نامه راحیل کودک افغان به ملکه‌ی انگلیس، خانم اوباما، بوش و بایدن !.. ارسالی محمد عثمان نجیب  

من یک کودک از افغانستان هستم که بیست سال میشود شما ان کشور را به آتش کشیدید تا اطفال شما آرام باشند.یکگروه از طبیبان حاذق را توظیف نماتیید که از افغانستان تنها خون من واز کشورهای شما تمام کودکان واطفال خود تان را معاینه کنند که چی فرقی دارند…؟

عکس من را ببنید؛ من را اسیر ان پنجیره ء طالبان ساختید . من میخواهم با برادران و خواهران افغانستانی ام را در خون و اتش کشیدید و برادران مارا ازآسمان ها توسط طیارات به زمین پرتاب کردید و چندتای شان در ماشین های طیاره های تان کوفته شدند آنها چی تفاوت با جوانان شما داشتند…. چطور وجدان های تان خواب تان داند….من از شما میخواهم که این پنجیره زندان را از روی خواهران وبرادران افغانستانیم بردارید . ما میخواهیم مثل اطفال شما هر طرفی برویم و پنجیره در روی ما نباشد. من اینجا بانو ترامپ یاد نکردم چونکه بزرگان میگویند از ترامپ گلهیی نیست و ……پس شما جواب مرا بدهید . راحیل

متن انگلیسی را نیز بخوانید.

The Queen of England, Mrs. Obama, Mrs. Bush and Mrs. Biden: I am a child from Afghanistan who you set on fire fo

ادامه خواندن نامه راحیل کودک افغان به ملکه‌ی انگلیس، خانم اوباما، بوش و بایدن !.. ارسالی محمد عثمان نجیب  

عاصی، « اسکندر و آریانا» : استاد پرتونادری

 

گاهی شعرهای مقاومت عاصی دو پهلو اند. به این مفهوم که او با استفاده از یک حادثۀ تاریخی و با استفاده از داستان‌های تاریخی و حماسی می‌خواهد هجوم و تجاوز شوروی را بیان کند. او در چنین شعرهایی می‌خواهد به گونۀ غیرمستقیم این پیام را برساند که تاریخ بار دیگر تکرار شده است. چنان که اگر دیروز اسکند بر این سر زمین یورش آورده بود، امروز سکندر دیگری به نام شوری هجوم آورده است.

 دشمن هرنامی که داشته باشد، بازهم دشمن است. شمشیر هر دو خون می‌ریزد و شمشیر را جز به شمشیر و پای‌مردی نمی‌توان پاسخ داد. او شعری دارد زیر نام « اسکندر و آریانا» او از یورش اسکندر به آریانا نمادی ساخته است تا بگوید که شوروی به هر بهانه و نامی که آمده، همان اسکندر دیروز است. 

هرچند شعر بیان یک رویداد گذشته است؛ اما در مفهوم دیگری اسکندر همان شوری است و آریانا افغانستان. « به ایجاز گفتار خواهم نمود / به رمز از دلم عقده خواهم گشود». 

پیام این روایت همین است که هر نیروی متجاوز در این جا نابود می‌‌شود و نمی‌‌تواند پرچم آزادی را نگون‌سار سازد.

  همی بانگ تاریخ آمد به گوش

ز آبا و اجداد، در یک خروش

که ای آرین‌زاده‌گان سر کنید

لوای رهایی به سر بر کنید

که میراث ما جمله آزادی است

که آزادی مرد، آبادی است

که دژخیم در زیر هرنام خویش

ادامه خواندن عاصی، « اسکندر و آریانا» : استاد پرتونادری

از ترحم دینی تا سیطرهء طالبانی”
 : مهرالدین مشید

سیاست های چند پهلوی ...


بیعت به سیطرهء سیاسی و انتخاب به مشارکت سیاسی می انجامد
با توجه به آیات قرآن و سیره و احادیث پیامبر نحوهء حکومت در اسلام ریشهء دینی ندارد و پیامبر هیچ گاه نخواست تا نوع خاصی از حکومت را بر امت خود تحمیل نماید. پیامبر با آزادی عمل در واقع خواست تا این رسالت را امت اش در روشنی انتخاب اصلح در طول تاریخ به انجام برساند. 

