سفر ملاهبت الله به کابل؛ نشانه های زوال یا تحول درحکومت طالبان : مهرالدین مشید

نبض زمان و رقم خوردن شمارش معکوس در حاکمیت طالبان

عقربه ی زمان در این روز ها طوری می چرخد که گویا شمارش معکوس در حاکمیت طالبان را  رقم می زند. انکشاف اوضاع عمومی و وقوع رخداد ها در سطح کل کشور چون، بلند رفتن گراف نارضایتی مردم و خیزش های خودجوش مردمی و افزایش عملیات های چریکی بویژه در شهر کابل همراه با گشت زنی طیاره های بدون سرنشین و بمباران های آنها  در موجی از فقر و بیکاری در متن استبداد طالبانی؛ هم چنان تحولات در سطح درون ساختاری طالبان چون تشدید اختلاف شبکه ی حقانی با جناح ملاهبت الله حکایت از آن دارد که نبض حوادث عقربه ی پایانی حکومت طالبان را به پیش می راند.

ادامه خواندن سفر ملاهبت الله به کابل؛ نشانه های زوال یا تحول درحکومت طالبان : مهرالدین مشید

ندای پیروزی انسانیت بر سیاست : محمد مرادی

«فاطمه پیمان» عضو افغانستانی‌الاصل مجلس سنای فدرال استرالیا است. او در سال ۱۳۷۴خورشیدی از پدری تاجیک‌تبار و مادری ازبک‌تبار در شهر کابل متولد شد. فاطمه زمانی که چهارساله بود، پدرش در سال ۱۳۷۸خورشیدی، کابل را به مقصد استرالیا ترک کرد. چهار سال بعد، فاطمهِ هشت‌ساله با مادر، خواهر و دو برادر به استرالیا رفت و به پدرش پیوست. محیط جدید، بستر مناسبی را برای پیشرفت یک دخترخانم مهاجر فراهم کرد. فاطمه پس از تحصیلات متوسط و عالی، پله‌های ترقی را یکی‌پی‌دیگری پیمود تا جایی که در ۲۰ سالگی به عنوان یک خانم سیاست‌مدار در استرالیا به شهرت رسید. فوت پدر در سال ۱۳۹۷خورشیدی، نتوانست فاطمه را از ادامه مسیر و فعالیت بازدارد و او در ماه جوزای سال ۱۴۰۱ به نمایندگی از حزب کارگر، وارد مجلس سنای فدرال استرالیا شد.

ادامه خواندن ندای پیروزی انسانیت بر سیاست : محمد مرادی

پاکستان و ایران حاميان اصلی طالبان وعاملان فاجعه درافغانستان: مهرالدین مشید

ابراز نگرانی پاکستان و ایران از گروه‌ های تروریستی در افغانستان

داکتر رئیسی رئیس جمهور ایران در اوایل ماه ثور سال روان سفری به پاکستان داشت. رهبران دو کشور پس از دیدار های رسمی و عقد قرار داد هایی در زمینه های تجاری، صحی، اقتصادی، امنیتی، قضایی و زراعتی در پایان اعلامیه ای صادر کردند که در آن آمده است، با تسلط طالبان بر افغانستان حمله‌های هراس‌افگنی در کشور‌‌های همسایه به‌ویژه پاکستان و ایران افزایش یافته است. رهبران پاکستان و ایران کشوری را مرکز صدور تروریسم خوانده اند که حکومت کنونی آن تحت اداره ی طالبان نتیجه و محصول مداخله های بیشرمانه و سیاست های تروریست پروانه ی رهبران سیاسی و نظامی هر دو کشور است.

ادامه خواندن پاکستان و ایران حاميان اصلی طالبان وعاملان فاجعه درافغانستان: مهرالدین مشید

موزیم مهاجرت آیرلندی:

امروز هجدهم می ۲۰۲۳ مطابق ۲۸ ثور ۱۴۰۲ شمسی سالروز جهانی موزیم ها نامگذاری شده است و به همین مناسبت در وازه های همه موزیم ها برای بازدید گننده ها گشوده می باشد. 

مهاجرت یک امر طبعی است ، آنطوریکه مرغان برای آب و غذا واقلیم بهتر از یک محل به محل دیگری مهاجرت می نمایند ، انسان ها هم به دلایل مختلف از یک قاره به قاره دیگر ویاازیک کشور به کشور دیگری کوچ می نمایند که این مهاجرت ها شامل حال آسیایی ها ، افریقایی ها یا افغان ها نبوده بلکه اروپائی ها وغربی ها هم همه روزه از یک کشور به کشور دیگری برای دریافت کار بهتر ، حقوق بیشتر وزندگی آرام همواره هجرت می نمایند.

