
صــدقه میشم قامت و رفتـــارته
غمـــــــزه و ناز و شیرین گفتارته
بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر
بسکلان این رشتــــــه ی ناکارته
ادامه خواندن بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور
صــدقه میشم قامت و رفتـــارته
غمـــــــزه و ناز و شیرین گفتارته
بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر
بسکلان این رشتــــــه ی ناکارته
ادامه خواندن بـــا حریفــــــانم نکن لطف نظـــر : احمد محمود امپراطور
در سوسیال میدیا خواندم که وزارت دفاع طالبان به پاکستان گفته است که: «اتهام نزنید، سیاست خود را تغییر دهید» و طالبان «مسئولان امنیتی پاکستان باید بهجای فرار از ناکامیهای امنیتی»، در سیاستهای خود تجدید نظر کنند».
موضعگیری اخیر وزارت دفاع طالبان در برابر اظهارات وزیر دفاع پاکستان بازتابدهندهٔ یک واقعیت انکارناپذیر است: پاکستان سالهاست ناکامیهای امنیتی داخلی خود را با فرافکنی به افغانستان پنهان میکند؛ سیاستی که نه به نفع مردم پاکستان بوده و نه به نفع مردم افغانستان می باشد.
ادامه خواندن افغانستان قربانی سیاستهای امنیتی منطقهای است، نه متهم دائمی : نور محمد غفوری :
افغانستان در دو دههی اخیر به یکی از پیچیدهترین کانونهای بحران در نظام بینالملل بدل شده است؛ بحرانی که در آن تروریسم، فروپاشی دولت، مداخله های خارجی و رقابتهای ژئوپلیتیک بهصورت درهمتنیده عمل میکنند. واقعیت های میدانی نشان میدهد که تروریسم در افغانستان نه صرف محصول افراطگرایی دینی، بلکه نتیجهی تعامل میان ضعف دولت-ملت، اقتصاد سیاسی جنگ و منافع متعارض قدرتهای منطقهای و جهانی است.
این وضعیت سب شده تا افغانستان از یک «واحد سیاسی مستقل» به «فضای مانور ژئوپلیتیک» تنزل یابد و این سبب بازتولید مزمن ناامنی و تروریسم را ممکن ساخته است. با این حال افغانستان را نمیتوان تنها بهعنوان کشوری گرفتار بحرانهای داخلی تحلیل کرد؛ بلکه با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک خاص، تاریخ مداخله های خارجی و پیوند ساختاری آن با امنیت منطقهای و جهانی، می توان گفت که این کشور به بخشی از معادله کلان نظم بینالملل بدل سده است. از این منظر، تروریسم در افغانستان نه پدیدهای تصادفی، بلکه عنصری کارکردی در چارچوب رقابتهای قدرت های منطقه ای و جهانی است.
ادامه خواندن افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصهی مانورهای ژئوپلیتیک قدرتهای جهانی: مهرالدین مشید

جامعه ای که تنها پس از مرگ فرد به ارزیابی و سنجش ارزشهای انسانی او می پردازد،
عملاً از درک و پذیرش زیبایی ها و معانی زندگی غافل است
و توجهی به حضور فعال و تاثیر گذار عزیزان در زمان حیات شان ندارد.
در این جوامع، فرد در دوران حیات خود از محبت و توجه بی بهره میماند،
ولی پس از مرگش ناگهان مورد ستایش و تمجید قرار میگیرد.
ادامه خواندن جامعه ای پس از مرگ ارزشهای او سنجیده می شود: احمد محمود امپرا طورمقدمه

سرمایهداری لیبرال بهعنوان نظام مسلط اقتصادی- سیاسی جهان معاصر، مدعی آزادی فردی، بازار آزاد و حداقل مداخلهٔ دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم است. این نظام، بهویژه پس از فروپاشی بلوک شرق (سیستم سوسیالیزم عینی)، خود را «تنها بدیل ممکن» معرفی کرده است. با این حال، پیامدهای اجتماعی، طبقاتی و انسانی آن، واکنشهای فکری و سیاسی گستردهای را برانگیخته که یکی از مهمترین آنها سوسیالدموکراسی است؛ جریانی که نه خواهان نابودی کامل سرمایهداری است و نه تسلیم بیقیدوشرط در برابر آن میباشد.
