته، متین، عمیق، با تدبیر و درخور احترام بوده است. در تمام این سال‌ها، نه تنها هیچ رفتار آزاردهنده یا خارج از عرف و حرمت انسانی از ایشان نسبت به خود ندیده‌ام، بلکه همواره از دانش، منش و راهنمایی‌های ادبی ایشان بهره برده‌ام.

اکنون اما ادعاهایی مطرح شده است مبنی بر اینکه گویا در جریان یک برنامه فرهنگی، از سوی ایشان نسبت به دو بانو رفتار تعرض‌آمیز یا آزار جنسی صورت گرفته است.

ادامه خواندن برداشت من از استاد لطیف ناظمی و ضرورت بررسی حقوقی یک ادعای سنگی : نادیه فضل

سری که فخر جهان بود، درجهان خم کرد: محترم نسیم اسیر

خدا خراب کند ، هرکه فکر«پرچم» کرد

سری که فخرجهان بود ، درجهان خم کرد

بزوربازوی بیگانه تکیه زد، خود را

به کرسی یی که ثباتی نداشت ، محکم کرد

ادامه خواندن سری که فخر جهان بود، درجهان خم کرد: محترم نسیم اسیر

اتهامات رنگارنگ به یکی از شخصیت های بزرگ فرهنگی ما استاد لطیف ناظمی : هما طرزی

از دیروز به این طرف برگه های فیسبوک دچار اخبار اتهامات رنگارنگ به یکی از شخصیت های بزرگ فرهنگی ما استاد لطیف ناظمی شده. و هرکس بدون شناخت از این استاد گرانمایه ابراز نظر می کنند.

من این مرد اندیشمند و پر بار را بیشتر از 57 سال می شناسم و درتمام این مدت یک رفتار نامناسب و بیجایی از ایشان ندیده ام. ایشان همیشه مبادی آداب بوده، در حدی که وقتی جوک یا لطیفه ی را بیان می کنند، نخست عذر خواهی کرده و بعد با ظرافت خاص لطیفه را ابراز می دارند.

در مورد علم و دانشش که امیدوارم همه لب ببندند چون در حد علم او در ادبیات و زبان کمتر کسی را سراغ داریم.

ادامه خواندن اتهامات رنگارنگ به یکی از شخصیت های بزرگ فرهنگی ما استاد لطیف ناظمی : هما طرزی

استاد دکتور ناظمی پژوهش فرهنگ وادبیات دری : فریبا صادق

 استاد لطیف ناظمی برای من تنها نامی شناخته‌شده در گسترهٔ شعر و ادبیات فارسی نیست؛ او استاد من است و من با افتخار به شاگردی ایشان می‌بالم. سال‌ها دانش، قلم، پژوهش و حضور فرهنگی او گواه جایگاهی است که با هیاهوی چند نوشته و داوری شتاب‌زده نه ساخته شده و نه می‌توان آن را مخدوش کرد.

در روزگاری که یک نوشته در چند لحظه می‌تواند از صفحه‌ای به صفحهٔ دیگر راه یابد و صدها بار بازنشر شود، مسئولیت اخلاقی ما در برابر حقیقت سنگین‌تر از همیشه است. اعتبار انسان‌ها، به‌ویژه کسانی که سال‌های عمر خویش را در خدمت فرهنگ، دانش و ادبیات سپری کرده‌اند، موضوعی نیست که بتوان بر بنیاد شنیده‌ها و روایت‌های بررسی‌نشده دربارهٔ آن داوری کرد.

جالب و در عین حال تأسف‌برانگیز است که گاهی کسانی به چنین موضوعاتی دامن می‌زنند که شناخت کافی از استاد ناظمی، پیشینهٔ علمی و ادبی او و کارکردهای ارزنده‌اش ندارند. اگر کسی با آثار، سال‌ها تدریس، پژوهش و سهم او در ادبیات معاصر افغانستان آشنا باشد، دست‌کم پیش از بازنشر هر ادعا لحظه‌ای درنگ می‌کند و می‌پرسد: منبع این سخن چیست و حقیقت ماجرا کجاست؟

ادامه خواندن استاد دکتور ناظمی پژوهش فرهنگ وادبیات دری : فریبا صادق

فدای حسنِ زیبایت شوم من  : احمد محمود امپراطور

فدای حسنِ زیبایت شوم من 

فدای سروِ رعنایت شوم من

سیاهی سرمه ات روزم سیاه کرد 

فدای چشمِ شهلایت شوم من 

ربودی بی رقم دل را ز پیشم

ادامه خواندن فدای حسنِ زیبایت شوم من  : احمد محمود امپراطور

نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

ليلا چرا بيقراری از عشق بيزار مانده

بيتابی هر ستاره در چشمت بيدار مانده

تا باغ اين باغ خفته در زير آوار آتش

با زخمهای فراوان، بی يک پرستار مانده

ليلا! خسته و اندوهگينم، ساعتی بيش نمی گذرد که باز گشته ام، اين راه چقدر دراز و طاقت فرسا بود. از «لايدن» تا «فرانکفورت» همراه با توفان خشماگين باد و باران، ره زدن چه دشوار است. در سراسر اين راه دراز تو در برابر من بودی، با صورت آماس کرده، دستان مرتعش، نگاهی راز ناک و مبهم و سکوتی تلخ و آزار دهنده.