ادامه خواندن موزیم مهاجرت آیرلندی:

درودی و پیامی به استاد لطیف ناظمی : استاد پرتو نادری

 تا یادم می‌آید در آن روزگار جوانی که چنان عاشقی در میان برگه‌های رنگین مجله‌ها پیوسته به دنبال شعر سرگردان بودم، گاهی این سروده‌های خیال‌انگیز استاد ناظمی بود که دستان مرا می‌گرفت و می‌برد به آن سوی سرزمین‌های دور و ناشناخته و بعد همه چیز در نظرم مفهوم و رنگ دیگری می‌یافتند. 

شعرهایش را چنان می‌خواندم که گویی تشنه‌کامی در تابستان داغی به چشمۀ گوارایی رسیده باشد. گاهی سروده‌های او را از برنامۀ «زمزمه های شب هنگام» رادیو افغانستان می‌شنیدم، با صدای شرین آن روایت‌گر عیاران کابل، زنده‌یاد داکتر اکرم عثمان و بانو فریده عثمان انوری و بعد احساس می‌کردم که چنان پرنده‌یی سبک‌بالی کران تا کران آسمان را زیر پرگرفته‌ام.

ادامه خواندن درودی و پیامی به استاد لطیف ناظمی : استاد پرتو نادری

من و کتاب زندگی : صالحه وهاب واصل

جای اسمم در کتــــاب زنــدگی انسان نویس

هویتم را بی کس و بی میهن و نالان نویس

زادگاهم را که جــــان بگرفتــــه اعضایم از آن

مهد جنگ و آتش و باروت و آتشدان نویس

ادامه خواندن من و کتاب زندگی : صالحه وهاب واصل

خیزش های مردمی نشانه های شکست طلسم وحشت طالبانی : مهرالدین مشید

تبعیض، حرمت شکنی و استبداد کار نامه ی سیاه طالبان

اوضاع ناگوار و شکننده ی سیاسی و اجتماعی افغانستان در موجی از خشم روزافزون، نارضایتی و اعتراض های پنهان و آشکار مردم این کشور حکایت از شکستن طلسم وحشت گروه ی طالبان دارد که این گروه نتوانسته بر رغم استبداد و اعمال اختناق حاکمیت خود را بر مردم افغانستان تحمیل کند. این نشانه ی آشکار خشم عمومی و لبریز شدن صبر مردم افغانستان نسبت به گروه ی طالبان است که بر رغم خشونت های فزیکی و روانی، تیرباران های صحرایی و حرمت شکنی های آشکار، نتوانسته صدای اعتراض مردم این کشور را خاموش نماید. بلند شدن صدای اعتراض بدخشانی ها در ولایت های درایم و ارگو آغاز توفانی است که به زودی تمام کشور را فراخواهد گرفت.

ادامه خواندن خیزش های مردمی نشانه های شکست طلسم وحشت طالبانی : مهرالدین مشید

سرزمین لگدخور و امیر لگدپران : استاد پرتونادری

گویند روزی و روز گاری امیر بیدادگری بر شهری حاکم شده بود. بیداد می‌کرد و دروغ می‌گفت و دروغ‌های او خود بیداد دیگری بود بر مردم. نزدیکان و وابسته‌گانش برجان و مال مردمان می تاختند. امیر می‌شنید؛ اما خود را به کوچۀ حسن چپ می‌زد.

با این همه گاه گاهی مردمان را به حضور می‌خواند و می‌گفت:

–  ای مردمان بدانید نه شب خواب دارم و نه روز. هر نفس در اندیشه و تلاش آنم تا شما در زیر چتر داد و دادگستری من در آسایش کامل زنده گی به سر برید!

هراس به دل راه ندهید اگر بر شما ستمی رفته باشد گویید تا دست هر بیدادگری را از ارنج قطع کنم.

ادامه خواندن سرزمین لگدخور و امیر لگدپران : استاد پرتونادری

تعامل : نور محمد غفوری

از چندی به اینطرف در مکالمات و نوشتار گویندگان و نویسندگان افغانی کلمهٔ (تعامل) بیشتر از پیش مورد استعمال قرار گرفته و در محیط سیاسی و اجتماعی افغانستان طرح تعامل بین اطراف مختلف سیاسی بعضاً سوالها و سؤتفاهمات را در اذهان ایجاد می نماید که در این مقالهٔ مختصر تا حدی به روشنی موضوع پرداخته می شود. 

