مژده به دوست داران شعروادب؛ مجموعهء شعری «باران و باور» استاد محمد اسحاق ثنا اقبال چاپ پیدا نمود: نوشته ء ماریا دارو

  گزینهَ سروده های فارسی دری  و ترُکی اوزبیکی تحت  عنوان باران و باور جناب استاد محمد اسحاق ثنا از چاپ برامد . 

استاد محمد اسحاق  ثنا متولد سال  «۱۳۲۸» خورشیدی شهرستان  اندخوی  ولایت فاریاب افغانستان میباشند.

استاد ثنا  تعليمات  ابتدایهَ  خود را در دبیرستان ابومسلم  اندخوی و بکلوریا را در لیسه نادریه  شهر کابل  به اتمام  رسانید و بعد در سال «۱۳۴۷» خورشیدی بصفت  اموزگار در لیسه غازی  به تدریس  فرزندان  وطن  پرداخت و هم زمان در  دارالمعلمین  عالی کابل  به تحصل  عالی خویش ادامه داد. استاد  ثنا در  معارف کشور  مصدر خدمات زیاد گردیده  و چراغ  علم را  در خانه  های  هموطنان ما روشن ساخته  است.

استاد محمد اسحاق ثنا در سال « ۱۳۷۱» خورشیدی  مانند سایر  هموطنان ما راهی  هجرت  آباد  پاکستان گردید  و بعد  از «۱۲» سال انتظار  یعنی در سال  «۲۰۰۵ » میلادی در شهر  ونکوور  کانادا سکونت دایمی یافت.

ادامه خواندن مژده به دوست داران شعروادب؛ مجموعهء شعری «باران و باور» استاد محمد اسحاق ثنا اقبال چاپ پیدا نمود: نوشته ء ماریا دارو

یاد هنرمند گرامی ما « پرانات » گرامی باد: ماریا دارو

  یادآن ایام  گرامی باد که همرای مادرم بدکان مرحوم پرانات برای خرید چپلک های مرغوب پلاستکی میرفتم.

شناخت مردم افغانستان از آن هنرمند محبوب کاریست دشوار، زیرا پران ناتهه همان طوریکه غنمیت تخلص مینمود انسان غنمیت و برومند، برای استحکام پل دوستی میان نژاد ها و مضاهب مختلف مردم کشور و از بین بردن تعصب زبان و عقیده بود. او به هیچ مذهب عقیده تعصیبی نداشت، قلب او سرشار از علم خدا پرستی و انسان دوستی بود او میگفت انسان را باید دوست داشت زیراانسان از محبت و عشق بوجود آمده است. خالق یگانه خلق کننده همه بشریت است این مهم نیست که طفل از کدام پدر و مادر و یا درکدام سر زمین بدنیا میآید و بکدام مذهب متعقد میشود و بکدام زبان تکلم مینماید. خدا را باید پرستید و انسان را ” کانون عشق و محبت ” است، باید دوست داشت. او عشق به خالق بشریت وعشق به انسان وانسانیت را وجیبه خود میدانست.

پران ناتهه “غنمیت” درسال 1927 میلادی درخانواده یی هندو افغان درگذر پایان چوک کابل تولد گردید درآوان کودکی شوق آواز خوانی را در سرداشت. زمانیکه درمکتب آسمایی شامل گردید با دختران و پسران هم سن وسالش بدون تعصب برخورد عالی انسانی داشت این خصوصیت اورا در جمع شاگردان مکتب آسمایی برجسته ساخته بود، تمام معلمین و شاگردان او میشناختند و دوست داشتند. درسن نوجوانی که هنوز 15 سال داشت در گرو زلفان سیاه، دراز و پریشان دختری بنام “ملکه” اسیر گردید، بعد از تحمل یک دوره عشق پنهانی که درکشور ما جز فرهنگ هندو و مسلمان بود، سوخت وساخت و سرود : آن سلسله مو آید اگر بر سربازار = بازار شود از نفسش تازه چو گلزار

