هر روز به ره منتظر نامه‌رسانم : داکتر صبورالله سیاه سنگ

May be an image of text

می‌توانید بر من بخندید: اگر اینی که هستم، نمی‌بودم، می‌خواستم پُسته‌رسان باشم. (خواهید پرسید: پیش‌نارفته بگو که حالا چه هستی؟ بازنشسته می‌اندیشم و پاسخ ندارم، ولی پرسشی یادم آمد: آیا شما می‌توانید ایستاده بیندیشید؟ من نمی‌توانم.)

برگردم به آرزوی دیرینه، پسته‌رسان‌ها را دوست دارم. از امروز و دیروز نه، از گذشته‌های دوردست که کودک بودم، دوست داشتم. هنوز به برخی از یارانم نامه‌های دست‌نویس می‌فرستم. خوشم می‌آید هم نوشتن، در پاکت گذاشتن و فرستادنش و هم دریافتن و خواندنش. خوشم می‌آید آدم بخشی از دل خود را لای نامه بگذارد و بفرستد به هرآن‌که بخواهد. (هزار البته، کهنه‌گرایی من از شایستگی، شتابندگی و کارآیی ایمیل نمی‌کاهد.)

ادامه خواندن هر روز به ره منتظر نامه‌رسانم : داکتر صبورالله سیاه سنگ

مقدم بهار خجسته باد! -۰ احمد محمود امپرطور

بدشت عشق من هر سال منتظر هستم 

که همچو لاله برون آیی و بهار کنیم

درود بر بهار، درود بر جان‌های بهاری

به نام یگانه دانای گیتی‌آفرین، آن که دفتر آفرینش را به مُهر بهار مُزیّن ساخت و در گردش روزگار، نسیم نوزایی را در لوح جان‌ها دمید؛

اکنون که بار دیگر چرخ کبود، جامه زمستانی از تن برکنده و به زیور سبز و زرین بهار آراسته شده است و سال ۱۴۰۴ خورشیدی با شکوهی تمام‌عیار گام بر عرصه گیتی نهاده، فرصت را مغتنم می‌شمارم تا با دلی سرشار از مهر و صفای ناب، آکنده از خلوص و بی‌آلایشی، درودی صمیمانه و تهنیتی فاخر و بی‌ریا به عزیزانم تقدیم دارم.

ادامه خواندن مقدم بهار خجسته باد! -۰ احمد محمود امپرطور

از غبار خاک تا افلاک عشق: نویسنده- احمد محمود امپراطور

در پهنه‌ی بی‌انتها و سکوت ژرف آفرینش، آن دم که انسان چشمان جان را از خواب فراموشی می‌گشاید و پرده‌های سنگین غفلت را یکی‌یکی از آیینه‌ی دل می‌زداید، نسیمی از عالم قدس بر باغ جانش می‌وزد و افق‌های نادیده، پیش چشم دل، گشوده می‌گردد. 

در آن لحظه‌ی ناب، انسان درمی‌یابد که وجودش بازیچه‌ی حادثه و اسیر باد و خاک نیست، بلکه شراره‌ای از آتش جاودان حقیقت در نهاد او افروخته شده؛ نوری از سرچشمه‌ی ازلیت که از اقیانوس بی‌کران رحمت الهی در پیاله‌ی وجودش ریخته‌اند.

این انسانِ به ظاهر خاک‌نشین، حامل رازی ملکوتی است؛ رازی که فرشتگان از دریافت آن عاجزند و آسمان‌ها در برابر آن سر به تعظیم فرو می‌آورند. 

ادامه خواندن از غبار خاک تا افلاک عشق: نویسنده- احمد محمود امپراطور

جُستاری در باره‌ی نوروز و پیشینه‌ی آن : استاد جاوید فرهاد

نوروز، به‌مثابه‌ی مهم‌ترین جشن آریایی، در تأریخ فرهنگی آریاییان پیشینه‌ی کهن دارد.

