
در دو سده اخیر، یکی از مهمترین رویکردها در فهم دین، قرائت تاریخی بوده است؛ رویکردی که میکوشد آموزههای دینی را در پرتو شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی عصر نزول تفسیر کند. این نگاه توانست بسیاری از ابهامهای تفسیری را برطرف سازد و راه را برای گفتوگوی دین با جهان جدید هموار کند. با این حال، هنگامی که این رویکرد با نفی اعتبار فراتاریخی احکام دینی به گونهای افراطی، همه مفاهیم و ارزشهای دینی را صرف محصول شرایط تاریخی و اجتماعی زمان پیدایش دین دانست، خود با چالشهای جدی روبهرو شد. در این حالت، دین از جایگاه یک حقیقت هدایتگر و فرازمانی فاصله گرفت و به پدیدهای صرف تاریخی و نسبی فروکاسته شد؛ امری که از دید بسیاری از اندیشمندان، به نوعی بنبست معرفتی انجامیده است.
ادامه خواندن قرائت های تاریخی وفراتاریخی دینی؛ازبن بست تا پادزهر : مهرالدین مشید
