
در پی انتشار مطلب ” آیا نقد آقای نورزایی «نقد» است یا مانفیست کمونیزم مورچه ها؟” طبعاً خواننده گان عزیز متوقع بودند تا واکنش ها و تبصره های ایشان را بر موارد مشخص و کانکرتِ عنوان و حلاجی و خاطر نشان شده؛ دریابند و بخوانند و بدانند. تصادف جالب اینکه در این فاصله زمانی؛ دریافت سایت وزین گفتمان برای من در دهلی غیر ممکن شد تا جائیکه ناگزیز گشتم به جناب استاد اسدالله الم مسئول وبگاه؛ معضله را توسط ایمیل عرض نمایم. ایشان بلافاصله مهربانی کردند که سایت با استفاده از برنامه های جدید کاربردی کمپیوتری بازسازی و نوسازی گردیده احتمالاً مشکل پیش آمده به این تحولات مربوط است.

بالاخره پس از دو هفته آشکار شد که به راستی هم چنین بوده و مشکل توسط خود ایشان دریافت و امکان دسترسی مجدد به سایت گفتمان در هند فراهم گردید. من طی دو سه روز اخیر مندرجات تازه فراوان این سایت را در فرصت های پیش آمده مرور میکردم تا آنکه به مقاله گزیده از قلم جناب نادر نورزایی منهمک شدم که عنوان داشت « بازی های بزرگسالان و مشکل گفتمان سالم» به راستی مقاله بسیار علمی و جدید در راستای تحلیلات روانشناسی و روانکاوی. به طور معمول ما به چنین مقالات عمیق و حدوداً اکادمیک در اکثریت ویبسایت های افغانی بر نمیخوریم.
ادامه خواندن برخورد دانشمندانه و کارستان هیجان انگیز آقای نادر نورزایی
طی یازده سال که از حاکمیت موجود گذشته مبارزه مشترک یکجا با پاکستان علیه تروریزم همکاری اقتصادی نشان دهی منبع تروریزم آرزوی هم سایه نیک و حسن همجواری نکته های دلچسب بوده اند که هر روز ما و دست اندر کاران سیاست خارجی ما به آن مصروف بوده ایم جهان در رس امریکا هم از آن هر لحظه نام برده در روی کاغذ و در میز های مدور تا چندین دهۀ دیگر مقبولیت خواهد داشت. من در این مورد دلائل زیاد دارم که هر کدام شان به نوبه خود قابل درک اند اگر ما عملکرد ها و دورۀ دپلوماسی موجود را بنگریم و از جانب به فکر راه حل های موقت زود گذر و باور های میان تهی باشیم آینده روشن در انتظار ما و کشور ما بوده نمیتواند هیچ کس دقیق پیش بینی کرده نمی تواند که بعد از خروج قوت های امریکا در 2014 طی دو سال دیگر مناسبات ما با امریکا در کدام حد و اندازه خواهد بود. بعداز 2014 ناتو با کدام موقف خواهد بود و در مورد افغانستان چه خواهد کرد؟
برنا کریمی سفیر کبیر جمهوری اسلامی افغانستان در کانادا روز پنجم نوامبر با عده یی از بزرگان و شخصیت های اجتماعی افغانها ی برتش کلمبیا دیدار و گفت و گو نمودند .
یکی از مهمترین تحولات در اواخر قرن 18 (1794) آن بود که روان درمانگر معروف فرانسوي كه به حق او را بايد بنيان گذار روان درمانی جديد ناميد به نام ((فيليپ ئينيل)) به سرپرستي بيمارستان رواني ((بي ستد)) در پاريس ك انتخاب شد.
شمشیر قلم گرفته ، فرزند وطن
در نبود احزاب سیاسی و نهاد های مدنی هیچ نظام وحکومتی حق ندارد ادعا کند که متکی براصول دموکراسی وارزش های مدنی استوار است ،دولت های که پیوسته درجهت تضعیف جامعهء مدنی و بیرون راندن احزاب سیاسی از میدان فعالیت سیاسی تلاش می ورزند دولت های اند که باورمند به اصول دموکراسی نبوده بلکه با استفاده از کلیمه دموکراسی در برابر واقعیت دموکراسی وارزش های مدنی استاد شده است موجودیت جامعهء مدنی نیرومند، شرط اساسی دوام و استقراردموکراسی در یک جامعه است نه خورد کردن ویا بی إعتنائی به آن.عجیب است خیلی هم تأمل انگیز حکومت مدعی دموکراسی هر فریاد ملی ومردمی را در تضاد با منافع وموقعیت خودمیداند حرکتهای سیاسی وملی را همیشه با نگاه کج وسیمای عبوس به تما شا نشسته ، حکومتیکه امداد گرفتن از نهاد های سیاسی، اجتماعی ومدنی برایش به مفهوم دست دراز کردن بسوی دشمن است ،بیجا نخواهد بود که بگوئیم دلیل جدایی ودوری حکومت انحصاری افغانستان از مردم بر بنیاد همین اندیشه استوار است.
