پهلوان امان الله “امانی” بلبل محلی خوان افغانستان

خانواده هنرمند  در دامان مرغوب و لاله زار پروان :

نجیب الله مرد نیرومند وهنر پروردرشهر چاریکار مربوط ولایت پروان شعل شریفانه چاقو سازی داشت. اورا سه فرزند  بنام های غلام مرتضا ، نبی الله و امان الله بود.  برادر نجیب الله بنــام استــاد محمدالله چاریکاری یکی ازتنبورنوازان معروف عصربود، دررنگینی سازوتارگروپ هنری محلی چاریکاروبعداٌ باهنرمندان درکابل، تنبورمینواخت. فرزند بزرگ نجیب الله بنام غلام مرتضا نیز با نواختن تنبوردرحلقه هــنری محــلی چــاریکار پروان هنرنمایی میکرد. از شغــل فــرزند  دومــی شان مطلع نیستم، فرزند سوم و کوچکش” جــناب امــاالله “امــانی” درنو جوانی حدود شانزده سال داشت، به آواز خوانی پــرداخــت، وی بعدازختــم مکتب ابــتداییه چاریکار دامن هنررا گرفت وصدای گیــرایش ، گــرمی مجالــس ومحــافل پروان زمین گردید دربین مردم چاریکارهنگامه برپا نمود. پهلوان امان الله ” امانی” تنهادرمــحافــــل عــروسی مردمش میسرود، اما آواز گرم وگیرایش تا کابل رسید وبدلها چنگ زد، مردم کابل درتلاش شناختن وپیدا کردن آن جوان خوش صدا گردیدند. نظر به معلومات جناب میرزا محمد نوری ازجرمنی، که باجناب امانی شناخت نزدیک دارد، وی در کلپ سپورت ” پهلوانی” شهر چاریکار شمولیت داشت. امانی زمان جمهوریت سردار محمد داوود” شهید” دوره مکلفیت را تمام ودرسال 1361 خورشیدی درگارملی خدمت دوره احتیاط را درگروپ هنری گارد ملی سپــری  کــرد، موصوف طرف تشویق آمران ومقامات اردوی ملی افغانستان قرارگرفت،  به دریافت مدال، تقدیرنامه ومکافات نقدی نایل گردید.

 بلبل افغانستان
مجترم امانی وفرزندش در حال مصاحبه

نظربقول جناب آقاسعید نیسان که برای مدت طولانی مدیرتطبیق موسیقی رادیوافغانستان بودند، یک کست مجلسی جناب امان الله  امانی را یکــتن ازدوستان برایش تحفه داده بود. موصوف  یک آهنگ ازکست مذکورراازطریق یکی ازپروگرام های رادیو بدست نشرسپرد.  بعداٌ مردم ازسرتاسرافغانستان درپروگرام فرمایشی تقاضای نشرآهنگهای امانی را مینمودند. چند آهنگ محدود مذکور که دراختیار پرودیسران رادیو بود، همیشه ازطریق پروگرام فرمایشی و سایر پروگرامها برای  دوستداران آوازش پخش میگردید. امانی آن مرد کاکه وعیارشیربچه پروان سرسبز وزیبا مانند سایر هنرمندان با رادیوافغانستان قرارداد هنری جهت ضبط آهنگ نداشت. بنا برتقاضای مردم، رادیو افغانستان ازجناب امانی دعوت نمود، تا بــرای ضبط آهنگهای جدیدش به رادیو مراجعه نماید. امانی گرامی  بنابر دعوت رادیو،  خواهش شنوندگان آوازش را پاسخ مثبت گفت و اولین آهنگش را بنام ” لاله صحــرا، دومین آهنگش بنام توسفرکردی به سلامت؛ تومرا کشتی به خجالت ” که ازساخته های خودش  بود،دررادیو ضبط کرد.

زمانیکه آهنگهای زیبا به اوازگیرایش ضبط گردید، بنام آواز خوان محلی پرآوازه معروف شد، همزمان با وی جناب آغاسی در ایران بنام هنرمند محلی چون” امانی “کسب شهرت کرد.  آغاسی پیوسته هنرنمایی کرد وازجمله محبوبترین، ثروت مند ترین هنرمندان محلی خوان ایران محسوب گردید. حسرتاٌ که امانی گرامی درسرزمین افغانستان جنگزده و طاعون زده  افغانستان متولد گردیده است. رشد هنروفرهنگ ازسده های پیشین مورد تفقد مردم سنت پسند نبود. اما در ایامیکه او به اوج شهرت رسید  گسترش هنر وفرهنگ نسبی ازحالت پیشین،  جهشی به سوی مثبت در بین مردم  هنردوستان راه  گــشوده بود ومورد پسند مردم هنردوست قرار داشت. امانی درکمترین فرصت با محلی خوان های جوان خرابات چون کاظم شیدایی، میا شیدایی همسری کرد و مورد توجه  استادان وبزرگان خرابات قرارگرفت و بعداٌ ازکمک های استاد نتو واستاد سراهنگ بابای موسیقی افغانستان ودیگر استادان موسیقی برخوردارگردید. شهرت امانی از پروان تا کابل وازکابل به سرتاسرافغانستان هنگامه برپا کرد. برعلاوه بر آواز رسا وگیراش درسرُ و- لی موسیقی نیزکاملاٌ وارد بود.