سرمایهداری لیبرال؛ وعدهها و واقعیتها
ادامه خواندن سرمایهداری لیبرال و واکنش سوسیالدموکراسی؛ تقابل، اصلاح یا همزیستی انتقادی؟ : نور محمد غفوریو بازتولید استبداد در افغانستان

یکی از ریشهایترین معضلات سیاسی و اجتماعی افغانستان، حاکمیت و نفوذ تیکهداران قدرت، جنگسالاران و تجاران قومی است؛ افراد و گروههایی که در ظاهر خود را نماینده و مدافع یک قوم یا منطقه معرفی میکنند، اما در عمل به دشمنان اصلی همان قوم و مردم محل خویش بدل میشوند. تجربهٔ چند دههٔ اخیر بهروشنی نشان میدهد که این افراد پیش از هر کس و بیش از هر گروه دیگر، بر مردم خود ستم روا داشتهاند و منافع شخصی و گروهی خویش را بر کرامت انسانی و حقوق اساسی جامعه ترجیح دادهاند.
ادامه خواندن تجاران قومی- مانع شکلگیری و استحکام ملت :نورمحمد غفوری
وقتی کشور به معدن، انسان به کالا و فقر به ابزار حکومت بدل میشود
افغانستان امروز نه یک «کشور بحرانزده»، بلکه کشوری به تاراج رفته است که بوسیله گروهی زیر نام امارت اداره می شود؛ اما در عمل چیزی جز شبکهای منسجم برای غارت منابع و خاموشسازی جامعه افغانستان، چیز دیگری نیست. پس از بازگشت طالبان به قدرت، ساختار اقتصادی افغانستان بهجای حرکت بهسوی توسعه پایدار، وارد مرحلهای از اقتصاد استخراجی، رانتی و غارتی شده است. در این چارچوب، منابع طبیعی (معادن، نفت، گاز، آب) و منابع غیرطبیعی (سرمایه انسانی، کمکهای بشردوستانه، داراییهای عمومی و حتی میراث های فرهنگی) بهمثابه ابزار بقا، انباشت قدرت و تأمین مالی یک نظم غیرپاسخگو مورد استفاده قرار گرفتهاند. این روند، نهتنها آینده اقتصادی افغانستان را تهدید میکند؛ بلکه بنیانهای حاکمیت ملی و عدالت بیننسلی را نیز فرو میپاشد؛ البته اصل اخلاقی و حقوقیای که بر بنیاد آن نسل حاضر امانتدار حقوق نسلهای آینده؛ نه مالک مطلق زمین، منابع و سرنوشت آن است. اینجا است که کشور به معدن، انسان به کالا و فقر به ابزار حکومت بدل می شود. با تاسف که این غارت تازه آغاز نشده؛ بلکه پس از سقوط حکومت نجیب آغاز و پس از سرنگونی دور نخست طالبان به اوج اش رسید و اما امروز رنگ دیگری به خود گرفته است و گفته می توان که این باز خیلی قشنگ و زیرکانه و مرموز صورت میگیرد.
ادامه خواندن طالبان و تاراج منابع طبیعی و سرمایه های انسانی افغانستان : مهرالدین مشید
لیبراله سرمایهداري یا (لیبراله پانګوالي) يا (لیبرال کپیټالزم) د معاصرې نړۍ یو له اغېزمنو اقتصادي او سیاسي نظامونو څخه دی چې پر ازاد بازار، خصوصي ملکیت او فردي ازادیو ولاړ دی. دا نظام د اروپا د فېوډالي جوړښت د زوال، د روڼ اندۍ د فکري غورځنګ او صنعتي انقلاب له پایلو څخه راټوکېدلی دی. په دې مقاله کې هڅه شوې چې په په لنډ دول لیبرال سرمایهداري د یوه علمي او څېړنیز لیدلوري څخه وڅېړل شي، تاریخي رېښې یې را ښکاره شي، اساسي اصول یې تشریح شي او مهمې نیوکې او پایلې یې وارزول شي.
