گفت و شنود با خانم ماریا دارو : مصاحبه کننده – امان معاشر—–March 6th, 2011

هشت مارچ روزهمبستگی بین المللی زنان جهان است. این روز با میمنت وخجسته در سراسرجهان بشری تجلیل می گردد و از حقوق حقه  ای  زنان دفاع بعمل می آید.

علی رغم اعلامیه ای جهانی حقوق بشر، فرامین و قوانین بین المللی وحتی قانون اساسی  افغانستان ، زن در جامعه ی ما از حقوق انسانی و مدنی بر خوردار نیست.  حق انتخاب همسر زندگی رابرخلاف هدایات صریح اسلامی ندارد. جامعه ای سنتی و قبیله وی لت کردن زنان راامر قانونی میدانند، ومردان بخود حق میدهند که چند همسر داشته باشند و با قوانین ظالمانه در مورد حکومت میکنند  حتی ارکان بلند پایه ای دولتی برای زنان خویش اجازه کار بیرون از منزل را نمی دهند و زنان خویش را مستور نگهمیدارند. یکی از رهبران جهادی بنام شیخ محسنی قانون احوال شخصیه را که محروم ازهمه حقوق انسانی میباشد به عرصه عمل قرار داد تا هر نوع پیش آمدیکه  مرد لازم داند انجام دهد و تام الا ختیار است و مرد میتواند دختر نا بالغ را در سطیره ای نکاح خود در آورد . در حالیکه بلوغ شرط اساسی در اجرأ قانون شرعی است. این وضع زنان و دختران کشور را به سطوح آورده و بخود کشی و خود سوزی  مبادرت می ورزند و به حیات پر مشقت خویش یکباره پایان میدهند.

ادامه خواندن گفت و شنود با خانم ماریا دارو : مصاحبه کننده – امان معاشر—–March 6th, 2011

نخستین شاعربانوی نیمایی‌ و سپید‌سرای افغانستان، هفتاد و دوساله شد : استاد پرتو نادری

ممکن است تصویر سیاه و سفید ‏۱ نفر‏ باشد

دهۀ چهل سدۀ چهاردهم خورشدی بود که هما طرزی چنان شاعر جوان و نوپرواز در مطبوعات افغانستان شناخته شد. او از نوجوانی زیر تاثیر جو فرهگی خانواده به شعر و ادبیات روی آورد. گذشته از این گاهی هم خیالات نوجوانی خود را با استفاده از هنر نقاشی بیرون می‌داد.

چند نکته در پیوند به شاعری هما طرزی توجه بر انگیز است. نخست این که او با شتاب از مرز شعر عروضی می‌گذرد و می‌رسد به شعر آزاد عروضی یا هم به شعر نیمایی. دو دیگر این که او در همین سال‌ها، شعر آزاد عروضی را نیز پشت سر می‌گذارد و به سوی شعر سپید گام بر می‌دارد‌.

ادامه خواندن نخستین شاعربانوی نیمایی‌ و سپید‌سرای افغانستان، هفتاد و دوساله شد : استاد پرتو نادری

نسلی که مرگ را به تماشا نشسته …:شعراز؛ فاطمه محمدی

نسلی که مرگ را به تماشا نشسته‌ایم

صدبار مرده‌ایم و به حاشا نشسته‌ایم

بر دار رفته‌ایم و به سنگسار مانده‌ایم

کابوس دیده‌ایم و به رویا نشسته‌ایم

ادامه خواندن نسلی که مرگ را به تماشا نشسته …:شعراز؛ فاطمه محمدی

میرمن قمرگل سرو همیشه سبز باغستان موسیقی افغانستان؛ آسمانی شد؛ پیام تسلیت و زندگینامه مرحوم خانم قمرگل هنرمند محبوب : نویسنده؛ ماریا دارو

خانواده محترم زاخیل در غم بزرگ تان شریک هستم. بدین وسیله پیام تسلیت و همدردی خودرا به شما و تمام هنرمندان و هنردوستان نسبت این ضایعه بزرگ تقدیم میدارم. اکنون با نوشتن این پیام صدای خانم قمرگل که چندین سال پیش بالای زندگی نامه او « 2009» میلادی؛ کار میکردم در گوشم زمزمه میشود. انا لله و انا الیه راجعون

***********خانم قمرگل فرزند گل شیرین خان بتاریخ بیست ویکم جنوری سال 1952 درقریه شگه ولایت ننگرهاردیده بجهان گشود. او درسن هفت سالگی درمحافل وخوشی های قریه اش آوازمیخواند. آوازگیرا یش بدلها چنگ زد، آوازه طنین صدایش از قریه به قریه رسید، تا قریه های دور وبالآخره به ولایت ننگرهار توجه هنردوستان را جلب نمود.

