هشتم مارچ ، روز خجستهء زن را به تمام زنان بخصوص زنان بردبار، صبور، ازخود گذر، مبارز وجان نثاروطن که از سی وپنج سال به این طرف با حوادث خونین پنجه نرم می کنند از صمیم قلب مبارکباد گفته وشعر ذیل را بمقام والای شان اهدا می کنم :

امــروزخــامـه رنگ گرفت ازبــیـان زن

بــنــوشـــتــه ازمــقـام بـلـنـد آســتـان زن

تمـجـیـد ایـن مـقـال بـه تکــــرار گفته ام

بــالا تــراست ازهــمه نـــام و نشان زن

عــنـقـای فکــرمـا بــه جلالش نمی رسد

ازبس بــلـند مــرتـبت افــتـاده شــان زن

زن مــادراست وشـیرهء جـان میدهد بما

ای قـدرنــا شنـاس !! بدان قـدر جان زن

پـــرقـدرت اسـت مـنزلت و شان مادری

ادامه خواندن هشتم مارچ ، روز خجستهء زن را به تمام زنان بخصوص زنان بردبار، صبور، ازخود گذر، مبارز وجان نثاروطن که از سی وپنج سال به این طرف با حوادث خونین پنجه نرم می کنند از صمیم قلب مبارکباد گفته وشعر ذیل را بمقام والای شان اهدا می کنم :

به مناسبت هشتم مارچ روز آزاد ی بین المللی زنان از: نجیبه آرش

سلام و سپاس به زنان و دختران  پرافتخار ، با غرور وسربلند کشور عزیز ما افغانستان ، ګه با تحمل تمام دشواری ها، ظلم و ستم دو ران  سیاه و سرکوبنده ی زنان ، توانستند از درون دنیای از وحشت ، درد، تبعیض و تعصب بنیاد ګرایان  مذهبی ، قوماندان سالاری و طالبان فرهنګ ستیز و زن ستیز ، سرفرازانه راه خود را  با ګام های مصمیم و استوار به سوی آزادی ، ترقی وپیشرفت  باز کنند ،د ست های ګرم و زنده ګی ساز تان را  از پشت  هفتاد هزار کوه !  صمیمانه  می فشارم  و جشن آزاد یخواهانه ی  هشتم مارچ را به شما خیمه نیشینان بی آب و نان در داخل کشور وباز به  خواهران  رنجدیده  ی مهاجر ما از کمپ های  دوزخی و سوزنده ی  پا کستان، تا هموطنان آواره ، توهین و تحقییر شده ی ما در کشور ایران و سایر وطن گم کرده های مان  در سراسر جهان  صمیمانه تهنیت  می گویم،هشتم مارچ این  نخستین هنګامه ی خیزش زنان علیه بی عدالتی ، ظلم وستم سرمایه که با صدای  رسای ده ها زن ساده  ی کارگر از حصار کارګاه های نساجی برای احیای  حق پایمال شده شان ( حقوق مساوی با مردان ، پایان آمدن ساعات کار ، بلند رفتن دست مزد ) در سراسر جهان پیچید و تکانه ی  نیرومندی را در جهت  بیداری  زنان جهان باعث ګردید۰ تجلیل از هشتم مارچ  در کشور عزیز ما برای نخستین  بار تحت  رهبری خرد مندانه  اعضای  پر افتخار ( سازمان دمکراتیک  زنان  افغانستان ) از دهه چهل به دین سو به  عنعنه سر تا سری تبدیل  شده است۰ بخصوص  طی سال های دهه۸۰ و۹۱ میلادی استقبال از این روز خجسته با اشتراک لایه های وسیع وگوناگون زنان در محافل با شکوه با سهم گیری مقامات  عالی رتبه  دولتی در سر تاسر کشور بر گزار می شد و به  انگیزه ی نیرومندی برای مبارزه بخاطر تغییر بنیادی در زنده گی زنان، ارتقای سطح آگاهی زنان وتساوی حقوق زنان با مردان گردیده بود که به یقین  در تغییرات  ذهنی  زن امروز  بی تآثیر  نخواهد  بود۰ زیرا  آنان  در یک برهه  تاریخ  وظایف  خود را به طورشایسته انجام  دادند ۰ اکنون بر شماست که متحد و  متشکل  شوید، تک رفتن درد ها را دوا  نه می کند۰ باید باهم  پای بکوبید و باهم  نفس بکشید تا دشمنان را  آب سازید تمام تجارب  پیش کسوتان نهضت  زن ، تعلیم تربیه  ، تدبیرو توانایی ، حقیقت اندیشی ، عشق به آزادی ، صلح و وطن پرستی توشه ی راه  تان  باد !

هشتم مارچ به  مثابه روز عقد  پیمان مشترک  زنان به خاطر حقوق شان مبارک باد!

شعر اردو بمناسبت هشت مارچ از: ساغر صدیقی

اگر بزم انسان میں عورت نہ ھوتی

خیالوں کی رنگین جنت نہ ھوتـــــی

ستاروں کےدلکش فسانے نہ ھوتـے

بہاروںکی نازک حقیقت نہ ھوتـــــــی

جــــبینوں پہ نور مسرت نہ ھوتــــــا

نگاھوں میں شان مروت نہ ھوتـــــی

گھٹاؤں کـی امد کو ساون ترستـــــے

فضاؤں میـں بہکتی بغاوت نہ ھوتــی

فقیروں کو عـــرفان ھستی نہ ملتـــــا

عطـا زاھدوں کو عبــادت نہ ھوتــــی

مسـافر سدا منزلوں پــر بھٹکتـــــــے

سفینوں کوساحل کی قربـت نہ ھوتی

ھرایک پھول کا رنـــگ پھکا ساھوتا

نسیم بہاروں میـں نگہت نہ ھوتـــــی

خــدائی کا انصاف خـاموش رھتــــــا

سنا ھے کسی کی شفـاعـت نہ ھوتـی


ارسالی  رجنی کمار  پران  

 