ادامه خواندن لیبرال کپیټالیزم: تاریخي شالید، بنسټونه او علمي نقد : نورمحمد غفوری
عصر شکست ارزشها
و عروج اژدهای شرور
تحلیل حقوقی–فلسفی افول حاکمیت قانون در نظم جهانی معاصر
نظام بینالملل معاصر در سه دهه اخیر شاهد روندی فزاینده از تضعیف قواعد حقوقی، نهادهای چندجانبه و ارزشهای هنجاری بوده است ، روندی که بهویژه پس از « پایان جنگ سرد » و با تشدید یکجانبهگرایی قدرتهای بزرگ، شتاب گرفته است.
این مقاله با بهرهگیری از نظریه :
واقعگرایی سیاسی (توسیدیدس (Thucydides)، تاریخنگار یونانیِ (حدود ۴۶۰ ق.م) و فلسفه سیاسی توماس هابز
این استدلال را مطرح میکند که جهان از وضعیت موسوم به :
ادامه خواندن گذار نظام بینالملل از «قانون جنگل» به «جنگلِ بدون قانون»: میر عبدالواحد سادات
کیست ژورنالیست ؟
هرکی مایک در اختیارش بود ژورنالیست نیست
یا به یک رسانه کارش بود ژورنالیست نیست
کیست ژور نالیست؟ انکو زو قلم باشد رسا
نطق او باشد چو نطاقان سوادش بر ملا
نیست جلف و نه سبک مغزی کند در هر مکان
صاف و سنگین است مانند تمام شایگان
بیطرف باشد همیشه هیچ جانبدار نیست
با کسی او را سر خشم و سر پیکار نیست
با مخاطب داشته باشد احترام بیکران
از سو الات اش نسازد خسته روح مر دمان
نیست ژورنالیست مستنطق که پرسد بیشمار
از مخاطب انچه او را مینماید غمگسار
هست ژور نالیست دایم تشنه از بهر خبر
تا خبر باشد دقیق و تازه و هم با ثمر
بنام خداوند لوح و قلم
ژور نالیزم و افتضاح
نوشته نذیر ظفر
با نثار درود به خواننده گان گرانقدر
مختصرا ابراز نظریات بعضی از نویسنده گان را راجع به ژورنالیزم مینگارم و در نخست تعریفی که از ژور نالزم شده مینگارم :
( ژور نالیزم یا روز نامه نگاری به عنوان علم و هنر ، جمع آوری ، تحلیل ، تولید و انتشار منظم اطلاعات و اخبار از طریق رسانه های جمعی برای اطلاع رسانی است.
اساسات ژور نالیزم بر پایه حقیقت گرایی ، بیطرفی و مسوولیت پذیری و رعایت اخلاق حرفه ای بنا شده .
حقیقت گرایی در ژور نالیزم یعنی تعهد و اراهه دقیق و صحیح اطلاعات .
خبر نگار تلاش کند تا منابع مو ثق را پیدا کند و تا صحت اخبار مورد قبول همه قرار گیرد و نظریات شخصی خود را نباید در مو ضوعات دخیل کند و منصفانه پوشش خبری داشته باشد .
ژ ور نا لیزم در جوامع کپیتا لیستی معمولا تحت تاثیر بازار و ازاد و تاکید سر مایه داران صورت میگیرد بیان و تنوع رسانه یی بیشتر دارد اما در جوامع دمو کراتیک رسانه ها اغلب تحت کنترول دو لت یا حزب حا کم عمل میکنند و هدف شان ترویج ایدالوژی حا کمه است .