برگزاری این جشن از دوره‌های پار و پیرار، با سنت‌ها و روش‌های ویژه‌ به همراه بوده‌است که از آن شمار می‌توان از تهیه‌ی “هفت سین، شمع روشن کردن، خانه‌تکانی، نهال‌شانی، سمنک‌پزی، سبزه‌کوبی” و … نام بُرد.

-پیشینه‌ی نوروز:

در باره‌ی پیشینه‌ی نوروز گفته‌های گوناگونی وجود دارد که از این شمار با توجه به ارزش پژوهشی آن‌ها، نقلی از کتاب “التفیهم” ابوریحانِ بیرونی را در این این‌جا می‌آورم:

“نوروز، نخستین روز از ماه فروردین(حمل) است که آریایی‌ها تا پنچ روز پس از آن، جشن برپا می‌نمودند و پادشاهان به حقوق اطرافیان، مردم و بزرگان رسیده‌گی می‌کردند.”

ابوریحان، با اشاره به این پیشینه‌ی کهن می‌افزاید: “آریایی‌های قدیم، اول فروردین را وقت نزول فروهرها (فرشتگان) از آسمان می‌دانستند و جشن “فروردین” را برپا می کردند.”

ادامه خواندن جُستاری در باره‌ی نوروز و پیشینه‌ی آن : استاد جاوید فرهاد

سروده های از شعرای شهر تورنتو بمناسب زاد روز نیلوفر ایماق

(نيلوفر قشنگ)

اى   نور  ديده ی  من  و  آیينه   جهان

تاريخ   ساز   بابر   و  تهمينه ی زمان

ادامه خواندن سروده های از شعرای شهر تورنتو بمناسب زاد روز نیلوفر ایماق

● نگره‌هایی در باره‌ی چیستی هنر : جاوید فر هاد

• نگره‌ی مینی‌مالیسم یا ریزه‌گرایی در باره‌ی هنر:

مینی‌مالیست‌ها (ریزه‌گرایان) دیدگاه شان را از هنر در انتزاعیت، ساده‌گی و فردیت خلاصه می‌کنند. از دیدِ مینی‌مالیست‌ها: “هنر، پدیده‌ی انتزاعی است که اساس خود را بر پایه‌ی ساده‌گی بیان و روش‌های ساده و خالی از پیچیده‌گیِ معمولِ فلسفی یا شبه فلسفی می‌گذارد و بیش‌تر بر بازتاب فردیّت هنرمند اتکا دارد.”

نگره‌ی مُدرنسیم در باره‌ی هنر:

از نظر مُدرنسیت‌ها، “هنر، یک‌نواختیِ ارگانیک (اندام‌وار) را در هم می‌شکند و کُلیّت دروغین را انکار می‌کند. لذت بردن از این هنر، نیازمند اندیشیدن است. هنرمُدرن اصل را بر ویرانی عادت‌های زیبایی‌شناسانه گذاشته‌است؛ پس هم به استقلالِ فکر نیاز دارد، و هم موجبِ آن می‌شود.”

ادامه خواندن ● نگره‌هایی در باره‌ی چیستی هنر : جاوید فر هاد

طواف عشق در حرم واژگان! احمد محمود امپراطور

طواف عشق در حرم واژگان!

اگر شاعری در زلالِ سحرنوازِ نرگسِ فتنت‌زایِ تو اسیر گشت

 و دل را در محرابِ ملکوتیِ مهرت نهاد، 

بدان که نامت را، نه بر صحیفه‌ی نسیان‌ خیز و نه بر رقعه‌ی زوال‌پذیر، که بر دیبایِ مرصعِ سخن، به لثه‌ی روح و حبرِ فؤادِ مجذوب، مذهب خواهد نگاشت.