پیام به مناسبت هشتم مارچ 2012

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به مناسبت هشتم مارچ روز زن و همبستگی بین المللی زنان، بهترین مراتب تبریک و شاد باش خویش را به تمام زنان جهان و به خصوص به زن افغان تقدیم میدارد. در تجلیل و تبجیل از هشت مارچ ضرور است تا یک بار دیگر به مقام والا و شامخ زن که نیمی از پیکر جامعه است، ادای احترام نمائیم. خوشبختانه علی الرغم تمام مصایب و ناگواری ها زن افغان با تأمل قربانی های زیاد، اکنون در موقعیتی قرار دارد که انکار از حضور آن در ابعاد مختلف جامعه فقط در ذهن افراد متحجر و لایعقل متصور است. شجاعت و استواری زنان که در بغرنج ترین و دشوارترین شرایط کماکان مسوولیت تربیه طفل، نظم درخانواده و فامیل و اشتراک در حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را عهده دار می باشند، نشاندهندۀ این حقیقت است که میتوان به باور آنان در احقاق حقوق شان اطمینان داشت. در حالیکه ما از هشتم مارچ تجلیل می نمائیم بسیار ضرور است تا به خطراتی بایندیشیم که از طرف بنیادگرایان و اخلاف ملای لنگ به خاطر طالبانی ساختن جامعه و بر ضد حقوق زنان گسترش می یابد که با وقیعانه ترین نوع آن در اعلامیه سوپر ارتجاعی به اصطلاح شواری علما بازتاب یافته که مورد تمجید رئیس دولت نیز قرار گرفته است (از کوزه همان تراود که در اوست). به یاد باید داشت که روشنفکرنمایان و حامیان دروغین حقوق بشر همیشه مانع تأمین حقوق زنان بوده و می باشد وسازش و کرنش شان آب به آسیاب بنیادگرایان می ریزد. اظهرومن الشمس است که همچواعلامیه های نفرت انگیز نه تنها درمغایرت با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های قبول شده ناشی از آن می باشد بلکه در تناقض کامل با ارزش های مندرج در قانون اساسی و قانون مدنی کشور قرار دارد. انجمن حقوقدانان افغان در اروپا از تمام نیرو ها و نهاد های مدنی و مترقی می خواهد که صدای شان را در تقبیح این اعمال ضد حقوق زنان رساتر بلند نمایند و بر علیه بنیادگریان و بنیادگرائی، اعم از دیوبندیها، قمی ها و ارعابیون عرب اعتراض شان را به خاطر برابری و تثبیت جایگاه شایستۀ زن در جامعه بلند نماید.

زنده باد هشتم مارچ روز زن و همبستگی بین المللی آن!
پیروز باد مبارزه به خاطر احقاق کامل حقوق زن!

با احترام

پوهاند دوکتور غلام سخی مصئون

رئیس انجمن حقوقدانان افغان در اروپا

فروش معادن کشور خنجری در سینه ی ملت

فروش  معادن

در مصاحبه ی  با محترم پروفیسور عبدالصبور فروزان سابق استاد دانشکاه کابل و فعلآ پروفیسور بر حال در یکی کالیج های شهر نیوجرسی ایالات متحده امریکا داشتم. موصوف در رابطه به ارزش معادن و نقش آن در اقتصاد آینده ی کشور مفصلآ صحبت نمودند که متن آن صحبت را در قالب یک مقاله علمی و تحلیلی حضور خواندگان محترم پیش کش میدارم.

سوال:استاد محترم !در رابطه به ارزش های معادن و نقش آن در آیندۀ اقتصاد کشور ما افغانستان  معلومات بدهید.

جواب: فروش معادن کشور خنجری است در سینه ملت

خدا آن کشوری را سروری داد   که تقدیرش بدست خویش بنویشت
بدان ملت سرو  کاری  ندارد       که دهـقانش برای  دیگری  کشت

باز خیانت دیگری انجام شد و معاهدۀ ننگین به ننگینی معاهدۀ دیورند توسط دستگاه بد نام حامد کرزی به امضآ رسید.این بار معدن حاجیگک بامیان را که اساس صنعتی شدن افغانستان را در آینده تشکیل میداد برای کشور هندوستان بفروش رسانیدند و امکانات صنعتی شدن افغانستان را برای ابد از بین بردند.سه سال قبل در یک زدو بند خاینانه دولت حامد کرزی معدن مس عینک لوگر را که یکی از بزرگترین معادن مس در جهان کنونی شناخته میشود بدون ارزیابی مفاد آن برای چینایی ها بفروش رسانید.دراین معامله ننگین وزیرسابق معادن حامد کرزی اقای ابراهیم عادل متهم است که در یک مجلس رشوه ستانی  که بین او و چینایی ها در دوبی منعقد گردید  سی میلیون دالر کمایی نمود. اینکه خود حامد کرزی چه مقدار پولی را در این معامله از چینایی ها اخذ نموده است تا اکنون معلوم نیست.ولی یک مسآله واضح است که قبل از امضا و بفروش رسانیدن این معدن حامد کرزی بصورت سری و بدون اجازه امریکایی ها به چین سفر میکند که حتی سفارت امریکا در کابل از این سفر آگاه نمیشود و اسباب ازردگی مقامات امریکایی را بوجود می آورد.

ادامه خواندن فروش معادن کشور خنجری در سینه ی ملت

پیام تسلیت نسبت وفات مرحوم ظاهر هویدا هنرمند محبوب کشور:

 

