سازمان جهنمي وجاسوسي ( آي- اس – آي) رابشناسيم ( درراستايي کژانديشي نوازشريف وپاکستان وساده انديشي اشرف غني وافغانستان ) قسمت دوم ( استاد صباح )

 نقشه

« سه اهداف مهم واستراتژيکي پاکستان : شيوه نظامگري، تربيه افراطگرايي ونابودي کشورهاي همسايه »

وطن راداد پاکستان به خواري

کجاباخود برند اين شرم ساري

اگراين است راه ورسم ياري

گذشتيم ماازين همسايه داري

اهداف اصلي (آي اس آي) حفاظت ازمنابع پاکستان وامنیت داخلي وخارجي کشور- تحت نظرگرفتن گسترش نظامی وسیاسی کشورهای همسایه که نسبت مستقیم با امنیت ملی پاکستان دارند – فرمول بندی کردن ساختار سیاست خارجی ونحوه جمع آوری اطلاعات داخلی وخارجی- هماهنگی وظایف اطلاعاتی بین نیروهای سه گانه قواي مسلح- نظارت دقیق برکادرخارجی‌ها، رسانه‌ها وفعالان سیاسی جامعه پاکستان- نظارت بردیپلمات‌های سایرکشورها که درپاکستان مقیم اند ودیپلمات های پاکستان که خارج ازاین کشورفعالیت می‌کنند. مرکزسازماندهی اين سازمان دراسلام‌آباد مستقراست- ريس آي اس آي سه معاون دارد واين سه معاون به صورت مستقیم به ريس گزارش می‌دهند وهرمعاون درسه شاخه جداگانه آی اس آی فعالیت می‌کنند – شاخه داخلی درمواجهه با ضد اطلاعات و مسائل سیاسی داخلی پاکستان است، شاخه خارجی هدایت عملیات خارجی را برعهده دارد و شاخه سوم مربوط به بررسي روابط خارجی است. اکثریت کارمندان آی اس آی ازنیروی پولیس واردو وبرخی تشکيلات مخصوص اردومثل کماندوهای SSG هستند. گفته ميشود حدود ده هزار کارمند وافسر مشغول بکارند. اين ده هزارشامل همکاران اطلاعاتي وجاسوسي واستخدام افراد که ازمحلات گوناگون به کارمندان آي اس آي اطلاعات جمع آوري مينمايد شامل نميشود.

مسوولين سازمان جهنمي ( آي اس آي) ازابتدا تا کنون:
–  دگروال ریاض حسین از سال 1959 تا 1966 میلادی
–  دگروال محمد اکبرخان از سال 1966 تا 1971 میلادی
– دگرجنرال غلام‌ جیلانی خان از سال 1971 تا 1978 میلادی
–  دگرجنرال محمد ریاض خان از سال 1978 تا 1980 میلادی
– جنرال اختر عبدالرحمن از سال 1980 تا 1987 میلادی
– جنرال حمید گل از سال 1987 تا 1989 میلادی
– جنرال شمس‌الرحمان کلو ازسال 1989 تا 1990 میلادی
– جنرال اسد درانی از سال 1990 تا 1992 میلادی
– جنرال جاوید ناصر از سال 1992 تا 1993 میلادی
– جنرال جاوید اشرف قاضی از سال 1993 تا 1995 میلادی
– جنرال نسیم رانا از سال 1995 تا 1998 میلادی
– جنرال ضیاءالدین بت از سال 1998 تا 1999 میلادی
– جنرال محمود احمد از سال 1999 تا 2001 میلادی
– جنرال احسان‌الحق از سال 2001 تا 2004 میلادی
– جنرال اشفاق پرویز کیانی از سال 2004 تا 2007 میلادی
– جنرال ندیم تاج ازسال 2007 تا 2008 میلادی
– جنرال احمد شجاع پاشا از سال 2008 تا 2012 میلادی

