خار، یک داستان زیبا از خالد نویسا داستان نویس جوان افغانستان: ارسالی – ابراهیم نبوی

 مرا به یاد کارهای اشتین بک می‌اندازد. نویسنده کم نظیری است. 

– نبی مرغ را کیش کن که به کرت ترتیزک  در آمد.

نبی صدای پدرش را شنید، زانو زد و پشت شیشه‌ی پنجره اتاق به حویلی گردن کشید، گفت:

ـ پدر، مرغ به طرف خانه‌اش رفت.

دروغ می‌گفت و مرغ درکرت بود. کلکش را که به طرف مرغدانی گرفته بود، خم کرد:

ـ پدر، مرغ که تنها باشد دق نمی‌شود؟

پدرش آهسته گفت:

ادامه خواندن خار، یک داستان زیبا از خالد نویسا داستان نویس جوان افغانستان: ارسالی – ابراهیم نبوی

برگی از تاریخ یک غم‌کده؛تقارن عجیب دو حادثه در افغانستان(۱۶ عقرب ۱۳۱۱ و ۱۶ عقرب ۱۳۱۲) : محمد مرادی

آن عده از دوستان که با تاریخ و سیاست افغانستان کم‌وبیش آشنایی دارند، اسم «غلام‌نبی خان چرخی» را شنیده‌اند. او در زمان «حبیب‌الله‌خان»، «امان‌الله‌خان» و «نادرخان»، پُست‌های متعددی را در اختیار داشت. چرخی در اصل از منطقه «چرخ» ولایت «لوگر» از قوم «احمدزی» از تبار «غلجی» بود. او در زمان سقوط کابل به دست «حبیب‌الله کلکانی»، به عنوان سفیر افغانستان در مسکو به‌ سر می‌برد. وقتی از موضوع اغتشاش در افغانستان شنید، از آن طرف «آمو» وارد شمال افغانستان شد و ولایت بلخ را در یک نبرد سخت از طرفداران حبیب‌الله کلکانی گرفت اما زمانی که از خروج امان‌الله خان از افغانستان اطلاع یافت، افغانستان را ترک کرد و دوباره به شوروی رفت. او پس از سقوط دوره کوتاه حبیب‌الله کلکانی، از طرف دولت تازه تأسیس نادرخان، به عنوان سفیر افغانستان در ترکیه تعیین شد اما پس از مدتی، به رسم اعتراض به عملکرد نادرخان، استعفا داد و ساختمان سفارت را ترک کرد. چرخی در ۲۱ میزان سال ۱۳۱۱خورشیدی به درخواست دولت افغانستان دوباره به کابل بازگشت و مورد استقبال نادرخان قرار گرفت. در تاریخ ۲۶ میزان همین سال، رژه بزرگی در «باغ بالا»ی کابل برگزار شد. چرخی از چنان نفوذ و احترامی در دولت و مردم برخوردار بود که در روز «رسم‌گذشت»، وقتی برای تماشای مانور، به قسمت ویژه وارد شد، نادرخان به استقبالش رفت و او را در کنار خود نشاند. بیست روز پس از این حادثه، ساعت ۳ عصر روز سه‌شنبه ۱۶ عقرب ۱۳۱۱خورشیدی، باردیگر نادرخان و غلام نبی خان چرخی رو به روی هم قرار گرفتند. نادرخان او را به توطئه علیه خود متهم نمود و سپس به فحاشی شروع کرد و گفت که تو خاین هستی. چرخی در جواب نادرخان گفت که خاین معلوم است! این فراز از مشاجره لفظی بین چرخی و نادرخان، در کتاب‌های تاریخ معاصر افغانستان از جمله «افغانستان در مسیر تاریخ» درج است.  

ادامه خواندن برگی از تاریخ یک غم‌کده؛تقارن عجیب دو حادثه در افغانستان(۱۶ عقرب ۱۳۱۱ و ۱۶ عقرب ۱۳۱۲) : محمد مرادی

دهۀ دموکراسی و شکست جنبش های روشنفکری در افغانستان: مهرالدین مشید

آرزو های برباد رفتۀ جنبش روشنفکری در افغانستان

پس از دههء دموکراسی و تصویب قانون اساسی جدید در سال ۱۳۴۳ افغانستان وارد فصل جدیدی گردید. هرچند قانون احزاب در شورای ملی به تصویب نرسید؛ اما بنیاد رسانه های آزاد در کشور گذاشته شد. جریده های شعله جاوید از سوی حزب « سازمان مترقی» به رهبری اکرم یاری در جدی سال ۱۳۴۳ و پرچم از سوی « حزب دموکراتیک خلق » به رهبری تره کی در سال ۱۳۴۳و مساوات از سوی حزب سوسیال دموکرات به رهبری مرحوم میوند وال و افغان ملت از سوی حزب  افغان ملت و گهیز بوسیلۀ منحاج الدین گهیز به نشر می رسیدند.

