مشارکت و شیوهٔ تصمیم‌گیری؛ از فردمحوری تا خرد جمعی : نور محمد غفوری

در هر سازمان، نهاد یا ساختار سیاسی، کیفیت تصمیم‌گیری یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کنندهٔ ثبات، کارآمدی و آیندهٔ آن است. تصمیم‌ها زمانی می‌توانند از پشتوانهٔ بیشتری برخوردار باشند که نه صرفاً بر اراده و تشخیص یک فرد، بلکه بر پایهٔ مشورت، مشارکت، تخصص، تجربه و ارزیابی دیدگاه‌های مختلف شکل گرفته باشند.

مشارکت در تصمیم‌گیری به معنای نفی رهبری یا تضعیف جایگاه مسئول اول نیست؛ بلکه به معنای ایجاد راه و روشی است که در آن رهبر بتواند از ظرفیت فکری و تجربی افراد مختلف استفاده کند و تصمیم‌های مهم را با آگاهی بیشتر و شناخت همه‌جانبه‌تر اتخاذ نماید. در چنین ساختاری، رهبری از «تصمیم‌گیرندهٔ منفرد» به «هماهنگ‌کنندهٔ خرد جمعی» نزدیک می‌شود.

تصمیم خوب، محصول یک نگاه نیست

هیچ فردی، هرقدر باهوش، باتجربه و توانمند باشد، نمی‌تواند از همهٔ زوایای یک مسئله آگاهی داشته باشد. واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و سازمانی معمولاً پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان آن‌ها را از یک زاویه بررسی کرد.

ادامه خواندن مشارکت و شیوهٔ تصمیم‌گیری؛ از فردمحوری تا خرد جمعی : نور محمد غفوری

د جلاوطنه حکومت ټولنیز ـ کلتوري مشروعیت؛ له ادعا تر استازیتوب : نورمحمد غفوری

د جلاوطنه حکومت د جوړېدو موضوع په افغانستان کې له څه مودې راهیسې د سیاسي بحثونو یوه برخه ده. په دې موده کې بېلابېلو سیاسي څېرو او ډلو له هېواده بهر د افغانستان د حکومت، موقت حکومت او یا د یوه بدیل سیاسي جوړښت د رامنځته کولو ادعاوې کړې دي. له همدې امله، د دې موضوع څېړنه باید یوازې د سیاسي شعارونو او د افرادو د ادعاوو تر کچې محدوده نه شي؛ بلکې حقوقي، سیاسي، ټولنیز، فرهنګي او په ځانګړي ډول د مشروعیت او استازیتوب اړخونه یې باید په جلا او تحلیلي ډول وڅېړل شي.

ما په تېرو لیکنو کې د جلاوطنه حکومت د ماهیت، اقتصادي او ټولنیز ـ کلتوري اړخونو په اړه بحث کړی دی. په دې لیکنه کې غواړم د جلاوطنه حکومت ټولنیز ـ کلتوري مشروعیت او د استازیتوب د دعوې اعتبار وڅېړم؛ یعنې دا چې که له هېواده بهر یو سیاسي جوړښت د افغانستان د حکومت یا د افغان ملت د استازیتوب دعوه کوي، د دې دعوې لپاره کوم ټولنیز او فرهنګي بنسټونه اړین دي؟ له افغانانو سره یې واقعي اړیکه باید څنګه وي؟ او تر کومه ځایه کولای شي د افغانستان د متنوع ټولنیز او فرهنګي واقعیت استازیتوب وکړي؟

ادامه خواندن د جلاوطنه حکومت ټولنیز ـ کلتوري مشروعیت؛ له ادعا تر استازیتوب : نورمحمد غفوری

 دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است : ملک ستیز

دوست فرهیخته و گران‌مایه‌‌ام، دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است؛ نویسنده‌ای که سال‌های پربار زندگی خویش را وقف نوشتن، پژوهش، تحلیل، نقد و بررسی کرده و آثار ارزشمندی از خود به‌جا گذاشته است.

