درگذشت استاد روان فرهادی عالمی را سوگوار ساخت : دکتور عنایت الله شهرانی

حدود شصت سال باینطرف با استاد جنت‌ مکان، دانشمند عالی‌ مقام، زبان‌ شناس معروف، عارف روشن‌ ضمیر و والاگهر، سیاست‌مدار مجرب، نویسندۀ بی‌بدیل، انسان مهذب، سخاوت‌ مند در تدریس به شاگردان و علاقمند در آموزش آنان، پروفیسور در یونیورسیتی‌ها، سخنگوی توانا و وارد در چندین زبان، حضرت استاد دکتور عبدالغفور روان فرهادی ارتباطات علمی و ادبی داشتم، بروز یکشنبه بیست و ششم ماه جولای 2026 مسیحی جهان فانی را وداع کرد و روان پاکش راهی جنت و روضۀ رضوان گردید. انا لله و انا الیه راجعون 

بارها با این شخصیت وارسته و پاک‌ نهاد و پاکیزه‌ سرشت در خانه و دفترشان ارتباطات در خصوص مسایل علمی و ادبی و گاهی هم سیاسی داشتم، و استاد فرهادی در سیاست جهانی و تاریخ علوم سیاسی آیتی بود که افکارش را در صنوف فاکولتۀ حقوق پوهنتون کابل و در خارج برای شاگردانش توضیح می‌کرد.  بیاد دارم خانمی دانشمندی به اسم محترمه ماریا دارو از سابقه‌ داران رادیو افغانستان که کتاب تاریخچۀ هنرمندان ساریخ ساز تیاتر افغانستان را می‌نوشت می‌خواست با داکتر فرهادی تماس بگیرد و طلب کمک علمی نماید. استاد فرهادی لطف‌ های پدرانه کرد و چون ماریا جان دارو از رابطۀ نزدیک مان باخبر بود از وفات استاد بر من تسلیت فرمود.  داکتر فرهادی بدون مبالغه جامع‌الکمالات بود و هنر و خصوصاً هنر در افغانستان و فرانسه را می‌دانست و معلومات مزید داشت. 

ارتباطات علمی و ادبی استاد فرهادی و نویسندۀ این سطور به حدی پیش رفت که با فامیل گرامی‌شان آشنایی زیاد پیدا کردم، اگر فراموش نکرده باشم برایم فرموده بودند که بابا و اجدادشان از خطۀ پاک پروان و فرزه می‌باشد، پدر جنت‌مکان‌شان عبدالباقی خان استاد و آموزگار بودند، اکبر جان افضلی که بر من حیثیت برادری را دارد، در دارالمعلمین کابل هم‌دوره بودیم، استاد عبدالشکور جان فرهادی استاد فاکولتۀ انجینری برادر خورد استاد فرهادی که ده سال خوردتر از استاد فرهادی بود، سال‌ها پیش در امریکا وفات نمودند که در کورس‌های انگلیسی با من هم‌صنفی بودند و دوستان خوبی بودیم. 

در یکی از روزها که در خصوص ادبیات عامیانۀ تورکی و تاجیکی با استاد فرهادی به جهت مشوره در خانۀ شان رفتم بی‌نهایت خوش شدند، بعد از همکاری با من خودشان بوزرات خارجه رفتند و پدر خانم‌شان حضرت شادروان پروفیسور یونس که مؤلف «اصول یونس» و شخص مشهور کابلستان بودند، فرمودند که چند دقیقه بنشینم که باهم بعضی سخنانی را بگوئیم، او از حیات پربار خود سخن گفت و از نادرخان و برادران او رازهایی را افشاء فرمود که نشنیده بودم، خداوند اورا غریق رحمت فرماید که اولادهای متبحر از خود بیادگار گذاشه است. پروفیسور شفیق یونس و پروفیسور دکتور فرید یونس که یکی از پرآوازه‌ترین شخصیت‌های علمی وطن در خارج می‌باشد هم‌چنان مرحومه خواهر گرامی‌شان رنا جان (رعنا) خانم استاد فرهادی که یکی از خانم‌های فرشته‌صفات و بافرهنگ بود، خدایش غریق رحمت نماید که بارها از لطف‌های خواهرانه‌اش خوشحالی‌هایی داشتم. 

با استاد فرهادی ارتباطات فامیلی نیز داشتم، چنانچه دو باریکه به دعوت یونیورستی اریزونا آمد در خانۀ من در توسان اریزونا تشریف آوردند و در هردو بار چون عضو فامیل با ما بودند و به اولادها محبت فراوان نشان می‌داد. 