تعامل enteraction در لغت به ارتباط متقابل، سروکار داشتن، کنش و واکنش متقابل و با یکدیگر داد و ستد کردن را می گوید و در اصطلاح عبارت از پروسه و حالتی است که در آن دو یا چند نفر، گروه، دستگاه، یا عناصر با یکدیگر ارتباط برقرار نموده و به نوعی بر هم تأثیر می‌گذارند.

ادامه خواندن تعامل : نور محمد غفوری

تنهایی وغربت شناخت نامه ی تبعید : مهرالدین مشید

روایت دیگری از تنهایی و غربت

روایت تبعید یعنی روایت نابهنگام خروج و داستان غم انگیز جدایی از میهن است که شناخت نامه ی تراژیک آن را فقط می توان در پهنا و گستره ی واژه های تنهایی و غربت و در ژرفنای سکوت می توان به تفسیر گرفت. یا به عبارتی دیگر روایت از دردی جانکاه که هنگام خروج از کشور از پس پرده های سینه برخاسته و هر روز آرام آرام پارچه های از وجود تبعیدی را با خود می برد. این درد چیزی است که گویی از پایانه های وجود از میان کوه های پرفراز و نشیب و آسمان خاکستری برخاسته و چیز هایی را با خود می برد که آنها را در هیچ جغرافیایی دوباره نمی توان بدست آورد.

ادامه خواندن تنهایی وغربت شناخت نامه ی تبعید : مهرالدین مشید

پیام ماریا دارو به رادیو تلویزیون وطن ؛ درمورد فعالیت های هنری خانم ستوری منگل

در برنامه پرده داران هنربه گویندگی محترم معروف قیام از کار کردهای هنری خانم ستوری منگل بزرگداشت بعمل آمد و از من تقاضا گردید تا پیام خودرا بدین مناسبت بفرستم. لینگ پیام در ذیل میباشد.

برنامه پرده داران هنر رادیوتلویزیون وطن: بگویندگی محترم معروف قیام

در این برنامه بزرگداشت از کار های فرهنگی و هنری خانم ستوری منگل ؛صورت گرفت. یکتعداد دوستان فرهنگی در این پروگرام سهم گرفتند و نطریات خودرا در مورد فعالیتهای خانم ستوری منگل ابراز کردند.

فوزیه میترا خوبترین نطاق  رادیو تلویزیون افغانستان : محمد یوسف هیواددوست

ایشان  عقیده دارد که: (( رادیو تلویزیون هر ملت ، در اصل زبان همان ملت است )).آرې!پس از افتتاح تلویزیون در افغانستان او نیز یکي از همان نطاقان پیشګام ما بود ، او نیز تلاش داشت  بمثابه زبان ملت واحد ما ،ګویا و رسا باشد .

از فوزیه جان میګویم ، فوزیه جان میترا .آن همکار عزیز مان که حتی در زمان نوجواني و تعلیم ،در آوانیکه متعلم مکتب بود به نطاقی علاقه فراوان داشت و بګفته خودشان  ګاهي خواب میدید که عقب میکروفون رادیو و تلویزیون نشسته ،اخبار ، جریانات و حالات کشور و جهان را برای هموطنانش میخواند ، وقتی بیدار میشد ، عطشش فزونی ګرفته تا اینکه براستي هم یک روز ، یک روز آفتابي روشن به دفتر نطاقان رادیو تلویزیون آمد و پس از سپری نموده  امتحانات زیاد ، چانس کار در یګانه رادیو و تلویزیون افغانستان را بدست آورد (۱۳۵۷ )و بدین ترتیب همه خواب هایش به

ادامه خواندن فوزیه میترا خوبترین نطاق  رادیو تلویزیون افغانستان : محمد یوسف هیواددوست

شمس النهار و میرزا عبدالعلی! : استاد پرتونادری

در افغانستان از محمود طرزی چه در زمینۀ مطبوعات و چه در زمینۀ ادبیات با حرمت فراوان یاد می‌شود. شماری از پژوهش‌گران عرصۀ مطبوعات از او به حیث پدر مطبوعات نوین كشور یاد كرده‌اند. این امر گاهی در میان نسل جوان این توهم را به وجود آورده است كه گویا مطبوعات در افغانستان با محمود طرزی و نشریۀ او سراج‌الاخبار افغانیه به سال 1911 میلادی آغاز شده است. در حالی كه نخستین نشریه در افغانستان به سال 1873 میلادی به دوران امیر شیر علی خان بر می‌گردد.

