روز من تو آی وطن دارهمین است ؛ شعراز : میرزاابوالپشم

بدروزی و بدبختی و ادبار همین است

در بستر غم زیستن انگار همین است

گویند لب از لب نگشایید در این‌جا

هشدار همین باشد و اخطار همین است

گویند زنان حقِ نظر هیچ ندارند

فرهنگ عقب مانده‌ی اعصار همین است

ممنوع شده تحصیل و مجازست توحش

راه و روش خیل ستم‌کار همین است

افکنده به زندان ز چه رو معترضین را

ما را گنه این است و سزاوار همین است؟

زخمی شده میهن ز تن و جان و سر و پای

میراث بدِ “اشرف ِ غدار” همین است

بنشسته سرِ خوان وطن آن کَلَه‌خواران

هان! خاصیت روبه و کفتار همین است

خوردیم فریب دو-سه تا رهبر ِخائن

روز من و تو آی وطندار! همین است

نابودی آن جمع جفاپیشه بخواهیم

امروز مراد همه اقشار همین است

ماییم و زبان و قلم و فکرت و پرخاش

بر ضد ستم شورش و پیکار همین است