جریده های یادشده از سوی احزاب سیاسی چپ و راست و ملی افغانستان  به نشرات آغاز کردند. در این دوره فعالیت های احزاب سیاسی علنی شد و گروه های چپ و راست و ملی عرض وجود کردند. پیشتر از آن در سال ۱۳۲۶ مطابق به ۱۹۴۷ میلادی روشنفکران و مشروطه خواهان افغان پس از سال‌ها مبارزه اولین حزب علنی را بنام ویش زلمیان (جوانان بیدار) تأسیس نمودند. . این حزب در کابل قندهار و جلال‌آباد فعالیت داشتند موسسین و فعالین این حزب عبارت بودند از عبدالروف بینوا، گل پاچا الفت، فیض محمد انگار، نور محمد ترکی، غلام حسین صافی، محمد رسول پشتون، عبدالشکور رشاد، عبدالهادی توخی، محمد انور خان اچکزائی قاضی بهرام خان، غلام جیلانی خان، قاضی عبدالصمد، فتح محمد ختگر، نورمحمد قاضی خیل، محمد ابرهیم خواخوزی، محمد ناصر لعل پوری، صوفی ولی محمد، اقا محمد کرزی، محمد موسی شفیق؛ غلام محمد پوپل، محمد طاهر صافی، قیام الدین خادم، ارسلا سلیمی، نیک محمد پکتائی، صدیق اله رشتین، عبدالعزیز خان، عبداخالق واسعی، محمد علی خان، نور احمد خان شاکر، محمد رسول مسلم، محمد حسین ریدی، عبدالرزاق فراهی، محمد نور خان علم، مولوی عبیداله صافی، گل شاه صافی، ظهوراله خان همدرد، محمد شریف قاضی، عبدالمنان دردمند، ملیا، عبدالصمد ویسا، محمد علی برکی، و دیگران بوده‌است. این حزب در دوره ۷ و ۸ مبارزات پارالمانی ۵ نفر نماینده داشت. 

ادامه خواندن دهۀ دموکراسی و شکست جنبش های روشنفکری در افغانستان: مهرالدین مشید

نظری در باره ادبیات و نویسندگی محمود جعفری : نوشته استاد پرتو نادری

محمود جعفری در سال‌‌های پسین با عشق و تعهد بیش‌تر به هایکو‌سرایی ادامه می‌دهد. او تا کنون هایکوها و هایکوواره‌های خود را در دو گزینه به نام‌های «عطر لیمو» و «گل نارنج» نشر کرده است.

عطر لیمو به سال 1387 در کابل نشر شد که 170 هایکو و هایکووارۀ شاعر در آن گرد‌آوری شده است.

موریانه‌ها

گندمزاران سرد

دهقان دست می‌شوید در باد  

دست‌شستن دهقان در باد، یعنی بربادی گندم‌زار. موریانه‌ها چیزی برای دهقان بر جای نگذاشته‌اند.

کودک شوخ

 روی شاخته‌ها

پرواز جوجه‌های سیب.  

پشک زیر برگ‌ها پنهان

پرنده،

جوجه‌اش را یاد می‌دهد پرواز  

شاید بتوان گفت که «عطر لیمو» نخسین گزینۀ مستقل هایکو‌سرایی‌ یک شاعر افغانستان است. دست‌کم من پیش از این کتاب، با کدام گزینۀ جداگانۀ هایکو از شاعران کشور بر نخورده‌ام.

ادامه خواندن نظری در باره ادبیات و نویسندگی محمود جعفری : نوشته استاد پرتو نادری

سر بی‌سینه‌ی کابل | روایتی از روحینا حیدری فعال حقوق زنان: جلال الدین آرین

بله ، ما چنین نویسنده های باصلابت و توانایی را داریم که خامهٔ شان ما را بیاد بالزاک ، هوگو ، تولستوی ، داستایوفسکی و آنتون چخوف می آورد . بدون شک جای افتخار است !

کابل پس از چند ماه به سری می‌ماند که سینه‌ی برای ماندن و زار زار گریستن ندارد. من دختری بودم که رقص تانگو را با برگ‌های درختانِ باغِ بالا به تماشا می‌نشستم و هیاهوی گسترده شهر را رقصِ دیوانه ‌وار فلامنکو می‌دیدم. چادرهای درختانِ مکتب با لباس‌های سیرتاکی چرخ می‌خوردند. ما به جهان خیلی نزدیک بودیم به همان اندازه که دل آدم‌های فقیر با خدا نزدیک است، مثلِ تمام مردانی که در خلوت می‌گیرند و به خالق نزدیک‌تر می‌گردد. کابل شهر جهان‌وطنی بود City of The World حال سر به بالین بی‌کسی مانده است. شهروندان‌اش، جهان‌وطنی بودند. هرکس هرجای که دل‌اش می‌خواست خودش را در همان‌جا می‌دید، در اپراهایی گوناگون چون عروس فیگارو، کارمن، آیدای در عالم خیالات می‌رفتم. می‌خواستم به تنهایی برای زدودن غم‌ها یاللی را پلی می‌کردم. من یک نویسنده تازه کارم، کابلی را بدون موسیقی می‌بینم، شهری که ریتم‌های اندوه‌ناک‌اش نیز  نوستالژی شده‌اند.