ادامه خواندن طواف عشق در حرم واژگان! احمد محمود امپراطور

معرفی شاعر جوان احمد محمود امپراطور

احمد محمود امپراطور در سال 1363 هجری آفتابی در شهر زیبا کابل دیده به دیدار هستی آشنا کرد وی فرزند شیر احمد یاور کنگورچی و نواده ی مرحوم وکیل نظام الدین است که اصلیت اش ریشه در بستر شعر و ادب دارد و پیوند نصب اش را به داملا ارباب محزون یکی از شعرا مشهور ولایت بدخشان می باشد گره خورده است هنوز کودک بیش نبود که سینه اش به زیور کلام خداوند آراسته گردید و تعلیمات دینی و مذهبی آموخت بعد شامل مکتب گردید و تا صنف سوم در لیسه عالی حبیبیه شهر کابل به کسب علم پرداخت و بعد بنابه مشکلات امنیتی در کشور با اعضای خانواده اش راهی دیار آبا و اجداد اش یعنی ولایت بدخشان گردید و در ولسوالی کشم باستان قریه کنگورچی اسکان گزید و به ادامه تحصیلات ابتدایی اش در لیسه عالی کشم   پرداخت و تا صنف دهم در آنجا بود تا دوباره وضعیت کشور بهبود یافت و به کابل برگشت و سند تحصیلات ابتدایی خود را از لیسه عالی عبدالهادی داوی به درجه اعلی بدست آورد .

ادامه خواندن معرفی شاعر جوان احمد محمود امپراطور

آوازی از فرازا : داکتر صبور الله سیاه سنگ

نقش‌آفرینی و پرداختن به نمایش، مانند هنرهای دیگر، در افغانستان ریشۀ ننوشته و گذشتۀ فراموش‌شده دارد. کارکردهایی از این دست برمی‌گردند به راه‌اندازی برنامه‌های شادیانه در دربار فرمان‌روایان، و گاه برای شادمان یا سرگرم نگه‌داشتن مردم. آنچه امروز در افغانستان تیاتر، درام، فلم و . . . نامیده می‌شوند، دنبالۀ همان نمایش‌هاست. برای یافتن سرآغاز هنرنمایی روی ستیژ، می‌توان نیمۀ پسین دهۀ 1920 را نشانی کرد. پس از کمابیش بیست سال خموشی و فراموشی، در نیمۀ نخست دهۀ 1950 ساختن تماشاگاه‌های فراخ در چند گوشۀ کابل مانند چمن و پل محمودخان روی‌دست گرفته شدند. باید از نقش رادیو، سینما و تلویزیون در شگوفایی هنرهای نمایشی نیز یاد کرد. البته این‌جا سخن از دور دوم رادیو کابل، پس از اپریل 1941 است، زیرا آمدن و خاموش شدن بار نخست رادیو در دو اتاق کوچک “کوتی لندنی” نزدیک پل آرتل در 1926 گذرا بود و برای بازتاب هنر زمینه نداشت. 

ادامه خواندن آوازی از فرازا : داکتر صبور الله سیاه سنگ

 گاهی ناگزیری تا نوشتۀ درازتری را نشر کنی!در این جا پارسی بیش‌تر برای مقابله عربی : استاد پرتو نادری

برای دوستانی که حوصلۀ خواندن دارند! دری، پارسی یا پارسی‌دری زبان یک حوزۀ سیاسی نیست که انگلیس و روس یا هم نیروهای برتر دیگری دور آن خط کشیده باشند؛ بل پارسی‌دری زبان یک حوزۀ بزرگ تمدنی است که امروزه به کشورهای گوناگونی تقسیم شده است. تا جایی که از آثار پژوهشی زبان‌شناسان می‌توان نتیجه گرفت: «دری» زبانی است کهن‌سال که نخستین سروده‌ها در این زبان به پیش از اسلام می‌رسد. همان زبانی است که به آن فارسی، پارسی یا پارسی‌دری نیز می‌گویند. ما در این جا با سه زبان رو به رو نیستیم، بلکه سه نام داریم برای یک زبان. حال چه دری گوییم چه پارسی یا هم پارسی‌دری، اشاره به یک مفهوم یا یک زبان داریم.   در این اواخر سرگرم رشته ‌نوشته‌هایی بودم در پیوند به شعر کوتاه و کوتاه‌سرایی در افغانستان. در جریان جست‌وجوهای خویش به آثاری چند تن از دانش‌مندان،  پژوهش‌گران  و زبان شناسان ایران نیز سری زدم. در این روزها که غوغای دری و پارسی بسیار داغ شده است، توجه بیش‌تری کردم و دیدم که این دانش‌مندان زبانی را که در این حوزۀ بزرگ به آن سخن می‌گویند، به همین سه نام یاد کرده‌اند. آن را گاهی « «دری» خوانده‌اند، گاهی پارسی یا هم پارسی‌دری.