طوریکه دیده میشود، بسیار هنرمندان آهنگ هنرمندان دیگررا بازخوانی مینمانید، مخصوصاٌ اهنگ های شهید احمد ظاهر رابسیار هنرمندان  کاپی خوانده اند، اما بدلها چنگ نزده است زیر احمد ظاهر خود سلطان آواز خوانان در گروپ جوانان اماتور بود اما جناب امانی  آهنگ احمد ظاهر، استاد سرآهنگ . دیگران را  راکاپی خوانی کرد، که بدلها چنگ میزند اما افسون که ناآمیدی اورااحاطه کرده است، چون خود میسراید،( دلم لانه درد است) بیایید هموطنان عزیزوهنرپرورا ین لانه درد را شفاه بخشید، نا امیدی راامید بخشید، از امانی  بلبل  محلی  وطن حمایت نماید.

{همش دردوهمش رنج وهمش غم = همین قسمت ما بودست درعالم= همیش گوشه تنهایی نشستن= همش شاخه امید بشکستن}

این آهنگ زمانی از سینه احمد ظاهرشهید با سوز وگداز جدایی فامیلش چشمان مردم را آشکبارکرده بود. اکنون همین آهنگ به آواز امانی گرامی باز خوانی شده است وبا غم هایکه درسینه دارد، کاملا صدق میکند. بلبل خموش پروان زمین ما درگوشه تنهایی نشسته ودل درقفس سینه بدرد آمده است. زبان گویایش قدرت تکلم را ندارد، سینه هنردوستان را نیز بدرد میآورد.امانی عزیز باآغاز فعالیت تلویزیون درافغانستان ” سال  1357″ خورشیدی، اولین اهنگش را بنام” چنگ چنگ زلفانه ” در تالا بزرگ رادیو تلویزیون ضبط وبه هموطنانش پیشکش کرد. درقلب مردمش جا گرفت وآواز رسایش نوازگرگوشها گردید، اما همان طوریکه درفوق ذکر گردید، امانی هنرمند سرشاروعیار ازحق تلفی بعضی مسوولین موسیقی رادیو افغانستان که همیشه ساحه رشد هنری را برای جوانان محدود میساختند، ناراضی بود ونمیخواست سری به هردر بزند، زیرااو خود هنرمند مردمی بود وهنرش دربین مردم پذیرفته شده بود، روی همچو دلایل در رادیو افغانستان صرفاٌ بیست وچهار پارچه آهنگ رادیویی وحدود هژده پارچه تلویزیونی دارد.  گفته اند که بلبل خوش خوان همیشه دردام صیاد است، بلی صدای سحرانگیزش اورا در دام صیاد افگند،  باآنکه زن وفرزند داشت مجبوربه ازدواج دوم گردید.
بدبختانه جنگهای داخلی مردم افغانستان را آواره  دیار بیگانه ساخت، امانی عزیز نیز آواره پاکستان شد وروزگاربه سختی گذرانید. درهمان آواره گی دست کمک و نیاز به کس دراز نکرد، باهمت والا خود بافقر و بیچارگی ساخت وصرف برای هموطنانش ازدل وجان سرود. بعدا تعداد مهاجرین افغان درکشورهای  بیگانه افزون گردید ودوستانیکه نشاد موسیقی را با آواز پهلوان امانی درغزل سرایی، نعت،  قوالی، محلی وغزل در خاطره داشتند، از وی دعوت کردند او جهت کنسرت به هند سفر کرد وبرعلاوه کنسرت چند”سی دی” نیز به هموطنانش تقدیم کرد، بعد به امریکا وتاجکستان شوروی و ماسکو رفت، باعث گرمی محافل دوستان وافغانان آواره اش شد.
با هنرمندان بزرگ زانو زد وسرود اما افسوس زمانی  از سرودن خموش گردید که کمبود بسیار هنرمندان بزرگ را در سرودن غزل، قوالی  ونعت شریف احیا نموده بود.
watch   نعت شریف به آواز سحر انگیز استاد امانی
درباره مریض محترم امانی دونقل قول وجود دارد. بعضیها را قرار براین است که دراثر فشارخون بلند در2001 میلادی در پاکستان سکه مغزی نموده وبافلج زبانش مواجه گردید اما قول دوم از ناحیه پهلوانی اومیباشد. امانی درکنار هنرآواز خوانی پهلوان زورمند نیزبوده؛ اودرکلپ پهلوانی پروان درشهرچاریکاربخاطرحفظ سلامتی بدنش پهلوانی میکرد. مردم میگویند، جناب امانی درکشتُی گیری گردنش صدمه دیده است. هرگاه قول اول ویا دوم برحالش صدق نماید عیبی نیست، عیب آنست که هنرمندی با این استعداد وگرمی آواز پیش چشم مردمش، چون پرنده زخمی  پروبال میزند، نفس درسینه اش گره خورده، کجاست چشم بینایی که حالت اورا ببنید وبا اودلسوز داشته باشد، گویی دلها ازسنگ ساخته شده است ناله ای درحریم دل سنگ دلان اثر ندارد و ترحم مرده است، مگر رسم وآئیین نوع پروری را فراموش کرده ایم؟ کجا رفت آنهمه دوستانیکه درصحتمندیش اورااحاطه کرده بودند؟.” روزبد برادرندارد” نزدیک ترین دوستانش اورا فرموش کردند، ازارتباط قومی وخویشاوندی وی انکار میدارند. آیا جای تاسف نیست؟ هنرمند نامی کشور بدان حالت بسرمیبرد؟.