 چترام ثانی

امروز  قلبم  سنگنی  میکند ُ چشمانم  هر کجا در ستجوی  توسست  گوشهایم  هر لحظه  صدای  ترا  استماع  میکندُ نمیدانم که این  توهستی ویا من  دیواانه  شدم… همه میگوید که ( او  سفر کرد) اما باورم  نمیشود….لحظه  سکوت  میکنم  و آهنگ { شیندم  که  از اینجا سفر  میکنی} گوشهایم را  پرُ میکند….مگر  خودت سفر کردی…که باور  کردنی  نیست.
هویدا برادر بزرگم  بود که از آوان  جوانی  شناخت و ارتباط  فامیلی  داشتیم. زمانیکه  هویدا بخانه  ما میآمد با احترام  خیلی  شدید و نهایت  صمیمی مادرم را مادر خطاب میکرد.  مادرم  واقعاٌ او  چو من  دوست داشت و یکروز  از هویدا دعوت کرد و گفت ( ظاهر جان  شب  به  منزل ما یک مراسم  است  شما باید تشریف  بیآورید) بلی مادرم محفل  برای  هویدا  گرفته بودُ و طی  مراسم  رسمی  و عنعنوی  خانوادگی هویدا را پسرخواند و برای  تمام  دوستان  و خویشاوندان ما شیرینی تقسیم  کرد. هویدا با همان  متانت که سخن میگوید و سخنانش در قلب  می نشست ُ گفت « زهی  سعادت که  من پسر شما باشم» ایام  طولا نی با هم بودیم  وسیر وسفرها داشتیم ُ بلی  سفر هنری ُنشستهای  ارمغانی که  نشاد و همدلی  را دربر داشت. هویدا  درجمع  خانواده ما بنام  مرد بزرک ُ یار باوفا و انسان گران سنگ  شهرت داشت و دیگر کسی را سوال  نبود  که چرا یک  فرد مسلمان  در منزل ما میآید زیرااو  فرزند مادرم  و برادر  خانواده بود.  روزیکه برای تحصیل  موسیقی  با  استفاده  ازیک  بورس به  اتحاد  شوروی  میرفتیم ُ مادرم  به رفتن  من  مخالفت  داشت و نمیخواست  من  برای  چندی  از وی  دور باشم  و یا به  عقیده  خویش  که گویا  در کشور خارج  دست  به  کارهای  خلاف مذهب وفرهنگ  جامعه افغانی نزنم  …مگر هویدای  بزرگ  برای  مادرم  گفت  …مادر اگر  بالای  چترام اعتماد نداری  بالای  من چرا اعتماد  مینمایی و چرا مرا مانع  نمیشوی ؟ مگر من  پسر شما  نیستم؟…. مادرم  جزخموشی حرفی نداشت و هویدا  گفت  من  برادر بزرگش  هستم  و از وی حمایت و مراقبت  میکنم… بواقعیت مدتیکه  در روسیه  شوروری  باهم  بودیم  نه  تنها برمن مهربان بود بلکه  عزیز و غمگسار  همه  هنرمندان  گروپ  ما بود مثل  یک  برادر بزرگ ازهمه حمایت  و غمخوری  میکرد و همیشه مارا از غذا های  خوشمزه  دست پختش نشاد  میبخشید. او در کنار فهم  مسیقیُ  پرودسری ُ انانسری ُ نوازندگی و فهم  ادبیات  قویُ  و فکاهی  گویی  یک آشپز  خوب هم بود. زمانی  درکشور ما شرایط  برای زندگی  هنرمندان غیر مصوون  شد و من به هند رفتم  هویدا در همان کوچی که  من جازبند مینواختم  یک  پشتی  را گذاشته بود و برای  هیچ  هنرمند اجازه  نمیداد که ازآن چوکی استفاده  کند. موقعیکه از هنرمندانش در هند  شینیدم هیچ  باورم  نمیشدکه  غایبت  من  اورا  چنان  میآزراد … هویدا یک انسان  خیلی  صدیق ُ باوفا و مرد مردانه  بودُ از صحبتهایش آدمی سیر نمیشد…. او از میان  توده  ها برخاسته بود و برای  مردمش  سخت احترام  داشت. وهنرش را در خدمت مردمش  قرارداده بود.. با آنکه  در سن  کودکی  پدرش را از  دست  داد مگر در دامان  شیرزن با شهامت «مادر  گرامیش»  چنان تربیت  شد که  اصل  و نصب  خودرا یه همان  بزرگیمنشی  نگهداشته و برادر ان خودرا  نیز از آزمون گاه زمانه  چون  خودش  عزیز وگرامی وبا عزت تربیت  کرد.  بخاطر دارم  که در سالهای(۱۹۹۶)میلادی  برای  اجرای  کنسرت  به  امریکا  آمده بود  و یک تعداد  افغانهایکه  در دیگر  ایالت  های  امریکا  زندگی  داشتند  برایش  تلفون  کردند و گفتند که  مااز کنسرت  شما  بی نصیب  شدم  خود  ما آمده  نتوانستیم  و شمارا  هم  دعوت  کرده  نمیتوانیم  که باآواز خوانی  شما  یاد  وطن را  تازه  نمایم …..شاید  بکلمات  انگلیسی  گفته بودند.  هویدای  بزرگ  گفت  « افورت  مفورت» را نمیدانم  صرفاٌ کرایه  حمل  ونقلم را بپردازید  من برای  شما هموطنان عزیز رایگان  کنسرت میدهم  و چنان هم  کرد. حال باید دیوانه  باشم ودیوانه  شوم من  چنین  انسانی  را که  جوهر  مردانگی  در وجوش حک  بود از دست دادم  نمیدانم چطور به  فرزندان  عزیزش  و به  همسر گرامی  اش و جمله اعضای  فامیل  هویدای  گرامی  تسلیت  بگویم  در حالیکه با تسلیت  گفتن جوهری  را که  از دست  دادید ام  بر نمیگردد.  فرزندان  عزیز  هویدای  بزرگ  و عالیقدر  « برادرزاده  هایم  شیرینم» شمارا از  دور  در  آغوشم  میفشارم ُ تسلیتم را بپذیرید …. ایکاش  درکنار  تان  میبودم .  هویدا  گرامی  روحت  شاد  و جایت  بهشت  برین  باد

پیام تسلیت بمناسبت درگذشت مرحوم ظاهر هویدا

 