در کتاب «سیاست و هنر»، با نگاهی به شخصیت فرهنگی و فکری صبورالله سیاسنگ، به‌ویژه جایگاه برجسته‌ی او در عرصه‌ی نقد هنری و سیاسی پرداخته‌ام. این نوشته ادای احترامی است به نویسنده‌ای که حضورش در فرهنگ معاصر ما، با اندیشه، قلم و نگاه نقادانه‌اش، ارزش ویژه‌ای دارد.

اینک که او در میان ماست و همچنان می‌نویسد، می‌اندیشد و با قلم خویش به غنای فرهنگ ما می‌افزاید، چه نیکوست که تجلیل از فرهیختگان را به زمان حیات‌شان موکول کنیم؛ زمانی که خودشان بتوانند این مهر، احترام و قدردانی را ببینند و بشنوند.

این نوشته را با نهایت احترام و ارادت به نشر می‌سپارم، به این امید که گامی کوچک باشد در تجلیل از صبورالله سیاسنگ در زمان حیاتش و ادای بخشی از دین دوستی، ارج‌گذاری و سپاس ما به این شخصیت گران‌قدر فرهنگی و ادبی.

ادامه خواندن  دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است : ملک ستیز

فرانسه و افغانستان؛ مقایسهٔ تاریخی یا مقایسهٔ دو نتیجه؟ : نورمحمد غفوری

در یکی از نوشته‌های اخیر، مقایسه‌ای میان فرانسهٔ دوران ناپلئون و افغانستانِ دورهٔ درانی و پس از آن صورت گرفته است؛ مقایسه‌ای که از یک پرسش مهم آغاز می‌شود: چرا فرانسه در اوایل قرن نوزدهم به نهادهای حقوقی و اداری جدیدی مانند «کود مدنی» رسیده بود، در حالی که افغانستان هنوز با ساختارهای سنتی قدرت، رقابت‌های خانوادگی و قبیله‌ای و نظام حقوقی متفاوتی اداره می‌شد؟

به نظر من، اصل این پرسش کاملاً معتبر است. تاریخ تطبیقی دقیقاً برای فهم همین تفاوت مسیر جوامع اهمیت دارد. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که نتیجهٔ یک روند تاریخی را با وضعیت جامعه‌ای دیگر مقایسه کنیم، بدون آنکه مسیر رسیدن به آن نتیجه را نیز بررسی کنیم.

فرانسه در سال ۱۸۰۴ از کجا آمده بود؟

ادامه خواندن فرانسه و افغانستان؛ مقایسهٔ تاریخی یا مقایسهٔ دو نتیجه؟ : نورمحمد غفوری

An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

Part Two

The fire that love sets ablaze in the heart—no one else can feel its heat. Only the lover knows how consuming that flame can be.

Lala Mohsin once said, “Love is a strange, incurable pain. No one knows when it will come to a person.”

One day, Sonia and I were walking home from school.

Sonia asked me,

“Will you come to my wedding?”

“Why wouldn’t I?” I replied.

Then she told me about her fiancé. He was one of her relatives.

Their house was filled with music and singing.

My grandmother began cursing them. She closed the ursi windows and complained that we lived in Kucha-e-Kharabat.

Shafiq was sitting there holding a glass of water, wearing his characteristic smile, and was just about to drink.

And I, like a rooster crowing at the wrong time, suddenly said,

ادامه خواندن An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

An Original Story by Maria Daro” Sonia and Shafiq, My Uncle:

Part One

Life amid green nature and fruit-laden garden lanes had a peace of its own, but the life and civilization of Kabul city had long been

one of our dreams.

When my uncle Shafiq finished primary school in our distant village, Chahar Asiab, one of the districts around Kabul, my grandfather bought him a house in Shor Bazaar, in the heart of Kabul, so that he could continue his education.

