قلم “نی” ایکه “ناسر” ماند : مهرالدین مشید

قلم “نی” و نشانه های بی نشانی آن

آن معلم معزز و گرانمایه هر از گاهی که در ساعت خط وارد صنف می شد و کفتان صنف ” ولارسی” می گفت و پیش از آنکه شاگردان بر چوکی های خود می نشستند. معلم خط پیش از آنکه سرخط را بر روی تخته بنویسد. شاگردان را مخاطب قرار می داد و با صدای بلند میگفت: بچه ها قلم های نی تان را بیاورید که آنها را سر نمایم. شاگردان در ضمن آنکه به استاد احترام زیاد داشتند، از او می ترسیدند. دلیل اش اشکار بود؛ زیرا معلم خط ما حمایت الله حسینی خطاط نام دار افغانستان بود. او خطاط خاص اعلیحضرت ظاهرشاه بود و گاهی از رفتن خود به ارگ یاد آوری می کرد‌. در آن زمان قصه ی ارگ و رفتن به آن از اعجوبه های رورگار بود. ما که شاگردان صنف پنجم جیم در مکتب نمره شش بودیم و هنوز آنچنانی گرم و سرد روزگار را نچشیده بودیم و هنوز آن روز ها را ندیده بودیم که چگونه مادر بیچاره پوست سوخته ی زیر نان سیلو را چنان با مهارت می برید که مبادا سفیدی نان با سیاهی آن بریده نشود. روح مادر گرامی و بزرگوارم شاد باد که با وجود دشواری های فراوان لحظه ای هم از ترغیب ما برای آموزش دریغ نمی نمود.

ادامه خواندن قلم “نی” ایکه “ناسر” ماند : مهرالدین مشید

هر وسیله‌ برای رسیدن به هدف مجاز نیست! : نور محمد غفوری

در تویتر محترم امرالله صالح یک جمله را خواندم که به نظر وی « هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف مشروع است». در فکر من دفعتاً این سوال خطور کرد که آیا «هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف مشروع است؟»

فکر می کنم که رابطهٔ هدف با وسیلهٔ تحقق آن یکی از موضوعات مهم و پیچیده در اخلاق، فلسفه، و سیاست است. پاسخ به این سوال به دیدگاه‌های اخلاقی، فرهنگی، و اعتقادی افراد بستگی دارد. سعی می‌کنم که بطور غیر جانبدارانه در این باره به چند رویکرد نظر اندازم:

۱.  از زاویهٔ دید نتیجه‌گرایانه ((Consequentialism :

ادامه خواندن هر وسیله‌ برای رسیدن به هدف مجاز نیست! : نور محمد غفوری

قهرمان دخت روز های تنهایی :مهرالدین مشید

قهرمان تنهایی؛ قهرمانی از تبار قهرمانان دیگر

در یکی از صبحگاهان زمانی از خواب بیدار شدم که هنوز آفتاب در پشت کوه های مغرور و سر به فلک کشیده ی سلسله کوه های سفید کوه چشمک می زد و اشعه های خورشید برای رهایی از اسارت، در نبردی خونین با تپه ها و بلندی ها درگیر بود تا هر چه زودتر نور حیات بخش خویش را به کابلیان به ارمغان بدهد. هنوز پرخاش آفتاب با کوه ها ادامه داشت و چند لحظه ای سپری نشده بود که بصدرت ناگهانی چیزی به دیوار خانه اصابت کرد. من بصورت فوری از خواب بلند شدم و از راه ی دهلیز به حویلی رفتم. دیدم پرنده ای در عقب کلکین به زمین افتاده که هنوز آثار حیات در وجود اش پیدا بود. از دیدن آن پرنده و بویژه رنج جانکاهی که از مشت و پنجه نرم کردن با مرگ بسر می برد، خیلی متاثر شدم و دریافتم که هنگام پرواز به شدت به دیوار