ادامه خواندن  گاهی ناگزیری تا نوشتۀ درازتری را نشر کنی!در این جا پارسی بیش‌تر برای مقابله عربی : استاد پرتو نادری

نستوه نادری کوله‌بار درد است؛فقط درکش باید کرد : دکتور ملک ستیز

May be an image of 1 person and beard

خواهشمندم بی‌حوصله نشوید، از قبل داوری نکنید و این نوشته را با تحمل مرور کنید. من این نوشته‌ام را اهدا می‌کنم به آن جوانان میهنم که مظلومانه قربانی جنگ، فقر و بی‌عدالتی شده اند.

نستوه نادری پسر شاعر، پژوهشگر حوزه‌ی ادبیات و نویسنده با نام و روزنامه‌نگار برجسته‌ی کشور پرتو نادری‌ست که آثار گران‌سنگی را به ادبیات، جامعه‌شناسی و گفتمان‌های ارزشی ارایه کرده است. این‌که پرتو نادری و خانوده‌اش را بسیار دوست دارم، در نوشته‌هایم پیداست و هیچ‌گاهی دوستی‌ام را برایش دریغ و پنهان نکرده‌ام. اما نستوه را باید به عنوان یک شخصیت بالغ و مستقل به بررسی گیریم. پدرش الزاما پاسخ‌گوی عمل‌کرد پسر بالغ و پسر الزاما پاسخ‌گوی عمل‌کرد پدر فرهیخته‌اش نیست. ما این‌جا با دو شخصیت هوشمند مواجه هستیم که هر دو ویژگی‌های منحصر به خود را دارند. در باب شخصیت پرتو نادری حرف و حدیث‌های بی‌شمار در ادبیات رسمی و اجتماعی ما وجود دارد که در این نوشته آماج بحث من نیست.

اما نستوه نادری چرا یک شخصیت ویژه است؟

ادامه خواندن نستوه نادری کوله‌بار درد است؛فقط درکش باید کرد : دکتور ملک ستیز

یاد کارمندان فرهنگی رادیوتلویزیون ملی افغانستان: زلمی رزمی

به پیشواز همایش امسال، این تابلوی قشنگ وبا ارزش را با شما شریک می سازم .

شما اینجا همکاران عزیزما را می بینید که از سال ۲۰۱۵ تا سال ۲۰۲۲ درهمآیش های همدلی و همنوایی همکاران رادیو تلویزیون و افغانفلم، دورهم جمع شده بودند.

با شریک کردن این تابلوی با ارزش که بی تردید تعداد زیادی از شخصیت های اثرگذارِ تاریخِ ژورنالیزم، هنر و فرهنگ افغانستان را در خود جا داده است، شما را بزودی ازهمایش تازه ی ما نوید خواهم داد.