Later, when my brother and I also completed primary school, there was still no higher school in Chahar Asiab. We too had to continue our education in the city. So our parents began living in Shor Bazaar with Shafiq.

When we woke in the village, the fresh air of nature, the songs of birds, the life-giving breeze passing through the gardens and orchards, and the fragrance of blossoms were our greatest comfort.

But now, waking in the city, everything had a different color, a different liveliness, and a different smell.

The voices of shopkeepers calling out their goods, the bustle of the tabang sellers, the hammers of blacksmiths striking against iron, and the fragrance of musk and amber drifting from the herbal and spice shops created an entirely different atmosphere.

There was also a remarkable sense of intimacy and solidarity among the people living in those narrow, crowded lanes. From Lahori Gate to Shor Bazaar, and from Hindu Guzar to Se Dukan-e Chandawal, the people had an unbreakable bond with one another, almost as though they shared the same blood.

mor Reading

جمهوری افغانستان؛ یک تجربه تاریخی، فرصت‌های از دست‌ رفته و درس‌های آینده: نور محمد غفوری

فروپاشی نظام جمهوری افغانستان را نمی‌توان تنها با یک رویداد، یک تصمیم یا عملکرد یک گروه خاص توضیح داد. آنچه در نهایت به سقوط آن نظام انجامید، حاصل مجموعه‌ای از عوامل و روندهای به‌هم‌پیوسته بود؛ از اشتباهات سیاسی و ضعف‌های مدیریتی گرفته تا فساد گسترده، اختلافات داخلی، وابستگی شدید به حمایت خارجی و بی‌اعتمادی فزاینده میان مردم و حکومت. با این حال، بررسی این دوره بدون پرداختن به مسئولیت کسانی که در رأس قدرت قرار داشتند، ناقص خواهد بود.

نظام جمهوری با شعار دموکراسی، حاکمیت قانون، حقوق شهروندی، بازسازی و ساختن افغانستانی نوین شکل گرفت. در این دوره، فرصت‌های مهمی برای ایجاد نهادهای دولتی، گسترش آموزش، رشد رسانه‌ها، مشارکت سیاسی و بازسازی کشور فراهم شد. اما در بسیاری از موارد، فاصله میان شعار و عمل از میان نرفت. فساد، واسطه‌گری، انحصار قدرت، انتخابات جنجالی، اختلافات سیاسی و استفادهٔ نادرست از منابع عمومی، اعتماد مردم را به نهادهای دولتی کاهش داد.

ادامه خواندن جمهوری افغانستان؛ یک تجربه تاریخی، فرصت‌های از دست‌ رفته و درس‌های آینده: نور محمد غفوری

 دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

فارسی‌ستیزی؛ چهره پنهان سیاست زبانی طالبان

برای بررسی  دقیق و منصفانه دشمنی طالبان با زبان فارسی، بهتر است میان دشمنی با زبان فارسی و سیاست زبانیِ برتری‌جویانه تفاوت قایل شویم. شواهد موجود نشان می‌دهد که در دوره طالبان، به‌ویژه پس از ۲۰۲۱، فشار بر کاربرد رسمی و نمادین دری/فارسی افزایش یافته است؛ اما این فشار همیشه در قالب یک فرمان صریح برای «ممنوعیت فارسی» ظاهر نشده است. یک پژوهش تازه در سال ۲۰۲۶ نیز همین الگو را «حاشیه‌راندن دری از طریق ابهام و ترجیح نهادی پشتو» توصیف می‌کند. 

زبان فارسی در افغانستان تنها وسیلهٔ گفت‌وگو نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ، ادبیات، دیوان‌سالاری، فرهنگ شهری، هویت و حافظهٔ مشترک تاریخی افغانستان است. فراتر از این‌ها، زبانِ شاهنامه، بوستان و گلستان، و میراث فکری و ادبی حافظ، مولانا و ده‌ها شخصیت بزرگ ادبی و فرهنگی است. نادیده گرفتن چنین میراثی، مصداق پنهان کردن آفتاب با دو انگشت است.