ادامه خواندن یاد هنرمند گرامی ما « پرانات » گرامی باد: ماریا دارو

یـاد شوربازار کابل بخير: بقلم ماریا دارو

زمانیکه هنوز مكتب  نمی رفتم؛ تنها  دو رفیق داشتم هر روز در کوچه بازی میکردیم ؛ خانه ما پهلو هم  قرار داشت و ازسر بام هم ارتباط داشتیم. سنجو و کمار دو برادر بودند؛ سنجو هم سن و سال من بود و اما کمار با آنکه از من  خورد تر بود اما نسبت به  سنجو خیلی  رفيق من بود. اوخیلی اجتماعی بود و خیلی فکاهی  میگفت.. هردو برادرها با من مانند دو برادر اصلي بودند. مادرش  در شیرینی پختن خیلی لایق بود هر وقت بدست سنجو و کوماربرایم میتایی  و لودو روان  میکرد.  یک روز برام میتایی  روان کرده بود یک مقدارآن را برای فردا خود درپس خانه پنهان کرده بودم؛ مادرم آن را پیدا کرد وقصه من به گوش  پدرکلانم رسید .پد کلانم با آن که حج رفته بود؛ وآدم خیلی متعدين بود هروقت  که مرا درکوچه  همرای سنجو کمار می دید  مرامحنت میکرد . برو گمشو ؛ صد  دفعه  گفتم که  در کوچه بازی نکو هر سه ما  ازکوچه به خانه می  گریختیم و درسربام دورازچشم پدرکلانم تشله بازمیکردیم اگر ما رابی خبردر  کوچه  گیرمیکرد ؛ با نوک عصا چوبش تشله های ما را درجوچه بد رفت می انداخت.

ادامه خواندن یـاد شوربازار کابل بخير: بقلم ماریا دارو

شادروان مهد ظفر نطاق برجیسته و تكرار نشدنی راديو تلویزیون ملی افغانستان : ماریا دارو

  از  انسان  صادق نام نیک و یکی دیگر صدا باقي میماند. بلی مهدی ظفر یک استعداد فوق العاد عالی در هنر گویندگی داشت که در جمع نطاقان سابق و نطاقان هم زمانش رقیب نداشت. گویندگی در کنار مهدی ظقر هم جرائت میخواست ؛ او گویندگی را از دوره مکتب در کنفرانس ها آغاز کرد. همین فصاحت زبان و جرائت گویندی وی از مکتب استقلال به برون رسید و روانه یگانه دستگاه رسانوی « رادیو افغانستان » وقت شد. وی از برنامه های متعددی آغاز سخن رانی نمود بطورمثال : در برنامه های اطفال؛ کاکا منجانی اطفال شد. بعداٌ استعداد فوق العاده و جرائت سرشار ش به سایر پروگرام ها « مسابقات ذهنی رادیو؛ پروگرامهای هنری داستانی ؛ شعر خوانی زمزمه های شب هنگام ؛ تبصره های سیاسی و اخبار شب کشانید. مهدی ظفر نیم قرن با صداقت و پشت کار به اوج شهرت رسید. اما ثمره صداقتش همان بود که دیدیم.

این تیپ نیم قرن پیش به صدای گیرای مهدی ظفر سروده شده است و یکی از دوستان بزرگوار از آرشیف شخصی خود

برایم فرستاد که از ایشان سپاس گذارم .

ادامه خواندن شادروان مهد ظفر نطاق برجیسته و تكرار نشدنی راديو تلویزیون ملی افغانستان : ماریا دارو

درکوچه باغ های عشق داستان کوتاه نوشته ماریا دارو: به صدای رجنی پران کمار

https://www.youtube.com/watch?

v=7zkFxUqWeqg&t=325s

قسمت اول داستان

قسمت دوم داستان

https://www.youtube.com/watch?v=ICA-1guCVPs
قسمت سوم

روی  ویدیو ها فشاردهید وداستان را بشنوید:

دوستان گرامی  اگر مایل باشید که داستان را مطالعه نمایند ؛ لطفاٌ روی کلمه ادامه خواندن فشار دهید .
برادر هموطنم {الف، شین} چهان سپاس از شما که برایم اجازه نوشتن این واقعیت تلخ را دادید؛ امید طرف قبول تان گرفته باشد.