-جنرال ظهیر الاسلام ارسال 2012 تا 2014 میلادی

– نوازشریف، صدراعظم پاکستان، رئیس جدید اداره استخبارات این کشور موسوم به آی‌اس‌ای را منصوب کرد، وی جنرال «رضوان اختر» را به عنوان جانشین جنرال «ظهیر السلام» دراین پست معرفی کرد. جنرال رضوان اختر، در هفته اول ماه اکتبروبا تقاعد جنرال ظهیرالسلام، فرماندهی این سازمان پرقدرت در پاکستان را به دست خواهد گرفت. جنرال اخترازجنرالان نزدیک به راحیل شریف، لوي درستيزاردوي پاکستان است. جنرال اخترتا پیش از این،مسووليت نیروهای نظامی موسوم به رنجرزدرایالت سند که کراچی مرکز آن است را برعهده داشته است. اخترهمچنین دارای تجربیات زیادی در فعالیت‌های مبارزه با تروریسم به‌ویژه در مناطق قبیله ی است.

طالبان درزمستان سال دوهزاريک به سوی مرزفرارنکردند، بلکه به صورت گروپی و به وسیله ی بس، تکسی، تراکتور، سواربرشترواسب و حتّی پیاده به مرز رسیدند. برای بسیاری ازآن ها، این یک فرار نبود، بلکه بازگشت به خانه بود. ازگشت به اردوگاه ها دربلوچستان ، خيبرپشتونخواه ، سند وپنجاب اما عمدتآ کويته، یعنی جایی که درآن رشد کرده بودند وخانواده هایشان هنوزآنجا زندگی می کردند، بازگشت به مدارس مذهبی که روزگاری درآن درس می خواندند. آنها به وسیله ی گروه های افراطی پاکستان وجمعیّت علما، همراه با پتو، لباس های نو وبسته هایی پراز پول، مورد استقبال گرمی قرارمی گرفتند. مقامات ( آی.اس.آی)  برای طالبان دست تکان می دادند.

سران دولتي ونظاميان عالي رتبه برآن نبود تا طالبان را که به مدت دو دهه به وسیله ی اردوي کشورتاسيس ومديريت شده بودند، ناامید یا دستگیر کند. برای پاکستان، طالبان تجسّم آینده ی پاکستان بودند وباید تا زمان معيني به دورازکمره ها وديد رسانه بودوباش ميکردند .

طالبان متواری که شامل همه مقامهاي ارشدمی شد، درمناطق قبیله ای هم مرزافغانستان که مملو ازهرج و مرج بود، پناه گرفتند. مناطقی که تا به حال برای بقا وفعالیّت هایشان بسیار حیاتی هستند. این مناطق قبیله ای مرزی واقع در خاک پاکستان، شامل بلوچستان، ایالت سرحد شمال غربی و مناطق قبیله ای آزاد (فتا) می شود. فتا که ازسمت شمال غرب با افغانستان هم مرز است، دارای هفت ناحیه قبیله ای می باشد (خیبر، کورم، مهمند، باجور، کوروم، وزیرستان جنوبی و وزیرستان شمالی) و ازنظر استراتژیک جهت ادامه ی ناآرامی ها درافغانستان، ازاهمیّت بالایی برای طالبان برخوردار است واین مرزمشترک با پاکستان، کانونی برای آشوبگران دربی ثباتي افغانستان است.

مناطق قبایلی آزاد، همان هفت ناحیه ای است که دراطراف خط دیورند واقع شده اند. منطقه ی وزیرستان شمالی به مرکزیت «میرامشاه» و وزیرستان جنوبی به مرکزیت «وانا» ومناطق باجور، مهمند، خیبر، اورکزی وکورم، هفت منطقه مهم در خطّ مرزی دیورند هستند که ششصد کیلومتر مرز با افغانستان دارند. مناطق قبایلی آزاد بيست وهفتهزار کیلومترمربع مساحت دارد، نفوس مناطق قبایلی يکنم میلیون نفربرآورد شده است.

وزیرستان که منطقه ای قبیله ای وخودمختار درپاکستان و با افغانستان هم مرز است، پناهگاه اصلی نیروهای طالبان و القاعده است. این منطقه ی مرزی ناهموار، جایی است که مانند کشوری مستقل، ازآداب، رسوم و سنن خود تبعیّت می کنند. این منطقه درناحیه ای به وسعت هزارپنجصد مایل که ازبیابان های بلوچستان درجنوب شروع شده و تا کوه های هندوکش گسترده شده است.