درمتن بلبل افغانستان
جناب امانی با سمیع رفیع

دولت برحالش توجه ندارد، تجاران ملی بحالش ترحم نمی نمانید وزارت کلتور وفرهنگ و تلویزیون ملی با بروکراسی اداری درگیر اند، چند بارکارهای تداوی اورا سازمان دادند ودوباره متوقف نمودند. اتحادیه نام نهاد هنرمندان چو” امانی” خموش اند. تلویزیون آریا افغانستان” جناب بیات” که دارای سرمایه فراوان میباشد وتنها درتشویق هنرمندان همه سال مسابقات استعداد هنری را برپا میدارد، مخارج آن برنامه ها بالاتر ازمصرف تداوی جناب امانی عزیز میباشد، چه میشد اگر توجه بحال هنرمند بخت برگشته مینمودند. امانی با دو خانم وسیزده فرزند درحالت رنج، فقربسرمیبرد، آیا جای تاسف وشرم نیست؟. افسوس که تشویق، ترحم ودلسوزی برحال اوسکوت کرده است، نمیدانم انسان دوستی هنوز دروطن وجود دارد؟…ما که از ترحم ونوع پروری  رسالت تاریخی داریم. ” دلیکه سوز ندارد دل نیست”
هموطنان عزیز ازهرطریقی ممکن که توان کمک برحال امانی عزیز را دارید، دریغ نکیند. میدانم که زیر نام تداوی امانی دربعضی کشورها اعانه جمع شد، اما نمیدانم که پول  برای مستحق رسیده است یا نه.  مصارف  تداوی او با پرداخت ده دالر ویا یورو، برای مردم عزیز ما که درخارج بسرمیبرند، پول خیلی اندک ااست، ما شرایط  جمع آوری پول مهم است که به طریق اساسی طرح ریزی شود. به طریق اصولی توجه  تجاران ملی ویا کمک دولت را جلب  نمایند تا تدوای او بصورت اساسی آغاز گردد. امانی گرامی هــر کس ترا فرامــوش  کنــد مردم هــنردوست تــرا فــرا موش نمکنــند، در ایــن راستــاازبــرادر گــرامی هموطن شریف ما جناب عــرفان الله “عابــدی”  که در ارسل فوتوهای امانی صاحب از کابل بنده را یاری رساندند و ازجناب استاد مــحمــد اسحــق”ثــنا” شــاعــر معروف کشورکه قطعه شعر را در وصف  امانی عزیز سروده و برایم گسیل داشته اند، که درذیل مطالعه میفرمائید وهم چنان ازخواهر بااحساس ما بانو ” ملالی شبنم” وبرادرگرامی ما جناب “میلاد شریف” که ویدیو کلپهای ” امانی” را در یوتوپ گذاشتند، منمون وسپاسگذار هستم. امید وارم چند سطر نوشته بنده  نیز توجه دوستان که چاره کار و پول کمک در اختیاردارند، جلب نماید.

درد وغمم شد فزون چاره درمان کجاست؟
بیــش ازین طاقتی درتــن لــرزان کجاست؟
نخل امید وطــن سوخــت زلب تشنــــگی
تا کــه لبــی تــر کنــد نم نــم باران کجاست؟
ازوطن آواره گی سوخت تن وجان من
شهــر چو زندان مرا راه بیابان کجاست؟
تا کــه ز راه  وفا بــزم طرب  ســر کند

امانی خوش سرود، بلبل خوش خوان کجاست؟
خفته صدا در گــلوســوز ونوا در گــره
بلبل پروان زمین  مست وغزل خوان کجاست؟
صبح هنرتیره شد شام ضلالت رسید
بازبتابــد سحــرکوکب رخشــان کجاست؟
زاهــد درد آشنــا، عابــد راه خــــدا
نیست دریــن شهرما، هست بگو آن کجاست؟
محمد اسحق “ثنا”

دوستان گرامی برای شینیدن ویدیوکلپها روی لینک کلیک نماید.