از این رو پیامبر مبارزات اجتماعی خود را برای زدودن خرافات و جهل و تامین عدالت اجتماعی متمرکز گردانید. از این که هدف اصلی پیامبر اشاعهء آگاهی و آزادی و عدالت در جامعه بود تا مشارکت عادلانه در تمامی حوزه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در جامعه شکل بگیرد.  از این رو نخواست تا با انتخاب نوع خاص حکومت دستان خلاق و ابتکار آفرین انسان را از پشت ببندد. پیامبر تا پایان حیات و حتا در لحظات آخرین حیات هم نخواست تا با گزینش شخصی بحیث زمامدار مسلمانان آزادی عمل و ابتکار مسلمانان را سلب نماید؛ اما این به معنای بی تفاوتی پیامبر در مورد آیندهء مسلمانان نبود، بلکه او با رویکردی پیامبرانه خواست تا رسم اصلح پسندی را در میان مسلمانان از خود به ارث بگذارد. 

ادامه خواندن از ترحم دینی تا سیطرهء طالبانی”
 : مهرالدین مشید

مصاحبه جدید حامد کرزی ! …طنز از معروف قیام

خبرنگار : جناب کرزی, طالب با پاکستانی ها آمده و بیش از صد ولسوالی را تصرف کرده است, نظر شما چیست؟

کرزی – طالب کیست؟ طالب افغان است. وقتی من کتی امریکایی ها آمدم و تمام کشور را تصرف کردم, پس چرا طالب نتواند ولسولی ها و ولایات را تصرف کند؟ 

خبرنگار – خوبش, جناب کرزی, طالب از وقتی که به ولسوالی حاکم شده است, بیت المال را چور کرده و میکند. لطفن ابراز نظر کنید.

کرزی – طالب کیست؟ طالب افغان است, وقتی من و دوستانم ملیارد ها دالر کمک های جهانی را حیف و میل و چور و چپاول کردیم, پس چرا طالب بیت المال را چور و چپاول نکند؟

خبرنگار: خوبش, جناب کرزی, مردم میگویند که طالب نوکر و جاسوس پاکستان و انگلیس و امریکاست, نظر شما در این مورد چیست؟

کرزی- طالب کیست؟ طالب افغان است. وقتی من نوکر اجنت بیگانه ها باشم, طالب چرا نوکر و جاسوس اجنبی نباشد؟ نی چرا نباشد؟

خبرنگار: خوبش, جناب کرزی, آوازه است که طالب مسقیم و غیر مستقیم داعش را کمک میکند. آیا این عمل شان درست است؟

کرزی : صد در صد درست اس. طالب کیست؟ طالبان افغان است, وقتی من طالب را مستقیم وغیر مستقیم کمک کردم, میلیون ها دالر برایش دادم که اسنادش هم موجود هست, پس چرا طالب داعش را کمک نکند؟

ادامه خواندن مصاحبه جدید حامد کرزی ! …طنز از معروف قیام

اعلامیه‌ی رسمی جبهه مقاومت ملی افغانستان« آغاز جنگ و ختم گفتگو»

دعوت به مقاومت؛

طالبان روز گذشته اعلام کردند که به دلیل به نتیجه نرسیدن گفتگو ها با جبهه مقاومت ملی افغانستان، حملات شان را بر مراکز مقاومت در پنجشیر و اندرآب آغاز کرده اند. حقیقت این است که حملات طالبان پیش از این اعلامیه،  بر اندراب و پنحشیر آغاز شده بود.

نتیجه گفتگو از دیدگاه طالبان این بود که یکی دو کرسی در دولتی که میخواهند ایجاد کنند به جبهه مقاومت ملی افغانستان اختصاص بدهند، در حالی که ما از این گفتگو ها دنبال ایجاد آینده بهتر به افغانستان و مردمان این سرزمین بودیم و منافع شخصی و گروهی را در نظر نداشتیم.