ادامه خواندن  دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

نگاهی به کتاب «برف می‌بارید»یادنامهٔ داکتر محمداکرم عثمان (نوشتهٔ صبورالله سیاه سنگ):محسن نکومنش

همان طور که از زیرعنوان کتاب برمی‌آید، این اثر یادنامهٔ داستان‌نویس و سیاست‌دان بزرگ افغانستان اکرم عثمان است که به مناسبت دهمین سالیاد او چاپ و منتشر شده است. به لحاظ آشنایی و دوستی‌ام با دکتر اکرم عثمان و از آن‌جا که سابقهٔ دوستی و ارادت آقای سیاسنگ و اکرم عثمان به یک‌دیگر را هم می‌دانم مشتاق خواندن «برف می‌بارید» بودم. از سوی دیگر در طول سال‌های دوستی با دکتر سیاسنگ بارها و بارها در زمینه‌ی آثار اکرم عثمان و همچنین منش و رفتار او گپ زده‌ایم. برایم این پرسش مطرح بود که آیا کتاب حاوی نکته‌ی تازه‌ای برایم هست یا نه.

ادامه خواندن نگاهی به کتاب «برف می‌بارید»یادنامهٔ داکتر محمداکرم عثمان (نوشتهٔ صبورالله سیاه سنگ):محسن نکومنش

د فکر خونه یا (Think Tank) څه ته وایي؟ : نور محمد غفوری

د سیاسي، ټولنیزو، علمي او اقتصادي ډلو او بنسټونو ترمنځ، په ځانګړي ډول د ځوان نسل په منځ کې، د فکر خونو (Think Tanks)  جوړول او تنظیمول په یوه مخ پر ودې دود بدل شوي دي. خو له بده مرغه، یو شمېر تازه‌کار او نوي راټوکېدلي کسان لا هم د دغو بنسټونو له تاریخي ماهیت، د فعالیت له طریقو او د اغېزمنتیا له ساحو سره لازمه بلدتیا نه لري. هیله ده چې لاندې لنډ معلومات د دې برخې د کارکوونکو او د عملي چارو د سمبالوونکو لپاره ګټور او لارښود وګرځي.

د فکر خونو تاریخي شالید

ادامه خواندن د فکر خونه یا (Think Tank) څه ته وایي؟ : نور محمد غفوری

 پروفیسور داکتر عبدالله کاظم: برگرفته از سایت دانشمندان ونویسندگان

Screenshot

در میان چهره‌ های علمی و ملی افغانستان، نام پروفسور داکتر سید عبدالله کاظم چون ستاره‌ ای است که در آسمان دانش و شرافت می‌ درخشد. 

مردی که عمر خویش را نه در آسایش، بلکه در خدمت، تحقیق و تربیت نسل‌ ها سپری کرده است٫ مغزی که سال‌ ها خسته شد تا وطن از جهل و تاریکی رهایی یابد، و قلبی که هر تپش‌ اش برای روشنی و رفاه مردمش بود.

او از آن انسان‌ های کمیاب است که دانش را عبادت می‌ داند و پاک‌ نفسی را معیار انسانیت. در روزگاری که بسیاری علم را به سودا و شهرت فروختند، داکتر کاظم علم را به وجدان پیوند زد و از آن چراغی ساخت برای راه جوانان. 

دهه‌ ها در  پوهنتون کابل، با دلسوزی و فروتنی، هزاران شاگرد را پروراند٫ شاگردانی که امروز در گوشه‌ وکنار جهان، نام افغانستان را با افتخار و دانش بلند می‌ کنند.

آثار علمی و تحقیقی او نه فقط صفحات کتاب، بلکه سند وفاداری به وطن است. 