حمایت برون مرزی برای هرگونه ناآرامی، حیاتی است،  زیرا درمواجهه با جنگی طولانی علیه نیروهای دولتی با جنگ افزارهایی برتر، آشوبگران باید به سراغ اقوام همفکرشان بروند و جهت افزایش قابلیّت های نظامی وسیاسی خود با سازمان های بین المللی ارتباط برقرار کنند. طالبان برای جذب چنین حمایت هایی، مشکل خاصّی نداشتند. این نوع کمک حیاتی به وسیله ی دولت پاکستان

دراختیارطالبان گذاشته شده که شامل دوبخش اصلی است:

کمک از جانب مقامات وسران پاکستان، یعنی اردو و( آی.اس.آی)

اجازه فعالیّت آزادانه در پاکستان.

سه دستگاه درپاکستان مسوول «طرح طالبان» بوده اند- دستگاه امنیت (آی.اس.آی)، وزارت داخله واردو. این مجموعه نظامی به دوعلت می توانست وسوول طرح طالبان به شمار آید: نخست آن که نخبگان ارتش و نیروهای امنیّتی پاکستان از درون نظام استعماری انگلیس (Cloughley,2000)سربرآورده، مستقیم یا غیرمستقیم به وسیله ی همین نظام تربیت شده بودند؛ امّا به تدریج به ویژه دستگاه امنیّت از کارشناسان امنیّتی- نظامی ایالات متحده آمریکا تأثیر پذیرفتند و زیر نظر و نفوذ آنان درآمدند. دوم آن که نیروهای اردوي پاکستان درطول به اصطلاح جهاد با اتّحاد جماهیر شوروی با خصوصیّات اقوام وگروپها آشنایی نزدیک یافته بودند. ازاین رو، می توانستند درصحنه ی بغرنج کشورخودنمایی کنند.

سازمان اطلاعات پاکستان با سابقه فعالیت شصت هفت ساله خود اکنون با نام مهمترین نهاد امنیتی ازاهداف و روش‌های خاصی پیروی می‌کند و درجریانات سیاسی این کشورتاثیری مستقیم دارد.
پس ازاستقلال پاکستان در سال نوزده چهل هفت ميلادي، دو سازمان جدید اطلاعات دراین کشورایجاد شد، اداره اطلاعات (IB) و اطلاعات نظامی (MI)، عملکرد ضعیف اداره اطلاعات درهماهنگی اطلاعاتی بین اردو، نیروی دریایی وهوایی در زمان جنگ هند-پاکستان درسال نوزده چهل هفت ميلادي موجب تاسیس سازمان اطلاعات داخلی موسوم به ( آی اس آی)  درسال نوزده چهل هشت شد .تشکيلات این سازمان بگونه‌ ی است که نیروهایش ازبین افراد سه گانه نیروهای اردوانتخاب و مامورجمع آوری وارزیابی اطلاعات خارجی اعم ازنظامی یا غیرنظامی می‌شوند.

