کتاب داکتر گلچهره : اثر تازه ماریا دارو

در مورد یکتن از خانم های هموطن ما با فراز و نشیب زندگیش کتاب جالب از قلم ماریا دارو تازه به نشر رسیده است.

روز جهانی کتاب برهمه مبارک باد

امروز ۲۳ اپریل روز جهانی کتاب است ،این خجسته روز بر همه مبارک باد. در اتاقم مصروف مطالعه کتاب بنام (الکترا ) اثر سوفوکل بزرگترین درامه نویس یونان باستان هستم که همین دیروز دوست عزیزم دکتور شاه محمد گویا که در ساحه ی کاری اش به بزرگداشت این روز در تدارک ایجاد کتابخانه است وتا کنون بیش از سه صد جلد کتب ادبی٬ فلسفی تاریخی و علمی را تهیه نموده است که از ان جمع سه جلد کتاب را غرض مطالعه برایم به امانت داد از ایشان سپاسمند ام که از کتاب و فرهنگ پاسداری می نماید. موریس مترلینگ چه زیبا گفته است :« ادم تنها اگر دربهشت هم باشد به او خوش نمی گذرد ٬ ولی کسی که به کتاب و مطالعه علاقمند است وهنگام که به مطالعه یا تفکر مشغول است ٬ جهنم به تنهایی برای او بهترین بهشت هاست » .

ادامه خواندن

گذارش فانون فرهنگی افغانی در شهر ویانای اتریش : حینفه وحید

شهر ویانا به ابتکار کانون فرهنگ افغان‌ها در اتریش (AKIS) در دهم و یازدهم ماه اپریل، رویدادهای خیلی ارزشمند—یکی کنفرانس بین‌المللی همبستگی با زنان افغانستان از طریق آموزش و توانمندسازی—به مناسبت سی‌سالگی کانون، بیست‌وشش‌سالگی فصلنامه «بانو» و جشنواره چهارم اهدای تندیس ارزشمند فرهنگی رابعه بلخی در رات‌هاوس شهر ویانا برگزار شد.

با اهدای پنج جایزه به پنج زن نخبه افغانستان در زمینه‌های سیاست، فرهنگ، ادب، ژورنالیزم و جایزه افتخاری امسال برگزار شد.

• جایزه عرصه سیاست به خانم منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش

ادامه خواندن گذارش فانون فرهنگی افغانی در شهر ویانای اتریش : حینفه وحید

دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران  افغانستان : میر عبدالواحد سادات

بسته ماندن دروازه های مکاتب بروی دختران افغانستان ، برای پنج سال متوالی به معنی : 

سیر قهقرایی افغانستان به عصر حجر است ! 

بدینرو : 

این فاجعه بزرگ فرهنگی ، سلامت جامعه و مصالح علیای افغانستان را تهدید مینماید ! 

پس : 

بزرگترین رسالت انسانی ما در احوال جاری دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران ما بخاطررفتن به مکتب است : 

افغانستان سرزمین عجایب و غرایب است و کشوری است که در آن تاریخ « تکرار » می شود و ما شاهدمضحک ترین شکل آن هستیم و بستن مکتب بروی دختران یک مثال اسفناک آن است . 

حاکمان کنونی طالب این سلب حقوق دختران کشور را به دین و آیین مردم حواله می‌دهند . 

از بوالعجبی های تاریخ : 

ادامه خواندن دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران  افغانستان : میر عبدالواحد سادات

دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

زمانیکه هنوز کودکی بودم ودر آغوش پرُ لطف والیدنم درخواب شیرین بسر میبردمُ ستاره خوشبختی ام از آسمان ارزوهایم  سقوط کرد.

 بلی هموطن سال سیزده صد وهفتاد ویک هزاران نفر زن ومرد جوانان وکودکان از بین رفتند؛ شهر شاهد کشتار مردم بیگناه وشاهد پرتاب راکت های کور بود. هزاران  خانه ویران شد و بسیاری جوانان و کودکان از بین رفتند و بسیاری انها چو من یتیم وبیکس وتنها شدند. من وامثال من هست و نیست زندگی شیرین و شیرین ترین اعضای خانواده خویش راازدست دادند. شهر زیبای کابل چهره زاغ را کشیده بود؛ در دود وآتش با انسانهای بیگناهش یکجاه میسوختند..        

ادامه خواندن دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

در تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل می‌شوند؛ نمادهایی که در آن‌ها تجربه‌های رنج، مقاومت، امید و آرمان‌های مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزه‌ای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

ادامه خواندن هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

پرده داران هنر با معروف قیام

دراین برنامه در باره شخصیت چند بعُد ی استاد عبدالقویم بسید با حضور چند تن از هنرشناسان و فرزند عزیز شان و خلص سوانح شاد روان استاد بیسد را از کتاب هنرمندان تاریخ ساز تیاتر اثر بانو ماریا دارو به صدای بانو زهره جان قیام خوانده شد.

