بِسم الله الرحمن الرحیم بهتان ( افک) : طاها کوشان

 

طاها کوشان

وَ قُل رَّب اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنت خَيرُ الرَّاحِمِينَ(118( و بگو پروردگارا! مرا ببخش و مشمول رحمتت قرار ده ، و تو بهترين رحم كنندگانى .

بنام خداوند نکونام درهرنام،  و ستوده بهرهنگام، خودستوده بی ستاینده، بزرگ عزتِ بی پرستش بنده، خدای حکیمِ راست دان، خداوندِ علم  ِ پاک دان، خداوند مهربانِ کاردان، بخشایندۀ روزی رسان، خداوندی که درآمد هرچیزی ازوی و بازگشت هرچیزی با وی است، خود دارنده و خود سازنده و خود کردگار و خود پادشاه است. روانندۀ آفتاب وماه و روشن کنندۀ  دلهای سیاه، یاد وی راحت روح و آسایش دل مجروح، و اسرار عارفان بیاد وصال وی مشروح است.

لطیفه: ای راد مرد، چند که در خوابی بیدار شو که وقت صباح است، وگر در خمار شرابی: هین که پرتو حق، صبوح است!) کشف الاسرار

خیز بَرخور نوش کن  فردا  ترا انگورنیست

درحساب و بازرسی ها رب ما معذور نیست

ای که خورشید سعادت برسر بام تو هست

گر تو چشمت کور گشته آن گناه نـــور نیست

طاها کوشان

پرهیز از بهتان دراسلام پاسداری از حریم گوهر انسانیت، همزیستی باهمی، و شناخت جوهر نیک مسلمان با ایمان است. اگر بی دانشی (جاهلی) اشتباهی میکند وبهتان می ورزد، از او گله و شکایتی نیست.  هرچه پرسان و بازخواست هست از آرزومندان دانش به ویژه کسانی که میخواهند بربلندیهای پیش نمازی و دستوربه شناختن دقایق دین وپرهیزگفتن ازبدیها ، ایستاده و خودنمایی وفضل فروشی نمایند.  به ویژه جایگاه بلند و والای محراب و منبر که در دنیا برای پیروان آقای ما محمد مصطفی صلی لله و علیه وسلم، مقام محمود است.  درین جایگاهای ویژه و بس نیکو وبلند کسی میتواند بایستد که:

1-       بی دانش نباشد در تمام مسایل  اسلامی.

2-       راستگو و راست کردار باشد.

3-       دل وزبان پاک داشته باشد.

4-       خودخواه و خود بزرگ بین  نبوده و خودرا عقل کل ناف زمین نپندارد.

چون اولین پیش نماز و سخن پرداز در اسلام  یتیمی بود که به دستور عاشق فرشته ها دل اورا به نور شستوشو دادند وهیچگاهی کسی از زبان مبارکش آزار ندیده و دل پاک و سرشت تابناک داشت، بُرده باری بود که زنی برسرمبارکش خاک روبه را می پاشید و او بدیدنش شتافت و حالش را جویا گشت!

آن مبارک والاگهر ستوده تا آن زمان که خودش ازچیزی پرهیز نمی کردویا کاری را انجام نمی داد کسی را پرهیز و دستور به کاری وپند واندرز نمی دادند ونمی فرمودند. آخر سخن که: نابترین جوهر انسانی و والاترین گوهر نیک خویی را دارا بود. همان شد که درمدت زمانی کمتر ازبیست سال سراسر شبه قاره عربستان ازتاریکی به روشنایی و از بی دانشی به خردمندی و نیک بختی رهنمون گشت و تا درین دنیا روزی هست به رهروان وپیروانش افزوده میگردد.

(لطیفه: دریغاکه ازهمه جانب به ساحت حق  راه است  ولی رونده نه! بوستان عزت پُراز میوه های لطیف است  ولی خورنده  نه! عالم پُراز صدف دعوی  ولی یک گوهرِ معنی  نه!  همه عالم دلشدۀ یوسف، ولی هیچ یک یعقوب  نه!

سورَةٌ أَنزَلْنَهَا وَ فَرَضنَاهَا وَ أَنزَلْنَا فِيهَا ءَايَتِ بَيِّنَتٍ لَّعَلَّكمْ تَذَكَّرُونَ(1)  سوره ای که ما فرستادیم وحکمها که در آن است: واجب کردیم و پیغام و سخنهای پیدا و روشن فروفرستادیم تا شما مگر پند پذیر شوید. سوره نور آیت(1) کشف الاسرار

درویشی را پرسیدند چه دلیل بر هستی خداست؟   گفت: آفتاب که برآمد نیازی به چراغ نیست،همه عالم دلیل است، نگرنده می باید! همه جهان گل وریحان است بوینده می باید! همه عالم تریاق است، مارگزیده می باید! همه جهان نشانه های قدرت اوست وهمه دلیل حکمت و وحدانیت و فردانیت اوست. آیات واحکام ِ فرستادۀ او همه دلیل برهستی و یگانگی اوست!