( آی اس آی ) زاییده افکار یک افسر استرالیایی الاصل اردو انگلیس به نام کاتوم است. در ابتدا ( آی اس آی ) هیچ گونه نقشی در جمع آوری اطلاعات داخلی، جز منطقه مرزی شمال-غرب و کشمیر آزاد، نداشت. در اواخر نوزده پنجاه که ایوب خان، رئیس جمهور پاکستان شد، نقش ( آی اس آی)  را در حفاظت ازمنافع پاکستان و تحت نظر گرفتن سیاست‌های اپوزیسیون و حفظ نقش اردو در پاکستان افزایش و توسعه داد. اين سازمان پس از شکست در جنگ هند- پاکستان در سال نوزده شصت پنج، مجددا در سال نوزده شصت شش سازمان دهی شد. در این دوره مسئولیت جمع آوری اطلاعات سیاسی داخلی در شرق پاکستان نیز به این سازمان واگذار شد. بعدا در زمان انقلاب ملی گرایانه بلوچ ها در بلوچستان در اواسط نوزده هفتاد( آی اس آی ) ماموریت یافت قلمرو بلوچستان را نیز پوشش دهد.
در زمان ریاست ذوالفقارعلی بوتو که منتقد نقش (ای اس آی) در زمان انتخابات نورده هفتاد بود وهمین مسئله سبب تجزیه پاکستان و شکل گیری بنگلاد يش شد، ( آی اس آی ) اهمیت خود را از دست داد. پس از به قدرت رسیدن ضیاالحق درنوزده هفتاد هفت ، مجددا ( آی اس آی ) توسعه یافت و مسئول جمع آوری اطلاعات در مورد گروه‌های کمونیستی سند وگروه‌های مختلف دیگر چون حزب مردم پاکستان شد در زمان حضورنيروهاي شوروی در سال نوزده هشتاد ، فعالیت‌های پنهانی بین(آی اس آی ) و سیا افزایش یافت. مجاهدين سربکف زیرنظروفرمان جنرال احترودگروال یوسف برای سرپرستی هماهنگی‌های لازم را درآمریکا دیدند و تعداد زیادی از کارشناسان علمیات پنهانی سیا به ( آی اس آی ) ملحق شدند تا در عملیات ضد شوروی شرکت کنند.

مرکز سازماندهی ( آي س آي ) دراسلام‌آباد مستقر است و رئیس آن باید دراردوي پاکستان جنرال سه وياچهارستاره ي باشد. پس ازوی سه معاون به صورت مستقیم به وی گزارش می‌دهند و هرکدام در سه قسمت جداگانه فعالیت می‌کنند. بخش داخلی درمواجهه با ضد اطلاعات ومسائل سیاسی داخلی پاکستان است، بخش خارجی هدایت عملیات خارجی را برعهده دارد وبخش سوم مربوط به روابط خارجی است.اکثریت کارمندان ( آی اس آی)  از نیروی پولیس واردو و برخی قطعات مخصوص اردوي پاکستان مثل کماندوهای SSG هستند. اگرچه تعداد افرادهیچگاه اعلام نمی‌شود، کارشناسان برآورد می‌کنند حدود ده هزار کارمند وافسرمشغول بکارند. البته این تعداد شامل همکاران اطلاعاني وخارج ازتشکل اداره (آي اس آي ) نميشود.

تشکیلات ( آی اس آی) :
اداره اطلاعات مشترک، این کمیته سایردپارتمان‌ها را هماهنگ می‌کند. تمام اطلاعات واخبارازسایربخشها ها به اداره JIX فرستاده و درآنجا بعد ازتحلیل و تجزیه ، گزارش‌های مربوط آماده می‌شود.
اداره اطلاعات مشترک، مسئول جمع آوری اطلاعات سیاسی است و از سه زیرمجموعه تشکیل می‌شود که یکی از آنها مختص عملیات علیه هند است.
اداره ضد اطلاعات مشترک، مسئول نظارت بردیپلمات‌های پاکستانی درخارج ازکشور وعلاوه برآن، عهده دار مسئولیت عملیات اطلاعاتی درخاورمیانه، آسیای جنوبی، چین، افغانستان و جوامع مسلمان مربوط به اتحاد جماهیر شوروی است.
اطلاعات مشترک شمال، به صورت ویژه مسئول مناطق جامو و کشمیر است.
اطلاعات مشترک متفرقه، مسئول عملیات جاسوسی شامل تهاجمی درسایر کشورهاست.
مرکز اطلاعات سیگنال مشترک، مسئول جمع آوری اطلاعات درطول مرزپاکستان و هند.
اطلاعات فنی مشترک وعلاوه بر موارد یاد شده، بخش‌های مربوط به عملیات انتحاری وجنگ کیمیایی.