ادامه خواندن قهرمان دخت روز های تنهایی :مهرالدین مشید

ملي ځواکونه : نور محمد غفوری

ما د ملي، دموکراتو او ولسي ځواکونو په اړه څو کاله د مخه او څو وارې مفصلې لیکنې کړې او نشر کړې دي چې ورپکې د هغوی په ماهیت، ورته والي او ځانګړنو باندې تماس نیول شوی. اوس دادي بیا دا مسئله د افغانستان د سیاسي ټولنیزو فعالینو ترمنځ را پورته شوې چې د هیواد اوسنیو ستونځو ته په کتو د هر څه تر مخه د ملی ځواکونو اتحاد او غښتلتیا ته اړه لیدل کیږی. په دې خاطر لازمه ګڼم چې د سیاست د مینه والو ځوانانو او خپلو ځوانو ملګرو له پاره په دې لیکنه کې د ملي ځواکونو په اړه لنډ تیوریکي معلومات ولیکم. د نورو دوو اصطلاحاتو (دموکراتو ځواکونو او ولسي ځواکونو) په اړه که مې وخت وموند، بیا به بل وخت تماس ونیسم.

ادامه خواندن ملي ځواکونه : نور محمد غفوری

افغانستان و درهم تنیده گی و مد و جزر حوادث از جنوب آسیا تا شرق میانه : مهرالدین میشد

افغانستان سرزمینی کوهستانی و محاط به خشکه است که در قلب قاره آسیا موقعیت دارد. این سرزمین در نیمکره ی شمالی، نیمکره ی شرقی و در محدوده ی آسیای میانه حیثیت چهارسوقی را دارد که نه تنها آسیای میانه را به آسیای جنوبی؛ بلکه با احداث دهلیز واخان آسیای شرقی را نیز به آسیای میانه و آسیای جنوبی و اروپا وصل می سازد. این سرزمین نه تنها امروز؛ بلکه از صدها سال پیش از امروز به دلیل عبور راه ی استراتیژیک ابریشم از آن دارای اهمیت بوده است. از همین رو بوده که این سرزمین در طول تاریخ نه تنها در معرض تهاجم قدرت های شمالی، شرقی و غربی منطقه و آخرین موارد آن هجوم شوروی قرار گرفته؛ بلکه آماج حمله های قدرت های اروپایی دیروز اسکندر مقدونی و در قرن نوزدهم بریتانیا و بعد هم آمریکا نیز قرار

ادامه خواندن افغانستان و درهم تنیده گی و مد و جزر حوادث از جنوب آسیا تا شرق میانه : مهرالدین میشد

واخان سر و گردن أفغانستان است ! نوشته: میرعبدالواحد سا دت

همه ما ، واخانی و بدخشانی هستیم ! 

واخان : زمونژ د مور د ماتیکی حیثیت لری !

واخان :  افغانستان نینگ باش و بوینی دیر!

درروز های اخیر و مرتبط به سفر رییس آی اس آی به تاجکستان ،  مطالب زیاد در رسانه های افغانی و بین المللی در رابطه به  واخان بدخشان بنشر رسیده است که در دو دهه اخیر ،  سابقه داشته و  پرداختن به جوانب مختلف آن رسالت هر افغان متعهد  و نهاد  های رسالتمند افغانی است که بوطن ، سلامت أفغانستان ، تمامیت ارضی وآرمانهای  مردم وفادار  می باشند .

