بحران امنیتی پاکستان و ضرورت حل‌وفصل داخلی آن: نور محمد غفوری

از زمان تشکیل دولت پاکستان در سال ۱۹۴۷، این کشور همواره با چالش‌های امنیتی، سیاسی و قومی درگیر بوده است. در دهه‌های اخیر، به‌ویژه در نتیجهٔ سیاست‌های ناهماهنگ و کوتاه‌مدت دولت مرکزی، بحران‌های داخلی پیچیده‌تری در عرصهٔ امنیت ملی پدید آمده است.پاکستان امروز با طیفی از گروه‌های مسلح و جنبش‌های مدنی مخالف روبه‌روست؛ از جمله تحریک طالبان پاکستان  (TTP) ارتش آزادی‌بخش بلوچستان  (BLA)،  جبههٔ آزادی‌بخش بلوچستان (BLF) ، جنبش تحفظ پشتون‌ها  (PTM)،  حزب عوامی جیههٔ سند  و چندین گروه کوچک جهادی و قومی دیگر.

ادامه خواندن بحران امنیتی پاکستان و ضرورت حل‌وفصل داخلی آن: نور محمد غفوری

سیاست تعامل تخنیکی آلمان با طالبان: نور محمد غفوری

واقع‌گرایی دیپلماتیک و مسئولیت بشردوستانه

در این روزها در رسانه های اجتماعی و بخصوص از جانب فعالین زنان انتقادات شدید متوجه سیاست آلمان در تعامل با حاکمان کنونی افغانستان است. من می خواهم در مورد تحلیل و نظر خویش را به طور فشرده بر مبنای اساسات علمی پیشکش خوانندگان گرامی نمایم. 

ادامه خواندن سیاست تعامل تخنیکی آلمان با طالبان: نور محمد غفوری

سلام سنگی در نقش زردشت : داکتر صبورالله سیاسنگ

در بهار ۱۹۹۰ در مکروریان کهنۀ کابل با خواهر و برادر نوجوانی به نام‌های بدریه و بهزاد آشنا شدم. پدر شان پیشۀ بازرگانی داشت و از من خواسته بود فرزندانش را با الفبای انگلیسی آشنا سازم.

در نخستین روز دیدار مان، چشمم به چند عکس سلام سنگی روی دیوارهای دهلیز و اتاق درس شان افتاد. آنان کلکسیون بزرگی از عکس‌های این هنرمند داشتند و دوست‌دارش بودند.

بدریه و بهزاد در یک روز برف‌باران همان سال به دیدنم آمدند و گفتند: “برای خداحافظی آمده ‌ایم. به کسی نگویید، ما از افغانستان می‌رویم.” سپس آلبوم دوست‌داشتنی شان را نزد من امانت گذاشتند و افزودند: “هرکسی نشانی درست بیاورد، عکس‌ها را به او بدهید تا به ما برساند.”

ادامه خواندن سلام سنگی در نقش زردشت : داکتر صبورالله سیاسنگ

دموکراسي څه شی ده او سوسیال دموکراسي څه ته وايي؟: نور محمد غفوری

دا سوال د ډیرو ځوانانو پر مخ کې پروت او مطرح دی. د دموکراسۍ په اړه ما ډیرې مقالې لیکلې. په هغې لړ کې مې په ۲۰۱۱م کال کې یوه لیکنه د «دموکراسي (ولسواکي)» تر سر لیک لاندې نشر کړې ده. په هغې کې د دموکراسۍ یا ولسواکۍ په اړه بنسټیز علمی معلومات وړاندې شوی دی. هلته مې لیکلي چې د دموکراسۍ اصطلاح یوناني جرړې لري چې له دوو اجزاوو، (dēmos) ډیموس (خلکو) اوکراتوس (kratía) (حکومت کولو) څخه جوړه شوی ده. لغوی معنا یې په پښتو ژبه کې د ولسواکي یا پر خلکو باندې د خلکو حکومت کول دي. ولسواکۍ ته مختلفو کسانو او علمی سیاسی کړیو راز راز تعریفونه ورکړي چې په ټولو کې دا موضوع ځلیږي چې دولتي ځواک په مستقیمه او یا غیر مستقیمه توګه د ولس په اختیار کې وي.