با خود ميگويم اي کاش نمی ديدمت. اي کاش همان تصوير واپسين را که در سال دو هزار ميلادی، از تو داشتم ؛ نگاهش می داشتم.

یادت می آید که تو در شب شعر خالده فروغ آمده بودی، شاد و سرمست در ميان چند تن از شاعر زنان ديگر؟يادت هست چه شادمانه می خنديدی و مارا شعر باران می کردی؟ هنگام بازگشت به خانه ی ماهم سری زدی. توقفی کوتاه بود؛ اما قول دادی که نوبتی ديگر، ديدار طولانی خواهی داشت که هرگز چنين نشد .

ادامه خواندن نامه ی سر گشاده يی به ليلا صراحت و یادی از  آخرین دیدار: به قلم دکتور لطیف ناظمی

جرعه ای شراب بده : احمد محمود امپراطور

برای من ز لبت جــــرعه ای شراب بده 

ز ساغــــــــر نفست قطره قطره آب بده 

ز چاشنـــیء زبانت مـــــرا حیات ببخش 

ز ملک غیــــب تنـت دفتــــر و کتاب بده

ادامه خواندن جرعه ای شراب بده : احمد محمود امپراطور

صبوری را صبوری می شناسد : همایون مروت

و امیرجان صبوری را همگان می شناسند اما من یشتر از همگان او را می شناسم. 

شانزده ساله بودم و از همان روز های اول ایجاد گروپ گل سرخ با صبوری بزرگ افتخار آشنایی نصیبم شد و من، وجیهه جان و چند نوجوان دیگر عضو گروپ ترانه ی گل سرخ شدیم و صبوری رهبر آن گروپ.

باوجود تفاوت سنی ای که داشتیم صبوری بزرگوارانه با من رفیق شد و من روز ها در خانه ایشان و او در خانه ی ما می بودیم. از بخت نیکم من وارد دنیای سینما شدم. 

بزرگی ژرفا، و گستردگی دنیای درونی صبوری به حدی بالای من تاثیرگذار شد که در سال 1987 فلم مستند ـ سمبولیک خواب طلایی  را در مورد این آفرینشگر متفاوت و منحصر به فرد و دنیای هنری اش ساختم. 

ادامه خواندن صبوری را صبوری می شناسد : همایون مروت

به جان نیمه جانم دشمن دیرین تبر دارد: احمد محمود امپراطور

در این عالم به جز آن خالق بی چون نمی ماند 

دگر هر چیز فانی میشود گردون نمی ماند 

دلی بشکسته و این دیده پرخون نمی ماند 

دماغ کبر را سر مستی افیون نمی ماند

ادامه خواندن به جان نیمه جانم دشمن دیرین تبر دارد: احمد محمود امپراطور

صبح امید و چشمه ی خورشید : احمد محمود امپراطور

در گلشـــن بهـــــار خودم میزنم قدم

با عــــــزت و وقــار خودم میزنم قدم 

صبح امید و چشمه ی خورشید اگر نبود

در شـامگاهی تـــــار خودم میزنم قدم  

ادامه خواندن صبح امید و چشمه ی خورشید : احمد محمود امپراطور

نمی ترسم : احمد محمود امپراطور 

من از این آی و هوی بی سر و بی بر نمی ترسم

از این دوستاخ بی کلکین چه و بی در نمی ترسم

به چندین پادشاه و سلطنت را واژگون دیدم 

کنون از طمطراق ضابط و عسکر نمی ترسم

ادامه خواندن نمی ترسم : احمد محمود امپراطور 

رايحه دوم حمل ١٤٠٤ خورشيد : وارث الشعرا نذیر ظفر

فکر تو زیبنده ‌‌‌‌‌‌ی دل‌ها شده
وسوسه در هر دلی پیدا شده
رایحه ی از چمن حسن تو
تا به فلک سر زده بالا شده