ادامه خواندن واخان سر و گردن أفغانستان است ! نوشته: میرعبدالواحد سا دت

طالبان زخمی سرطانی بر پیکر افغانستان دردمند : مهرالدین مشید

 حاکمیت طالبان و فروپاشی ارزش ها درحامعه افغانستان

حاکمیت گروه ی طالبان در افغانستان  حیثیت زخم سرطانی در بدنه ی دردمند و بلا کشیده ی کشوری را  دارد که از پنج دهه بدین سو در خون و آتش غوطه ور است و پس از سیطره ی طالبان همه ارزش های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن به کلی فروپاشیده است. اختلاف های گروهی، قومی و زبانی در افغانستان به اوج خود رسیده و این کشور به مرکز گروه های تروریستی خطرناک جهان بدل شده است. همين حالا بیش از بیست گروه ی تروریستی در افغانستان فعال اند و نظر به گزارش های سازمان ملل تنها القاعده به رهبری فرزند اسامه، دارای هشت پایگاه ی فعال در این کشور است. نه تنها این؛ بلکه افغانستان به مرکز مواد مخدر تبدیل شده، فقر و تنگدستی مردم به اوج اش رسیده و ورشکستگی

ادامه خواندن طالبان زخمی سرطانی بر پیکر افغانستان دردمند : مهرالدین مشید

کاکا غلام حیدر« داستان کوتاه» نوشته ماریا دارو

 

تیر پشتش به کمان تبدیل شده بود  او یک باره  در زندگی ما عرض اندام کرد  ما از قوم و خویش پدری خویش اصلآ معلومات کافی نداشتیم زیرا انها در یکی از ولسوالی های ولایت بلخ زندگی داشتند. چون پدر کلانم در کابل دکان قالین فروشی داشت و پدرم را در سن جوانی با خود بکابل اورده بود. پدرم در کابل مکتب خوانده بود در کابل بزرگ شده بود وامور تجارت را علمی درمکتب و از پدرش اموخته بود و بعد از وقت مکتب با پدرش در دکان همکاری میکرد.

برای مطالعه داستان ایجا را فشار بدهید

ادامه خواندن کاکا غلام حیدر« داستان کوتاه» نوشته ماریا دارو

پایان ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف : داکتر ملک ستیز

ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف دو خبرنگار سرآمد ما در بی‌بی‌سی فارسی به اتمام رسیده است. من به عنوان تحلیل‌گر و پژوهش‌گر علوم سیاسی و حقوق بین‌الملل بار ها توسط این دو ژورنالیست برجسته مصاحبه شده‌ام. بدون‌شک هردو شخصیت رسانه‌یی از بهترین‌های روزگار ما هستند. 

سه ویژگی مشترک در کار شادان و معروف:

نخست، پرسش‌گران حرفه‌یی

هر دو روی شکل‌گیری و طرح پرسش‌ها کم‌نظیر بودند. آن‌ها روی پرسش‌ها ساعت‌ها کار می‌کردند و در تلاش پیداکردن پاسخ های سازنده بودند. این رسالت اصلی هر خبرنگار تخصصی است. این ویژگی نمایان‌گر فهم و آگاهی بالایی آنان از حوادث در افغانستان و جهان بود. 

دوم، تخصص‌گرایی

وقتی شادان و معروف مقاله‌یی می‌نوشتند و یا تحلیلی را پخش می‌کردند، در می‌یافتی که چقدر امانت خبر، استقلال تحلیل و حساسیت زمان را رعایت کرده اند. تخصص من حقوق بین‌المللی، روابط بین‌الملل و حقوق بشر است. بار ها شاهد تماس‌های هردو بوده‌ام که برای تهیه یک خبر و یا نظر مشوره هایم را در این سه زمینه می‌گرفتند تا اصل تخصص‌گرایی را رعایت کنند. در سایر موارد نیز با متخصصین بخش‌ها در مشوره بودند. 

ادامه خواندن پایان ماموریت عبدالله شادان و آصف معروف : داکتر ملک ستیز

 · قیام کوهـدامـن؛ نویسنده: Vladimir Boyko ؛برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

قیام کوهدامن در اواخر جولای و اوایل اگست ۱۹۳۰، یکی از دلیرانه‌ترین تلاش‌ها برای سرنگونی محمدنادر شاه شمرده می‌شود. او پس از دورۀ نُه ‌ماهه که افغان‌ها آن را “انقلاب” می‌نامند، در اکتبر ۱۹۲۹ به قدرت رسیده بود.