بلبل پروان زمین ، منظور از “امانی” است
کاپی  از این سایت با نشانی  ادرس  مجاز است

watch Amani songs # 2

watch Amani

گرامی باد یادمرحوم استاد اولمیر

گرمی باد یاد اولمیر

استاد اولمیر هنرمند جاویدانه
استاد اولمیردرساب 308 خورشیدی در قریه نوتیه پشاور تولد گردید، ازکودکی با هنرموسیقی بزرگ شد. یعنی در کنار دروس مکتب، نزد استاد جعفرعلی گرُ گذاشت ومدت شش سال اساسات موسیقی وآرمونیه وآوازخوانی را آموخت. آستاد اولمیر درآوان کوکی پدرش راازدست داد و چند سال بعد مادرش نیزبا کاروان عدم هم راه گشت و استاد درحمایت کاکایش قرارگرفت. کاکایش اورا منحث فرزند خویش خوب سرپرستی نمود ودخترش با استاد نامزاد نمود. کاکایش نیزد اورا جهت آموزش بیشتر هنری به موسیقی دانان دیگر معرفی ورنمایی کرد اما وقتیکه اولین آهنگ استاد با استاد سبزعلی ازرادیو پشاورنشرگردید وچند ریکار نیزاز وی ثبت شد، نسبت نا موزون بودن آواز جوان استاد با سبزعلی خان، خشم کاکایش را برافروخت وپرابلم های خانوادگی آغازشد. اودرسن 18 ویا 19 سالگی قرارداشت یعنی در 1329خورشید جهت اشتراک درمراسم استقلال افغانستان کابل آمد و دیگر برنگشت. وی بریاست مستقل قبایل خودرا معرفی کرد. محمد امین شاعر معروف زبان پشتو که بعداٌ به ملنگ جان شهرت یافت، با استاد معرفی گردید. ملنگ جان استعداد هنری اولمیر را میدانست اشعار فلکلور ولندی های پشتو واشعار خود را برایش تهیه میکرد، منلگ جان خود منتظم موسیقی بخش پشتو در رادیو افغانستان وقت بود ، از همین طریق استاد اولمیر دررادیو راه پیدا کرد. با وجودیکه در آنزمان فرهنگ سنتی دیوارصخیم برای هنرمند شدن بود، یک تعداد محدود جوانان مانند استاد اولمیر که علاقه، استعداد ودانش هنری داشتند، بدامن هنرچنگ میزدند بدبختانه رقابت های نا سالم سد پیشرفت آنها میگردید. جای آن دار که ازکمک وتشویق ودلسوزی مرحوم استاد نبی گل یاد آورشوم، استاد نبی گل رابطه استاد اولمیر را با رادیوخیلی محکم نمود وبا کمک ملنگ جان برای استاد اولمیر یک اتاق درزیرزمینی های تعمر رادیو افغانستان وقت که درپل باغ عمومی موقعیت داشت، تدارک دیدند. کارهنری استاد با رادیو اینطورآغازید. آن وقت نشرات رادیوافغانستان مستقیم بود یعنی استدیو ضبظ برای پروگرامها وآهنگهای موسیقی وجود نداشت و پروگرام مستقیم نشرمیشد، در وفقه پروگرامها استاد میخواند، تا شنونده توقف رادیو رااحساس نکند. درآنزمان تعداد سراینده گان خیلی محدود وانگشت شماربود و استاد مرحوم ازجمله اولین ها بشمارمیرفت. استاد اولمیر انسان خیلی بی آلایش، فقیر مشرب، گوشه گیر ومحجوب بود، اوعاشق میهن، شعر وموزیک بود، همیشه با خود زمزمه میکرد، باهیچ کس سرکارنداشت، جزدرجواب سلام همکاران سلام میگفت وراه خودرا میگرفت.