ادامه خواندن سر بی‌سینه‌ی کابل | روایتی از روحینا حیدری فعال حقوق زنان: جلال الدین آرین

از کتاب داستان آموزنده برای اطفال (خرگوش های بی گفت) : رویا عثمان انصاف

سه خرگوش در یک خانه زندگی می کردند چون خواهر و برادر بودند. پدر شان تنها در بیرون کار می کرد. اما مادر شان گاه در خانه کار می کرد و گاه در بیرون خانه. خرگوش ها مکتب می‌رفتند و شبها مادر شان با خرگوش ها درس می خواند. اما خرگوش پسر و خرگوش دختر بزرگ نه درست درس می خواندند و نه در نظم خانه توجه می کردند. خرگوش کوچک درس می‌خواند و کارهایش هم در اوایل نظم داشت اما رفته رفته او هم از خواهر و برادر بزرگ خود بی نظمی را یاد گرفت. در خانه ی خرگوشها هیچ چیزی در جایش نبود. مثلا اگر قیچی کار می بود معلوم نبود در یخچال بپالیش یا در جعبه ی دواها یا … همه چیز گد ود وبی نظم هر طرف پرتاب می شد.

ادامه خواندن از کتاب داستان آموزنده برای اطفال (خرگوش های بی گفت) : رویا عثمان انصاف

گل احمد نظری آریانا یکی از داستان‌نویسان و مترجمان توانای افغانستان است: نوشته – خالد نویسا

مجموعه‌های داستانی« خُفاشان»،«یادداشت‌های زیر تصویر » و «چراغ سبز» از اویند. در کنار داستان‌نویسی و پژوهش‌ قصه‌هایی را از «هانس کریستیان ‌اندرسن» برای خردسالان ترجمه کرده است. این کار ارزنده در دههٔ شصت در مجموعه‌یی به نام «ملکهء برف‌ها» از سوی انجمن نویسندگان چاپ شده است. داستان «باران، باران» او را، که در سال ۱۳۷۲ نوشته شده است، چندی پیش در برنامه‌یی برای افغانستان،در اسلو، خواندم.این داستان از نگاه موضوعی و مضمونی برای مردمی‌که هر بار با بدتری از پی بدی رو‌به‌‌رو می‌شوند نو و تازه است. با اجازهٔ نویسنده‌اش آن را این‌جا می‌گذارم.

•••

   باران…باران !                                                                                                                                              

       درهيچ تابستانی مردم چنين گرمای طاقتسوزی نديده بودند. از آسمان آتش می‌باريد و زمين به تابۀ داغی ميمانست كه می‌پخت و برشته ميكرد. چند روز می‌شد كه آفتاب برافروخته بود؛ آسمان گرفته و غبارآلود بود؛ باد گرمی‌كه هُرم نفس زهرآگين اژدها را داشت بر گُل و گياه و آدم و حيوان می‌وزيد و خون و خونابه را در رگ رگ هر جانداری می‌خُشكاند.

ادامه خواندن گل احمد نظری آریانا یکی از داستان‌نویسان و مترجمان توانای افغانستان است: نوشته – خالد نویسا

افغانستان گاوِشیری پاکستان است تا ابد: محمد عثمان نجیب

هیاهوی جنجال‌برانگیز خرید سلاحِ افغانستان توسط پاکستان در تحلیلِ عالی از سوی آقای خاوری بررسی شده‌.‌ بخش مهمی ازبرنامه‌های راه‌بردی آمپریالیسم و انگلیس در حمایت از پاکستان همانا ضربه‌زدن مستقیم و‌ غیر مستقیم استعمار واستبدادجهانی برپیکر خسته و ‌خونین افغانستان است. حالا که چین و روس و ایران و هند همه به نوعی در سمتِ دمیدن طوفانبرنابودی افغانستان به‌دست پاکستان قرار گرفته اند و طالبان نماینده‌گان مزدور و قوه‌ی مجریه‌ی اهداف شان است ملت ما نه‌بایدخود را فریب دهند.‌ خرید سلاح از افغانستان توسط پاکستان به معنای آن‌است که باران‌را از زمین به آسمان پرتاب کنی و انتظارباران از زمین را داشته‌باشی. طالبان یک بخشی از برنامه‌های ویران‌گر افغانستان برای عبور به آسیای‌میانه اند حتا اگر پوتین کهحالا ظاهراً از طالبان رو برتابیده دوباره عاقل شود.‌انتقال اسلحه و تجهیزات بازمانده از فرار نظامیان آمریکا به پاکستان و زیرچتر آن انتقال همه دار‌‌ و ندار کشور ما به پاکستان جزء برنامه‌های توافقی آمریکا و جهان در دوحه بوده و عملی شده می‌رود.. آن‌چه میراث شوم و‌ ماندگار  رهبران قبیله  بر افغانستان است  گاو شیری بودن افغانستان به پاکستان و هم افغانستان مرکز اساسی مارکیت تجارتیتحت استثمار مدام پاکستان است. مگر این که مقاومت مای مردم افغانستان راهی برای غلبه بر این ظلم جهانی بیابد.