خیزشی که از کوهدامن و کوهستان – معروف به “شمالی” با باشندگان عمدتاً تاجیک به نام “شمالی‌وارها” – آغاز شد و تا سطح شورش بزرگ ملی گسترش یافت، سه انگیزه داشت:

۱. ضبط بخشی از زمین‌های کوهدامن برای بودوباش قبایل پشتون که در جریان انقلاب به سود نادر جنگیده بودند. (قضیۀ انتقال اراضی باید تا پاییز ۱۹۳۰ پیاده می‌شد.)

۲. مصادرۀ اموال و خلع سلاح اجباری کوهدامنی‌ها که از زمان حکومت حبیب‌الله کلکانی معروف به بچۀ سقا به اسلحۀ فراوان دست‌رسی داشتند.

۳. انتصاب محمد یوسف خان، زمین‌دار بسیار متنفذ منطقه، به حیث حاکم در تابستان ۱۹۳۰. (او منشی خاص امیر حبیب‌الله، حاکم ولایت لوگر و رئیس کمیسیون مصالحه در ولایت شرقی بود و به درخواست خواهرزاده‌اش، خلیل‌الله – مبارز جوان سقاویِ بخشیده‌شده توسط نادر – از زندان آزاد گردید. سپس، سلسلۀ وظایف زیرین به یوسف خان سپرده شد: خلع سلاح شمالی، بازگردانی آثار/ اموالی که توسط هواداران حبیب‌الله از کابل برده شده بود، شناسایی افراد غیروفادار و کارهای دیگری در همین راستا)

ادامه خواندن  · قیام کوهـدامـن؛ نویسنده: Vladimir Boyko ؛برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

• حوزه‌ی ادبی بلخ، همواره شُکوه و فرزانه‌گی ویژه برایم داشته‌است. : جاوید فرهاد

این شُکوه و فرزانه‌گی شاید میراثِ بزرگانی چون مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، شهید بلخی، رابعه بلخی، ابو شکور بلخی، ناصر خُسرو قبادیانی بلخی، عُنصری بلخی و دیگر بلخیان نام‌دار است که تا هنوز در شریان‌های شعورِ فرهنگی شاعران و مردمِ آزاده‌ی بلخ جریان دارد.

امروز نیز فرهیخته‌گی بلخِ بامی مدیون بودنِ شاعران و فرهنگیانِ ورجاوند در این حوزه است که ذهنِ من با نام‌های آنان گره خورده‌است؛ فرزانه‌گانی که در باره‌ی ویژه‌گی‌های فرهنگی و شخصیتی آن‌ها می‌توان سطرهای دور و درازی نوشت؛ اما اکنون با استفاده از فُرصت برداشتم را به‌گونه‌ی فشرده در موردِ برخی از آنان این‌جا می‌نویسم.

• استاد واصف باختری: شاعر، پژوهش‌گر و ادب‌پژوهی که که در یک سده‌ی پسین همتا یش نبود و حافظه‌ی رایانه‌ای داشت.

ادامه خواندن • حوزه‌ی ادبی بلخ، همواره شُکوه و فرزانه‌گی ویژه برایم داشته‌است. : جاوید فرهاد

تهاجمی خونین و آغاز مداخله ها و پایان حاکمیت ملی در افغانستان : مهرالدین مشید

تهاجمی که افغانستان را به میدان جنگ های نیابتی  بدل کرد

ششم جدی به مثابه ی سیاه ترین روز در تاریخ افغانستان، روز تهاجم ارتش شوروی به این کشور است که نه تنها افغانستان را به میدان رقابت قدرت های بزرگ تبدیل کرد؛ بلکه مداخله ی پاکستان در افغانستان را مشروعیت بخشید و به حاکمیت و اقتدار و ملی و استقلال سیاسی افغانستان نیز نقطه ی پایان گذاشت. این تهاجم در گرماگرم دوران جنگ سرد سرآغاز یک بحران خطرناک در منطقه بود که کشور های منطقه را وارد یک تحول جدید نمود و حوادث زنجیره ای را به بار آورد که پس از شکست و خروج شوروی از افغانستان، پای مداخله ی پاکستان و جنگ های تنظیمی و ظهور طالبان را در پی داشت و بالاخره
پای مداخله ی آمریکا را به افغانستان کشاند.