ادامه خواندن دموکراسي څه شی ده او سوسیال دموکراسي څه ته وايي؟: نور محمد غفوری

خاطره به یادگار ماندی از استاد صالح محمد خلیق : احمد محمود امپراطور

در پاییز سال ۱۳۹۹ خورشیدی، سفری داشتم به شهر مولاعلی؛ شهری سرشار از خاطرات ناب و دیدارهای فراموش‌نشدنی.

 در این سفر، توفیق آن را یافتم تا شماری از شاعران و شخصیت‌ های فرهنگی آن دیار را از نزدیک ملاقات کنم. 

یکی از لحظات درخشان این سفر، دیدار حضوری با استاد فرهیخته، صالح محمد خلیق بود؛

ادامه خواندن خاطره به یادگار ماندی از استاد صالح محمد خلیق : احمد محمود امپراطور

لافوکان جهان متحد شوید !  میر عبدالواحد سادات

به بهانه اظهارات اخیر « جنرال » سمیع سادات 

این اقا که « مقر فرمانده » شان در واشنگتن در یک تعمیر مجلل نزدیک به قصر سپید است ، هر از گاهی و در حالیکه سیگار دود مینماید ، سخنان مشمیز کننده و اراجیف را بخورد رسانه ها میدهد .

البته در افغانستان در پهلوی آفات و بلیات فراوان ، لافوک های حرفوی و تا سطح امپراپوف کم نیستند که حرف های شان ببرکت کهکشان انترنیت ثبت تاریخ و برای همه قابل دسترسی است . 

ادامه خواندن لافوکان جهان متحد شوید !  میر عبدالواحد سادات

بیانیه ی داکتر فیض الله نهال ایماق : در انجمن فرهنگی ( خورشید )، به مناسبت روز ملی کانادا 

https://onedrive.live.com/?qt=allmyphotos&photosData=%2Fshare%2F5D8F76CB7AAB015F%21sa74c24ef893a4680ac59c584d5b1c9ab%3Fithint%3Dvideo%26wdOrigin%3DOWA%2ELINK%26wdPreviousSession%3D4aba1694%2D8a06%2D4460%2D991a%2Dc2cd10daa25f%26migratedtospo%3Dtrue&sw=bypassConfig&cid=5D8F76CB7AAB015F&id=5D8F76CB7AAB015F%21sa74c24ef893a4680ac59c584d5b1c9ab&redeem=aHR0cHM6Ly8xZHJ2Lm1zL3YvYy81ZDhmNzZjYjdhYWIwMTVmL0VlOGtUS2M2aVlCR3JGbkZoTld4eWFzQlNvZkE4bENMa3hCaDFaZW5JeDh0cHc%5Fd2RPcmlnaW49T1dBLkxJTksmd2RQcmV2aW91c1Nlc3Npb249NGFiYTE2OTQtOGEwNi00NDYwLTk5MWEtYzJjZDEwZGFhMjVm&v=photos

سرگزشت ؛صنم

قسمت ؛ اول

مه صنم استم یکی از دخترای مزار فعلا کابل زنده گی میکنیم نمیخایم از چهره که دارم زیاد بگویم فقد چهریم متوسط است ….داستان مه از جای شروع میشه که یک روز همرای خواهرم میخاستم برم بازار مادرم گفت نرین امشب خاله تان میاین باید کمک شوین کتیم زیاد خوش شدم وقتی مادرم گفت خالیت میایه چون مه یک بچه خالی مه دوست دارم تصمیم گرفتم امشب که آمد حس خده برش بگویم خوب آماده گی گرفته شده خالیم شان آمدن خوب شب به خوبی گزشت صبح وقت با صدای آزان بیدار شدم رفتم وضوع کدم نماز خاندم دیدم سهراب هم بیدار شده از اتاق برامد گفتم بهترین وقت است که باید برش بگویم صدایش کدم گفت بلی گفتم میخایم برت یک چیز بگو گفتم مه تره دوست دارم دگه نمیتانم حس خده پنهان کنم ازت یک پوز خندی زد گفت جدی استی گفتم بلی بعد گفت شب باز زنگ میزنمت جواب بتی گپ میزنم مام خوش شدم گفتم شاید دوستم داشته باشه اوهم خوب همه گی کم کم خیستن صبحانه خورده شد و خالیم شان

