نگاهی به حضور فرهنگی هند در افغانستان ؛ بخش اول : محمد مرادی

اگر نصب کتیبه‌ها و سنگ‌ نوشته‌های ارشادی و اخلاقی «آشوکا» فرمانروای موریایی هند در «سرپوزه» قندهار و «سرخ‌کوتل» بغلان را یک اقدام فرهنگی از سوی هند قدیم بدانیم، می‌توانیم ادعا کنیم که نفوذ فرهنگی هند در قلمرو شمالی این کشور یا افغانستان فعلی بیش از ۲۲۰۰ سال قدمت تاریخی دارد. قرن‌ها بعد تبادل فرهنگی بین هند و سرزمین فعلی افغانستان شکل دوجانبه به خود گرفت تاجایی که فرهنگ خراسانی از جمله زبان و ادبیات فارسی از خراسان قدیم وارد قلمرو هند شد و ده‌ها سال به عنوان زبان رسمی در هند مورد استفاده قرار گرفت. 

تبادل فرهنگی بین هند و خراسان قدیم از قرن‌ها به این‌سو، قاعده و شکل وارونگی داشته و دارد؛ به این معنا که گاهی هند مرکزی سرزمین‌های شمالی شبه‌قاره هند را تحت نفوذ فرهنگی خود قرار داده و گاهی قضیه برعکس شده است و هندیان تحت تأثیر فرهنگ خراسانیان قرار گرفته‌اند اما پس از حضور استعمار انگلیس در شبه‌قاره هند، حضور و نفوذ فرهنگی هند در افغانستان شکل یک‌طرفه به خود گرفت که اکنون در همین مرحله قرار داریم. 

ادامه خواندن نگاهی به حضور فرهنگی هند در افغانستان ؛ بخش اول : محمد مرادی

ماجرای غزنی‌سوزی توسط علاءالدین جهان سوز: استاد محمد مرادی

سلطان علاءالدین حسین معروف به جهانسوز، پسر ملک عزالدین حسین، از سال ۵۴۴ تا ۵۵۶ هجری قمری فرمانروای سلسله غوریان فیروزکوه در ولایت غور فعلی بود. وی دولت غوریان را به اوج رساند و مخالفان غوریان را سرکوب کرد. قبل از این که علاءالدین به قدرت برسد، غزنویان ظلم و فشار مضاعفی را بر غوریان تحمیل کرده بودند. کشتن غوریان برای جانشینان و بازماندگان سلطان محمود غزنوی به کار روزمره تبدیل شده بود. «قطب‌الدین محمد» و «سیف‌الدین سوری»، دو تن از برادران علاءالدین به شکل بی‌رحمانه توسط «بهرامشاه غزنوی» از نبیره‌های سلطان محمود کشته شدند. با قتل این دو تن، صبر غوریان بسر آمد و دیگر زمان انتقام فرارسیده بود. 

ادامه خواندن ماجرای غزنی‌سوزی توسط علاءالدین جهان سوز: استاد محمد مرادی