ادامه خواندن افغانستان گاوِشیری پاکستان است تا ابد: محمد عثمان نجیب

*سَوز دیروز، تازی امروز ؛داستان کوتاه: رویا عثمان انصاف

این منطقه در مرکز شهر کابل موقعیت دارد و بنام سرچوک معروف است. جمع و جوش مردم اینجا بیحد زیاد است. بخصوص بیروبار دست فروشان، که اکثراً اموال کهنه و یا سرقت شده را اینجا آورده و بفروش  می رسانند. بیشترین فروش ِ آنها از مبایل و بایسکل هاست که به قیمت مناسب، دست بدست بفروش می رسند. مردم با وجودیکه می فهمند اموالی که می خرند، اموال دزدیست و خریدنِ آن حمایت از دزدان و کیسه بران محسوب می شود، با آنهم بدونِ کدام تشویش و احساسِ گناه به این کار مشغول اند.

وقتی داخلِ سر چوک می شوی، خودت را گم می کنی. بیروبار از یکطرف، بی‌ انظباطی و بی نظافتی از جانبِ دیگر. موتر ها ، بس ها، گادی، کراچی های دستی و  چار تایره، تکری های دوا و نصوار و مرغ فروشی و تسبیح و سلمانی سیار، بولانی و ترکاری هر طرف و هر گوشه بی نظم قطار اند. دود، کثافات و زباله، هوا و زمین را بی اندازه آلوده ساخته اند. اینجا طبیعتی ندارد. نه درختی، نه بته یی و نه سبزه یی دیده می شود. جویکهای کنار سرک لوش بویِ بدی می دهند که  دل آدم با گذشتن از پهلوی جویک ها بالا، بالا می آید. از داخلِ بعضی از دکان ها بویِ کباب تکه و ماهی می آید و حیواناتِ گرسنه بطرفِ آن دکان ها کشانده می شوند.  سر و صدایِ دست فروشان و موتر ها بالاست. منارِ سپاهی گمنام، یکبارِ دیگر در این جا گم شده است ؛ چیزی از  بی توجهی مردم و شهرداری و بقیه در خانه جنگی های تنظیم ها و احزاب از بین رفته و نابود شده است.  بدیهی است که راه و روش زندگی و سیمای هر جا و هر منطقه از فرهنگ،  وضعیت تعلیمی، تربیتی و اقتصادی ساکنین آن منطقه و یا اطراف آن حکایت می کند. لذا این منظره ها نیز شکایت از بی فرهنگی و بی سوادی باشنده گان اینجا دارد.

ادامه خواندن *سَوز دیروز، تازی امروز ؛داستان کوتاه: رویا عثمان انصاف

یک غزل حماسی از استاد واصف باختری

آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است

خود گمان کرده که برده ست، ولی باخته است

های میهن، بنگر پور تو در پهنه رزم

پیش سوفار ستم سینه سپر ساخته است

هر که پرورده دامان گهر پرور تست

زیر ایوان فلک غیر تو نشناخته است

ادامه خواندن یک غزل حماسی از استاد واصف باختری

سردار محمد داود؛ مختصری از اشتباهات و بدبختی افغانستان : داکتر فرید یونس

پیشگفتار

به یقین این مضمون در بارۀ سردار محمد داود خان یک غوغای جهانی را بین پشتونیست ها( آن پشتون های که قوم پشتون را بالا تر از اسلام  و همه ملت میدانند ، نه پشتون های مومن) ، آنانیکه برای داود خان خدمت کردند و در دَور و بَر داود خان بودند  (هم در دوران صدارت و هم ریاست جمهوری ) وآنانیکه در حزب انقلاب ملی  سردار محمد داود بودند و همچنان یک عده عزیزان که از قوم محمد زایی  هستند ،ایجاد خواهد کرد. 

اما این موضوع نو نیست. در افغانستان اگر کسی به جهت مخالف تفکر عمومی مخصوصاً قوم پرستان و مذهبیون حرکت کند؛ اگر مسلۀ دین باشد کافر و اگر مسایل سیاسی باشد خاین خطاب می شود . و این را من در زندگی خود تجربه کردم وقتی داعیۀ نامنهاد پشتونستان را در ۲۰۱۰ میلادی نوشتم خائن خطابم کردند و وقتی گفتم که احادیث باید ریگ شویی شود و احادیث جعلی از احادیث ثقه تفکیک شود من را کافر گفتند. اما وقتی همین موضوع پاکسازی احادیث را یک شخص از یک خانوادۀ مذهبی یادآور شد همه خود را خاموش گرفتند.

ادامه خواندن سردار محمد داود؛ مختصری از اشتباهات و بدبختی افغانستان : داکتر فرید یونس

ا فتتاح دفتر جبهه مقاومت ملی د رواشنکتن: ابراهیم فتاح

 · 

ا فتتاح دفتر  جبهه مقاومت ملی د رواشنکتن نقطه عطفی در تاریخ سه صد ساله‌ای کشوری به نام دروغین افغانستان

 قسمت اول:

 افتتاح دفتر جبهه مقاومت ملی به رهبری محترم  احمد مسعود و کوششهای شبانه روزی جوان برومند علی میثم نظری از نگاه تاریخی اهمیت بسزای  دارد.  نخست اینکه  رهبری جنبش مقاومت ملی به  رهبری   جوان با  استعداد ومتعهد به مبارزه برای حصول دموکراسی ،  برابری وعدالت اجتماعی در پرتو نه اتوپیای خیالی جامعه توحیدی و یا مدینه فاضله جامعه بدون طبقه  بلکه  در پرتو آرمان مقدس و قابل دسترس و تجربه شده‌ای ارزش های انسانی ، بنیان گذاشته است و تا حال  ثابت ساخته است که در این راه استوارانه کام برداشته و از هرگونه سازش با فاشیسم و از هرگونه  گرایش ناپسند رسیدن به مقام از طریق جاپلوسی و پا بوسی یا  به خاطر ارضای خواهشات نفسانی  پولدار شدن و بلند منزل  آباد کردن  دوری جسته است از صمیم قلب تبریک میکویم. 