ادامه خواندن اعلامیه‌ی رسمی جبهه مقاومت ملی افغانستان« آغاز جنگ و ختم گفتگو»


پنجشیر اسطورهء جهاد و مقاومت
با اشک شیر نباید بازی کرد : مهرالدین مشید

آری پنجشیر نه تنها اسطورهء ماندگار جهاد و مقاومت است؛ بل اسطورهء پایداری و ثبات در برابر زورگویی و قلدری و تک روی و یکه تازی های قومی است که در هر برهه ای از تاریخ چون دژی استوار در برابر تمامی مهاجمان و زورگویان تاریخ ایستاده است. البته اسطوره به معنای اینکه ایده آل های بزرگ انسانی در این سرزمین آغشته به خون و حماسه پرور به حقیقت پیوسته است و حماسه آفرینان آن به مثابه اسطوره سازان راستین تاریخ ظهور کرده اند.

بهتر است تا بگوئیم پنجشیر نماد خونین ترین اسطوره ها در دل  زمان است که مردان مرد آن حماسه ساز و اسطوره آفرین بوده اند و هنوز هم هستند. پنجشیر به مثابهء دژ تسخیر ناپذیر در هر برهه ای از تاریخ قبرستان مهاجمان بوده و پای هر مهاجمی در سخره های بلند و استوار آن لنگیده است. هرچند پنجشیر در برهه های گوناگون گذرگاهء مهاجمان تاریخ از سکندر تا چنگیز و بریتانیا و روسیه و آمریکا و دیگران بوده و اما رزم آوران این دیار هیچ گاهی نگذاشته اند تا آب در شکم هر مهاجم کینه توز و سفاک گرم شود.

ادامه خواندن 
پنجشیر اسطورهء جهاد و مقاومت
با اشک شیر نباید بازی کرد : مهرالدین مشید

طالب کیست؟ – شعر از نذیر ظفر

کیست طالب؟ نــــــــوکر پنجا بیان

کیست طالب؟ کاسه لیس این و آن

کیست طالب؟ جاهـل و نادان عصر

کیست طالب؟ قاتل خـــــوردو کلان

کیست طالب؟ عا ملــــــــین انتحار

کیست طالب؟ دشـــمن افغانستان

ادامه خواندن طالب کیست؟ – شعر از نذیر ظفر

پایگاهء نظامی السیلیه گذرگاهء مهاجران افغانستان به امریکا: مهرالدین مشید


در این روزها پایگاهء نظامی السیلیهء قطر میزبان هزاران مهاجر است که افغانستان را به قصد رسیدن به آمریکا ترک می کنند. این مهاجران شامل کسانی می شوند که دارای پاسپورت و یا گرین کارت آمریکایی و یا دارای اسناد اس آی وی اند و یا کسانی که از سوی خارجی ها معرفی شده اند تا کنون هزاران شهروند افغانستان توانسته اند با عبور از هفت خوان رستم و حتا دشوارتر از آن خود را به این کمپ برسانند و هزاران شهروند افغانستان هنوزهم در عقب دروازه های میدان های هوایی کابل به بهای قبول مرگ منتظر اند تا وارد میدان شوند و خود را به کمپ السیلیه برسانند.

در همین حال پایگاه اینترنتی آمریکایی اکسیوس نوشت: پایگاه هوایی قطر مملو از مدفوع، ادرار و موش است. این ایمیل نشان دهنده ناامیدی در دولت فدرال و برخی از عناصر دولت آمریکا از نحوه رسیدگی به خروج از افغانستان است.
کمپ السیلیهء قطر  از جمله کمپ هایی است که زمانی سرشار از تجهیزات نظامی و تفریحی بود؛ اما آمریکا در سال ۲۰۱۱ تجهیزات و نیروهای خود را به اردن انتقال داد و کمپ السیلیه و مرکز مهمات فالتون و فودافون را تخلیه نمود. کارشناسان این اقدام را در راستای راهبرد جدید امریکا به منظور کاهش حضور نظامی در منطقه غرب آسیا تلقی کردند. از تحلیل گرانی چون “استارزاند استرایپس”  این اقدام آمریکا، را نشان دهنده تغییر اولویت‌های این کشور در منطقه عنوان کردند. پایگاه السیلیه یک پایگاه برای استراحت سربازان آمریکایی بود که بیش از ۲۰۰ هزار نیرو می‌توانستند به مدت ۴ روز در آن به استراحت بپردازند.