پس ازهمایش امسال ، ما باز این تابلوی قشنگ را با سیما های شما عزیزان، تازه و به روز خواهیم کرد. روز و محل محفل امسال بزودی به اطلاع شما عزیزان رسانیده می شود. یادداشت:

ادامه خواندن یاد کارمندان فرهنگی رادیوتلویزیون ملی افغانستان: زلمی رزمی

عالم دگر شعر از : محترم نذیر ظفر


دیــــــده از امیــــــال دنیا بسته ام
در دلـــــــم درب تـــــمنا بسته ام
عالمی دارم که باــــــشد بی بدیل
تا زبان از زشت و زیبا بسته ام
بســــکه پروازم شـــده بی انتها
در ثــــریا بال عنقــــــا بسته ام
دیده ام تبعــــیض و آزار و ریا
شــــیخ را در  صف اعدا بسته ام
حضرت می را چو دارم احترام
جام را در ظـــرف مینا بسته ام
خاک بوس کوی او باشم (ظفر)
عـــهد با دا دار یکــــتا بسته ام

با فاطمه اختر « از آن سوی آیینه»بخش نخست : استاد نصرالله پرتونادری

باری جایی نوشته بودم، ما در افغانستان دو دسته شاعر داریم. هدف شاعران معاصر است. نخست آن دسته شاعرانی که نام، شهرت و آوازۀ شان چند منزل پیش‌تر از شعرشان گام بر می‌دارد؛ دو دیگر شاعرانی که نام، شهرت و آوازۀ شان چند منزل پس‌تر از شعر آنان گام بر می‌دارد. این امر گاهی ما را در داوری‌های‌مان در پیوند به شعر یک شاعر گرفتار اشتباه می‌سازد. بانو فاطمه اختر سرایندۀ «از آن سوی آیینه» درست از دستۀ دوم است. شعر او چند و چند منزل پیش‌تر از نام، شهرت و آوازۀ او گام بر می‌دارد. گزینۀ شعری «از آن سوی آیینه» سال‌ها پیش زمانی که در پشاور پاکستان برای رادیو بی‌بی‌سی کار می‌کردم به دستم رسیده بود. من تا آن روز نه نامی از فاطمه اختر در ذهن داشتم و نه هم شعری از او خوانده بودم. شاید من نیز در ذهن او چنین بودم.

ادامه خواندن با فاطمه اختر « از آن سوی آیینه»بخش نخست : استاد نصرالله پرتونادری

دیگر نزنید ؛ شعر از : هارون یوسفی

دگر به ریشه‌ی من تیشه و تبر نزنید

به روزگار بدم طعنه بیشتر نزنید  

خراب و زخمی ناسورِ این جهان شده‌ام

به من  شما ز جهنم سخن دگر نزنید

 هزار بار و از آن بیشتر فسون شده‌ام    

دگر به کنج کلاهم دوباره  پَر نزنید

بنا به گفته‌ی ماما قدوس من: همه شب –

ادامه خواندن دیگر نزنید ؛ شعر از : هارون یوسفی

در باره داکتر محمد حسین یمین : استاد نصرالله پرتو نادری

از شمار دو چشم یک تن کم

وز شمار خرد هزاران بیش

امروز پروفسور داکتر محمد حسین یمین از این جهان چشم پوشید و به گفتهء خیام با هفت‌هزار ساله‌گان سر به سر شد.

استاد یمین دست کم چهل سال استاد دانشکدهء  ادبیات دانشگاه کابل بود.

عضویت شورای علمی دانشگاه کابل را داشت و عضو فرهنگستان ایران نیز بود.

او حق بزرگی بر چند نسل از آموزگاران زبان و ادبیات پارسی دری در افغانستان دارد. چند نسل شاعر و نویسندهء کشور را نیز استاد بوده است.

ادامه خواندن در باره داکتر محمد حسین یمین : استاد نصرالله پرتو نادری

پایان ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف : داکتر ملک ستیز

ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف دو خبرنگار سرآمد ما در بی‌بی‌سی فارسی به اتمام رسیده است. من به عنوان تحلیل‌گر و پژوهش‌گر علوم سیاسی و حقوق بین‌الملل بار ها توسط این دو ژورنالیست برجسته مصاحبه شده‌ام. بدون‌شک هردو شخصیت رسانه‌یی از بهترین‌های روزگار ما هستند. 