تسلیت
رجنی کمار پران

      دوستی  برایم  تلفون  کرد و گفت  در سایت  های  انترنت  چیز های  تازه  نوشته شده  که شاید برایم  قبول  نکردنی نباشد  …. وقتیکه  از وظیفه بمنزل برگشتم  «سایت  ماریا  دارو » را مشاهده  کردم خبر تکان دهنده  درباره  سفر  ابدیت  ظاهر هویدا را خواندم و بی  اختیار  گریستم  زیرا  در طی  چند ماه  بود که  مشتاق  شینیدن  صدایتش  بودم هرباریکه  برایش  زنگ میزندم  یا کسی گوشی  را نمیگرفت  و یا من  فرصت رااز دست  میدادم و برای  فردا وپس  فراد معطل  میشدم….. این  حسرت با خواندن خبر مرگش بدلم غوره  شد و سخت گریستم.
 خبر مرگ هر انسان  خیلی  وحشتناک است  مخصوصاْ دوست ی چون ظاهر  هویدا که درمنزل ما یک  شخصیت  بزرگ  و یک  دوست  نهایت  صمیمی  بود او با پدرم (پران نات غنمیت) روابط  هنری داشت  مگر در خانه مااز صمیمی ترین  فرد  خانواده  ما حساب  میشد. زمانیکه  مرحوم  هویدا  در مدیریت  فیلمهای  تلویزیون  ایفای  وظیفه  میکردُند من برای  گرفتن  بعضی فیلمهای  هندی جهت ترجمه  میرفتم ُ با چنان  احترام  در مقابلم قد راست  میکرد و صمیمانه  مرا خواهر خطاب  مینمود که من از حیا آب  میشدم و خواهش میکردم که  هویدا مهربان  شما با این بزرگی مرا  شرمنده  نسازید و در مقابل  خواهر کوچک تان  به پا  نخیزید.  با نهایت  احترام میگفت{  چرا نه  یک  بار به  احترام  شما که  خانم هستید و یکبار هم ببه احترام پدرت باید  به پا بر خیزم} زمانیکه  از وطن  آواره  شدیم دیگر  اورا دیده  نتوانستیم ُ چند سال قبل به امریکا در شهر  نیویارک  برای  کنسرت آمده  بود از اعضای  خانواده  ما پرسان مرا کرده  بود و با یادآوری از محبت های  پدرم اولین  آهنگ  کنسرت را با آهنگ  از پدرم  (پران نات ) آغاز  کرد.  او انسان  خیلی با وفا صمیمی و مهربان بودُ در باره  دوستان و عزیزانش هیچگاه ُ در هر مقامیکه قرار میداشت ُ خطا نمیکرد‌با آنکه موقعیت اودر جمع  هنرمندان خیلی  مقام عالی  بود وی کسی نبود که  مردمش  را فراموش  کند و یارانش را با  جاه وجلال  هنری به یغما  بسپارد. بزرگترین  صفات  هویدا صداقت ُ راستگوییُ و  احترام  عالی انسانی  او بود… او با  همان فهم  که داشت  مقام  منزلت  خیلی  عالی  نزد مردم  وهنر دوستان داشتُ  افسوس که  جایش  برای  همیشه خالیست.
با  حسرت  که از نبودش دارم  مراسم تسلیت  خود را به خانم گرامی و فرزندان عزیزش و تمام فامیل هویدا و تمام هنرمندان و هنردوستان  تقدیم  میدارم.   روحش  شاد و خلد برین  جایش باد     

با تاسف اطلاع گرفتیم که ظاهر هویدا به ابدیت پیوست!!!

 

 هنرمند مردمی که از بین  توه ها برخاست و برای مردمش خواند…بدلها شادی  آفرید. 
ای  چراغ  نور آفرین محفلها و ای  نشاد آفرین  قلبها جایت  برای  ابد در قلب  ما خالیست. هرگاه  نامی از هنر و هنرمندان گرفته  میشود بانام هنرمند چون  ظاهر هویدا پیوند نا گسستنی  داردُ نامت با برنامه سازان ُ  انانسران و   نویسندگان گره  خورد است. هویدا  یک  برنامه ساز با شهرت  رادیو -تلویزیون  افغانستان بود که هر یک  از کارمندان  خاطرات خوش از شما دارند.
هویدا عزیز تو نمردی  … برای مردمت برای  هنرمندان  و جمله همکارانت زنده  هستید 

{ سایت  ماریا دارو}  این  ضایعه جبران  ناپذیر را برای  تمام  اعضای  فامیل مرحوم هویدا بخصوص  خانم هویدا و فرزندان  عزیزش و کبیر هویدا  تسلیت  عرض میدارد.

هموطنان  گرامی !
هنرمندان سرمایه  ملی کشور ماست میدانم  این  ضایعه  جبران  ناپذیر  والم  بزرگ شما را متاثر  ساخته  است  برای  هریک  شما  نیز  تسلیت  گفتهُ روح هویدا  گرامی  را شاد  فردوس  برین  جایش  باد

من شریک غم جانکاه توام گریه مکن – همدم و هم دل و همراه توام گریه مکن

مرگ بگرفت هوا خواه تورا اما من –  تا دم مرگ هوا خواه تو ام گریه مکن

تاج ماتم به سرم گنج غم دوست به دل –  لاجرم هندوی درگاه تو ام گریه مکن

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=d265zdPF_e8

سلام بر زن و بر مادر

زتو چنین بدنیا آمده ام

  سلام برتو  ای  زن  ای  مقدسه  روزگاران .. وای  پیشتاز  انسانیت … ای  کسی  که  همه زاده  دامان تست .  ای  مادر… ای  مولای  بشریت… ای  کسیکه  از  تو بدنیا آمدیم  و در دامانان  پرمهرت … از شیر پاکت  و از لطف  وصفایت انسانیت  را آموختیم. ای  کسی که  جهان  با وجود  تو  پایدار  مانده  است  ُ ای  کسی  که  تهداب  زندگانی  بشریت  را  گذاشتیُ ای  کسیکه باغ   زندگانی  را  شگوفان  کردی .  ای  مادر  … ای  قدسیه  جهان …سلامم  را  بپذیر!!
 من  ز تو  زاده  شدمُ در جهان  پیاده  شدم … زتو  فروغ  هستی  گرفتم…. ای  نور  فروزان  جهان برتو سلام برتو!!!
 بتو  مینازم … بتو  میبالم… زتو  میآموزم زتو  نور  میگیرم  و  روشن  میشوم و بیتو  هیچم.
 مرا از  خود  مران …مرا محبت  تو  نیاز  است. مرا  لبخند  تو  شاداب  میسازدُ  تو شراب  هستی  و نور  زندگانی  هستی  …من بتو  نیاز دارم… مرا  چو تخم  در بیضه  وجودت  پروردی…. مرا تو زاده  شدی  بتو  نیازمندم.  بتو سلام  ای که  نام  مقدست  در زبان هر انسان  یکسان  توصیف  شده…. تو نیاز  همگانی  … تو  سرور  خوبانی  ….  تو  مادر جهانی …بتو  سلام .  بتو ای  زن  بتو  ای  مادر  و  بتو  ای  خواهر که  شما  محور  انسان  و انسانیت  هستید  برهمه شما سلام.  بتو  سلام  بتو  ای  فرشته  زمان  و جهان  سلام .  ای  زن  …ای مادر بیتو جهان  هیچ  استُ مقام و منزل تو  نزد خدااز همه  پیش است… بتو  سلام.  بگیر دستم  تو  ای  مادر  که  بیتو زپا افتاده  ام… بگیر  دستم  تو  ای  زن  که  بیتو  کانون  خوشبختی  را  زدست  داده  ام…بتو  سلام  بتو ای  فرشته  جهان  سلام. با  توم  سلول سلول  بدنم  موجودیت  ترا  در جهان  شاد باش  میگویم.
گلهای  را  که  در سرزمین  قلبم  کاشتی  در  مقدمت  میریزم .
                         شپوژمی  «  بها » از  هالند