ماستر ذلیخا اکرم نورانی در باره تیاتر افغانستان صحبت میکند.

خانم ذلیخا نورانی در خانواده روشنفکر تولد کردید و برای تیاتر افغانستان خیلی خدمت نمود است .

https://www.facebook.com/watch/live/?ref=watch_permalink&v=1526863251902627&rdid=0dsYDaekbMtOaT0u

https://www.facebook.com/100075646766535/videos/1526863251902627

مرگ نادیا انجمن هریوای آزاد را تکان داد/ / CNN

نوشته از داکتر سیاه سنگ

افغانستان/ هفدهم سپتمبر 2006: شاعر جوان هرات – سرایندۀ این مصراع‌ها – “من و این کنج اسارت، غم ناکامی و حسرت /که عبث زاده‌ام و مُهر بباید به زبانم/ دانم ای دل که بهاران بود و موسم عشرت /من پربسته چه سازم که پریدن نتوانم” اولین کتاب خود را پخش کرده بود؛ اما اعضای خانوادۀ شوهرش می‌پنداشتند که برای آنان ننگ شرم‌ساری بار آورده است.

نامش نادیا انجمن است. پارسال کشته شد. این قهرمان محلی از پذیرفتن حکم ممنوعیت ط.ـالبان بر آموزش دختران و زنان سرپیچی کرده بود و پنهانی با گروهی از دوستان ادبیات می‌خواند. شعرش او را پرآوازه ساخت و مرگش هریوای آزاد را تکان داد. هزاران تن در مراسم تشییع جنازۀ نادیا انجمن شرکت کردند. یگانه پسرش – هنگام مرگ مادر – شش‌ماهه ماند.

گزارش‌گر: چه و چگونه رخ داد؟

مادر: نادیا معصوم بود. کشته شد.

گزارش‌گر: چند سال داشت؟

مادر: بیست‌وپنج سال

گزارش‌گر: شما چه کسی را مقصر مرگ نادیا می‌دانید؟

ادامه خواندن مرگ نادیا انجمن هریوای آزاد را تکان داد/ / CNN

سیاست تعامل تخنیکی آلمان با طالبان: نور محمد غفوری

واقع‌گرایی دیپلماتیک و مسئولیت بشردوستانه

در این روزها در رسانه های اجتماعی و بخصوص از جانب فعالین زنان انتقادات شدید متوجه سیاست آلمان در تعامل با حاکمان کنونی افغانستان است. من می خواهم در مورد تحلیل و نظر خویش را به طور فشرده بر مبنای اساسات علمی پیشکش خوانندگان گرامی نمایم. 

ادامه خواندن سیاست تعامل تخنیکی آلمان با طالبان: نور محمد غفوری

زن آیینه‌ ای روشن از عظمت : احمد محمود امپرطور

زن آیینه‌ ای روشن از عظمت آفرینش و گوهر زندگی است وجودی که در نهاد خویش لطافت و توانمندی

 عشق و خرد، صبر و آفرینش را هم‌ زمان در بر دارد.

باور دارم که زن سایه‌ ای در کنار مرد نیست

بلکه شریکی تمام‌ عیار در ساختن فردا و بالی از دو بال پرواز انسانیت است.

ارزش و جایگاه زن در مقام مادر و همسر پایان نمی‌ پذیرد

 او انسان مستقل و تصمیم گیرنده و همکار و همیاری است.

کرامت زن، شالوده کرامت جامعه است

هر جا زن در حصار تبعیض و نا برابری گرفتار شود

 راه پیشرفت و تعالی بشریت بسته می‌گردد.

فرصت‌ های برابر در آموزش و پرورش، سیاست و فرهنگ، هنر و اندیشه، حق مسلم زنان است

 و جامعه‌ ای که این حق را پاس بدارد

به قله‌ های شامیخ عدالت و شکوفایی خواهد رسید.

به امید روزی که زنان و مردان، دوشا دوش یکدیگر، با گام‌هایی استوار، مسیر رفاه اجتماعی و شکوفایی بشریت را به پیمایند.