اگر میخواهید داستان را بخوانید در ذیل فشار بدهید

ادامه خواندن درکوچه باغ های عشق داستان کوتاه نوشته ماریا دارو: به صدای رجنی پران کمار

سخن چند درمورد وارث الشعرا نذیر ظفر: نوشتهء ماریا دارو

افغانستان و مردم آزاده آن به رنگین کمال میماندکه دارای فرهنگ غنی و قدیم بوده و درهر دوره های تاريخی شگوفاییفرهنگ و تمدن در کشور شگفته و بعضا نسبت تغییرات ساسی  و حاکمین ناکام و دست نشانده؛ خموشی اختیار نموده است. اما شگوفانی های ادوار مختلف  را تاریخ فراموش نکرده و دوباره  درخشان گردیده و میگردد. هنرهای نقاشی؛ هیکل تراشی؛ صنایع دستی ؛ هنر معماری و مهندی و خطاطی موسیقی و هنر تمثیل را میتوانیم از دوره های خیلی قدیم به استناد شواهد تاریخی دراثر کشفیات جدید درمی یابیم. مطالعه آثار و مدنیت تاریخی سرزمین ما را روشن میسازد که کشورما دارای تمدن خیلی پیشرفته و فرهنگ غنی تاریخی درمنطقه میباشد. این تمدن و شگوفایی قبل از تمدن یونان بوده میتواند. درگذشته سر زمینی که آريانا؛ پس از آن خراسان و حالا افغانستان نامیده میشود در طول تاريخ فراز و نشیب فراوان فرهنگی رااز زشتی روزگار دیده است. بعد از دوره رسنساس و که اروپا پایش به قاره آسیاه و افریقا باز گردید و متوجه تمدن پیشرفته دو قاره شدند. زمین شناسان به مرور زمان در پی شگافتن زمین شدند که تمدن های قدیم رااز زیر خاک برون آورند.. انسانها معاصر از تمدن قدیم شینده و یاخوانده اند مگردر عصر حاضر نظر به پیشرفت و سایل تکانالوژی جدید کشفیات بیشتر بدست آمده است و توام بدست نشرات جمعی میرسد و از پیدایش اثار قدیم غنامندی فرهنگی وطن بیشتر باخبر میشویم.  در این اواخر کتاب که توسط یک خانم پروفیسور مصری بنام »عفاف السید زیدان« تحت عنوان »مصریه البلاد الافغان « نوشته شده است؛ بدستم رسید و مطالعه نمودم.  او در کشور ما به تحقيقات علمی؛ ادبي و فرهنگی پرداخته و در مورد زبان فارسی و شعرای پارسی زبان» عنصری بلخی و امیر خسرو بلخی؛بخاطر دکتوراي خوش  پرداخت و اما به  آن دو شاعر بسنده نشد و به  معرفی سایر شعرا ؛ و دانشمندان  فرهنگ و ادیبان  چون : فرخ سیستانی؛ سنایی غزنوی ؛ ابوالقاسم فردوس و استاد سخن خیلل الله خلیلی؛ استاد عبدالحق بیتاب؛ استاد فکری سلجوقي صلاح الدين سلجوقي ؛ عبدالرحمن پژواک؛ شائق جمال؛ انور بسمل؛  صوفي  عشقری؛ حنيف بلخی؛ عبدالحق واله و رابعه بلخی تحقيقات انجام داده و در باره فرهنگ غنی افغانستان و مردم بافرهنگ و ادیب ؛ رسوم و عادات شان و شرح حال شاعران و ادیبان عزیزالقدر ما که فرسخ ها دور در جغرفیای سرزمین عرب قرار دارد ميراث  فرهنگی مارا آنچه  مستحق اند؛

ادامه خواندن سخن چند درمورد وارث الشعرا نذیر ظفر: نوشتهء ماریا دارو

بانو  پیکر«جلوه » افسانه را چنین می شناسیم: نوشتهء : ماریا دارو

خانم پیکر «جلوه» افسانه هنرمند با استعداد؛ از تیاتر شهر « شاری » ننداری تا ستودیوی رادیو  کابل  وقت با آواز ملکوتی و کرکترعالی و شخصیت بی همتایش در جمع  هنرمندان کشور شهرت داشت.  وی با برخورد صمیمانه  خود در قلب تمام  همکاران رادیو تلویزیون ملی و سایر هنرمندان جا داشت. خاطرات  نیک و فراموش  ناشدنی از خود بجا مانده است. او یکبار چنین خوانده  بود « من لاله آزادم خودرویم وخودبویم-  در دشت مکان دارم ؛ فارغ ز لب  جویم» اکنون این بانوی آزاده  فارغ از همه  دغدغه  های دنیا گردید  و در دشت  مکان  اختیار کرد مکان ابدی  برایت  افسانه جان سایه رحمت الهی باد. 

