
من برای نخستینبار استاد لطیف ناظمی را در یکی از برنامههای تجلیل از دومین مجموعه شعرم، «جوانههای سبز غزل»، در شهر فرانکفورت آلمان دیدم. این دیدار به حدود دو دهه پیش برمیگردد.
در طول این سالها، بارها در مجالس ادبی و فرهنگی فرصت دیدار با ایشان را داشتهام. آنچه من در شخصیت دکتر ناظمی دیدهام، شخصیتی فرهیخته، متین، عمیق، با تدبیر و درخور احترام بوده است. در تمام این سالها، نه تنها هیچ رفتار آزاردهنده یا خارج از عرف و حرمت انسانی از ایشان نسبت به خود ندیدهام، بلکه همواره از دانش، منش و راهنماییهای ادبی ایشان بهره بردهام.
اکنون اما ادعاهایی مطرح شده است مبنی بر اینکه گویا در جریان یک برنامه فرهنگی، از سوی ایشان نسبت به دو بانو رفتار تعرضآمیز یا آزار جنسی صورت گرفته است.
من به عنوان یک زن، بدون هیچ تردیدی معتقدم که هر زن و هر انسانی حق دارد از تمامیت جسمی، حیثیت، کرامت و حریم شخصی خود دفاع کند. هیچکس، صرفنظر از جایگاه اجتماعی، علمی، فرهنگی، سن یا شهرت، حق تعرض به دیگری را ندارد و اگر جرمی واقع شده باشد، باید بدون ملاحظه و تبعیض مورد رسیدگی قانونی قرار گیرد.
اما همین اصل، روی دیگر و بسیار مهمی نیز دارد: «هیچ فردی نیز نباید پیش از رسیدگی قضایی و احراز مسئولیت، در افکار عمومی مجرم شناخته شود.»
این اصل فقط یک ملاحظه اخلاقی نیست؛ بلکه با اصول بنیادین دادرسی عادلانه و حقوق متهم ارتباط مستقیم دارد. در یک نظام حقوقی، تشخیص اینکه آیا یک رفتار واقعاً جرم بوده، چه کسی مرتکب آن شده و آیا دلایل برای انتساب مسئولیت کیفری کافی است، وظیفه مراجع تحقیق و قضایی است، نه شبکههای اجتماعی.
از همین منظر، پرسش من نه برای زیر سؤال بردن حق شکایت زنان، بلکه برای تأکید بر ضرورت «تحقیق مستقل و مستند» است.
اگر این رویداد در سویدن اتفاق افتاده باشد، آیا موضوع به پولیس سویدن یا مراجع قضایی آن کشور گزارش شده است؟
پولیس سویدن نیز تأکید میکند که جرایم جنسی باید در اسرع وقت گزارش شوند، زیرا ممکن است شواهد، آثار و شهودی وجود داشته باشند که برای تحقیقات و دادرسی قابل اهمیت اند. البته قانون، فردی را که خود را قربانی میداند مجبور به ثبت شکایت نمیکند؛ بنابراین عدم شکایت به خودی خود اثباتکننده نادرستی یک ادعا نیست. اما اگر هدف، روشن شدن حقیقت و حمایت از حقوق قربانی احتمالی و در عین حال حقوق فرد مورد اتهام باشد، مسیر قضایی میتواند مناسبترین راه برای کشف حقیقت باشد.
بر اساس اطلاعاتی که من دارم، این برنامه به تاریخ ۱۳ جون ۲۰۲۶ برگزار شده است. از آن تاریخ تا زمان انتشار عمومی این ادعا فاصلهای زیادی وجود دارد. پرسش من این است که “آیا در این فاصله زمانی، موضوع به مراجع قانونی، برگزارکنندگان برنامه یا مسئولان نهاد مربوط اطلاع داده شده بود؟” اگر پاسخ مثبت است، نتیجه یا وضعیت رسیدگی چه بوده است؟
این پرسشها را از آن جهت مطرح میکنم که در قبال چنین یک ادعای سنگینی، میان «ادعا»، «تحقیق» و «اثبات» باید تفاوت روشن وجود داشته باشد.
همچنین، براساس بیانیهای که از سوی مسئولان اتحادیه صلصال به تاریخ ۲۴ اوگست ۲۰۲۶ منتشر شده، مسئولان این اتحادیه اعلام کردهاند که پیش از انتشار عمومی موضوع، هیچ اطلاعات یا شکایتی در این زمینه دریافت نکرده بودند و همچنین نقلقولهایی که به نام آقایان علی رضایی و محمدشریف سعیدی منتشر شده بود، از سوی آنان تکذیب شده است.
من نیز امشب ۲۴ ماه اوگست ۲۰۲۶ شخصاً با شاعر و ادیب ارجمند، آقای محمدشریف سعیدی، تماس گرفتم و ایشان نیز به صراحت ادعای تماس با خود درباره چنین رویدادی را رد کردند.
طبیعی است که این موضوعات باید قابل بررسی و راستیآزمایی باشند و هر شخصی که نام یا سخنش در چنین مسئلهای مطرح شده، حق دارد نسبت به صحت آنچه به او نسبت داده شده توضیح بدهد.
