با ادعا های فراتر از « پنج چاریک» همه به جان هم افتاده ایم
افغانستان در نیمقرن اخیر نه تنها صحنهی وحشتناک ترین منازعه های نظامی، بلکه عرصهی بدترین واگرایی های ساختاری در سطوح اجتماعی، سیاسی و رسانهای بوده است. با تاسف که در این مدت اجزا، نیروها یا کنشگران جامعه ما بهجای حرکت بهسوی همگرایی و انسجام، برعکس به سمت فاصلهگیری، تعارض و گسست به پیش میروند.
در این مدت افراد، گروهها یا نهادهایی که باید در یک ساختار اجتماعی یا سیاسی، بهطور آگاهانه عمل میکردند، تصمیم میگرفتند و بر روند تحولات کشور اثر بجا و موثر از خود برجای می گذاشتند و تیر ها را به سوی دشمن مشترک نشانه می رفتند، برعکس همه چنان جانانه با چنگ و دندان به جان هم افتاده ایم که تا آخرین رمق از گزیدن یکدیگر دریغ نمی کنیم. این واگرایی، بهجای آنکه صرف محصول اختلاف های قومی یا رقابتهای قدرت تلقی شود، نتیجهی برهمکنش بحران دولتسازی، فروپاشی سرمایه اجتماعی، اقتصاد رانتی و قطبیشدن گفتمان عمومی است.
ادامه خواندن افغانستان در مدار واگرایی؛ تراژیدیهای اجتماعی، سیاسی و رسانهای