بانو  پیکر «جلوه » افسانه را چنین  می شناسیم :

« لیسه نجات « امانی » به اساس قرار داد جانبین کشورألمان و افغانستان اعمار گردیده بود و استادان آلمانی  به  تدریس  در لیسه نجات اشتغال  داشتند اما در زمان جنگ جهانی دوم  استاد دان آلمانی به کشورشان برگشتند. دانشمندان افغانستان از بسته شدن  آن لیسه در  هراس بوند. بر اثر زحمات و تلاش های  شادروان  استاد عبدالغفور برشنا  که خود نیز به زبان  آلمانی مسلط بودند ٬ از دانشمندانی که زبان  آلمانی میدانستند؛ تقاضا نمود که در کنار وظايف رسمی شان  جهت  فعال  نگهداشتن  لیسه نجات « امانی » به تدریس شاگردان بپردازند. در النجا زمینه رشيد هنر تئاتر نیز مطرح گردید.

ادامه خواندن بانو  پیکر«جلوه » افسانه را چنین می شناسیم: نوشتهء : ماریا دارو

ماریا دارو : ستم بالای زنان افغانستان ریشه های تاریخی دارد

مهمان برنامۀ صدای زنان، این بار خانم ماریا دارو است، که نویسنده و یکی از شخصیت های رسانه ای افغانستان میباشد.

نشر شده در : 13/09/2023 – 19:27

بر روی لینک فشار بدهید و مصاحبه را بشنوید.

https://www.rfi.fr/fa/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/20230913-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF?fbclid=IwAR1_0C7wjedJdSnwbSZ5BFF57gHAvcWgags8LH7-a3Wc56JmkiDjcAHylKs&utm_medium=social&utm_campaign=facebook&utm_source=user

مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

در این  مقطع زمان که گروه منفور؛  فاقد سواد و فرهنگ با  افکار قرون وسطایی و معامله گر سایه تظلم را بر ملت ما افگنده  است و درب  معارف و مکاتب  را بر روی بانوان شجاع و مستعد ما بسته  اند؛ نباید احساس  ناامیدی  کرد زیرا قلم به دستان ما در داخل  و خارج ازکشور پیوسته  در نگارش  ادامه میدهند  و زبان و فرهنگ مان را با  گلواژه های  شان عطور زندگی  می  بخشند …

از این جمله نویسندگان  مجرب و چیره  دست یکی هم بانوی  گرانسنگ و نویسنده کتب متعدد خانم ماریا  جان  دارو است که با وجود مشکلات محیطی  شجاعانه می نگارد و برغنای معنوی ما می  افزاید.

 در همین روزها کتاب تازه  شان  تحت عنوان  (اتاق  شماره ۲۲) درآنلاین منتشر گردیده  است. 

در همین رابطه  مصاحبه  اختصاصی با این خواهرما انجام دادم و شما دوستان را به خوانش آن دعوت میکنم.

سوال  – تاکنون چند کتاب و با کدام عناوین را نوشته اید و هموطنان ما از کدام مرجع می توانند آنها را بدست آورد ؟

 جواب  – جناب  محترم ظفر گرامی  وارث الشعرا شیوا بیان ؛ ژورنالست آگاه و فعال و نویسنده  توانا ؛ خدمت شما وعلاقمندان  کتاب عرض سلام و ادب دارم.

ادامه خواندن مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

خشت بزرگ از خانه تیاترسابق افغانستان فرو ریخت : نوشته  ماريا  دارو  

داکتر عبدالواسع لطیفی سابق استاد و رئيس فاکولته  طب کابل ؛ نویسنده و مترجم درامهای تیاتر افغانستان  بتاریخ  بیست و هشتم ( ۲۸ جولای ۲۰۲۳- م -) جان به  جان آفرین بخشید.. 

انا لله وانا الهی راجعون

داکتر عبدالواسع  لطیفی  بتاريخ  دوازدهم  ماه  می  (  ۱۹۲۸ -م) در شهر کابل  تولد گردید 

 وی بعد از ختم  لیسه استقلال  و کسب  دیپلوم  هم ردیف  با دپیلوم  بکلوریا کشور  فرانسه شناخته  شد و به  تعقب  آن در سال  (  ۱۹۵۱ -م)  شامل پوهنحی طب  پوهنتون کابل گردید. 

استعداد و خلاقیت شادروان لطیفی در دانش  لسان فرانسوی  در سطح خیلی بالا بود و در ساعت  درسی  که  توسط  استادان  فرانسوی  و افغانی  به لسان فرانسوی  تدریس می شد  او لکچر استادان را برای  محصلين  ترجمه  می کرد.