از سوی دیگر، باید به یک اصل مهم حقوقی نیز توجه داشت: «نسبت دادن ارتکاب یک جرم مشخص به یک فرد در فضای عمومی، صرفاً یک اظهار نظر ساده نیست.» در نظام حقوقی سویدن، انتشار اطلاعاتی که موجب تحقیر و بیاعتباری یک فرد در نزد دیگران شود، در شرایطی میتواند مشمول مقررات مربوط به افترا (förtal) قرار گیرد؛ دادگاههای سویدن نیز در پروندههایی مربوط به انتشار اتهامهای کیفری در فیسبوک و
انترنت، موضوع افترا را بررسی و در مواردی حکم محکومیت صادر کردهاند.
بنابراین، به باور من، وقتی اتهامی تا این اندازه سنگین علیه یک شخصیت معتبر فرهنگی مطرح میشود، شایستهتر آن است که نخست از مسیرهای قانونی و قابل راستیآزمایی پیگیری شود و سپس، در صورت وجود مبنای کافی، اطلاعرسانی عمومی صورت گیرد؛ نه اینکه شبکههای اجتماعی به دادگاه تبدیل شوند و افکار عمومی جای مراجع تحقیق و قضایی را بگیرند.
من این سخنان را نه به عنوان وکیل استاد لطیف ناظمی و نه با ادعای اطلاع از تمام جزئیات پرونده، بلکه به عنوان زنی مطرح میکنم که حدود دو دهه ایشان را میشناسد و در تمام این سالها تجربه شخصی من از رفتار ایشان، تجربهای همراه با احترام و حرمت بوده است.
حتی در سالهای نخست آشناییام با استاد ناظمی، زمانی که خودم نیز به عنوان یک زن شاعربا نام و نویسنده مطرح در جمعیت های فرهنگی اروپا فعالیت داشتم، هیچگاه از ایشان رفتاری خارج از چارچوب احترام انسانی و حرفهای ندیدم. برعکس، ایشان در بسیاری از موارد برای من راهنمای محترم در زمینه زبان و ادبیات فارسی بودهاند.
اما تجربه شخصی من، همانگونه که نمیتواند ادعای دیگری را به تنهایی رد کند، نباید به عنوان اثبات قطعی بیگناهی یا گناهکاری کسی تلقی شود. حقیقت باید از طریق بررسی شواهد، و روند قانونی روشن شود.
من از زنان سرزمینم میخواهم اگر مورد تعرض یا آزار قرار گرفتهاند، سکوت نکنند و از حقوق قانونی خود استفاده کنند. اما در کنار آن، از همه زنان نیز میخواهم که پیش از اثبات یک اتهام، از تبدیل آن به حکم قطعی در شبکههای اجتماعی خودداری کنند.
زیرا اگر ادعایی درست باشد، باید از قربانی احتمالی حمایت کرد و عدالت را در مورد او اجرا نمود؛ و اگر ادعایی نادرست یا اثباتنشده باشد، نباید حیثیت و آبروی یک انسان، بهویژه یک شخصیت فرهنگی، با انتشار عمومی اتهامی آسیب جبران ناپذیر ببیند.
با توجه به مجموعه مطالبی که تاکنون منتشر شده، من شخصاً این نگرانی جدی را دارم که این ادعاها، پیش از آنکه یک روند واقعی برای کشف حقیقت باشند، به کارزاری برای تخریب حیثیت و اعتبار استاد لطیف ناظمی تبدیل شدهاند. اگر ادعاها مستند و قابل اثباتاند، جای آنها در اختیار مراجع قانونی و قضایی است؛ اما اگر بدون ارائه اسناد معتبر و بدون فرصت پاسخگویی به فرد مورد اتهام در فضای عمومی منتشر شوند، چنین رویکردی میتواند مصداقی از آسیب جدی به حیثیت و آبروی یک انسان باشد.
و در نهایت، یک پرسش جدی ایرا مطرح می کنم:
اگر آنهایی که خود را مدافع حقوق زنان و فمینیسم میدانند، اتهامی را بدون رسیدگی و اثبات قضایی در فضای عمومی مطرح کنند و بعد این اتهام نادرست از آب درآید، آیا به این اندیشیدهاند که چنین رویکردی چه آسیبی میتواند به اعتماد عمومی نسبت به زنانِ قربانی واقعی وارد کند؟
«دفاع از زنان نباید به معنای سلب حقوق انسانی و قانونی از فردی باشد که مورد اتهام قرار گرفته است. همانگونه که صدای یک زن نباید خاموش شود، صدای دفاع یک انسان در برابر اتهامی سنگین نیز نباید خاموش گردد.»
من نه خواهان سکوت در برابر ادعای تعرض هستم و نه خواهان محکومیت پیش از محاکمه.
خواسته من بسیار ساده است:
اگر جرمی رخ داده است، قانون باید آن را بررسی و عدالت را اجرا کند؛ و اگر جرمی رخ نداده است، حیثیت یک انسان نباید قربانی قضاوت شبکههای اجتماعی شود.
به باور من، دفاع از حقوق زنان زمانی اعتبار واقعی دارد که با «دفاع همزمان از حقیقت، عدالت، کرامت انسانی، حق دادخواهی و حق برخورداری هر فرد از رسیدگی عادلانه» همراه باشد.
نادیه فضل