ادامه خواندن  پروفیسور داکتر عبدالله کاظم: برگرفته از سایت دانشمندان ونویسندگان

Sen Anlat Karadeniz: When Love Challenges Tradition

A Tribute to Its Writers and Actors — with an Honest Reflection on Its Final Chapter

By Maria Daro

There are television dramas that entertain us for a while, and there are dramas that stay in our minds long after the final scene.

Sen Anlat Karadeniz is one of them.

I watched this series not only as a viewer, but as a writer watching other writers, and as an artist trying to understand the world that other artists created.

What I found was much more than a love story.

ادامه خواندن Sen Anlat Karadeniz: When Love Challenges Tradition

وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

اگر بخواهیم مسئله وحدت و همبستگی در افغانستان را واقع‌بینانه و فارغ از احساسات قومی و نفرت از دیگران بررسی کنیم، باید میان هویت قومی، منافع سیاسی و منافع اقتصادی ـ اجتماعی مردم تفکیک قائل شویم

گروه های اتنیکی، اعم از پشتون‌ها، تاجیک ها، هزاره‌ها، ازبیک‌ها، بلوچ‌ها و سایر گروه‌های قومی افغانستان، یک جامعه کاملاً یکدست و دارای منافع واحد نیستند. در هر قومی، اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی با موقعیت‌های اقتصادی، سیاسی و قدرت متفاوت وجود دارند. بالخصوص در دو دههٔ نظام جمهوری نام نهاد اسلامی نیز بخشی از نخبگان و صاحبان قدرت، صرف‌نظر از قومیت‌شان، از موقعیت سیاسی و اقتصادی خود بهره‌مند شدند؛ برخی در فساد، سوءاستفاده از قدرت و زیرپا نمودن حقوق مردم مصروف و متهم بودند، در حالی که بخش بزرگی از مردم عادی همچنان با فقر، بیکاری، ناامنی و محرومیت از فرصت‌های آموزشی و اقتصادی زندگی می‌کردند.

ادامه خواندن وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

هر حرفه‌ای چارچوب، قواعد، اصول و معیارهای خاص خود را دارد و اعتبار آن نیز در گرو پایبندی به همان اصول است. ژورنالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست. رسالت خبرنگار، جست‌وجوی حقیقت، طرح پرسش، روشن ساختن واقعیت‌ها و فراهم کردن زمینه‌ای است که مخاطب خود بتواند آگاهانه قضاوت کند؛ نه آن‌که از پیش، به سود یک روایت یا یک طرف دعوا موضع بگیرد.

بی‌گمان، صداقت، شجاعت، تعهد و مسئولیت‌پذیری از ارزش‌های بنیادی ژورنالیسم‌اند؛ اما این فضایل زمانی معنای کامل می‌یابند که با بی‌طرفی حرفه‌ای، انصاف، استقلال فکری و وفاداری به حقیقت همراه باشند. خبرنگار، پیش از هر چیز، در برابر حقیقت و حق مردم برای دانستن مسئول است، نه در برابر یک روایت سیاسی، یک جریان فکری یا منافع یک قدرت.

ادامه خواندن ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

یکی از پرسش‌های اساسی در تحلیل تحولات معاصر افغانستان این است که چرا طالبان، از زمان ظهور خود در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، عمدتاً از میان یک حوزه قومی و جغرافیایی سربرآورده‌اند. پاسخ به این پرسش، نه در قضاوت‌های احساسی و نه در تعمیم‌های قومی، بلکه در مطالعه ساختارهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی افغانستان نهفته است.