ادامه خواندن شمس النهار و میرزا عبدالعلی! : استاد پرتونادری

سخن کز دهان بزرگان بود-« تمهید» : برهان الدین نامق

سخن کز دهان بزرگان بود

چو نیکو بود داستانی شود 

«ابو شکور بلخی»

تمهید

مثل کلمه‌ییست عربی و به معنی شباهت داشتن چیزی به چیز دیگر است، علامه جارالله زمخشری فخر خوارزم در کتاب المستقصی خویش درباره مثل میگــوید: «مثل در اصل زبان عرب به معنای مانند و نظیر است و معنی مثل مانند کردن چیزی به چیز دیگر است». ابو عبید قاسم بن سلام متوفی سال (۲۲۴ هـ ق) در آغاز کتاب الامثال مثل را همان حکمت دانسته است یعنی حکمتی که محصول تجربه است و مثل را گونه‌یی کنایه دانسته بر آن سه ویژه‌گی شمرده است، ایجاز لفظ، اصالت معنی، حسن تشبه. این باور در مورد مؤجز بودن لفظ مثل صائب است اما نشانه سومی که حسن تشبیه باشد در همه گونه مثل‌ها دیده نمی‌شود،

ادامه خواندن سخن کز دهان بزرگان بود-« تمهید» : برهان الدین نامق

 بي بي سنگي شير زن مبارز و سخنور ; داکتر اسدالله شعور

آيا تا کنون فکر کرده ايد که ليسه مريم خيرخانه و کوته سنگی کابل به نام چه شخصيتي نامگذاري گرديده و چرا مردم آنجا منطقه اي بزرگ خيرخانه را به نام حوزه ي همان ليسه دخترانه ياد مي کنند؟ و گذشته ازين آيا مي دانيد که اسم کوته ي سنگي با اين مريم خانم چه رابطه يي دارد؟

در پاسخ مي توان گفت که اين هردو نام به پاس مقام ادبي و اجتماعي شيرزنِ استبدادستيز، سخنور و مبارزي مسما گرديده که در اوج حاکميت استبداد کبير عبدالرحمان خاني از کسي نهراسيده بر مستبدين تاخت و بر ظالمان خرده گرفته از مردم خويش جانبداري کرد. اين شيرزن مريم معروف به بي بي سنگي و بي بي سيده يکي از بزرگ زنان سخنور کشور در نيمه ي نخست سده ي بيستم ميلاديست که در آن عصر نيمه تاريک نه تنها مشعل ادبيات عرفاني را به دست گرفت، بلکه در مبارزات استقلال طلبانه-ي جوانان ميهن پرست کشور نيز شرکت جسته و شاه استقلال بخش، امان الله غازي را در نخستين دقايق جلوسش بر اريکه سلطنت افغانستان، تشويق به تحصيل استقلال سياسي کشور نمود.

ادامه خواندن  بي بي سنگي شير زن مبارز و سخنور ; داکتر اسدالله شعور

دستار پوشان اسلام ستیز و پاچه بلندهای حرمت شکن : مهرالدین میشد

گروه ی طالبان از نظر حسن عباس نویسنده ی کتاب ” بازگشت طالبان”

زمانیکه گزارش وزارت خارجه ی امریکا در مورد تخطی ها و تجاوز های طالبان بر زنان زندانی را خواندم؛ به ژرفنای جنایت در امارت طالبان پی بردم و این گزارش در واقع وثیقه ی محکمی است که سیمای واقعی طالبان را بحیث یک گروه ی نه تنها تروریستی؛ بلکه بحیث یک گروه ی دستار پوشان اسلام ستیز و پاچه بلند های حرمت شکن به اثبات می رساند. این گزارش جنایت گروهی را آفتابی کرده که در قاموس زنده گی شان خط سرخی وجود ندارد و حرمت شکنی و بی عزتی و تجاوز به نوامیس ملی به کار روزمره ی جنگجویان و رهبران این گروه بدل شده است. این گزارش در واقع سیلی محکم سازمان ملل بر روی سیاه ی طالبان و رهبران موزی و مرموز آنان است و به این حقیقت مهر تایید می گذارد که طالبان دین ستیزان و اسلام دشمنان دستار پوشان و تروریست اند که حرمت شکنی در شهر ها و روستا های افغانستان به کار روزمره ی آنان بدل شده است؛ اما دریغ و درد که جهانیان در برابر این جنایت های طالبان خاموشی اختیار کرده و بی توجه به رنج های بی پایان مردم افغانستان به دنبال منافع ژیو ایکونومیک و ژیواستراتژیک خود در این کشور اند و افغانستان را سکوی بازی های ژیوپولیتیک خود قرار داده اند.

