ترحم برحال کودکان: ای وای که زمستان بلای جان است – کی صندلی گرم و جلغوزه بریان است

کمک اطفال افغانستان              

ترحم  بر کودکان  کشور  وظیفه  وجدانی هر  فرد  افغان  است. زمستان  سرد  در هر کشور حوادثی  را در قبال  دارد اما در افغانستان جان شیرین  کودکان  و مردم  بی بضاعت را میگیرید. کشور  جنگ زده  و ویران در طی  ده سال جز چطور وچپاول ُ ربودن مال و پولهای  مردم  از بانکها و سرقت سرمایه ملی وعایدات  مالیه  وگمرکات و  تقسیم  بین  شرکا ُ مسوولین هیچگاه  در فکر تدابیر و پیشبینی  از آفات  و حوادث  طبیعی  برای کسانیکه از خانه  وکاشانه  شان  نبست جنگ  های  قدرت طلبانه از دست  داده  و بیجاه گردیده اندُ نداشته است.  کودکان ُزنان  وپیرمردان  در زیر  خمیه  های  پینه پینه  بدون  هیچ  گونه  کمک  اولیه با  شکم  گرسنه  و تن برهنه  میخوابندُ لطفاٌ سخاوت نموده هرآنچه  از دست  تان  برآورده  میشود ُ دربرابر مظلومان  و کودکان  دریغ  نکنیدُ به سایت ذیل  تشریف  ببرید  و کمک ارسال  نماید.

.http://www.aschiana.com/ لفطاٌ لطفاٌ کمک  نماید.

 

پیرامون نوشته آغای آریانفر در باره « فتنهء طالبان…»

دوکتور جهش

در این شکی نیست که آغای آریانفر یکی از تحلیلگران انگشت شمار مسایل افغانستان و منطقه است  که نکات عمده سیاست و ستراتیژی امریکا در قبال افغانستان ومنطقه درمقالات وپژوهش های شان بازتاب روشن دارد وایشان ازآینده وطن و مردم نگران اند. اما با حفظ احترام به شخصیت ونظریات آغای آریانفر لازم می بینم تا پیرامون بخشی از این مسایل نظرات مشخص خودرا برجسته و بیان کنم :

آریانفر در مقالهء« فتنهءطالبان : یک توطئه بزرگ و خانمانسوز است» دو سناریوی عمده و یک سناریوی احتمالی سیاست امریکا را در مسئله افغانستان مطرح میکند که ناشی از یافته ها و تصورات نویسنده بوده و بعضی مندرجات آن ضد و نقیض به نظر می آید. اکنون به هیچ کس پوشیده نیست که حضور نظامی و استخباراتی امریکا در افغانستان و منطقه عنصر اساسی تامین اهداف ستراتیژیک آن در آسیای میانه میباشد که این اهداف را به کمک آی اس آی پاکستان، عربستان سعودی و متحدین غربی خود با استفاده از ابزارهای طالبانی و دیگر تروریست های به اصطلاح اسلامی پیاده می نماید ، به باورم که تحلیل های ما باید به اساس این فورمول عمومی استوار باشد.

اکنون به متن مقاله آغای آریانفر روجوع میکنم که :

1 – رژیم کابل را اولترا نشنلیست میخواند در حالیکه در علم سیاست رژیم نشنلیست واولترانشنلیست به رژیم هایی اطلاق می شود که از منافع یک ملیت خاص به شکل معتدل و یا افراطی دفاع نموده و حامی آن باشد و در رشد و ارتقاء تمام ظرفیت های اقتصادی ، تخنیکی ،عمران و معارف ملیت خاص مساعی و تلاش نماید. درحالیکه ملیت پشتون ودیگرملیت ها در ولایات پشتون نشین افغانستان درطول ده سال اشغال مورد توهین ، تحقیر ، کشتار ، بمباردمان های وقفه ئی و متواتر قوای خارجی وحملات طالبان  و رژیم کابل قرار گرفته سرومال ، خانه و کاشانه خود را از دست دادند ، بناا رژیم کابل نه یک رژیم نشنلیست و اولترانشنلیست بلکه یک رژیم مزدوراست که اکثراعضای آن در پی منافع شخصی و گروهی خود بوده و در نهایت از مملکت فرار خواهند کرد.

2 – در سناریوی اول آغای آریانفر می فرمایند که امریکا میخواهد تا دولت مقتدری در کابل بوجود آورد که توسط آن اسلام اباد را تحت فشار قرار دهد اما واقعت چنین نیست زیرا قرار اصول یک دولت وقتی میتواند دولت دیگر را تحت فشار قراردهد که ظرفیت های اقتصادی ونظامی آن بالاترازدولت طرف مقابل باشد؛ درحالیکه افغانستان تا سالهای زیادی فاقد چنین امکانات خواهد بود و پاکستان امروزامکان رقابت حتی با هند را دارد. برعکس سیاست امریکا ایجاب مینماید تا در کابل یک رژیم وابسته ، ضعیف و تجرید شده از مردم را داشته باشد ، رژیم را درمحدوده کوچک محصورکرده دست نگر و محتاج نگهدارد. چه اگرآن طوری میخواست ده سال وقت کافی بود تا یک افغانستان دیموکراتیک و قوی بوجود میآورد.

ادامه خواندن پیرامون نوشته آغای آریانفر در باره « فتنهء طالبان…»

ایدیولوژی ملی؛ یا نظرات و راهکار های مشترک برای ملت بودن

بقلم  – دوکتور جهش

درست سی وهشت سال قبل در سنه 1352که تازه سند فراغت دانشکده طب را بدست آورده بودم هر روز مقوله آیدیولوژی ملی را که به تاسی از گفته رهبر سردار محمد داود خان صدها بارازرادیووجراید پخش می شد می شنیدم و نظر به شناختیکه از آیدیولوژی های معاصر و مکتب های سیاسی داشتم مرا وا میداشت تا آنچه را که در جهان ، در وطن ما ، در دولت و شهر ما میگذشت تعقیب نمایم و در مورد آن نظری داشته باشم مخصوصا دو کلمه آیدیولوژی وملی که به نظرم خیلی ها مهم جلوه میکرد مرا خیلی آزار میداد . با خود و دوستان خود شکایت میکردم که این دو کلمه میان تهی چه معنی دارد . دولت و یا کسانیکه این کلمات را هر روز در نشرات تبلیغ  می کنند چرا آنرا تعریف نمیکنند ، چرا محتویات و اجزای مرکبه آنرا واضح واساسات آنرا مشخص نمی سازند و در مورد آن کتاب و یا مقاله نشر نمیکنند و به مردم تبلیغ نمی نمایند و وظایف و مکلفیت مردم را در قبال آن روشن نمی سازند… روز ها گذشت در آنوقت مجال بلند گفتن وتبادل نظر در نشرات وجود نداشت بالاخره جمهوری وآیدیولوژی ملی به تاریخ سپرده شد و فراموش گردید. اینک نویسنده و متفکر عصر ما آغای عالم افتخار گرد و خاک را از روی ایدیولوژی ملی پاک کرده طی مقاله خردمندانه  آنرا به میدان کشید و همه را متوجه ساخت. بناا لازم می بینم تا در مورد سخنی چند گفته شود:

ایدیولوژی یعنی چه ؟

ادامه خواندن ایدیولوژی ملی؛ یا نظرات و راهکار های مشترک برای ملت بودن

نگو کاین ریش؛ چه معنی دارد؟

به اقتفای «ریش نامه»ء ابوالمعانی بیدل

 و به استقبال ازبحث «ذلیل سازی مردم افغانستان با ریش و ریشخند»(1)

  فتانه «شمع»   جرمنی /17 دلو 1390

نگو کاین ریش؛ چه معنی دارد؟      غیر از این؛ کیش چه معنی دارد؟

سخن اصلاً به «معنی»  نیست!       معنی داریش ؛ چه معنی  دارد؟!

سر و آخر«بهشت»مقصودست!     «واسکت»ی بیش؛ چه معنی دارد؟

ریش تا ناف؛گشته است؛ سیاف!      راهبر  میش ؛ چه  معنی  دارد؟

کئ  خدا ؛  «با سواد»  بگزیده؟      خوان! و اندیش! چه معنی دارد؟

چون جهاد است «فی سبیل الله»      چرت بندیش(2)؛ چه معنی دارد؟

سرحد  و  ملک  ندارد ؛ دین !       وین«فروشیش3»؛ چه معنی دارد؟

هرچه یابی ؛  خدات  بخشیده         فکر و تشویش؛ چه معنی  دارد؟

نعمت است پوند، دالر و کلدار         گیر ؛ نگیریش ؛ چه معنی دارد؟

روبل هم گر برای دین گیری          چرک و پاکیش ؛ چه معنی دارد؟

برگ؛ بی اذن او  نمی  افتد!         “جرم جنگی”ش؛ چه معنی دارد؟

بندهء  او  ست «اسرائیل»           صیهونیستیش ؛ چه معنی  دارد؟

پیش الله مهم «نیت»هاست         ما که داریم دیگیش؛ چه معنی دارد؟

بر خدا ؛ نیست «نیت» کافر        آدمی و خوبیش ؛ چه معنی دارد؟

برترین خدعه گر؛ خداوندست     پرسش از خدعه بیش چه معنی دارد؟

ذل وعزت به هر  که او داده       داره – درویش ؟؛ چه معنی  دارد؟

جانی خوانندی  جهاد گر ها ؟         امر لاللهیش ؛ چه  معنی  دارد؟

باز«طالب» که شد قدر قدرت         جز سبب سازیش؛ چه معنی دارد؟

«آی.ایس.آی»و«سی.ای.ای»       جز «سبب» بیش؛ چه معنی دارد؟

هست «تقدیر»؛ هرچه پیش آید       این کم و بیش ؛ چه  معنی دارد؟

بی  قتال  و  جهاد  و  چور            آئین خویش ؛ چه  معنی  دارد؟

اینکه منعست خوانش و دانش         از پس – ازپیش؛ چه معنی دارد!؟

با «تیمم» هم “طهارت” هست !        معجزه ؛ بیش ؛ چه معنی دارد؟

با «کلوخ» پاک « مخرج» کن!         گاز و پنبیش ؛ چه معنی  دارد؟

“تی وی” و”دیش”کارشیطانست        این؛ زمانییش؟؛ چه معنی دارد؟

ناقص عقل است؛  مثل  دیوانه!         زن – تساویش ؛ چه معنی دارد؟

پس بباید گشت در زمان «صدر»       پیشرو ؛ پیش!؛ چه معنی دارد؟

کرده  کامل  نعمتش  بر  ما ؛            بیشتر خواهیش؛ چه معنی دارد؟

چون بدانی؛ غیر از«این» نیست         غیر تشویش ؛ چه معنی  دارد؟

شک و تشویش؛ آخرش کفرست         پس”بیاندیش!”؛چه معنی دارد؟

                      تند و عاجل سرود « فتانه »

                    وزن و قافیش؛ چه معنی دارد؟

      *=/*=*/    *=/*=*/        *=/*=*/  *=/*=*/   *=/*=*/

 

1-  انگیزهء این شعر بسیار ارتجالی بحث بیحد تکاندهنده و بیداری بخش بالا شد و البته در آن قرائت و طرز تلقی بلاهت آمیز و سفیهانهء  نوکران مسلمان نمای «آی.ایس.آی» و«سی.آی.ای» در منطقهء ما و همانند های خشک اندیش و دینسوز و معنویت کش شان در سایر بلاد اسلامی و غیراسلامی ؛ از دیانت مقدس نیاکان ما منظور است و بس!

2-  بنده ایش

3-  منظور چیز هایی مانند وطنفروشی ؛ خاک فروشی ، ناموس فروشی ، شرف فروشی است.

                                                                                                            

 

کابل ؛ (مهمترین پایتخت دنیا) ؛ به چه معنی ؟!

