
فاجعهٔ فکری و سیاسی در پرتو منطق ساختاری و تاریخی قدرت
در جهان معاصر، جنگهای ژئوپلیتیک دیگر صرف منازعاتی بر سر قلمرو یا منابع طبیعی نیستند؛ بلکه به بازتابی از رقابتهای پیچیدهٔ قدرت در سطوح ساختاری و تاریخی بدل شدهاند. در پرتو منطق تاریخی قدرت، همواره دولتها برای بقا، گسترش نفوذ و تثبیت هژمونی خود به ابزارهای گوناگون، از جنگ سخت تا جنگ نرم و روایتسازی متوسل شدهاند. اما آنچه امروز این معادله را متفاوت میسازد، فرسایش تدریجی عقلانیت سیاسی است؛ عقلانیتی که زمانی قرار بود منازعات را مهار، و نظم بینالمللی را بر پایهٔ قواعد و نهادها استوار سازد. درک جنگهای ژئوپلیتیک در جهان معاصر، بدون توجه به پیوند عمیق میان قدرت، تاریخ و ساختار نظام بینالملل، ممکن نیست. در حالی که نظریههای کلاسیک روابط بینالملل، بهویژه واقعگرایی، جنگ را امری اجتنابناپذیر در رقابت قدرتها میدانند، تحولات اخیر نشان میدهد که این رقابتها وارد مرحلهای شدهاند که در آن عقلانیت سیاسی، بهعنوان سازوکار تنظیم و مهار منازعه، در حال ضعیف شدن است. این وضعیت، پرسشهای بنیادینی را درباره کارآمدی نهادها، هنجارها و قواعد بینالمللی مطرح میکند.
ادامه خواندن جنگهای ژئوپلیتیک و فروپاشی عقلانیت سیاسی در جهان معاصر : مهرالدین مشید