ادامه خواندن میرمن قمرگل سرو همیشه سبز باغستان موسیقی افغانستان؛ آسمانی شد؛ پیام تسلیت و زندگینامه مرحوم خانم قمرگل هنرمند محبوب : نویسنده؛ ماریا دارو

من مسلمان هستم : لینا روز به حیدری

 مسلمان هستم، ولی من بیشتر از انکه به فکر طواف در دور خانه او باشم و تکت طیاره بخرم تا بروم تا شاید او را در ان خانه در صحرای عرب بیابم..او را هر لحظه با خود حس میکنم، همین که نفس میکشم، او هست…همینکه صبح افتاب طلوع میکند و شب غروب او هست…همینکه اسمان و زمین در مداری منظم میچرخد..طبیعت زنده میشود و دوباره میمیرد..فصل ها تکرار میشوند و قلب ها ضربان اش حتی برابر یک هزارم ثانیه دچار اخلالی نمیشود….او هست!!!!….من در خانه یی از گل و خشت به دنبال او نمی گردم و حس نمیکنم که حضور او محدود به مکانی در یک کره خاکی باشد!!

ادامه خواندن من مسلمان هستم : لینا روز به حیدری

شعر عالی از امیر اخوان: ازصحفه سیلمان لمر

· کسی را می شناسی چهره ی شاداب بفروشد

به یک بیمار افسرده کمی اعصاب بفروشد

گلویَم سخت خشکیده، خریدار دوخط شعرم

کسی‌ را می شناسی شعر جایِ آب بفروشد

ادامه خواندن شعر عالی از امیر اخوان: ازصحفه سیلمان لمر

مصاحبه بانو عادله ادیم هنرپیشه سابق سینمای افغانستان با مجله هفته

اگر روزی فلم بسازم، داستان زندگی خودم خواهد بود 

تاریخ نیم سده سینما در افغانستان نشیب های زیادی را سپری کرده است و گرم سرد روزگار را بیشتر از دیگر عرصه ها تجربه نموده است سینماگران تنها دهه شصت را فراز کار های سینمایی افغانستان می دانند در فلم های ساخته شده دهه شصت نمونه های خوبی از نو آوری کشف های جدی و پرداخت های بکر را در سینمای افغانستان می توان بخوبی مشاهده کرد 

در این دوران ژانر های گوناگونی از کار های سینمایی توسط هنر پیشه ها و کارگردان های موفق افغانستان به جریان افتاد که توانست هویت مشخصی را برای سینمایی افغانستان خلق کند  و هنر پیشه های موفقی در سینما حضور یافتند و به جذابیت سینما افزودند و به زیبایی هنر افغانستان قدم برداشتند یکی از این هنر پیشه های موفق در عرصه سینما عادله جان ادیم است که تا امروز چهره شناخته شده و محبوب مردم افغانستان او را دختری خاطره ها می نامند.

ادامه خواندن مصاحبه بانو عادله ادیم هنرپیشه سابق سینمای افغانستان با مجله هفته

شلاق کاری پی در پی زنان زنان در قرن ۲۱: اسماعیل فروغی

 · شلاق کاری پی درپی زنان : شرم انسانیت درقرن 21 نمایش شلاق کاری پشت همِ چهارده زن در حضورهزاران مرد شخ بروت درلوگر، مایه ی شرمساری برای انسانیت است . گروه تندروطالبان پس ازرسیدن به قدرت ، با انهدامِ فرهنگ ، مدنیت و انسانیت درافغانستان به دستور بیگانه گان می خواهند ما را از ریشه ی ما جدا ساخته ، افغانستان را عقب مانده ترین مملکت و مردم آن را نا متمدن ترین و وحشی ترین مردم جهان معرفی نمایند .