مقامات افغان از ساخت بزرگترین مرکز اسلامی افغانستان از سوی کشور عربستان؛ با هزینه بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون دالر خبر می دهند، که قرار داد آن قبلا میان مقامات افغان و عربستانی به امضا رسیده بود . به گزارش خبرگزاری جمهور؛ داعی الحق عابد معاون وزارت حج و اوقاف کشور در این رابطه گفته است: این مرکز در سطح منطقه بی نظیر بوده و قرار است به زودی در تپه مرنجان شهر کابل اعمار گردد .
أهمیت کانفرانس تاریخی دهه تحول در هرات بلی کانفرانس مهم وتا ریخی زیر نام دهه تحول به منظور بر رسی نقش کشور های منطقه در “دهه تحول” در افغانستان روز شنبه ۲۹ میزان با شرکت نمایندگان و کارشناسان حدود سی کشور منطقه و جهان در شهرباستانی هرات در یک قلعه تاریخی بر گزارشد که از نظرم خیلی با أهمیت وپر بار بود ..هدف از بر گزاری این کانفرانس که به ابتکارانیستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان” راه اندازی شده بود گفت وگوی همه جانبه و ویافتن موقعیت استراتیژیک افغانستان در دهه پس از ۲۰۱۴ میلادی، که موسوم به دهه “تحول” بوده است. 

![20121013215148[1]](http://mariadaro.com/wp-content/uploads/2012/10/201210132151481-180x300.jpg)

افغانستان در حلقه تیم ها وگروه های بحران آفرین وبحران سنج گیر مانده است یکی با بی کفایتی ، بی مسئولیتی وبی تفاوتی آفت بحران را توسعه وگسترش میدهد وگروهی در بیرون عمق بحران وپیامد های آنرا در ایندۀ افغانستان ذره بینی میکند وبد تر از همه اینکه مردم مظلوم افغانستان در برابر اثرات بدی بحران دست بسته اند وحتی کوچکترین چانس بخاطردفاع در برابر هجوم مصیبت های ناشی از بحران وفرار را ندارند.ملت را قصدا اسیر پنجه بی رحم بحرانهای فراگیر وغم انگیز ساخته اند.
از آنجاییکه مردم باسواد در تمام جهان ومنجمله در وطن عزیز مان دارای ذوق ها و سلیقه های متفاوتی اند؛ یک تعداد به نثرعلاقه دارند، عده ای شعر را ترجیح میدهند ، عده ای داستانهای پولیسی را خوش دارند، عده ای ریالیزم را ترجیح میدهند، وگروهی رومانتیزم را خوش دارند وعده ای هم به نوشته های مستند وعلمی توجه بیشتر مبذول میدارند، بنا مطابق به تمایزهای فوق گروپ های متعدد نویسنده گان وجود دارند که با آثارخودعطش این همه خواننده ها را مرفوع میسازند. هر نویسنده گروپ مشخص خواننده های خود را دارد. بدین ترتیب هیچ نویسنده ای را سراغ نخواهی داشت که جواب گوی توقعات همه خواننده ها بوده و همه قلب ها را تسخیرکند. از جانب دیگرخواننده ها هم دارای فهم وعقل و درایت و استعداد واندوخته ادبی وعلمی متفاوت اند. ازاینرو نسبت به نوشته هاییکه به دسترس شان قرار میگیرد طبعا واکنش های مختلف دارند. برای یک تعداد احسن و دلپذیراست اما یک عده از آن سر در نمی آورند، در نزد عده ای مخالف نظر و تفکر شان میباشد و قابل انتقاد و سوال برانگیز جا می افتد.
پیش از هر چیز؛ فرض و دین خود میدانم که مراتب بهترین احترامات و سپاسگذاری های خویش را خدمت یکا یک کاربران بصیر و خبیر ویبسایت بزرگ «اخبار افغانستان ـ http://afghanistannews.org/» درگاه کهکشان انترنیتِ – افغانها و انترنیت برای افغانها ابراز دارم. واقعاً برای خودم هم تعجب آور و شگفت انگیز است که در نظر خواهی یک ویبسایت چنین بزرگ و وزین در مورد نویسنده گان زبدهء کشور با عظمت و تاریخی مانند افغانستان؛ روی چه دلایل و ملاحظات و محاسبات؛ آدم گمنام و خجول و پنهانکاری مانند من که حتی سابقهء کامل سه ساله در انترنیت ندارم؛ به حیث “نویسندهِ دانشمند نمبر اول” برگزیده میشوم.