ادامه خواندن تهاجمی خونین و آغاز مداخله ها و پایان حاکمیت ملی در افغانستان : مهرالدین مشید

سرنوشت : هارون یوسفی

این خاک که آلوده‌ترین جای جهان است

هر فصل که من می‌نگرم فصل خزان است 

خاکی که در او مرد ، امیر است و خبیر است

   مُلکی که سرا پا همه زندان زنان است

تا حرف ز نان و شکمِ گشنه بگویی

    گوید که خداوندِ جهان رزق‌رسان است 

ادامه خواندن سرنوشت : هارون یوسفی

حاکمیت اختاپوتی ملاهبت‌الله و آینده ی ناروشن افغانستان : مهرالدین مشید

هر تفنگدار طالب هم پولیس و هم سارنوالی و هم قاضی است

مردم افغانستان تحت حاکمیت اختاپوتی، کودی به نام ملاهبت الله سخت ضجه می کشند که هنوز موجودیت فزیکی آن نه تنها برای آنان ؛ بلکه برای بیشتر رهبران طالبان پرسش برانگیز است، روز های دشوار و آینده ی ناروشن را در بستر اوضاع ناگوار و پر تنش در موجی از نگرانی های اضطراب آلود و شگفت آور به استقبال گرفته اند. مردم افغانستان با  توجه به تمرکز قدرت های بزرگ بر تنش ها در اوکراین و شرق میانه و نقش غیرفعال و انتظار الود کشور های منطقه با انتهای درمانده گی از خود می پرسند که آیا تا چه زمانی آرزو ها و انتظار های شان در حال ذوب شدن و قفل های فولادین ناگشوده خواهند ماند.

ادامه خواندن حاکمیت اختاپوتی ملاهبت‌الله و آینده ی ناروشن افغانستان : مهرالدین مشید

صحبت تیلفونی دیروزم با بانو جمیله بدخشی، همسرطاهر بدخشی:داکتر صبورالله سیاه سنگ

«باز ماه عقرب است و به یاد نیش‌های زهرآگین عقرب‌هایی می‌افتم که رساترین حنجره‌ی عدالت‌خواهی را آماج قرار دادند. طاهر بدخشی را می‌گویم، اسطوره‌ی آزادی، همانی که خورشید اندیشه‌اش هرگز غروب نخواهد کرد.

بخشی از صحبت تیلفونی دیروزم با بانو جمیله بدخشی، همسرطاهر بدخشی:

در دوازده سال زندگی مشترک، شاهد پنج بار زندانی شدنش بودم. آخرین بار، برای همیشه چشم به راهش ماندم. در زمانی که امین جلاد، بر اریکه‌ی قدرت مستی می‌کرد، بدخشی شکنجه‌های زندان را دلیرانه تحمل می‌نمود؛ ما از حال او بی‌خبر بودیم. تا دیرها نمی‌دانستم در کجا یا کدام زندان بسر می‌برد، تا این‌که برادرم – سلطان‌علی کشتمند – از پشت میله‌های زندان، توسط یکی از زندان‌بانان به کسی از اقوام ما، احوال فرستاد که پدر نیلاب (طاهر بدخشی) هم این‌جاست. پس از آن پی‌بردم که او در پلچرخی زندانی است.