ادامه خواندن شلاق کاری پی در پی زنان زنان در قرن ۲۱: اسماعیل فروغی

زندگینامه بانو انابت ایماق ژورنالیست وناطق سابقه دار افغانستان ؛ فعلاٌ مقیم کانادا

بی بی حاجیه انابت ایماق اکبری فرزند الحاج احمد علی خان اکبری ، به تاریخ ۲۱ مارچ سال ۱۹۵۸ میلادی  برابر با  اول حمل ۱۳۳۷ خورشید، در شهر کابل دیده به جهان گشود. 

تحصیلاتش را در لیسه عایشه درانی آغاز و ادامه داد و در سال ۱۳۵۵ خور شیدی زمانی که متعلم صنف دهم بود با داکتر فیض الله ایماق مدیر عمومی وقت برنامه های محلی رادیو افغانستان ازدواج و سپس  به لیسهء (دمیرمنو تولنه) تبدیل ودرسال ۱۳۵۷ از آن فارغ التحصیل گردید. 

نسبت علاقه زیادی که به مطالعه داشت به  خواندن مجلات و روز نامه های  چاپ  افغانستان  و ایران  می پرداخت . 

پس از ختم تحصیل همکاری اش را بطور رسمی  به حیث نطاق برنامه اوزبیکی در رادیو افغانستان آغاز نمود. و  هم زمان در تهیه وترتیب برنامه های ادبی  ادبیات عامیانه سهم می گرفت و آنرا دکلمه میکرد. 

ادامه خواندن زندگینامه بانو انابت ایماق ژورنالیست وناطق سابقه دار افغانستان ؛ فعلاٌ مقیم کانادا

شادخت و برده « نامه به رابعه بلخی» نگارنده : نوشین ارباب زاده و مترجم دکتور صبورالله سیاه سنگ

رابعه جان!

به تو مینویسم از فراسوی سده ها، از سرزمین زندگان به خاکدان مردگان. سال دوهزارودوازده است. میسـنجم: نزدیک به هــزاروهفتاد سـال پیش کشـته شـده ای و سـوسـوی شـکوه نامت به نخسـتین پـرونده “قتل ناموسی” گره میخورد.

رابعه! بگذار بگویم مرا با سروده هایت کاری نیست. میدانم نخستین دوشیزه سرودپرداز کشورم هستی. میدانم نامور، پارسا و پرآوازه ای؛ و نیز همزاد زبان مان: فارسی. میدانم آرامگاهت را زنان و مردان نیایشگاه ساخته اند.

باز میگویم به سروده هایت دلبستگی ندارم. آخـر، در سرزمین عشق و دروغ و کشتار هر کس شاعر است. اینجا جنگسالاران هم شعر مینویسند. دوشیزگان گاه در تنگنای سلولها و گاه در پشت دیوارهای گلین کاشانه های روستایی میسرایند. دستگاه رادیو و برنامه ویژه “سرود بانوان” هم داریم. دختران ما از کنار اجاق و دیگدان دزدانه بیرون میروند، با تلفونهای همراه به رادیو زنگ میزنند و نگاشته ها شان را دکلمه میکنند. آنها ازین هنر در دو لایه کار میگیرند: گفتن سخن راست و پوشاندن سخن راست.

ادامه خواندن شادخت و برده « نامه به رابعه بلخی» نگارنده : نوشین ارباب زاده و مترجم دکتور صبورالله سیاه سنگ

 تک درخت آرزو های دختران مظلوم افغانستان چگونه ناشگفته پرپر می شوند : مهرالدین مشید

افغانستان روزگار خیلی حساس و وحشتناک و آزمونی را سپری می کند که شرایط آن حتا در تعریف های متعارف جامعه شناسی قابل تفسیر نیست. سخن برسر افغانستان سخن بر سر درد های بی پایان و رنج های بی‌درمان مردان و زنان این کشور به تاراج رفته در پرتگاه تروریزم و باتلاق تروریستان است که روح و روان آنان در زیر شلاق ها و کیبل طالبان افسرده تر و بیمارتر می شوند. هرچند در ماتم سرای افغانستان تحت حاکمیت طالبان آرزوی های مردان و زنان این سرزمین مانند زنگوله های یخ درحال ذوب شدن است و اما در این میان آرزو های شیرین و تک درخت آرمان های دختران مظلوم این سرزمین بیشتر از هر زمانی ناشگفته در حال پرپر شدن است.