ادامه خواندن پایگاهء نظامی السیلیه گذرگاهء مهاجران افغانستان به امریکا: مهرالدین مشید

سکته مغزی جمهوریت فراری وفجایع تاریخی آن: دکتور علی احمد کریمی

هیچ کشوری درجهان مانند افغانستان سیستم های سیاسی گوناگون راتجربه نه نموده است. ظهور وسقوط انواع سیستم های سیاسی مانند سلطنتی، جمهوری، کمونیستی، جمهوریت اسلامی وامارات هیچیک قادر به تامین ثبات و وحدت ملی نه گردیدند تا افغانستان راه خودرا درکنار سایر کشور های جهان پیدا نماید.

 برخلاف هردوره جدید نسبت به گذشته  به رنجها و عذاب مردم افزوده است و هردوره رسواتر ازدوره گذشته بوده است و به‌جای اصلاحات وتغیرات قصدا عمراختلافات قومی رازیاد تر وطولانی ترگردانیده اند .افراط وتفریط در امور حکومت داری دو عامل زوال رژیم ها وادامه بحران ها،کینه ها و عداوت ها و مانع اتحاد ملت واحد گردیده است.. 

طالبان طالعمند اند. برگشت برق آسای  مجدد طالبان به گفته کلاسیک ها یک گام به پس و دوگام به پیش برای افعانستان و جهانیان تعجب انگیز بود اگرچه همه اتفاق نظر داشتند که  دولت تحملی امریکا با افزایش فساد، بی عدالتی های اجتماعی، هرج ومرج، شکار خبرنگاران، سربریدن ها، قتل های زنجیری، بیکاری، افزایش مرگ ومیر و بویژه در میان نوزادان، فقرعمومی وشیوع بیماری ها ازدرون گندیده  و در حال احتضار است

 اما سکته مغزی این بیمار درحال احتضار را  هیچ یک از سران جهان ازآن  جمله کاخ سفید واروپا تشخیص نکرده بودند 

ادامه خواندن سکته مغزی جمهوریت فراری وفجایع تاریخی آن: دکتور علی احمد کریمی

شکست افتضاح بار امریکا و خیانت غنی در افغانستان : مهرالدین مشید

در این شکی نیست که پایان هر تجاوز به شکست می انجامد و تجاوز به هر عنوانی حتا زیر پوشش داعیه های مقدس محکوم به شکست است. شکست افتضاح بار حملهء امریکا در افغانستان زیر نام ” مبارزه باتروریزم” نمونهء آشکار آن است. حال پرسش این است که علت این شکست نتیجهء  پی آمد های سیاست‌های کشور متجاوز است و یا نتیجهء سیاست های بی رویه و ضد مردمی حکام دزد و تبارگرایی مانند غنی تحت نظر ارتش مهاجم است که دموکراسی و ارزش های آن را خیلی قشنگ قربانی گرایش های زشت تباری و انحصار گرایی و فساد گسترده نمود و به گونهء بیرحمانه ای تیغ از دمار دموکراسی جوان افغانستان  بیرون کرد. جمهوری سه نفری غنی در افغانستان از نمونه های آشکار آن است. غنی با قرار گرفتن در برابر دموکراسی به بهای بازی با سرنوشت مردم افغانستان بالاخره با سازش های پشت پرده با طالبان جاده را برای فتح کابل بوسیلهء آنان فراهم کرد. 


غنی طی هفت سال حاکمیت استبدادی و ضد ملی و  اسلامی خود جفای بزرگی در حق افغانستان و مردمش روا داشت. بزرگ ترین خیانت او تخریب روند انتقال قدرت و بازی با سرنوشت مردم افغانستان است. او نه تنها مرتکب این خیانت بزرگ شد؛ بلکه او با مشتی از غارت گران مفسدان و زنباره های نامدار  وحدت ملی را تخریب کرد و به اقتدار ملی سخت آسیب رساند. وی با رویکرد های قومی و سیاست های تکروانه و انحصاری هر روز بر فاصله میان حکومت و مردم افزود و تخم کینه و دشمنی را در دل های مردم افغانستان کاشت. او در حالی به سیاست های قومی و ضدملی روی آورد که در اصل به ارزش های واقعی قومی و تباری خود باور نداشت؛ بلکه او خواست تا قومت را ابزاری برای پیشبرد سیاست های ضدملی و ضد اسلامی خود قرار بدهد که این بزرگ ترین جفای او در حق تمامی اقوام و بویژه قوم پشتون بود. او در حالی تخم نفاق میان اقوام را کاشت و آتش آن را مشتعل گردانید که اقوام ساکن در کشور در روز های سخت و دشوار در کنار هم و در یک سنگر دره به دره و کوه به کوه در کنار هم برضد متجاوزان جنگیده اند.