استاد اولمیر شاگردان خوب نیزتربیه کرد ازجمله نعمت الله، سیدعلم؛ طلا محمد وایوب را میتوان نام برد. کمپوژ اهنگهایش خیلی ناب بود وتا امروز شنوندگان خود را دارد. او درپیدا کردن ویا انتخاب شعر تشویش نداشت، زیرا شاعران مشهور چون ملنگ جان، محترم نصرالله حافظ، مرحوم امان الله سیلاب، سنب گل وغیره شاعران محبوب پشتو زبان را درکنار خود داشت، وازاشعارشان استفاده مینموئد. استاد اولمیرمانند همه ما وشما تنها بدنیا آمد مگر خلاف امرطبیعی تنها زیست، وتمام عمر را درهجران به پایان برد. او ازنوجوانی تا پیری دریکی ازاتاق های عمارت رادیو تلویزیون ملی زندگی کرد، درحقیقت درخانواده بزرگ با کارمندان”رادیو تلویزیون ” ایام گذراند، همه کارمندان اورا چون پدرمحبوب میداشتند واز احترام عام وخاص برخوردار بود. او مدت تقریباٌ چهل سال زندگی خویش درخدمت هنرموسیقی بود، ازطریق صدایش آیئن عشق وطن پرستی را بتمام علاقه مندان آوازش درسرتاسرافغانستان انتقال داد. شانزده آهنگ در تلویزیون ملی و چهار صد آهنگ به آرشیف رادیو ازخود بجا گذاشت، با آنکه مدت چندسال در استدیو های کهنه رادیو درپل باغ عموی سرود مگر نسبت پرابلم که فوقاٌ اشاره شداثر از آن دوره دردست نیست. هنگامیکه آهنگ ” وطن جنت نشان دی – گلان په کی کارمه” را سرود ویا زمانیکه آهنک “ای زما وطنه دلعلونه زمانه زما” ویا آهنگ ” نوی محفل نوی ساقی نوی سازونه کنه” سرود قلوب همگان رااشغال کرد. در اواخرعمرش به سختی زیست، زیرا در اثرحادثه ترافیکی دست وپای چپش صدمه دید وازآن به بعد پریشان گردید. با جودیکه در ان زمان مورد توجه خاص مسوولین رادیو تلویزیون قرارداشت ازوضع صحیی اومراقبت میشد وانتقالش شفاخانه بدوش چند نفرمسوول گماشته شده بود، اما تنهایی خود یک مایوسی بزرگ برایش بود . زمانیکه از تصادم وی مطلع شدم با شوهر مرحومم عاجل خودرا به شفا خانه علی آباد رساندم ، چند روز بعد دوباره از وی عیادت کردم، دیدنم دربستر بیماری برای شاگردانش کمپوژمیساخت. اوعاشق میهن بود تا دم مرگ عاشقانه بیاد وطن سرود بخصوص آهنگ { دا می د بابا وطن، دا می د دادا وطن} او رازندگی جاویدانه بخشید . استاد در خارج از کشور نیز برای اجرای کنسرت با گروپ هنرمندان سفرکرده بود که میتوان از کشور تاجکستان، هند، چکوسلواکه وقت، پاکستان نامبرد. اودر سال 1350 خورشید لقب استادی را بدست آورد ودوبارمنحیث آواز خوان درجه دوم و درجه اول نایل شد، جوایز مطبوعاتی را از ان خود کرد. تا حال چندسال از وفات وی میگذرد نسل جدید که درخارج ازافغانستان تولد شدند و به هنر رو آوردند، عشق وطن ازاثر آن آهنگ { دا موژ زیبا وطن} در ایشان ایجاد میشود وهنرمندان جوان آنرا عاشقانه بیاد وطن میسرایند، کسب شهرت میکنند. { سینه که سوزعشق وطن درآن نباشد پاره به } بلی استاد باسینه چاک زسوزعشق وطن در سال 1361 خورشیدی به جاویدانگی پیوست و درجوار زیارت شاه شهید پادشاه آرامید.
در سالهای 1371 و1372 خورشید، باران راکتها قدرت طلبان ئو متعصبین هنر وفرهنگ زندهارا بگور برد ومرده ها را از گور بیرون آورد، مفبره فقیرانه او نیز از بین رفت. با اظهار سپاس از نماینده پارلمان افغانستان خانم ملالی جویا ، بتاریخ هشت اکتوبرسال 2006 میلادی مقبره آن مرد بزرگ را ترمیم نمود . روح استاد شاد باد .
شما را به شنیدن چند آهنگ استاد وبیانیه خانم جویا دعوت میکنم به لینک زیر مراجعه نماید
نوت : فوتوی استاد ازسایت رشاد احمد وبعضی معلومات نیز از ویکیپیدیا اقتباس گردیده است.

