اگر داروی الکوزی معجزه می کرد، میخ بر تابوت تروریزم کوبیده می شد : نوشتهء مهرالدین مشید

کرونا

اگر داروی الکوزی معجزه می کردبرج و باروی تروریزم فرو می ریخت، سلطه و شوکت آن واژگون می شد.

اگر داروی الکوزی معجزه می کرد، به پادزهر کرونا بدل می شد و تیغ یقین بر ناف دانش می نهاد. در این صورت لرزه بر اندام مافیای مواد مخدر می افگند، کمر تروریزم را می شکست و تمامی راز های ناگشودۀمبارزه با تروریزم را آشکار می کرد و فرصت میخ کوبیدن به تابوت آن میسر می گردید. آنگاه برج و باروی آن فرو می ریخت و سلطه و شوکت آن واژگون و برهمگان آفتابی می شد که جنگ افغانستان نه مبارزه با تروریزم بل جنگ تریاک است و افغانستان هم صحنۀرقابت مافیا های مواد مخدر بین المللی و طالبان به مثابۀ نیرو های اجیر و مزدور و چوب سوخت پیشقراولان این جنگ هستند. این مافیا های سیاسی و اقتصادی و مواد مخدر اند که به این جنگ باروت می پاشند و هزاران انسان را قربانی اهداف مافیایی و راهبردی خود می نمایند. 

از همین رو است که ماهیت جنگ افغانستان جنگ مواد مخدر خوانده شده است و از مواد مخدر تمویل می شود؛ اما در صورتی که داروی الکوزی برضد کرونا به امر کن فیکن بدل می شد. در این حال کشت و فروش تریاک افغانستان قانونی و دست مافیا های تریاک و قاچاقبران مواد مخدر و شرکای نظامی و سیاسی آنان از آن کوتاه می شد. این معنای کوبیدن میخ به تابوت تروریزم و حامیان و مدافعان و هم چنین مسدود شدن چشمۀ عوایدی تروریزم و حامیان و مدافعان تروریزم را داشت. در این حال بخشی از کارگاه های تروریزم بسته و بازار بازی گران تروریزم اندکی کساد می شد و نه تنها کشور هایی مانند افغانستان که در صف اول مبارزه با تروریزم قرار دارند؛ بل بیشتر کشور های جهان فرصت رهایی از چنگال آهنین تروریزم را پیدا می کردند. تروریزم وارد مرگ تدریجی شده، دیگر نیازی برای مصالحه با تروریزم باقی نمی ماند. زیرا مصالحه با تروریزم معنای به بازی گرفتن صلح و بازی با سرنوشت مردم افغانستان را دارد. با تاسف که جغرافیای بیمار و حکومت های فاسد و ضعیف در موجی از فقر و بیکاری فرصت ساز رشد و گسترش تروریزم شده است. از این رو یگانه راۀمنطقی و معقول برای مبارزه با تروریزم تشکیل حکومت کارآمد و حکومتداری خوب و ضد فساد و غارت و زورگویی و قوم گرایی و خدمتگار مردم است و حکوت قوی و وفادار به منافع ملی و دارای ارادۀسیاسی مبارزه با فساد و غارت و جنایت مشتی کوبنده در برابر تروریزم داخلی و منطقه ای و جهانی است. زیرا افغانستان اکنون درگیر هراس افگنی در ابعاد داخلی و منطقه ای و جهانی است. برای چنین مبارزه زعیم با اراده و قوی و وطن دوست و مدیری مدبر و رهبری ملی و دلسوز به مردم افغانستان نیاز است که دشمن زنباره ها بوده و دارای اخلاق فضیلت محور باشد و اطرافیان و مشاورانش را انسان های شریف و آگاه و متخصص و مستقل و غیروابسته و غیر سیاسی تشکیل داده باشد که جز دغدغۀخدمت به مردم وسوسۀ ثروت وقدرت و خیانت را نداشته باشند. هراران دریغ و درد که اکنون عقربۀ زمان معکوس این همه را تجربه می کند و متملقان و پابوسان و مفسدان و توطیه گران در صدر نشسته اند گرداننده و اسکان دار قدرت و در واقع یاران تروریزم اند از همین رو است که تروریزم به گونۀبی پیشینه ای به آرایش نظامی و مانور سیاسی در افغانستان پرداخته است.