ادامه خواندن شکست افتضاح بار امریکا و خیانت غنی در افغانستان : مهرالدین مشید

 برگشت تاریخ : شعر از میر عنایت الله سادات

خوانده بودم که تاریخ برنمیگردد … 

نیرو های مؤلد رشد میابند و

این رشد ، مناسبات کهنه ای اجتماعی را ، 

دگرگون میسازد 

                *********

همه به بالیدن نیروها دل بسته بودند

تا این جریان به راه افتد و 

مردم ما ازکوره راه تاریخ موفقانه بگذرند ، 

وعقب ماندگی ها به گذشته متعلق گردند .

ادامه خواندن  برگشت تاریخ : شعر از میر عنایت الله سادات

جناب ملک ستیز از دید نگاه روشنگران: حبیب فتاح

درد دل یک شهروند روشن ضمیر و فرزند اصیل این سرزمین نویسنده ، مبصر و تحلیگر چیره دست مسایل سیاسی و اجتماعی وقلم زن منحصر به فرد کشور جناب ملک ستیز از چشم دید و نگاه روشنگر بصیرت شان از تراژیدی حاکمِ نو به دوران رسیده گان بیسواد کرسی های حکومتی دراوضاع رقت بارجامعه ما :

ملیک ستیز

تصاویری که برخی سیاسیون از دفاتر و خانه‌های شان به نشر می‌رسانند، خیلی آزاردهنده‌ هستند. خانه‌های پُرابهت و کلان، دفاتر با شکوه با میز و چوکی‌‌های رنگ طلایی و نقره‌ای که با سلیقه‌های خان‌سالاری و فیودالی آراسته شده‌اند، نمونه‌ای از بدفرهنگی سیاسی را به نمایش می‌گذارد. برخی از سیاست‌مداران رسمی و مقامات دولتی از دفاتر خود کاروان‌سرای درست کرده‌اند. فکر می‌کنند هر قدری‌که دفاتر شان بزرگ و میز و چوکی کلان داشته باشند، به همان پیمانه شخصیت شان بزرگ جلوه می‌کند. زشت‌تر این‌که میز کار بزرگی را در بالاترین محل اطاق جابه‌جا می‌کنند و به دور آن سلسله‌ای از چوکی‌های ضخیم و رنگین را حلقه می‌زنند. ایشان هنگام ملاقات با مهمانان از پشت میز تکان نمی‌خورند. یا این‌که تصاویر رهبران حزبی و دولتی را در اطاق کار رسمی بنابر ذوق و تعهد خود ردیف می‌کنند.

ادامه خواندن جناب ملک ستیز از دید نگاه روشنگران: حبیب فتاح

شیاد ها : شعر از محمد رضا کریمی

شرمتان زین خودسریها باد ای شیادها

گم  شوید از  زادگاه  و سرزمین  رادها

ای به‌خون آلوده دست و دامن و دستارتان

پیچ خورده  ریش‌تان  در ریشۀ الحادها

پاسخی  آیا شما را هست  در  روز جزا؟

ادامه خواندن شیاد ها : شعر از محمد رضا کریمی

نامه جوان فوتبالیست برای عمر خطاب ؛ نوشته ء : علی عصمتزاده

(کاکا عمر خیلی توهین بزرگ برای تمامی هموطنان مهاجرم که از ترسی برادران غضب شما آواره گشته کردی ،)

سلام کاکا جان اسم من ذکی بود نوزده سال عمر داشتم !

من متولد در یک جغرافیای بنام افغانستان شدم از طفلیت گوشم با صدا هایی انفجار و بم های انتحاری برادران شما آشنا شد ،

صد ها و هزاران نفر را در آن جهنمی بنام وطن را دیدم که بدست بردارن شما قطعه قطعه شدند . همواره میپرسیدم که این ها از ما چی میخواهند ؟؟؟

میگفتند باید شریعت را قبول و عمل کنیم !!