watch اولمیر
watch اولمیر #2
watchاولمیر #3

دمی با شمس الدین مسرور هنرمند سابقه دار کشور

شمس الدین مسرور
سراینده آهنگهای زیبای چادرماشی، توکه ازشهرمه خوازده هستم و بی بی سمن جانم
شمس الدین 63 سال قبل ازامروز در یک خانواده نیمه زمین دار در دهمزنگ کابل بدنیا آمد. در آنزمان موسیقی درخانواده ها حرام شمرده میشد وکودکان وجوانان از طرف خانواده ها ازهنر والای نواختن وخواندن تنبیه ونکوهش میشدند. اما اودرصنف چهارم مکتب درگروپ ترانه خوانان شامل و ترانه خواند. ازهمان کودکی هنرموسیقی در ذهنش مایه گرفت، زمانیکه ازصنف ششم مکتب سید جمال اادین افغان فارغ شد، برای آموزش مسلکی درلیسه میخانیکی کابل شمولیت حاصل کرد ودر رشته برق ضعیف “رادیو” تحصیلات مسلکی بکلوریا را ختم نمود. وی در لیسه میخانیکی در کنسرتها مکتب به آواز خوانی پرداخت. بعد ازختم لیسه میخانیکی درفابریکه جنگلک کابل دریونت های سیار فواعد عامه “قوای کار” خلاف آرزویش تقررحاصل نمود باآنکه تحصیل مسلکی رشته برق ضعیف را داشت، باید در رادیو افغانستان مقررمیشد.
یونت قوای کار یکه جناب مسرور ایفای وظیفه میکرد درچمن حضوری مقابل کابل ننداری موقعیت داشت. رسیدن به محیط هنری برایش کوتاه گردیده بود امابعداز ایام کوتاه یونت مذکور بولایات جهت انجام وظیفه سفرکردند، وی ازسفرولایات منصرف واز ریاست تهیه ارزاق که جناب سید حسین مجددی ریاست آن را به عهده داشت، موافقه تبدیلی گرفت وبعد ازیکسال خدمت در ریاست تهیه ارزاق، شامل گروپ هنری موسیقی گردید. گروپ موسیقی مذکور دربخشهای وزارت اطلاعات و کلتور وقت تحت نظراستادان مجرب داخلی وخارجی واقع پل باغ عمومی شهرکابل فعالیت مینمود، کورسها شامل آواز خوانان، نوازندگان، وبخشهای تیاتربودکه بنام آرت دراماتیک یاد میشد، او نیز در گروپ آواز خوانان جذب گردید. دراین گروپ استادان داخلی عبارت بودند ازاستادغلام حسین “پدر استاد سرآهنگ” استادنبی گل، استاد فقیرحسن واستادان خارجی استاد نظام اوف از تاجکستان و استاد فریمن از امریکا بودند،اساسات موسیقی را نوت میدادند” بنام نوتیشن موزیک یاد میشد”. همچنان نوازندگان گرانمایه دیگرچون استادمحمد عمر”رباب”، استادغلام نبی “دلربا ورباب”، استاد محمد هاشم”طبله”، استاد سلیم کندهاری”سنتور” استاد ملنگ نجرابی”زیربغلی” و استادگل علم ” دهل نواز” بودند، شاگردان راعملی تدریس مینمودند. جناب امین الله ندا که خود مسولیت رسمی دربانک داشت وبعد ازوقت درگروپ هنر آواز خوانی کارمیکرد با جناب مسرور معرفت حاصل نمودند و طرح یک کنسرت را ریختند تا جوانان آموزش دیده، هنرنمایی نمایند. دراین هنرنمایی، هنرمندان جوان چون آقایان” ظاهر قیامی” آرمونیه وآواز “زبیح الله روح انگیز، غلام علی خوشنوا، حیدرکمال “آرگن وآواز”، جلیل طاهری،عتیق الله شهکار “رباب” الله محمد “ماندولین ورباب” صدیق طب خوش ” بعداٌ قیام تخلص نمود”، محمد قاسم، ومسرور “دوتار ورباب” در نواختن وسرودن، هنرنمایی کردند، کنسرت بشکل بی سابقه در اوج احساسات وکف زدذنها اجرا گردید. زمانیکه جوانان کورس هنری را ختم نمودند، بنام آرکسرت جوانان مسماٌ گردیدند.
وزارت اطلاعات وکلتور وقت برای توزیع تصدیق نامه های مدیران مطبوعات مرکز وولایات یک سیمنارمطبوعاتی درهوتل خیبردایرنمود، وآرکسرت جوانان درختم توزیع تصدیق نامه ها به اجرای کنسرت پرداختند، توجه دکتورجبیبی وزیر اطلاعات و کلتوربه استعداد آنها جلب شد وجهت تشویق، جوانان در مرکز وزارت خواست، مشکلات شان را بررسی نمود وازجمله دوتن ایشان ” آقای امین الله ندا وآقای مسرور” را رسماٌ به رادیو افغانستان معرفی نمود تاباهنرمندان رادیو افغانستان جهت اجرای کنسرت درخارج کشورهنرنمایی نمایند. مدیرموسیقی رادیو افغانستان جناب حفیظ الله خیال، در پذیریش ایشان درد سرهای زیاد ایجاد نمود، بالآخره امین الله نداازپیوستن با هنرمنرمندان رادیو منصرف شد وجناب شمس الدین مسرور نسبت تحصیل ایکه در رشته برق ضعیف ” تخنیک رادیو” داشت، با مخالفتهای زیاد تیکه دران موسیقی دردرایو افغانستان مقررگردید. ازمخالفتهای آقای خیال با هنرمندان جوان جناب دکتورحبیبی مطلع گردید، تمام آرکسرت جوانان را که شامل دوازده نفر بودند، بشمول مسرور رسماٌ در رادیو مقررنمود. تقرر ایشان زمانی صورت گرفت که ریاست رادیو افغانستان برای انکشاف بیشتر ومکان بهتر استدیوهای مجهزترازپل باغ عمومی به انصاری وات انتقال کرده بود. بدین ترتیب آرکسرت جوانان بعداز مشکلات زیاد، شش ماه کار افتخاری برادیو افغانستان مقررگردیدند اما متاسفانه خیلی دیربود وامین الله ندا به رحمت حق پیوسته بود.