تا جایکه تجارب کاری خودم در دو محیط کپیتا لستی و سو سیالیستی که در شوروی مدت بیش از دو دهه و در امریکا نیز دو دهه میشود امرار حیات دارم ، نشان میدهد که هر دو محیط منافع خود شانرا مد نظر دارند با انکه در کشور های سابق سوسیالیستی تا حدودی ژور نالیزم منافع مردم را بیشتر انعکاس میداد و ایدالوژی خودش در راس ان قرار داشت بهر حالت قواعد و ژانر های ژور نا لیزم به اسا س ا خلاق ژور نالیستی عیار بود و هست با وجودیکه از پا لیسی رسانه یی عدول نمیتواند اما عفت کلام ، سنگینی بیان وکرکتر ژور نالیست از الویت های کاری در رسانه بحساب میاید بعد از تحولات سیاسی که در کشور بوجود امد و جنگهای داخلی و رویکار امدن دولت جمهوری اسلامی و بروز صد ها رسانه که توسط اجنبی ها و جنگسا لاران اداره میشد بد بختانه ژور نا لیزم با وجودیکه بعضی رسانه ها کدر های خوب و مسلکی داشت متا سفانه بنام ازادی بیان مایک در دست کسانی قرار گرفت که از سواد هم درست بهره مند نبودند و انکشاف انترنیت و دنیای مجازی حقایق را به مجازا وا گذار شد ؛ و عده یی بازار گرم پول پیدا کردن را ازین طریق تحت نام هنر ازمودند و عده یی هنر رقص را با اطلاعات ژور نالیزم پیاده کردند یک عده یی عاشق شهرت اند و فقط و فقط چهره نمایی میکنند و عده یی هم به شخصیت سازی با همین مایک اغازیدن که مطلقا خلاف موازین ژورنالیزم است .

چه زخم های جگر سوز خورده است بدنم
همین منم که هنوزم نشسته در وطنم
به شرق و غرب و شمال و جنوب این عالم
فتاده هر طرفی بینی پاره های تنم
ادامه خواندن زخم های جگر سوز : احمد محمود امپراطور
الگوریتم د ستونزې د حل لپاره د منظمو، محدودو او منطقي پړاوونو یو سیستم دی. په بل عبارت، الگوریتم هغه فکري چوکاټ دی چې یو کار یا مسئله له پیل څخه تر پایه پورې په روښانه، پرلهپسې او تکرارېدونکو ګامونو حل کوي. دا مفهوم یوازې په کمپیوټر ساینس پورې محدود نه دی، بلکې د انسان د منظم فکر، حساب، پرېکړې او تحلیل بنسټیزه وسیله ګڼل کېږي.
د الگوریتم تاریخي شالید
ادامه خواندن الگوریتم څه شی دی، څه وخت، چیرتهاو څنګه را پیدا شو او د څه لپاره په کارېږي؟ : نور محمد غفوری
ایا د نوې زمانې په راتګ سره ټولنیز فکرونه زاړه شوي؟
ځینې کسان ځای ځای داسې نظر وړاندې کوي چې د نویې زمانې په راتګ سره چې نړۍ د نانوتکنالوژۍ (Nanotechnology) او روباټونو پر لور روانه او له حکومتونو سره د مستقیمو معاملو رول زیاتیږي، نور د شعارونو او ټولنو دوران تېر او دا د تاریخ کندو ته سپارل شوي دي . په دې مختصره لیکنه کې په نوې زمانه کې د ټکنالوژۍ او ټولنیزو فکرونو د اړیکو په اړه یو ځغلند نظر اچوو.
ادامه خواندن ټکنالوژي، سیاست او د عدالت پوښتنه : نور محمد غفوری
۱. مقدمه
مقالهٔ حاضر با عنوان «نظریات قومگرایانه و راسیستی مردود است» نخستینبار در ۲۴ جنوری سال ۲۰۱۷ (نه سال پیش از امروز) در مطبوعات چاپی افغانستان و شبکههای اینترنتی و اجتماعی داخل کشور منتشر گردید. هدف اصلی از نگارش آن، هشدار دادن نسبت به پیامدهای ویرانگر قومگرایی، راسیسم و تفکرات مبتنی بر برتری نژادی و تباری در بستر جامعهٔ چندقومیتی افغانستان بود؛ تفکراتی که در تجربهٔ تاریخی کشور، همواره به تعمیق شکافها، تضعیف همبستگی ملی و بازتولید بحران انجامیدهاند.