وقتی بزرگ‌تر شدم رفتم دنبال دین و شریعت دیدم آن چیزی نیست که شما در پی اش استید !!! دین انتخاب فردی است نی جبری ، حالا بماند من دیگر با دینی شما کار ندارم‌!

من نزدی خالقم رسیدم ، 

با ما مهربانی از من پرسید چرا به این روز و حال اوفتادی جوان؟ چرا استخوان های خود را بدستی خود خورد کردی؟

گفتم یا رب من از دستی تجاران و غولادن دین بسطوح آمده بودم !

ادامه خواندن نامه جوان فوتبالیست برای عمر خطاب ؛ نوشته ء : علی عصمتزاده

ملا بازی ـشعر از : نذیر ظفر

بـــــعد ازین درین وطن جور ملا باید کشید

 تا ملا حاکــــــم بود رنــــج و بلا باید کشید

ریش و دســــــتار و قدیفه بایدت آماده کرد

آه و افغان دلــــــت را بیـــــــصدا باید کشید

دره و سنگـــــسار و اعدام است قانون جزا

گر خلافـــــش کار کردی این جزا باید کشید

ادامه خواندن ملا بازی ـشعر از : نذیر ظفر

ما همه ملامتیم، چه باید کرد،؟ وکجا باید رفت؟  نوشتهء – دکتور علی احمد کریمی

   فراربزدلانه اشرف غنی فرزند نامشروع افغانستان  که خودرا قوماندان نیروهای مسلح وضامن قانون اساسی می خواند ازلحاظ سیاسی،اخلاقی وانسانی ننگین ترین صفحه درتاریخ افغانستان خواهد بود. یکه تازی ها،بی بند وباری ها و خودخواهی غنی درامور مملکت شرایط را برای وضع کنونی سریع تر گردانید وحتی دلیل نا امیدی بزرگترین قدرت جهان ومتحدین آن از  ادامه همکاری آنها با افغانستان گردید . غنی مانند یک افعان معمولی، پاک دل،باانصاف و جوانمردنبود فطرتا طبعیت آزاد نداشت، طبیعت آزاد یک ودیعه الهی است که به انسانها داده می شود واز همین سبب خداوند اورا از نعمت بخشش و عذرخواهی ازمردم محروم گردانید.

 
 تاریخ  وطن فروشان و خائنان را نمی بخشد ،  زندگی ادامه دارد. ترس دارم که وطن آبستن حوادث بدتر نیز باشد. اندیشه های بزرگ به پاسخ  این سه سؤال ها که کی ملامت هست؟ چه بایدکرد؟ و کجا باید رفت ؟ به اصلاح اشتباهات گذشته و فکر آینده کوشیده اند. ملامت همه می باشیم  ، چه باید کرد وکجا باید رفت تا خون تازه در وجود ملت واحد جاری گردد و افعانستان از تبعیض ،بی عدالتی ها وخشونت ها آزاد گردد  واز وحشت بسوی تمدن گام بگذارد. این فتح بزرگترین وآخرین امتحان برای طالبان است تا بااعمال قهر آمیز مانند گذشته افعانستان را ازجهان منزوی نگردانند وشرایط را برای جنگ داخلی و تهاجم مجدد بیگانگان آماده نسازند.

ادامه خواندن ما همه ملامتیم، چه باید کرد،؟ وکجا باید رفت؟  نوشتهء – دکتور علی احمد کریمی

څوک چې ډاریږي، هغه ورکیږي! … نورمحمد غفوری

هیواد مختلفو سیاسي ګوندونو ته اړتیا لري، تر څو چې د متفاوتو نظریاتو تر منځ د آزادې مباحثې او دیالوګ په بهیر کې د پرمختګ او د ولس د هوساینې تر نورو ښه او مناسبه (اوپتیمال) لاره وموندل شي. د هیواد د ملي عاید په ویش او د سیاسي واک په ګډون کې د مختلفو اقتصادی طبقو او ټولنیزو قشرونو کټې وڅیړل شي، سوله ایز بحثونه وشي، اعتدال مراعات شي، د ملي پرمختګ له پاره په ټاکلی زماني مقطع کې په شریکه بهترینه پریکړه وشي او د زړه بدیو او د کورنیو زورآزماینې او جنګ او جګړو مخه ونیول شي.   