ادامه خواندن سرگزشت ؛صنم

انتون پاولوویچ چیخوف : نوشته – هارون یوسفی

انتون پاولوویچ چیخوف – طبیب٬ نمایشنامه نویس٬ طنز نویس و نویسنده ی روسی بود که به عنوانِ یکی از بزرگترین نویسندگانِ داستان های کوتاه در تاریخ ادبیات جهان شناخته میشود

چیخوف در طول عمر ۴۵ ساله اش بیش از ۷۰۰ اثر ارزشمند از خود به جای گذاشت

——————

سخنان ناب و امید بخش انتوان چخوف

خطرناکترین نوع بشر٬ انسانی است که اعتقادش زیاد و فهم اش کم است

******

ادامه خواندن انتون پاولوویچ چیخوف : نوشته – هارون یوسفی

یادگاری از روزگاران شیرین : احمد محمود امپراطور

در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در یکی از روزهای مملو از خاطره، شخصی از دفتر «بابای ملت» به خانه‌ی ما قدم رنجه فرمود. او نزد پدرم، شیر احمد یاور کنگورچی، آمد و با احترام تمام گفت:

«شماره تماس‌تان را می‌خواهم تا به خانم لیلما حسینی، همسر شهزاده محمدنادر ظاهر، برسانم. چند روزی‌ست که به کابل آمده‌اند و در کارته سوم اقامت دارند. 

جویای حال شما شده‌اند و مرا مأمور یافته‌اند تا شما را یافته، فرصتی برای دیدار فراهم آید.» پدرم، که سالیان درازی از این بانوی بزرگوار بی‌خبر بود، چنان شادمان و متأثر شد که گویی عزیز گمشده‌ای را باز یافته است. 

ادامه خواندن یادگاری از روزگاران شیرین : احمد محمود امپراطور

سفیران درد دل و امید : احمد محمود امپرطور

هم‌میهنان گرامی، اندیشمندان بزرگوار و دوستداران وفادار این سرزمین کهن!

با درودی از ژرفای تاریخ‌مان و عشقی به بلندای آسمان، سخنی از دل برمی‌آورم به امید آن‌که بر دل بنشیند. بی‌تردید همگی ما از فراز و نشیب‌ های تلخ و رنج‌ آلودی که بر میهن‌ مان گذشته و همچنان می‌گذرد، آگاهیم؛ فراز هایی اندک و گذرا، و فرودهایی بس عمیق و فرساینده که نه‌فقط کالبد جامعه، بلکه روح و روان مردم ما را نیز آزرده‌اند. در دل این دوران دشوار، بسیاری از ما ـ خواه ناگزیر از شرایط و خواه با تصمیمی دردناک و سنجیده ـ مجبور به ترک خانه، خاک و خاطره شدیم؛ دل از دیار کندیم و روانه سرزمین‌هایی شدیم که در ذهن‌مان نوید آرامش، امنیت و افقی روشن‌تر را داشتند. اما دریغا که واقعیت، چهره‌ای دیگر داشت؛ این مسیر، مملو از گردنه‌ های طاقت‌فرسا و سنگلاخ‌هایی جان‌سوز بود.  شمار زیادی از هم‌میهنان مظلوم و دردکشیده‌ی ما هیچگاه به مقصد نهایی نرسیدند.  برخی در مرزها ماندگار شدند؛ میان ماندن و رفتن، میان امید و یأس، و در دل بیابان‌ها و اردوگاه‌ها، با نگاهی چشم‌انتظار و دستانی خالی. 