ادامه خواندن صحبت تیلفونی دیروزم با بانو جمیله بدخشی، همسرطاهر بدخشی:داکتر صبورالله سیاه سنگ

بگذارید ادیان و فرهنگ ها بدور از سایه ی سیاست نفس بکشند : مهرالدین مشید

جنگ ادیان باطل و برتری جویی هر دینی برحق نیست

گفت و گوی تمدن ها و فرهنگ ها یگانه راه برای همزیستی های مسالمت آمیز میان دولت ها و ملت ها است. در سایه ی این گفتمان است که ادیان گوناگون که در واقع سازنده گان فرهنگ ها و تمدن های بشری اند، بدور از سایه ی سیاست مجال نفس کشیدن در فضای آزادی را پیدا می کنند. این گفتمان نه تنها راه را برای بالنده گی فرهنگ ها و تمدن ها فراهم می کند؛ زمینه های داد و ستد مسالمت آمیز فرهنگی و تمدنی را مهیا می سازد  و بستر تفاهم میان فرهنگ ها و تمدن ها را بوجود می آورد؛ بلکه راه را برای همزیستی های صلح آمیز دینی نیز فراهم می گرداند. این گفتمان کمک می کند تا نه تنها فرهنگ ها و تمدن ها مجال نفس کشیدن بدون قید و شرط را پیدا می کنند؛ بلکه چنین فضای فرهنگی برای ادیان مجال بالنده گی های معنوی را نیز فراهم می نماید. در این صورت ارزش های میان فرهنگی میان فرهنگ های گوناگون شناسایی و ریشه های مشترک فرهنگی و تمدنی آشکارتر می شود.

ادامه خواندن بگذارید ادیان و فرهنگ ها بدور از سایه ی سیاست نفس بکشند : مهرالدین مشید

ګوندي فعاليتونه او دموکراسي: نور محمد غفوری

ټول پوهيږو چې د بريالۍ سياسي مبارزې له پاره غښتلي ګوندي سازمان ته اړتيا ده. د يوه غښتلي مبارز سياسي ګوند جوړول ټاکلي مرام غواړي چې عملي کول يې په علمي بنسټ سنجول شوې ستراتيژي او د هغو په چوکاټ کې روځنيو تکتيکونو ته ضرورت لري. دا ډول غښتلى مبارز سازمان د خپل ژوند د دوام او مبارزې د اغيزمنتيا له پاره د داخلي سازماني ژوند معينو اصولو ته هم اړتيا لري چې د ګوندي غړو او ټولو ګوندي سازمانونو په زغرد ګډون او موافقه جوړ شوي او منل شوى وي.

د يوه ښه منل شوي ګوندي مرام، تشکيلاتي اصولو (اساسنامې) او د فعاليتونو د ستراتيژۍ او تکتيکونو جوړول په ګوندي فعاليتونو کې پراخه دموکراسي غواړي.

ادامه خواندن ګوندي فعاليتونه او دموکراسي: نور محمد غفوری

نه یک ساعت؛ بلکه حماسه ای در فضای رنگین کمان خاطره ها : مهرالدین مشید

ساعت “کنزل” نمادی از نوستالوژی؛ اما به روایتی دیگر

شاید ساعتی به نام کنزل برای نسل امروزی نام آشنایی نباشد و این نام برای نسل حداقل پس از دهه ی شصت قرن بیستم نام آشنا است. این ساعت به روزگاری تعلق داشت که ساده گی ها و ساده پنداری ها زنده گی مردمان روستا ها را رنگ و رونق بی شایبه ای می بخشید و ساده گی ها و بی آلایشی ها در موجی از صفا و محبت بر خوان آرزو های مردم سایه افگنده بود. در آن روزگاران خوان قناعت چنان گسترده و ساده زیستن بر برج و باروی زنده گی سایه ی سنگین افگنده بود که هوای زنده گی پر زرق و برق و دغدغه ی بسیار داشتن کمتر بر دل و دماغ مردم خله می زد؛ احساس گرم جوشی و صفا و صمیمیت با مردم و رنج مردم داشتن بررغم بی تفاوتی ها و مسؤولیت نشناسی زمامداران، در میان عام مردم جاری و ساری بود و نور حلاوت و همدلی بر حدود و صغور زنده گی آنان پرتو می افگند. مردم چنان با زنده گی بدون تجمل عادت کرده بودند که هیچگاهی بغض و حسد نسبت به دیگران در دل های شان راه پیدا نمیکرد.

