طالبان؛ فروپاشی قریبالوقوع یا بازتعریف تهدیدها؟

حادثه آفرینی های طالبان در داخل، اختلاف و تنش های درونی میان این گروه و اوضاع ناگوار اقتصادی افغانستان در موجی از استبداد داخلی و نارضایتی های منطقه ای و بین المللی حکایت از آن دارد که طالبان در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ معاصر خود ایستادهاند. وضعیت آنان طوری است که هرگاه به پیش بروند، در کام پلنگ جهانخوار می افتند و اگر به عقب بروند، در پرتگاه ی نابودی سقوط می کنند. حال پرسش این است که آیا این گروه در مسیر فروپاشی قرار گرفته یا اینکه توانایی بازتعریف جایگاه و تهدید خود را در نظام بینالملل دارد. با توجه به بحران مشروعیت داخلی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی، و همچنین تعاملات پیچیده منطقهای و جهانی، طالبان در موقعیتی پارادوکسیکال قرار دارند که آینده آنان را نامطمئن ساخته است. طالبان که با اتکا به جنگهای طولانی، شعارهای دینی و معاملههای پنهان وارد کابل شدند، نه تنها به کم ترین وعده های خود جامه عمل نپوشاندند؛ برعکس گراف فقر و بیکاری را بلند بردند و با با سیاست های زن ستیزانه و آموزش دشمنانه و به زنجیر بستن آزادی های بیان تیغ از دمار مردم افغانستان بیرون کرده اند. اکنون طالبان بیش از هر زمان دیگری با این پرسشهای وجودی روبرو هستند؛ آیا این گروه به گونه ی واقعی به آخر خط رسیده است؟ و برای این گروه خط و نشان های تازهای در ژئوپولیتیک منطقهای کشیده میشود؟
ادامه خواندن طالبان در ایستگاه آخر و در آغاز خط و نشان های تازه؟ : مهرالدین مشید
