 

وزیر
عالم افتخار

محمد عالم افتخار

 

خبر – نظر

خبر ؛ وزیر خارجه پاکستان: کابل مهمترین پایتخت دنیا برای پاکستان استوزیر امور خارجه پاکستان ضمن بیان این مطلب که با پیام صلح و حسن نیت وارد کابل شده است گفت که جاده ثبات و امنیت در منطقه از افغانستان میگذرد.حنا ربانی کهر بعدازظهر روز گذشته در یک نشست خبری مشترک با زلمی رسول وزیر خارجه گفت که میخواهد بااین سفر این مساله را بیان کند که پاکستان از هر تاش و ابتکاری برای صلح که رهبری آن را حکومت افغانستان به عهده داشته باشد، حمایت میکند. وی افزود که پاکستان به دنبال هیچ برنامه مخفی در افغانستان نیست، بلکه پاکستان صلح و ثبات در افغانستان را به نفع خود می داند.  وزیر خارجه پاکستان گفت: »این باید مشخص شود که مسیر ثبات این منطقه از کابل عبور میکند. از این رو نمیتوانیم در تاش برای نایل شدن به صلح و پیشرفت جدی باشیم و در عین حال در زمینه تامین صلح و ثبات در افغانستان همکاری نکنیم. هر تهدیدی نسبت به اتحاد و تمامیت ارضی افغانستان، تهدیدی نسبت به پاکستان نیز بهحساب میآید«. حنا ربانی کهر، کابل را مهمترین پایتخت دنیا برای پاکستان توصیف کرد و گفت اسام آباد خواهان روابط عمیق ودرازمدت با کابل است. وزیر خارجه پاکستان گفت که افغانستان و پاکستان برای به وجود آوردن یک آینده بهتر برای مردم این دو کشور به همکاری بیشتری نیاز دارند. همچنین حنا ربانی کهر در پاسخ به سوالی درباره انتشار گزارش محرمانه ناتو که مدعی حمایت استخبارات پاکستان  از طالبان شده است، آن را رد کرد. در ادامه داکتر زلمی رسول وزیر خارجه، نقش پاکستان در تأمین صلح افغانستان را برجسته خواند .زلمی رسول افزود که همکاری صادقانه پاکستان به امنیت و ثبات منطقه کمک میکند. وزیر خارجه گفت که گفتوگوها با مقامهای پاکستانی با سفر رئیس جمهور کرزی در آیندهای نزدیک به اسام آباد، پیگیری میشود .حنا ربانی کهر که پیش از ظهر روز گذشته وارد کابل شد، ضمن دیدار با رئیس جمهور و وزیر خارجه با برخی از  نمایندگان احزاب سیاسی و اعضای ولسی جرگه نیز ماقات کرد.

نظر : با عرض سلام خدمت خانم وزیر که غالباً مادر هم استند.  بنده امیدوارم اینکه ایشان وزیر خارجه پاکستان تشریف دارند؛ هم به مقصد سوء استفاده از سیمای جذاب و مقام زنانه و مادرانه شان در اهداف شوم و شیطانی ایکه ملیتاریست های پاکستانی داشته اند و دارند و به پیش می برند نباشد ؛ و در واقع هم وزیر ذیصاح باشند و توانایی در ایفای نقش و سهم که عاطفه و وجدان یک زن روشن و یک  مادر معاصر متقاضی آن است ؛ از خویش نشان دهند. منجمله در ترجمه و تفسیر این سخن شان که کابل برای پاکستان مهمترین پایتخت جهان است . چرا که مردم افغانستان و پاکستان و جهان به حد غایی از سیماهای پشم الود و خشن و وحشی مستخدمان و اجیران درونی و بیرونی ملیتاری کشور متبوع شان مشمئیز شده و به جان آمده اند و چنین سخنان را از دهان های مغاره مانند آنها جز به همان معنی نمی فهمند که در اسناد پیشین و اوراق ننگین تاریخ و کارنامه های آی ایس آی و مزدوران بی غیرت و بی ننگ و بیشرف افغانی شان در سه و نیم دهه اخیر ثبت شده است ؛  یک مورد را از کتابگونه بنده به نام » جنگ صلیبی یا جهاد فی سبیل الله!« که بر اساس »تلک خرس« دگروال محمد یوسف قوماندان اعلی جهادی های افغانی و غیر افغانی »آی اس آی« و اسناد پاکستانی دیگر نوشته شده خدمت خانم وزیر تقدیم میدارم:

»عساکر خدا«!  کابل را به آتش بکشید:

فصل نهم » تلک خرس…« عنوان دارد : }کابل ، فتح الباب یا شهر کلیدی{ و مقالت این فصل با این امریه برید جنرال اختر عبدالرحمن رئیس عمومی (I.S.I) پاکستان )7891-7891( آغاز میگردد که : »کابل را باید به آتشکشانید«! و در شرح انگیزه های جنرال در زمینه  اینطور میخوانیم: » جنرال اختر با کابل عقده فطری و روانی داشت . وی به این امر که حمات در کابل باید چندین برابر سایر حمات باشد خیلی جدی بود. اگر کدام قوماندان از وی در ارتباط به زدن کابل هر نوع اسلحه ثقیلی طلب مینمود ، وی حتی در صورت مخالفت من نیز حاضر به صدور آن میشد. فشار بر کابل هدف اساسی استراتیژی مارا تشکیل میداد. سقوط کابل به معنی فاتح آمدن ما تلقی میشد. این بود سرمنزل مقصود ما. در اثرهمین علویت ) اولویت( کابل بود که بیشترین گروپ های مشاورین پاکستانی بر علیه آن شهر گماشته میشدند . طوریکه قباً نیز اذعان داشته ام من شخصاً در توظیف چنین پاکستانی ها به داخل افغانستان موافق نبودم ولی در اثر هدایت جدی جنرال اختر )7891( دایر بر فشردن بیشتر کابل، درگماشتن آنها بیشترین سعی را نمودم. چنانچه هفت تیم از جمله یازده تیم فرستاده شده ما در آن سال صرف بر علیه کابل فعالیت داشتند. آنها از ماه اپریل تا نوامبر حمات متعددی را سازماندهیوهدایت کردند که هر کدام برای شش هفته دوام میداشت. « آیا اهمیت کابل حاا برای پاکستان غیر از این است ؛ مردم افغانستان سپاسگذار خانم وزیر میشوند اگر این معنی راروشن فرمایند!ا

گر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سرو دست و تن و پا را

هرآنکس چیز می بخشد زمال خویش میبخشد

نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را

زلیل ریش
سلیمان کبیر نوری

 

ذلیل سازی مردم افغانستان با ریش و ریشخند

درینجا میخوانید:

– کارل مارکس و فریدریش انگلس هم ریشو بودند

– ریش و لباس در معادلات استخباراتی

– حربه ی روانی موثر بعد از ریش و پشم

– روانشناسی لباس‌ و پوشش‌ ظاهری‌

– نتیجه گیری

انگیزه ی این نگارش و پژوهش، تعیین محترم اشرف غنی احمد زی1- فعلا مسئول کمیسیون انتقال مسئولیتهای امنیتی در کشور بوده است که با انتصاب ایشان به این پست مهم، شاید صدور حکم گذاشتن ریش را نیز حاصل نموده باشند. زمانیکه در سال  1992 پس از شکست حکومت دوکتور نجیب الله، که با برنامه و تفاهم دقیق رهبران دو ابر قدرت وقت( ریگن – گرباچوف) به سر رسید و در نتیجه، بعد از چهارده سال جهاد!؟ نیروهای جهادی به قدرت رسانیده شدند، ؛ به قول اسناد موثق و انکار ناپذیردر کتاب «خاموش مجاهد» (افغان جهاد دپردی ترشاه مدبر شهید جنرال اختر عبدالرحمن / لیکوال محمد یوسف)،جهاد فی سبیل الله!؟؛ من در وزارت امور خارجه ی افغانستان ایفای وظیفه مینمودم. دران زمان آقای حامد کرزی پست معینیت وزارت امور خارجه را عهده دار بودند. آقای حامد کرزی که شاید این نبشته را بخوانند، ویا احیانا” اگر در وزارت امور خارجهء افغانستان نظم دیپلوماتیک رعایت شود!؟ بدون شک که این نبشته در اختیار ایشان قرار داده خواهد شد و روی میز ایشان قرار خواهد گرفت. اما منظورمشخص من آگاهی آقای رئیس جمهور نبوده، بل حصول آگاهی هموطنان عزیزم از چند و چونی در گستره ء ریش  و عبا و قبای ملی و رسمی در کاربرد ابزاری،  معاملات، معادلات و تعاملات ریاضیکی شبکه های استخباراتی  منطقوی و بین المللی در کشور مطمح نظر است که طی دو قرن تمام ادامه دارد، میباشد.

– کارل مارکس و فریدریش انگلس هم ریشو بودند

روزی، دوست بسیار عزیزم برایم خاطره ی جالبی را از ریش بازگو کردند که برای هر خواننده عزیز نیز حتمن جالب می افتد.: – در زمانیکه مصروف تحصیلات و دفاع اسپرانتوری خویش در کشور بلغاریا بودم، روز های امتحانات مان فرارسید.در جریان سپری نمودن امتحان ها؛ این روز؛ روزی بود جالب. در همان روز و برای سپری نمودن امتحان وقتی  داخل صنف شدم، استاد و هیئت  من را به نشستن روی چوکی دعوت نمود. به چوکی مقابل استادان نشستم.ایشان در مورد نتایج پاسخ های محصل قبلی گفتگو داشتند. منکه دلهره ی امتحان در دلم موج میزد، به یکبارگی متوجهِ دیواری شدم که باعکسهای کارل مارکس، فریدریش انگلس، لینن و تودور ژیفکوف رئیس جمهور برحال کشور بلغاریا مزین شده بود. عکسها در پهلوی هم قرار داشتند. وقتی به آن عکسها ژرف شدم بدون اراده خندیدم.استادان متوجه من شدند.که به عکس ها میدیدم و ناگهانی خندیدم. آقای پروفیسوری از جمع استادان پرسید: چرا؛ به عکس ها خندیدی؟ خود را جمع و جور کرده گفتم به عکسها نخندیدم، بل  برایم جالب بود اینکه، مارکس دارای ریش انبوه و پهنی است. عکس دوم یا انگلس ریشش سبکتر شده است. لینن در زنخ خود ریش دارد و در اخیر رئیس جمهور تودرور ژیفکوف اصلا” ریش ندارد. زمانیکه مصروف این توضیحات بودم همه به عکسها میدیدند و به توضیحات من سراپا گوش بودند. همین آقای پروفیسور به خنده  پرسید: مطلب بسیار جالبی را متوجه شده اید. خوشبختانه که من هم درین مورد اندوخته هایی داشته ام و چه جالب است که  میخواهم برای بار اول این معلومات را برای شما ارایه بدارم. مرد ها بصورت طبیعی از ابتدای ظهور بشریت ریش داشته اند. اما بعد ها ی بسیار پس، خواسته اند تا برای تفکیک شان از حیوانات، چون گوریلا و غیره, ریش را بچینند ( مثل اینکه زنان معاصر ما امروز ابرو ها را میچینند). بدون شک که این شیوهء کار جنجال برانگیز و عذابدهنده نیز بوده است. این رویکرد بیشتر از همه در بین نجبا، درباریان و اشرافیان معمول بوده است. چون ایشان امکانات مادی (سلمان موظف) و وقت کافی برای این کار داشته اند. این را نباید فراموش کرد که استفاده از یک تیغ ریشتراشی دران زمان که به شکل چاقوی امروزی  ازان استفده میشد، و آن هم برای صدها نفر، خالی از درد سر ها، به ویژه انتقال امراض گونه گون از یکی بدیگری، نبوده است. اما در شرایط امروز که  هرکسی میتواند با یک تیغ ریش تراشی،  خود به صفایی و نظافت روی خویش بپردازد و آنهم با صرف وقت کم ، بنا” مشکل در کجاست؟ در دین شما گفته نشده است که نظافت جزء ایمان است؟ مارکس درقرن هژده و آنهم که در حالت بد اقتصادی بسر میبرد و وقت چیدن یا تراشیدن ریش، و مراجعه به نزد سلمان نیز برایش بینهایت کم بود، چرا باید ریش نمیگذاشت؟ یا اینکه انگلس هرچند تجارت پیشه بود، ولی وقت نزدش سخت ارزش داشت و مثل امروز سهولت ریش تراشیدن میسر نبود، بنا”  داشتن ریش مختصر را ترجیع میداد. حالا آقای تودور ژیفکوف برخلاف رهبرانیکه از اندیشهء  و راهکار ایشان پیروی میکنند، خود ریش ندارند. اما امروز برای برطرف ساختن این پروبلم اصلا مشکلی وجود ندارد. از طرف دیگر طوریکه طب امروز به نتیجه رسیده است، آدم ریشدار، فقط با تنفس عادی خویش که منتج به بروز رطوبت الوده ای میشود که ریش، این رطوبت را جذب کرده و زمینه را برای جذب و جابجایی میکروبهای متعددی مساعد میسازد؛ که صد درصد مضر اند و تعفن ساز.   ….- کجای این خنده دار بود؟

ادامه خواندن

احیای ملوک الطوایفی

 