ادامه خواندن دستار پوشان اسلام ستیز و پاچه بلندهای حرمت شکن : مهرالدین میشد

حاکمیت طالبان؛ افزایش بحران بی ثباتی ملی در افغانستان:مهرالدین مشید

استبداد و تبعیض طالبان و به صدا درآمدن آژیر اعتراض ها در افغانستان

از آنجا که هر گونه ثبات ملی وابسته به ثبات سیاسی، اقتصای، اجتماعی، امنیتی و در کل فکری و فرهنگی یک کشور است و زمانی پایه های صلح پایدار و ثبات ملی در یک کشور استوار می گردد که نخست از همه در آن کشور ثبات در عرصه های یاد شده بصورت واقعی بوجود آید. هرچند افغانستان از پنج دهه بدین سو پس از تهاجم شوروی به این کشور ثبات ملی و مولفه های آن را از دست داده است؛ اما پس از حاکمیت گروه ی طالبان مولفه های ثبات ملی به کلی در این کشور بهم خورده و همه چیز در سایه ی وضع محدودیت های سخت گیرانه و استبدادی این گروه در حال بی ثباتی و فروپاشی است.

ادامه خواندن حاکمیت طالبان؛ افزایش بحران بی ثباتی ملی در افغانستان:مهرالدین مشید

انسان گرایی پاسخی ناتمام در برابر ناپاسخگویی اندیشه های فلسفی و باورهای دینی : مهرالدین مشید

 
انسان گرایی به مثابه ی داعیه ی برگشت ناپذیر انسان در آثار اندیشمندان بزرگ و فرهنگ های بشری از گذشته های تاریخ بدین سو بازتاب داشته است. این بیانگر این حقیقت است که انسان گرایی یا به گفته ی مولانای بزرگ “انسانم آرزوست” در واقع پاسخی بوده به ناپاسخگویی های فلسفی و دینی که نتوانسته اند تا انسان را برای رسیدن  به آرمان شهر زیبای عدالت پرور، آگاهی پرور و آزادی گستر کمک نمایند. انسان گرایی ندای کثرت گرایانه و جاودانه ی انسان بر ضد انحصار حق مداری فلسفه ها و ادیان گوناگون بوده که هر یک خود را حقیقت بدون منازعه خوانده اند و با این درفش به جنگ سایر فلسفه و سایر ادیان رفته اند. جنگی که از زمان هابیل و قابیل آغاز شده و بدون هر گونه انعطاف ناپذیری تا امروز زیر چتر های گوناگون به شدت ادامه دارد. دو جنگ اول ودوم جهانی به مثابه ی دو خونین ترین رویداد در تاریخ که میلیون ها انسان را به کام مرگ برد. جنگی که به دنبال پیامد های بحران اقتصادی سال‌ ۱۹۲۹ و از همه‌ مهم‌تر رقابت‌ سیاسی‌ فاشیسم‌ و دموکراسی‌های‌ غربی‌ و مارکسیسم‌ بوجود آمد و به گونه ی بی سابقه عموم‌ مردم‌ را به‌ قلمرو جنگ کشاند. 

ادامه خواندن انسان گرایی پاسخی ناتمام در برابر ناپاسخگویی اندیشه های فلسفی و باورهای دینی : مهرالدین مشید

مهدی اخوان ثالث و نوخسروانی (بخش نخست و بخش دوم) استاد پرتو نادری

نوخسروانی با نام مهدی اخوان‌ثالث چنان پیوند خورده است که خسروانی با باربد. به این مفهوم که اخوان این قالب شعری را بر بنیاد یکی از خسروانی باز مانده از باربد به گونه‌یی یک قالب شعری جداگانه پدید آورده است.

نوخسروانی که گونه‌یی از کوتاه‌سرایی است، در شعر پارسی‌دری یک قالب جوان است و عمر درازی ندارد. در حالی که خسروانی، ترانه و رباعی عمر درازی دارند و می‌شود گفت که سپیده‌دم  شعر پارسی‌دری با همین قالب‌ها کوتاه آغاز یافته است.  از نظر وزن هرچند نوخسروانی وزن عروضی دارد؛ اما محدویت وزنی ترانه و رباعی را ندارد. یعنی می‌شود هر نوخسروانی را در وزن جداگانه‌یی سرود. در حالی که ترانه و دوبیتی از نظر وزن محدودیت دارند، یعنی شاعر ناگزیر است تمام رباعی‌ها و دوبیتی‌های خود را در همان اوزان مشخص رباعی و دوبیتی بسراید. 

ادامه خواندن مهدی اخوان ثالث و نوخسروانی (بخش نخست و بخش دوم) استاد پرتو نادری