فرزندان استاد جنت‌مکان روان فرهادی و مرحومه رنا جان، حامد جان که به وقت مریضی استاد فرهادی جهان فانی را لبیک گفته و طارق جان گرامی که در فرانسه حیات دارد و دختر قهرمان و مهربان و بهترین پرستار پدرش مریم جان که چندین سال پدر معلول و پیرش را با جان و دل خدمت کرد و هرگز خستگی را احساس نکرد و ثابت ساخت که مثَل معروف را که می‌گفتند: «دختران عاشقان پدران و پدران عاشقان دختران می‌باشند» ارجمندی مریم جان حقیقتاً ثابت ساخت و در خدمات چندساله بر پدرش هرگز خستگی احساس ننمود و او دارای قلب مهربان می‌باشد. 

استاد فرهادی در تصوف و عرفان آیتی بود و بنام «خدایار کابلی» در رادیو افغانستان تفسیر قرآن‌کریم را بگوش مردم می‌رسانید، خداوند بر او حافظۀ محیرالعقولی ارزانی کرده بود، از عرفان با بهره بود و عاشق مولانا جلال‌الدین محمد بلخی و در ادبیات عشق خاص داشت و کتابی در خصوص ادب تاجیکی نوشته بود و در خصوص تألیفات من در احیاء فولکلور تاجیکی همکاری‌های زیادی کرده است. 

اگر می‌خواست در کدام محفل علمی سخنرانی نماید به تایپست خود راساً بدون جزئی‌ترین اشتباه دیکته می‌کرد و آن ورق تایپ‌شده را به کانفرانس می‌خواند. خلاصه اینکه آنچه دانشمندان داشتند آن عارف، دانشمند متبحر همه را داشت، خداوند پاک آن شخصیت بی‌تعصب و همکار به همه را غریق رحمت خود گرداند، پیش از اینکه یک خاطرۀ خویش را دربارۀ جنت‌آشیان استاد فرهادی بنویسم بحضور دختر نازنین استاد محترمه مریم جان، ارجمندی طارق جان و شخصیت عالیقدر و پروفیسور شناخته‌شده و نامدار جناب پروفیسور دکتور فرید یونس وفات المناک استاد را تسلیت عرض می‌دارم. 

با خلدآشیان استاد فرهادی خاطرات زیاد دارم به جهت کنترول حرافی فقط یک خاطره را با استاد به عرض می‌رسانم، چونکه ذکر نام یک شخصیت شناخته‌شدۀ کابلستان در آن آمده است: 

راقم این سطور بعد از فراغت از دانشگاه در خانۀ یک بیدل و صائب‌شناس بزرگ که خود شاعر بزرگ سبک هندی بود بنام عبدالقدیر پورغنی فرزند کاکه غنی نسواری از کاکه‌های بلندآوازۀ دوران امیر حبیب‌الله و امیر امان‌الله که مقالات زیادی در آن‌باره تحریر یافته حیات بسر می‌بردم. 

پورغنی برایم گفته بود که با حضرت استاد فرهادی قرابت بسیار دور دارد، و ارتباط خیلی کم است و او می‌خواست که از طریق این راقم یک رابطۀ ادبی قایم گردد، ناگفته نماند که پورغنی مؤرخ اعلی کابلستان و استاد فرهادی نیز از وی کمی نداشت و کابل را خوب می‌شناخت. 

پورغنی در یکی از روزها یک شعر موزون خودرا به اقتفای «ختنی را» سرود و گفت این پارچه شعر را برایش ببر که چه عکس‌العمل نشان می‌دهد، پورغنی می‌خواست بداند که آیا استاد قریحۀ شعری دارد یا نی، چون شعر مذکور را به خدمت‌شان بردم بعد از خواندن داکتر صاحب خلدآشیان فوراً قلم را برداشت و چنین سرود و بدست من داد تا آنرا برایش ببرم، و اینست سرودۀ استاد فرهادی در جواب پورغنی: 

شادم که یکی دوست یکی تحفۀ نوروز 

آورده بمن ثمرۀ شیرین‌سخنی را 

«شهرانی» که پیموده بسی دامن پامیر 

آورده به من حقۀ مشک ختنی را 

سرشار شدم از قدح میکدۀ فقر 

از شوق چون خواندن سخن پورغنی را 

                «روان فرهادی، نوروز 1354هـ، کابل» 

خدا بیامرز پورغنی را در کتاب «کلیات پورغنی» و «یادی از پورغنی» معرفی کرده‌ام و از انسان‌های کم‌نظیر بود. در خاتمه از فامیل جلیل‌القدر و قابل‌احترام استاد فرهادی قلباً معذرت می‌خواهم اگر کدام موضوع خلاف شان حرافی و بخطا گفته باشم. والسلام 

دکتور عنایت‌الله شهرانی 

28 جولای 2026

امریکا