جناب مسرور دربخشهای مختلف رادیو افغانستان وبعداٌ تلویزیون ملی مدت طولانی ایفای خدمت نمود خدمات وی : پرودیسر برنامه های فرمایشی، منتظم موسیقی، آمرکنسرتها ولباس دار، مدیر موسیقی رادیو، اولین مدیر موسیقی تلویزیون و مدیرعمومی موسیقی رادیوتلویزیون. بدبختانه در آنزمان ازیکطرف فرهنگ سنتی مانع بزرگ برای رشد وانکشاف هنر درجامعه بود واز طرف دیگر حق تلفی های زیاد وحسادت های بیمورد در ساحه هنری مانع بزرگ برای تبارز استعداد های جوانان بود. افراد و اشخاص بنابر شناخت و پیوندهای مختلف در کرسی های کلیدی دولت نصب میگردید وبعد از تصاعب کرسی ، جای آنکه برای رشد وتوسعه هنر کار انجام بدهند، ازتقرر ورشد جوانان غیرمستقیم جلوگیری مینمودند. بگونه مثال: زمانیکه بست مدیر موسیقی ازرتبه پنجم به رتبه سوم ارتقا نمود وجناب مسرورعملاٌ بحیث مدیر موسیقی ایفای وظیفه میکردند، مرحوم جلیل زلاند مدیر تحریرات جناب عباسی وزیر اطلاعات وکلتور وقت دربست رتبه سوم بحیث مدیرعمومی موسیقی تقررحاصل نمود وجناب مسرور رادر بخش موسیقی غربی گماشتند. بعدااز مرحوم جلیل زلاند جناب حامد حسینی مدیرعمومی موسیقی رادیو افغانستان مقررشد، مسرور را نسبت سابقه کار شان به صفت معاون مدیرت موسیقی مقررنمودند. درسال 1357 ش- قبل ازافتتاح تلویزیون ملی سه گروپ از کارمندان مجرب رادیو جهت آموزش وپرورش دربخشهای مختلف تلویزیون” تخنیکی ونشراتی ” بکشورهای جاپان، عراق، وایران اعزام گردیدند وجناب مسرور نیز درکشورعراق دربخش نشرات تلویزیون آموزش دیده بودند، بحییث اولین مدیر موسقیی تلویزیون تقرر حاصل نمود. بعداٌ جناب استاد ببرک وسا مدیرعمومی موسیقی جهت تحصیلات عالی بکشور اتحاد جماهیر شوروی وقت اعزام شدند، آقای مسرور برای مدت دوازده سال بحیث مدیرعمومی موسیقی خدمت کردند.
در زمان مجاهدین: باآنکه مجاهدین ازنظرعقیده باهنرموسیقی چندان رابطه خوب نداشتند، مگر مدیریت عمومی موسیقی را بریاست موسیقی ارتقاٌ دادند وجناب اکرام اندیشمند بحیث ریس موسیقی تقرر حاصل نمود. آقای مسرور بااخذ بیست روز رخصت قانونی عازم ولایت بلخ شد، درآنجا شورای فرهنگی ولایت بلخ تحت ریاست جناب”سیرت تالقانی” دربخشهای مختلف هنری چون تیاتر، سینما و موسیقی فعالیت داشت، آقای مسروربحیث ریاست هنرها مقرر نمود. جناب عبدالرشیددوستم که یکی ازقوماندان های قوی مجاهدین در شمال کشوربود، به هنر و هنر مندان خیلی ارج میگذاشت، تمام هنرمندان راکه نسبت نا امنی شهر کابل را ترک وهرطرف پراگنده شده بودند، جمع وفعالیتهای فرهنگی را درولایت بلخ آغاز نمود. یک واقعیت مسلم وغیرانکار در مورد شخصیت جناب دوستم حمایت ازهنرمندان بود، با قوماندان هایش درباره هنرمندان برخورد مینمود وحتا آنها را نکوهش واز وظیفه برکنارمیکرد، اما بدبختانه که مجاهدین نتوانستند برخورد های مسلحانه را تحت کنترول درآورند، بناٌ همان برخوردهای غیرموسولانه ، زورگویی های بیمورد خود وملت رااز پا درآرودند وگروپ طالبان درکشورمسلط گردید. بعد ازترک دوستم ازکشورهنر مندان دوباره پراکنده شدند وجناب مسرورنیز بریاست کود برق مزار شریف اشغال وظیفه نمود.
زمان طالبان: طالبان جناب مسرور رااز کود برق وبرادیو تلویزیون بلخ بردند ودرمورد آهنگ ” الله واکبر” شعر ازداکتر اسدالله حبیب را درزمان مجاههدین ” وقت دوستم” سروده بود، محاکمه نمودند. جنانب فرید یکتن ازکارمندان اسبق مدیرت پلان تخنیکی رادیو، درزمان طالبان بحیث ریس عمومی رادیو تلویزیون ملی اشغال وظیفه داشت، مسرور راازگذشته ها میشناخت، دفاع وآهنگ سروده شده را شعرمیهنی بررسی ومسرور را نجات داد. بعد طالبان ازمسرور خواستند تاهمان شعرمینهی را بدون ساز درزمان حاکمیت آنها نیز بسرآید، زیرا ساز در آئیین طالبان حرام شمرده میشد.