ادامه خواندن رايحه دوم حمل ١٤٠٤ خورشيد : وارث الشعرا نذیر ظفر

به‌من این‌گونه عادت کن: لینا روزبه حیدری

اگر غمگین‌و پُر دردم, به‌من این‌گونه عادت کن

مرا کمتر بران از خود، مرا کمتر ملامت کن

کمی بنشین کنار من میان حجم تنهایی

سکوت سرد بودن را، تو بشکن این جسارت کن

ادامه خواندن به‌من این‌گونه عادت کن: لینا روزبه حیدری

بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور

صــدقه میشم قامت و رفتـــارته 

غمـــــــزه و ناز و شیرین گفتارته

بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر

بسکلان این رشتــــــه ی ناکارته

ادامه خواندن بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور

کیست ژورنالیست ؟ :احمد نزیر ظفر

کیست ژورنالیست ؟
هرکی مایک در اختیارش بود ژورنالیست نیست
یا  به یک رسانه   کارش بود ژورنالیست نیست
کیست  ژور نالیست؟ انکو  زو قلم   باشد   رسا
نطق  او باشد   چو نطاقان    سوادش     بر ملا
نیست جلف و نه سبک مغزی کند  در هر مکان
صاف و   سنگین   است   مانند   تمام   شایگان
بیطرف  باشد    همیشه   هیچ   جانبدار  نیست
با  کسی  او را  سر خشم و  سر  پیکار  نیست
با   مخاطب     داشته   باشد   احترام   بیکران
از سو الات اش  نسازد    خسته روح مر دمان
نیست ژورنالیست   مستنطق که   پرسد بیشمار
از مخاطب   انچه   او   را   مینماید   غمگسار
هست  ژور  نالیست دایم     تشنه  از  بهر خبر
تا خبر  باشد    دقیق   و   تازه   و هم   با ثمر

بنام خداوند لوح و قلم     

     ژور نالیزم و افتضاح
نوشته نذیر ظفر
با نثار درود به خواننده گان گرانقدر
مختصرا ابراز نظریات بعضی از نویسنده گان را راجع به ژورنالیزم مینگارم و در نخست تعریفی که از ژور نالزم شده مینگارم :
( ژور نالیزم یا روز نامه نگاری به عنوان علم و هنر ، جمع آوری ، تحلیل ، تولید و انتشار منظم اطلاعات و اخبار از طریق رسانه های جمعی برای اطلاع رسانی است.
اساسات ژور نالیزم بر پایه حقیقت گرایی ، بیطرفی و مسوولیت پذیری و رعایت اخلاق حرفه ای بنا شده .
حقیقت گرایی در ژور نالیزم یعنی تعهد و اراهه دقیق و صحیح اطلاعات .
خبر نگار تلاش کند تا منابع مو ثق را پیدا کند و تا صحت اخبار مورد قبول همه قرار گیرد و نظریات شخصی خود را نباید در مو ضوعات دخیل کند  و منصفانه پوشش خبری داشته باشد .
ژ ور نا لیزم در جوامع کپیتا لیستی معمولا تحت تاثیر بازار و ازاد و تاکید سر مایه داران صورت میگیرد بیان و تنوع رسانه یی بیشتر دارد اما در جوامع دمو کراتیک رسانه ها اغلب تحت کنترول دو لت یا حزب حا کم عمل میکنند و هدف شان   ترویج ایدالوژی حا کمه است .


تا جایکه تجارب کاری خودم در دو محیط کپیتا لستی  و سو سیالیستی که در شوروی مدت بیش از دو دهه و در امریکا نیز دو دهه میشود امرار حیات دارم ، نشان میدهد که هر دو محیط منافع خود شانرا مد نظر دارند با انکه در کشور های سابق سوسیالیستی تا حدودی ژور نالیزم منافع مردم را بیشتر انعکاس میداد و ایدالوژی خودش در راس ان قرار داشت بهر حالت قواعد و ژانر های ژور نا لیزم به اسا س ا خلاق ژور نالیستی عیار بود و هست با وجودیکه از پا لیسی رسانه یی عدول نمیتواند اما عفت کلام ، سنگینی بیان وکرکتر ژور نالیست  از الویت های کاری در رسانه بحساب میاید بعد از تحولات سیاسی که در کشور بوجود امد و جنگهای داخلی و رویکار امدن دولت جمهوری اسلامی و بروز صد ها رسانه که توسط اجنبی ها و جنگسا لاران اداره میشد بد بختانه ژور نا لیزم با وجودیکه بعضی رسانه ها کدر های خوب و مسلکی داشت متا سفانه بنام ازادی بیان مایک در دست کسانی قرار گرفت که از سواد هم درست بهره مند نبودند و انکشاف انترنیت و دنیای مجازی حقایق را به مجازا وا گذار شد ؛ و عده یی بازار گرم پول پیدا کردن را ازین طریق تحت  نام هنر ازمودند و عده یی هنر رقص را با اطلاعات  ژور نالیزم پیاده کردند یک  عده یی عاشق شهرت اند و فقط و فقط چهره نمایی میکنند  و عده یی هم به شخصیت سازی با همین مایک اغازیدن که مطلقا خلاف موازین ژورنالیزم  است .

ادامه خواندن کیست ژورنالیست ؟ :احمد نزیر ظفر