سه ویژگی مشترک در کار شادان و معروف:

نخست، پرسش‌گران حرفه‌یی

هر دو روی شکل‌گیری و طرح پرسش‌ها کم‌نظیر بودند. آن‌ها روی پرسش‌ها ساعت‌ها کار می‌کردند و در تلاش پیداکردن پاسخ های سازنده بودند. این رسالت اصلی هر خبرنگار تخصصی است. این ویژگی نمایان‌گر فهم و آگاهی بالایی آنان از حوادث در افغانستان و جهان بود. 

دوم، تخصص‌گرایی

وقتی شادان و معروف مقاله‌یی می‌نوشتند و یا تحلیلی را پخش می‌کردند، در می‌یافتی که چقدر امانت خبر، استقلال تحلیل و حساسیت زمان را رعایت کرده اند. تخصص من حقوق بین‌المللی، روابط بین‌الملل و حقوق بشر است. بار ها شاهد تماس‌های هردو بوده‌ام که برای تهیه یک خبر و یا نظر مشوره هایم را در این سه زمینه می‌گرفتند تا اصل تخصص‌گرایی را رعایت کنند. در سایر موارد نیز با متخصصین بخش‌ها در مشوره بودند. 

ادامه خواندن پایان ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف : داکتر ملک ستیز

• حوزه‌ی ادبی بلخ، همواره شُکوه و فرزانه‌گی ویژه برایم داشته‌است. : جاوید فرهاد

این شُکوه و فرزانه‌گی شاید میراثِ بزرگانی چون مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شهید بلخی، رابعه بلخی، ابو شکور بلخی، ناصر خُسرو قبادیانی بلخی، عُنصری بلخی و دیگر بلخیان نام‌دار است که تا هنوز در شریان‌های شعورِ فرهنگی شاعران و مردمِ آزاده‌ی بلخ جریان دارد.

امروز نیز فرهیخته‌گی بلخِ بامی مدیون بودنِ شاعران و فرهنگیانِ ورجاوند در این حوزه است که ذهنِ من با نام‌های آنان گره خورده‌است؛ فرزانه‌گانی که در باره‌ی ویژه‌گی‌های فرهنگی و شخصیتی آن‌ها می‌توان سطرهای دور و درازی نوشت؛ اما اکنون با استفاده از فُرصت برداشتم را به‌گونه‌ی فشرده در موردِ برخی از آنان این‌جا می‌نویسم.

• استاد واصف باختری: شاعر، پژوهش‌گر و ادب‌پژوهی که که در یک سده‌ی پسین همتا یش نبود و حافظه‌ی رایانه‌ای داشت.

ادامه خواندن • حوزه‌ی ادبی بلخ، همواره شُکوه و فرزانه‌گی ویژه برایم داشته‌است. : جاوید فرهاد

چهرۀ نو در میان آواز خوانان زن افغاسنتان؛ نویسنده: Amin Saikal –برگردان: داکتر صبورالله سیاه سنگ

به‌ تازگی گروهی از هنرمندان افغان، شامل آوازخوانان و نوازندگان، برای سه‌هفته‌ سفری به اتحاد جماهیر شوروی داشتند و در چندین شهر – به شمول مسکو – کنسرت‌هایی اجرا کردند.

یکی از آوازخوان‌های تازه‌دم نیز در آن جمع حضور داشت. او پس از بازگشت، در مصاحبه‌ با گزارش‌گر روزنامۀ “هیواد” دربارۀ برداشت‌هایش از شوروی و استقبال مخاطبان سخنانی گفت. 

قمرگل نزده ساله و مادر یک فرزند که اینک در نقش آوازخوان پشتو، پرآوازه شده است، می‌گوید: “تماشاچیان و شنوندگان شوروی مخصوصاً در مسکو، استقبال گرمی از من داشتند و به شنیدن آهنگ‌های محلی پشتو علاقۀ زیاد نشان دادند. آن‌ها بارها درخواست کردند که پارچه‌های زیادتری بخوانم. 