نخست باید تأکید کرد که طالبان یک جریان سیاسی-ایدئولوژیک هستند، نه نماینده یک قوم.  همان‌گونه که هیچ قومی را نمی‌توان با عملکرد یک حزب، دولت یا جنبش سیاسی تعریف کرد، نسبت دادن مسئولیت عملکرد طالبان به یک قوم نیز از منظر علمی و اخلاقی نادرست است. اقوام، واحدهای اجتماعی و فرهنگی هستند، در حالی که طالبان یک سازمان سیاسی و نظامی با ایدئولوژی، ساختار و اهداف مشخص‌اند.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، هر جنبش اجتماعی یا نظامی، در مرحله شکل‌گیری، معمولاً از همان محیط جغرافیایی و اجتماعی که در آن متولد شده است نیرو جذب می‌کند. پیدایش طالبان نیز در سال ۱۹۹۴ در جنوب افغانستان، به‌ویژه در قندهار بر بستری شکل گرفت که طی دو دهه جنگ، مهاجرت و مداخلات منطقه‌ای، به‌ویژه سیاست‌های پاکستان، فراهم شده بود؛  منطقه‌ای که اکثریت ساکنان آن را پشتون‌ها تشکیل می‌دادند. بنابراین، طبیعی بود که نخستین رهبران، فرماندهان و نیروهای این جنبش از همان محیط اجتماعی برخیزند. این پدیده، نه یک استثنا، بلکه الگویی شناخته‌شده در مطالعات جنبش‌های سیاسی و منازعات داخلی است.

ادامه خواندن طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

حدود شصت سال باینطرف با استاد جنت‌ مکان، دانشمند عالی‌ مقام، زبان‌ شناس معروف، عارف روشن‌ ضمیر و والاگهر، سیاست‌مدار مجرب، نویسندۀ بی‌بدیل، انسان مهذب، سخاوت‌ مند در تدریس به شاگردان و علاقمند در آموزش آنان، پروفیسور در یونیورسیتی‌ها، سخنگوی توانا و وارد در چندین زبان، حضرت استاد دکتور عبدالغفور روان فرهادی ارتباطات علمی و ادبی داشتم، بروز یکشنبه بیست و ششم ماه جولای 2026 مسیحی جهان فانی را وداع کرد و روان پاکش راهی جنت و روضۀ رضوان گردید. انا لله و انا الیه راجعون 

بارها با این شخصیت وارسته و پاک‌ نهاد و پاکیزه‌ سرشت در خانه و دفترشان ارتباطات در خصوص مسایل علمی و ادبی و گاهی هم سیاسی داشتم، و استاد فرهادی در سیاست جهانی و تاریخ علوم سیاسی آیتی بود که افکارش را در صنوف فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل و در خارج برای شاگردانش توضیح می‌کرد.  بیاد دارم خانمی دانشمندی به اسم محترمه ماریا دارو از سابقه‌ داران رادیو افغانستان که کتاب تاریخچۀ هنرمندان ساریخ ساز تیاتر افغانستان را می‌نوشت می‌خواست با داکتر فرهادی تماس بگیرد و طلب کمک علمی نماید. استاد فرهادی لطف‌ های پدرانه کرد و چون ماریا جان دارو از رابطۀ نزدیک مان باخبر بود از وفات استاد بر من تسلیت فرمود.  داکتر فرهادی بدون مبالغه جامع‌الکمالات بود و هنر و خصوصاً هنر در افغانستان و فرانسه را می‌دانست و معلومات مزید داشت. 

ادامه خواندن درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

و درس های از عبرتسرای تاریخ !

مسیر تاریخ  جهان را در چند قرن اخیر 

انقلابات بزرگ رقم زده است  . 

و فتح باستیل در (14) جولای (۱۷۸۹  م) و انقلاب فرانسه ، یکی از صفحات شورانگیز و از مهم‌ترینرویدادهای تاریخ سیاسی  جهان به شمار می‌رود. 

انقلاب کبیر فرانسه (1789)  یک شورش علیه سلطنت مطلقه نبود، بلکه محصول یک تحول عمیقفکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بود که از اندیشه‌های عصر روشنگری (The Enlightenment) الهام گرفت و در بستر بحران‌های مالی، نابرابری‌های طبقاتی، فقر گسترده ، ضعف ساختار سیاسی و  شرایط عینی جامعه فرانسه  و تغیرات  خارجی در اواخر قرن هجدهم شکل گرفت. 

