
دیروز دعوت شدم تا چند دقیقه ای را در دو بخش(با حاضرین و برای ببیننده گان تلویزیون) در برنامه خودشناسی تلویزیون افغانستان شعر بخوانم و سخن بگویم.
دلهره داشتم چون سخن گفتن در برابر کمره و روی یک ستیژ بزرگ آن هم وقتی که تعداد زیادی از دانشگاهیان و اهل اندیشه مخاطب حرف هایت باشند کار ساده ای نیست.
بخش اول سخنانم را با خواندن یک شعر به پایان رساندم،بخش های بعدی برنامه اجرا شد و در نهایت باز هم باید روی ستیژ می رفتم و بعد از گفتن حرفهایم تقدیر نامهی را که برای من تهیه کرده بودند از داکتر جمشید رسا می گرفتم.
برای این بخش سخنرانی که مخاطب آن هم عزیزانی که در تالار حضور داشتند بودند و هم این قسمت برنامه از طریق تلویزیون به نشر می رسد،تصمیم گرفتم محور سخنانم این باشد که هم نسلان خود را برای تحمل و مبارزه با حقایق تلخ جامعه دعوت کنم و نیز بگویم ما مسوولیت داریم به دیگران و نسل های آینده این حقایق را که به دلایلی پنهان نگهداشته می شوند بشناسانیم،یک نسل ریالیست و آشنا با عینیت های جامعه قوی تر از نسل ایده آلیست است که معصومانه در آرمان شهر و جامعه رویایی و کذایی زنده گی می کند.
ادامه خواندن صحبت در باره خودشناسی :




