سیاسي ګوندونه غواړي چې د خپل فکر او ایدیالوژۍ له لارې په ټولنه کې د ستونزو د حل لارې وړاندې کړي، د ملت د مشترکې ارادې په جوړولو کې د خپل سوله ایز فعالیت له طریقه اغیزه وکړي او چې په ملي کچه پریکړې ته ورسیدل، بریالي شول او یا یې ماته وخوړه، د هیواد د شته قوانینو مطابق عمل وکړي. په ماته کې قناعت وکړي او خپلو ګوندي غړو ته قناعت ورکړی؛ او په بریا کې د کبر او غرور یا د زور او قوې د کارولو او اخ او ډب سبب نه شي او خپل غړي هم ورڅخه منع کړي. هیڅوک او هیڅ سیاسی ګوند حق نه لري او باید اجازه ورنکړل شي چې د هیواد سیاسي، اقتصادي او اجتماعي- کلتوري انتظام ګډ وډ کړي، وسلې او جګړې ته مخه کړي او ملت ته زیان واړوي.   

ادامه خواندن څوک چې ډاریږي، هغه ورکیږي! … نورمحمد غفوری

سقوط کابل، تراژدی افغان‌ها چه کرده می‌توانیم! : میرعصمت الله سادات

مهین عزیز ما بخصوص کابل قلب پر تپش افغانستان در درازای تاریخ شاهد تحولات و تغیر نظام‌های گوناگون بوده است. بعد از انتقال پایتخت از قندهار به کابل توسط تیمور شاه ابدالی در نیمه دوم قرن هژدهم، کابل شاهد جنگ‌های داخلی، جدال برادران محمد زایی، ظلم و ستم سلاطين مستبد و کودتاهای  خونین و سفید بوده است؛ اما آنچه  اخیراً اتفاق افتاد در نوع خود بی پیشینه  می‌باشد. در موجودیت  قوای متجاوز آمریکایی، رژیم دست نشانده‌شان، بعد از بيست سال سقوط نمود و رییس جمهوری که خود را با علاقه ‌مندی، سرقوماندان اعلی قوای مسلح می‌نامید، پا به فرار نهاد. قرار گزارش‌های سفارت روسیه در کابل، موصوف با همدستان  نزدیک اش با چار عراده موتر با مقدار هنگفت پول فرار نمود و مردم را در بی‌سرنوشتی رها نمود.

طالبان، در عین همان روز وارد ارگ ریاست جمهوری شدن و سایر مقامات دولتی، همه ناپدید شدن.

این رویداد، در گام نخست باعث سرافکندگی بزرگ برای دولت مردان، به‌اصطلاح مجاهدین، جنگ سالاران و بیروکرات‌های وارد شده از غرب و امریکا می‌باشد زیرا همین‌ها بودند که در این بیست سال، گاهی در هرم و زمانی در رأس قدرت قرار داشتند. همین‌ها بودند که در فساد گسترده، غصب زمین‌های دولتی، چپاول دارایی‌های عامه، معادن و گمرکات، فرار از قانون و بی امنیتی، باعث سقوط نظام، ظهور و برگشت مجدد طالبان گردیدند.

حالا تعدادشان با تجمع در پنجشیر، می‌خواهند به به‌اصطلاح «مقاومت دوم» جنگ را علیه طالبان آغاز نمایند. این جز ادامه خون ریزی، سوریه ساختن افغانستان و تکرار سناریوی بیست و پنج سال قبل چیزی دیگری نمی‌باشد.

ادامه خواندن سقوط کابل، تراژدی افغان‌ها چه کرده می‌توانیم! : میرعصمت الله سادات

خـبـرداربيگانه ٬ بیگانه است: قهار عاصی

.

اگر دست و بازو اگر شانه است!      اگر مظهر لطف و يارانه است!

اگر بوي گل بام كاشانه است!         وگر كه سراپاي دردانه است!