ادامه خواندن ا فتتاح دفتر جبهه مقاومت ملی د رواشنکتن: ابراهیم فتاح

اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

یادها و خاطره ها سفری ناتمام از خواجه رواش کابل تا فورت دکس نیوجرسی

قسمت دوم

بیروکراسی کشنده و انتظار طاقت فرسا و دردناک غربت:

آنگاه چقدر دردناک است که انسان از خانه و کاشانهء خود آواره می شود و درد طاقت فرسای غربت را بر پشت و پهلوی خود احساس می کند، غم گران سنگ بار بی وطنی را به شانه ها برمی دارد، کوله بار رنج های بی پایان گذشته را با کوله بار های تازهءغربت بر سرهم می بندد،  دل به دریا زده و با رها کردن همه چیز با خانه و دوستان و یاران خود بدرود می گوید. ممکن بدتر از این رها کردن در تاریخ تکرار نشود و آری این غم، بی پایان ترین رنج تاریخ است؛ رنجی که پایانش را پیدایی نیست و جغرافیای آن از نظر ها غایب است. البته به دلیل اینکه جغرافیای غربت حدود ندارد که از شرق و غرب و شمال و جنوب آن سخن گفته شود. زیرا جغرافیای غربت، جغرافیای ناپیدا است و فلسفهء آواره گی ها و در به دری ها و بی خانگی ها و منت های دردبار کسان و ناکسان در پیشانی انسان را رقم می زند و انسان را از خودش بیرون می کند و حتا تو بودنش را زیر پرسش می برد.

ادامه خواندن اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

زنده باد مقاومت عاد لانه جبهه مقاومت : ابراهیم فتاح

مبار زات  آزادیبخش نیروهای پرتوان جبهه مقاومت برای عدالت از یوغ استبداد و  ارتجاع  فاشیسم در افغانستان در مرحله بسیار حساسی قرار گرفته و در  مقابل همه نیروهای ضد فاشیسم و همه انسان‌های که داد از آزادی ، عدالت ، برابری و حقوق شهروندی میزنند  رسالت  بس مهمی  را قرار داده است. 

آری ،از دیر زمانی  است که  فاشیسم   با استفاده  نامشروع از قدرت دستگاه  دولت متقلب و از  نیروی نظامی که توسط بیگانگان تا دندان مسلح شده‌ و از دستگاه مخوف پولیسی که توسط رزیلانه ترین نیروی استخباراتی بین اللملی ، منطقه و داخلی هر روزرهبری می‌شود ، سرگرم قتل و قتال خونین و توطئه ها  و نیرنک های ناانسانی بر ضد  مردم افغانستان میباشد.   اعمال عریان فاشیستی دولت غنی و رویگردهای روز مره دستگاه دولتی ، واقعیت ستم ملی  که  با توطئه  های رنگارنک  قدرتهای جهانی به رهبری انگلیس ونیروهای ارتجاعی داخلی  و به‌خصوص آنا نیکه   یا عمدی  یا ازجهالت و بد تر از آن به خاطر تسلط  ایدولوژی  های رنگارنگ  از موجودیت  آن  د رافغانستان به بهانه‌های مختلف طفره میرفتند ،  به طور یقین ثابت ساخته است.   

ادامه خواندن زنده باد مقاومت عاد لانه جبهه مقاومت : ابراهیم فتاح

یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی در کابل: محمد حنیف حریف

یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی که منجر بخاک وخون کشانیده شدن یک خانواده بی گناه وبی دفاع درشهرکابل گردید.

بتاریخ ۱۵ اگست سال روان یک هواپیمای بی سرنشین امریکا یک خانه مسکونی را درکابل  هدف شلیک راکتی قرارداده که طی آن ۱۰ تن از اعضای این خانواده ازجمله ۷ کودک که کوچکترین شان ۲ سال داشت به قتل رسیدند.

امریکایی ها مدعی شدندکه مقصد حمله گروه داعش بوده است .واما وزیر دفاع امریکا به فردای همان روز، از حمله اشتباهی شان معذرت خواست.

خانواده احمدی متضرر طلب جبران خساره ویا غرامت نموده است. ولی بعداز بیشتر از دوماه پنتاگون به اصطلاح نتایج بررسی خنده دار اشرا بشکل زیر همگانی ساخته است:

 «ما در یورش پهپادی خود در کابل قانون جنگ را نقض نکرده ایم.»

بر پایه پژوهش وزارت دفاع امریکا، یورش پهپادی امریکا که منجر به کشته شدن ۱۰ غیرنظامی به‌شمول هفت کودک در کابل شد، قانون جنگ را نقض نکرده است.