نویسنده: احمد محمود امپراطور 

سنبله ۱۴۰۴ خورشیدی 

از تو جدا نمیشوم  : وارث الشعرا نذیر ظفر

از همه گان جدا شوم از تو جدا نميشوم

گرچه به انزوا. شوم   از. تو جدا نميشوم

نگهت ارزوى    من مطلع   گفتگوی  من

راهى  بهر كجا    شوم از تو جدا نميشوم 

ادامه خواندن از تو جدا نمیشوم  : وارث الشعرا نذیر ظفر

آخرین نگاه و آخرین لبخند؛ جرقه ای سوزنده و بغضی گلوگیر : مهرالدین مشید

سنگ صبور من! خدا‌ نگهدارت؛ روایت یک سفر خاطره انگیز

خانه ی ما سال‌ها بود که در سکوتی غم‌ زده فرو رفته بود؛ دیوارهایش خاطره می‌گریستند و پنجره‌هایش، هر صبح، چشم به راه خورشیدی بودند که گویی فراموش کرده بود از اینجا طلوع کند. در این خانه، واژه «مهمان» دیگر تنها در خاطره‌ها زنده بود، و صدای خنده کودکانه، مثل بوی مام میهن تازه، سال‌ها بود که از کوچه‌ ی ما رخت بربسته بود. صبحی معمولی بود، اما هوا بوی دیگر داشت. آفتاب نرم‌ تر از همیشه بر دیوار خانه می‌تابید و باد، آرام لای برگ‌های سبز درختان ناحو می‌چرخید؛ گویی طبیعت هم می‌دانست که امروز چیزی در راه است. مادرکلان با دستانی پر از شوق، غذا و چای را آماده کرده بود و نگاه اش به در دوخته شده بود. 

ادامه خواندن آخرین نگاه و آخرین لبخند؛ جرقه ای سوزنده و بغضی گلوگیر : مهرالدین مشید

بیانیه ی داکتر فیض الله نهال ایماق : در انجمن فرهنگی ( خورشید )، به مناسبت روز ملی کانادا 

https://onedrive.live.com/?qt=allmyphotos&photosData=%2Fshare%2F5D8F76CB7AAB015F%21sa74c24ef893a4680ac59c584d5b1c9ab%3Fithint%3Dvideo%26wdOrigin%3DOWA%2ELINK%26wdPreviousSession%3D4aba1694%2D8a06%2D4460%2D991a%2Dc2cd10daa25f%26migratedtospo%3Dtrue&sw=bypassConfig&cid=5D8F76CB7AAB015F&id=5D8F76CB7AAB015F%21sa74c24ef893a4680ac59c584d5b1c9ab&redeem=aHR0cHM6Ly8xZHJ2Lm1zL3YvYy81ZDhmNzZjYjdhYWIwMTVmL0VlOGtUS2M2aVlCR3JGbkZoTld4eWFzQlNvZkE4bENMa3hCaDFaZW5JeDh0cHc%5Fd2RPcmlnaW49T1dBLkxJTksmd2RQcmV2aW91c1Nlc3Npb249NGFiYTE2OTQtOGEwNi00NDYwLTk5MWEtYzJjZDEwZGFhMjVm&v=photos

سرگزشت ؛صنم

قسمت ؛ اول

مه صنم استم یکی از دخترای مزار فعلا کابل زنده گی میکنیم نمیخایم از چهره که دارم زیاد بگویم فقد چهریم متوسط است ….داستان مه از جای شروع میشه که یک روز همرای خواهرم میخاستم برم بازار مادرم گفت نرین امشب خاله تان میاین باید کمک شوین کتیم زیاد خوش شدم وقتی مادرم گفت خالیت میایه چون مه یک بچه خالی مه دوست دارم تصمیم گرفتم امشب که آمد حس خده برش بگویم خوب آماده گی گرفته شده خالیم شان آمدن خوب شب به خوبی گزشت صبح وقت با صدای آزان بیدار شدم رفتم وضوع کدم نماز خاندم دیدم سهراب هم بیدار شده از اتاق برامد گفتم بهترین وقت است که باید برش بگویم صدایش کدم گفت بلی گفتم میخایم برت یک چیز بگو گفتم مه تره دوست دارم دگه نمیتانم حس خده پنهان کنم ازت یک پوز خندی زد گفت جدی استی گفتم بلی بعد گفت شب باز زنگ میزنمت جواب بتی گپ میزنم مام خوش شدم گفتم شاید دوستم داشته باشه اوهم خوب همه گی کم کم خیستن صبحانه خورده شد و خالیم شان

ادامه خواندن سرگزشت ؛صنم

در ثنای مادران و خواهران پاکدامن : محمد اسحاق ثنا

بی وجود زن جهان تار و مکدر می‌شود،

شام تاریک از فروغ او منور می‌شود.

زن به فرزندان خود مادر، به شوهر همسر است،

در سپهر زنده‌گی بر مرد شهپر می‌شود.

ادامه خواندن در ثنای مادران و خواهران پاکدامن : محمد اسحاق ثنا