زمانیکه جناب منان نیازی بحیث والی بلخ” زمان طالبها” تقررحاصل کرد و آقای مسرور باشناخت که همرای جناب نیازی داشت، برای تبدلی خویش دربخشهای فرهنگی ولایت کابل عارض گردید. جناب نیازی درپای عریضه وی چنین نوشت: تمام گروپهایکه درمسیرراه بلخ تا کابل قراردارند، بدون صدمه اورا با فامیلش انتقال وحتا کمک نیزبدراند. ” امضای نیازی والی بلخ چون آقای مسروریک هنرمند شناخته شده بود، جناب نیازی پیش بین حوادث در میسر راه بلخ وکابل گردیده بود، به همین دلیل یک قوماندان طالب بنام “کریم” آقای مسرور را با تمام فامیل ولوازم که با خودداشتند، بعوض کابل، ازراه چمن تا کویته به امانت وسلامت رساند. آقای مسرور دوسال درپاکستان زندگی نمود وبعد درسال2001 میلادی بکشورکانادا رحیل اقامت پهن نمود. بعدازسقوط طالبان درسال 2005 میلادی جناب علام حسن حضرتی ریس رادیو تلویزیون ملی و سید مقدوم رهن وزرفرهنگ افغانستان ازآقای مسرورتقاضا نمودند تا برای نظم و نسق دوباره هنر وهنرمندان بکابل بیاید. جناب مسرور دربازگشت بکابل از فروپاشی نظم وانسجام درامور رادیو تلویزیون شوکه گردید، هنرمندان درهجرت بسرمیبردند، برای احیای مجدد نظم پیشین پلان منظم و پول کافی ضرورت بود، گنجنه هنری تاراج ورادیو تلویزیون جز ویرانه بیش نبود. وزارت فرهنگ برای احیای مجدد جزسخنان میان تهی وعاری ازعمل کرد، نداشت. نظام مملکت کاملاً ازهم پاشیده، وتمام علوم وفنون بدست سرمایه داران شخصی اداره میگردید ورادیو، تلویزیون ملی دررقابت با رسانه های شخصی خیلی عقب بود. باآنکه جناب سیدمقدوم رهین از آقای مسرور شدیداٌ استقبال و سپاسگذاری مینمود اما درتقویه رادیو، تلویزیون ملی اقدام عملی نداشت. آقای مسرور تا حدودی توانست هنرمندان سابقه را جذب و بکارهنری آغاز بدارند اما نتیجه بنا براقتضای زمان مثبت نبود، وی بعداز شش ماه دوباره بکانادا برگشت. گفتنیهای جناب مسرور ازتجارب سی وپنچ سال خدمت در موسیقی افغانستان فریاد ازبیعدالتی وروابط وپیوندهای ناسالم دربخشهای هنری، کشتن استعدادهای و بخصوص رژیم هایکه عقیده واحترام به فرهنگ نداشتند، میباشد، بگونه مثال یک خاطره ایشان رادرموقع ریاست جناب عبدالوهاب مددی بنگارش میگیرم{ شخصی بنام “یعقوب آبشار”جهت تقرر در ریاست موسیقی عارض گردید، درآغازسال زمانیکه تعینات سال جدید ابلاغ گردید جناب آبشار بعوض مسرور بحیث مدیرعموم موسیقی مقرر وجناب مسروربحیث عوض مدیریت مویقی تبدیل شد” درحالیکه سابقه هنری وفعالیت دربخش موسیقی آقای مسروردست آورد های خوب داشتند.
تقدرنامه وجوزایز: درزمان ریاست جمهوری محمد داوود خان شهد، استاد محمدحسین سرآهنگ بابای موسیقی، شهید احمد ظاهروجناب مسرورخواننده سال برگذیده شدند. درسال 1357 ش- در سرودن آهنگهای حماسی جایزه درجه اول رااز طریق وزرت دفاع کشوربدست آوردند.
کمپوز موزیک: هنرمندان معروف کشور،خانم رخشانه، خانم ناهید، مرحوم خانم ژیلا، خانم سیما ترانه، خانم نیلاب حیران، خانم مرجان خانم پرستو، خانم افسانه، خانم هنگامه، جناب عبدالمحمد همآهنگ، آقای منگل، جناب شاه ولی، آقای عزیز غزنوی، جناب حفیظ الله شاه گردیزی، آقای روح الله نوازش، جناب یعقوب آبشار، جناب خان آقا سرور، آقای عالم شهروان، جناب نعمت الله، آقای سید علم بودند که ازکمپوز های جناب مسرور فیض بردند.
در هجرت: درکاناد کمپنی های مختلف فرهنگی فیستوال های هنری کشورهای مختلف را برگذار میدارند وجناب مسرور در اولین فیستوال موسیقی افغانی، ازطرف ریاست امورمحاجرین ایالت انتوریو، درشهرتورنتو بنام هنرمند افغان جایزه را نصیب گردید. یکبار دیگر از طرف یونسکوبنام هنرمند افغان حایز جایزه شناخته شد. ناگفته نباید گذاشت که موزیک مولانا جلال الدین بلخی را جناب مسرور کمپوز وبه مرکز فرهنگی مولانا به قونیه فرستاده است.
درباره هنر موسیقی اصیل افغانی جناب مسرور عقیده دارد، تا حیات ئدارند اصلات موسیقی افغانی را بجهان معرفی میدارد زیرا هنر وفرهنگ هویت یک کشوراست، هنرمندان رسالتمند باید کشور رااز طریق هنرهایش بجهان معرفی بدارند. ما نباید شهکارهنری مرحوم استاد قاسم افغان را که درزمان استقلال افغانستان موزیک آزادی را نواخت، فراموش کنیم. درآشفته بازارموسیقی امروزموسیقی اصیل افغانی کمرنگ گردیده است، هنرمندان جوانان ابتکار ونوع آوری داشته باشند مگرزیرنام مدرن شدن، موزیک اصیل را به ابتزال نکشانند. درانتظام موسیقی ، انتخاب شعر وصدا دقت لازم نمایند وازهنرمندان صاحب نظرجویای همکاری شوند.
http://www.youtube.com/watch?v=2N7MaaiaGbY
http://www.youtube.com/watch?v=qjJyijN_OHU