عنایت پژوهان گردانی،  سمنگان گنجینه‌ای از انسان‌های فرهیخته دارد : امان معاشر

عنایت پژوهان گردانی شاعر برخاسته از قریهٔ ظهرآبی سمنگان، از چهره‌های شناخته‌شدهٔ ادبیات معاصر افغانستان است که عشق، آزادی و دردهای مردم در سروده‌هایش بازتاب یافته است.

در روزگاری که من در جریدهٔ سمنگان کار می‌کردم، با عنایت آشنا شدم. بعدها، هنگام تحصیل در انستیتوت علوم اجتماعی کابل، در لیلیهٔ پولی‌تخنیک نیز با او هم‌جوار بودم و از نزدیک با شخصیت و محبوبیتش در میان جوانان آشنایی بیشتری یافتم.

عنایت مدیرمسؤول جریدهٔ «پامیر»، از نشریات پرخوانندهٔ آن روزگار، بود. شعرهای عاشقانه‌اش، سرشار از عطر سمنگان، بر دل‌ها می‌نشست. شعر «او به آن چشمان که دارد، به خدا می‌کَشَدَم» با آهنگ‌سازی وحید قاسمی، در کوچه‌ها و بازارهای کابل طنین‌انداز شد و بر شهرت او افزود.

او تنها شاعر عشق نبود؛ درد مردم، بیکاری جوانان و بی‌کفایتی حکومت‌ها را نیز به زبان شعر فریاد می‌کرد و شعر را چراغی برای آگاهی و بیداری جامعه می‌دانست. مجموعه‌های «کودک می‌رزمد»، «با خلوت ارغوان‌ها» و «من باد را بوسیدم» از آثار شناخته‌شدهٔ اوست.

عنایت عزیز، سال‌ها می‌گذرند، اما بعضی صداها هرگز خاموش نمی‌شوند. تو عشق را سرودی، درد مردم را فریاد کردی و نام سمنگان را با شعرهایت پیوند زدی.

ای شاعر سمنگان، شاید بادهایی که بوسیدی از کنار ما گذشته باشند، اما عطر شعرت هنوز باقی است. تا زمانی که شعر در دل‌ها زنده است، نام تو نیز در حافظهٔ مردم و فرهنگ این سرزمین جاودانه خواهد ماند تن ات ساغ باشد.

یادت گرامی؛ شعر تو می‌ماند، حتی آن‌گاه که زمان همه‌چیز را با خود ببرد. 

امان معاشر