ای جوان مرد اگر روزی ترا آفتاب معرفت ازفلک عظمت بتابد و دیدۀ همت تو آیات جلال عزت حق بیند، این دنیا که تو شکار او شده ای نعلی کنند و به سُم ِ سمند همت زنند! و عقبی را حلقه ای سازند و درگوش چاکران حضرتت کنند و آنگاه تورا شاه وار به بارگاه ویژه ای جلال درآورند!

اَلزانِِیَۀً والزانی ِفـَاجلِدُواکُـلٌَ واحِدٍ مِنهُما ماِئۀً جَلدَتَه…. (2 ) آیه.. مردمان سه گروه اند: عامه مردمند- و خاصان حضرتند- وخاص خاصانند، عامه مردم اگرزنا کنندحد آنها تازیانه است یا سنگ باران.  و زنای خاصگان، منظر چشم است که مصطفی فرمود: زنای چشم نگاه کردن است و حد آن ازهرچه لذات و شهوات نفس است چشم پوشیدن است! اگرچه مباح بود! وزنای خاص خاصان، اندیشۀ دل است به غیرحق. اگر دیگری را به سـِرٌ خود آگاه کنند و راه دهند، درطریقت این کار را زنا شمرند! و حد آنان  بریدن علاقه و اعتزال « گوشه گیری کردن» ازشَر و اَشرار است. سوره نور آیت (2 ) سوره  24  نور پاره هجدهم.

وَ لا تَأْخُذْكم بهِمَا رَأْفَةٌ فى دِينِ اللَّهِ.. آيه. خداوند ميگويد: اگراهل دوستی و موءدت بامن هستی، باهرکس که مخالف امر و نهی من شد مخالف باش و باهرکس که باآنها موافق شد موافق باش!

جنید گفت: برمخالفان امر و نهی شریعت شَفَقـَت بردن چنانست که ازموافقان اعراض(روی برگردانیدن- گوشه گیری کردن) و دوری جستن! رحم کردن به موجب شرع اسلام نیکو و پسندیده است ولی درمورد مخالفت باشرع، رحمت کردن پسندیده  نه! وبراقامۀ حد، اهمال روانیست که فرمود: درمورد دین خدا برمخالفان راءفت نکنید!

پیرطریقت گفت:ای کارندۀ غم پشیمانی دردلهای آشنایان، وای افگنندۀ سوز در دل تائبان، ای پذیرندۀ گناه کاران و معترفان، کس باز نیامد تا باز نیاوردی، و کس راه نیافت تا دست نگرفتی، دست گیر که جز تو دستگیر نیست، دریاب که جزتوپناه نیست، وپرسش ِ مارا جزتو جواب نیست، و درد مارا جزتو دوا نیست، و ازین غم  جزتو  مارا  راحت روا نیست.

…… وَ لْيَشهَدْ عَذَابهُمَا طائفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ آیه. می گوید درموقع اجرای حکم شرع درباره زنا، باید گروهی ازمومنان حاضر باشند، تا آنها که از گناه پاکند سپاس خدای را بجای آرند، وآنها که وقتی برایشان رفته و خداوند آنرابه فضل خود پوشیده وآنهارا رسوا ننموده، برخود نعمت بزرگ شمرندو خدارا سپاس گزار باشند. وبه زبان عجزو زاری وتضرع وناتوانی گویند: خداوندا! هرچند ناپاکیم و نا معذور و درپردۀ حلم «برده باری- شکیبایی» تومغرور، خداوندا به توانایی خود به ناتوای ما منگرو به برده باری خود به درویشی ما نگر، وبه مهربانی خود به عجز«بیچارگی» و بدی ما نگر، وبه فضل خود سزای مارا در سزاواری خود دِه وجفای مارا در وفای خود فروگذار.