ادارات وکارمندان (آي اس آي ) درمصرف پول دست بازدارد وحسب لزوم ديد ميتواند صدهاهزارروپيه رابه مصرف یرساند.  بودجه اين اداره خيلي محرمانه ازجانب دولت تامين ميگردد.
همه کسانی که جریانات سیاسی و تصمیم‌گیری درپاکستان را مورد مطالعه قرار می‌دهند، بدون‌شک نیازمند این موضوع هستند که دو کانون مهم قدرت در پاکستان را بشناسند.از زمان استقلال پاکستان ازهند بریتانیایی کماکان دو کانون قدرت و تصمیم‌گیری در پاکستان وجود داشته است که یکی نهاد دولت و دیگری اردوي پاکستان است.
اردوي پاکستان و به خصوص سازمان اطلاعات آن مهم‌ترین نهاد تصمیم‌ساز در عرصه سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور هستند از این‌رو در برخی برهه‌ها میان دولت و نظامیان همگرایی وجد داشته و در برخی مواقع نیز واگرایی‌های منجر به تنش بر این رابطه حکمفرما بوده است.
تا آن زمان که دولت‌های نظامی مانند دولت جنرال پرویز مشرف قدرت را در دست داشتند، اردو نیز با خیالی راحت نسبت به حفظ منافع خود در داخل و خارج از پاکستان روندی آرام در سیاست‌گذاری خود پیشه کرده است.
اما با دخالت کشورهای غربی و بازیگران جهانی و آنجایی که در سال دوهزاروشش ميلادي حکومت شبه‌دموکراسي آصف علی زرداری سکان هدایت کشور پاکستان را به عهده گرفت، اردو و سازمان اطلاعات آن به شدت احساس خطر کرده و رویکردی تقابلی دربرابر تصمیم‌های دولت اتخاذ کردند.
با پایان دوره حکومت زرداری و روی کارآمدن حزب نواز شریف وانتصاب وی در سمت نخست‌وزیر به نظر می‌رسد روند تقابلی میان دولت و اردو شدت گرفته است.
نواز شریف که خاطرات بد دوران مشرف را هرگز فراموش نمی‌کند ازابتدای آغاز به کار دولت خود، سعی کرد تا اردو و به دنبال آن ( آی.اس.آی)  را به حاشیه براند غافل از اینکه اردودر تمامی نهادهای رسمی وغیررسمی پاکستان ریشه دوانده و اجازه آرامش به دولت‌های غیرهمسو به خود را نخواهد داد.
یکی ازمشکلات دولت‌های مختلف در پاکستان حضور و فعالیت گروه‌های متعدد شبه‌نظامی در مناطق قبایلی این کشور است و تاکنون دولت‌ها یا راه مبارزه را پیش گرفته‌اند و یا مذاکره که درهر دوحالت نیز تاکنون توفیقی حاصل نشده است. دولت نواز شریف نیزپس ازگذشت روزهای کوتاه تصمیم گرفت بدون مشورت و مشارکت ( آی.اس.آی)  از در مذاکره با طالبان پاکستان درآمده و اوضاع در مناطق قبایلی را در دست گیرد.
با این حال شاهد آن هستیم که اردو  پاکستان تاکنون مانع بزرگی بر سر راه این موضوع ایجاد کرده و مجوز تصمیم‌گیری در مذاکرات را صادر نکرده است. حال با توجه به مطالبی که عنوان شد مشخص می‌شود که دولت‌ها در پاکستان چاره‌ای جز کنار آمدن با اردو و( آی.اس.آی)  ندارند که درغیراین صورت در پیشبرد اهداف و سیاست‌های خود با مانعی بزرگ روبرو خواهند بود.

به گفته هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا، دلیل بزرگ‌ترین مشکلی که پاکستان با آن مواجه است، این است که آمریکا پاکستان را پس از جنگ سرد رها کرد بدون آن‌که شبکه‌های جهادی را که برای مقابله با نیروهای شوروی شکل گرفته بود، خلع سلاح کند.این مسئله باعث هرج و مرج در جامعه پاکستان شد و مشکل امروز پاکستان ریشه در جنگ افغانستان و همراهی با آمریکا دارد.تعداد زیادی ازپاکستانی‌ها جنرال «حمید گل» رئیس سابق اطلاعات اردوي پاکستان را مسئول شکل‌گیری طالبان می‌دانند. حمید گل بارها تأیید کرده است که خود وی طالبان را شکل داد تا دربرابر روسیه مبارزه‌ای مقدس کنند اما دیگر موفق نشد آنها را خلع سلاح کند.