پس  از فراغت دانشکده  طب  در ( ۱۹۵۷ -م )  به  حيث کدر علمی  پوهنحُی طب در پوهنتون کابل  بر رتبه  پوهیالی درکدرعلمی دیپارتمنت  مایکریولوژی و  ویرولوژی  قبول گردید و  در این  رشته  الی رتبه  پوهاند  رسید. 

ادامه خواندن خشت بزرگ از خانه تیاترسابق افغانستان فرو ریخت : نوشته  ماريا  دارو  

دیباچه زيبای اشعار بنام « سخن باگل سوسن» : ماریا دارو

امروز دیباچه زیبای اشعار بنام « سخن با گل سوسن » که از احساس پاک و خامه توانای شاعر ذواللسانین جناب محترم استاد محمد اسحاق ثنا طبع شده است ؛ بدستم رسید.

نام کتاب : سخن با گل سوسن

شاعر : محمد اسحاق ثنا

محل چاپ : مزار شریف ؛ چاپخانه امید در بلخ . تاریخ چاپ ؛ حوت «۱۴۰۱ -هش »مارچ «۲۰۲۳-م»

پشتی اول کتاب با یک گلدان گل زیبا ی سوسن توسط محترم حامد عالمی طرح و ترتیب شده است. در پشتی چهار کتاب زندگینامه مختصر جناب محترم استاد ثنا با فوتوی شان طبع گردیده است. ویراستار و نگارنده یاد داشت این دیبا چه در حدود چند صفحه به قلم توانای جناب محترم پوهنوال دکتور سید محمد عالم لبیب نگارش یافته است. مهتمم : محترم استاد صالح محمد خلیق میباشد و برگ آرایی آن را محترم سید علی موسوی انجام داده است.

 دوستان گرانقدر!

ادامه خواندن دیباچه زيبای اشعار بنام « سخن باگل سوسن» : ماریا دارو

چی کنم عادتم شده«جلال نورانی» ای هموبی چاره گک اس : نوشته ی ماریا دارو

سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هرگز — مرده آن که نامش  به  نیکویی  نبرد 

عنوان فوق  مربوط  به شخص  می باشد که  تا پای  جان  در مورد  مردم ؛ هنر و فرهنگ  وطنش قلم  زد تا اینکه قلم  به فریاد رسید و فردا زندگی  را از وی  گرفت. 

جلال نورانی از نامش پیداست  که نورافشان  تاریکی های  روزگار بود. تولد وی در  ۱۳۲۷ خورشیدی  برابر  ۲۲جولای  ۱۹۴۸ میلادی – وفات  ۲۷  حمل  ۱۳۹۶ خورشيد  برابر ۲۷ مارچ  ۲۰۱۷ م-  بود.   

او چندین  اثر  نایاب  و با ارزش  برای نسل  اینده  کشورش هدیه  کرده است.   

ارزشمندی  کارهای یک  نویسنده ؛ شاعر ؛ نقاش و طنز پرداز بیشتر از این جهت برجسته  میگردد که  چقدر در خدمت مردمش  بوده و کار های  علمی  و فرهنگیش  چه  تاثیر بالای  جامعه  داشته  است.

شاد زیستن کار هر شخص است  اما دلی  را شاد ساختن  کاریست  بس دشوار.از این  جهت  هنر طنز ن ویسی  هنر عالیست.نورانی کسی  بود که شب ها نور چشمش  را به  نور افشانی قلمش یکجا با خون دل می آمیخت تا فردا که  مردمش از خواب  بیدار می شوند؛ با خواندن  نوشته وی  لب خندن برلب شان داشته باشند.

جلال نورانی  نخستين کسی  بود که آثار همه طنز پردازان  افغانستان را  در داخل  و خارج جمع  کرد  و به  استناد آن  روند  طنز  معاصر افغانستان را رقم  زد.  

ادامه خواندن چی کنم عادتم شده«جلال نورانی» ای هموبی چاره گک اس : نوشته ی ماریا دارو

یادی ازشادروان نصرالله حافظ؛ شاعرحماسه سرای زبان پشتو : نوشته ی- ماریا دارو

مرحوم  نصرالله حافظ  کارمند رادیو تلویزیون ملی  افغانستان ؛ یک عمر در غنی  سازی  فرهنگ و ادبيات  لسان  شیرین  پشتو قلم زد و گهر نایاب را از  بحر افکارش بروی  کاغذ  ریخت؛  تشنه گان  فرهنگی  را سیرآب  نمود. 

