لیلة القدر بیدار شدن است نه بیدار ماندن! احمد محمود امپراطور

شب قدر، شب برداشته‌شدن حجاب‌هاست؛ شبی که فاصله خاک و افلاک رنگ می‌بازد و درهای غیب به روی دل‌های بیدار گشوده می‌شود.

 در این شب، نه زمان قید دارد و نه مکان، که همه چیز در نور بی‌کران الهی محو است.

فرشتگان با کاروانی از نور، بر جان‌ های صاف و دلباختگان فرود می‌آیند.

 دفتر قضا و قدر در دستان ملائک است و سرنوشت‌ها به قلم حکمت ازلی نوشته می‌شود. 

سالکِ راه، در این شب بندهای نفس را می‌گسلد و سبک‌بار، از حصارهای دنیا و گناه رها می‌گردد. 

هر ذکری نغمه‌ای است از بربط عشق که در گوش هستی طنین می‌افکند، 

و هر اشکی، مرواریدی است که بر دامان مقربان می‌درخشد.

زمین و آسمان، کوچک و بزرگ، همه به هم گره می‌خورند. 

دل عاشق، چون مرغی رها شده از قفس جهل، پر در پر فرشتگان می‌زند

 و رو به آشیانه قرب می‌رود. 

در سکوت رازناک این شب، نغمه بازگشت در گوش جان شنیده می‌شود؛ 

همان صدای آشنا که می‌فرماید:

«ارجعی الی ربکِ راضیة مرضیة»

خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد.

پس دل را با اشک توبه بشوی، بند تعلقات را بگسل، که نسیمی از باغستان مهر الهی جانت را به سرمنزل نور برساند.

یا ربّ! امشب که درهای فیض بی‌پایانت گشوده و ملکوت، چراغان از نور حضور توست، دل‌های ما را از غبار تیرگی و پرده‌های غفلت بزدای. 

ما را از بندهای سنگین نفس برهان و به کاروان سبک‌بالان وصال ملحق کن؛ 

در شمار آن دل‌آگاهانمان آور که جان‌شان در شعاع قرب تو آرام گرفته و از جام معرفتت سیراب شده‌اند.

ای ساقی ازل! نصیب ما کن جرعه‌ای از آن باده ای طهور که جان را زنده و دل را از خود بی‌خود سازد. 

ما را اهل بیداری کن، تا ذکر نامت در جان‌ مان چون نغمه‌ای بی‌پایان طنین اندازد. 

بر دل‌های شکسته و توبه‌پذیر ما، بارانی از لطف و رحمت فرو فرست؛ دست‌های تهی ما را به فضل بی‌کرانت لبریز گردان، و ما را در حریم خلوت‌ نشینان مهر خویش جای ده.

یا ارحم الراحمین!

نویسنده: احمد محمود امپراطور

پنجشنبه ۱۴۰۴/۱/۷ خورشیدی 

۱۴۴۶/۹/۲۶ هجری قمری

27 رمضان الکریم