ادامه خواندن یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی در کابل: محمد حنیف حریف

خوش الحانی صالح برای غنی مسؤولیت او را سنگین تر می سازد؟ : مهرادلین مشید

خوش الحانی های صالح برای برائت دادن غنی

در این روزها امرالله صالح به ژاژخایی و خوش الحانی های سیاسی آغاز کرده و اما هنوز روشن نشده که با این دیپلوماسی در پی برائت دادن خود است و یا برای برائت غنی لابی گری و خوش خدمتی می کند. وی در آخرین تویت خود گفته: “من از اشرف غنی میخواهم نوار گفتگوهای صلح با خلیلزاد و دیگر دیپلمات‌ها بخصوص ماههای جولای و آگوست را منتشر کند تا تبلیغات فزاینده ای که بحران موجود را اشتباه خود حاکمیت افغانستان میدانند مهار کند.

حالا وقتش است.” این در حالی است که مخالفت غنی برای تشکیل حکومت انتقالی آشکار است و دلیل آن پس از فرار و تسلیمی حکومت به شبکهء حقانی به همگان آفتابی شد. وی در صحبت با شماری تاجران در ابوظبی بی شرمانه بر این خیانت خود اعتراف کرد و به حتا فخر نمود. غنی نه تنها مردم افغانستان و حتا آمریکا را هم فریب داد. چنانکه وزیر خارجهء آمریکا گفت که قرار بود به رهبری طالبان حکومتی تشکیل و اعضای حکومت غنی شامل آن باسد و اما غنی رد کرد و‌گفت تا آخر با طالبان می جنگد. اما غنی ترسید و فرار کرد. تا حال صالح نمی داند که خیانت اصلی غنی چه است و او بدون آنکه به اصل خیانت غنی بپردازد و حاشیه روی می کند تا حقیقت تسلیمی حکومت به حقانی و فرار او را هم مانند گزارش کندر خاکستری نشان بدهد.

ادامه خواندن خوش الحانی صالح برای غنی مسؤولیت او را سنگین تر می سازد؟ : مهرادلین مشید

روان چنین جوانانی همهء ما را به دادخواهی فرا می‌خواند! روان این جوان آگاه و آزاده، یما جان سیاوش شاد باد!: استاد پرتو نادری

 · 

خانواده یما سیاوش، مجری مطرح تلویزیونی که چند ماه پیش در کابل کشته شد، می‌گویند که قضیهٔ قتل او را به عنوان نمونه‌ای از قتل‌های هدفمند خبرنگاران به دادگاه جنایی بین‌المللی لاهه و سازمان ملل سپرده‌اند.

ولی تلاش‌های مکرر خانواده آقای سیاوش برای جلب توجه سازمان ملل برای تحقیق در باره قتل او هنوز بی‌نتیجه بوده‌است.

در تازه‌ترین اقدام، هایدی دکستال، وکیل مدافع حقوق بشر در لندن، پرونده آقای سیاوش را به عهده گرفته و دوشنبه ۱۲ جولای به دادگاه جنایی بین‌المللی لاهه و به گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور آزادی بیان فرستاده است.

دادگاه جنایی بین‌المللی و همچنین سازمان ملل تاکنون پاسخ رسمی نداده‌اند. 

یما سیاوش، مجری پیشین تلویزیون طلوع، وقتی در ۱۷ عقرب ترور شد کارمند بانک مرکزی افغانستان بود. در این رویداد دو همکار او نیز کشته شدند.

ادامه خواندن روان چنین جوانانی همهء ما را به دادخواهی فرا می‌خواند! روان این جوان آگاه و آزاده، یما جان سیاوش شاد باد!: استاد پرتو نادری

ساده اندیشان که به بی عزتی یک ریش سفید وطن خوشنود هستند بخوانند : باقی سمندر

نیم نگاهی به تبلیغات دهشت افگنان و هیجان افراد خوش باور  و حتی سادیست!

چند روزیست که ویدیوی لت‌وکوب نمودن حاجی الله گل مجاهد در رسانه های مجازی به گردش آمده و عده ای چنان از این لت‌وکوب و توهین به وجد آمده اند که باور کردنی نیست.

فرهاد دریا هم از قافله‌ی سادیست ها به عقب نمانده و به طالبان جایگاه خدایی داده و سوته‌ی سرکوب‌گر شان را “چوب خدا “نامیده و نوشته “چوب خدا صدا ندارد” .

فرهاد دریا به خاطر دارد که آکادمی موسیقی افغانستان راهم همین” چوب خدا ”  به چه حال آورد؟

فرهاد دریا ببیند که امروز انسانی را در نزدیکی های انچی باغبانان چهاردهی که نزدیک به دشت برچی سابقه است به‌خاطر پوشیدن دریشی به گلوله بسته اند و پای آن جوان در گچ است. این هم ” چوب خدا ”  است؟

دختران را ” چوبِ خدا ” در خانه های‌شان زندانی کرده و‌ مانع درس و‌ تحصیل شان گردیده اند.