در اين خاك بسيار بيگانه‌ها         فشاندنـــــــد تخم جدال و جفا

     به عنوان ياري و صد نا روا          زده زخم بـــــــا خنجر آشنا       

     زبيگانه اين ملك ويرانه است          صداقت ز بيگانه افسانه است       

   همه آشنا روي الفت مــــــدار         همه آستين‌هاي شان پر ز مار        

  همه دوست چهره همه دوست وار   همه كينه پرور همه كينه بار

بدين سان كه ماييم درتاب و تب         كجا سوخته كاشغر يا حلب 

ادامه خواندن خـبـرداربيگانه ٬ بیگانه است: قهار عاصی

بيرق سه رنگ ملى ميراث مشروطه خواهان ازاديخواه افغانستان !..: میرعبدالواحد سادات

با انفاذ نخستين قانون اساسى و تاسيس اولين دولت ملى در كشور ، پرچم سه رنگ ملى به اساس تصويب لويه جرگه توسط شاه امان اله فقيد ، اين شاخص ترين نماد استقلال ، ازادى و ترقى افغانستان برافراشته گرديد و طى قريب به اين یک قرن فقط در مقاطع بسيار كوتاه هميشه بيرق سه رنگ ملى احترام گرديده و رسميت داشته است . 

البته در دهه نود ميلادى و انارشى تنظيمى و استبداد طالبان ( دولت اسلامى و امارت اسلامى ) نيز درفش سه رنگ ملى وجود نداشت و متاسفانه بدون درس از گذشته عبرتناك  ،  تا كنون نيز عده يى از منسوبان انان ، سر دشمنى با بيرق سه رنگ ملى دارند و ميخواهند ، درفش تنظيمى و گروهى خود را 

ادامه خواندن بيرق سه رنگ ملى ميراث مشروطه خواهان ازاديخواه افغانستان !..: میرعبدالواحد سادات


فریادی در کرانه های سکوت 
از انتظار گلوگیر تا اعتراض شکوهمند :مهرالدین مشید

افغانستان سرزمین حادثه های خونین و حماسه آفرینی های باشکوه است که مردم آن در هر مقطعی از تاریخ با پایمردی ها و رادمردی ها نفخ صور آگاهی و آزادی و عدالت را در دل سکوت دمیده اند و هرفصلی از انتظار را شجاعانه و دلیرانه وارد فصلی از اعتراض های جدید نموده اند. باشنده گان مغرور این سرزمین هراز گاهی فریاد های حماسه پرور و حماسه گستر را در کرانه های سکوت دمیده اند و با شور و هیجانات استثنایی و شگفت انگیز نه تنها دیوار های سکوت را فروریخته اند؛ بلکه دیوار های ضخیم و بلند شرم و استبداد را نیز فروریخته اند؛

اما هزاران دریغ و درد به گواهی تاریخ هرچند باشنده گان این مرز و بوم در طول تاریخ کمتر کاری برای سازنده گی کشور و پیشرفت و ترقی مردم خود کرده اند که تا حالا هم مورد طعن جوبایدن ها به دلیل نداشتن ظرفیت برای ملت سازی اند. بنابراین بیشترین انرژی خود را یا در رویارویی با مهاجمان و متجاوزان مصرف کرده اند و آنگاه که‌مهاجم را با شکستی افتضاح بار رو به رو کرده و آنان با قبول ذلت این س زمین را ترک کرده اند؛ باتاسف که آنان انرژی باقیمانده را در جنگ داخلی و منازعه های خودی سپری کرده اند. از همین رو بوده که حماسه های راستین مردم این کشور در هر برهه ای از تاریخ به تاراج  رفته و شاهکار های حیرت افگن آنان عقیم گردیده و به غارت رفته اند. شاید از همین سبب بوده که تاریخ این سرزمین فصل های پیاپی از حماسه های باشکوه و اما دریغ و درد که تکراری از تکرار های خونین بوده است.

ادامه خواندن 
فریادی در کرانه های سکوت 
از انتظار گلوگیر تا اعتراض شکوهمند :مهرالدین مشید

یک مشت “گدا ذاده”

یک مشت “گدا ذاده” از راه رسیدند،

درمیهن پر رونق ما خانه گزیدند،

با روضه وبا زوزه دراین باغ پر از گل،

چون گاو دویدند وچریدند وخزیدند،

با چوب وچماق و قمه ودشنه وچاقو،

سرها بشکستند و شکم ها دریدند،

ادامه خواندن یک مشت “گدا ذاده”