نغمه آزادی

********************************************
   ای آتش افروخته از کوره بدرشو –  هر خاروخس دامن این خاک شرر شو 
  فریاد بزن غربت این شام سیاهی-  درهرنفس این شب دیرینه سحر شو
  زولانهءزندان اسارت فگن ازپا   –     دروادی جولان ستم زنگ خطر شو
  درهر گذرفاجعه چون موج بپا خیز – گرسنگ غم آید به سرت سینه سپرشو
  هرگز مسپارتن به قضاوقدر ای زن –  خود حاکم تقدیر به هرگام خطرشو
  این ملک زهر فتنه ء بیگانه نگهدار –   چون مام وطن،حافظ ماوای پدرشو
  آتش فگن هردخمهء بیدادقساوت –    آماج مصیبت شده این خاک خبرشو
  عیش وطرب لانهءصیاد بهم ریز –       درجنگل انبوه غضب تیروتبرشو
  ازدست مده باورفردای شگفتن     –   درباغ خزان دیدهء ماشاخ ثمرشو
  هرگوشه بخوان نغمهء آزادی خودرا –  پیروزدرین معرکه یکباردگرشو
                          هالند – مارچ ۲۰۱۲
                       نورالدین«همسنگر»

چرا ؟ : از – رجنی کمار پران

ای جـان من بہ عشـوہ نگـاہ میکنــی چـرا- با ایــن ھنــر مرا تو، تباہ میکــنی چـــــرا

جانـم فدای عشوہ و عشقم نثــــــــــار تـــو – نیـم نگــاہ دریغ ، ز مـا میکنــــــــی چـرا

بـوی خـوش تنت ز وجـــــــودم نمی رود – اغشتــــہ ام بہ مــوج گناہ میکنی چــــــرا

گاھـی بہ من دو لعل لب شکرین دھــــــی – گہ مبتـــلا بہ رنچ و بلا میکنی چــــــــرا

گاھی بہ خندہ ، گاہ بہ دشنام جـــــان من- با من ھزار ناز و ادا میکنـــــی چــــــرا

ترسم کہ درد حلقــہ کنـد در وجــود من – از خود مرا بہ حیلــہ جـــدا میکنــی چرا

بر زخـم جانگداز تو مرھم نمــی نہـــــم -صد بار زخــم میدھـی و دوا میکنی چرا

دیوانہ میکند ھمہ را خـــال ھنــدویـــــت – دلــدادگــان خویــش تباہ میکنــــــــی چرا

نـا اشنـای مـن ، تو بہ مــاننــد اجنبــــی – دشنــام می دھی ، و دعـا میکنی چرا

بر دیدہء پر اب من ای شوخ رحم کن-  ھر بار مکر و فتنہ بہ پا میکنی چــرا

رجنی پران کمار

نیویارک جنوری 2012

 

غم روزگار شعر ناب از : استاد م -اسحق ثنا

دوستان  شعر  و ادب بمناسبت روز  بین الللی زبان  نادری  جهان  شعراء کشور  طی  مشاعره  اشعار  نغز  سرودند  و جناب  امان  معاشر  اشعار  شعرای  گرامی  را جهت  نشر  به  سایت «ماریا دارو» ارسا داشته  است. با  تشکر  از ایشان  توجه  بدارید  به  اشعار  ناب شان ُ برای  شعرا ی محترم  نیز  طول  عمر  میخواهیم .

عمریست  انتظــار  سحــر  می کشیمما- از جنگ خسته ایم و خطر می کشیم ما

از گــردش زمانه ستم شد نصیب از آن- از سیــنه  آه پر ز  شــرر  می کشیم ما

دشمن مجال کار دهــد تا که خــود کنیم – از خاک خویش خرمن زر می کشیم ما

نه در وطن قرار ، نه در غربتم سکون- در هر کجــای رنج ســفر  می کشیم ما

دنیا ز فیض دانش خـود رفت کهکشان  – خــــابیــم  آرزوی  هــنر می کشیم ما

گردید کشتزار وطن از عـطش خــراب – در  بستر  خــ یال   ثــمر  می کشیم ما

از حادثات، کشتی ما  گر رود  به امن –  از بحر پر خــروش گهر می کشیم ما

قد شد ز بار رنج حوادیث  چون کمان- باری  جهان به مــوی کــمر میکشیم ما 

ما دوست را تمیز ز دشمن  نکرده ایم  – از باغ دهر رنج و ضرر می کشیم ما

تا کی ثنا این همه غــم های روز گــا ر- با آه و ناله ، دیــده ی تــر می کشیم ما

از عنایت یاران : شعر ناب از مولانا فرخاری

از خــامه ی خیــال اثــر  می کشیم ما- دشمن به جای دوست ببر می کشیم ما

گـردم قــوی چـو پتک به آیین مردمی- از آســتین  سنگ  شــرر می کشیم ما

خــونابه از دو چشم هـنر بین روزگار – از غم بجای خــون جگر می کشیم ما

تا دامــن صدف  نشود غرقه در فساد – از پیچ و تاب رشته گهر می کشیم ما

مغزم بــرای مــن نشود رهنمون اگــر- سـر از بساط دور هجــر می کشیم ما

خرمن کنیم دانه ی گندوم به صد عذاب- خون از دو ران و پشت بقر می کشیم ما

قاتل منــم به نــسل بشر در بسیط خاک- خــونپاره از درون سکــر می کشیم ما

دین با خرد  چگونه  نگیرد رهی ستیز – نقب قــوی  ز کــفر  بتر می کشیم ما

“فــرخاری” از عــنایت یاران ترقــدم – از نــای خشک قــند شکر می کشیم ما

حرف دل : از محمد نعیم جوهر- المان

 

 

 

 

 