ادامه خواندن ساده اندیشان که به بی عزتی یک ریش سفید وطن خوشنود هستند بخوانند : باقی سمندر

کودکی از فاریاب تا تصویرگری به نام “میمنگی مصور” از افغانستان« به یادبود یکی از قهرمانان ملی واقعی افغانستان»: داکتر ناصر اوریا

پروفیسر غلام محمد میمنگی په ۱۲۵۲ لمریز کال کښی د فاریاب ولایت د میمنی په ښار کښی زیږیدلی او په ۱۳۱۴ لمریز کال کښی د ۶۲ کلو په عمر وفات او د کابل په عاشقانو او عارفانو کښی خاورو ته سپارلی شوی دی. روح دی ښاد او جنت دی ځای وی.

پروفیسر غلام محمد میمنگی در سال ۱۲۵۲ هجری شمسی مطابق ۱۸۷۳ عیسوی در شهر میمنه در ولایت فاریاب افغانستان چشم به جهان گشود. وی تا سن ۷ سالگی در میمنه زندگی کرد و بعد از آن به امر امیر عبدالرحمن خان با خانواده اش به کابل منتقل و در گذر قاضی شهر کابل مسکن گزین گردید.

پدرش عبدالباقی خان مینگ باشی، یکی از سران بانفوذِ قوم ازبک در منطقهٔ خود بود که از طرف امیر عبدالرحمن خان به جرم دوستی و همکاری با سردار محمد ایوب خان در قیام علیه امیر به کابل انتقال و محبوس و سپس به قتل رسید.

غلام محمد در سن سیزده سالگی پدرش را از دست داد و با تنخواه یا معاشی که از طرف دولت ۳۰ روپیه برای مادرش و ۵ روپیه برای غلام محمد تعیین شده بود امرار حیات مینمود.

چون پول مستمری برای مصارف خانه کافی نبود، غرض کسب روزی حلال و بدست آوردن پول، به ساختن و فروش اشیایی مثل قلم دانی، رسم ها و دیگر اشیا پرداخت. غلام محمد از آوان کودکی در پهلوی علاقه، استعداد فطری در رسامی و نقاشی نیز داشت. میمنگی ۹ ساله بود که به فکر بازگشت به زادگاهش شد. به همین دلیل درخواست خویش را به امیر در عریضه ای نوشت که در آن تصویر پرندهٔ زیبایی را نیز ترسیم نموده بود. گفته می شود که وی از یکی از مقربان دربار درخواست نمود تا تقاضانامهٔ وی را به حضور امیر عبدالرحمن خان تقدیم کند.

ادامه خواندن کودکی از فاریاب تا تصویرگری به نام “میمنگی مصور” از افغانستان« به یادبود یکی از قهرمانان ملی واقعی افغانستان»: داکتر ناصر اوریا

نگاه حقوقی به تعریف کاذب از “حکومت همه شمول”: داکتر اکبر همت فاریابی

بعداز پانزدهم اگست که طی یک توطئه بزرگ کشور هائی مانند پاکستان، انگلستان و آمریکا از یکجانب و رهبران فاشیسم قومی و طالبان از جانب دیگر قدرت سیاسی در افغانستان به طالبان واگذار گردیده و غنی احمدزی فرار نمود، مسئله “حکومت همه شمول” در ردیف مسائل عوام فریبانه رعایت “حقوق بشر، حقوق زن، حقوق کودک، آزادی مطبوعات و امثالهم برای کشور های استفاده جو و حریص بیرونی و برخی معامله گران و تیکه داران قومی به یک متاع معامله با طالبان و آله فشار برای بدست آوردن امتیازات تبدیل شده است اما مردم صادق، ساده قول و علاقمند به (مشارکت) با امیدواری ساده لوحانه موضوع ایجاد یک جامعه عادلانه را دنبال میکنند.

درین نوشته کوتاه منظور ما بالای داعیه واهی “حکومت همه شمول” هست.

مسلمآ کسیکه در الفبای (تیوری دولت و حقوق) آشنائی داشته باشد میداند که دولت دارای (سه رکن) میباشد که عبارت اند از قوه مقننه؛ قوه اجرائیه و قوه قضائیه هستند که رئیس دولت بالای هر سه قوه قرار میداشته باشد.

ادامه خواندن نگاه حقوقی به تعریف کاذب از “حکومت همه شمول”: داکتر اکبر همت فاریابی

زنان در تمدن اسلامي نقش بارز ايفا كردند: داکتر فرید یونس

 منبر مسجد به پيشنهاد يك زن ساخته شد. حضرت بي بي عايشه ( رض) به حيث يك فقهي عرض اندام كرد . در جنگ هاي اسلام زنان از برادران زخمي شأن پرستاري ميكردند . بي بي زينب اولين مكتب نسوان را بنياد گذاشت . بي بي فاطمه زهرا ( رض) از زنان دانشمند اسلام بودچنانچه بي بي عايشه صديقه ( رض) گفت : در زنان از فاطمه دانشمند تر نديده ام . اولين پوليس جامعه اسلامي براي حفظ امنيت مردم يك زن بود . زنان با مردان يكجا از مكه به مدينه هجرت كردند . 

اما امروز مي بينيم كه يك گروه متحجر را مثلث گناه يعني ايالات متحده امريكا ، عربستان سعودي و پاكستان به قدرت رساند تا نه تنها منافع خود را حمايه كرده باشند اسلام را در سطح جهاني بد نام  كنند .