طبیب الکوزی در حالی مدعی کشف پادزهر کرونا است و چند قطره شیرۀ تریاک را برای تداوی این بیماری صعب العلاج و شناسایی کرده است که افغانستان دارای زمین های حاصل خیز برای زرع خشخاش را دارد که منبع اصلی تریاک است. وی در حالی موفق به این کشف شده است که در این روزها کرونا برخلق خدا بیداد می کند و هر روز جان صدها انسان را میگیرد و هزاران دیگر را مصاب به بیماری می نماید و بدتر از این نگرانی ها و وسوسه های آن کشنده تر از اصل بیماری است و فشار های روانی این بیماری مغز میلیون ها انسان را چون موریانه می خورد و آنان را به خود سخت درگیر کرده است. این جدا از بحران های بزرگ اقتصادی است که میلیارد ها دالر کشور های جهان را متضرر گردانیده و به کسر بودجه رو به رو گردانیده است و بسیاری شرکت ها و کمپنی های بزرگ را به سقوط رو به رو کرده است. 

هرچند هنوز زود است که به کن فیکن بودن این دارو بحیث واکسین کرونا باورکرد و اما او تا حال بیمارانی را که تداوی کرده است، آنان از تداوی او راضی اند و خودش می گوید که اگر دوایم را عملا تطبیق کنید و اگر کارساز نبود و او حاضر است که خود را بکشد. این نوشدارو نیاز به تحقیقات لابراتواری و در ضمن زمان نیاز دارد تا فهمیده شود که اثر دوا مقطعی نباشد و چون این مواد مخدر است و مبادا برای یک مدت سلول های کرونا را کرخت کند و پس از مدتی دوباره بیدار شود و وایروس فعال شود. هرگاه چنین هم باشد و باز هم الکوزی کمک کرده است تا عناصری در میان نوشداروی آو قابل شناسایی اند که بر ویرس کرونا حداقل مدتی اثر گذار است. این می تواند، طبابت علمی را کمک کند. حال جان گپ در این است که هرگاه شیرۀ تریاک پادزهر بیماری کرونا ثابت شود و افغانستان هم بزرگ ترین کشور تولید کنندۀ مواد مخدر است. پس چه بهتر که دولت افغانستان دست این حکیم را را کمک کند و دوای او را مورد تحقیق قرار داده و جهانی بسازد تا از یک سو بشریت از این بیماری خطرناک نجات یابد و از سویی هم تریاک افغانستان بحیث پادزهر کرونا به گونۀ رسمی به بازار های جهان عرضه شود. این کار در کنار آن که اسباب رهایی میلیون ها انسان را از بیماری کرونا فراهم می کند و در ضمن بشریت را از واهمۀ کشندۀ آن که خطرناک تر از خود مرض است، نیز نجات میدهد و از رنج بی پایان انسان امروز کم می کند که همه برخاسته از بیماری کرونا است. از سویی هم میلیون ها دالر از فروش قانونی آن به جیب دهقانان افغانستان ریخته می شود و میلیارد ها دالر از مالیۀآن به بودجۀ افغانستان سرازیر می گردد و افغانستان از فقر جانکاۀ کنونی رهایی پیدا می کند. نظر به گزارش های تحقیقی درافغانستان سالانه ۲۶۳ هکتار زمین تریاک کشت می شود که سالانه در حدود شش هزار و دوصد تن متریک تریاک تولید می کند که عاید حداقل آن سالانه بیشتر از ۷۰ میلیارد دالر سنجیده شده و تنها کمتر از دو میلیارد دالر آن به جیب دهقانان و قاچاقبران داخلی می ریزد و متباقی آن به جیب مافیای مواد مخدر جهانی می ریزد از ای جمله در حدود دو میلیارد آن به جیب نظامیان پاکستان می ریزد که این علاقمندی نظامیان پاکستان را به جنگ افغانستان و هم چنان دل چسپی مافیای جهانی را به ادامه یافتن جنگ افغانستان نشان می دهد. این موضوع پرده از بعد دست داشتن مافیای مواد مخدر جهانی در جنگ افغانستان بر می دارد و نشان می دهد که چقدر مافیا های مواد مخدر، اسلحه و تروریزم در این جنگ بهم گره خورده اند و به بهای خون هزاران سرباز و کودکان و زنان و پیرمردان از آن سود می برند. این حقیقت از پیچده گی های جنگ افغانستان و عمق گسترده گی آن پرده بر می دارد که چه دستان شیطانی مریی و غیر مریی جنگ افغانستان را زیر نام قشنگ مبارزه با تروریزم یدک می کشند. این موضوع داستان های افسانوی نظامیان امریکا در لاوس کمبودیا در اذهان تداعی می کند که چگونه مواد مخدر را در تابوت ها قاچاق می کردندو آن را در افغانستان نیز عملی کرده اند. چنانکه چندی پیش یک گزارش تحقیقی در یک نشریۀخارجی به چاپ رسید که نطامیان امریکایی با دادن پول به دهاقین هلمند آنان را به کشت مواد مخدر تشویق کرده اند. 

