قاضی غوث الدین بهروز ! شاعر خوش‌قریحه و صدای بیداری در سمنگان : امان معاشر

Screenshot

غوث‌الدین بهروز، قاضی و شاعر خوش‌قریحهٔ سمنگان، از پیشگامان جنبش ترقی‌خواهی در این ولایت است؛ شاعری که با سروده‌های دل‌نشین و اندیشه‌های روشن‌گرانه‌اش، جوانان را به سوی آگاهی، آموزش، عدالت و ترقی‌خواهی فرامی‌خواند

بهروز عزیز، سال‌ها می‌گذرند، چهره‌ها دگرگون می‌شوند و خاطره‌ها آرام‌آرام در غبار زمان فرو می‌روند؛ اما شعر راستین هرگز نمی‌میرد و صدای شاعری که از درد مردم، سوز دل و آرمان‌های انسانی سخن گفته است، در خاموشی روزگار نیز طنین‌انداز می‌ماند.

هنوز پس از گذشت نزدیک به چهار دهه، یاد آن روزهای سمنگان و نشست‌های ادبی، و صدای شعرهای تو در گوش جانم زنده است. چه زیباست که انسان بتواند با واژه‌هایش در دل دیگران خانه بسازد؛ خانه‌ای که نه گذر زمان دروازه‌اش را می‌بندد و نه فاصله‌ها چراغش را خاموش می‌کنند.

می‌دانم که در پس لبخندهایت، اندوهی سنگین از داغ فرزند نهفته است؛ اندوهی که شاید هیچ واژه‌ای نتواند ژرفای آن را بیان کند. اما چه بسا همان اشک‌هایی که در خلوت دل فرو می‌ریزی، در شعرهایت به کلماتی بدل شوند که دل‌های بسیاری را با تو هم‌درد می‌سازند. تو با شعرهایت هم از زخم‌های جامعه گفته‌ای و هم از زخم‌های جان خویش؛ هم در برابر ظلم ایستاده‌ای و هم در برابر زیبایی و عشق سر تعظیم فرود آورده‌ای.

بهروز عزیز، شاید روزی صدای ما خاموش شود و قدم‌هایمان از کوچه‌های خاطره دور بماند، اما شعر، اگر از ژرفای دل برخاسته باشد، راه خود را به سوی دل‌های دیگر پیدا می‌کند. آرزو دارم روزی جوانان سمنگان، در میان برگ‌های شعر تو، نه‌تنها نام یک شاعر، بلکه صدای وجدان بیدار، رنج یک پدر، مهر یک دوست و آرمان‌های نسلی را بشنوند که دل در گرو آگاهی، عدالت و آزادی داشت.

قلمت بشکفد، دلت آرام گیرد و خاطرهٔ فرزند عزیزت در روشنایی عشق و شعر جاودانه بماند. اگر روزگار بسیاری از داشته‌های ما را از ما بگیرد، بگذار این یک حقیقت باقی بماند: انسان می‌رود، اما آنچه با عشق، درد و صداقت می‌نویسد، می‌تواند پس از او نیز زندگی کند.

 غوث‌الدین بهروز عزیز، تا زمانی که شعری از تو در دلی خوانده شود و بیتی از تو چراغ اندیشه‌ای را روشن سازد، در میان ما زنده خواهی ماند

امان معاشر