ادامه خواندن ارزشهای جهان شمول انقلاب کبیر فرانسه :میرعبدالواحد سادات

و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن و پیش‌شرط حکمرانی کارآمد:نور محمد غفوری

شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

عدالت اجتماعی، به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین ارزش‌های دولت مدرن، زمانی معنا و تحقق عینی می‌یابد که فرصت‌های خدمت عمومی بر مبنای اصل برابری و شایستگی در اختیار شهروندان قرار گیرد. فلسفه سیاسی معاصر و نظریه‌های حکمرانی خوب بر این اصل اتفاق نظر دارند که مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی، در گرو استقرار یک نظام اداری مبتنی بر شایسته‌سالاری، حاکمیت قانون و برابری فرصت‌ها است. از همین رو، انتصاب و استخدام در نهادهای دولتی باید بر پایه تخصص، تجربه، شایستگی حرفه‌ای، تعهد اخلاقی و کارنامه عملی افراد صورت گیرد، نه بر اساس وابستگی‌های قومی، زبانی، جنسیتی، سیاسی یا تنظیمی.

ادامه خواندن شایسته‌سالاری؛ بنیان: نور محمد غفوری

دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

گاهی دوستی‌ ها و دوستان پدر، که بر پایه ای صداقت و بدون مدعا می‌باشد، چنان عمیق و ناگسستنی میگردد که از روابط خونی هم محکم‌ تر می‌ماند.

از جمله دوستان پدرم، یکی حاجی محمد اکرم کارگر است.

پدر در سال ۱۳۲۷ خورشیدی از ولایت بدخشان به کابل آمد. در آن زمان، شاگرد صنف چهارم مکتب بود و اول‌ نمره ای صنف خود محسوب می‌شد.

 پس از اولین سفر آخرین شاه افغانستان به بدخشان و خوانش پیام خوش‌ آمدید، شاه همایونی، با نظر سردار احمد شاه خان، وزیر دربار، و عبدالهادی خان داوی، سرمنشی، 

از بابه‌ کلانم، وکیل نظام‌ الدین خان، می‌ پرسد که آیا رضایت دارد ایشان را برای ادامه ای مکتب با خود به کابل ببرند؟

بابه‌ کلانم موافقت می‌کند و پدرم را به کابل می‌ آورند. 

ادامه خواندن دیدار با مرد نود ساله – احمد محمود امپراطور

دموکراسي؛ د افغانستان د راتلونکي لپاره یوه اړتیا :نورمحمد غفوری

دا لیکنه مې د ۲۰۱۶م کال د جون په ۲۱مه، د هغه وخت له سیاسي او ټولنیزو شرایطو سره سمه لیکلې او (دموکراسي اړینه ده) تر سرلیک لاندې خپره کړې وه. نن، لس کاله وروسته، که څه هم حالات په ډېرو برخو کې بدل شوي، خو د دې لیکنې اساسي مفاهیم او پوښتنې لا هم خپل اهمیت لري. له درنو لوستونکو او ځوانو سیاسي فعالینو څخه هیله لرم چې دا او زما نورې تیوریکي او عملي لارښوونکې لیکنې په دقت ولولي، ورباندې فکر وکړي او خپل علمي او رغنده نظرونه شریک کړي.

ادامه خواندن دموکراسي؛ د افغانستان د راتلونکي لپاره یوه اړتیا :نورمحمد غفوری

نگاهی شتابنده؛بر ماجرای زنان جبرئیل هرات:

 میان احساسات، واقعیت‌ها و ضرورت یک بدیل ملی

رویداد زنان جبرئیل هرات در روزهای اخیر واکنش‌های گسترده‌ای را در میان افکار عمومی افغانستان برانگیخت. برخی این حرکت را نشانه‌ای از مقاومت مدنی و اعتراض مشروع دانستند و برخی دیگر آن را اقدامی شتاب‌زده و فاقد زمینه‌های لازم برای ایجاد تغییرات بنیادی در کشور ارزیابی کردند. آنچه مسلم است، این‌گونه تحرکات در فضای پیچیدهٔ سیاسی افغانستان نمی‌تواند جدا از رقابت‌های سیاسی، منافع گروهی و تلاش بازیگران مختلف داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گیرد.