کشور عزیز ما افغانستان در ادوار مختلف تاریخی ، مهد پرورش فرهنگها و تمدنها بوده است .ولی طبعا” مانند سایر ملل جهان ، تاریخ مردم ماهم آکنده از نشیب و فراز ها میباشد. حفریاتی که طی قرن گذشته در گوشه و کنار کشور ما صورت گرفت ، نه تنها شرایط مادی زندگی مردم مارا در مقاطع مختلف تاریخ بیان میکند ، بلکه تحولات فکری و عقیدتی آنهارا نیزمعرفی میدارد. امروز از برکت همین تحقیقات باستان شناسی میدانیم که مردم ما و یا بخشهای از آن در کدام دورۀ تاریخ ، چه آئین و یا مذهبی را پیروی نموده اند؟ کدام امپراتوری ها را خودشان ایجاد کرده اند؟ و به مقابل کدام قدرتهای مهاجم قد علم نموده اند؟
با حضور بالفعل و سنگین نیرو های لشکری و نظامی بیش از 50 کشور از جامعهء جهانی!؟ تا کنون، ظاهرا معلوم نیست که اوضاع افغانستان به کدام جهت سمت و سو داده میشود. دولتمردان افغانستان، انتصاب شده از جانب غرب نیز با ترفند و طفره و لجاجت تمام، قضایای اصلی پشت پرده در امور افغانستان را از مردم افغانستان پنهان نموده و سخت بر تطبیق احکام و تحقق اهداف رذیلانهء باداران شان مصروف اند.اما من اینک از زلزله ای میگویم که اندکی آنسوتر رویداده و معهذا، به معنای تکانه مستقیم و اصل هوشداری است به مردم افغانستان( احزاب ، سازمانهای زنان و جوانان، نهاد های فرهنگی و مدنی، تشکلات صنفی تحصیلی، 
در اعتراض روز دوشنبه که در آن مخالفان تغییر نام دانشگاه پروفیسور استاد برهان الدین ربانی،صنوف درسی را بسته کردند، به خشونت انجامید که در جریان آن شماری از دروازهها و پنجرههای دانشگاه را شکستند و تعدادی هم زخمی شدند.
طوریکه شنیده ومشاهده میشود نشست ها وفعل وانفعالات هیئت رهبری دولت جمهوری افغانستان در اسامبله ملل متحد در راستای آنچه در افغانستان مطرح میشد در حرکت نیست ویا اینکه عکس آنچه در فضای سیاسی افغانستان سایه افگنده در حرکت است.چه بزرکترین دغدغه مردم افغانستان خوف وترس وزندگی نا مطمئن است که از اثر ضعف نیرو های امنیتی ورهبری کشور مردم را بفرضش غم نشانده است و ومشکل دیگر تجاوز اشکار اردوی پاکستان بر خاک افغانستان است که مردم عادی را نیز وادار به مظاهره وبسیج علیه تجاوز آشکار دشمن قسم خورده افغانستان ساخت وبه همین دلیل انتظار میرفت فشار های علیه پاکستان بخاطر بر چیدن لانه های ترور ووحشت وتقف حملات توپخانه پاکستان در اسامبله عمومی ملل متحد باز تاب گسترده داشته باشد اما
برای زنده نگهداشتن نام شخصیت ها در تاریخ کشور باید معیار های مشخص از طرف حکومت ومراجع قانونی پیشبینی شود تا بجای تشویق ودلگرمی مایه انزجار ودلسردی نگردد.هر چند در طول سه دهه موارد مختلف را شاهد بودم که شهر ها وجاده ها بنام افراد وشخصیت ها نامگذاری شده است اما این نامگذاری ها پیوسته سوال بر انگیز بوده که چرا وبه چه دلیل جاده شهر مؤسسه ونهاد دیگری که قبلا از خود دارای نام ونشانی بوده به نام اشخاص تغییر ی نام کرده است.گاهی این نامگذاری باعث جاودانگی خاطر ونام شخصیت ها میشود وگاهی هم نتائج معکوس از خود بجا میگذارد وما درین اواخر شاهد غوغای نامگذاری پوهنتون تعلیم وتربیه بنام شهید صلح استاد ربانی هستیم که بجای عزت باعث خفت نام ومقام شان شده که خواستم درین مورد نظری ارائه بدهم تا در آینده بتواند از بروز مشکلات این چنینی بکاهد.