فــریاد  دل  ز خــون جگر میکشیم ما –  از  دیده  راه و رسم  نظر می کشیم ما

از بسکــه اعتماد  شــده پایمال  خــلق –  حرف  دل از زبان  خبر می کشیم ما

گر دشمنی به خانه ی ما حمله ور شود – جانش به تیغ و تیر و تبر می کشیم ما

گر اتحــاد و همدلی گــردد  نصیب ما  – از خاک تیره عالم  زهر می کشیم ما

از بسکه بی سواد و خطا کارو جاهیلیم  – صد انتقاد  روی  هــنر  می کشیم ما

در هر کــجا قــرار و مداری  نیافتیم –  تا زنده   ایم  رنج  سفر  می کشیم ما

تا خود زمام خویش نگیریم بعد از این  – صد بار ، بار منت خر مــی کشیم ما

در راه حفظ خاک نیاکــان بعد از این- دل را بجــای  نقش سپر می کشیم ما

آتش به خانه و زن و فرزند می زنیم – هر چند که فکر جنگ بسر می کشیم ما

در فکر صلح و جوهر آرامی وطن  – شب زنده داری تا به سحر می کشیم ما

آه و نوا :از حسن شاه فروغ از لندن

مشاعره تاکــی  زسینه آه  شــرر  می کشیم ما-شور و نواه ز سوز جگر می کشیم ما

با دشمنان خــاک  وطـــن همنوا شــده- بر جان خــویش تیر تبرمی کشیم ما

آید رضای خـــاطـر دشمن به ملک ما-صد جام زهر جنگ بسر می کشیم ما

از چهره های  اهریمنان  وطن همیش –تصویر صلح و دفع خطر می کشیم ما

با میل خــود عرابه ی جنگی  دیگران –با پا و دست  سینه و سر  می کشیم ما

ما را زبون درد و غم وجهل کرده اند- بیرون زخانه علم  و هنر می کشیم ما

گوشۀ جهان ز ناله و فریاد ما کر است- از دشمنان مــلک  ضرر می کشیم ما

بر مردمان دیده ی خود ظلم کرده ایم –خاک از چه جای کحل بصر میکشیم ما

از بسکه خون ز دیده و مژگان همیرود – چون سیل خون ز دیده ی تر می کشیم ما

بی جوهر “فروغ” تو ای خــاک میهنم- شبها به گریه  تا به سحــر می کشیم ما

“بنیاد آموزشی نی” روز جهانی زبان مادری را در ونکوور، کانادا تجلیل نمود

 

بنیاد  نی
سید مسعود بدخش

“بنیاد آموزشی نی” به مناسبت “روز جهانی زبان مادری”، محفل با شکوهی را شام پنجشنبه ۲۳ فبروری در شهر ونکوور کانادا برگزار نمودند.در آغاز محفل، محترم استاد سید مسعود بدخش، یکتن از بنیانگذاران “بنیاد آموزشی نی” در رابطه به نقش زبان مادری و مراودات اجتماعی صحبت نمودند.سپس، محترم داکتر سلطان حمید سلطان، در رابطه به تفاوت های  گویشی میان زبان فارسی – دری ایران و افغانستان مفصلاً صحبت نمودند که مورد توجه اشتراک کنندگان قرار گرفت. بعداً، محترم عبدالباری جمال، یکی از فرهنگیان شهر ونکوور، مقاله ای را در رابطه به علامه اقبال لاهوری به سهم اشتراک کنندگان رسانید. متعاقباً محترمان: سلما فرخاری، محمد اسحاق ثنا،  مولانا کبیر فرخاری و رحمان ســدید، اشعار خویش را قرائت نمودند. گردانندگان برنامه، محترمه طوبی عنبری و رزم آفرین فرخاری با دکلمۀ اشعار به محفل رنگینی خاص بخشیدند. در آخر برنامه، نامۀ به عنوان سپاسگزاری از طرف دست اندر کاران “بنیاد آموزشی نی” جهت تقدیر از کارکرد های ادبی و فرهنگی محترم عبدالباری جمال به اوشان توسط محترم میرملک رحمان، یکتن از بنیانگذاران “بنیاد آموزشی نی” اهدا گردید.

“بنیاد آموزشی نی”

 

زبانهای ملی ورسمی کشور ما درعهد باستان

 

آصف آهنگ دانشمند وطنپرست ، نمونه ُ از رادمردان است که آگاهانه واندیشمندانه با مرام جنبش مشروطه خواهان زیسته وچراغ آنها را روشن نگاه داشته  است . این مورخ دقیق و شخصيت نستوه تا به حال آثار متعدد تاریخی، سياسی و ادبی به رشته ُ تحرير درآورده است. تعدای از آثار پر بهای ايشان عبارت اند از: جهانبینی عارف ، تاریخ در ایديولوژیهای محتلف در چهار جلد، خاطرات زندان، کابل قدیم، چند سطری از تاریخ و چشم ديد من، جلادان قدیم زیاد اند ، پاسخ به اتهامات نبی عظيمی، پاسخ به کتاب جنبش هزاره ها واهل تشیع در افغانستان و ده ها اثر دیگر.
 سوال: استاد محترم کدام زبانها در عهد باستان، زبانهای رسمی ِ کشور ما بودند؟

ادامه خواندن زبانهای ملی ورسمی کشور ما درعهد باستان

موقعیت زنها در عهد باستان: به پیشوازهشتم مارچ روزجهانی زن

موقف زن  در عهد باستانk
نجیبه آرش

از نظر پژویشګران یونانی(پلوتارک ) در زمان بر بریت ، مردها نسبت  به زنان شان ، بسیار حسود و به شدد مواظب  بودند  تا چشم بیګانه به زنهای شان  نیفتد وحتی از کنیزان خریده شده ی خود نیز حراست میکردند ، زمانیکه قبیله ها از یکجا بجای دیګرانتقال میکردند ، زنان شان در حصار چادر ، بالای چارپایان قرار داشتند ۰ اما پژویشګران ایرانی در دوره هخامنشی ها، مسآله حصارت زن در چادررا حقیقت ندانستند  و اضافه می کنند که از بررسی شرایط دستمزدها دیده می شود که مرد و زن در کنار همدیګر کار می کردند و از حقوق برابر ، برخوردار بودند و بعضآ حتی کارهای دشوارتر را هم به عهده داشتند ۰ مثلآ : ګروهای عظیم از زنها  دوشادوش مردها در کار کشاورزی ، دام پروری ، سنګ سایی ، سنګ تراشی و صیقل کاری که به  ظرافت  بیشتری ضرورت داشت ، توسط  دستهای ظریف  زنها ، انجام  میشد ۰در زمان قدیم  ، برمی خوریم  به این که پیشه بیشتر زنها ، د وخت و د وز لوح های تخت جمشید بوده که از آنجا به خیاطی ودوخت  لباس های ساده و پر زرق وبرق و سوزن کاری های بسیار هنرمندانه ، اشتغال پییدا کردند۰تاریخ نویسان نګاشته اند که در عصرامپراتوری داریوش ، امکانات آموزش های هنری ومهارت های  حرفه ای برای  زن ومرد یک سان و حقوق آنان نیز برابر بوده است

