این پیان را بمناسبت مصاحبه زهره قیام بصدای خود ثبت و به تلویزیون وطن فرستادم.
دسته: مقالات ماریا دارو
تاریخ دهم جون ۲۰۲۶ تلویزیون وطن مصاحبه زهره جان قیام با عزیزه جان صدیقی مصاحبه انجام داند.
برای تماشای مصاحبه بالای لینک فشار بدهید مصاحبه مکمل مصاحبه و پیام بنده را تیز تماشا خواهید کرد.
کتاب داکتر گلچهره : اثر تازه ماریا دارو

در مورد یکتن از خانم های هموطن ما با فراز و نشیب زندگیش کتاب جالب از قلم ماریا دارو تازه به نشر رسیده است.
مصاحبه خانم ماریا دارو با تلویزیون وطن
خانم عزیزه صدیقی بخاطر کتاب جدید ماریا دارو بنام داکتر گلچهره .مصاحبه جالب در برنامه زن ؛اداره و سیاست بتاریخ ۲۹ اپرایل ۲۰۲۶ انجام داده است.
دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

زمانیکه هنوز کودکی بودم ودر آغوش پرُ لطف والیدنم درخواب شیرین بسر میبردمُ ستاره خوشبختی ام از آسمان ارزوهایم سقوط کرد.
بلی هموطن سال سیزده صد وهفتاد ویک هزاران نفر زن ومرد جوانان وکودکان از بین رفتند؛ شهر شاهد کشتار مردم بیگناه وشاهد پرتاب راکت های کور بود. هزاران خانه ویران شد و بسیاری جوانان و کودکان از بین رفتند و بسیاری انها چو من یتیم وبیکس وتنها شدند. من وامثال من هست و نیست زندگی شیرین و شیرین ترین اعضای خانواده خویش راازدست دادند. شهر زیبای کابل چهره زاغ را کشیده بود؛ در دود وآتش با انسانهای بیگناهش یکجاه میسوختند..
ادامه خواندن دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا داروداکتر گلچهره؛ کتاب جدید نوشته ماریا دارو
در مورد یکتن از خانم های هموطن ما با فراز و نشیب زندگیش کتاب جالب از قلم ماریا دارو تازه به نشر رسیده است.