ادامه خواندن نظریات قومگرایانه و راسیستی مردود است!: نور محمد غفوری
تحلیلی از زوال مشروعیت و فروپاشی پوشش های قدرت
قدرت های سیاسی در تاریخ همواره برای بقای شان نیازمند پوششی از قانون، اخلاق، ایدئولوژی و روایتهای مشروعیت بخش بوده اند. دولت های مدرن، حتی اقتدارگرا ترین آنها ناگزیر به تولید مفاهیمی بوده تا نقاب معنا بر چهره سلطه بزنند و رضایت مردم را بدست آورند. فرایندی که در آن انسانها به پدیدهها، رویدادها، گفتارها و تجربههای خود تفسیر، مفهوم و جهت میدهند. در گذشته هادر شرایط بحران مشروعیت، این پوششها و نقاب ها فرومی افتاد و قدرت به شکل عریان و سیاست بی پرده آشکار میگردید و در چنین وضعیتی، زبان نیز دگرگون میشد و «برهنهگویی» به مثابه کنشی افشاگر در برابر «عریانسالاری» قد علم مینمود. اینجا بود که مفهوم «سیاست بیپرده و حاکمیت بینقاب» ناظر بر همین لحظه فروپاشیِ به پوششهای مشروعیت بخش بدل می شد؛ اما امروز با به میدان آمدن پای رسانه های اجتماعی در سطحی گسترده و حتی غیرقابل کنترل از یک سو و از سویی هم عریان شدن سیمای استبداد و عریان سالاری، همه چیز در حوزه عریان گویی و برهنه سالاری تغییر فاحش نموده است.
ادامه خواندن برهنه گویی و عریان سالاری؛ سیاستِ بیپرده و حاکمیتِ بینقاب : مهرالدین مشید
بحران های ساختاری نظام سرمایه داری و ظهور رهبران زورگو
نظام سرمایهداری جهانی در مرحله پسین خود با مجموعهای از بحرانهای هم زمان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیستمحیطی مواجه است. این بحرانها نه پدیدههایی تصادفی یا صرف ناشی از سوء مدیریت؛ بلکه پیامدهای درونی منطق تمرکز سرمایه، تمرکز قدرت اقتصادی و پیوند ساختاری سرمایه با دولتهای مسلط اند. زورگویی رهبران سرمایهداری در قالب فشارهای اقتصادی، تحریمها، مداخلات سیاسی و هژمونیکسازی نظم جهانی به سازوکاری برای مدیریت بحرانها و انتقال هزینههای آن به جوامع پیرامونی و طبقات فقیر بدل شده است. آنچه مسلم است،
ادامه خواندن سرمایهداری در لبهٔ شکست؛ اقتصاد بحرانزده و سیاست مشتآهنین: مهرالدین مشید
مقالهٔ را تحت عنوان (چرا نهضت جدید سوسیالدموکراسی افغانستان از ابتدا آغاز میشود؟) به تاریخ ۱۹ جنوری سال روان ۲۰۲۶م در انترنت و صفحهٔ فیسبوکی خویش به نشر رساندم که علاقمندان زیاد آن را خوانده، پسندیده و هم نقد کرده اند. در این مقاله می خواهم در مورد بعضی نکات مهم و سوالات مطروحه در یک مقالهٔ تحلیلی و آزاد پاسخ های ارائه بدارم.
بحث پیرامون سوسیال دموکراسی، اگر قرار است به فهم نظری و کاربست اجتماعی بینجامد، ناگزیر باید از خلط مفاهیم، تعمیمهای هویتی و روایتهای کلان نامرتبط پرهیز کند. سوسیال دموکراسی نه شاخهای از کمونیسم اقتدارگراست، نه ادامهٔ احزاب تکحزبی قرن بیستم، و نه پوششی برای ناسیونالیسم قومی؛ بلکه در تجربهٔ تاریخی خود دقیقاً در تقابل با هر سه پدیده شکل گرفته است.
ادامه خواندن سوسیال دموکراسی؛ تمایز مفهومی، تجربهٔ تاریخی وامکان بومیسازی در افغانستان : نور محمد غفوری
سفر خانم رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سیاسی و صلح، به افغانستان در چارچوب تلاشهای سازمان ملل برای احیای روند دوحه و تنظیم نحوه تعامل جامعه جهانی با حاکمان فعلی افغانستان انجام شده است.
هدف اصلی این سفر، رایزنی مستقیم با امارت اسلامی طالبان در مورد تطبیق توافقنامه دوحه، هماهنگی مواضع، و سنجش میزان آمادگی طالبان برای تعامل ساختارمند با جامعه جهانی است. سازمان ملل تلاش دارد یک چارچوب حداقلی همکاری ایجاد کند تا هم بحران انسانی مهار شود و هم افغانستان بیش از این در انزوای سیاسی و جهانی فرو نرود.
آیا طالبان توافقنامه دوحه را که میان زلمی خلیلزاد و ملا عبدالغنی برادر امضا شده است، میپذیرد؟
ادامه خواندن سفر دیکارلو به کابل؛ مدیریت بنبست یا جستوجوی توافق ناممکن : احمد سعیدی
سخنن خست:
سقوط جمهوری اسلامی افغانستان به فروپاشی یک نظم سیاسی- حقوقی انجامید که در چارچوب آن، نظام حزبی و ساختارهای نهادی پیشین نیز مشروعیت و کارکرد خود را از دست دادند. این مقاله استدلال میکند که آغاز فعالیت نهضت جدید سوسیالدموکراسی افغانستان از ابتدا، نه یک انتخاب سلیقهای، بلکه پاسخی عقلانی به گسست ساختاری نظم گذشته، فرسایش نهادی احزاب پیشین و فقدان یک سنت سوسیالدموکراسی نهادینه در کشور است. مقاله نشان میدهد که تنها با تعریف نو از هویت، برنامه و سازماندهی سیاسی میتوان زمینهٔ شکلگیری یک بدیل دموکراتیک، عادلانه و پایدار را فراهم ساخت.
مقدمه
ادامه خواندن چرا نهضت جدید سوسیالدموکراسی افغانستان از ابتدا آغاز میشود؟: نورمحمد غفوری
حکومت ضد تاریخی طالبان؛ نمادی ازایستایی در برابر پویایی تاریخ
حکومت طالبان نه یک وقفهٔ موقت، بلکه تعلیقی خشونتبار در مسیر تاریخ سیاسی–اجتماعی افغانستان است. با توجه به نظریه ها در رابطه به تاریخ، دولت، و خشونت؛ طالبان از منطق تداوم تاریخی، نهادسازی و مشروعیت مردمی گسسته اند و با جایگزینی خشونت بهجای قانون و ایدئولوژی بهجای عقلانیت و زور بجای سیاست، زمان اجتماعی را منجمد کردهاند. پیامد این تعلیق، فرسوده شدن سرمایهٔ انسانی، گسست نسلی و بازتولید بحران است که در واقع بازتاب دهنده حکومت های ضد تاریخی است.
ادامه خواندن طالبان؛ گسست خشونتبار و تعلیق تاریخ در افغانستان : مهرالدین مشید
هویت ملی، وحدت ملی و اقتدار ملی ؛ اقنوم های سه گانۀ ملی
در افغانستان، «هویت ملی، وحدت ملی و اقتدار ملی» نهتنها شکل یک مثلث پایدار را نیافتهاند، بلکه همانند مثلث برمودا هر پروژه دولت سازی را در خود بلعیده اند. ممکن روزی از افسانه های جادویی مثلث برمودا، چیزهایی از پرده بیرون آید و حتی سر نخ کلافه قوم گمشده اسرائیل پیدا شود؛ اما بعید به نظر می رسد که مثلث گم شده برمودایی افغانستان، به این زودی ها از پرده غیب به شهود برسد و با گشایش راز های ناگشوده آنها؛ این اقنوم سه گانه معنا و جایگاه واقعی شان را درون امواج متلاطم اختلاف های سیاسی و قومی در افغانستان پیدا کنند.
ادامه خواندن مثلث گم شده برمودایی در افغانستان : مهرالدین مشید
چالش ها و راز های پیروزی در دو منطق متفاوت؛ سرنوشت ناپیدای ایرانیان
تحولات سیاسی ایران در نیم قرن اخیر را میتوان در دو الگوی متمایز و متفاوت؛ اما بههم پیوسته تحلیل کرد. انقلاب ۱۳۵۸ ایران نمونهای شاخص از انقلابهای ایدئولوژیک قرن بیستم است که با انسجام گفتمانی، رهبری متمرکز و بسیج تودهای گسترده به تغییر بنیادین ساخت قدرت انجامید. انقلاب ۱۳۵۸ بهعنوان یک دگرگونی ساختاری و تمامعیار و ایده یولوژیک و رستاخیز های اعتراضی امروز از حمله خیزشهای پسا ایدئولوژیک و فاقد افق نهادی مشخص است. هر دو پدیده در بستر نارضایتی عمیق اجتماعی شکل گرفتهاند؛ اما از حیث منطق کنش، سازمانیافتگی، افق سیاسی و حتی تعریف «پیروزی»، تفاوتهای بنیادین با یکدیگر دارند.
ادامه خواندن بازخوانی انقلاب ۱۳۵۸ در پرتو قیام کنونی؛ طلوعی دیگر یا غروبی تکرارشونده: مهرالدین مشیداز اختناق در سطح طالبان تا اختناق در دموکراسی های جهان

اختناق در افغانستان معاصر صرف پیامد رفتار های اقتدارگرایانه طالبان نیست، بلکه نتیجه رفتار متقابل میان سرکوب نهادیشده داخلی و رویکرد مصلحت گرایانه نظام بینالملل است. استدلال بر این است که تعامل گزینشی و غیرمشروط بازیگران جهانی با طالبان، به بازتولید و تثبیت اختناق سیاسی، اجتماعی و حقوقی در افغانستان انجامیده و آن را از یک پدیده داخلی به یک نظم پایدار تبدیل کرده است. در ادبیات علوم سیاسی، اختناق به وضعیتی اطلاق میشود که در آن قدرت سیاسی از طریق ترکیب ابزارهای امنیتی، حقوقی، ایدئولوژیک و نمادین، فضای عمومی را مسدود میسازد و امکان مشارکت معنادار شهروندان یک کشور را در نظام از میان میبرد.
ادامه خواندن اختناق داخلی طالبان و مصلحتگرایی جهانیان : مهرالدین مشید
په انساني ټولنو کې د بڼو او فکرونو اختلاف یو طبیعي، نهجلا کېدونکی او حتمي واقعیت دی. انسانان د فکر، باور، ارزښتونو، تجربو، شخصیت او عقلاني لید له مخې یو له بل سره توپیر لري. مبالغه به نه وي که ووایو چې په هره ټولنه کې د هغو د نفوسو په شمیر متفاوت انسانی فیګورونه او فکرونه وجود لري. په ټولنه کې د دې طبیعی او حتمي توپیرونو موجودیت نه یوازې عیب نه دی، بلکې د ټولنیز پرمختګ، نوښت او فکري ودې بنسټ جوړوي. ستونزه هغه وخت پیدا کېږي چې اختلاف ته د دښمنۍ په سترګه وکتل شي، او د زغم پر ځای د حذف، تحمیل او زور لاره ونیول شي.
ادامه خواندن اختلاف دښمني نه ده؛ د اختلاف نه زغمل دښمني زېږوي: نورمحمد غفوریجغرافیای سیاسی افغانستان و رقابت های نیاتی قدرت ها

افغانستان در طول تاریخ معاصر همواره در کانون رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار داشته است. پس از حاکمیت طالبان در افغانستان و حضور رسمی و آشکار ده ها گروه تروریستی تحت حمایت این گروه، جایگاه افغانستان در معادلات قدرت به یکی از پیچیده ترین گره گاه ژئوپلیتیک و نقش طالبان در بازتولید «ژئوپلتیک نیابتی» برجسته تر گردیده است. طالبان نه بهعنوان یک دولت ملی مستقل، بلکه بهمثابه کنشگری وابسته، افغانستان را از یک فضای ژیوپلتیکی شکننده به میدان رقابت نیابتی قدرتها تبدیل کردهاند؛ وضعیتی که پیامد آن تداوم بیثباتی داخلی و ناامنی منطقهای است. بر بنیاد یافته های پژوهشی افغانستان نهتنها یک گرهگاه ژیوپلتیک است، بلکه در وضعیت کنونی به «قفل ژیوپلتیک» تبدیل شده که بازتولیدکننده بیثباتی منطقهای است
ادامه خواندن طالبان ژیوپلیتیک نیابتی؛ در هم زیستی با گروههای تروریستی : مهرالدین مشید