این شاید برای همگان پرسش برانگیز باشد که چرا امریکایی ها و انگلیس ها در هلمند مراکز قوی نظامی ساختند، زیرا هلمند تولید کنندۀ بیشترین قسمت مواد مخدر در افغانستان است. هرگاه امریکایی ها قصد نابودی کشت خشخاش در هلمند و قندهار را می داشتند. در آن صورت زرع آن را در ولایت های  یادشده کاهش می دادند. میزان کشت خشخاش در این ولایت های کاهش نیافت که زیر چتر نظامیان امریکایی ها و انگلیس ها افزایش هم یافت. در این دو ولایت بویژه هلمند در حدود ۹۰ درصد مواد مخدر افغانستان تولید می شود. پس از گفته های بالا فهمیده می شود که عامل اصلی افزایش زرع خشخاش در افغانستان خارجی ها اند که در تبانی با مافیای داخلی به قاچاق مواد مخدر می پردازند. این نشان دهندۀدست نطامیان امریکا در گسترش ناامنی های افغانستان نشان می دهد که تلاشی های خانه به خانۀسربازان امریکایی را چند سال پیش در خاطره ها تداعی می کند که چگونه هزاران نفر را به رفتن در صفوف طالبان ترغیب کردند.

چند سال پیش یک موسسۀ خارجی به نام “سلسن  ” درصدد آزاد سازی کشت تریاک در افغانستان بود. طری را روی دست داشت که بر بنیاد آن دهقانان می تواننستند، آزادانه خشخاش زرع نمایند و اما این طرح عملی نشد. در آن زمان گروهی از دهقانان افغانستان در کابل اعلام کردند که امنيت افغانستان به قانونی کردن زرع کوکنار (خشخاش) وابسته است. اين گروه که شامل بيش از يکصد دهقان از ولايت های مختلف افغانستان بودند، در پايان جرگه ای با حمايت شورای سنلس در کابل قطعنامه ای نيز صادر کردند. در اين قطعنامه از دولت افغانستان و جامعه جهانی خواسته شده تا با طرح قانونی کردن توليد و فروش کوکنار موافقت کنند؛ اما وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان با اين طرح ها موافقت نکرد و آن را مخالف  ماده هفتم قانون اساسی افغانستان عنوان کرد که دولت مبارزه عليه مواد مخدر را وظيفه خود می داند و در ضمن افزود که ميان فعاليت های تروريستی و توليد ترياک رابطه هايی وجود دارد. اين نخستين بار بود که شمار قابل توجهی از دهقانان افغانستان در همنوايی با شورای سنلس تصميم گرفته بودند. شورای سنلس که يک نهاد اروپايی وابسته به فرانسه است، بيش از يکصد دهقان را در جرگه ای در کابل گردهم آورد تا آنها در دو روز متوالی بر سر فوايد قانونی شدن کشت خشخاش بحث و گفتگو کنند. شورای سنلس به اين نظر بود که می توان از ترياک توليد شده در افغانستان برای تهيه دوا (دارو) استفاده کرد و به همين دليل بايد روند توليد ترياک که با مخالفت جهان روبرو است با مجوز دولت و بصورت قانونی ادامه يابد.  