ادامه خواندن  تک درخت آرزو های دختران مظلوم افغانستان چگونه ناشگفته پرپر می شوند : مهرالدین مشید

با دود از ورای بدن میشود برون ؛شعر زیبا از : پرنیان صدیقیان

با دود از وراى  بدن ميشود برون

اين درد ها كه از سر و تن ميشود برون

با  نور با جلايش رؤياى زنده گى

از ديده هاى خسته زن ميشود برون

ادامه خواندن با دود از ورای بدن میشود برون ؛شعر زیبا از : پرنیان صدیقیان

داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

سیاه مویم، سیاه پوشیده امشب

سال ۱۳۴۱ خورشیدی بود که کریم شوقی، آوازخوان معروف رادیو کابل به جرم قتل برادرش به چهارده سال و دخترش جمیله به هفت سال زندان محکوم شد. کریم که به پای خود پیش پولیس رفته بود، می‌خواست اعدام شود و حتا چنین تقاضایی را هم از دادگاه کرده بود، اما داکتر نظر داده بود که او در حالت “جنون اضطراری” با برادرش دعوا کرده و از سوی دیگر قصد کشتن برادرش را نداشته و قتل به صورت تصادفی اتفاق افتاده است. از همان رو قاضی دادگاه به جای اعدام او را به حبس محکوم کرد. 

ادامه خواندن داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

نیست گوش شنوا… شعر از محترم میرزا ابوالپشم

نیست گوش شنوا، ناله و غوغا چه‌کنم

پیش هر بی‌خبری، هلهله بر پا چه‌کنم

درد من درد من اندوه من اندوه خودم

بی‌سبب با دگران هی‌هی و هی‌ها چه‌کنم

ادامه خواندن نیست گوش شنوا… شعر از محترم میرزا ابوالپشم

دخترم را تکه تکه کردند : انصارالله برهان

یک هفته به امتحان آزمایشی دخترم در کورس کاج مانده بود تمام هفته را درس خواند یک لحظه هم به چیزی دیگر فکر نمی میکرد همواره درس میخواند تا در امتحان ناکام نشود 

دخترم از طلفیت دختر لایق و زحمتکش بود تمام عمرش را صرف مطالعه و کتابخوانی کرد

ادامه خواندن دخترم را تکه تکه کردند : انصارالله برهان

درسوگ دانش آموزان کاج : میرزا ابوالپشم

خفته در عمق نگاهان تو صد درد، پدر!

کمرت خم شده در سوگ و رخ‌ات زرد، پدر!

زندگی قاب عزا شد، تو تماشاگرِ آن

چه کسی این همه را بر سرت آورد، پدر!

به امیدی که نهال‌ات ثمر و میوه دهد

دست‌هایت چه تلاشی که نمی‌کرد پدر!

چه دل‌آزرده تو اکنون به جهان می‌نگری

غم و اندوه زمان با تو چه‌ها کرد، پدر!

ادامه خواندن درسوگ دانش آموزان کاج : میرزا ابوالپشم

به کاجستان ز بس شمشاد بشکست : استاد پرتونادری

 · 

شکسته قامت شمشاد در باغ

همه سبزینه‌ها ناشاد در باغ

چه کس گسترده با دستان پاییز

گلیم ماتم  و فریاد در باغ

*

به کاجستان ز بس شمشاد بشکست

مرا اندر گلو فریاد بشکست

دلم قندیل  برج  زنده‌گی  بود

ادامه خواندن به کاجستان ز بس شمشاد بشکست : استاد پرتونادری

بمناسبت روز جهانی کودک : حنیف حریف

وضیعت اسفبارکودکان جنگزده وعذاب کشیده افغانستان درطی یک سال حاکمیت«امارت سیاه وتحجرگرای تالبی»

به این مناسبت قبل ازهمه به اسناد پذیرفته جهانی مراجعه وبخشی ازاصل های مندرج«کنوانسیون حقوق کودک»مصوب نومبر سال ۱۹۸۹سازمان ملل راکه کشور های عضو، متعهد به تطبیق آن نیز میباشند، شریک می سازم .

ادامه خواندن بمناسبت روز جهانی کودک : حنیف حریف

آوای زنان ماندگار است؛ نظر گذرا به کتاب آوای ماندگار زنان : نذیر ظفر

نظر گذرا بر كتاب آواى ماندگار زنان

تاليف – ماريا دارو

زن ستيزانيكه ميخواهند با شلاق ستم آواى بانوان را خفه كنند ، ايشان فقط بر طويلهِ مغز منجمد شان سُم ميكوبند و اين خواب نفخ انگيز شانرا در لجن تعبير كنند.