ادامه خواندن موقعیت زنها در عهد باستان: به پیشوازهشتم مارچ روزجهانی زن

ترحم برحال کودکان: ای وای که زمستان بلای جان است – کی صندلی گرم و جلغوزه بریان است

کمک اطفال افغانستان              

ترحم  بر کودکان  کشور  وظیفه  وجدانی هر  فرد  افغان  است. زمستان  سرد  در هر کشور حوادثی  را در قبال  دارد اما در افغانستان جان شیرین  کودکان  و مردم  بی بضاعت را میگیرید. کشور  جنگ زده  و ویران در طی  ده سال جز چطور وچپاول ُ ربودن مال و پولهای  مردم  از بانکها و سرقت سرمایه ملی وعایدات  مالیه  وگمرکات و  تقسیم  بین  شرکا ُ مسوولین هیچگاه  در فکر تدابیر و پیشبینی  از آفات  و حوادث  طبیعی  برای کسانیکه از خانه  وکاشانه  شان  نبست جنگ  های  قدرت طلبانه از دست  داده  و بیجاه گردیده اندُ نداشته است.  کودکان ُزنان  وپیرمردان  در زیر  خمیه  های  پینه پینه  بدون  هیچ  گونه  کمک  اولیه با  شکم  گرسنه  و تن برهنه  میخوابندُ لطفاٌ سخاوت نموده هرآنچه  از دست  تان  برآورده  میشود ُ دربرابر مظلومان  و کودکان  دریغ  نکنیدُ به سایت ذیل  تشریف  ببرید  و کمک ارسال  نماید.

.http://www.aschiana.com/ لفطاٌ لطفاٌ کمک  نماید.

 

خانم انارکلی هنریار خواهر هموطن ما جایزه شجاعت و محو خشونت را نصیب گردید

دکتورسید مخدوم رهین وزیراطلاعات وفرهنگ امروز در محفلی دریافت جایزه شجاعت و محو خشونت را به خانم  انار کلی هنریار تبریک گفت.
خانم انار کلی هنریار از جمله فعالان حقوق بشر در کشور است و جایزه سال 2011 یونسکو مدنجیت سنگهه رابرای اولین بار درتاریخ کشور  به دست آورده است. به گزارش خبر نگار آژانس اطلاعاتی باختر در محفلی که به این مناسبت ازطرف وزرات اطلاعات و فرهنگ برگزار شده بود، دکتور سید مخدوم رهین صحبت کرده این پیروزی را به خانم هنریار تبریک گفت و افزود: ما باید با همه انواع خشونت از جمله خشونت علیه زن پیکار کنیم.
دکتوررهین درین صحبت مختصر هرنوع خشونت را محکوم کرده، این  پیروزی هنریاررابرای همه هموطنان به شمول هموطنان  سکهه و هندو تبریک گفت و همچنان از شخصیت مدنجیت سنگهه سفیر حسن نیت یونسکو که خدمات انسانی او در خدمت ملت های جنوب آسیا ستایش برانگیز است یاد اوری کرده، اقدامات وی را در رشد و گسترش فرهنگ جنوب آسیا از اهمیت بسیار برخوردار دانست. درین محفل پیام مشرانو جرگه توسط عمراخان مسعودی رئیس بنیاد  جنوب آسیا – بخش افغانستان خوانده شد. بعداً” خانم انارکلی صحبت کرده از وزارت اطلاعات و فرهنگ به خاطر برگزاری چنین محفل قدردانی کرده گفت که این  جایزه مربوط هنریار نمی شود بل افتخار آن به تمام ملت افغانستان میرسد.

جهت  مطالعه بیشتر  و استماع  پیام  خانم  هنریار  به  لینک  ها(نشانی  ) های  ذیل  مراجمعه فرمائید.

http://youtu.be/y_x2BU3I2ho

http://www.afghanhindu.info/

چاھتی ھوں

شعر اردو
            زرہ ســـا تھرو، کچھ کہنــا چاھتی ھـــوں

         تم کــو بخدا اپنــــا ،بننا چاھتی ھــــــــــوں

     زمین و اسمــــان ،تـــــــاروں کو لے کــر

     میں بھی تمہاری ، ھونا چاھتـــــی ھـــوں

   مـــل گیے گر مجھے محبوب میـــــــرے

  خوشی سے میں ، رونـــــا چاھتی ھـــوں

صبرممکن نہیں ڈسنے لگی ھیں دوریاں

تمہاری یاد میں ڈپٹا، بھگونا چاھتی ھوں

میں ریزہ ،ریزہ ھو کر بکھرگیی ھر سو

اب میں تـــــــم میں ، سمونا چاھتی ھوں

کل جو دیکھا تھا خواب میں تجھکــــــــو

اچ پھر سے میں ، سونا چاھتی ھــــــوں

رچنی  کمار  پران

نیویارک ۲۱ /۲/ ۲۰۱۲

برگشت تاريخ

برگشت  تاریخ
میرعنایت الله سادات

    خوانده بودم که تاريخ بر نميگردد…

       نيرو های مولد رشد ميآبند و

       اين رشد ، مناسبات کهنه ای اجتماعی را ،
دگرگون ميسازد .

               * * * * *
همه به باليدن نيروها دل بسته بودند
تا اين جريان به راه افتد و
مردم ما از کوره راه تاريخ موفقانه بگذرند ،
و عقب ماندگی ها به گذشته متعلق گردند .

                               * * * * *

                  ولی اين آرمان بسر نرسيد

                  قبل از وقت ،

                  به عيوض مردم ،

                  واحد های نظامی را به حرکت در آوردند

                                * * * * *

                  گفتند: ما ” راه کوتاه ” را انتخاب کرديم …

                  عجب راه کوتاهی … واپسگرايان ،

                  ببخشید ، واپسگراترینٍ واپسگرایان

                  از همه جا سر بلند کردند.

