
بسته ماندن دروازه های مکاتب بروی دختران افغانستان ، برای پنج سال متوالی به معنی :
سیر قهقرایی افغانستان به عصر حجر است !
بدینرو :
این فاجعه بزرگ فرهنگی ، سلامت جامعه و مصالح علیای افغانستان را تهدید مینماید !
پس :
بزرگترین رسالت انسانی ما در احوال جاری دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران ما بخاطررفتن به مکتب است :
افغانستان سرزمین عجایب و غرایب است و کشوری است که در آن تاریخ « تکرار » می شود و ما شاهدمضحک ترین شکل آن هستیم و بستن مکتب بروی دختران یک مثال اسفناک آن است .
حاکمان کنونی طالب این سلب حقوق دختران کشور را به دین و آیین مردم حواله میدهند .
از بوالعجبی های تاریخ :
که در ورق گردانی روزگار طالبان که تاجران دین ( دین فروشان ) را فرار داده اند ، اکنون خود ، دین راگروگان گرفته اند و صاف و ساده فکر متحجر و دیوبندی خود را بمثابه اصل دین قرار میدهند و دساتیرامیرالمومنین خود را « عین » دین و واجب الرعایه میخوانند .
دین که با ( اقر أ ) آغاز یافته و خداوند به قلم سوگند یاد نموده است و پیغمبر آن فراگیری علم را بر مردو زن فرض خوانده است ( طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة )
اکنون ببرکت طالبان کرام در ریش و حجاب خلاصه شده است .
در کشوریکه از هزاران سال صحبت از نبرد تاریخی اهورا و نور ، علم و دانش مطرح بوده است و کلامبزرگان فرهنگ با ذهن و روان مردم عجین بوده است که :
ﭼﻮﻥ ﺷﻤﻊ اﺯ ﭘﻲ ﻋﻠﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﺪاﺧﺖ
ﻛﻪ ﺑﻲ ﻋﻠﻢ ﻧﺘﻮاﻥ ﺧﺪا ﺭا ﺷﻨﺎﺧﺖ
اکنون اولیای امور و منجمله سرپرست وزارت « ضد » معارف ، دلیل این دشمنی شان را به تأسی ازسخنان پاکستانی ها ، پ با دین و آیین مردم « رسم و رواج » مردم گره میزنند و فراموش مینمایند که :
صد سال قبل درین کشور ارشاد النسوان بنشر میرسید و مکتب نسوان فعال بود .
با کمال مباهات و افتخار که :
حرکت بزرگ مدنی پاسداران معرفت و معارف در سراسر کشور و مظاهره دختران شجاع در ولایت پکتیا ،پاسخ بزرگ و تاریخی است به اخلاف ملای لنگ و خام اندیشانیکه تنظیم ها و طالبان را با اقوام شریف وباهم برابر و برابر کشور پینه میزنند و همچنان پیام تا ریخی در دفاع از ارزشهای والای دینی و ملی وارمان پدران معنوی ما ، مشروطه خواهان و ترقیخواهان و آرزوی شاه امان اله است .
طالبان که نمیخواهند و نمیتوانند از سطح یک گروه ارتقأ و به رهبران دولت مبدل گردند ، بیاد داشتهباشند که :
در جهان کنونی و در قرن ( ۲۱ ) این دشمنی شان با تعلیم دختران در مغایرت با تمام معیار های حقوقبین المللی قرار دارد و نقض آشکار :
احکام اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای شش گانه ناشی و کنوانسیون های حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون حقوق سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی تحصیل حق شهروندان است و افغانستان که از قبل بهاین میثاقها الحاق نموده است ، مکلف برعایت آن می باشد .
ملل متحد در دسامبر ( ۱۹۶۰ م ) کنوانسیون عدم تبعیض در آموزش و پرورش را به تصویب رسانیدهاست
، تا با تمام اشکال تبعیض در آموزش و پرورش
مبارزه واقعی صورت گیرد .
درست در چنین حالت است که حاکمان نقض حقوق مشروع مردم و ناقضان اصول قبول شده جهانیدر ردیف « دولت باغی » ردیف بندی گردیده و فاقد مشروعیت ملی و بین المللی پنداشته می شوند .
بدینرو :
دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران افغانستان
باید بمثابه رسالت انسانی ما و بحیث حرکت بزرگ مدنی در سر خط کار ما قرار گیرد .
و این حدیث پیغمبر بزرگ اسلام را ، که در شعر حضرت فردوسی بازتاب یافته است ، همیشه ملاکاندیشه و عمل خود داشته باشیم که :
چنین گفت ، پیغمبر راست گوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی
با حرمت
میر عبدالواحد سادات