او در سال(۱۳۱۰-هش) در ولسوالی چپرهار ولایت ننگرهار بدنیا آمد و به  عمر  هشتاد سالگی بتاریخ  چهاردهم عقرب  سال  ( ۱۳۹۲ -هش) در  شهر  کابل   جهان فان  را  وداع  نمود.  انا الله وانا الهی  راجعون 

استاد حافظ دانش متداوله را در قریه  زادگاهش  آموخت وجهت فراگیری  تحصیل  روانه  کابل  گردید.

در سال  (۱۳۳۱-ش۹ در  مربوطات وزارت  معارف وقت بصفت  استاد شتو در لیسه  خوشحال خان ختک  به تدرس  فرزندان  وطن  توظيف  گردید. وی  بعداز  یک سال یعنی  در (۱۳۳۲ -هش ) نظر  به  ضرورت  راديو که در  ان زمان  بنام  راديو  کابل  یاد میشد و در  پل  باغ  عموما  شهر  کابل  موقعیت داشت؛ از  معارف  تبدیلاٌ مقرر گردید.

ادامه خواندن یادی ازشادروان نصرالله حافظ؛ شاعرحماسه سرای زبان پشتو : نوشته ی- ماریا دارو

پهلوان امان الله«امانی » بلبل خموش شمالی لاله زار؛ نوشتهء : ماریا دارو

       این مطلب را درماه  می « ۲۰۱۱ » م- نوشته بودم ؛ اما تا حل از صحتمندی امانی اطلاعی بدسترس نیست لازم  دیدم  باز نشر کنم.

تجلجل  از روز پدر برایم فرصت بخشید تا پدری را ازسرزمین حادثه ها وآشوب ها برای  تان معرفی  بدارم؛ با آنکه ضرورت  معرفی ندارد؛این  پهلوان  هنرمند چیره دست؛ خوش صدا و محبوب القلوب همه  هموطنان   گرامی  ما میباشد.

پهلوان امان الله  معروف به « امانی» فرزند  مرحوم  نجيب الله از خانواده هنرمند و هنر پرور از سبزه زار و لاله زار شمال ولایت پروان شهر زیبای  « چاریکار» میباشد. مرحوم  نجيب الله  که  خود مسلک  ساقو سازی داشت؛ اما آن مرد خردمند در هنر پرور هنردوستی درآن ایام عقب ماده  فرهنگی ؛ مرد ممتاز  زمان خود بشمار میرفت.مرحوم  نجيب  الله دارا  شش فريند « سه دختر وسه پسر» بود پسرانش غلام مرتضا؛ نبی الله و امان الله میباشند.

وی  فرزندان  هنرمند تربیت  کرد و یک   برادر مرحوم  نجیب الله بنام  حمید الله چاریکاری نیز  هنر  اواز  خوان و در  دسته  هنری چاریکار تنبور مینواخت. 

ادامه خواندن پهلوان امان الله«امانی » بلبل خموش شمالی لاله زار؛ نوشتهء : ماریا دارو

نگاهی برکتاب «گوهراصیل آدمی» وفهم وهضم آن :  نوشته ؛ ماریا دارو

« گوهر اصیل  آدمی » –  یکصد و یک  زینه  برای  تقرب  به  جهانشناسی  ساینتفیک – کتابیست  پژوهشی  ، تحقیقی ، ساینتفیک برای تعریف و تثبیت و نشان دادن مقام  انسان  وانسانیت ، خود شناسی  و خدا شناسی و جهان شناسی . از آن جمله در آن موقف  و مقام  والای  زن «مادر» فرشته  زمین عاری از تعبیر های باطل و سوء  تفاهم  ها در شناخت در آمده است . 

به برکت جذابیت توصیف ناپذیراین  فرشته  زمین  و سلطان عشق و شعور مردان را  در این اثر محترم  محمد  عالم  افتخار؛ آن را که علاوه بر پشتی زیبا و مقدمات بیداری بخش ؛ دارای  (۴۳۲)  صفحه و  (۱۰۱) زینه  میباشد در (۱۷) روز مسلسل مطالعه  نمودم.

ادامه خواندن نگاهی برکتاب «گوهراصیل آدمی» وفهم وهضم آن :  نوشته ؛ ماریا دارو