ادامه خواندن نه یک ساعت؛ بلکه حماسه ای در فضای رنگین کمان خاطره ها : مهرالدین مشید

نماد های تاریخی- ملی و نقش آن در حفظ هویت و وحدت ملی : نور محمد غفوری

اشیاء، تصاویر، نشان‌ها، مفاهیم، یا شخصیت‌هایی که نمایانگر هویت، فرهنگ، تاریخ، و ارزش‌های یک ملت هستند و معمولاً توسط مردم آن کشور به عنوان نماینده‌ای از وحدت و هویت ملی پذیرفته شده‌اند، سمبولها و نمادهای ملیگفته می شود که به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه در تقویت هویت جمعی و اتحاد ملی نقش بازی می کنند. نمادهای ملی به حیث محور ملی که به دور آن مردم آن کشور جمع می شود نقش دارند، فرهنگ و تاریخ یک ملت را تبارز داده و به مردم و کشورهای خارجی می شناساند. به طور کلی، نمادهای ملی می‌توانند نقش کلیدی در ایجاد احساس تعلق و افتخار ملی در میان مردم داشته باشند و به عنوان یک ابزار مهم در سیاست، فرهنگ، و دیپلماسی عمل کنند.

ادامه خواندن نماد های تاریخی- ملی و نقش آن در حفظ هویت و وحدت ملی : نور محمد غفوری

چگونه این بار حقانی ها روی آنتن رسانه ها قرار گرفتند؟ : مهرالدین مشید

از یک خلیفه ی انتحاری تا “امید تغییر” برای مردم افغانستان

هرچند سراج الدین حقانی زمانی روی آنتن رسانه ها قرار گرفت که روزنامه ی نیویارک تایمز در تحلیلی از او به عنوان ” امید تغییر برای مردم افغانستان” یاد آوری کرد. روزنامه ایکه چهار سال پیش نیز به نقل از او نوشته بود، هرگاه به قدرت برسند، حکومت آنان همه شمول و مشورتی خواهد بود؛ اما پس از کشته شدن خلیل حقانی در یک حمله ی انتحاری بخت با سراج الدین حقانی بیشتر یاری کرد و او را در محراق دید رسانه ها قرار داده است. از آنجا که اختلاف میان یک گروهی که متشکل از شبکه ها و حلقه های گوناگون تروریستی باشد، یک امر حتمی و اجتناب ناپذیر است؛ اما این اختلاف ها زمانی خطر ساز می شوند که وحدت نمادین گروه ی طالبان را بهم بزند.

در این نوشته به این پرداخته شده که چقدر ممکن است تا به خلیفه ی انتحاری ای چشم امید بست و او را ” امید تغییر برای مردم افغانستان” نامید که در خونین ترین حمله های انتحاری صدها انسان بیگناه و مسلمان را زیر نام اسلام به قتل رسانده است یا اینکه این همه بر فراز آنتن کشیدن های رسانه ای توطیه ی دیگری برای بقای تروریسم بر ضد مردم افغانستان است تا دراز راه دشوار آنان برای رسیدن به حکومت قانون و تمثیل کننده ی اراده مردم افغانستان را، طولانی تر و پر مخاطره تر بگرداند.

ادامه خواندن چگونه این بار حقانی ها روی آنتن رسانه ها قرار گرفتند؟ : مهرالدین مشید

مبانی میتودیک طرح و تدوین اساسنامهٔ سازمانهای مدنی : نور محمد غفوری

شاید همه خوانندگان محترم روش تحریر و طُرق تدوین اساسنامه ها را به یاد داشته باشند، زیرا که اکثراً با آن سرو کار داشته و دارای تجارب غنی اند. علی الٌرغم آن امروز در فکر نکات ضروری و ابتدایی در مورد تدوین اساسنامهٔ سازمانهای اجتماعی- مدنی و غیر انتفاعی افتادم و خواستم که بطور عاجل چند نکتهٔ زیرین در اینجا (با مثال یک سازمان) یاد آور شوم. شاید برای جوانانیکه من بعد در این عرصه دست به کار می شوند، مفید واقع شود.

ادامه خواندن مبانی میتودیک طرح و تدوین اساسنامهٔ سازمانهای مدنی : نور محمد غفوری

هر شکستی ما را شکست و هیچ شکستی شکست ما را نشکست : مهرالدین مشید

 

با تاسف که تنها ما نسل شکست خورده ی تاریخ این سرزمین دردمند و بلاکشیده نیستیم؛ بلکه به گواهی تاریخ این سرزمین نسل در نسل شاهد شکست اندر شکست های گذشته اش نیز بوده است. تاریخ گواه بر این است که هر شکستی نه تنها نسل های آینده را بیشتر شکسته و مقاومت ایثار گرانه و حماسی و بی ریای آنان را شکسته است؛ بلکه فاجعه بارتر این که از شکست های دردبار تاریخی هم درس آموختنی گرفته نشده و در نتیجه هر شکستی ما را بیشتر شکسته و هیچ شکستی، شکست های پیهم ما را نشکسته است. با تحمل این همه شکست هایی که موج بشکن بشکن آن فراگیرتر از هر شکستی است و رنج گران سنگ آن بزرگتر از عمق و‌پهنای این شعر رستم پهلوان غزل فارسی است: درد عشقی کشیده‌ام که مپرس – زهر هجری چشیده‌ام که مپرس 

ادامه خواندن هر شکستی ما را شکست و هیچ شکستی شکست ما را نشکست : مهرالدین مشید

ختلاف های درونی طالبان و کش و قوس های جدید در میان این گروه :مهرالدین مشید

انحصار طلبی ملا هبت الله، کشته شدن حقانی و سرنوشت ناپیدای طالبان دگر اندیش

هرچند طالبان هر گونه اختلاف درونی خود را پنهان می کنند و از رسانه ای شدن آن پیش گیری می کنند؛ اما از انتقاد های نرم رهبران این گروه از ملاهبت الله بیانگر این واقعيت است که گروه ی طالبان از اختلاف درونی خیلی جدی رنج می برد. بدون تردید کشته شدن خلیل الرحمان حقانی در یک حمله ی انتحاری نه نخستین و نه هم آخرین نشانه ی اختلاف میان گروه ی طالبان باشد؛ زیرا این چنین پیشامد ها در گذشته هم در رده های پایین مقام های طالبان واقع شده و بعد از این هم واقع خواهد شد. گفته می توان که پس از کشته شدن خلیل حقانی دامنه ی اختلاف درون گروهی طالبان افزایش خواهد یافت. کشته شدن خلیل حقانی می تواند، نقطه ی عطفی در روابط درونی طالبان را کلید بزند و وحشت آن بصورت ناگزیری طالبان را به دامن دو جناح تندرو و اصلاح طلب بیندازد. این حمله نه تنها تدابیر شخصی امنیتی مقام های طالبان را بلند می برد؛ بلکه بی اعتمادی در میان رهبران طالبان را افزایش داده و تقسیم شدن این گروه را به دو جناح تندرو و اصلاح طلب به واقعیت بدل می کند.

ادامه خواندن ختلاف های درونی طالبان و کش و قوس های جدید در میان این گروه :مهرالدین مشید