هدف از طرح یاد شده جلوگیری از قاچاق مواد مخدر و قطع کردن دست قاچاقبران از خرید و عرضۀ آن به گونۀ غیر قانونی به کشور های دیگر بود. در این صورت دهقانان افغانستان می توانستند که آزادانه به کشت خشخاش بپردازند و خشخاش حاصله را همان موسسه از دهقانان می خرید و در مشورت با موسسۀ یو ان او دی سی UNODC به فروش آن به کشور های دیگر می پرداخت. این در صورتی ممکن بود که موسسۀ یو ان او دی سی این قرارداد را حکومت افغانستان را می پذیرفت و افغانستان درصدی مشخصی حق زرغ خشخاش را پیدا می کرد و مانند کشور هایی چون، هند و فرانسه، مجوز کشت قانونی خشخاش را داشته و ایران نیز تا پیش از انقلاب اسلامی این سهمیه را داشت که بعد از انقلاب این سهمیه حذف شده است. در این شکی نیست که مافیای مواد مخدر بین المللی در تبانی با نظامیان خارجی در افغانستان مانع عملی شدن این طرح شده باشند. شماری بدین باوراند که قانونی شدن تجارت تریاک اقدام بسیار خوبی است و اگر دولت افغانستان بتواند تجارت تریاک را قانونی کند با توجه به آنکه در حال حاضر نمی‌تواند جلوی کشت مواد مخدر را در افغانستان بگیرد، پس از قانونی شدن آن، تمامی کشورها خشخاش و تریاک را از آن‌ها خریداری خواهند کرد و به این ترتیب دیگر مواد مخدر قاچاقی آنجا نمی‌ماند که بخواهند آن را تبدیل به هروئین کنند و یا بخواهند از طریق ایران آن را به بازارهای مصرفی اروپا و سایر نقاط دنیا برسانند.

از جمله دلایلی که برای آزادسازی مواد مخدر ارائه می‌شود این است که جنگ با مواد مخدر با شکست روبه‌رو بوده و چنانچه تجارت مواد مخدر قانونی نشود، نمی‌توان بر استاندارد کیفیت مواد مخدری که در اختیار مصرف‌کننده قرار می‌گیرد، نظارت کرد و همین سبب از میان رفتن عدهٔ بسیار بیش‌تری می‌شود. افزون بر این از آنجا که دولت‌ها قادر نیستند بر خرید و فروش و تجارت مواد مخدر نظارت کنند، بنابراین نمی‌توانند مالیاتی از این تجارت بسیار گسترده دریافت کنند که این خود ضرر بسیار عمده‌ای برای دولت‌ها محسوب می‌شود. از دیگر دلایل ارائه شده این است که هر کس آزاد است هر گونه که خود تمایل دارد زندگی کند و محدودیت مواد در واقع محدود کردن آزادی فردی است؛ ضمن آنکه مواد مخدر سبب افزایش بسیار زیاد جرائم نیز می‌شود.[۲] مخالفین آزادسازی مواد مخدر نیز در مقابل معتقدند که این کار سبب معتاد شدن عدهٔ بی‌شماری از افراد جامعه می‌شود، سلامتی جامعه به خطر می‌افتد و نیز کودکان حق زندگی در یک جامعهٔ خالی از مواد مخدر را از دست می‌دهند.[۳] مواد مخدر نیز در طبقه‌بندی داروها قرار دارند. اما تفاوت آن‌ها با داروهای دیگر که داکتران تجویز می‌کنند در این است که برخلاف داروهای مفید، ضرر مواد مخدر از نفع شان بسیار فراتر است. چنانکه معین وزارت صحت عامۀ افغانستان گفت، این محصول از مواد مخدر تهیه شده است که از جمله “مورفین و تریاک” و زیره نیز شامل آن است. به گفتۀ وی در تهیۀ این محصول هیچ معیار طبی در نظر گرفته نشده و این محصول به دلیل داشتن مقدار زیاد مواد مخدر، تاثیر کوتاه مدت داشته و بیماران را کمی تسکین می‌دهد، اما استفاده از آن ممکن سبب اعتیاد شود. آقای الکوزی ادعا می‌کند که واکسین کروناویروس را تهیه کرده است و شمار زیاد مبتلایان کووید۱۹ از آن روز به این سو پشت دروازۀ کلینیک وی صف بسته اند.

امروز در صفحه ای خواندم که الکوزی را سفارت امریکا خواسته و برایش گفته کشف خود را در اختیار آنان قرار بدهند و در بدل آن برایش پول فراوان و ویزۀامریکا را می دهند؛ اما آقای لکوزی پاسخ نهایت انسانی و ملی و وطن دوستانه برای سفیر امریکا داده که ” عطایت لقایت ” و او تاکید کرده که پول وافر داشته و نیازی به پول آنان ندارد هدف از کشف اش خدمت به انسانیت و رهایی هم وطنانش از بیماری کرونا است.  این پاسخ او در واقع میخ زدن به نابوت تروریزم را دارد که اسکان دار آن امریکا است. آقای سفیر نگران شده است که مبادا کشف الکوزی جهانی شود و در آن صورت جلو قاچاق مواد مخدر گرفته شده و دست مافیای جهانی از این مواد کوتاه و بازار مبارزه با تروریزم به سردی گراید. هرچند این موضوع یک خطر دیگر را نیز در پی دارد که این کشف در صورت جهانی شدن قاچاقبران جهانی مواد مخدر شرکای نظامی آنان را ترغیب به ماندن و دامن زدن شورشگری در افغانستان کند که در آن صورت خروج نیرو های خارجی از افغانستان یک امر حتمی به شمار می رود.

هرچند هنوز زود است که بر قطعی بودن نوشداروی الکوزی برای تداوی کرونا مهرتایید گذاشت و هرگاه به تعبیری نوشداروی او معجزه کند و بیماران کرونا را تداوی کند. در این صورت دشمتی با کشف الکوزی معنای دوستی با تروریزم و تداوم جنگ افغانستان را دارد که دشمنی آشکار با مردم افغانستان و منافع ملی کشور است. این حقیقت زمانی بیشتر برملا می شود که کشف الکوزی کلید علمی بخورد و در نتیجۀتحقیقات لابراتواری ثابت شود که چند قطره نوشداروی او پادزهر کرونا است. این هم گره گشای اصل مشکل نیست که بتواند بحیث واکسین کرونا از مصاب شدن بیمار به این بیماری پیش گیری کند، اما باز هم می تواند، گامی سودمند برای پیدایی ناپیدا هایی باشد که پیشرفته ترین کشور ها را به چالش کشیده است و تا کنون نتوانسته و موفق نشده اند تا با وجود هزینه کردن میلیون ها دالر کاری به اندازۀ الکوزی نکرده اند. گیریم که تاثیر نوشداروی الکوزی برای یک مدت است و باز هم قابل تحقیق است تا اثرات مواد خاصی که در این نوشداری موجود است، شناسایی شود و از آن برای تداوی و ساختن واکسین کرونا استفاده شود. یاهو