منطقه قبایلی که به اختصار( FATA یا ) «منطقه به لحاظ اداری خودمختار» خوانده می‌شود، به وسیله خط دیورند (خط مرزی افغانستان و پاکستان که هیچ‌گاه مورد قبول افغانستان واقع نشده است) ازافغانستان جدا می‌شود. به لحاظ جغرافیایی، منطقه قبایلی ازغرب با افغانستان همسایه است، از شرق با دوایالت سرحد و پنجاب پاکستان و ازجنوب با ایالت بلوچستان پاکستان هم‌مرز است. براساس ارقامهاي ارايه شده نفوس این منطقه سه تاچهارمیلیون  نفراست. اکثر نفوس این منطقه بگونه قبیله‌ ی زندگي دارند وفقط سه تاچهاردرصد آنها در شهر زندگی می‌کنند. مهم‌ترین شهرهای این منطقه عبارتند از- میرانشاه، رازمک، دارا بازارو وانا. منطقه قبایلی به هفت ناحیه قبیله‌ای تقسیم می‌شوند که عبارتند از- مهمند، باجور، کورام، اورکزی، خیبر، وزیرستان جنوبی و وزیرستان شمالی. اگرچه ساکنان این منطقه همگی پشتون هستند اما خود به گروه‌های قومی کوچک‌تر تقسیم می‌شوند که با نام همان نواحی قبیله ی خوانده می‌شوند. این منطقه به‌صورت خودمختار اداره می‌شود واگرچه در خاک پاکستان قرار دارد اما دولت مرکزی پاکستان و یا دولت‌های ایالتی حق مداخله در امور داخلی این منطقه را ندارند.

تا قبل از مداخله آمریکا درافغانستان، منطقه قبایلی فقط درپرتو اختلافات پاکستان وافغانستان برسر«خط دیورند» مورد توجه قرارمی‌گرفت اما پس ازحمله آمریکا، طالبان دراین منطقه مستقر شدند وازاین زمان به بعد بود که منطقه قبایلی به محلی برای مشاجره تبدیل شد. این مشاجره دارای سه وجه بود، پاکستان و سران منطقه قبایلی، پاکستان و آمریکا، پاکستان و افغانستان. مشاجره پاکستان با سران قبایل یک وجه تاکتیکی و یک وجه استراتژیک داشت، وجه تاکتیکی حول مخالفت ظاهری پاکستان با سران قبایل به‌دلیل پناه دادن به طالبان و القاعده دور می‌زد. وجه استراتژیکی تلاش پاکستان برای بهره‌برداری از وضع موجود جهت بسط حاکمیت خود به منطقه قبایلی بود. درهمین حال افغانستان و آمریکا، دولت پاکستان را به دلیل استقرارطالبان والقاعده درخاک این کشور (منطقه قبایلی) مورد نکوهش قرار دادند.

صرف‌نظر ازاین مسائل، واقعیت این است که منطقه قبایلی می‌تواند به عنوان ابزاری دردست پاکستان یا افغانستان جهت تعدیل و تنظیم رفتار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد. قومیت وخودمختاری منطقه قبایلی یک عامل کلیدی در نقش‌آفرینی این منطقه درمناسبات افغانستان و پاکستان است. هرگاه افغانستان اراده کند می‌تواند با بهره‌گیری ازناسیونالیسم قومي وزباني، ساکنین قبایل را علیه پاکستان تحریک کند وبرعکس پاکستان نیزمی‌تواند با تحریک همین احساسات آنها را علیه دولت کابل تحریک کند. درحال حاضر به دلیل استقرارطالبان دراین منطقه و نیز به‌دلیل حمایت پاکستان از طالبان، منطقه قبایلی به‌سود پاکستان عمل می‌کند. اما هرگاه پاکستان قصد داشته باشد علیه طالبان عمل کند ویا حاکمیت خود را براین مناطق گسترش دهد، ساکنین قبایل به سمت افغانستان وعلیه پاکستان وارد عمل می‌شوند.

                                                                                                         ادامه دارد….