پرده داران هنر با معروف قیام
دراین برنامه در باره شخصیت چند بعُد ی استاد عبدالقویم بسید با حضور چند تن از هنرشناسان و فرزند عزیز شان و خلص سوانح شاد روان استاد بیسد را از کتاب هنرمندان تاریخ ساز تیاتر اثر بانو ماریا دارو به صدای بانو زهره جان قیام خوانده شد.
مصاحبه خیلی جالب تاریخی وهنری ماریا دارو با تلویزیون وطن شبکه پرده داران هنر به گویندگی محترم معروف قیام
استاد اکرم نقاش ؛ هنرمند چند بعدُی وطن : ماریا دارو
محمد اکرم نقاش در مکتب صنایع کابل رشته خطاطی و نقاشی را مسلکی آموخت در زمان که متعلیم بود برای رنگ مالی ونقاشی منازل شخصی فعالیت میکرد و به همین دلیل مردم عوام وی را بنام رنگمال یاد میکردند.
مرحوم محمد اکرم نقاش یکی از چهره های بسیار برجسته و درخشان هنر تیاتر های کابل بود .
در مورد این هنرمند خلاق هیچ اثر نوشتار از کسی به چشم نخورده است در حالکه او یکی از محبوب ترین کمیدن در تیاتر کابل بود.
ادامه خواندن استاد اکرم نقاش ؛ هنرمند چند بعدُی وطن : ماریا دارومصاحبه جالب و مفید تلویزیون بهار خانم ماریا دارو با لیلا هاشمیان
مصاحبه بانو ماریا دارو در برنامه زمزمه های شب هنگام تلویزیون بهار با لیلا هاشمیان
از اهدای گل به خانم ها…میترسم داستان جالب عشقی« حادثه پولی تخنیک کابل» : نوشته ماریا دارو
از اهدای گل به خانم ها…میترسم.
من و زحل از کودکی در یک محیط در شهر کابل یکجا بزرگ شدیم
وقتیکه مکتبی شدیم باز هم در یک مکتب باهم بودیم… پدر کلانم مرد کهن سال و افسانوی بود زمانیکه خانه ما میآمد برای ما قصه های پری و سلطان و کنیز و بچه سلطان را میگفت . ذهنم خیلی در گیر این قصه ها شده بود. فکر میکردم که عشق تنها برای سلطان و سلطان زاده هاست و بس .
ادامه خواندن از اهدای گل به خانم ها…میترسم داستان جالب عشقی« حادثه پولی تخنیک کابل» : نوشته ماریا داروداستان جالب پرُ عاطفه عشقی «سونیا و شفیق کاکایم؛ قسمت دوم : نوشته ماریا دارو
اتشی که از عشق در قلب زبانه میکشد؛ کسی حرارتش را حس نمیکند؛ تنها عاشق میداند که چه شعله جانسوز هست / لالاگفت که عشق عجیب درد بی درمانیست که هیچ کس نمیداند چه وقت سراغ ادم میآید.
روزی مه و سونیا از مکتب یکجا طرف خانه میامدیم؛ سونیا از مه سوال کرد ( درعروسی ام اشتراک میکنی) گفتم چرا که نی … سونیا از نامزادش تعرف کرد و گفت اقارب شان می باشد. خانه شان ساز و سرود برپا بود مادرکلانم چند دشنام نثار شان کرد و ارسی ها را بسته کرد و گفت فقط ما در کوچه خرابات زندگی میکنیم.
کاکایم گیلاس آب بدستش بود با تبسم مخصوص می خواست آب بنوشد که من مثل خروس بی وقت آذان دادم و گفتم ( چرا بی بی جان اخر .عروسی سونیاست)
ادامه خواندن داستان جالب پرُ عاطفه عشقی «سونیا و شفیق کاکایم؛ قسمت دوم : نوشته ماریا داروداستان جالب پرُ عاطفه عشقی «سونیا و شفیق کاکایم؛ قسمت اول : نوشته ماریا دارو
زندگی در طبیعت سرسبز و کوچه باغ های پرُ میوه آرامش دیگری داشت اما تمدن مردم شهر کابل یکی از رویاهای دیرین ما بود. هنگامیکه شفیق کاکایم مکتب ابتداییه را در این قریه دور دست در یکی از ولسوالی ها ختم کرد جهت ادامه تحصیلش پدر کلانم در« شوربازار» کابل برایش خانه خرید. و حالا که من و برادرم ابتدایه را ختم و باید شامل مکتب عالی شویم ؛ پدر و مادرم در شوربازار کابل با کاکایم زندگی را ِآغاز کردند.
. درقریه که چشم از خواب باز میکردیم هوای تازه طبعیت و صدای چعچه پرندگان نسیم روح پرور باغ و بوستان؛ راحیه شگوفه درختان یگانه دلگرمی ما بود.
ادامه خواندن داستان جالب پرُ عاطفه عشقی «سونیا و شفیق کاکایم؛ قسمت اول : نوشته ماریا داروکاکا غلام حیدر« داستان کوتاه» نوشته ماریا دارو
تیر پشتش به کمان تبدیل شده بود او یک باره در زندگی ما عرض اندام کرد ما از قوم و خویش پدری خویش اصلآ معلومات کافی نداشتیم زیرا انها در یکی از ولسوالی های ولایت بلخ زندگی داشتند. چون پدر کلانم در کابل دکان قالین فروشی داشت و پدرم را در سن جوانی با خود بکابل اورده بود. پدرم در کابل مکتب خوانده بود در کابل بزرگ شده بود وامور تجارت را علمی درمکتب و از پدرش اموخته بود و بعد از وقت مکتب با پدرش در دکان همکاری میکرد.
برای مطالعه داستان ایجا را فشار بدهید
ادامه خواندن کاکا غلام حیدر« داستان کوتاه» نوشته ماریا دارواقلیما و جانو داستان کوتاه نوشته : ماریا دارو قسمت دوم
قسمت دوم
جانو بعداز دعای مادرش یکبار به هوش آمد و گفت .برای بچه های غریب / یگانه راه رسیدن به ارزو های شان همین درس خواندن است وبس برای مادرش گفت : مادر جان . دعا کن انشا الله که من آرزویت برآورده میسازم/ .نامه را که برای اقیلما نوشته بود پاره کرد و فقط در یک ورق چنین نوشت:
نامه چنین آغاز شد:
/ با صدای قدم هایت همه چیز را که داشتم / از دست دادم ؛ غرورم را شکستی/ هم ردیفانم مسخره ام خواندند/ ؛اما تو یک نظر هم بمن نکردی…..
میان این همه سرخورده گی ها؛/ میان تاریکی ها و تنهایی و ناداری / امید دارم که یکروز خورشید برایم طلوع خواهد کرد/ آن گاه خواهی دید که من یگانه مردی بودم که ترا خوش بخت میساختم.
ادامه خواندن اقلیما و جانو داستان کوتاه نوشته : ماریا دارو قسمت دوماقلیما وجانو داستان کوتاه : نوشته؛ ماریا دارو قسمت اول
اقلیما و جانو
داستان کوتاه نوشته و صدای ماریا دارو
موزیک بکروند از استاد : استاد محمد رضا لطفی
اقلیما در شادابی جوانی قرار داشت …ازحسن زیبا ای برخوردار بود. قدش مانند خمچه طلا؛ چهره اش مانند پری کوی قاف بود
گویا که رویش را آفتاب و مهتاب را ندیده بود.
قرص رویش مانند کلچه پنیر و سفیدی رویش به مانند برف بود.
چراغ چشم هایش از دور بر بینیده نور افگنی میکرد.
طرز برخورد اروپایی و شیوه گپ زدنش به طوطی خوش کلام و مقلد میماند. یاقوت لبانش دل می برد.
انقدر نفیس و ظریف بود که گویی در بین گل و پنبه نگهداری شده است./ در جمع همسالانش خریدار زیادداشت.
اماهر جوان نمیتوانست با آسانی همراهش هم کلام شود
ادامه خواندن اقلیما وجانو داستان کوتاه : نوشته؛ ماریا دارو قسمت اولکاراحمقانه ؛ پارچه تمثیلی : نوشته ماریا دارو

