گرامیداشت از خادمان صادق و سابقه دار افغانستان محمد آصف مایل : عبدالواحد سادات 

اول ماه نوامبر مصادف به (37 ) امین سالروز وفات ، زنده یاد استاد اصف مایل ، حقوقدان سابقه دار افغانستان است که بحق او را از پدران و‌معماران معارف نوین افغانستان می دانند . 

استاد مایل در سال (۱۲۸۸ خورشیدی ) در گذر  باغ نواب  شهر کابل زاده شد. وی از شاگردان ممتاز لیسه حبیبیه بود که تحصیلات عالی خود را در فاکولته حقوق و علوم سیاسی پوهنتون کابل به پایان رساند . 

تمام عمر پر بار شان ، وقف خدمت در عرصه تعلیم و تربیه  فرزندان وطن سپری گردید و در سمت‌های مختلفی چون مدیر مکاتب، رئیس تدریسات ابتدایی، معین و مشاور وزارت معارف ایفای وظیفه نمود. همچنان مدیریت مجله فرهنگی «عرفان» را نیز بر عهده داشت.

آثار ارزشمند او، به‌ویژه کتاب‌های الفبا، قرائت دری برای صنوف اول تا ششم و کتاب‌های سوادآموزی برای کلان‌سالان، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری آموزش ابتدایی  و نوین در افغانستان داشت. استاد مایل با بهره‌گیری از شعر، چیستان، تصویر و زبان ساده، آموزش را به تجربه‌ای دل‌پذیر و مؤثر برای کودکان بدل ساخت و در این راه، پایه‌های آموزش نوین  و معارف مدرن را استوار نمود.

به پاس خدمات ارزنده‌اش، دولت  وقت افغانستان به وی نشان درجه اول معارف، ستاره طلایی، نشان رشتین و تقدیرنامه‌های متعدد اعطا کرد. 

یکی از پیشگامان معارف کشور، درباره تألیفات او چنین گفته است : 

«وقتی استاد مایل کتاب الفبا را نوشت، گویی بمب اتمی در معارف افغانستان منفجر شد ، نیرویی که آموزش کشور را به حرکت درآورد.»

استاد محمد آصف مایل در دهم عقرب سال (۱۳۶۸ خورشیدی ) چشم از جهان فروبست . 

یاد و آثار او همچنان در ذهن و دل نسل‌های افغانستان زنده است و همیشه جاودان میباشد . 

درین کسوف تاریخی و احوال نا هنجار ، سلطه دشمنان معارف و‌معرفت  ، که نیاز  احیای ذوق، زیبایی و تفکر در  بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، بزرگداشت  از پدران  و معماران معارف افغانستان  ، همانند استاد محمد آصف مایل فقید  نه تنها ادای دین به یک آموزگار بزرگ، بلکه تجلیل از ارزش‌های دانش، فرهنگ و  معرفت  است . 

روان این استاد بزرگ  و فقید همه مکتب خوانان افغانستان در چند دهه ، شاد و یادش گرامی و همیشه 

منحیث حسن ختام یک بخش از اشعار استاد فقید را بخوانش میگیریم که پر خاطره و نوستالژیک است : 

بخوان بخوان بلبلک

برف زمستان گذشت

صندلی برداشته شد

مرگ غریبان گذشت

فصل خنک برآمد

باد بهاری وزید

آلو و بادام و سیب

همه شگوفه کشید

بهر تماشای گل

هر که به بوستان گذشت

بخوان بخوان بلبلک

برف زمستان گذشت

با حرمت