ادامه خواندن نگاهی شتابنده؛بر ماجرای زنان جبرئیل هرات:

سیاسي ګوندونو د رول او نوښت په اړه : نور محمد غفوری

د دې مقالې اساسي محتوا له هغې لیکنې څخه سرچینه اخلي چې ما لس کاله مخکې، د ۲۰۱۶ کال د جون په ۱۸مه نېټه، په ټولنیزو رسنیو او یو شمېر چاپي او برېښنايي خپرونو کې خپره کړې وه. اوس چې وخت یو ځل بیا هغه لیکنه زما مخې ته راوسته، ما مناسبه وګڼله چې د افغانستان او نړۍ د وروستیو تحولاتو په رڼا کې پرې بیا کتنه وکړم او ځینې نوي لیدلوري او تعدیلات پکې ورزیات کړم.

د دې مقالې د لوستلو پر مهال باید یوه مهمه خبره په پام کې ونیول شي: ټولنې، سیاسي جریانونه او تاریخي بهیرونه په ثابت او جامد حالت کې نه وي. بدلون د ټولنیز ژوند یوه نه جلا کېدونکې ځانګړنه ده. له همدې امله، سیاسي نظریات او سازماني جوړښتونه هم باید د راتلونکې زمانې د نویو غوښتنو، د ټولنې د اړتیاوو او د خلکو د هیلو له بدلون سره ځان عیار کړي.

ادامه خواندن سیاسي ګوندونو د رول او نوښت په اړه : نور محمد غفوری

کوتی لندنی ؛اولین تعمیریکه  صدای رادیو در شهر کابل از آن  پخش شد

در زمان امیر امان الله خان  درسال ۱۳۰۴  خ – ۱۹۲۵ م ٬برای اولین بار از تعمیر کوچک ( کوتی لندنی ) دریهلوی پل هارتل  مقابل  فابریکه حربی درشهر کابل  صدای رادیو ازآن تعمیر به سمع شهریان کابل رسانیده شد٬ آن دستگاه بنام رادیو کابل  یادمیشد٬ تعمیر مذکور شکل ساختمان های  انگلستان را داشت ٬ بناً بنام ( کوتی لندنی ) مشهورشد .

ادامه خواندن کوتی لندنی ؛اولین تعمیریکه  صدای رادیو در شهر کابل از آن  پخش شد

از شمس النهار  و تجدد ؛ تا نشریه «شریعت» کور ملا کراسی طالبانی : میر عبدالواحد سادات

مصداق حال ما کلام شاعر است که : 

ترقیات عالم روبه بالاست 

ما از بالا به پایین می ترقیم

از شمس النهار ، بنیاد گزاری مطبوعات مدرن  ، آغاز تجدد و مدرنیته در نیمه دوم قرن (۱۹ م )

تا : رادیو شریعت  ، طالبانیزیم  و مردود خواندن تجدد  ،  در اخیر ربع اول قرن (۲۱ م )   

در نیمه دوم قرن ( ۱۹ م ) علامه سید جمال الدین و در اخیر ربع اول قرن (۲۱ م) هیبت اله آخوند طرازدیوبندی 

اوایل قرن (۲۰ م ) نهضت مشروطیت و سر باختن سالار آن مولانا محمد سرور واصف قندهاری در راهآزادی و با این پیام وخشورانه تاریخی : 

ترک جان و ترک مال و ترک سر 

در ره مشروطه اول منزل است 

ادامه خواندن از شمس النهار  و تجدد ؛ تا نشریه «شریعت» کور ملا کراسی طالبانی : میر عبدالواحد سادات