راحله « گریه » :چکاری کردم …وای خدایا ده این دوسال جان کنی کدم اخر «گریه» چکنم چی جواب بگویم
ثریا : والله مه نمیدانم که تو چرا ایکاره کردی ؛ اقلاٌ بر مه میگفتی که مه غم نگاه داری پولها میخوردم. وای دختر بیعقل ..شاید اولادها گرفته باشند؟
راحله : راستی که گفتی بی بیجان مه نخواستم پولها را پیش شما بگذارم آخر چی کدم خدایا
ثریا : خو بگو ده کجا مانده بودی
ادامه خواندن کاراحمقانه ؛ پارچه تمثیلی : نوشته ماریا دارودو خواهر هندو ومسلمان در زیر یک بیرق واحد؛ نوشته : ماریا دارو


زمانیکه هنوز کودکی بودم ودر آغوش پرُ لطف والیدنم درخواب شیرین بسر میبردمُ ستاره خوشبختی ام از آسمان ارزوهایم سقوط کرد. شهر شاهد کشتار مردم بیگناه وشاهد پرتاب راکت های کور بود. بلی هموطن سال ۱۳۷۱ هش ُ سالیکه هزاران خانه ویران شد وهزاران زن -مرد -جوانان وکودکان از بین رفتند و بسیاری آنها چون من یتیم – بیکس وتنها شدند. من وامثال من هست ونیست زندگی وشیرین ترین اعضای خانواده خویش را از دست دادیم. شهر زیبای کابل چهره زاغ را کشیده بودُ در دود وآتش با انسانهای بیگناهش یکجاه میسوختند.
ادامه خواندن دو خواهر هندو ومسلمان در زیر یک بیرق واحد؛ نوشته : ماریا داروپارچه تمثیلی نوشته؛ ماریا دارو به هنرنمایی بانو زرغونه رفاه گردش و ماریا دارو ؛بتاریخ ۱۳ اگست در تلویزیون وطن نشر گردید.
پیام ماریا دارو در محفل بزرگ داشت فعالیت های فرهنگی و هنری جناب محترم عمر ننگیار بتاریخ ( 15 ) سپتامبر 2024 شهر ماسکو

ماریا دارو کارمندا اسبق رادیو تلویزیون ملی افغانستان:
درود بر دانشمندان و قلم بدستان حاضر در این مجلس با شگوه!
من ماریا دارو که شما عزیزان با من شناخت کافی دارید.احتراماتم راتقدیم حضورتان میدارم.
شما عزیزانیکه در زیراین سقف جمع شده اید واز کارکرد های فرهنگی جوانی بنام عمر ننگیار سخن میگوید. ایکاش حاضر میبودم. در هر حال من ننگیار را شاید بیشتر از خودش میشناسم.
او زمانیکه محصل بود با ادره هنرو ادبیات مدیریت درام و داستان پشتو عقد قرار داد نمود و درکنار مرحمومین فضل محمد -فضلی و عبدالمنان ملگری و جانمحمد پلار صاحب و سایر هنرمندان و نویسند گان جوان تجارب تمثیل و نویسندگی اندوخت. و در رادیو درامها و داستان ها و سایر برنامه های فرهنگ سهم فعال گرفت و بعداز مدتی به نوشتن بعضی مطالب در پروگرام های مختلف آغاز نمود.
ادامه خواندن پیام ماریا دارو در محفل بزرگ داشت فعالیت های فرهنگی و هنری جناب محترم عمر ننگیار بتاریخ ( 15 ) سپتامبر 2024 شهر ماسکوجوان صد افغانیگی داستان کوتاه – نوشته : ماریا دارو