ادامه خواندن چهرۀ نو در میان آواز خوانان زن افغاسنتان؛ نویسنده: Amin Saikal –برگردان: داکتر صبورالله سیاه سنگ

رهبران فراری : نوشته نذیر ظفر

ما را به وحشیان زمـــــان رهبران فروخت
خـــــود را به پول اجنبیان رهبران فروخت
از آبــــــــرو گـــــر فتـــــه و تا آب رود را
با صد فسانه خنــــده کنان رهبران فروخت

ادامه خواندن رهبران فراری : نوشته نذیر ظفر

تلویزیون اندیشه افغان به کارگردانی جناب محترم عبدالقیوم جبارخیل ؛ برنامه از هر چمن سمنی

لطفا بروی لینک کلیک نموده برنامه دلچسپ را با آهنگ های خوب قدیم وحماسی و با دکلمه اشعار و خوانش مطالب کوتاه ولی خیلی دل چسپ و سراسر پند با صدای جبار خیل گرانقدر بشنوید .

https://www.facebook.com/share/v/bYAvXJifh2dv98LA

نوآوری در نویسنده‌گی : جاوید فرهاد

نوآوری امری از پیش تعیین شده در نویسنده‌گی نیست؛ زیرا بر بنیاد استعداد و تجربه‌ی فردی هر نویسنده از زنده‌گی و بازتاب آن در بستری به‌نام زبان، روش‌های نوآوری متفاوت و چندگونه اند. به‌گونه‌‌ی مثال روش نوآوری فرانتس کافکا، آلبر کامو، صادق هدایت و محمود دولت‌آبادی از هم فرق دارد؛ درست است که گاهی رگه‌هایی از تاثیرگیری و تاثیرپذیری را از ره‌گذر محتوایی در آثار این نویسنده‌گان بزرگ زیر نامِ هم‌مانندی (مشابهتِ محتوایی) می‌توان دریافت؛ اما گونه‌‌ی پردازش آنان با توجه به‌روش نوآوری در تولید آثار ادبی متفاوت است؛ چون نوآوری وابسته به فردیّت نویسنده است و فردیت به‌جای جمعیّت یا روش نوآوری عمومی قرار دارد.

•نوآوری چیست؟

کشف تازه از هستی و سپس پردازش آن در نویسنده‌گی با روش متفاوت در بستری به‌نام زبان.

ادامه خواندن نوآوری در نویسنده‌گی : جاوید فرهاد

فریده انوری در پــرتو فـانـوس: داکتر صبور الله سیاسنگ

فریده  انوری

از میان زنانی که در گستره‌های گوناگون هنر و فرهنگ افغانستان در چهل سال پسین گُهروار درخشیده اند، نام فریده انوری در چند لست و فهرست می‌آید. او که نامور بودنش زیادتر با دکلمه شعر گره می‌خورد، از پیشگامان این هنر است.

در گویندگی – خوانش اخبار، تبصره‌ها و داستان‌ها – هم پیشینۀ بلند دارد. در برگزاری و گردانندگی برنامه‌های زیرین نقش داشته است: از هر چمن سمنی، مجلۀ رادیویی، زمزمه‌های شب هنگام، ترانه‌ها و سخن‌ها، کاروان ابریشم، مشعل‌داران هنر، درودی و سرودی، ترازوی طلایی، پاسخ چیست؟، هزارویکشب، شب شعر، شهر شعر، نقش‌های جاودان، هفت شهر عشق، فصلی از بارش رنگ، بانگ نای و ….گاه از داستان‌های دنباله‌دار، قصه‌های تمثیلی و رادیودرام‌ها نیز شنیده می‌شد. “بهانه” و “ژاندارک” دو نقش یادماندنی وی در داستان‌های دنباله‌دار و رادیودرام‌ها اند.

ادامه خواندن فریده انوری در پــرتو فـانـوس: داکتر صبور الله سیاسنگ