میر مفتون را سنگ‌سار نکنیم! : استاد جاوید فرهاد

در پی توجیه آن‌چه “میر مفتون” محلی‌خوان” کشور گفته‌است، نیستم. 

با دّقت می‌خواهم بگویم که او قصد بد و غرض‌آلودی نداشته‌است؛ بل صاف و ساده به این نکته پرداخته‌است که در بیرون؛ یعنی در خارج از افغانستان، هر باشنده‌ی افغانستان را از گذشته‌ها تا اکنون، بدون درنظرداشت هوّیت‌های تباری و قومی گوناگون که در کشور وجود دارد، افغان می‌دانند؛ یعنی افغانستانی و شهروند جغرافیایی به‌نام افغانستان.

حالا اگر این خوانش و برداشت را می‌پذیریم یا نمی‌پذیریم، باید از ریشه درستش کنیم و به‌نقل از عوام “الله و بلا” را به‌گردن مفتون نیندازیم.

نکته‌ی ظریفی در گفته‌های آقای مفتون وجود دارد؛ یعنی وی از ره‌گذر تاریخی هوّیت تاجیک‌ها، اوزبیک‌ها، بلوچ‌ها و سایر نحله‌های قومی و تباری را انکار نکرده، بل روایت بیرون را در باره‌ی کاربرد واژه‌ی افغان به‌مثابه‌ی هوّیت جمعی نقل کرده‌است و ذهن سلیم می‌داند که روایتِ روایت، به‌هیچ روی گناه نیست؛ بیان چشم‌داشت دیگران از ما در بیرون است که از آن نمی‌شود انکار کرد.

میر مفتون با بیان این دیدگاه می‌خواسته‌است همه را به هم‌دلی و هم‌زیستی فرا بخواند و ژرفای خالی مهربانی و هم‌دلی را میان تبارها و اقوام کشور پُر کند.

همین که وی می‌گوید من تاجیکم یا ما تاجیکم، رّد مقوله‌ی هوّیت نژادی‌ من و ما نیست؛ فراخوانی‌ست برای زیست و باهمی که معنایش همان هم‌دیگرپذیری است.

از سوی دیگر وی یک هنرمند است و نه تاریخ‌دان، سیاست‌مدار،  تبارشناس و هوّیت‌شناس متخصص.

دیدگاهش را هم می‌توان در حد یک دیدگاه فردی پنداشت و نه یک دیدگاه جمعی؛ ولو خواسته باشد آن را جمعی هم مطرح کند.

دل‌های تان را فراخ بسازید و این نکته را از یاد نبرید که با این همه بی‌حُرمتی‌کردن در برابر او، وی به چه پیمانه لب‌خند را بر لب‌ها و شادمانی را بر قلب‌های ما هدیه داده‌است.

مهربان باشیم!

جاوید فرهاد