بازهم طرف پوهنتون کابل میرویم.
… . ﭘوھﻧﺗون ﮐﺎﺑل ﻋﺟب ﻓﺿﺎی دل آراﯾﺳت ﺑﺎآﻧ ﮑﮫ ﺟواﻧﺎن ﺑرای ﮐﺳب ﻋﻠم ی فلسفه؛ ریاضی ؛سانس: ادبیات و ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﯾﺎﻣدﻧد و ﺑرﻋﻼوه اﯾﻧﮑﮫ ﺗﺎرﯾﺦ ﻗدﯾم و ﺟدﯾد می اموختنتد. از ﺧود ﻧﯾز ﺗﺎرﯾﺦ ﻋﺷﻘﯽ ﺑﺟﺎ ﻣﯾﮕذاﺳﺗﻧد ﮐﮫ ﺑﺎﻋث ﭘﯾوﻧد دو ﻗﻠب میشد.
درﭼﻧﯾن ﯾﮏ ﻓﺿﺎی زﯾﺑﺎ ﺑرﻋﻼوه رﻗﺎﺑﺗﮭﺎی درﺳﯽ ﺑﻌﺿﺎٌ رﻗﺎﺑﺗ ﮭﺎی ﻋﺷﻘﯽ ﻧﯾز دیده میشد. یکی را میدیدی که سرگردان پیدا کردن عشقش بود.
ﯾﮑﯽ ﻋﺎﺷق ﻣﯾﺷد وﯾﮑﯽ ﻋﺎﺷق ﺷده ﺑود ؛ﻋﺷﻘش اﻓﺷﺎ ﻣﯾﺷد .
همه این اﺗﻔﺎﻗﺎت اکثراٌ در ﮐﻔﯾﺗرﯾﺎ « صالون نان خوری»ﻣوﻗﻊ ﻧﺎن ﭼﺎﺷت رخ میداد. ﺟواﻧﺎن ﻋﻣوﻣﺎ ﺑﺎ ﮔروپ ھﺎی ﺳﮫ ﻧﻔری و ﯾﺎ ﭼﮭﺎر ﻧﻔری ﯾﮑﺟﺎ ﺑﮫ ﻧﺎ ن خوردن میامدند.
ادامه خواندن جوان صد افغانیگی داستان کوتاه – نوشته : ماریا داروداستان خیلی زیبا : نوشته ؛ ماریا دارو
این داستان از فرهنگ پسندیده و برخورد جوانان در مقابل دختر خانم ها در دانشگاه کابل قبل از جنگهای داخلی بحث میکند برای شیندن داستان بالای لینگ کلیک بدارید. ناگفته نماندکه این داستان زیبا در دوقسمت ثبت شده است. هر دو لینک در ذیل موجود میباشد .
بنام خداوند لوح و قلم؛ دو اثر ماندگار از شاعر معاصر وطن ؛ وارث الشعرا نذیر احمد ظفر: نوشته از پروفیسور عنایت الله شهرانی
بنام خداوند لوح و قلم


درین اواخر دو اثر بر گزیده و عالی از جناب محترم وارث الشعرا نذیر احمد ظفر به عنا وین (بانوی قلم فرسا) که در باره حیات علمی و هنری و اداری محترمه خانم ماریا بیگم دارد بحث میکند ، و دو دیگر مجموعه اشعار و یا دیوان چهارم ژور نا لیست کار کشته نذیر ظفر به عنوان (آرا)بطبع رسیده است.اول با نوی قلمفرسا: مو لف دانشمند و قلم بدست توانا جناب ظفر این کتاب را به افتخار خد مات ارزنده ِهنری، ادبی و علمی با نو ماریا جان در دو صد و هشتاد و دو صفحه نوشته و به طبع رسانیده است. درین اثر پر محتوا نظر یکتعداد از نویسنده گان وطن خاصتا همکاران خانم ماریا دارو، در قسمت کار کرد های محترمه ماریا دارو در خصوص طرز بر خورد وی با ما مورین و هنر مندان رادیو افغانستان آورده شده است، که واقعا میتواند آیینهِ فعالیت های او را نماینده گی نماید،به قرار نوشته محترمه فوزیه جان شهاب ، ماریا جان دارو مو سس کودکستان رادیو تلویزیون میباشد.
ادامه خواندن بنام خداوند لوح و قلم؛ دو اثر ماندگار از شاعر معاصر وطن ؛ وارث الشعرا نذیر احمد ظفر: نوشته از پروفیسور عنایت الله شهرانیپارچه تمثیلی انتقادی و داستان کوتاه زیبای ( شمس و قیسی ) نوشته بانو ماریا دارو
برنامه کورنی ژوند رادیو تلویزون وطن دو اثر ماریا دارو را بتاریخ ۳۱ جولای ۲۰۲۴ بدست نشر سپرد. برای استماع پارچه انتقادی و انتباهی و همچنان قسمت اول داستان زیبای بنام شمس و قیسی میتوانید بالای ویدیو لکیک نموده از شنیدین آن لذت ببرید.