احیای  ملک  الطوایفی
میر عنایت الله سادات

منظور از اصطلاح ملوک الطوایفی ، خودکامگی و حاکم بودن اشخاص بر جماعتی از مردم ، قوم ، قبیله  و گروه میباشد . قبل از پیدایش دولت های ملی این مناسبات در تمام جوامع وجود داشته و هنوز هم در کشور های عقب نگهداشته شده ، منحیث مانع رشد اقتصادی و اجتماعی در برابر مردم قرار دارد . بعضی ها سرنوشت ملوک الطوایفی را درجوامع شرقی با فیودالیزم اروپائی مرادف دانسته و عوامل مختلف ، بخصوص نبود باران های دایمی (کمبود آب) را که از وفور محصولات میکاهد و مسلط شدن قدرتهای استعماری در مشرق زمین را نادیده میگیرند . با تسلط استعمار در مشرق زمین ، ملوک الطوایف ها منحیث همکار و دستیار استعمارگران در خدمت آنها قرارگرفتند. اگر یکی ازین حاکمان در زیر فشار مردم از خواسته های استعمارگران سرپیچی میکرد ، آنها فوری حاکم منطقۀ مجاور را تقویت کرده و پس از سرکوب حاکم نافرمان ، جانشین او را از حلقۀ  ماحول خودش تعین و بجای اوانتصاب مینمودند. تا مناسبات موجود محفوظ بماند . مثال های از چنین عملکرد استعمار در تاریخ دو قرن گذشتۀ افغانستان و مناطق همجوارآن به کثرت دیده میشود . هدف آنها ایجاد موانع در راه رشد این جوامع و جلوگیری از پیدایش “دولت ملی” بود. زیرا دولت های ملی توانمندی بسیج نیروهای وسیع مردم علیه استعمار را داشته وبا نظم بخشیدن به اقتصاد ملی ، از منافع همگانی و ثروت های ملی خود دفاع می توانند.  در سال 1747 سران قبایل افغان به پیروی از نیاکان آریایی شان که بخاطر اتخاذ تصمیم جمعی در سیمیتی (جرگه) جمع میشدند ، دور هم آمده و در پایان یک جرگۀ سرنوشت ساز، سنگ بنای دولت مرکزی افغانستان را گذاشتند. این دولت میکوشید تا پس از دونیم قرن آشوب و تجزیه ، مردم را از شر ملوک الطوایفی برهاند. ولی میان این قدرت مرکزی که بالاثرتفاهم سران قبایل ایجاد شد و یک “دولت ملی” که بالاثر رشد طبعی جامعه بوجود میآید ، فاصله های طی ناشده زیاد بود. درآنوقت ، اقتصاد مونوفکچر وجود نداشت  و اضافه تولید در عرصۀ مالداری و زراعت هم در آن سطح نبود که به بازار های سرتاسری عرضه شده و موجب رشد تجارت و بالنتیجه زمینۀ بروز طبقۀ بورژوازی شود. شهرها رشد نیافته بودند و استحکام دولت ، مرهون همکاری قبایل بود. بناء” دولت مجبور میشد تا به سران قبایل متکی شده وبه کمک آنها لشکر های قومی را بخاطر تأمین امنیت داخلی و اشغال متصرفات جدید ، جمع آوری کند . آن سران قبایل که به خودکامگی و حفظ قدرتهای محلی خود تاکید میورزیدند ، سرکوب میشدند. برخی ازآنها ، بادادن القاب و امتیازات در مرکز نگهداری میشدند تا مردم از شرآنها در امان باشند. به گفتۀ ” تاپر” (1938)” قبایل و دولت بحیث سیستم واحد با وجود عدم استقرار ذاتی خود به همدیگر هستی بخشیده و یکدیگر را حمایت نمودند”.  شرایط خارجی هم برای پیداش یک افغانستان نیرومند مساعد بود . دولت های مجاور افغانستان (ماوراالنهر ، ایران و هند) دچار معضلات داخلی بودند.   این وضع قریب نیم قرن ادامه یافت و سپس با مرک تیمور شاه در سال 1793 فرزندان کثیرالتعداد او به جان هم افتادند و بعدا” خانه جنگی ها میان آنها و اولاد های سردار پاینده خان شعله ور شد. این وقتی بود که استعمار انگلیس با استفاده از پراگندگی قدرت مرکزی افغانستان ، خودرا به سرحدات وطن ما نزدیک ساخته وبا تعقیب “سیاست پیشروی” در جهت استیلای کامل آن دست به کار شد. انگلیس ها با استفاده از اختلاف میان شهزادگان و سران قبایل ، مدعیان تاج و تخت را پناه داده و با دادن حمایت های مالی و تسلیحاتی، آنها را برعلیه همدیگر شان در میدانهای جنگ مقابل می ساختند.همزمان با پیشروی انگلیسها ، روسها نیزجلو آمدن شآنرا درآسیای میانه سرعت دادند و موقعیت جیوستراتیژیک افغانستان در محاسبات هردو کشور بالاگرفت. بالاثر این وضع ، ساحات وسیع وطن ما از پیکرآن جدا شد و به اسارت استعمار درآمد. همینطور مردم افغانستان در داخل کشورشان ، متحمل خسارات دوامدار شدند و سرتاسرقرن نزدهم در جنگ و کشمکش میان شهزاده ها سپری شد. چیزفهمان و شماری از شهزادگان که عقب ماندگی وطن و دسایس پشت پرده را درک میتوانستند ، بخاطر خاتمه دادن این وضع وحشتناک در کشورشان دست بکار میشدند ولی دسایس الحیل استعمار، زمینه ها و فرصت ها را از ایشان میگرفت .   پس ازآنکه سیاست پیشروی انگلیسها درجنگ اول افغان و انگلیس به شکست مواجه شد و روسها هم تا دریای آمو تقرب کردند ، موافقاتی میان روسها و انگلیسها (1873 م) صورت گرفت که بر اساس آن میبائیست افغانستان منحیث حایل در میان هردو قدرت رقیب وجود میداشت. این وقت بود که بخاطرحفظ یک “دولت حایل” در افغانستان ، هردو قدرت از حمایۀ مخالفین دولت دست کشیدند. به عبارۀ دیگرعرصه برای متنفذین محلی و خانهای قبایل محدود گردید و قدرت مرکزی توانست در عهد امیرعبدالرحمن خان ، در سرتاسر افغانستان منبسط شود . انگلیسها ، جنبش مشروطیت را که بخاطر پایه گذاری یک “دولت ملی” مبارزه میکرد وپس از مرگ امیرحبیب الله خان در دفاع ازدولت و زعامت غازی امان الله خان(1919-1929) قرارگرفت ، بوسیلۀ عمال خود سرکوب کردند . پس از دورۀ اغتشاش ، رژیم روی کار آمدۀ سلطنتی دریک سازش و معامله با خوانین و متنفذین محلی قرارگرفت تا خودرا در قدرت نگهدارد . طرحها و مرام جنبش مشروطه خواهان کنار گذاشته شد و در راه آماده ساختن زیربنا های اقتصادی وتوسعۀ یک فرهنگ ملی ، کدام کار قابل توجه صورت نگرفت . تا اینکه در فضای جنگ سرد وبروز فضای رقابت میان هردو ابرقدرت ، برخی پروژه های انکشافی بکمک هردو جناح رقیب در بخش زیربنا ی اقتصادی اعمار گردید. متأسفانه این فضا هم  پس از دو دهه برهم خورد و کشمکش ها به گونۀ دیگر از سرگرفته شد.

نفاق داخل سلطنت ، موجب سقوط آن شد و پس از اعلام جمهوریت، نیروهای چپ و راست در برابرهم به مقابله برخاستند . این تقابل ، زمینه ای آنرا بوجود آورد تا شخصی معلوم الحالی بنام حفیظ الله امین ، پیش دستی کرده و بدون کدام فیصلۀ جمعی از نام حزبش ، امر سرکوب خونین رژیم را به افسران تحت قوماندۀ خود صادر نماید . پس ازین حادثه ، تقابل نیروها وسعت بیشتر یافت و افغانستان به کانون داغ تشنج میان شرق و غرب مبدل گردید. قطعات نظامی شوروی سابق به افغانستان سرازیر شدند و در دو کشور همسایۀ ما (ایران و پاکستان) لانه های تربیۀ شبه نظامیان که بخاطرمقابله با دولت جمهوری افغانستان در تحت نظر استخبارات هردو کشور بوجود آمده بود ، از کمک های سخاوتمندانۀ دول غربی برخوردار شدند .  تضاد شرق و غرب در افغانستان بشکل مبارزۀ ایدولوژیک منعکس شد ودرین کشمکش ها ، تعدادی از سران قبایل و متنفذین محلات ازبین برده شدند . جای آنها را افراد و اشخاصی که پیش ازین ، مردم از آنها شناخت نداشتند ، گرفتند . افراد جدید بنام قوماندان (قوماندان جهادی ویا قوماندان ملیشای وابسته به دولت) بر مردم محل ، تحمیل شدند. بخاطر تداوم قدرت آنها ، بازهم اهالی هر منطقه ، قربانی های زیادی دادند . این افراد در زشتی و قساوت با متنفذین گذشته هم ، قابل مقایسه نبودند. زیرا این ها محصول مداخلات اجانب بوده ، تنها دساتیر تمویل کنندگان خودرا می پذیرفتند و کوچکترین رعایت در برابر خواسته های با شندگان محل شان نداشتند. تا هنوز هم هدف این ها ، ثروت اندوزی و تحکیم پایه های اقتدار شخصی خود شان می باشد. به همگان واضح است که اینها حتی به نورمهای اخلاقی قبایل هم وقعه نگذاشته و هروقتی که منافع حامیان شان باهمدیگر در تقابل قرار میگرفت ، ایشان نیز به دستور حامیان خود ، علیه همدیگرخویش ، جنگ های خانمان سوزی را براه می انداختند. نمونۀ چنین عملکرد آنها ، ویران کردن شهر تاریخی کابل می باشد .   طی سالهای 1992-1996 تمام ولایات ، دهات و قصبات وطن ما به ساحات نفوذ همین جنگ سالاران ، سرحد بندی شده بود و مردم بائیست خطرات جانی وصد ها گونه آزار را متحمل میشدند تا از یک محل به محل دیگر میرفتند . جناح های متخاصم ، هرکدام واحد پولی خودرا داشتند و دو نوع واحد پولی در چلند بود. درمناطق همسرحد با ایران و پاکستان ، واحد های پول ایرانی و پاکستانی تبادله میشد . عواید گمرکات از طرف جنگسالارها تحصیل میشد و تمام تنظیم ها در شاهراه ها و راه های عامه از مردم حق العبور میگرفتند. مفهوم وطن و وطندارهیچ نوع اثری در ذهن آنها نداشت . “رهبرحزب اسلامی” ، همصدا با خواست های مکرر اسحاق خان (رئیس جمهور آنوقت پاکستان) از الحاق افغانستان با پاکستان در قالب کنفدریشن حمایت میکرد . و تنظیمهای رقیب اودر مناطق تحت نفوذ شان ، تشکیلات خودمختار را بوجود می آوردند.    با پیدایش و قدرت گرفتن گروه جدیدالولادۀ طالبان ، افغانستان عملا” به دو قسمت (ساحات تسلط طالبان و تنظیمها) منقسم شد. در هردو ساحه دروازه های علم و فرهنگ مسدود گردیده و مؤسسات تولیدی و منابع انرژی از کار بازماندند. مردم در تاریکی و فقر دایمی شب و روز شان را میگذراندند. تا اینکه پس ازحادثۀ سپتمبر یازده ، قوای نظامی ایالات متحدۀ امریکا به تسلط طالبان پایان داد و بار دیگر زمینۀ احیای اقتدار به جنگ سالاران شکست خورده ، داده شد. آنها نه تنها با پولهای باد آورده و تسلیحات جدید در محلات مورد نظر شان مسلط شدند ، بلکه قدرت به ظاهر مرکزی ،حاکمیت قانون ، استقلالیت قضایی ، رزمندگی پولیس و اردوی ملی را به محاصره گرفتند.  افغانهای که درلباس “کارشناس” بخاطر دولت سازی با قوای بین المللی به وطن شان برگشته بودند ، سیستم ” اقتصاد نیولیبرالیستی” را وصف الحال افغانستان معرفی کرده و آنرا کورکورانه بر مردم ما تحمیل کردند. حالا می بینیم که چطور پس از بحران اقتصادی ، در خود ایالات متحدۀ امریکا سیاست های نیولیبرالیستی حتی در سنا و کانگرۀ امریکا ، انتقاد شده و ادامۀ آن مورد سوال قرار دارد. با عملی شدن این سیستم در افغانستان تمام تصدی های دولتی در معرض فروش قرارگرفت. همینطور کمکهای خارجی از طریق غیر دولتی به مصرف رسید. این کمکها به حال مردم مفید واقع نشد. زیرا یک بخش آن دوباره به خارج انتقال یافت و بخش دیگرش موجب تقویت جنگسالارها گردید. نظریات این “کارشناسان” غلط از آب برآمد . آنها میخواستند که با “غیردولتی ساختن اقتصاد”، سیستم سرمایداری را به گونۀ دلخواه خود شان در افغانستان قایم سازند. این کار نشد و درعوض یک “سیستم مافیایی” در جامعۀ افغانستان مستولی گردید. آنها این واقعیت را نادیده گرفتند که : سیستم اقتصادی صادر شده نمیتواند. باید ابتداء سنگ پایه های رشد آن طوریکه در بالا اشاره شد ، بوجود آید.  در پرتو همین تدابیر نابخردانه و غیر وطندوستانه ، سوء استفاده و فساد به یک سیستم مسلط اداری مبدل شد.  گرچه جنگ سالارها بالاثر فشاربین المللی دریک اتحاد جبری و ظاهری با همدیگردر ترکیب دولت شریک اند. ولی آنها بخاطر روز مبادا ، یعنی وقتی که فشاربین المللی مستقیما” در کشورنباشد ، تلاش مینمایند تا قدرت نامشروع خودرا در محلات شان حفظ نمایند. بخاطر نیل به این منظور ، میکوشند تا با استفاده ازتعدیل قوانین ، قدرت خود را در قالب فدرالیزم مشروعیت بخشند . طی دهسال ، “دولت جمهوری اسلامی افغانستان” نتوانست تا قانون اساسی و سایر قوانینی که از جانب خودش وضع شده است ، در عمل پیاده نماید. اگر قوانین تطبیق میشد ، جنگسالاران و زورگویان ، امتیازات ماورای قانون نمیداشتند و از نظر حقوق با مردم واقعا” دریک صف قرار میگرفتند. یعنی اصل شایسته سالاری موقعیت آنها را در جامعه معین میکرد. دولت این کار را نکرد و برعکس ، رئیس جمهور با سهم دهی جنگسالاران در رهبری دولت یک شرکت سهامی را بوجود آورد که هر کدام آنها به اندازۀ سهم شان درین شرکت ، مانع تطبیق قانون شدند. امروز همین سهم داران ، پشتیبان با قدرت جنگسالاران و زورگویان درسرتاسر کشور بوده و فرصت نمیدهند که مردم از مزایای دیموکراسی برخوردار شوند.فشار جنگسالاران و متنفذین وابسته به استخبارات خارجی موجب میشود که دولت مستقلانه عمل نتواند. چنانچه گاهگاهی اسمای بعضی مختلسین ازطریق رسانه ها انعکاس میآبد ولی دولت در زیر همین فشار هیچگاهی توان بازخواست قانونی و مجازات آنها را ندارد . “پروژۀ جمع آوری سلاح” از جانب ملل متحد روی دست گرفته شد ولی جنگسالارها ازآن مستثنی ماندند. چنانچه هنوزهم در شمار زیادی از ولایات ، جنگسالارها گروههای مسلح شان را دارند و مردم دریک رعب و ترس از آنها حیات بسر میبرد.
خلاصه اینکه خواست تاریخی مردم ما بخاطر اضمحلال ملوک الطوایفی و پایه گذاری یک دولت ملی نه تنها به یأس مبدل شد ، بلکه با اغواکردن ذهنیت مردم رنج کشیدۀ افغانستان ، هنوزهم کوشش میشود ، تا این پدیدۀ عقب مانده در قالب های نوین و طرف توجه جهانیان به مردم ما پیش کش گردد . جای تعجب نیست که این گروههای زورگو و بی اعتنا در برابر قانون ، امروز خواهان تغیر در قانون اساسی شده و نظام فدرالی را مطرح مینمایند.   مدعیان فدرالیزم نه تنها خواهان خودمختاری در مناطق مورد نظر شان میباشند بلکه میخواهند این اختیارات در محدودۀ گروه ، دسته و قوم خود شان باقی بماند و سایر ساکنان از هیچگونه حقوق برخوردار نباشند. آنها تصور مینمایند که با چنین خودمختاری ، مناطق شان را به ساختارهای گذشته برمیگردانند و قدرت خودرا برعلیه سایر اقوام و گروهها استعمال میتوانند. همسایه های تجاوزکار افغانستان هم در عقب این خواسته های آنها قرار دارند. آنها میدانند که درشرایط کنونی ، به هر اندازه که قدرت مرکزی تضعیف شده و مناطق مورد نظرشان اختیارات بیشتر بدست آورد ، به همان اندازه امکان تجزیۀ افغانستان متصور است. یعنی همسایه ها قادر خواهند بود تا خواب های گذشتۀ شان را در عمل پیاده نمایند . بناء” به وضاحت دیده میشود که در اوضاع و شرایط فعلی ، فدرالیزم حلال مشکل وطن ما نبوده ، بلکه مشکل آفرین است.   با دید مختصر از تاریخ دو قرن  گذشتۀ افغانستان و خواست عقب گرایانۀ چهره های معلوم الحال که درین مقال یادآوری شد ، میتوان نتیجه گرفت که فدرالیزم نتایج منفی و خطرناک را برای ملت افغانستان در قبال دارد. زیرا تا هنوز کشور ما از رشد لازم اقتصادی برخوردارنبوده و هنوزهم  بودجۀ عادی دولت بخصوص مصارف اردوی ملی و پولیس از کمک های خارجی تمویل میشود. همنطور زیربنا های اقتصادی برای رشد طبعی جامعه بمیان نیامده است تا اقتصاد سراسرکشور باهم  پیوند بیآبد و افغانها متکی به خود باشند . همین نارسایی ها سبب شده است ، تا بخش های زیادی از اقتصاد افغانستان  در کنترول مافیا و همسایه های حریص ما قراربگیرد .   بادرنظرداشت اوضاع و شرایط تحمیل شدۀ که فوقا” یادآوری شد ، چطورهنوزهم مدافعان “فدرالیزم” میتوانند نسخه های فرار از مرکز را جسورانه مطرح نموده و کشور را دچار هرج و مرج نمایند. این ها نمی خواهند درک کنند که فدرالیزم بدون موجودیت یک دولت ملی ، جامعه را به واحد های قومی و نژادی تقسیم مینماید. خوشبختانه تلاشهای مذبوحانۀ آنها وسیعا” افشاء شده و همه روزه  از جانب مردم ما تقبیح میگردد. امروزافغانها با گوشت و پوست خود درک مینمایند که باید میراث ملوک الطوایفی را از ریشه برکنند و بجای آن ، همه مساعی را در جهت به میان آوردن یک “دولت ملی” به معنی واقعی آن مبذول دارند . پایان

اعمار وبازسازی قصرهای تاریخی

 

اعمار  تعمرات ...
میر عبدالواحد سادات

بی بی سی در پنجم اگست سال پار ترسایی گزارشی را در رابطه به تصمیم شاروالی کابل بخاطر بازسازی قصر های تاریخی ویران شده آن شهربه نشررساند ودرهفته قبل بازهم بی بی سی از افتتاح حساب بانکی توسط شاروالی بخاطرجمع آوری اعانه مردم خبر داد .

درین ارتباط بنابر علاقمندی و احساس مسوولیت در برابر وطن و مردم مراتب آتی خدمت هموطنان عزیز تقدیم میگردد تا با نظرات سودمند شان بحث رادرین موردغنا بخشند .جا دارد در ابتدآ از شاروال کابل و حسن نیت شان در زمینه که « بخاطر ترویج فرهنگ مشارکت مردم در باسازی و توسعه افغانستان انجام یافته » اظهارقدردانی صورت گیرد. طوری معلوم می شود که حتی در آشفته بازار کنونی و دولت فساد ، نیز اشخاص با احساس همانند شاروال کابل میخواهند کار های را انجام دهند. در رابطه با اعمار مجدد و با سازی قصرهای تاریخی شهر کابل این موارد پیشنهاد میگردد:
اول – بسیار خوب وحتی ضرورخواهد بود تا قبل از اقدام به بازسازی ، این سوال در معرض نظر خواهی قرار داده شود ، تا مردم نظر بدهند که این قصر ها بازسازی شوند ویا چنانچه در بعضی کشور های جنگ زده دیده شده قصر ها بحالت فعلی حفظ گردد ، تا از یکطرف مایه عبرت برای نسلهای بعدی باشد واز جانب دیگر در فردای صلح و ثبات توریسم را رونق بخشد. دوم – در مورد قصر چهلستون بازسازی مطرح نیست زیرا چنانچه در گزارش شاروالی آمده است ، بکلی از بین رفته است. و قصر تاریخی دارالامان نیزامکان بازسازی نخواهد داشت . (محاسبه شاروالی در رابطه به سی ملیون دالر وجوه مالی بخاطر بازسازی آن قصر بسیار خوشبینانه و غیر تخصصی است).

بدینرو با حفظ ایندو محل تاریخی بحالت موجود ،عملی و مفید خواهد بود تا در صورت امکان و تدارک وجوه مالی بخاطر اعمارقصر ها مطابق نقشه های اولی اقدام صورت گیرد . البته قصر تپه تاج بیگ شاید قابل بازسازی باشد که من اطلاع ندارم .
سوم- در مورد تدارک وجوه مالی
در پهلوی جلب همجانبه کمک مردم از داخل و خارج کشور ،بسیار ضرور است تا عاملین تخریب این قصر ها که نام خدا از برکت پول های باد آورده صاحب گنج های قارونی وملیاردر می باشند ،بخاطر رعایت حد اقل انصاف ربع دارایی شانرا به همین منظور به شاروالی کابل بسپارند .(البته این موضوع یک سراب خواهد بود ، مگر آنکه مردم از طریق مطبوعات ، رسانه ها و جامعه مدنی نوعی فشاراخلاقی را بوجود آورند). دراخیر یادهانی این مطلب نیز خالی از مفاد نخواهد بود تا برای ایجاد فضای اعتماد ، ضرور است تا شاروالی کابل بخاطرعلنیت و شفافیت در پروسه جمع آوری پول و مصرف آن تدابیر و ابتکارات را بکار گیرد  با احترام

معرفی یک شاعر گمنام هراتُ باشنده کانادا

شاعر  گمنام
فاروق غیور

گزارش  از : امان  معاشر

ارقام  اخیر  نشان میدهد  دربرتش کلمبیا  کانادا در حدود چهارده هزار افغان مهاجر حیات به سر می برند و تعداد نخبه گان در عرصه ادب و هنر نیز دیده میشوند که از جمله  شاعر گرانمایه ولی گوشه گیر که نمی خواهد به شهره و نام برسد محترم فاروق “غیور” نیز دیده میشود.  او شخص با محبت بوده الفت را با یاریان دلخواه خودش خوش دارد و در مجالس غیر کمتر حضور می یابد و اگر یابد هم تحمل زیاد  نشستن را ندارد. او از تنهای رنج میبرد همه تشویش های زمانه را نا دیده گرفته به گفته خودش :

مسجد و  درس  و  کتاب  و زهد  را  یکسو  بنه

جام می پر کن “غیور” اینها همه درد  سر است

این شاعر خوش قریحه  در سال 1322 ه ش در هرات بدنیا آمده تحصیلات ثانوی اش را در لیسه حبیبیه کابل ولیسه سلطان  هرات در سال 1341 ختم و بعدآ شامل دانشگاه  کابل شده در  سال 1345 از دانشکده ی  حقوق وعلوم سیاسی دیپلوم گرفته است. آقای غیوردر سال 2003  به امریکا و بعدا به شهر ونکوور کانادامسکن گزین شده است.
او در سال 1358 ازدواج کرده دو پسر و دو دختر  حاصل  پیوند خانواده گی و ازدواج ان است و فعلا   با یک پسر نو جوانش امید جان زندگی دارد.باقی اعضای فامیلش در اروپا می باشند.موصوف در سال 1358 حینیکه متعلم صنف پنجم مکتب بود، شروع به سرودن اشعارو مقالات نموده و سرایش های داستانی اش در ادوار مختلف در روزنامه ها و جراید به نشر رسیده است. اشعار دلنشین اش به دل چنگ میزند و سروده هایش  زیبا ،دلنشین و اراسته به زیور شعری است .و با نازک خیالی ها به خال، زولف غبغب جلال و روشنی بیشتر می بخشد. شام 22 جنوری  همراه با محترم مولانا کبیر فرخاری  شاعرمعاصر کشور ما به دیدار غیور صاحب  رفتیم و من قطعه شعر موصوف را که در کتاب نوای غربت  بچاپ رسیده بود خواندم  که به این مطلع آغاز میشود:

ادامه خواندن معرفی یک شاعر گمنام هراتُ باشنده کانادا

مبارزه بخاطر زندگی نسل آینده:

 

شرایط  زندگی  برای  بقای  نسل  آینده  انقدر خطر ناگ گردیده  است  که  اطفال  و نو جوانان برای  مبارز  علیه  خرابکاران  برخاسته اند. شما  ویدیو   ارسالی  بانو  رجنی  پران را که از یوتوپ برای نشر فرستادهُ بشنویدُ  یک  دختر  سیزده  ساله  کانادایی« سوسن سوزوکی»  بخاطر زندگی  بهتر  اطفال  و نسل  آینده  جهان چه  گفتنی  ها دارد.

شب شعر و موسیقی در خانه مولانا در شهر ونکور کانادا بتاریخ ۱۵ جنوروی برگذار گردید:

شب  شعر و موسیقی
مژده جمالزاده با دو خانم که گویندگی برنامه را دارند

شب شعر و موسیقی به هنرنمایی مژده جمالزاده

مژده جمالزاده دختر جوان، خوش برخورد و با استعداد هنری با هموطنان کانادایی خویش در شهر ونکوور کانادا به وسیله ی اجرای کنسرت جالب دیدنی و شنیدنی و شعر که همکارانش هریک محترم داوود فقیری ،میلاد فقیری و تمیم یوسفی که در اجرای کنسرت انرا همیاری نمودند، دیدار نمود.این برنامه ی فرهنگی و هنری که به کمک و معاونت محترمه طوبی عنبری، مدیر سالون دایمند بانکویت هال و محترم داوود فقیری، فعالان فرهنگی به همکاری آن سالون در شهرک برنابی، شام  پانزدهم جنوری ٢٠١٢ برگزار شد، در آن مژده جمالزاده، هنرمند پرآوازۀ کشور که در شهر زیبای ونکوور کانادا آوان  طفلی و نو جوانی خود را سپری میکند و از آن شهر به بلندای هنرو شهرت رسیده است، به هنر نمایی و اجرای کنسرت جالب تماشاچیان را ساعت ها با حرارت و خوشی نگاه نمود. موصوف، ضمن ابراز صمیمیت بی شایبه با دوستان دوران کودکی  و تعلیمی اش، خود را مدیون همکاری های آنها  دانسته و از آنها قدردانی نمود. مژده جمالزاده با سپاس از شاعران و هنرمندان همکار موسیقی اش، محترم حبیب یوسفی را که شعر موصوف را در فیستیوال بین المللی هنرمندان “ستاره افغان” در افغانستان برگزار شده بود، روی استیژ دعوت نمود اجرا نموده  و مقام بلندی را احراز شده است و از آن به قدردانی یاد آور شد. مژده جمالزاده در رابطه به اینکه مدت بیشتر از دوسال میشود از ونکوور به افغانستان وطن نازنین اش غرض اجرای وظایف فرهنگی و هنری رفته بود، از این سفر خوشحال به نظر می رسید و دیدن همشهریانش آنرا با احساس تر نموده است که هموطنانش هنر موسیقی آنرا به دیده قدر نگریسته اند و از آن استقبال شایسته به عمل آورده اند. در ختم محفل، صدها تن از علاقمندان و دوستدارانش صف بسته با خانم مژده عکس های یادگاری گرفتند. این پذیرایی زایدالوصف تماشاچیان مژده جمالزاده را به حیرت آورده بود. یک خانم که درصف دو چشم به مژده دوخته بود گفت: “نمی خواهم از مژده جان دور شوم میخواهم آنرا دیر بیبینم. او نماد شجاعت، زیبایی و خوش اخلاقی زنان افغان است. او یک الهام خداوندی برما است تا همه زنان افغان بیدار شوند و استعداد ذاتی خویش را با جسارت در ملا مردم تبارز دهند.”

شب شعر
مزده جمالزاده در حال اجرای کنسرت

این برنامۀ فرهنگی که  با پروگرام های متنوع و چند رنگه  ترتیب یافته بود، هنرمندانی چون  محترم داوود دفقیری، محترمه حمیده جان قیوم زاده و عزیز عـلّمی نقش برازنده ایفا نمودند و حاضران از اوشان در خلال پروگرام استقبال شایسته بعمل آوردند. ضمناً، نقاشی پولندی بنام “اولگه فیش”، که نقاش شناخته شده در کانادا است؛ بخشی از محصول کار خود را غرض نمایش در یک گوشه ی سالون قرار داد و حاضرین به تماشای آن مبادرت ورزیدند.در اجرای این کنسرت شعف انگیز، محترم رحمان ســـدید، شاعر جوان و محترمه  فریما یوسفزی در ترتیب و گویندگی، وظایف سترگی را به عهده داشتند و در گرمی محفل به ابتکار و خلاقیت عمل کردند.

شب شعر
خانم مسئول ختم برنامه را اعلان مینماید

محفل، با اجرای اتن ملی دختران و پسران جوان و خوانش شعر توسط حبیب یوسفی در فضای صمیمیت خاتمه پذیرفت. یک شخص مسؤول این بر نامه گفت: “مبلغی که از مدرک فروش تکت ها به دست آمده است، به شاگردان بی بضاعت مکاتب افغانستان هدیه میگردد.”

امان معاشر، خبرنگار آزاد

 

صمیمانه ترین تبریکات نسبت حلول سال ۲۰۱۲عیسوی

دوستان گرانقدر !
سال را که سپری کردیم سال پر از تجارب و روی دادهای ملی وبین الملی بودُ متاسفانه در سطح ملی وبین المللی حوداث بیشمار بوقوع پیوست که خوشیها اندک مگرحوادث و تلفات بیشمار بود. در هرحال امید سال جدید سال پر از حماسه ها باشدُ سال سعادتُ ترقی و شگوفایی.
هموطنان عزیزم در هرجایکه بسر میبرند شاد و مسعود باشند. تبریکات بنده را قبول فرمائید. ماریا دارو

مردم تخار در معرض تهدید بیماری‌هایی ناشی از کمبود آیودین

جان‌محمد نبی‌زاده ـ تخار 

 از یک‌سال به این‌طرف که در شهر تالقان، آسیاب‌های کوچک تولید نمک برای کارهای صنعتی و ساختمانی به فعالیت آغاز کرده و نمک خوراکی بدون آیودین را  نیز به بازار عرضه می‌کنند، فروش نمک آیودین‌دار، کاهش یافته و فابریکه نمک آیودین‌دار در آستانه رکود قرار دارد.
حمیدالله، کارگر فابریکه‌ی نمک آیودین‌دار می‌گوید: «مدتی است که چند آسیاب نمک در تالقان ایجاد شده و نمک بدون آیودین را به نرخ ارزان‌تر در بازار، به فروش می‌رسانند. این کار سبب شده که فروش نمک فابریکه‌ی ما در بازار کم شود.»
عثمان‌علی که به گفته‌ی خودش یک سال است در فابریکه‌ی نمک آیودین‌دار کار می‌کند، می‌گوید: «نمک آسیاب‌شده در فابریکه‌ی ما زیرنظر داکتران صحت عامه، با آیودین مخلوط می‌شود و تفاوت زیادی از لحاظ قیمت با نمک‌های بدون آیودین که غیرصحی نیز می‌باشند، ندارد اما به خاطر این که مردم از اهمیت آیودین کمتر آگاهی دارند، نمک بدون آیودین راکه ارزان‌تر است می‌خرند.»
مسوولان فابریکه‌ی نمک آیودین‌دار، ازمقامات مسوول دولت گله‌مند هستند که این مقامات با بی‌توجهی به ایجاد و فعالیت غیرقانونی آسیاب‌های نمک در تالقان، صحت مردم وسرمایه‌ی آنان را به مخاطره انداخته‌اند. غلام دستگیر، نماینده‌ی شرکت تولیدی نمک آیودین‌دار تالقان می‌گوید: «نمک تولیدشده در این شرکت، از لحاظ کیفیت، با نمک‌های بی‌کیفیت موجود در بازار قابل مقایسه نیست و تنها 2 افغانی با ارزش این‌گونه نمک‌ها، تفاوت دارد.»

ادامه خواندن مردم تخار در معرض تهدید بیماری‌هایی ناشی از کمبود آیودین

«بن» ها و تداوم بن بست ها در افغانستان

جلسه بن
سیلمان کبیر نوری

لوی درستیز بریتانیا: تثبیت موفقیت جنگ افغانستان به وقت بیشتر نیاز دارد.

و متن را به مرور گرفتم.

لوی درستیز بریتانیا میگوید که کشورش سر انجام بالای نقش خود در افغانستان افتخار خواهد کرد ولی به چند سال نیاز است تا موفقیت در این جنگ تثبیت گردد.
به گزارش آژانس باختر به نقل از رادیو لیبرتی، جنرال دیوید ریچارد در یک مصاحبه یی اعتراف کرد که اشتباهات تکتیکی در جنگ افغانستان صورت گرفته است، ولی از این جنگ انتظارات دارد و تاریخ، موفقیت این جنگ را قضاوت مثبت خواهد کرد.
لوی درستیز بریتانیا گفت که موفقیت در جنگ افغانستان امروز نه بلکه در سال 2020 معلوم خواهد شد.
موصوف همچنان ابراز داشت ما انتظار داریم که ده سال بعد خواهیم گفت این جنگ ضروری بود و با سربلند این جنگ را خاتمه دادیم. خواندن چنین اظهاراتی، آنهم از زبان یک مقام بلند پایه ی انگریزی، اصلا” برایم متعارف و در خور توقع هم بود. با خود خندیدم. البته این خنده سخت تلخ و آگنده از سوز و گداز و درد جانکاه بود . بصورت غیر مترقبه  ذهنم منهمک حوادث مبرم استرا ستراتیژیک اواخر سالهای 1800 م که بنام  « بازی بزرگ» (در شرقمیانه) رقم خورده بود، گردید. “مستر لارد کارزن” (1) نمایده ی رسمی یا ویسرای کشور استعمارگر ( بریتانیای بزرگ) در کشور مستعمره هند در سال 1898 اظهار داشت، که در آینده بازی بزرگی سخت بغرنج و پیچیده بخاطر موجودیت« طلای سیاه» در بحیره ی کسپین و آسیای میانه براه خواهد افتید. این بازی مثل بازی در تخته ی شطرنجی است که هرآنکس که بتواند باهنرمندی این بازی را موفقانه به نفع خویش اختتام بخشد، در آسیای میانه نفوذ خواهد داشت و جهان را رهبری خواهد کرد.
آیا حوادث ده سال اخیرکشور و حضور نیروهای سنگین و آهنین به اصطلاح جامعه یء جهانی در کشور ما زیر نام شعار ها و قیل وقال خطر تروریزم و بنیاد گرایی میتواند چیز دیگری تعبیر گردد؟؛ به جز اینکه نمایانگر تحقق اهداف  پیشبینی شدهء آن مرد متفکر و دیپلومات کارکشته ی بریتانیای کبیر در هند بریتانوی( مستر لارد کارزن) بوده باشد؟    ببینید آن سوراخ و سمبه های خطیر ی که جهان ما را به مخاطره انداخته است، امروز مثل آفتاب کلا” و کاملا”  روشن شده است. مرکز پرورش ، تمویل و تجهیز تروریزم در پاکستان است ؛ که الان مقامات رسمی پاکستانی بصورت لخت و عریان نیز به آن اذعان و اعتراف مینمایند.

جلسه بن

آنچنانیکه بر نخبگان امور روشن بائیست باشد، برنامه های متعارف استخبارات جهانی زیر نظر سیاستگذاران کانون توطئه های جهانی بصورت کوتاه مدت، میانه مدت و دراز مدت ( 5 – 10 ..50 سال) زمان کاربرد داشته و مورد پیگیری قرار گرفته و محقق میشوند. در کادر « بازی شیطانی » که فقط یکی از ابعاد و ذرایع  بازی بزرگ مورد نظر لارد کرزن میباشد ؛ ظهور تنظیم های جهادی  کارنامه بزرگ استخبارات امپریالیستی بود ،  این احزاب در پاکستان به هفت تنظیم و در ایران به نه تنظیم پایه گذاری شد و این دوکشور در خدمتگذاری به این کانون سر تعظیم فرود آوردند.

ادامه خواندن «بن» ها و تداوم بن بست ها در افغانستان

نگرانی‌ها از افزایش ترافیک مواد مخدر در تخار

گزارش  تخار
جانمحمد نبی زاده

       نمایندگان شورای ولایتی تخار با ابراز نگرانی از افزایش ترافیک و قاچاق مواد مخدر در ولایت تخار، دولت را متهم به کم‌توجهی در این زمینه می‌کنند.اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر تخار، برای بررسی پدیده‌ی کشت، قاچاق و ترافیک مواد مخدر در این ولایت، کنفرانسی را با اشتراک معاون والی تخار و نمایندگانی از شورای ولایتی، قوماندانی امنیه، اطلاعات و فرهنگ، حج و اوقاف، سارنوالی و فعالان جامعه‌ی مدنی تخار برگزار کرد. در این کنفرانس نماینده‌های شورای ولایتی تخار و تعدادی دیگر از اشتراک‌کنندگان، مبارزه در برابر کشت، ترافیک و قاچاق مواد مخدر را تنها در حد یک شعار دانست و از سهل‌انگاری دولت در این زمینه، انتقاد کردند.  شاه‌محمود تالقانی عضو شورای ولایتی تخار در این کنفرانس، گفت: «کشت کوکنار در ولایت تخار به صفر رسیده است، اما در نتیجه‌ی عملکرد ضعیف دولت، تجارت و ترافیک مواد مخدر افزایش یافته است.»  او دلیل افزایش قاچاق مواد مخدر را رهایی قاچاقچیان مواد مخدر پس از دستگیری‌شان دانست و اضافه کرد: «تمام آدم‌ربایی‌ها، فساد اداری، سرقت‌های مسلحانه و ده‌ها مورد سرقت مسلحانه در تخار از جانب قاچاقبرانی انجام می‌شود که از زندان بدون گذشتاندن زمان زندان، رها می‌شوند.» چندی قبل، یک تانکر حامل تیل و یک کاماز حامل2600 سیر برنج در مرکز ولایت از سوی افراد مسلح نا شناس ربوده شده بود.   آقای تالقانی با انتقاد از نیروهای پولیس، آنان را متهم کرد که با وجود آن که از معاش و لباس و خوراک خوب بهره‌مند هستند، در مبارزه با مافیای مواد مخدر ناتوان‌اند.  تالقانی دولت را در اختصاص بدیل معیشت به کشاورزان ولایت تخار، سردرگم و بی‌برنامه می‌خواند. او گفت: «دوسال قبل، وزارت مبارزه با مواد مخدر مبلغ یک میلیون دالر را به‌خاطر صفرشدن کشت کوکنار، به این ولایت اختصاص داد که مسوولان از آن مبلغ، 30 عراده تراکتور خریداری کردند، اما این تراکتورها هیچ درد دهقانان تخار را درمان نکرد و معلوم نشد که تراکتورها به چه کسانی توزیع شد.»
شاه‌محمود تالقانی گفت: «اگر دهقانان این وضعیت را که تجارت مواد مخدر به اوج خودش رسیده، ببینند و دولت بیش از این به آنان بی‌توجهی کند، این تهدید وجود دارد که کشت کوکنار را از سر بگیرند.» اشتراک‌کنندگان در کنفرانس بررسی کشت، ترافیک و قاچاق مواد مخدر، ادعا کردند که مواد مخدر در تخار توسط کسانی که در پست‌های بلند دولتی کار می‌کنند، قاچاق می‌شود.
عاقبت‌الله ادیب‌یار، رییس اطلاعات و فرهنگ تخار، در این رابطه گفت: «تا زمانی که مواد مخدر در موتر‌های مودل‌بالا و شیشه‌سیاه انتقال داده شود، مبارزه با این پدیده، امکان‌ناپذیر است.»
او درحالی‌که فردی را مشخص نمی‌سازد، می‌گوید: «ترافیک مواد مخدر در ولایت تخار به عوض این‌که کمتر شود، بیشتر شده است و این مشکل ناشی می‌شود از وجود روابط میان قاچاقچیان مواد مخدر با افراد دولتی.» مقامات در اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر قوماندانی امنیه، ضعف نیرو‌های پولیس در مبارزه با این پدیده را رد می‌کنند.  محمد افضل امام‌زاده، مدیر مبارزه با مواد مخدر قوماندانی امنیه‌ی تخار، می‌گوید: «بیش از 350 قاچاقچی عمده‌ی مواد مخدر در ولایت تخار وجود دارد که تعدادی از آنان دستگیر شده‌اند و برای بازداشت عده‌ی دیگری از آنان فعالیت‌ها جریان دارد.»   او در حالی‌که از ذکر نام فرد مشخصی پرهیز کرد، ادعا کرد که در بنادر مرزی ولایت تخار با کشور تاجیکستان، افراد و اشخاصی وجود دارند که در ترافیک مواد مخدر با قاچاقچیان همکاری می‌کنند. در بخش دیگر از کنفرانس ذکرشده، اداره‌ی زراعت تخار از فعالیت‌های این اداره، در رابطه با کشت بدیل کوکنار در این ولایت خبردادند.   سید یحیی آمر امور زراعتی اداره‌ی زراعت و مالداری تخار در کنفرانس بررسی کشت، ترافیک و قاچاق مواد مخدر گفت: «تحقیقات کشت بدیل در مناطق زراعتی تخار صورت گرفته است.»

او اضافه کرد که به این منظور در برخی نقاط برای کشاورزان تخم زعفران و سایبین توزیع شده است و امید می‌رود که کشاورزان تخار بتوانند محصول خوبی به دست آورند.  اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر تخار در این کنفرانس از تشکیل یک کمیته مرکب از نمایندگان ارگان‌های امنیتی، عدلی و قضایی، حج و اوقاف و نهادهای جامعه‌ی مدنی خبر داد. انجنیر احمد خالد، رییس اداره‌ی مبارزه با مواد مخدر تخار گفت: «چنین کمیته‌ای در مرکز کشور تشکیل شده و در ولایت تخار نیز پس از تشکیل، در راستای مبارزه با این پدیده‌ی شوم با جدیت به مبارزه خواهد پرداخت.»    باشندگان تخار از افزایش قاچاق مواد مخدر و ناامنی‌هایی که در پیوند با این موضوع وجود دارد، نگران هستند و از مقامات مسوول می‌خواهند تا در این راه مبارزه‌ای مداوم داشته باشند و با کسانی که به اتهام مواد مخدر بازداشت می‌شوند برخورد قاطع کنند.

یک توضیح ضروری پیرامون طرح تشکیل « بنیاد گوهر اصیل آدمی »

سخن  چند
سیلمان کبیر نوری

سخن و عرض نخست :

 درین بیش و کم یک ماه اخیر که بار مسئولیت بسیار سنگین ولی هیجان آور و روحنوازی را به دوش داشتم ؛ خواب و بیداری ام گد و ود شده بود . حالم بسیار تغییرات پیدا میکرد ؛ گاه بسیار هراسان و دست پاچه میشدم و گاه بسیار احساس خوشوقتی و خوشبختی میکردم . البته سخت ممنون عزیزان در ویب سایت های ذیصلاح و حایز احساس مسئولیت ملی و بشری استم که حاصل جرئت و تلاش و تپش استثنایی مرا در گفت و شنود اختصاصی با اندیشمند سنجه ناپذیر وطن محترم محمد عالم افتخار آفرینشگر شهکار «گوهر اصیل آدمی» به دست نشر سپرده و به هموطنان سر افراز،  بشریت و تاریخ علم و ابداعات آن عرضه داشتند.
همچنان بسیار سپاسگذار از دوستان و عزیزان فراوانی هستم که قدم به قدم چه حضوری و چه به طریق تلیفون و ایمیل مراتب التفات و عنایت و پیشنهادات و انتقادات قیمتدار خود را با من در میان میگذاشتند و بدینگونه بسیار کمک ارزنده با من انجام میدادند .با اینهمه وسواس داشتم و باوصف تأئید ها و نوازش های جناب محترم عالم افتخار؛ بیمناک بودم که نتوانسته باشم کار را به درستی حد اقل انجام دهم ؛ این وسواس مرا بالاخره ؛ برخورد شگرف و خلاقانه مرکز تحقیقاتی و پایگاه اطلاع رسانی «پیام آفتاب» که در ویب سایت شان به همین نام منعکس شده خیلی ها کاهش داد. به وضوح معلوم است که خاصتاً قسمت اخیر و پایانی گفت و شنود درین کانون علمی مورد بررسی قرار گرفته و در نتیجه لازم دیده شده است که گفت و شنود ؛ بنابر اهمیت و جایگاه استثنایی آن به طور استثنایی ؛ ادیت گردد . من درین مرکز تنها جناب مهندس سید محمدباقر مصباح زاده را از دور میشناسم که گرداننده گی ویب سایت را به عهده دارند ولی یقین دارم که دانشمندان دیگری هم آنجا تشریف دارند . به هرحال آنچه در ویب سایت پیام آفتاب به طریق ادیت علمی در بخش پایانی وارد شده و به متن برازنده گی های کارشناسانه بخشوده است ؛ اینها است :

ادامه خواندن یک توضیح ضروری پیرامون طرح تشکیل « بنیاد گوهر اصیل آدمی »

غیرت ویژه در مقابل عدد(39)

اشتراک کنندگان لویه جرگه

اشتراک  کنندگان  محترم  لویه  جرگه  از  پذیرفتن  عدد شماره  (39) حساسیت  نشان داده  اند  گویا  این  عدد  در رگ  غیرت  شان برخورده  است ….اما  اگر  به  عقب  نگاه  کنیم  بسیار  مسایل  ضد غریت، عدم  ناموسی  داری  وعدم  احترام  به  ننگ  وناموس  در کشورجریان دارد اما  متاسفانه هیچ  کس از صلاحیت  داران متوجه  آن  نمیشود  وبه  رگ  غیرت  هیچ  کس  برنمی خورد. اما در مورد  مردها حتا  اگر  یک  عدد  هم باشد که کاملاٌ صیغه  مزاح  میباشد جنابان از پذیرفتن  آنعدد حساسیت  نشان  میدهند.
هرگاه  به  فرهنگ  وکلتور هر کشور نظر اندازیم درهرکشورعددی رابه  صغیه  مزاح ویا بخاط  مسایلی  کلچری  شان برگذیده  اند مثلاٌ درکشور کانادا عدد(13) را عدم خوشبختی  تلقی مینمایند  اما کسی حساسیت  نشان نمیدهد.

 خوشحال  بحال مردان  غیور افغان  که این  مزاح را چنان  جدی گرفته  اند و حساسیت نشان داده اند  که  مورد  ابصره  جهان  قرار گرفت ، ایکاش  این  جدیدت در کارهای  واقعاٌ بی ناموسی نیز درنظرگرفته  شود، صدها دوسیه  تجاوز جنسی در سارنوالی و  دفتر  حقوق  بشر وجود دارد هیچ  یک  غیرتی با صلاحیت  پیدا نشد  که در همچون  موارد حساسیت  نشان بدهد  وعمل  بی ناموسی را  جداٌ تقبیح  نماید. نظر به گفته  جناب  فیض  زاده  عدد (39) از لست  اشتراک  کنندگان  بخاطرحساست ایشان کشیده شد … چه  سرعت  عمل در کار لویه  جرگه  ؟؟؟؟؟؟

هرگاه اشتراک  کننده  گان  حساسیت  در  مقابل یک  نمبر  دارند معلوم  است   این بار در لویه  جرگه افراد حساس  شامل  اند و قضایای  را جدیت  مورد بررسی  قرار میدهند  بشمول از بردن  بی ناموسی .(39) بسیار  مطالب  دیگر  مانند  ( بچه بازی  ) …..وغیره  را  نیز حل  بدارند .  زیرا  آبروی ما  در  جهان  ریخت . به  این  ویدیو  توجه  بدارید .

 http://www.youtube.com/watch?v=RXwJqkztlzQ&feature=youtu.be

وای که در وطن آبایی خویش قبرستان نداشته باشید چه خواهیدکرد؟

هموطن  هندو  سکهه در افغانستان  پیشنه  دیرین  دارند.در زمانهای  شاهی  تا  حکومت  شاه  محمود  خان  به پرداخت  جزیه  محکوم بودندُ   در زمان  امیر  امان  الله  خان  و در زمان  حاکمیت  حزب  دموکراتیک  خلق  هندوان  افغان  مانند سایرملیتها  از حقوق  مدنی مستفید  بودندُ  و آنها ماطبق  قانون  اساسی  بخدمت  عسکری  سوق  میشدند… اکنون وضعیت آنها در کشور آبایی  شان بدتر از مهاجرین  میباشد که  از کشور های همسایه  شکایت  شان بلند است. حکومت آنقدر  مصروف  است  که صدای  هندوان را از قلعچه  شنیده  نمیتواندُ .  حضرت  محمد  ؛ص؛ فرموده  اند  { هرگاه  میخواهید  مذهب  تان مورد احترام  دیگران باشد….مذهب دیگران را حرمت  بگذارید…در مورد جسد هیچ  انسان بی  حرمتی  روا  نیست …. } هندوان  افغانستان هم مانند من وتو دارای  حقوق  قانونی  میباشند  …هرگاه  همین بی حرمتی در برابر  جنازه یک  هموطن  دیگر از طرف  هندوان صورت  میگرفت  چه  واقع  میشد؟؟؟؟
به  ویدیو  نگاه  کنید.

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=MbOQNKHgOBo

ترقی های عالم رو به فرداست … ببین ما را که سر پس می ترقیم

ترقی  به  بالا
این تصویر سخن میگوید


اصطلاح چرخ زندگی را بدون شک که هر کس شنیده ولی اکثراً آنرا یک پدیده ذهنی پنداشته و تصور نمیتوانند که چرخ زندگی نه تنها یک پدیده

ذهنی بلکه یک دستگاه کاملاً عینی و قابل لمس مانند هر ماشین میخانیکی دیگر متشکل از چرخ ها ، پیچ ها ، زنجیر ها و غیره پرزه جات تخنیکی می باشد.
از سال نزده صد میلادی بدینسوهر کشورعضو سازمان ملل متحد یکپایه چرخ زندگی از آن سازمان بدست آورده و آنر را در یکی از ادارات دولتی چون شاروالی حفظ و نگهداری میکنند .
وظیفه این چرخ درج آمار و ارقام مختلف در رابطه با رشد اقتصادی و پیشرفت های عینی در ساحات دیگر زندگی اجتماعی کشور می باشد.
متاسفانه در کشور های جهان سوم دراثر بروز جنگها و منازعات که اکثراً زندگی اجتماعی این کشور ها را بهم میزند چرخ زندگی هم ازین خسارات مصؤن نمانده و با ایستاد شدن آن زندگی اجتماعی و رشد اقتصادی این کشور ها نیز در ایام جنگ محکوم به سکوت و رکود میگردند ولی اکثراً بعد از سپری شدن منازعات و جنگها مسؤلین دولتی به ترمیم و مرمت چرخ زندگی اقدام  کرده و آن را دوباره بگردش می آرند ، اما طبعاً یک مدت را در بر میگیرد تا پسمانی های دوران جنگ جبران شده و چرخ زندگی دوباره به روال معمول بحرکت افتاده و موازی با آن زندگی اجتماعی و ااقتصادی جامعه بحرکت آید.
بعد از جنگهای خانمانسوز داخلی سالهای نود میلادی که دوسنگ هم بالای هم نماند و شهر کابل به خرابه تبدیل گشت طبعاً که چرخ زندگی هم ازین مصائب ناگوار جان بسلامت نبرده و شدیداً صدمه برداشت .
طلاب کرام با تصرف شهر کابل متوجه این سانحه گشته و جهت ترمیم و مرمت آن از تخنیکر های پنجابی طلب کمک   کردند.
وزیر امر به معروف و نهی عن المنکر طالبان در یک سفر از قندهار بکابل منجمله از چرخ زندگی نیز بازدید بعمل آورده و متوجه یک اشتباه بزرگ میگردد که میتوان آن را در جمع گناهان کبیره قرار داد ، ایشان فوراً به اطلاع امیر المومنین ملا محمد عمر میرساند که چرخ زندگی در ساختمان شاروالی کابل خلاف عرف اسلامی رو به قبله قرار نداشته و علت اصلی فقدان خیر و برکت و دلیل خشکسالی ها و قحطی های متواتر در کشور می باشد.
امیرالمومنین فوراً فرمان تغیر جهت آن را صادر کرده و طلاب کرام دست بکار شدند اما هر قدر کوشیدند موفق به نگشتند که یک سانتیمتر آن را از جایش تکان دهند بالاخره مجبور شدند که آنرا پارچه پارچه کرده و بعد از تغیر جهت آن را دوباره بسته بندی کنند که متاسفانه در اثنای باز و بسته کردن کدام پرزه آن غلط بسته بندی شده و از آن ببعد چرخ زندگی در جهت معکوس در حرکت شده و سیر حرکت جامعه را نیز با خود به قعقرا کشانیده .
حامد کرزی تا حال چندین بار بودجه برای ترمیم آن در نظر گرفته ولی حوادث غیر مترقبه دیگر پیش آمده که مانع عملی شدن آن گردیده و آخرین بار که ایشان به کابل بانک دستور تامین مصارف آن را صادر کرد از شانس بد کابل بانک در اثر رکود اقتصادی ورشکست شده و باز کار ترمیم چرخ زندگی عملی نشد.
شاید دوستانیکه خیلی جوان نیستند بخاطر داشته باشند که در کابل زمان سینما رفتن با پیراهن تنبان ممنوع بود و ازینرو در پیش دروازه هر سینما کسان با پطلون کرایی ایستاده و از این راه کسب معشیت میکردند.
از برکت خرابی های چرخ زندگی در پیش دروازه مجلس نمایندگان همان های که دیروز پطلون کرایی عرضه میکردند امروز پیراهن تنبان ، پتو ، تفدانی ، و قوطی نصوار عرضه میکنند.
چونکه چوکی های اول پارلمان برای نمایندگان پیراهن تنبان پوش و نصوار کش اختصاص یافته بازار پیراهن و تنبان کرایی رونق خوبی داشته ، تفدانی و قوطی نصوار هم بقدر کافی بفروش میرسد اما فراموش نکنیم که همه از برکت خرابی چرخ زندگیست و اگر روزی کسی آن را ترمیم کند دیگر رونق این بازار هم پایان خواهد یافت.

با تقـــــــــديم حــــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی

 

عید مبارک!!!!

بمناسبت  عید  قربان
عید مارک

بهترین تبریکات صمیمانه  خود را خدمت  تمام هموطنان ومسلمانان جهان وبخصوص  خدمت  دست اندرکاران سایت  “ماریا  دارو” بمناسبت حلول عید سعید قربان تقدیم میدارم وازخداواند “ج”  برای تمام بشریت آسایش وسعادت تنما دارم….با حرمت مسعوده  ” بها”

 

وطنداران عزیزم عیدی تان مبارک

وزنداران
عیدتان مبارک

فرارسیدن عید سعید اضحی،  عید   قربان  را به هریک تان درهرکجای ګه هستید :در سنګرنګبانی از وطن ،دراداره ،دفتر ،مکتب ،شفاخانه،در زیرخیمه های فقر ،درغربت وبی وطنی که تا ناکجاها فراری شدید،عید رابرایتان تبریک می ګویم ۰آرزومی برم روزهای عید را باخوشی ،سلامتی ،شادی ،سرور وصلح وامنیت درکنار همدیګر سپری کنید۰تمنادارم که بطور همیشه وقطعی دست جنګ ،خشونت ،ویرانګری ،توهین ،تحقیر وتجاوز،از دامان وطن و وطنداران ما کوتاګردد۰   عید تان مبارک موفق و سربلند باشید

نجیبه آرش

علامه گذاری کامه یا ویرگل در نوشتن

علامه گذاری
نبی عظیمی

ازوقتی که انترنت بر سر بازار آمد و جهان پهناور دیروزرا به دهکدهء کوچک امروز مبدل ساخت،   مقاله نویسی و شعرپراگنی و کتاب نویسی و سایت سازی ووبلاگ بازی نیز دراین آباده سرای چیز نویسی رونق گرفت و هرکس که تصور می کرد سرش به تنش می ارزد، دست وآستین بر زد ، پشت کمپیوتر نشست و هرچه دل تنگش خواست ، سرود و گفت ونوشت وبه این  بازار مکاره عرضه کرد؛ به امید مطرح شدن ، نام کشیدن و سری درمیان سران برافراشتن !  اما دریغا که بسیاری ازاین چیز نویسان کوچکترین اهمیتی به قواعد و علایم چیز نویسی قایل نشده اند . به همو علامة ها ونشانه هایی که در حقیقت مانند واژه ها سخن می گویند ، نفس می کشند ،  زنده اند و بدون مراعات کردن دقیق آن ها نوشته های ما دربسی حالات معانی دقیق خود ها را ازدست داده و حتی دربرخی حالت ها تفاسیر واژگونه یی، می توانند پیدا کنند. مثلاً هرگاه بنویسیم:” احمد ، خسته از وظیفه بازگشت ” به این معنی خواهد بود که وظیفه امروزین احمد زیاد وخسته کننده بوده ووی را مانده وزله ساخته است ؛ ولی اگر جای همین کامه یا ویرگل راتغییر دهیم وبنویسیم : ” احمـِد خسته ، ازوظیفه بازگشت ” به این معنی خواهد بود که احمد پیش ازرفتن به وظیفه نیز خسته بوده و اکنون همچنان خسته ومانده از وظیفه بازگشته است . یا اگر باز هم جای این ویرگل را تغییر دهیم و بنویسیم : ” احمد خسته ازوظیفه ، بازگشت. ” منظور ما این خواهد بود که  به طور کل وظیفه رفتن برای احمد ، خسته کننده است. با این همه برخی از قدما وحتی دردوران معاصر برخی از نویسنده گان شهیری مانند خوزه ساراماگوی پرتگالی نویسندهء رمان بی نظیر ” کوری ”  چندان درقید وبند گذاشتن نقطه و کامه درنوشته های شان نبوده اند. چنان چه درهمین رمانی که به شیوهء ریالیسم جادویی نوشته شده است،  صرف در درازنای یک صفحه مکمل ، خواننده می تواند چند تا نقطه وویرگل پیدا کند وبس. یادم نرود که درکتاب اردو وسیاست نیز متأسفانه به نسبت خط بسیار ریزو بد وعدم حضور من درهنگام نشر کتاب ، تایپست دربسی صفحات  آن کتاب به عوض گذاشتن نقطه ، کامه گذاشته ویا اصلاً گذاشتن این علامة هارا ازخاطر برده است. واما برگردیم برسر اصل مطلب :  برخی از این سروران چیز نویس که تصور می شود، عاشق سینه چاک ویرگل و کامه باشند ، آن قدر حق وناحق نوشتهء شان را با این نشانه زینت ( ! ) می بخشند که تعداد ویرگل ها از تعداد واژه های مقاله ومطلب شان تجاوز می کنند. همین ها شاید  نمی دانند که علامة سمیکولن با نشانهء ویرگل تفاوت دارد و هرکدام این علامة ها بنا بر ضرورت خاصی گذاشته می شود؛ پس به عوض علامة ویرگل نشانهء سمیکولن را حاتم طایی وار در سر تا پای نوشتهء شان پخش وپلا می کنند. مثلاً یکی از این والا گهران درجایی چنین می نویسد : ” …. وبه سرتاسر مطبوعات رسمی وچیز نویسی دورهء دهه هشتاد سربزنید و پا بفشارید؛ و فقط یک نوشته نشان بدهید که با یک نسبت ناچیز ؛ این مفاهیم را مطرح کرده باشد ؛ ویا این مسایل را بررسی کرده باشد؛ “

ادامه خواندن علامه گذاری کامه یا ویرگل در نوشتن

دعوت عموم ملی و فراتر …!

 

دعوت ملی
عالم افتخار

بسم الرب العالمين

و سفرنامهء اکتشافی در ھند « گوھر اصيل آدمی » در رابطه به کتاب
عزيزان ھموطن و ھمفرھنگ و ھمنوع !
درود بر ھمهء شما و بر يکايک شما !
صرف نظر از اينکه شما با من و با آثار و انديشه ھا و ( به گمانم ) با يافته ھايم ؛ چه تماس و رابطه واطلاع
واحساس و ادراکی داريد ؛ فقط يک چيز را با قطعيت تمام ؛ خدمت عرض ميدارم که من بر ((تجربه)) تکيه دارم ؛ کم
از کم اکنون  در لحظات پايانی ی عمر – حتی خودم را بدون استعانت تجربه باور  نمی کنم .وقتی چنين است ؛ چرا باری ؛ خودم را در پيوند با شما و شما را در پيوند با (( بشر بودن )) ؛ مالک فرھنگی
دارای رگه ھای جلی و جليل انسانی بودن ؛ دارای آرمانھا و داعيه ھا و دعوی ھای اين زمانی و اين جھانی و پسا
اين زمانی و پسا اين جھانی بودن مورد ((تجربه)) قرار ندھم !؟
ی « سعدی » اينکه من و شما ھر يک با اختيار فردی و با مسئوليت فردی ؛ چه نسبت واقعی وعملی و عينی با
بزرگ داريم وميتوانيم داشته باشيم که بشريت ؛ بالاخره خواه ناخواه بر سر در قرارگاه بزرگترين و بيسابقه ترين
تشکل و تجمع منحصر به فرد خود (سازمان ملل متحد) منظومه ای از او را با خط زرين نوشت و برافراشت که :
بنی آدم ؛ آعضای يک ديگر اند که در آفرينش ز يک گوھر اند ؛
چو عضوی به درد آورد روزگار ديگر عضو ھا را نماند قرار
تو کز محنت ديگران بی غمی نشايد که نامت نھند ؛ آدمی !
ما چه نسبتی با عارفان ژرف انديش و روانسوختهء ديگر خود چون ((مولانای بلخ)) داريم که زمين و زمان را
لرزاندند وقتی چنين فرياد ھا سر دادند :

ادامه خواندن دعوت عموم ملی و فراتر …!

جنایات تاریخی ضد بشری با «فتوا» بازی

فتوا
سیلمان کبیر نوری

در حاشیهء فتوای شورای سراسری علمای !؟ افغانستان در مورد سیمین بارکزی  ….درینجا میخوانید:

– ریشه ی فتوای شورای علمای افغانستان
– فتاوا در ازمنه تاریخ؛؛ از تاریخ باید آموخت!
– یک سند تاریخی مقاومت ملا عمر؛ مدعی تطبیق شریعت غرای محمدی در برابر آیات قرانی !
– فلم مستندی از آقای رضا گیلانی نخست وزیر دولت اسلامی پاکستان، تعرض به یک خانم در ملاء عام
– فلم مستندی از کشوری بنام دولت اسلامی و رهبران بیخبر از دین اسلام – سیمین بارکزی زن ِ حماسه آفرینی که کاخ استبداد و بیداد گری جهانی را به لرزه درآورد- با مبارزه ی روشنگرانه ومتمدنانه، پیروزی از آن مردم خواهد بود!
اولتر از همه به زنان کشور از جمله بانو سیمین بارکزی این زن قهرمان و حماسه آفرین وطن  درود و ارج فراوان گذاشته و به ایشان و سایر زنان قهرمان سر تعظیم و احترام فرود میآورم و به مناسبت پیروزی شاندار این شیر زن در برابر مشتی حاکم جبار ولی جبون و زبون تبریک و تهنیت میگویم .هرچند رسانه های افغانی  در داخل و در خارج از کشور، اعتصاب غذایی و اقدام دادخواهانه ی  خانم بارکزی را در شعاع وسیعی بازتاب داده اند که من در مورد بر حق بودن و یا نبودن آن ها نمیخواهم بیشتر تبصره ی داشته باشم.بهمین ترتیب، حالا از دولت مزدور و مافیایی ایکه مشغله اش همیاری با برنامه های دشمنان مردم و در نهایت انسان و بشریت است و در کشانیدن کشور به بحران عمیق سیاسی- اقتصادی و نظامی، با آنها در یک مسیر جنایتکارانه همسویی و همپایی دارد؛ هم توقعی نداریم.
از دولت مزدور چه گلایه؟ زیرا طی ده سال تمام ثابت شد که شعار های دروغین تامین صلح و امنیت، دموکراسی، دفاع از حقوق زن، نو سازی و باز سازی همه جز ژاژخوائی و مردم فریبی چیز ِ دیگری نبود .

ادامه خواندن جنایات تاریخی ضد بشری با «فتوا» بازی

استفاده از دارو های طبیعی :الحاج حبیب الرحمن طبیب یونانی ..

کابل  افغانستان  حصه  دوم  خیر خانه  مینه  …گولایی  پارگ

برای  تقویت  وجود  میتوان  انجیر، خورما، واناب  کشمش  را با  شیر  جوش داده  از آن  بشکل  شربت  روزانه  صبح  وعصر بمقدار دوقاشق  استفاده  شود.
2 =  برای  اسهال ” خرابی  معده ”  خسته  عم را  کوبیده  با  مقداری  بوره  برای  جلوگیری  از تلخی  آن  باهم  مخلوط  نموده ، به  اندازه  یک  قاشق  چای  خوری  بعداز  نان  صبح  وچاشت  استفاده  گردد  واگر معده  خیلی  شدید  درد کشیده  باشد  وآب  بدن  کمتر  شده  باشد  باید  در  خوردن  دارو  احتیاط  نماید و وفقه  طولانی  را رعایت  بدارید .
3=  برای  درد  و  مرض  جگر :  بیخ  کاسنی  ، دال  چنی و برگ  چارمغز را یکجاه  کوبیده  در آب  جوش  داده  وصبح  وعصر  یک گیلاس  “مانند آب ”  بنوشید.
4= برای  درمان  سنگ  گرده، سنگ مسانه ، کیسه صفرا و سوزاک : چوبک  آلوبالو، خسته  گیلاس  ویا آلو بالو، ریشه  جواری  را دئر یک  ظرف  جوش داده  صاف  بدارید  وصبح  وعصر در شکم  خالی  بنوشید.
5 = برای  فشار بلند  خون  وکرم  های  معده  خوردن  سیر تازه  صبحانه  ضرور  است .
6 = برای  مرض  شکر یک  مقدار  برگ  تازه  چار مغز  جوش داده  شود  ومقدار  یک  گیلاس  صبح وعصر  نوشیده  شود. و هم چنان  میتواند  مقدار  سه  نخود  پتکری  را با  اب  جوش داده  بنوشید .هم  مفید  است.
7 =   درمان  روماتیزم : مقداری  بوربوبا  نصف  زنجیل جوشانده یک  گیلاس  نوشیده  شود. بخصوص  برای  روماتیزم  قلب  واستخوان  خیلی  مفید  است.
8 = درمان  سینه وبغل  اطفال  : مقدار نعنا ” بودنیه” در یک لیتر آب  جوش  داده  نوشیده  شود.
9 = درمان پا دردی  وکمر دردی وشانه:  نیم  خورد دانه اسفند”سپند” و دو یا سه  حلقه بوربو  یکجاه کوبیده شود ودر یک  گیلاس  تیل  خاک  حل  گردد ودر جای  درد  مالش  داده  شود. واین عمل  تکرار شود
10= درمان  تصفیه  خون: خوردن  کاهو  خون را شفاف  میسازد.
11=برای  درمان  32  مرض  : اگر  همواره  مقداری  میملایی در یگ  گیلاس  شیر ویا  آب  جوش داده  ونوشیده  شود  برای  بسیار  امراض  مفید  است.
12 = برای  جلوگیری  از اسهال هلیله  زرد  را کوبیده  ومقدار  یک  قاشق  جای  خوری  با  آب  خورده  شود  .
13 = درمان  بیشتر  از  50 مرض : هلیله سیاه را  کوبیده  وبا  کمی  روغن  چرب  نموده  با یک  گیلاس آب  خورده  شود.
هرگاه  دایم  خورده  شود  حتا  موی  سفید را سیاه  مینماید.
14 = درمان  راحتی  اعصاب: هرشب  برای  رفع  تشویش  های  عصبی  روغن  بادام  دوقطره  در بنی  چکانده  شود.
خوردن  آب  جو  و تربوز  برای  پاک کردن  معده  خیلی  مفید  است.
15 = درمان  های  گوناگون: برگ  خینه را جوش  داده  مانند چای  بنوشند  برای  پاک کرده  مجراء تنفس  بدن  ، پاک کاری  چربی  نلکه  های  خون در بدن ، تنفس  سریع  قلب ، جگر وشش  وخون را صاف  مینماید.
16 =  استعمال  زعفران  در عذا  با عث  تقویت  انرجی  مرد  میگردد.
17 =  استعمال  مقدار  زیاد  مرچ  سیاه  مرد را  ضعیف  میسازد
18= درمان  کیسه  صفرا  ورزدی  بدن : 27 دانه تخم ترایی وبا نیم کیلو ماست خورده  سود.
19 = برای  تقویت  وبه  بلوغ  رسیدن  پسر ها  : از کباب  کلپوره  استفاده  شود.
20 =برای  درد زانو وفلج …مقداری خینه  میده  را با آب  صابون  تر  کرده  در عینک  زانو مانده  وبسته9  نمایند.
21 = برای  درد  عینک  زانو  واستخوان  : رزچوبه  خام را با روغن زیتون  در  عینک  زانو مالش  داده  با  یک  نمد  گرم  بسته  ونگهداری  نماید  .. وچند  روز  مکرراٌ استفاده شود.
22 = برای  درمان استفراق  و یا رفع  اسهال  نعنای  تازه  ویا  خشک  با  پوشت  لیمو جوشانده  و نوشیده  شود.
23 = درمان  نفس  تنگی، درد مثانه ، فشار بلند  خون و تصفیه  خون  از عناب  جوشانده …تازه  ودر عدم  دریافت  خشک  آنرا  جوش  داده  مانند  نوشابه  بنوشید.
24 = برای  درمان  افزود بینایی،رفع  صفرا واختلالات قاعده یی  ورفع  استفراق  از شاتره چوشانذده  بعداز صرف  غذا  استفاده  شود.
25 = برای  درمان  این  امراض  : سنگ  میبسه  مثانه، درد  سینه، سرفه سیاه8 دانه با  عسل  استفاده  شود  وبرای  رفع  لکه  های  روی  پوست  میتوان با  سرکه  یکجاهع  روی  لکه  های  بدن  مالش  داد.
26 = زیره  سیاه  وزیره  سبزک از  20 تا 40  گرام در یک  لیتر  آب  جوش داده  شود بعد از صرف  نان  شب  قبل  از رفتن  به  بستر  خواب  نوشیده  شود …اگر  افراد  مزاج  گرم  دارند  با  سرکه استفاده  نمایند.
27 =استفاده  از زنجفیل  : رفع  درد  معده ،گ بادشکن”سرما خوردگی ، دفع  ترشحات رحم خانم ها، پنجاه  گرام  را در یک  لیتر آب  جوش  داده برای  رفع  تندی  آن از عسل  ویا  بوره  استفاده  گردد وقبل از عذا  وبنوشند.
28 =  استفاده  از دال  چنی  برای  ضد عفونی  ، باد شکن، تقویه  اعصاب  وتسکین  روح …برای  ادم  که از  گوش  سنگین  باید  ریختن  یک قطره  عرق آن  مفید و  لازم  است.
29 =گل  ختمی  برای  این  امراض  :  جوشانده  گل  ختمی  برای  دردهای  گلو، زکام ، یسنه واز بین بردن  زردی  بدن  مفید  است .
30 = برای  چاق  شدن  طفل  ورعف  اسهال : جوشانده  خاکشیر طفل  را  چاق  میسازد  وهم  چنان  برای  صاف  کردن  خون و اختلالات  خون و نورمال  ساختن  عادت  ماهانه زنان …مقداری  خاکشیر جوشانده  بنوشند .
31 =برای  رفع  گلو  دردی  : مقدار  گل  پنیرک  را جوش داده  با آب  زمج  در گلو  غرغره  نمایند.
32=  استفاده  از فاصلیه سبزبرای  تصفیه  خون و تقویه  قلب  مقید میباشد  زیرا دارای  ویتامین های(   بی و وی  )(         )  میباشد.
33 = بادرنگ  دارای  آهن  بوده برای  کمبود  انه  خون  مفید است. وبرای  شاداب نگهداشتن  پوست  روی  مفید بوده و میتوانید  برای شادابی  جلد  روی  صورت  تان  برای  بیشتر  از نیم ساعت  بگذارید .
34 =  انجیر  … برای  تقویت  جسمی  و  ازدیاد  ویتامین  های  بدن  خوب  است  برای  زنان  حامله  خوردن  ان  مفید بوده  طفل  را در بطن  قوی  میسازد ..بعدااز .ولادت برای  احیای  قوت  ورفع  ناتوانی مادر مفید  است.
35= گل  تاج خروس  : ارام بخش  اعصاب  وافزایش  هوس  وشهوت  میباشد.
36 = اسفرزه  : برای  رفع  سرفه  که از گرمی  باشد درد  های  سینه ،مثانه ومعده  مفید  است  برای  افتاب  زدگی  در سر مریض  گذاشته  شود…درمان مروقه  میباشد.
37= بادیان برای  درد چشم مفید  که  انرا جوش  داده  از  بخار ان  استفاده  شود  وهم  چنان برای  گوش دردی  که ناشی  از آب  رفتن در گوش  هنگام  عسل  ویا شاور  میباشد  از بخار  بادیان  جوشانده  استفاده  گردد.
38= برای  تقویت  طفل  ومادر : برای  زن  حامله  از اغاز  تا  تولد  طفل  روزانه  دوقاشق  روغن  بادانم  داده  شود  و انجیر  تازه  با  عشل  خورده  شود  ویا  انجیر خشک را جوش  داده  بنوشد  وخرما وبادام  و  کشمش  برای  زن  حامله  خیلی  مفید  بوده  شیر  مادر را زیاد  میسازد.
39= برای  تقویه  چشم :  مقداری  بادام، جوانی  وده گرام  نبات را باهم  کوبیده با مقداری  شیر حل  نموده قبل از خواب  خورده  شود.
40 برای  درمان  سوزش  معده  خوردن  بادرنگ،آب  رزدک ۀ لبلبو  همیشهع  استفاده  شود.
41 =  جوشانده  جو: برای  درد بواسیل، کم خونی  درد استخوان، نفس تنگی ، درد  گرده خوب است  اگر انسان چاق استفاده  میکند لاغر میشود وبرخلاف انسان لاغر را  چاق  مینماید.
42 =  برای  رفع  داغ  لکه  های  پیس  : سیاه  دانه را کوبیده  با روغن  زیتون بر روی  لکه  مالش  بدهید  .
43 = پوست  کوکنار  : برای  رفع  سرفه  شدید  و سینه وبغل  پوستن  کومنار  را در آب  جوش  داده با یک  دانه زردی  تخم مخلوط  نموده  برای  بیمار  خورانده  شود .
44 = برای  ریزش  موی  سر   : اب  پیاز  و سیر  را  کشیده سر تان را مساج  بدهید  وبرای  حد  اقل  نیم  ساعت  با  پلاستیک  پیچانده  وبعدا  حمام  نماید  …این  عمل  باید  تکرار  گردد  تا بنیه  وریشه  مو در سر  از  کمبود  کمواد  تقویه  شود  ، ریزش  موی  سر  قطع  میگردد.  ختم