ادامه خواندن زنان در تمدن اسلامي نقش بارز ايفا كردند: داکتر فرید یونس

خورشید با من میدرخشد« از کتاب داستان‌های آموزنده برای اطفال (سمیرای شرمندوک) : رویا عثمان انصاف

سمیرا دختر شش ساله بود. او هر وقتی که خانه ایشان مهمان می آمد و یا بیرون با مادرش می رفت و یا خانه ای کسی مهمان می شدند‌، در پهلوی مادرش میچسپید و از جایش تکان نمی خورد. او حتی با اطفال دور و بر خود ساعتیری و بازی نمی کرد. 

مادر سمیرا، پدرش، و مادر کلانش هر قدر که به او می گفتند و نصیحت اش می کردند جایی را نمی گرفت و سمیرا همانطور خجالتی که بود، بود‌.  حرف هیچکس بالای او تاثیر نمی کرد و اگر کسی به او سلام می داد و یا نامش را می پرسید، سمیرا فورا  در عقب مادرش پنهان می شد و جوابی کسی را نمی داد. او اینگونه مدام مادر خود را نزد دیگران خجالت زده می ساخت. سمیرا از اینکه جلد تاریک‌تر نسبت به دیگر اطفال داشت از آنها دوری می کرد و خجالت می کشید. 

او خوش نداشت که با هم سن و سال های خود بازی کند. این حالت او از وقتی شروع شد که اطفال که او را درست نمی شناختند، فکر می کردند سمیرا نظر به رنگ جلدش حتما هندی است و گاهی از او می پرسیدند که تو هندو هستی؟ و گاهی هم بچه های بی ادب کوچه او را سیاهکگ و نان ذغال صدا می کردند‌.

ادامه خواندن خورشید با من میدرخشد« از کتاب داستان‌های آموزنده برای اطفال (سمیرای شرمندوک) : رویا عثمان انصاف

مُشتی بر دهان مخالفان مقاومت : محمد عثمان نجیب

یکی از مؤلفه آدمیت درک آدمی است برای آن که بداند چه مسئولیتی دارد و چی حقوقی دارد؟

جهان حتا از عصر های کهن تا امروز پیوسته برای انسان شدن گام‌های سازنده برداشته و مطالعه‌ی کهنی نشان می‌‌دهد مردمان پیشین بسیار آگاه‌تر و خردگرا تر از نسل امروز بشر بوده اند.

گاهی برخی ما به نادانی طعنه‌ی قرون وسطایی را به دیگری می‌دهیم یعنی آن‌‌که مردمان قرون وسطایی چیزی در بساط نه‌داشتند و همه کمال و جمال از عصر مدرنیته است. نه چنان نیست امروزه هر گامی که بشر می‌بردارد و سالانه میلیارد ها نوعی اسعار برای اکتشافات‌ کهنی هزینه می‌شود و هر ازگاهی و‌‌ پی‌هم خبری از یک عجیبه های کهنی می‌شنویم و به لطف تکنالوژی در همان لحظه‌ی کشفیات آگاهی حاصل می‌کنیم، همه شیرازه‌هایی کار های غیر قابل باور بشر از اعصار گذشته بوده است.

ادامه خواندن مُشتی بر دهان مخالفان مقاومت : محمد عثمان نجیب

پیدایش، تکامل و دورنمای زبان دری : میرعنایت الله سادات

مؤرخ توانای افغان، احمد علی کهزاد بیش از نیم قرن قبل (1951م) طی بیانیۀ علمی و تاریخی خود در تالارموزیم ایران گفت: ” هیچ شبهۀ نیست که پرورشگاه اولیۀ این زبان (دری) در حصص شمالی افعانستان بود که از پامیر تا هریرود را در بر میگرفت و در ماوراالنهر(A) هم رواج داشت. بعضی ها تصور کرده اند که زبان دری معجونی است مرکب از زبان پهلوی ساسانی و لغات عربی . حالانکه یکی از صفات زبان دری حقیقی ، عدم دخالت زبان عربی است و چند قرن پیش از زبان عربی در افغانستان تشکل نموده بود. از جانب دیگر دری زبانی نیست که بعد از نابود شدن زبان پهلوی ساسانی بمیان آمده باشد .بلکه دری و پهلوی دو زبان است که موازی هم یکی در افغانستان و دیگری در ایران بمیان آمده و نشو و نماکرده و به زبان هائی معین از اینطرف به آنطرف و دگری از آنطرف به اینطرف پراگنده شده است” (1)

این سخنان کهزاد فی الواقع درسی بود به خام اندیشانی که حقایق تاریخی را بزعم خود تحریف مینمایند مصداق سخنان او ، نتایج تحقیفات باستان شناسان مجرب بین المللی است. که با سهل شدن وسایل ارتباط ، امروز هر لحظه میتوان به آن دسترسی داشت. 

واقعیت اینست که نفوذ زبان عربی نتوانست به زبان دری آسیب برساند ، اما زبان پهلوی را از بین برد زیرا زبان پهلوی نتوانست در سدۀ اول نفوذ اسلام ، به مقابل ادبیات پختۀ عربی مقاومت کند . بنابرآن همزبان با ترویج اسلام از مکالمه و نوشته خارج شد. ولی چنین خطر متوجه زبان دری نبود.

ادامه خواندن پیدایش، تکامل و دورنمای زبان دری : میرعنایت الله سادات