ادامه خواندن سفیران درد دل و امید : احمد محمود امپرطور

نیم قرن حادثه از کوچه‌های جنگ تا آغوش صلح: احمد محمود امپراطور

گاهی لحظاتی در زندگی ما نقش می‌بندند که تا پایان عمر، مثل سایه‌ای با ما می‌مانند. نه می‌توان آن‌ها را فراموش کرد، نه از تکرارشان گریخت. این روایت، برشی‌ست از خاطره‌ای که هنوز، بعد از سال‌ها، بوی خاک، باروت و دلسوزی یک زن غریبه را با خود دارد.

از شش‌سالگی تا امروز، زخم‌ها و آسیب‌های فراوان جسمی و روحی بر من وارد شده است. 

نخستین ضربه در روز ۱۶ حوت ۱۳۶۸ خورشیدی بود؛ همان روزی که کودتای شهنواز تنی رخ داد و من از ناحیه زانو مصدوم شدم. زخمی که نه تنها جسم، بلکه روحم را نیز درگیر کرد.

در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، با سقوط حکومت داکتر نجیب‌الله و تسلط تنظیم های جهادی بر کابل، روزهای تلخ و پرآشوبی آغاز شد. در آن زمان، من دانش‌آموز صنف سوم مکتب بودم و هر روز در میان آتش و دود، به لیسه عالی حبیبیه که مقابل خانه ما بود می‌رفتم. 

ادامه خواندن نیم قرن حادثه از کوچه‌های جنگ تا آغوش صلح: احمد محمود امپراطور

چشم انداز امروز بشری : احمد محمود امپرطور

چشم‌ انداز امروز بشری، آئینه‌ای تلخ و اندوه‌بار از گمگشتگی انسان در طوفان مدرنیتی بی‌روح و ماشین‌وار است؛

 مدرنیتی‌ ای که با تمام زرق‌ و برقش، روح را فراموش کرده

 و انسان را به ابزاری در خدمت منافع سرد و بی‌احساس

 قدرت‌های سلطه‌جو تقلیل داده است. 

در دنیایی که ارزش های انسانی به حاشیه رانده شده‌اند

ادامه خواندن چشم انداز امروز بشری : احمد محمود امپرطور

یوغلط خبر د جنجال منبع : نورمحمد غفوری

په دې ورځو کې د مغرضو او دروغجنو خولو او سرچینو څخه داسې آوازې خپرې دې چې د سویس دولت پښتانه افغاني مهاجرین بیرته افغانستان ته په دې خاطر استوي چې اوسني طالب واکمنان پښتانه دی، د پيښو سره قومی چلند کوي او ځکه نو هغه پښتانه چې له خارجه ورځي، د طالبانو لخوا نه آزاریږي. مګر واقعیت دادی چې د سویس د کډوالو  فدرالی ادارې  دا پریکړه نه ده کړې چې پښتانه مهاجرین دې یوازې د دې لپاره افغانستان ته واستول شي چې طالبان هم پښتانه دي او له پښتنو سره څه نه کوي، خو د نورو افغاني قومونو سره ظلم کوي.

ادامه خواندن یوغلط خبر د جنجال منبع : نورمحمد غفوری

زورگویی او قلدری (د یوه ګران دوست د پوښتنې په ځواب کې):نور محمد غفوری

د زورګویۍ او قلدرۍ لغتونه یو له بله سره ډیر نږدې دی، خو بیا هم ځینې تفاوتونه لري.

زورگویی:

په (قاموس کبیر افغانستان) کې لیکي چې د زورګويي (/zor.goo.yee/) د لغت ترکیب دری دی چې لغوي معنا یې په پښتو ځورول، زور چلول، جبر کول یا څوک په زور یوه کار ته اړایستل دي. 

په عام مفهوم کې، “زورگویی” داسې عمل ته ویل کېږي چې یو څوک په زور، ویره، یا تهدید سره پر بل چا خپله اراده یا غوښتنه تحمیلوي. دا اصطلاح هم په فردي اړیکو کې کارېږي او هم په سیاسي، ټولنیز یا اداري چوکاټ کې ترې کار اخیستل کیږي.

ادامه خواندن زورگویی او قلدری (د یوه ګران دوست د پوښتنې په ځواب کې):نور محمد غفوری

افغانستان؛ وطن مشترک ما، فراتر از قوم و زبان: احمد سعیدی

قبل از هر چیز به درستی می‌دانم جملات، کلمات و دیدگاه‌هایی را که در این نوشته مطرح می‌کنم و با شما شریک میسازم ممکن است واکنش‌های تند برخی از دوستان احساساتی را برانگیزد؛ اما منافع ملی سرزمینم ایجاب می‌کند آنچه را که باور دارم با اهل منطق و اندیشه در میان بگذارم. در این روزها شاهد آن هستیم که در افغانستان، عده‌ای یا با عقده یا با عقیده، یا با شیوه دیگری بر زبان، هویت و قومیت یکدیگر در ستیز افتاده‌اند؛ توهین و تحقیر، به امری رایج تبدیل شده است. یکی می‌گوید من از فلان زبان نفرت دارم و با آن زبان نیستم،دیگری میگوید من از فلان قوم نفرت دارم با آن نیستم، دیگری پاسخ می‌دهد “من چنان هستم،تو چنین نیستی، واقعیت این است که یکی از بزرگ‌ترین دردهای مزمن افغانستان، همین دعواهای قومی و هویتی است، درست است که ما باید مسئله هویت را حل و فصل کنیم اما نسل‌هاست مردم را خسته و کشور را بی‌ثبات کرده است، ولی حل هویت قومی و زبانی یک ضرورت عینی شمرده میشود.

ادامه خواندن افغانستان؛ وطن مشترک ما، فراتر از قوم و زبان: احمد سعیدی

گُدی پران باز : رهنورد زریاب

من يك گدى پران باز هستم. از وقتى كه خودم را شناخته ام، سر و كارم با تار و گدى پران بوده است. تمام بهار و تابستان را انتظار مى كشم تا زمستان فرا رسد. هر قسم تار مى توانم بزنم؛ آسمانى، گلابى، ليمويى، سفيد و چِتکَه يى. البته هر كدام اين رنگ ها براى يک وقت معين خوب است. مثلاً وقتى در آسمان ابر تيره باشد، تار سفيد خوب است. اگر ابر روشن، رنگ ليمويى خوب است. و اگر صاف باشد، تار آسمانى بهتر است. زيرا تار به خوبى ديده نمى شود و از دست چيلک بچه ها محفوظ مى باشد.

ادامه خواندن گُدی پران باز : رهنورد زریاب

گریسـتن در ته دریا : داکتر صبورالله سیاه سنگ

مرواریدهای “اشک ماهی” را “عشق‌سرایی” یافتم، از سربرگ که “خاکستر” را “آتش عاشق” و به دنبالش “شعر سپید” را “غزل عاشق” نامیده تا آن‌جا که می‌گوید: “عاشقی تلخ‌ترین حادثۀ یک سفر است/ چون قطار از تن پُرلرزۀ پل بی‌خبر است”

این گزینۀ نازک را نمی‌شود در یک نفس خواند. شماری از مصراع‌ها درنگ دوباره می‌خواهند؛ مثلاً هنگامی که چشمم خورد به این تصویر، “هر بار که موهای تو در باد” … گمان بردم که رهایی گیسو در باد، پریشانی و آشفتگی در پی خواهد داشت. او دگرگونه سروده بود: “هربار که موهای تو در باد رها نیست/ انگار که این منطقه خوش‌آب و هوا نیست”

ادامه خواندن گریسـتن در ته دریا : داکتر صبورالله سیاه سنگ

نامش جبار است , 25 سال عمر دارد .:زبیر پاداش

سه ماه بعد از درخواست پناهنده گی , محکمه آلمان در خواست پناهندگی اش را قبول میکند و از طرف اداره سوسیال برایش تمام وسایل رفاه زندگی برآورده شده و از طرف اداره کارهمچنان در شرکت که من در آنجا کار میکنم به صفت کارمند شامل کار میشود , با خانم و سه فرزند درشهرفرانکفورت زندگی میکند هیچگونه مشکلی ندارد جز تکلم زبان آلمانی .

تکیه کلامش لالا و بادار , سردار و آغا جان است .

هر باریکه کدام نامه از ادارات رسمی و یا مکتب و کودکستان بچه هایش برایش میرسد برای من می آورد تا برایش ترجمه کنم , بعد از شنیدن محتوا هر نامه میگوید : ای زن هفت پشت تانه .

چندین بار بخاطر اعتنا نکردن به نامه های رسمی جریمه نقدی شده و تا حال میپردازد .

ادامه خواندن نامش جبار است , 25 سال عمر دارد .:زبیر پاداش

لیلة القدر بیدار شدن است نه بیدار ماندن! احمد محمود امپراطور

شب قدر، شب برداشته‌شدن حجاب‌هاست؛ شبی که فاصله خاک و افلاک رنگ می‌بازد و درهای غیب به روی دل‌های بیدار گشوده می‌شود.

 در این شب، نه زمان قید دارد و نه مکان، که همه چیز در نور بی‌کران الهی محو است.

فرشتگان با کاروانی از نور، بر جان‌ های صاف و دلباختگان فرود می‌آیند.

 دفتر قضا و قدر در دستان ملائک است و سرنوشت‌ها به قلم حکمت ازلی نوشته می‌شود. 

ادامه خواندن لیلة القدر بیدار شدن است نه بیدار ماندن! احمد محمود امپراطور

از غبار خاک تا افلاک عشق: نویسنده- احمد محمود امپراطور

در پهنه‌ی بی‌انتها و سکوت ژرف آفرینش، آن دم که انسان چشمان جان را از خواب فراموشی می‌گشاید و پرده‌های سنگین غفلت را یکی‌یکی از آیینه‌ی دل می‌زداید، نسیمی از عالم قدس بر باغ جانش می‌وزد و افق‌های نادیده، پیش چشم دل، گشوده می‌گردد. 

در آن لحظه‌ی ناب، انسان درمی‌یابد که وجودش بازیچه‌ی حادثه و اسیر باد و خاک نیست، بلکه شراره‌ای از آتش جاودان حقیقت در نهاد او افروخته شده؛ نوری از سرچشمه‌ی ازلیت که از اقیانوس بی‌کران رحمت الهی در پیاله‌ی وجودش ریخته‌اند.

این انسانِ به ظاهر خاک‌نشین، حامل رازی ملکوتی است؛ رازی که فرشتگان از دریافت آن عاجزند و آسمان‌ها در برابر آن سر به تعظیم فرو می‌آورند. 

ادامه خواندن از غبار خاک تا افلاک عشق: نویسنده- احمد محمود امپراطور

جُستاری در باره‌ی نوروز و پیشینه‌ی آن : استاد جاوید فرهاد

نوروز، به‌مثابه‌ی مهم‌ترین جشن آریایی، در تأریخ فرهنگی آریاییان پیشینه‌ی کهن دارد.

برگزاری این جشن از دوره‌های پار و پیرار، با سنت‌ها و روش‌های ویژه‌ به همراه بوده‌است که از آن شمار می‌توان از تهیه‌ی “هفت سین، شمع روشن کردن، خانه‌تکانی، نهال‌شانی، سمنک‌پزی، سبزه‌کوبی” و … نام بُرد.

-پیشینه‌ی نوروز:

در باره‌ی پیشینه‌ی نوروز گفته‌های گوناگونی وجود دارد که از این شمار با توجه به ارزش پژوهشی آن‌ها، نقلی از کتاب “التفیهم” ابوریحانِ بیرونی را در این این‌جا می‌آورم:

“نوروز، نخستین روز از ماه فروردین(حمل) است که آریایی‌ها تا پنچ روز پس از آن، جشن برپا می‌نمودند و پادشاهان به حقوق اطرافیان، مردم و بزرگان رسیده‌گی می‌کردند.”

ابوریحان، با اشاره به این پیشینه‌ی کهن می‌افزاید: “آریایی‌های قدیم، اول فروردین را وقت نزول فروهرها (فرشتگان) از آسمان می‌دانستند و جشن “فروردین” را برپا می کردند.”

ادامه خواندن جُستاری در باره‌ی نوروز و پیشینه‌ی آن : استاد جاوید فرهاد

هر روز به ره منتظر نامه‌رسانم : داکتر صبورالله سیاه سنگ

May be an image of text

می‌توانید بر من بخندید: اگر اینی که هستم، نمی‌بودم، می‌خواستم پُسته‌رسان باشم. (خواهید پرسید: پیش‌نارفته بگو که حالا چه هستی؟ بازنشسته می‌اندیشم و پاسخ ندارم، ولی پرسشی یادم آمد: آیا شما می‌توانید ایستاده بیندیشید؟ من نمی‌توانم.)

برگردم به آرزوی دیرینه، پسته‌رسان‌ها را دوست دارم. از امروز و دیروز نه، از گذشته‌های دوردست که کودک بودم، دوست داشتم. هنوز به برخی از یارانم نامه‌های دست‌نویس می‌فرستم. خوشم می‌آید هم نوشتن، در پاکت گذاشتن و فرستادنش و هم دریافتن و خواندنش. خوشم می‌آید آدم بخشی از دل خود را لای نامه بگذارد و بفرستد به هرآن‌که بخواهد. (هزار البته، کهنه‌گرایی من از شایستگی، شتابندگی و کارآیی ایمیل نمی‌کاهد.)

ادامه خواندن هر روز به ره منتظر نامه‌رسانم : داکتر صبورالله سیاه سنگ

دموکراسي د ګډ کار کولو هنر دی : نور محمد غفوری

سریزه:

دموکراتان باید پخپله د دموکراسۍ د بنستیزه کېدو، پراختیا او تکامل له پاره په عملي او جدي توګه لاس په کارشي. ما په ۲۰۱۶م کال کې په خپله مقاله کې چې اوس هم زما د فیسبوک پر پاڼه شته، ولیکل چې دموکراتانو ته نه ښايي چې د قوم‌پالونکوغیر دموکراتو، د شر او فساد د عاملینو او جګړه مارو افرادو او ګروپونو څخه د دموکراسۍ د نه پلي کولو په خاطر په نالښتونو او ګیلو وخت تیر کړي او یا په انفرادي او شخصي قهرمانیو باندی ویاړ او اکتفأ وکړي.

ادامه خواندن دموکراسي د ګډ کار کولو هنر دی : نور محمد غفوری

جنگ در افغانستان راه‌حل مشکلات نیست: نور محمد غفوری

 جنگ مسلحانه در هر حالت و در هر نوع آن پیامدهای ویرانگر برای کشور دارد. جنگ‌های طولانی‌مدت در افغانستان باعث خسارات گستردهٔ معنوی، انسانی و مادی شده است. هزاران نفر کشته و زخمی شده‌اند، میلیون‌ها نفر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده‌اند و زیربناهای حیاتی کشور مانند تعلیم و تربیه، صحت عامه، امنیت و اقتصاد به شدت آسیب دیده ‌اند. جنگ نه‌تنها باعث افزایش ناامنی شده، بلکه بی‌اعتمادی میان گروه‌های مختلف اجتماعی و قومی را نیز تشدید کرده و نفاق و شقاق در جامعه را عمیق‌تر ساخته است. علاوتاً جنگ سبب رشد افراط‌گرایی و افزایش فقر شده است که خود زمینه‌ساز ادامهٔ درگیری‌هاست. از اینجا گفته می توانیم که جنگ و برخوردهای مسلحانه به نفع ملت نه، بلکه وسیلهٔ تخریب افغانستان است.

ادامه خواندن جنگ در افغانستان راه‌حل مشکلات نیست: نور محمد غفوری