                                * * * * *

                   ” زرنگ ترین ” آنها فتوا داد

                   که کابل

                   شهر کفر شده است ، باید

                   خاک آن به عمق ” هفت بلست  عیوض گردد

                                * * * * *

ادامه خواندن برگشت تاريخ

پیرامون نوشته آغای آریانفر در باره « فتنهء طالبان…»

دوکتور جهش

در این شکی نیست که آغای آریانفر یکی از تحلیلگران انگشت شمار مسایل افغانستان و منطقه است  که نکات عمده سیاست و ستراتیژی امریکا در قبال افغانستان ومنطقه درمقالات وپژوهش های شان بازتاب روشن دارد وایشان ازآینده وطن و مردم نگران اند. اما با حفظ احترام به شخصیت ونظریات آغای آریانفر لازم می بینم تا پیرامون بخشی از این مسایل نظرات مشخص خودرا برجسته و بیان کنم :

آریانفر در مقالهء« فتنهءطالبان : یک توطئه بزرگ و خانمانسوز است» دو سناریوی عمده و یک سناریوی احتمالی سیاست امریکا را در مسئله افغانستان مطرح میکند که ناشی از یافته ها و تصورات نویسنده بوده و بعضی مندرجات آن ضد و نقیض به نظر می آید. اکنون به هیچ کس پوشیده نیست که حضور نظامی و استخباراتی امریکا در افغانستان و منطقه عنصر اساسی تامین اهداف ستراتیژیک آن در آسیای میانه میباشد که این اهداف را به کمک آی اس آی پاکستان، عربستان سعودی و متحدین غربی خود با استفاده از ابزارهای طالبانی و دیگر تروریست های به اصطلاح اسلامی پیاده می نماید ، به باورم که تحلیل های ما باید به اساس این فورمول عمومی استوار باشد.

اکنون به متن مقاله آغای آریانفر روجوع میکنم که :

1 – رژیم کابل را اولترا نشنلیست میخواند در حالیکه در علم سیاست رژیم نشنلیست واولترانشنلیست به رژیم هایی اطلاق می شود که از منافع یک ملیت خاص به شکل معتدل و یا افراطی دفاع نموده و حامی آن باشد و در رشد و ارتقاء تمام ظرفیت های اقتصادی ، تخنیکی ،عمران و معارف ملیت خاص مساعی و تلاش نماید. درحالیکه ملیت پشتون ودیگرملیت ها در ولایات پشتون نشین افغانستان درطول ده سال اشغال مورد توهین ، تحقیر ، کشتار ، بمباردمان های وقفه ئی و متواتر قوای خارجی وحملات طالبان  و رژیم کابل قرار گرفته سرومال ، خانه و کاشانه خود را از دست دادند ، بناا رژیم کابل نه یک رژیم نشنلیست و اولترانشنلیست بلکه یک رژیم مزدوراست که اکثراعضای آن در پی منافع شخصی و گروهی خود بوده و در نهایت از مملکت فرار خواهند کرد.

2 – در سناریوی اول آغای آریانفر می فرمایند که امریکا میخواهد تا دولت مقتدری در کابل بوجود آورد که توسط آن اسلام اباد را تحت فشار قرار دهد اما واقعت چنین نیست زیرا قرار اصول یک دولت وقتی میتواند دولت دیگر را تحت فشار قراردهد که ظرفیت های اقتصادی ونظامی آن بالاترازدولت طرف مقابل باشد؛ درحالیکه افغانستان تا سالهای زیادی فاقد چنین امکانات خواهد بود و پاکستان امروزامکان رقابت حتی با هند را دارد. برعکس سیاست امریکا ایجاب مینماید تا در کابل یک رژیم وابسته ، ضعیف و تجرید شده از مردم را داشته باشد ، رژیم را درمحدوده کوچک محصورکرده دست نگر و محتاج نگهدارد. چه اگرآن طوری میخواست ده سال وقت کافی بود تا یک افغانستان دیموکراتیک و قوی بوجود میآورد.

ادامه خواندن پیرامون نوشته آغای آریانفر در باره « فتنهء طالبان…»

زن در حصار شریعت ؟؟

بازرژیم آلوده بافساد و زن ستیزکابل ، زیرنام اسلام ، گلی را ازطریق وزارت اطلاعات و فرهنگ به آب داده است و آن اینکه زنان درجریان اموررسمی درپرده پوشیده باشند. درزمان سیاه طالبان شعری بهمین مناسبت سروده بودم که نشرمکررآن ، سفله گی های امروزی را هم جوابگو می باشد :

بــنـده گــان ســـرکـشـت راای خـــــدا !!

ایــن چــه بیباکی و ایـن چه خودسریست

ایــن چــه آقــائی وفـــرمــانـــداری است

این چـــه بـــی دردی واین چه داوریست

این چــه نا فـــرمانی ، ازفـــرمان توست

این چه خود خواهی واین چه سروریست

ایــن چــــه بــیـداد است بـر جنس لطیف

ایـن چـــه زورآزمــائــی و زورآوریست

نـــازک انــــدامــی بــــه زیـــر این فشار

این چه پیش آهنگی ، این چه رهـبریست

بــــر ظـــریـــفـی ایــنـهمـه قهر و عتاب

نــی بـــه شــرع مــا ، نه رسم کافریست

مــــانــدن زن ، در قـــفـس آخـــرچــــرا

تـــاکــی ایـــن بــلــبل بـه زندان زریست

سـلـب آزادی زن کــــردن ، زچــیـســت

در حــصـاردیـــو ، تــاکـی این پــریست

بــاورم نـــایـــد کـــه درحــکـــم خـــدای

زن ز اســـتـحــقـاق انســانــی بــــریست

زن گـــل رنــگـــیـن بـــاغ زنــد گـیسـت

قــدرایــن نـعــمـت نــدانی کـهــتـریسـت

زن یـگـــانـــه پـیـشــتـاز جـامــعه است

نـــی بـــرای نـــوکـــری و چــاکریست

زن بـــه وقــت رنـج سـنگ خاره ایست

زن به وقت ناز ، نازک چـــون پریست

درحصارخـــانــه مــانــدن بهـر چه ؟؟؟

چـــنــد زیــرپـــرده ، نـامش چادریست

حـــرمــت  زن را نـــدانسـتـن خطاست

حـــرف نشــنـیـدن ازو عــیـن کـریست

مـــرد مــی گـوئی ؟ ، چسان مردانگی

ماده می خوانی ورا ، این چه نـریست

جنس زن کـهـتـر نه ، بلکه مهتر است

مـــرد را نــی مــهتری ، نی بهتریست

ازجــلال وعــظـمـتش غـــا فـل مـباش

زن بـــزرگ است ومـقامش مادریست

دیـــو مـــردی کــــو نـــدانــد قـدر زن

بـــد تــراز کـفـر « جهود خیبریست»

پــنـجــه دادن بـــا چــنین جنس لطیف

کـــافـــری بــاشــد ، به والله کافریست

م.نسیم «اسیر»

اپریل 1995م

بن المان