إِنَّ الَّذِينَ جَاءُو بِالافْكِ عُصبَةٌ مِّنكمْ لا تحْسبُوهُ شرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيرٌ لَّكمْ لِكلِّ امْرِىٍ مِّنهُم مَّا اكْتَسب مِنَ الاثْمِ وَ الَّذِى تَوَلى كِبرَهُ مِنهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ(11)  كسانى كه آن تهمت بزرگ را آوردند گروهى از شما بودند، اما گمان نكنيد براى شما بدترشد، بلكه برای شما بهترشد،(که از جانب حق این آیه نازل شد)هریک از آنها که دروغ بستند کیفر آنها رادادند ، وآن كسى كه این دروغ را پذیرفت وآنرا بزرگ کرد، اورا عذاب بزرگی است.

لَّوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ ظنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَت بِأَنفُسِهِمْ خَيراً وَ قَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ(12) چرا هنگامى كه اين سخن را شنيديد، مردان و زنان با ايمان به خود وبه مادرخود وبهم دینان(و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان نیک نبردند؟ و این دروغ پیدا و آشکار را بستند ؟!

َّوْ لا جَاءُو عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشهَدَاءِ فَأُولَئك عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَذِبُونَ(13) چرا به آنچه گفتند چهارگواه نیاورند؟ اکنون که گواه نیاورند، آنها نزدخدا دروغگو هستند).

اگر کسی بهتانی می آفریند و به کسی راست کرده می چسپاند، اول هرکسی از او برهان و گواه میخواهد!  یعنی : چون که گفتی دلیلش بیار!
که ناگفته باتو ندارند کار.. به ویژه اگر کسی در هنگام گواهی دادن بادست چیزی نشان دهدو یا به زبان چیزی بگوید ویا نام کس ببرد، آنگاه است که گواه درپیش دادرس آورده نشان داده میشود و بازپرسها ازاو می پرسند.
چرا این ماجرا درآن  آوانِ ِ پخش نور به هنگام شد؟

1-   تا پند و اندرزی برای رهروان آقا و بادارما (ص) باشد.

2-   تا همه بدانند تا دنیاهست همین دین است و پرهیزگاری و دوری از نمامی و پشت سرگویی و  بهتان و داستان پردازی به ناراستی.

3-  تا همه بدانند که اگر به ویژه ازبرای هوای نفسانی خویشتن به بهتان بستن و پشت سرگویی بپردازند، ویا گپ وسخن کسی را به دیگری واژگونه برساند همان دردناکترین شکنجه ها برای او درهردو دنیا مهیا است و نیز مردم ازچنین شخص دوری مینمایند و حتی به او هنگام نماز اقتداء نمی کنند.

4-  تا هر کسی که آرزومند پیروی وشفاعت حضرت محمد مصطفی (ص) میباشند؛ از بهتان بستن و پشت سرگویی کردن ویا گپ وسخن کسی را به دیگری واژگونه رسانیدن باید پرهیز نماید تا در هر آنی از زندگی وجدان آرام و روان تابناک داشته  و از مردم درگریز نباشد. چندپرسشی دارم که با ادب تمام از دانشمندانی چون استاد بزرگوار سمندر غوریانی! استاد بزرگوار داکترعبدالستار سیرت و جناب استاد فضل غنی مجددی پاسخ آنها را میخواهم: اگر مقتدی بداند که پیش نماز (امام) بهتان ساز و گواهی دهنده نادرست است، آیا نماز درپشت سراو ادا نماید؟
اگر خود و اولاد مسلمان زبان عربی را نمی دانند! آیا امام یا خطیب  را باید که به زبان بخش زیاد مقتدیانش آیات و متن خطبه نماز های عید وجمعه ها را نیز برگردان نموده بشنواند یانه؟
جناب حبیب الله خاتم المرسلین (ص) مسجد را برای رسیدگی حل و فصل قضایای  روزانه، خانواده و آموزش و پروش فکری وجسمی مسلمانان وادای نمازهای پنجگانه بنا نکرده؟
آیا دانا تر از آنحضرت(ص) دانشمندانی به میدان آمده که مسجد را تنها و تنها با زور و ارعاب به خواندن نماز مقید کرده اند؟
آیامیتوان مسجد را منحیث یک بنگاه بازرگانی وانحصاری  استفاده نمود؟
این درست است که حضرت فخرکائنات (ص) سگ رابحالش گذاشت تادر زیر دیوار مسجد بشاشد بدون آنکه باسنگ و چوب سگ را براند، و باز با هفت سطل آب آن نجاسترا شست و پاک نمود ؟ وچرا؟
چرا آنگاهی که زنگیان در حویلی مسجد به رقص و پایکوبی بودند؛ اول آنهارا منع نکرد و زیاده برآن  ازمادر مسلمانان حضرت بی بی عایشۀ صدیقه (رض) خواست تا اگربه تماشا بایستد؟