زن اولين معلم بشر است و تمام علوم و فنون جهان محصول زحمات و اموزش و پرورش زن است.

با تاسف كه پامال حقوق زن و زن ستيزى همه در كشور هايكه به اصطلاح اسلامى خود را قلمداد ميكنند ، رايج است.

در حاليكه پيغمبر اكرم حضرت محمد (ص)

انقدر به زن حرمت ميكرد كه با ورود دخترش فاطمه زهرا  (س) از جا ميخاست و هم دست ان نور ديده اش را ميبوسيد و به اعراب جاهليت مى اموخت كه زن قابل احترام است زيرا قبل از ان اعراب اهليت دختران را زنده بگو ر ميكردند.

ادامه خواندن آوای زنان ماندگار است؛ نظر گذرا به کتاب آوای ماندگار زنان : نذیر ظفر

افغانستان دستخوش بدترین وخطرناکترین بازی های استخباراتی : مهرالدین مشید

هرچند افغانستان از چندین دهه بدین سو دستخوش بازی های خطرناک استخباراتی شده و دو تهاجم بسیاری فرصت ها و امکانات از مردم آن گرفته و به وحدت ملی و اقتدار ملی آن ضربۀ جبران ناپذیر وارد کرده است. با تاسف که سقوط جمهوریت و به قدرت رسیدن طالبان افغانستان را وارد فصل جدیدی از وابستگی به گروههای افراطی و کشور های منطقه گردانیده است. حضور فعال گروههای خطرناک تروریستی در افغانستان که شمار شان به بیش از بیست گروه می رسد؛ اکنون درد سر بزرگی برای مردم افغانستان و حکومت طالبان است. موجودیت این گروهها روابط ملی و بین المللی افغانستان را به گونۀ بی پیشینه ای به چالش کشانده است. این سبب شده تا امروز افغانستان بیش از هر زمانی دستخوش بدترین و خطرناک ترین بازی های استخباراتی کشور های منطقه و جهان شود. 

ادامه خواندن افغانستان دستخوش بدترین وخطرناکترین بازی های استخباراتی : مهرالدین مشید

بخش چهارم وپایانی ؛ عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری

سیمای شوهر و دختران در شعرهای او دیده نمی‌شود. شاید اندوه از دست دادن پسر او را چنان در خود فرو برده است که جز او، دیگر همه‌ را از یاد برده است؛ اما جایی از فراق دختر خود سخن می‌گوید:

هجر پسر و فراق دختر

دارند مرا خراب و ابتر

بر آتش هجر چون سپندم

در نار فراق چون سمندر

(همان، ص ۳۳۳)

افزون بر شکایت‌هایی که از ستم روزگار دارد، افزون بر سوگ‌سرودهایی که برای فززند دارد، در شعرهای این دوره او گرایشی به سوی عرفان و تصوف دیده می‌شود.

ادامه خواندن بخش چهارم وپایانی ؛ عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری

لشکر خباثت ؛ شعر زیبا : لینا روزبه حیدری

من میروم از این شهر، اینجا همه جنون است

این شهر بی خدایان، این شهر مرگ و خون است

تا کی به دوش خود من، تابوت را بگیرم

امروز نوبت تو، فردا من هم بمیرم

ادامه خواندن لشکر خباثت ؛ شعر زیبا : لینا روزبه حیدری

 بخش سوم – عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری

عایشه درانی دور سوم زنده‌گی‌اش را در چنین وضعیت سیاسی ـ اجتماعی با تلخ‌کامی‌های زیادی پشت سر می‌گذارد. شوهر می‌میرد، فرزند کشته می‌شود و روزگار با او سر ناسازگاری دارد.

دوران شاد کودکی و نوجوانی، دیگر برای او به یک خاطره‌ بدل شده است و  در حسرت آن می‌سوزد. چین وضعیتی، در شعرهای این دوره او بازتاب گسترده‌‌ای دارد. او در شکواییه‌های خویش در حسرت از دست دادن فرزند می‌موید و از کج‌رفتاری روزگار شکایت دارد.

ادامه خواندن  بخش سوم – عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری